مقتضی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به افاضه کننده وجود معلول در صورت وجود شرط و عدم مانع اطلاق می‌شود.


توضیح

[ویرایش]

مقتضی، یعنی امری که در صورت وجود شرط و عدم مانع، وجود معلول را افاضه می‌نماید؛ به این بیان که گاهی پیدایش معلول از علت ، بر وجود حالت و کیفیت خاصی (وجود شرط و عدم مانع) متوقف است؛ در این صورت، ذات علت را مقتضی گویند.
برخی در تعریف آن گفته‌اند: هرگاه مقدمه چنان بود که در صورت عدم وجودمانع، ذی المقدمه بر آن مترتب گردد، آن را مقتضی گویند، مثل: وجود نفت و کبریت و هیزم، که چون به هم برسند، احتراق حاصل می‌شود، التبه اگر باد شدید یا تری هیزم در بین نباشد.

نکته اول

[ویرایش]

مقتضی در سلسله علل یک شیء قرار دارد؛ بر خلاف معد که فقط شرایط تاثیرگذاری علت تامه را آماده می‌کند.

نکته دوم

[ویرایش]

در فلسفه، سبب گاهی به معنای مقتضی و گاهی به معنای علت به کار می‌رود.
[۳] فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، جعفر، ج۴، ص۳۳۵.
[۴] تقریرات اصول، شهابی، محمود، ج۲، ص۶۴.
[۵] الوصول الی کفایة الاصول، شیرازی، محمد، جزء ۲، ص (۲۹-۲۸).


پانویس

[ویرایش]
 
۱. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۱، ص۲۷۴.    
۲. مقالات الاصول، عراقی، ضیاء الدین، ج۱، ص۲۹۹.    
۳. فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، جعفر، ج۴، ص۳۳۵.
۴. تقریرات اصول، شهابی، محمود، ج۲، ص۶۴.
۵. الوصول الی کفایة الاصول، شیرازی، محمد، جزء ۲، ص (۲۹-۲۸).


منبع

[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۷۳، برگرفته از مقاله «مقتضی».    



جعبه ابزار