یمین قضایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یمین قضایی سوگندی است که در دادگاه به عنوان یکی از ادلّه اثبات دعوی به کار می‌رود.


تعریف

[ویرایش]

یمین قضایی عبارت است از: گواه قرار دادن خداوند در دادگاه بر وجود یا عدم امری که سوگند یادکننده ادّعای آن را می‌نماید. سوگند قضایی همواره به سود خود و به زیان دیگری است.

انواع سوگند قضایی

[ویرایش]
و آن بر دو نوع است: نوع اول، سوگندی که توسّط مدعی علیه یاد می‌شود. این نوع سوگند مصداق قاعده بیّنه است. نوع دوم، سوگندی که توسّط غیر مدعی علیه یاد می‌شود. این نوع سوگندها را بایستی از موارد استثنا محسوب نمود. ذیلا به اختصار هر دو قسم را توضیح می‌دهیم.

← سوگند منکر


نوع اول: سوگندی که منکر یاد می‌کند.
هرگاه شخصی علیه دیگری اقامه دعوی کند و برای اثبات مدعای خود از ارائه دلیل عاجز باشد، و مدّعی علیه در مقام انکار برآید، می‌تواند مدّعی از حاکم بخواهد که طرف او را سوگند دهد.
[۱] شرح لمعه، (دو جلدی)،ج ۱، ص ۲۸۲.



← دلیل نوع اول


مستند این حکم روایتی است که در کتب معتبر روایی به شرح زیر آمده است:
«روی عن النبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) انه قال للمدّعی مرة:«أ لک بیّنة؟» فأجابه:«لا» فقال:«لک الیمین؟» فقال:یحلف و لا یبالی. فقال النبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله):«لیس لک الّا هذا شاهدان أو یمینه».
روایت شده است که رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به مدعی گفت، آیا بیّنه داری؟ پاسخ داد:
نه. آنگاه فرمود: می‌توانی سوگند بخوری. مدعی گفت:او (مدعی علیه) سوگند یاد می‌کند و مبالاتی ندارد. پس رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود:برای تو چیزی جز دو شاهد و یا سوگند او نیست.
[۳] المبسوط، سرخسی، ج ۱۷، ص ۳۰
[۴] شرح یمینی، ج ۱۳، ص ۲۴۲
[۵] شرح یمینی، ج ۱۳، ص ۲۴۸


← شرایط ادای این سوگند


بنابراین برای ادای سوگند، توسّط مدّعی علیه، شرایط زیر لازم است:
۱. ادعای مدّعی، علیه مدّعی علیه مادام که دعوایی تحقق نیابد، سوگند اجرا نمی‌شود.
۲. عجز مدّعی از اثبات دعوی به وسیله بینه
چنانچه مدّعی، بیّنه اقامه کند، سوگند اجرا نخواهد شد.
۳. انکار مدّعی علیه
چنانچه مدّعی علیه نسبت به مدعای مدّعی اقرار نماید، حکم به نفع مدّعی صادر و دعوی مختومه می‌شود و طبعا نیازی به سوگند نخواهد بود.
۴. درخواست مدّعی از حاکم نسبت به اتیان سوگند
چنانچه مدّعی درخواست نکند، نه حاکم می‌تواند نسبت به تحلیف مدّعی علیه مبادرت نماید و نه مدّعی علیه شخصا می‌تواند سوگند یاد کند. در فرض اقدام آنان چنین سوگندی کأن لم یکن است، بدین معنی که مجددا مدّعی می‌تواند پیشنهاد سوگند بدهد. به دلیل آن که درخواست سوگند، حق مدّعی است، و بدون دادخواهی صاحب حق از نظر موازین حقوق اسلامی ، استیفا انجام نمی‌گیرد.
[۶] شرح لمعه، (دو جلدی)،ج ۱، ص ۲۸۲.

۵. اذن حاکم دادگاه نسبت به اتیان سوگند
مدّعی علیه قبل از اذن حاکم، نمی‌تواند مبادرت به اتیان سوگند نماید، هر چند که مدّعی درخواست کرده باشد. به دلیل آنکه، از نظر قضای اسلامی، ایقاع سوگند وظیفه حاکم دادگاه است و به اذن او انجام می‌گیرد. و با توجه به این که بنابر آنچه خواهیم گفت سوگند، بهتر است در مواقع خاص و با تشریفات مخصوص و با صیغه‌هایی که قاضی تعلیم می‌دهد ادا گردد، چه بسا قاضی، مصلحت بداند ادای آن را به موقع و مکان دیگری موکول نماید و بنابراین بدون صدور اجازه سوگند توسّط قاضی، اقدام مدّعی علیه واجد ارزش شرعی نخواهد بود.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شرح لمعه، (دو جلدی)،ج ۱، ص ۲۸۲.
۲. شرح لمعه، (دو جلدی)، ج ۳، ص۸۵.    
۳. المبسوط، سرخسی، ج ۱۷، ص ۳۰
۴. شرح یمینی، ج ۱۳، ص ۲۴۲
۵. شرح یمینی، ج ۱۳، ص ۲۴۸
۶. شرح لمعه، (دو جلدی)،ج ۱، ص ۲۸۲.
۷. شرح لمعه، ج۳، ص۸۵    


منبع

[ویرایش]

قواعد فقه، سید مصطفی محقق داماد، ج۳، ص۹۱، برگرفته از مقاله «یمین قضایی».    



جعبه ابزار