کبر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تکبر یکی از رذائل اخلاقی هست که در آیات و روایات بسیار توبیخ شده هست.


مفهوم‌شناسی

[ویرایش]

تکبر از ماده کبر و آن حالتی در انسان است که بر اثر خودپسندی، خویش را برتر از دیگران ببیند. و فرق این با عجب، آن است که: انسان خود را شخصی بداند، و خودپسند باشد، اگرچه پای کسی دیگر در میان نباشد، ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را از آن برتر داند و بالاتر بیند. و این کبر، صفتی است در نفس و باطن. و از برای این صفت، در ظاهر، آثار و ثمراتی است که اظهار آن آثار را تکبّر گویند.
کبر از بزرگ‌ترین صفات رذیله است، و آفت آن بسیار، و گزند آن بی‌شمار است. چه بسیاراند از خواص و عوام که به واسطه این مرض به هلاکت رسیده‌اند. و چه بسا بزرگان دوران، که به این سبب گرفتار دام شقاوت گشته‌اند. حجاب بزرگی است که انسان را را از رسیدن به مرتبه فیوضات، و پرده‌ای است بزرگ‌تر برای انسان که مانع می‌شود مشاهده جمال سعادات، زیرا که: این صفت، مانع می‌گردد از کسب اخلاق حسنه. چون به واسطه این صفت، انسان بر خود بزرگی می‌بیند، که او را از تواضع و بردباری، و قبول نصیحت، و ترک حسد و غیبت و امثال این‌ها منع می‌کند. بلکه هیچ اخلاق بدی نیست مگر اینکه صاحب تکبّر محتاج به آن است به جهت محافظت عزّت و بزرگی خود. و هیچ صفت نیکی نیست مگر اینکه از آن عاجز است به سبب ترس از فوت برتری خود. و از این جهت آیات و اخبار در مذمت و انکار بر آن خارج از حد شمارش و یادآوری است.
خدای تعالی می‌فرماید: «یَطْبَعُ اللَّهُ عَلی کُلِّ قَلْبٍ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ؛ زنگ و چرک می‌فرستد خدا بر هر دل متکبری.» و می‌فرماید: «انَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرینَ؛ به درستی که خدا دوست ندارد تکبر کنندگان را.» و دیگر می‌فرماید: «سَاَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّروُنَ؛ به‌زودی بر می‌گردانم از آیات خود، روی کسانی را که تکبر می‌ورزند.» و باز می‌فرماید: «ادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَبِئْسَ مَثْوی الْمُتَکَبِّرینَ؛ داخل شوید در درهای جهنم، در حالتی‌که مخلّد خواهید بود در آن، پس بد مقامی است مقام تکبرکنندگان.»
امام علی (علیه‌السلام) مردم را نسبت به این رذیله اخلاقی هشدار داده و فرموده اند: مبادا به شرف و تبار و حسب و نسب و ثروت، خود را برتر از دیگران بدانید و علت فقر و محرومیت محرومان و ضعفا را از خدا بدانید.
[۶] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۷۸۵.
[۷] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۷۸۶.
امام صادق (علیه‌السلام) فرموده اند: کسی که در خود نسبت به دیگران برتری ببیند از مستکبران و خود بزرگ نمایان است.

آثار تکبر

[ویرایش]

همچنین خداوند تبارک و تعالی در آیات ۱، و ۲، و ۷۵ تا ۷۷ سوره ص،،۳۴و ۳۵ غافر،،۱۴۶ اعراف،،۶۰ زمر،۶۱و ۶۲ اسراء،، ۲۷ هود،۱۲ و ۱۳ اعراف، و ۷۵ آل عمران،به ذکر آثار تکبر پرداخته هست.
و آن آثاری است که باعث حقیرشمردن دیگری و برتری بر آن گردد، مانند: خودداری کردن از همنشینی با او، یا هم خوراکی با او، یا امتناع در پهلو نشستن با او، یا رفاقت او، و انتظار سلام‌کردن و توقّع ایستادن او، و پیش افتادن از او در راه رفتن، و تقدّم بر او در نشستن، و توجهی با او در سخن گفتن، و به حقارت با او سخن گفتن، و پند و موعظه او را ارزش دانستن، و امثال این‌ها.
و آثاری همچون خروج از جنت، اسراف، اعراض از آیات خدا، افتراء به خدا، انتقام‌جوئی، بخل‌ورزی و ترویج آن، تحقیر مومنان، تضییع حقوق مردم، تمرد، جدال، حق‌ناپذیری، ختم قلب، خیانت، ریا، گناه و گمراهی از مهم ترین آثار تکبر و خودپسندی و غرور دانسته است.

