خاندان حمدانیان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حمدانیان، از خاندان‌های شیعی حکومتگر در موصل و حلب، در سده‌های سوم و چهارم هجری بوده‌اند.


پیشینه

[ویرایش]

حمدانیان خود را از قبیله تغلب و از نسل حَمْدان‌ بن حَمدون‌ بن حارث‌ بن لقمان تغلبی
[۱] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۱، چاپ تمیمه رواف.
[۳] مسعودی، مروج الذهب، ج۵، ص۱۵۱، حمدان‌ بن حمدون‌ بن حارث‌ بن منصور بن لقمان، (بیروت).
شمرده‌اند،
[۵] صفدی، الوافی، ج۱۲، ص۸۹.
[۶] ابن‌حائک، صفة جزیرة‌العرب، ج۱، ص۲۴۶، چاپ محمد بن علی اکوع، بغداد ۱۹۸۹.
صفدی حمدانیان را جزو موالی بنی‌تغلب شمرده است.

حمدان‌ بن حمدون

[ویرایش]

از حمدان‌ بن حمدون نخستین بار در ۲۵۴ جزو سرداران سپاه خلیفه عباسی در جنگ با مَساور بن عبدالحمید خارجی نام برده شده است.

← لشکرکشی حمدان


در ۲۶۰، حمدان سپاه اسحاق‌ بن ایوب تغلبی را، که برای سرکوب قیام موصل به‌ رهبری یحیی‌ بن سلیمان گسیل شده بود، همراهی کرد. این سپاه کاری از پیش نبرد و ناکام ماند. در ۲۶۳، حمدان به هارون شاری برای به‌ دست آوردن رهبری خوارج کمک کرد. در ۲۶۶، در کنار علی‌ بن داوود (قائد کبیر) و اسحاق‌ بن ایوب تغلبی، با اسحاق‌ بن کنداجیق که بر خلافت عباسی قیام کرده بود، جنگید و شکست خورد و به نیشابور گریخت که از حضور حمدان در این جنگ سخنی نگفته است. در ۲۶۷، حمدان و اسحاق‌ بن ایوب لشکری از قبایل ربیعه و تغلب و بکر جمع‌آوری کردند و به مصاف کنداجیق رفتند که این بار نیز شکست خوردند و به نصیبین و آمِد فرار کردند. در ۲۷۲، حمدان با هارون شاری متحد گردید. آنان با یکدیگر وارد موصل شدند و در ۲۷۹ به جنگ بنی‌شیبان رفتند.
[۱۷] ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۳، ص۶۷، قاهره (۱۳۸۳) ـ ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
در ۲۸۱، خلیفه عباسی معتضد به قصد سرکوبی حمدان و هارون شاری راهی موصل شد و قلعه ماردین را که پناهگاه حمدان بود، تصرف و ویران کرد. آنگاه گروهی را به تعقیب حمدان که فرار کرده و پسرش حسین را جانشین خود نموده بود، فرستاد و خود به موصل بازگشت. معتضد پس از بازگشت به موصل نامه‌ای برای حمدان نوشت و از وی خواست به اطاعت خلیفه بازگردد که نپذیرفت و در قلعه خود متحصن شد تا این‌که پس از مدتی فرار و تعقیب از سوی لشکریان خلیفه، در ۲۸۲ تسلیم و سپس با وساطت پسرش حسین، آزاد شد.
[۲۰] کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۷۸ـ۸۱، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
از این به بعد، در منابع از حمدان ذکری در میان نیست و به نظر می‌رسد که دیگر فعالیت سیاسی زیادی نداشته است. تاریخ درگذشت او نیز روشن نیست. حمدان هشت پسر داشت که مشهورترین آن‌ها ابوعلی حسین بود.
[۲۲] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۲ و پانویس، چاپ تمیمه رواف.
[۲۳] فیصل سامر، الدولة الحمدانیة فی الموصل و حلب، ج۱، ص۴۴، بغداد ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
[۲۴] مصطفی شکعه، سیف‌الدولة الحمدانی: مملکة السیف و دولة الاقلام، ج۱، ص۳۵ـ۴۳، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.


