• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حکم المستنصر بالله

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حکومت امویان در اندلس از سال ۱۳۸هـ شروع شد و تا سال ۴۲۲هـ ادامه یافت. این دوره به دوره طلایی حکومت اسلامی بر اندلس مشهور است. حکم بن عبدالرحمن نیز یکی از خلفای این دوره به شمار می‌آید.


۱ - شخصیت حکم

[ویرایش]

حکم، ملقب به المستنصر بالله، فرزند عبدالرحمن الناصر لدین الله، هفتمین خلیفه اموی اندلس (اسپانیای کنونی) به شمار می‌آید.

۱.۱ - نسب


نسب او حکم بن عبدالرحمن بن عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن حکم بن هشام بن عبدالرحمن داخل است. مادرش مهرجان و به نقلی مرجان نام داشت که ‌ام ولد بود.
[۴] بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.


۱.۲ - کنیه


از جمله کنیه‌های وی ابوالمطرف و اباالعاص
[۷] بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.
نقل شده است.

۱.۳ - ویژگی‌های جسمانی


چهره‌اش سفید مایل به سرخ، چشم خرمایی، خمیده، دارای صدای بلند، ساق‌های کوتاه، جسم تنومند، گردن‌کلفت، دستانی قدرتمند و شخصیتی جدی بود.
[۱۲] ابن خطیب، محمد بن عبدالله، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۴۸۶، تحقیق محمد عبدالله عنان، مصر، دارالمعارف.


۱.۴ - خلافت


حکم پس از مرگ پدر در رمضان سال ۳۵۰هـ در سن چهل و هفت سالگی به خلافت رسید.
[۱۵] بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.


۱.۵ - مقارن با خلافت پدر


وی شصت و سه سال عمر کرد و بیش‌تر عمر خود را در دوره طولانی خلافت پدرش که پنجاه سال به طول انجامید، گذراند.

۲ - جایگاه و مقام علمی حکم

[ویرایش]

مورخان و سیره‌نویسان در کنار نقش حکومتی حکم، از وی به عنوان یک عالم و دانشمند یاد کرده‌اند و او را جامع علوم و علاقه‌مند به اکرام و احترام دانشمندان دانسته‌اند. حکم المستنصر علاقه‌مند به جمع علوم شرعی ـ اعم از فقه و حدیث ـ و غیر آن بود. در علم انساب تحقیق می‌کرد و بر گردآوری و نگارش قبایل عرب و الحاق آن که نسبش محو شده یا نمی‌داند، به قبیله‌اش علاقه فراوانی نشان می‌داد. علما و راویان احادیث را از آفاق جمع می‌کرد، در مجالس بزرگان علمی حضور می‌یافت؛ از آنان می‌شنید و نقل می‌کرد. وی در علم انساب تنها و بی‌مثال،
[۱۹] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
در فرقه‌های مذهبی متخصص و در شعر و ادب صاحب‌نظر بود.

۲.۱ - گردآوری کتاب


حکم المستنصر کتب فراوانی را در دوره خود گرد آورد که از حیث کثرت و نفاست قابل وصف نبودند؛ به طوری که گفته شده، تعداد آن‌ها به چهارصد هزار جلد می‌رسید و انتقال آن‌ها شش ماه به طول انجامید.
[۲۴] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.


۲.۲ - چگونگی تهیه کتاب


مستنصر برای خرید این کتاب‌ها تاجرانی به نقاط مختلف می‌فرستاد و اموالی را برای خرید این کتاب‌ها در اختیار آنان قرار می‌داد تا این‌که در اندلس به قدری کتب نفیس جمع‌آوری شد که تا آن زمان سابقه نداشت؛
[۲۶] بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
[۲۷] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۶، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
به عنوان نمونه؛ به منظور دریافت کتاب اغانی، برای صاحب و مولف آن ابوالفرج اصفهانی هزار دینار طلا فرستاده شد. ابوالفرج نیز یک نسخه از آن را پیش از آن‌که کتاب را برای اهل عراق رونمایی کند، برای حکم المستنصر فرستاد.
[۲۹] بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
نمونه‌های دیگری از این دست نیز در تاریخ ذکر شده است.