متکبرین در روز قیامت

[ویرایش]

و حضرت پیغمبر (صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌وسلم) فرمودند که: «داخل بهشت نمی‌شود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد. و هر که خود را بزرگ شمارد و تکبر کند در راه رفتن، ملاقات خواهد کرد پروردگار را در حالتی که بر او غضبناک باشد.» و فرمودند که: «خداوند عالم فرموده: کبریا و بزرگی شایسته من است، و عظمت و برتری سزاوار من، هر که خواهد در یکی از این‌ها با من برابری کند او را به جهنم خواهم افکند.» و فرمودند که: «در روز قیامت از آتش جهنم گردنی بیرون خواهد آمد که دو گوش داشته باشد و دو چشم و یک زبان، و خواهد گفت که: من موکل به سه طایفه هستم: یکی: متکبرین. دیگری: کسانی که با خدا، خدای دیگری را خوانده‌اند. و سوم: کسانی که صورت، نقش می‌کرده‌اند.»
و فرمودند که: «سه نفرند که خدای تعالی در روز قیامت با ایشان سخن نخواهد فرمود، و عمل ایشان را پاک نخواهد ساخت، و عذاب دردناک از برای ایشان خواهد بود: پیر زناکار، و پادشاه ستمگر، و متکبر بی‌خبر.» و نیز از آن حضرت روایت شده است که: «بد بنده‌ای است بنده‌ای که تکبر کند و از حد خود تجاوز نماید، و پروردگار قاهر بلند مرتبه را فراموش کند. و خداوند کبیر متعال را فراموش نماید. و بد بنده‌ای است بنده‌ای که به سهو و سرگرمی بیهوده بگذراند و گورستان و پوسیدن بدن‌ها را در آنجا فراموش کند.»
و نیز از آن جناب روایت شده است که: «دشمن‌ترین شما به سوی ما، و دورترین شما از ما در روز آخرت، پرگویان، نازک‌گویان و متکبران‌اند.» و فرمودند که: «متکبرین را در روز قیامت محشور خواهند کرد به صورت مورچه‌های کوچک، که به جهت بی‌قدری که در نزد خدا دارند پایمال همه مردم خواهند شد.»
و فرمودند که: «در جهنم وادی‌ است که او را هبهب گویند و بر خدا ثابت است که هر جبار متکبری را در آن جای دهد.» و از کلام عیسی بن مریم است که: «همچنان که گیاه در زمین نرم می‌روید و بر سنگ سخت نمی‌روید، همچنین دانائی و حکمت جای می‌گیرد در دل اهل تواضع و فروتنی و جای نمی‌گیرد در دل متکبر. نمی‌بینید که هر که سر می‌کشد و سر خود را بلند می‌کند که به سقف رسد، سقف سر او را می‌شکند؟ و هر که سر خود را به زیر افکند، سقف بر سر او سایه می‌افکند و او را می‌پوشاند؟»
زمانی که رحلت حضرت نوح (علیه‌السّلام) فرا رسید فرزندان خود را طلبید و گفت: شما را به دو چیز امر می‌کنم و از دو چیز منع می‌کنم: منع می‌کنم از شرک به خدا و کبر. و امر می‌کنم به گفتن «لا اله الا الله و سبحان الله و بحمده.» و روزی که حضرت سلیمان بن داود (علیهما‌السّلام) امر کرد که: مرغان و جن و انس بیرون آیند، پس بر بساط نشست و دویست هزار نفر از بنی‌آدم و دویست هزار نفر از جنّیان با او بودند و چه بسیار او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمان‌ها شنید سپس این قدر میل به پستی کرد که کف پای او به دریا رسید پس صدائی بلند شد که کسی می‌گوید: اگر در دل صاحب شما به قدر ذره‌ای کبر می‌بود او را به زمین فرو می‌بردند بیشتر از آنچه بلند کردند او را.»
و از حضرت امام محمد باقر (علیه‌السّلام) روایت شده است که: «از برای متکبرین، در جهنم وادی است که آن را «سقر» نامند و از شدت حرارت خود به خدا شکایت کرد و اجازه خواست که یک نفس بکشد، وقتی نفس کشید، از نفس او جهنم سوخت.» و فرمود که: «متکبرین را در روز قیامت به صورت مورچگان محشور خواهند کرد و مردم ایشان را پایمال خواهند نمود تا خدا از حساب بندگان فارغ شود.» و فرمود که: «هیچ کس نیست که تکبر کند مگر اینکه در خود پستی می‌بیند، که می‌خواهد تکبر آن را بپوشاند.» و فرمود که: «دو ملک در آسمان هستند که موکل بندگان‌اند که هر که تواضع کند او را بلند مرتبه کنند، و هر که تکبر نماید او را پست مرتبه نمایند.» و فرمود که: «ستمگر ملعون، کسی است که به حق جاهل باشد و مردم را حقیر شمارد.»
و فرمود که: «هیچ بنده‌ای نیست مگر اینکه او را حکمت و دانائی است. و ملکی است که نگاه می‌دارد آن حکمت را از برای او. پس اگر تکبر کرد می‌گوید: ذلیل شو، که خدا تو را ذلیل گردانید، پس او در پیش خود از همه کس بزرگ‌تر، و در نظر مردم از همه کس کوچک‌تر می‌شود. و اگر تواضع و فروتنی نمود می‌گوید: بلند مرتبه شو که خدا تو را بلند کرد، پس او در دل خود از همه کس کوچک‌تر می‌شود و در چشم مردم از همه کس بلندتر می‌گردد.»