حمدانیان موصل

[ویرایش]

برخی از افراد مشهور خاندان حمدانی موصل عبارتند از:

← عبداللّه‌ بن حمدان


مؤسس حکومت حمدانیان موصل ابوالهیجاء عبداللّه‌ بن حمدان بود. او در ۲۹۳ به حکومت موصل منصوب شد. در آغاز حکومتش، با شورش کردهای هَذْبانی/هَدْبانی مواجه شدو لشکر وی در مصاف با آنان دچار صدمات بسیار گردید. ازاین‌رو، از بغداد درخواست کمک کرد و در ۲۹۴ پس از رسیدن نیروهای کمکی، به تعقیب کردهای شورشی پرداخت و آنان را وادار به تسلیم کرد. اما چند سال بعد در ۳۰۱، به اتهام قیام بر خلیفه عزل شد. این امر واکنش شدید وی‌ را در پی داشت، ولی در برابر سپاه اعزامی خلیفه عباسی مقاومت نکرد و امان خواست و با آنان به بغداد نزد مقتدر رفت و مورد تکریم قرار گرفت. چند ماه بعد، وی به حکومت موصل بازگردانده شد.
[۲۸] محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۹۲، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
[۲۹] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۲، چاپ تمیمه رواف.
[۳۰] حمدان کبیسی، عصر الخلیفة المقتدر باللّه: ۲۹۵ـ۳۲۰ه/ ۹۰۷ـ۹۳۲م، ج۱، ص۵۲۱ـ۵۲۳، دراسة فی احوال العراق الداخلیة، نجف ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
[۳۱] احمد عدوان، الدولة الحمدانیة، ج۱، ص۱۱۱ـ ۱۱۲، (لیبی) ۱۹۸۱.
در ۳۰۳ پس از دستگیری حسین‌ بن حمدان، ابوالهیجاء و یکی دیگر از برادرانش (ابراهیم) نیز دستگیر و زندانی شدند اما دو سال بعد، در حالی‌که حسین همچنان در زندان بود، آن دو آزاد شدند.
[۳۴] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۳، چاپ تمیمه رواف.
در ۳۰۷، ابوالهیجاء همراه مؤنس خادم در نبرد با یوسف‌ بن ابی‌ساج (از فرماندهان شورشی) شرکت کرد که به شکست ابن‌ابی‌ساج انجامید.
[۳۵] محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۱۲۳، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
[۳۶] عریب‌ بن سعد قرطبی، صلة تاریخ الطبری، ج۱، ص۷۲، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
[۳۷] کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۰۰ـ۲۰۲، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
در ۳۰۸، خلیفه عباسی او را به منطقه خراسان و دینور فرستاد و به او و برادرانش ابوالسرایا و ابوالعلاء خلعت بخشید
[۳۸] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۲، ص۲۰۶، چاپ تمیمه رواف.
[۴۰] کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۰۷، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
[۴۱] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۱۵، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
[۴۲] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۱۷، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
در ۳۰۹، ابوالهیجاء مأمور تأمین امنیت راه حجاج شد. وی ظاهراً تا ۳۱۲ عهده‌دار این سمت بوده است، زیرا در این سال در مقابله با قرمطیان، به سرکردگی ابوطاهر جَنابی که به کاروان حجاج یورش برده بود، اسیر شد و اندکی بعد قرمطیان وی را آزاد کردند.
[۴۳] هلال‌ بن مُحَسِّن صابی، الوزراء، ج۱، ص۵۷، او، تحفة‌الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.
[۴۷] ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۳، ص۲۱۱ـ۲۱۲، قاهره (۱۳۸۳) ـ ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
در وقایع سال ۳۱۴، از ابوالهیجاء به عنوان حاکم موصل یاد شده و گفته شده که او پسرش حسن ناصرالدوله را به جانشینی خویش گماشت اما ناصرالدوله در سرکوب مخالفان ناکام ماند و ناگزیر ابوالهیجاء شخصاً مخالفان را سرکوب و منطقه را آرام کرد. در ۳۱۵، ابوالهیجاء و برادرانش در لشکرکشی مؤنس خادم برای سرکوبی ابوطاهر جنابی که عازم عراق شده بود، شرکت کردند. در این نبرد، سپاه خلیفه شکست خورد و به توصیه ابوالهیجاء، پل رود زُباره/ زُبارا قطع شد تا قرمطیان نتوانند وارد بغداد گردند.
[۵۰] محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۸، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
در ۳۱۷، ابوالهیجاء در حوادث عزل مقتدر و تعیین قاهر شرکت کرد، اما سرانجام به دست حامیان مقتدر کشته شد.
[۵۳] عریب‌ بن سعد قرطبی، صلة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۴، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
[۵۵] حمزة‌ بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة والسلام، ج۱، ص۱۵۵ـ ۱۵۶، بیروت: دارمکتبة الحیاة.
[۵۶] کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۴۲، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
[۵۷] کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۷، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
ناصرالدوله پس از کشته شدن پدرش، در حکومت نواحی تحت حاکمیت پدرش (موصل و چند شهر کوچک) ابقا شد و در سال ۳۱۸، کارگزار دیار ربیعه و نصیبین و سنجار و برخی نواحی دیگر گردید.