۲.۳ - تدوین کتاب


حکم المستنصر در قصر خود اساتید ماهری در صنعت کپی‌برداری و رونویسی، ضبط و اعراب‌گذاری، تنظیم و صحافی گرد آورد که سخت به کار تدوین کتب مشغول بودند؛ لذا در اندلس گنجینه‌ای از کتاب به وجود آمد که نه قبل از آن و نه بعد از آن وجود نداشت.
[۳۱] المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
(البته در مورد ناصر عباسی نیز چنین قضیه‌ای رادر همین منابع نقل کرده‌اند).
[۳۲] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۶، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.


۲.۴ - مطالعه کتاب


حکم، توجه خاصی به کتب جمع‌آوری شده داشت و به تصحیح و مطالعه آن می‌پرداخت. گفته‌اند کم‌تر کتابی در خزانه‌اش پیدا می‌شد که او نخوانده باشد و نظری درباره آن نداده باشد.

۲.۵ - ذکر انساب راویان


وی معمولاً در اول یا آخر کتاب به نسب مؤلف روز ولادت و وفات و شرح حال او می‌پرداخت و انساب روات را ذکر می‌کرد.
تعداد فهرست‌هایی که در آن فقط اسامی کتاب‌ها جمع‌آوری شده بود، چهل و چهار فهرست بود و هر فهرست پنجاه ورقه داشت که تنها در آن اسم دیوان‌ها ذکر شده بود.
[۳۷] المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.


۳ - ولایت حکم المستنصر

[ویرایش]

حکم در سال ۳۵۰ ه. ق به امارت رسید. وی زمانی که حاکم شد، با تمام وجود مسئولیت آن را به عهده گرفت و تمام مردم را به بیعت خود دعوت کرد و طی مراسمی تمام اهل قصر، بزرگان و سپس مردم با وی بیعت کردند.
[۳۹] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۷، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
حکم زمانی به حکومت رسید که پدرش بر اندلس و بیش‌تر سرزمین‌های بربر استیلا پیدا کرده بود. در نتیجه چنان‌چه نقل کرده‌اند، دوره پانزده ساله حکومت او در آرامش و بزرگی و رفعت بود.

۳.۱ - بهترین حاکم


بنا به نقل تاریخ، وی یکی از بهترین حاکمان آن دوره بود؛ نیک سیرت، فاضل، عادل و با رعیت خوش‌رفتار بود.

۳.۲ - اقدامات


از جمله اقدامات داخلی وی می‌توان بزرگ کردن مسجد جامع قرطبه (اندلس)، ساخت و تحکیم شهر طلیطله، تنفیذ حکم حرمت خون‌ریزی، مدیریت آب، تأسیس دارالصدقه، تعلیم کودکان ضعفا و ساخت مدارس برای آنان، ایجاد اوقاف برای معلمان فرزندان فقرا، تحریم شرب خمر و... را نام برد.

۴ - سیاست خارجی حکم

[ویرایش]

اقتدار و ثبات سیاسی حاکم بر اندلس در دوره طلایی که مرهون حکومت و کشورگشایی‌های حاکمان پیشین بود، سبب شد تا اندلس در زمان حکم از اقتدار کامل برخوردار باشد؛ چنان‌چه در تاریخ نیز دوره او را دوران آرامش و سربلندی اندلس دانسته‌اند. این ثبات سیاسی در عرصه روابط خارجی نیز تأثیرگذار بود و سبب شد که اندلس در صحنه بین الملل نیز از قوت و قدرت خاصی برخوردار باشد. نوع تعامل و برخورد با قبایل مرزی، رومیان، مغربی‌ها و... نشان‌دهنده این برتری است.