زمینه تکبر

[ویرایش]

با بررسی آیات ۲۷ هود،۳۲ تا ۳۵ کهف،۱۴۶ اعراف،۳۸ نساء،۷۶ و ۷۸ قصص،۷۵ و ۷۶ صاد،زمینه‌های تکبر مشخص می‌گردد. قرآن کریم در این آیات وحیانی اشرافیت، بهره‌مندی از امکانات و نعمات بدون داشتن ظرفیت ایمانی، تکذیب آیات خدا، همراهی با شیطان، علم بدون تهذیب و بدون یاد آخرت، غفلت از آیات و یاد خدا، نژاد‌پرستی و تعصب جاهلانه را به عنوان زمینه‌های پیدایش و استمرار تکبر قلمداد نموده است.

اقسام تکبر و درجات آن

[ویرایش]

بدان که تکبر به سه قسم است:

← تکبر بر خدا


تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند. و این بدترین انواع تکبر، بلکه اعظم افراد کفر است. و سبب این، محض جهل و سرکشی است. و به این قسم خدای تعالی اشاره فرموده که: «اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ؛ به درستی‌که: کسانی که تکبر و گردن‌کشی از بندگی من می‌نمایند به زودی داخل جهنم می‌شوند، در حالتی‌که ذلیل و خوار باشند.»

← تکبر بر پیغمبران


بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابو جهل و امثال این‌ها. و ایشان کسانی بودند که می‌گفتند:
«اَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا؛ آیا این‌ها را خدا منّت گذارد و پیغمبر کرد در میان ما؟»
و می‌گفتند: «اَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنا؛ آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو انسان مانند ما؟»
و می‌گفتند: «اِنْ اَنْتُمْ اِلا بَشَرٌ مِثْلُنا؛ نیستید شما مگر بشری مانند ما.» و این قسم نیز نزدیک تکبر به خدا است.

← تکبر بر بندگان خدا


اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید، که خود را از ایشان برتر بیند و ایشان را در کنار خود پست و حقیر شمارد. و این قسم اگر چه در زشتی، از قسم اول کمتر باشد، اما این نیز از هلاک کننده‌های بزرگ است. بلکه چه بسیار باشد که منجر به مخالفت خدا شود، زیرا که صاحب آن، گاهی حق را از کسی می‌شنود و چون خود را از او بالاتر می‌داند خودداری از قبول و پیروی آن می‌کند. بلکه چون عظمت و تکبر و برتری و «نشان دادن قدرت» مختص ذات پاک خداوند علی اعلی است پس هر بنده‌ای که تکبر نماید در صفتی از صفات خدا، با او منازعه نموده است.

← درجات تکبر


همچنان که برای تکبر، سه قسم است، همچنین برای آن، سه درجه است.
درجه اول اینکه: این صفت خبیثه در دل آدمی جا گرفته باشد و خود را بهتر و برتر از دیسنگین بیند، و آن را در کردار و گفتار خود ظاهر کند. مثل این‌که: در مجالس، بالاتر نشیند. و خود را بر هم‌ردیفان و هم‌راهان خود مقدم دارد. و روی خود را از ایشان بگرداند و اخم کند. و چین بر پیشانی افکند. و کسی‌که کوتاهی در تعظیم او کند بر او انکار نماید و اظهار مفاخرت و مباهات کند. و در صدد غلبه بر ایشان در مسائل علمیه و کارهای عملیه باشد. و این درجه، بدترین درجات است، زیرا که: درخت کبر، در دل صاحبش ریشه دوانیده و شاخ و برگ آن بلند شده و جمیع اعضا و جوارح او را فرو گرفته.
درجه دوم اینکه: در دل او کبر باشد و کردار متکبرین نیز از او صادر گردد و اما به زبان نیاورد. و این درجه، یک شاخه کمتر از درجه اول است.
درجه سوم اینکه: در دل، خود را بالاتر داند اما در کردار و گفتار مطلقا اظهار ننماید، و نهایت سعی در تواضع و فروتنی کند. و چنین شخصی شاخ و برگ درخت کبر را قطع کرده است اما ریشه آن در دل او هست. پس اگر به این جهت بر خود غضبناک باشد و در صدد قلع و قمع ریشه آن نیز بوده باشد و سعی کند، او به آسانی بتواند از آن خلاص گردد. و اگر احیانا بی‌اختیار میل به برتری کند و لیکن در مقام مجاهده بوده باشد گناهی بر او نیست و خدا توفیق نجات به او کرامت می‌فرماید.

طریق معالجه تکبر

[ویرایش]

دانستی که: کبر از جمله مهلکات، و مانع رسیدن به سعادات است. و باعث آن نیست مگر حماقت و نادانی و بی‌خردی و غفلت، زیرا که: همه آسمان‌ها و زمین‌ها و آنچه در آنها موجود است در مقابل مخلوقات خدا هیچ و بی‌مقدارند. و همچنین زمین در کنار آسمان‌ها، و موجودات زمین در جنب زمین، و حیوانات در جنب آنچه بر روی زمین است، و انسان در جنب