← سعید بن حمدان


اندکی بعد در همان سال ۳۱۸، مقتدر عباسی حکومت موصل و دیار ربیعه را به برادر ابوالهیجاء، ابوالعلاء سعید بن حمدان سپرد.
[۶۰] محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۷۱، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
ابوالعلاء به نبرد با رومیان پرداخت. وی ابتدا سمیساط را از محاصره رومیان خارج کرد. آنگاه، شهر ملطیه و مناطق مرزی را به تصرف درآورد و با جمع زیادی از اسیران رومی بازگشت. ابوالعلاء در ۳۲۳، در پی بروز اختلاف با برادرزاده‌اش (ناصرالدوله) که به وقوع جنگی میانشان انجامید، کشته شد.
[۶۴] اسماعیل‌ بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی‌الفداء، ج۱، جزء۲، ص۸۳، بیروت: دارالمعرفة للطباعة و النشر.


← ناصرالدوله


پس از ابوالعلاء، ناصرالدوله به تحکیم پایه‌های حکومت خاندانش در موصل و نواحی اطراف پرداخت. دوره حکومت وی با کشمکش‌های فراوان با عباسیان و آل‌بویه توأم شد و تا ۳۵۶ تداوم یافت. در این سال، یکی از فرزندانش به نام ابوتغلب او را زندانی کرد و ناصرالدوله تا زمان مرگ در ۳۵۸، در زندان ماند.
[۶۸] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۹ـ۲۰، چاپ تمیمه رواف.
اقدام ابوتغلب در محبوس کردن پدرش، باعث وقوع تشتت و دودستگی میان فرزندان ناصرالدوله و از میان رفتن وحدت حمدانیان شد.
[۷۰] فیصل سامر، الدولة الحمدانیة فی الموصل و حلب، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۵، بغداد ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
اگرچه ابوتغلب بر برادرانش غلبه کرد. اما دوره وی نیز تمامآ به درگیری‌های داخلی یا جنگ با آل‌بویه گذشت و سرانجام او در ۳۶۹ در نبرد با آل‌جراح کشته شد.

←← فرزندان ناصرالدوله


در ۳۷۹، حمدانیان موصل برای بازگرداندن قدرت و نفوذشان در منطقه جزیره واپسین تلاش را انجام دادند. در این سال، ابوطاهر ابراهیم و ابوعبداللّه حسین (دو فرزند ناصرالدوله) به موصل رفتند و پس از نبرد با خواشاذ، کارگزار موصل، به کمک مردم شهر بر آن‌جا چیره شدند.
[۷۱] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۱۷۴ـ۱۷۵، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
[۷۲] ابن‌ازرق، تاریخ الفارقی، ج۱، ص۵۷، چاپ بدوی عبداللطیف عوض، بیروت ۱۹۷۴.
در ۳۸۰، حمدانیان به کمک بنی‌عُقَیل، سپاه کُردهای دیار بکر به سرکردگی باذ/ باد بن دوستک ابوعبداللّه حسین‌ بن دوشتک ملقب به باد را شکست دادند و باذ در این نبرد به قتل رسید.
[۷۴] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۷۸، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.