۵ - گرایش قبایل مرزی به دین مسیح

[ویرایش]

در زمان حکومت امویان اندلس، قبایل مرزی مختلفی در اطراف شبه جزیره ساکن بودند که برخی از آنان عبارت بودند از: جلالقه (گالیسین‌ها)، صقالبه (اسلاوها)، برغواطه و... . پیش از ورود مسلمانان، زمانی که رومیان قسطنتین را تصرف کردند، دین مسیح را رواج دادند؛ چنان‌که ملت‌های مجاورشان از جمله جلالقه، صقالبه، برجان، روس، قبط و حبشه و نوبه به این دین درآمدند. این ملت‌ها در زمان حضور مسلمانان بر دین خود بودند و گاه به نبرد با مسلمانان می‌پرداختند و گاه نیز در صلح بودند.

۵.۱ - جلالقه


جلالقه (گالیسین‌ها) از ملت‌های فرنگی اندلس بودند که در نواحی کوهستانی شمال اندلس زندگی می‌کردند. زمانی که ناصر ـ پدر حکم ـ از دنیا رفت، جلالقه به طمع دست‌یابی به قدرت حمله مرزی را آغاز کردند. حکم شخصاً وارد عمل شد و طی نبردی بر آنان غلبه یافت و آنان را شکست داد. وی به همین ترتیب حاکمان محلی دیگر را که یکی پس از دیگری قیام کرده بودند، سرکوب کرد و فتوحات وی در این دوره عظمت یافت.
[۵۴] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۳، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
به این ترتیب پس از این شاهد بازگشت سیاست صلح در عرصه روابط با اقوام داخل اندلس هستیم؛ چنان‌چه در این زمان هر یک از امرای مناطق مختلف مرزی (از جمله امرای جلالقه و صقالبه) هیئتی را همراه با اسقف‌های خود برای بیعت و اطاعت نزد حکم می‌فرستند.
[۵۵] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۴، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.


۶ - جنگ با رومیان

[ویرایش]

هرچند قبایل داخل اندلس نیز از تیره رومیان بودند، اما آن‌چه به لحاظ مصداق رومی خوانده می‌شد، اقوام خارج از منطقه اسپانیا بودند. در دوره حکم نیز حمله به روم به عنوان جهاد فی سبیل الله و مبارزه با مشرکین، امری مقدس تلقی می‌شد و به این ترتیب در طی سال‌های مختلف حملات گوناگونی به این مناطق صورت گرفت؛ به عنوان مثال حکم برای اولین بار در سال ۳۵۱ه. ق به بلاد روم حمله برد و قلعه‌ها و شهرهای زیادی را فتح کرد و غنایم بسیاری به دست آورد. سنت حمله به بلاد مشرکین و رسم فتوحات خوانی در این دوره متداول بود؛ به این صورت که در قرطبه و کاخ الزهراء کتاب فتوحات خوانده می‌شد و به طور مشروح وقایع فتح، سرزمین‌های فتح شده و قتل و غارات آن ذکر می‌شد. البته این به معنای داشتن روابط کاملاً خصمانه با روم نیست؛ بلکه در مواردی شاهد روابط فرهنگی بین این دو هستیم؛ به عنوان مثال، ملک روم معمار ماهری را برای ساخت مسجد جامع قرطبه به نزد خلیفه حکم فرستاد.

