هرثمة بن اعین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



هرثمة بن اعین، یکی از فرماندهان برجسته دوران هارون الرشید بود که به امارت آفریقا منصوب شد تا فتنه عبدالله بن جارود را سرکوب نماید. او پس از مدتی به امارت خراسان منصوب شد و در ماجرای درگیری امین و مامون بر سر قدرت، به مامون پیوست. او با توطئه‌چینی فضل بن سهل دستگیر و سرانجام به سال ۲۰۰ ق کشته شد.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

هرثمة بن اعین، از فرماندهان شجاعی بود که‌ هارون الرشید وی را در سال ۱۷۸ ق به امارت افریقا گماشت تا فتنه عبدالله بن جارود را که پس از وفاتِ یزید بن حاتم مهلّبی، والی افریقا، و درگذشت برادرش، روح مهلّبی و کشته شدن برادر و جانشینش، فضل بن روح بر پا شده بود، قلع و قمع کند.
هرثمه شورش را سرکوب کرد و چون اوضاع بر وفق مراد شد، با مردم به نیکی رفتار کرد. از این رو، او را دوست می‌داشتند و از او اطاعت می‌کردند. چندی بعد، از‌ هارون الرشید خواست تا او را از امارت معاف دارد.‌ هارون الرشید او را در سال ۱۸۱ ق معاف داشت و ریاست نگهبانان خود را بدو سپرد، اما چند سال بعد و در سال ۱۹۶ ق او را والی خراسان کرد.

هرثمه به هنگام درگیری امین و مامون بر سر قدرت، به مامون پیوست و در فرماندهی یکی از لشکرهای محاصره‌کننده بغداد شرکت جست. امین تسلیم او شد، ولی بعضی از غلامان ایرانی طاهر بن حسین، امین را به قتل رساندند و سرش را جدا کردند و طاهر آن را برای مامون فرستاد.
هرثمه، در سال ۱۹۸ ق بار دیگر امارت خراسان را عهده‌دار شد و شورش ابوالسرایا را سرکوب کرد. ابوالسرایا پیش از آن یکی از فرماندهان برزگِ ارتش هرثمه بود که به علت کاهش آذوقه او و سپاهیانش، سر به شورش برداشت. از سوی دیگر چون فضل بن سهل، وزیر مامون که در پی راحت شدن از شرّ هرثمه بود، او را متهم کرد که از ابراهیم بن مهدی هواداری و زمینه شورش ابوالسرایا را فراهم کرده و در سرکوب طالبیان کوتاهی ورزیده است. بدین گونه دل مامون را نسبت به او چرکین نمود. هنگامی که هرثمه به دیدار مامون آمد و خواست تا از خویشتن در مقابل اتهامات وارده دفاع کند، مامون مانع شد و دستور داد تا او را کتک زدند و جلوی او بر زمین کشیدند، آن گاه وی را در مرو به زندان افکندند. بعدها هرثمه، به دستور دست‌نشانده فضل، به قتل رسید.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۸۱.    
۲. ابوعمر کندی، محمد بن یوسف، الولاة و القضاة، ص۱۰۵.    
۳. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۱۳۷.    
۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۸، ص۴۷۹.    
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۸، ص۵۴۲.    
۶. شمس‌الدین ذهبی، محمد بن احمد، العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۲۵۹.    
۷. ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۱، ص۸۹.    


منبع

[ویرایش]

عبدالسلام ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۴۵۲.





جعبه ابزار