پس از قتل باذ، خواهرزاده‌اش، ابوعلی حسن‌ بن مروان، جنگ‌هایی با فرزندان ناصرالدوله به راه انداخت. در این جنگ‌ها، ابوعبداللّه حسین اسیر ابن‌مروان شد اما چندی بعد آزاد گردید و به مصر رفت و فاطمیان او را حاکم حلب کردند. ابوطاهر ابراهیم نیز که از دست ابن‌مروان ر‌هایی یافته بود، در نصیبین به اسارت محمد بن المسیب (ابوذوّاد)، رهبر بن ی‌عقیل، درآمد و به قتل رسید. با مرگ‌ وی، حکومت حمدانیان در موصل منقرض شد.
[۷۷] احمد عدوان، الدولة الحمدانیة، ج۱، ص۲۰۸، (لیبی) ۱۹۸۱.


حمدانیان شام

[ویرایش]

برخی از حمدانیان شام عبارتند از:

← سیف‌الدوله


آغاز حکمرانی حمدانیان در شام به سال ۳۳۳ بازمی‌گردد. در این سال، ابوالحسن علی مشهور به سیف‌الدوله، برادر ناصرالدوله، برای تصرف شام از ناصرالدوله درخواست کمک کرد.
[۷۸] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۱۱ـ۱۱۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
وی نخست حلب و به‌ تدریج برخی دیگر از نواحی شام را به تصرف خود درآورد و حکومت خود را تثبیت کرد.

← ابوالمعالی پسر سیف‌الدوله


در ۳۵۶، پس از مرگ سیف‌الدوله، پسرش ابوالمعالی با تمهیدات حاجب ابوالحسن قرغُوَیه به حکومت رسید.
[۷۹] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
نخستین ماه‌های حکومت وی، با تصفیه‌حساب‌های داخلی همراه بود. در ۳۵۷، میان وی و دایی‌اش ابوفراس حمدانی، شاعر مشهور بنی‌حمدان، جنگ درگرفت که به کشته شدن ابوفراس انجامید.
[۸۰] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۸، چاپ تمیمه رواف.
[۸۱] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
[۸۲] محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۳۱، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱ـ۳۸۰ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.

چندی بعد، قرغویه به‌ کمک غلامی به‌ نام بکجور/ بجکور بر وی شورید و در محرّم ۳۵۸ بر حلب چیره شد.
[۸۳] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
[۸۴] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
ابوالمعالی راهی حرّان شد و سپس به مَیّافارقین رفت، درحالی که یارانش پراکنده شدند و به پسرعمویش، ابوتغلب، پیوستند.
[۸۵] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
[۸۷] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
با این‌حال، ابوالمعالی به‌ کمک‌ کارگزارِ مَعَرّة‌النعمان، واقع‌ در نزدیکی حلب، لشکری تدارک دید و راهی حلب شد. قرغویه از رومیان کمک خواست و چون خبر رسیدن سپاه رومیان به ابوالمعالی رسید، ناگزیر محاصره حلب را ر‌ها کرد و به معرّه بازگشت.
[۸۸] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
[۸۹] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
[۹۰] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۹، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
[۹۱] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۹، چاپ تمیمه رواف.
در ۳۶۴، بکجور در پی اختلاف با قرغویه بر سر تصاحب قدرت، او را دستگیر و زندانی کرد و حکومت حلب را در دست گرفت.
[۹۲] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
چندی بعد، ابوالمعالی که در حِمص بود، به همراه گروهی از بنی‌کلاب راهی حلب شد و پس از چند ماه محاصره، به کمک مردم حلب، در ۳۶۵ یا ۳۶۶ شهر را فتح کرد. با این حال، دژ شهر در تصرف بکجور باقی ماند تا آن‌که در ۳۶۷، بکجور در قبال دریافت حکومت حمص تسلیم گردید.
[۹۴] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.

در همان ایام، احساس خطر ابوالمعالی از جانب رومیان و فاطمیان سبب شد تا با عضدالدوله دیلمی هم‌پیمان شود و خلیفه عباسی الطائع، که تحت نفوذ آل‌بویه بود، وی را به سعدالدوله ملقب ساخت.
[۹۵] یحیی‌ بن سعید انطاکی، تاریخ الانطاکی، ج۱، ص۱۸۷، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس ۱۹۹۰.
[۹۶] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.