۷ - حمله به مغرب

[ویرایش]

قرطبه (اندلس) که در آن دوره تحت حاکمیت سلاطین اموی بود، به لحاظ مجاورت با آفریقا درصدد ایجاد حکومت یک‌پارچه تحت خلافت امویان در این مناطق بود و به همین لحاظ تلاش سیاسی و نظامی پیگیری را برای خارج کردن آن مناطق از دست حکومت شیعی آفریقا به حاکمیت معد بن اسماعیل معروف به المعز لدین الله فاطمی
[۶۰] قرطبی، ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۲۶-۲۷، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.
دنبال می‌کرد.
در اولین قدم حکم به دنبال جذب قبایل به سمت خود بود؛ ملوک زناته یکی از گروه‌هایی بودند که به حکم و خاندان اموی گرایش پیدا کردند. کشته شدن زیری بن مناد عامل معد بن اسماعیل بر غرب، زمینه مناسبی را برای حضور امویان فراهم کرد. زیری توسط یکی از عوامل خود به نام جعفر بن حمدون (حاکم مسیله) که به امویان گرایش پیدا کرده بود و درصدد پیوستن به ملوک زناته بود، کشته شد. جعفر پس از قتل، سر زیری را نزد حکم برد و خود را به او نزدیک کرد و دعوت شیعه را کنار گذاشت و به این وسیله فتح بزرگی نصیب حکم گردید.
[۶۱] ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۳۲ ـ ۳۷، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.

پس از آن زمینه برای حملات اساسی به غرب (شمال آفریقا) آماده شد؛ به طوری که در سال۳۶۱ه. ق حکم المستنصر جنگ‌های بزرگی علیه غرب به راه انداخت؛ به خصوص پس از نقض عهد حسن بن قنون که به شیعیان فاطمی گرایش پیدا کرده بود. در این جنگ‌ها که مدت‌ها به طول انجامید، سرانجام شیعیان به رهبری حسن بن قنون در سال ۳۶۳ه. ق شکست خوردند و سرزمین‌هایشان به دست کارگزار حکم افتاد. در نتیجه حسن از جنگ دست کشید، اعلام عقب‌نشینی کرد و پسرش را برای عذرخواهی نزد حکم فرستاد. پس از آن نیز حسن به همراه ادریسی‌های حسنی که از امرای غرب بودند، شکست خورده بر حکم وارد شدند.

۸ - جنگ با مجوس‌ها

[ویرایش]

یکی دیگر از گروه‌هایی که حکم با آنان مواجه بود، مجوس‌های ادرمانی بود که شهرهای مرزی را مورد هجوم خود قرار می‌دادند. در سال ۳۵۵ه. ق مجوس‌ها از راه دریای کبیر وارد اشبونه، یکی از شهرهای ساحل غربی اندلس شدند و به قتل و غارت مردم پرداختند. حکم درصدد پاسخ به این حمله برآمد و برای جلوگیری از تکرار این پیش‌آمد، یک گارد نظامی ساحلی در آن منطقه مستقر نمود.
[۶۵] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۳، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
[۶۶] ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۲۳، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.


۹ - شخصیت روایی

[ویرایش]

حکم از قاسم بن اصبغ، احمد بن دحیم، محمد بن محمد بن عبدالسلام و زکریا بن خطاب و... روایت شنیده و وی را در آن‌چه نقل کرده است، ثقه دانسته‌اند.
[۶۸] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.


۱۰ - وفات

[ویرایش]

وی در اثر ابتلا به بیماری فلج و زمین‌گیر شد
[۶۹] مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۷، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
و تا زمان مرگ جعفر بن عثمان به تدبیر امور می‌پرداخت. سرانجام وی در سال ۳۶۶ه. ق پس از شانزده سال حکومت از دنیا رفت.

۱۱ - پانویس

[ویرایش]
 