در ۳۷۲، مناسبات سعدالدوله با بکجور تیره شد و در پی آن، بکجور به فاطمیان پیوست و از سوی العزیز بالله فاطمی کارگزار دمشق شد. وی در ۳۷۸ بر اثر مشی ستمگرانه‌اش عزل گردید.
[۹۹] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
با از دست دادن دمشق، بکجور بار دیگر به سعدالدوله روی آورد و تقاضا کرد تا در قبال تبعیت از سعدالدوله، حکومت حمص بار دیگر به وی واگذار شود، اما این درخواست بی‌پاسخ ماند و بکجور با جلب حمایت فاطمیان در ۳۸۱ به جنگ سعدالدوله شتافت. در این نبرد، سعدالدوله با یاری جستن از رومیان و نیز برخی قبایل عرب بکجور را شکست داد.
بکجور اسیر شد و به فرمان سعدالدوله به قتل رسید.
[۱۰۰] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۰۹ـ۲۱۴، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
[۱۰۱] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۱ ـ۵۳، چاپ تمیمه رواف.
[۱۰۲] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۸ـ۱۷۹، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.

سعدالدوله پس‌از حدود ۲۵ سال حکومت که به کشمکش‌های داخلی، تصرف بخش‌هایی از قلمرو حمدانیان به‌دست رومیان و تهدید مداوم فاطمیان سپری شد، در ۳۸۱ وفات یافت و در رَقّه مدفون گردید.
[۱۰۳] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۴، چاپ تمیمه رواف.
[۱۰۵] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۰ـ۱۸۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.


← ابوالفضائل سعید پسر سعدالدوله


پس از او فرزند خردسالش، ابوالفضائل سعید یا سعد، بن ابه وصیت پدر و به همت لؤلؤکبیر، حاجب پدرش، به حکومت رسید و به سعیدالدوله ملقب گردید.
[۱۰۶] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۷، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
[۱۰۷] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۵، چاپ تمیمه رواف.
[۱۰۸] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
در همان سال، العزیز باللّه فاطمی به قصد براندازی حمدانیان، لشکری انبوه به فرماندهی منجوتکین/ بن جوتکین (از سرداران نظامی فاطمیان) روانه فتح دمشق و سپس حلب کرد.
این لشکر در ۳۸۱ دمشق را فتح کرد و در ۳۸۳
[۱۰۹] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۶، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
حلب را محاصره نمود. سعیدالدوله و لؤلؤکبیر از باسیلیوس، امپراتور روم که هم‌پیمان آن‌ها بود، درخواست کمک کردند و خود در شهر متحصن شدند. با شنیدن خبر نزدیک شدن سپاه رومیان به حلب، منجوتکین با گروهی از سپاهیانش به مصاف رومیان رفت و آن‌ها را شکست داد و تا حومه انطاکیه به تعقیب آنان پرداخت.
[۱۱۰] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۷ـ ۲۱۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
[۱۱۱] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۵ـ۵۶، چاپ تمیمه رواف.
[۱۱۲] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۶ـ ۱۸۸، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.

به‌رغم این پیروزی، منجوتکین که از جنگ و محاصره حلب خسته شده بود، به تشویق برخی درباریان فاطمی از جمله ابوالحسن مغربی (وزیرالعزیز)، که رشوه‌های کلانی از لؤلؤکبیر گرفته بودند، دست از محاصره شهر کشید و به دمشق بازگشت.
[۱۱۳] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
خلیفه فاطمی‌از اقدام منجوتکین خشمگین شد و ابوالحسن مغربی را که مسئول این عقب‌نشینی بود، برکنار کرد و در ۳۸۴ مجدداً منجوتکین را در رأس سپاهی به محاصره حلب فرستاد.
[۱۱۴] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۹ـ۲۲۰، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
پس از سیزده ماه محاصره، لؤلؤکبیر بار دیگر از باسیلیوس درخواست کمک کرد که این بار امپراتور روم شخصاً در رأس سپاهی بزرگ به سرعت راهی حلب شد.
[۱۱۷] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۹ـ ۱۹۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
منجوتکین با شنیدن تهدید و اخطار لؤلؤ مبنی بر این‌که سپاه روم در راه حلب است، دست از محاصره کشید و به دمشق بازگشت.
[۱۱۸] ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۲۱، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
[۱۱۹] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۷، چاپ تمیمه رواف.
سعیدالدوله در ۳۹۲ یا ۳۹۳ وفات یافت. بن ابر روایتی، او و همسرش (دخ‌تر لؤلؤکبیر) به دستور لؤلؤ کشته شدند.
[۱۲۰] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
گفته شده که با مرگ سعیدالدوله دولت حمدانیان در شام منقرض شد،
[۱۲۱] ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۸، چاپ تمیمه رواف.
زیرا حتی اقدام لؤلؤکبیر در جانشین کردن دو فرزند خردسال سعیدالدوله به نام‌های ابوالحسن‌علی و ابوالمعالی‌شریف به جای پدرشان هم سیاستی فرصت‌طلبانه بود. لؤلؤ که شخصاً امور را اداره می‌کرد، در فرصت مناسب دو فرزند و بقیه خانواده سعیدالدوله را روانه مصر کرد. وی در ۳۹۴ خود را حاکم حلب اعلام کرد و به همراه فرزندش، ابونصر منصور، حکومت مستبدانه‌ای را آغاز نمودند.
[۱۲۳] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.

لؤلؤ در ۳۹۹ درگذشت و مردم حلب که از ظلم و ستم ابونصر منصور به ستوه آمدند، از ابوالهیجاء بن سعدالدوله که به روم پناهنده شده بود، خواستند حکومت حلب را برعهده گیرد. او نیز در سال ۴۰۰ راهی حلب شد ولی به دلیل خیانت بخشی از سپاهیانش (اعراب بنی‌کلاب) و نیز یاری جستن ابونصر از فاطمیان، کاری از پیش نبرد و به قسطنطنیه گریخت و همان‌جا وفات یافت.
[۱۲۴] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۸ـ۲۰۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
در ۴۰۲، ابوالمعالی فرزند سعیدالدوله در آخرین تلاش برای احیای حکومت حمدانیان، در رأس سپاه فاطمی راهی تصرف حلب شد، ولی در معرة‌النعمان با اعراب آن نواحی درگیر شد و بی‌آنکه موفق به ادامه مسیر شود به مصر بازگشت و تا زمان وفات همان‌جا ماند.
[۱۲۵] ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۲۰۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
با مرگ وی، تسلط حمدانیان بر شام به پایان رسید.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۲) ابن‌ازرق، تاریخ الفارقی، چاپ بدوی عبداللطیف عوض، بیروت ۱۹۷۴.
(۳) ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره (۱۳۸۳) ـ ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
(۴) ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۵) ابن‌حائک، صفة جزیرة‌العرب، چاپ محمد بن علی اکوع، بغداد ۱۹۸۹.
(۶) ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون.
(۷) ابن‌خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان.
(۸) ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، چاپ تمیمه رواف.
(۹) ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
(۱۰) ابن‌کثیر، البدایة و النهایة فی‌التاریخ، (قاهره) ۱۳۵۱ـ۱۳۵۸.
(۱۱) اسماعیل‌ بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی‌الفداء، بیروت: دارالمعرفة للطباعة و النشر.
(۱۲) ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
(۱۳) چاپ افست بغداد.
(۱۴) احمد عدوان، الدولة الحمدانیة، (لیبی) ۱۹۸۱.
(۱۵) یزید بن محمد ازدی، تاریخ الموصل، چاپ احمد عبداللّه محمود، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
(۱۶) امین، أعیان الشیعه.
(۱۷) یحیی‌ بن سعید انطاکی، تاریخ الانطاکی، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس ۱۹۹۰.
(۱۸) حمزة‌ بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة والسلام، بیروت: دارمکتبة الحیاة.
(۱۹) محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱ـ۳۸۰ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۰) مصطفی شکعه، سیف‌الدولة الحمدانی: مملکة السیف و دولة الاقلام، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
(۲۱) هلال‌ بن مُحَسِّن صابی، الوزراء، او، تحفة‌الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.
(۲۲) صفدی، الوافی.
(۲۳) محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
(۲۴) طبری، تاریخ طبری، (بیروت).
(۲۵) فیصل سامر، الدولة الحمدانیة فی الموصل و حلب، بغداد ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
(۲۶) عریب‌ بن سعد قرطبی، صلة تاریخ الطبری، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
(۲۷) حمدان کبیسی، عصر الخلیفة المقتدر باللّه: ۲۹۵ـ۳۲۰ه/ ۹۰۷ـ۹۳۲م، دراسة فی احوال العراق الداخلیة، نجف ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
(۲۸) کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
(۲۹) مسعودی، مروج الذهب، (بیروت).
(۳۰) مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم.
(۳۱) محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۱، چاپ تمیمه رواف.
۲. ابن‌خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۲، ص۱۱۴.    
۳. مسعودی، مروج الذهب، ج۵، ص۱۵۱، حمدان‌ بن حمدون‌ بن حارث‌ بن منصور بن لقمان، (بیروت).
۴. امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۲۷:احمد بن حمدون‌ بن حارث‌ بن منصور.    
۵. صفدی، الوافی، ج۱۲، ص۸۹.
۶. ابن‌حائک، صفة جزیرة‌العرب، ج۱، ص۲۴۶، چاپ محمد بن علی اکوع، بغداد ۱۹۸۹.
۷. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۱۸۸.    
۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۲۷۰۲۷۱.    
۹. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۱۱.    
۱۰. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۳۳۳۳۳۴.    
۱۱. طبری، تاریخ طبری، ج۹، ص۵۵۳، (بیروت).    
۱۲. طبری، تاریخ طبری، ج۹، ص۵۸۷، (بیروت).    
۱۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۳۶۲.    
۱۴. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۱۹.    
۱۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۵۳۴۵۴.    
۱۶. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۲۰۴۲۱.    
۱۷. ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۳، ص۶۷، قاهره (۱۳۸۳) ـ ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
۱۸. طبری، تاریخ طبری، ج۱۰، ص۳۸۴۰، (بیروت).    
۱۹. طبری، تاریخ طبری، ج۱۰، ص۴۳۴۴، (بیروت).    
۲۰. کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۷۸ـ۸۱، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۲۱. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۲، ص۳۳۹۳۴۰، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۲۲. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۲ و پانویس، چاپ تمیمه رواف.