۱. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۳، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۲. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۳، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۳. مراکشی، عبدالواحد، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۲۶.    
۴. بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.
۵. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۳، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۶. مراکشی، عبدالواحد، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۲۶.    
۷. بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.
۸. ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، ج۲۶، ص۳۵۹، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳.    
۹. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۳، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۱۰. ابن اثیر، الکامل، ج۸، ص۶۷۷، بیروت، دار صادر دار بیروت، ۱۳۸۵.    
۱۱. ابن خطیب، محمد بن عبدالله، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۲۶۸، تحقیق محمد عبدالله عنان، مصر، دارالمعارف.    
۱۲. ابن خطیب، محمد بن عبدالله، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۴۸۶، تحقیق محمد عبدالله عنان، مصر، دارالمعارف.
۱۳. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۰، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۱۴. مراکشی، عبدالواحد، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۲۶.    
۱۵. بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.
۱۶. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۲، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۱۷. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۱، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۱۸. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۳، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۱۹. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۲۰. ابن خطیب، محمد بن عبدالله، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۱، ص۲۶۸، تحقیق محمد عبدالله عنان، مصر، دارالمعارف.    
۲۱. ابن اثیر، الکامل، ج۸، ص۶۷۷، بیروت، دار صادر دار بیروت، ۱۳۸۵.    
۲۲. حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۴، ص۳۵۲، تحقیق ارناووط، دمشق بیروت، دار ابن کثیر، چاپ اول، ۱۴۰۶.    
۲۳. ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، ج۲۶، ص۳۵۸، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳.    
۲۴. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۲۵. مراکشی، عبدالواحد، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۲۷ ۲۸.    
۲۶. بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
۲۷. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۶، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۲۸. مغربی، ابن سعید، المغرب فی حلی المغرب، ص۱۸۶، تحقیق شوقی زید، قاهره، دارالمعارف، چاپ چهارم، ۱۱۱۹.    
۲۹. بی‌نام، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
۳۰. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۱، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۳۱. المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۶۱، قاهره.
۳۲. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۶، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۳۳. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۲، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۳۴. ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، ج۲۶، ص۳۵۹، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳.    
۳۵. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۳، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۳۶. مغربی، ابن سعید، المغرب فی حلی المغرب، ص۱۸۶، تحقیق شوقی زید، قاهره، دارالمعارف، چاپ چهارم، ۱۱۱۹.    
۳۷. المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، ص۵۹، قاهره.
۳۸. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۰۰، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۳۹. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۷، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۴۰. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۰۰، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۴۱. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۰۰، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۴۲. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۳، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۴۳. ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج۱۱، ص۲۸۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۴۴. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۰، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۴۵. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۰۰، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۴۶. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۳ ۲۴۹، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۴۷. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۳، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۴۸. ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج۱۱، ص۲۸۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۴۹. مغربی، ابن سعید، المغرب فی حلی المغرب، ص۱۸۶، تحقیق شوقی زید، قاهره، دارالمعارف، چاپ چهارم، ۱۱۱۹.    
۵۰. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۰۰، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۵۱. ابن ابار، عبدالله بن محمد، الحله السیراء، ج۱، ص۲۰۳، تحقیق حسین یونس، قاهره، دارالمعارف، چاپ دوم، ۱۹۸۵.    
۵۲. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۲۳۲، ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵، چاپ هشتم.    
۵۳. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۲۳۲، ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵، چاپ هشتم.    
۵۴. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۳، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۵۵. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۴، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۵۶. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۵، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۵۷. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۴، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۵۸. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۸، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۵۹. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۷، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۶۰. قرطبی، ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۲۶-۲۷، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.
۶۱. ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۳۲ ـ ۳۷، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.
۶۲. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۴۲، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۶۳. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۴۶ ۲۴۸، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۶۴. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۳۹، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    
۶۵. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۸۳، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۶۶. ابن حیان، المقتبس فی اخبار بلد الاندلس، ص۲۳، تحقیق عبدالرحمن علی الحجی، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۸۳.
۶۷. ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام، ج۲۶، ص۳۵۸، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳.    
۶۸. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۵، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۶۹. مقری تلمسانی، النفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب، ج۱، ص۳۹۷، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
۷۰. مراکشی، ابن عذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۲۵۳، تحقیق خ. س کولان لیوی پروونسال، بیروت، دارالثقافه.    


۱۲ - منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حکم المستنصر بالله»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱/۳۱.    






جعبه ابزار