۲۳. فیصل سامر، الدولة الحمدانیة فی الموصل و حلب، ج۱، ص۴۴، بغداد ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
۲۴. مصطفی شکعه، سیف‌الدولة الحمدانی: مملکة السیف و دولة الاقلام، ج۱، ص۳۵ـ۴۳، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۲۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۵۳۸.    
۲۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۵۳۸۵۳۹.    
۲۷. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۴۴۴۴۵.    
۲۸. محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۹۲، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۲۹. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۲، چاپ تمیمه رواف.
۳۰. حمدان کبیسی، عصر الخلیفة المقتدر باللّه: ۲۹۵ـ۳۲۰ه/ ۹۰۷ـ۹۳۲م، ج۱، ص۵۲۱ـ۵۲۳، دراسة فی احوال العراق الداخلیة، نجف ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۳۱. احمد عدوان، الدولة الحمدانیة، ج۱، ص۱۱۱ـ ۱۱۲، (لیبی) ۱۹۸۱.
۳۲. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۵، ص۹۲.    
۳۳. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۵، ص۱۰۸.    
۳۴. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۳، چاپ تمیمه رواف.
۳۵. محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۱۲۳، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۳۶. عریب‌ بن سعد قرطبی، صلة تاریخ الطبری، ج۱، ص۷۲، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
۳۷. کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۰۰ـ۲۰۲، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۳۸. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۲، ص۲۰۶، چاپ تمیمه رواف.
۳۹. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۵، ص۱۳۱.    
۴۰. کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۰۷، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۴۱. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۱۵، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
۴۲. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۱۷، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
۴۳. هلال‌ بن مُحَسِّن صابی، الوزراء، ج۱، ص۵۷، او، تحفة‌الامراء فی تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ۱۹۵۸.
۴۴. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۳، ص۱۹۹، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۴۵. ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۳، ص۲۳۹۲۴۰، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.    
۴۶. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة فی‌التاریخ، ج۱۱، ص۱۴۹۱۵۰، (قاهره) ۱۳۵۱۱۳۵۸.    
۴۷. ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۳، ص۲۱۱ـ۲۱۲، قاهره (۱۳۸۳) ـ ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
۴۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۶۳.    
۴۹. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۸۴، سال ۳۱۳.    
۵۰. محمد بن یحیی صولی، ما لَمْ ینشر من «اوراق» الصولی: اخبارالسنوات ۲۹۵ـ۳۱۵ه، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۵۸، چاپ هلال ناجی، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۵۱. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۵، ص۲۵۰ ۲۵۱.    
۵۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۷۱۱۷۳.    
۵۳. عریب‌ بن سعد قرطبی، صلة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۴، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
۵۴. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۵، ص۲۶۹۲۷۵.    
۵۵. حمزة‌ بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة والسلام، ج۱، ص۱۵۵ـ ۱۵۶، بیروت: دارمکتبة الحیاة.
۵۶. کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۴۲، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۵۷. کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ۴، ج۴، قسم ۱، ص۲۴۴ـ ۲۴۷، قسم ۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۵۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۲۱۴.    
۵۹. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۲۱۷.    
۶۰. محمد بن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۲۷۱، در ذیول تاریخ الطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف، (۱۹۷۷).
۶۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۲۱۷.    
۶۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۲۳۴۲۳۵.    
۶۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۳۰۹.    
۶۴. اسماعیل‌ بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی‌الفداء، ج۱، جزء۲، ص۸۳، بیروت: دارالمعرفة للطباعة و النشر.
۶۵. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۴۹۷.    
۶۶. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۶، ص۲۷۷۲۷۸.    
۶۷. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۶، ص۲۹۵.    
۶۸. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۱۹ـ۲۰، چاپ تمیمه رواف.
۶۹. مسکویه، تجارب الامم و تعاقب الهم، ج۶، ص۲۷۷۲۷۸.    
۷۰. فیصل سامر، الدولة الحمدانیة فی الموصل و حلب، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۵، بغداد ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
۷۱. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۱۷۴ـ۱۷۵، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۷۲. ابن‌ازرق، تاریخ الفارقی، ج۱، ص۵۷، چاپ بدوی عبداللطیف عوض، بیروت ۱۹۷۴.
۷۳. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۵۳۷.    
۷۴. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۷۸، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۷۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۷۰۷۱.    
۷۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۷۲.    
۷۷. احمد عدوان، الدولة الحمدانیة، ج۱، ص۲۰۸، (لیبی) ۱۹۸۱.
۷۸. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۱۱ـ۱۱۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۷۹. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
۸۰. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۸، چاپ تمیمه رواف.
۸۱. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۸۲. محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۱، ص۳۱، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱ـ۳۸۰ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۸۳. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۰ـ۱۶۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۸۴. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
۸۵. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۷، چاپ تمیمه رواف.
۸۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۹۷ ۵۹۸.    
۸۷. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۸۸. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۸۹. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۹۰. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۶۹، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۹۱. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۴۹، چاپ تمیمه رواف.
۹۲. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۹۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۸۳.    
۹۴. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۹۵. یحیی‌ بن سعید انطاکی، تاریخ الانطاکی، ج۱، ص۱۸۷، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس ۱۹۹۰.
۹۶. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۹۷. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۱۷۱۸.    
۹۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۵۸.    
۹۹. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۰۰. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۰۹ـ۲۱۴، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۰۱. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۱ ـ۵۳، چاپ تمیمه رواف.
۱۰۲. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۷۸ـ۱۷۹، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۰۳. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۴، چاپ تمیمه رواف.
۱۰۴. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۸۸.    
۱۰۵. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۰ـ۱۸۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۰۶. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۷، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۰۷. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۵، چاپ تمیمه رواف.
۱۰۸. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۰۹. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۶، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۱۰. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۷ـ ۲۱۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۱۱. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۵ـ۵۶، چاپ تمیمه رواف.
۱۱۲. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۶ـ ۱۸۸، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۱۳. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۱۴. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۱۹ـ۲۲۰، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۱۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۸۹.    
۱۱۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۹۰.    
۱۱۷. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۸۹ـ ۱۹۱، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۱۸. ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب‌الامم، ج۱، ص۲۲۱، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶.
۱۱۹. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۷، چاپ تمیمه رواف.
۱۲۰. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۲، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۲۱. ابن‌ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، ج۱، ص۵۸، چاپ تمیمه رواف.
۱۲۲. ابن‌خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۴۰۶.    
۱۲۳. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۲۴. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۱۹۸ـ۲۰۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.
۱۲۵. ابن‌عدیم، زبدة‌الحلب من تاریخ حلب، ج۱، ص۲۰۰، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.


منابع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حمدانیان»، شماره۶۵۲۳.    






جعبه ابزار