حکومت حمیریان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اعراب جنوب عربستان، اولین شهرنشینان ملت عرب بودند، بالطبع آنان، نخستین دولت‌های عربی را تشکیل دادند، دولت‌هایی که در این منطقه شکل گرفت نه دولت سیاسی، بلکه بیشتر دولتی تجاری به حساب می‌آیند. متاسفانه از چند و چون این دولت‌ها چندان اطلاعی در دست نیست. اطلاعات به دست آمده از این دولت‌ها مرهون تلاش باستان‌شناسان در مطالعه کتیبه‌ها و آثار و ابنیه‌های تاریخی به جا مانده از آن دوران است. در اینجا به مهمترین این دولت‌ها پرداخته و اجمالاً مطالبی را یادآور می‌شویم.


حمیریان

[ویرایش]

سال ۱۱۵ قبل از میلاد، یمن شاهد تشکیل دولتی بود که بعد‌ها به نام دولت «حمیریان» خوانده می‌شد.
[۱] لوسکایا، پیگل، اعراب حدود مرزهای شرقی و ایران در سده‌های چهارم ـ ششم میلادی، ص۲۳۷، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۲.
حمیر از مهمترین قبایل عرب در جنوب عربستان به شمار می‌آمد که مناطق وسیعی از سواحل دریای سرخ تا حضرموت را در اختیار داشت. در ابتدا سرزمین حمیر جزیی از سرزمین قتبان به شمار می‌آمد و به آنها جزیه می‌پرداخت. سبئیون به آنها «ولداله عم» و «ملت عم» می‌گفتند.
[۲] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.
در ابتدا سرزمینشان محدود به سرزمین «رشای» و «حبان» در شمال و «حضرموت» در شرق و سرزمین «ذبیب» در غرب بود. رفته رفته سرزمین‌های دیگری همچون «رعین» و «عرش» را نیز تصرف کرده و «ظفار» را به پایتختی برگزیدند
[۳] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.
و چون «مارب» به تصرفشان درآمد ـ به مانند ملوک سبئی ـ لقب رسمی «ذوریدان» را برگزیدند.
[۴] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.


← آغازگر حکومت حمیری


آغازگر حکومت حمیری، "یاسر یهصدق" بود که در حوالی سال ۷۵ میلادی به حکومت پرداخت. حمیریان خویشاوند سبئیان به شمار می‌رفتند؛ اما چون شاخه کوچک‌تر خاندان بودند وارث فرهنگ و بازرگانی معینی‌ ـ سبئی شدند. زبانشان همان زبان معینی ـ سبئی بود و منبع اصلی درآمدشان از راه تجارت، بخصوص تجارت کندر و بخور تامین می‌شد.
[۶] حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.


← عظمت تجاری حمیریان


عظمت و شکوه تجاری حمیریان در قبل از میلاد به حدی رسید که "اغسطوس" قیصر روم را به حمله به یمن و به دست آوردن اموالشان تحریض کرد؛ اما این حمله در سال ۲۴ قبل از میلاد ناکام ماند؛
[۷] فروخ، عمر، تاریخ الجاهلیه، ص۶۶، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ اول، ۱۹۶۴.
اما رفته رفته حمیریان اختیار بازرگانی در دریای سرخ را که روزگاری خاص آنان بود، از دست دادند.
[۸] حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.
رومیان در اواخر دوران بطلمیوسی موفق شدند بر جریانات موسمی دریا فائق آیند و دارچین و فلفل را از هند به روم برسانند و این به منزله ختم سیادت حمیریان بر تجارت بود و آغازی برای سقوط دولت تجاری حمیریان شد.
[۹] حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.
در سال ۳۰۰ میلادی، حمیریان با خروج از این حالت خمودگی و رکود، حکومت جدیدی را طرح‌ریزی کردند. آنها حضرموت و شحر و شرق یمامه را نیز به قلمرو خود افزودند و امرایشان به «شاه سبا و ذوریدان و حضرموت و یمنات»
[۱۰] فروخ، عمر، تاریخ الجاهلیه، ص۶۷، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ اول، ۱۹۶۴.
و «تبع»
[۱۱] دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۷۲، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
[۱۲] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
ملقب گردیدند.

← اوج و افول حمیریان


بر اساس روایات تاریخی، قبایل متفرق حمیری که در قلمرو پادشاهی سبا و حضرموت بودند در زمان نیای بزرگ تبابعه، "حارث رائش" متحد شده و به فرمان او در آمدند. او با جنگاوری غنائم بسیاری را برای یمنیان به ارمغان آورد.
[۱۳] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۲، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
[۱۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۴۳، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
درباره کشور گشایی‌های تبابعه در کتب عربی، افسانه‌های زیادی ذکر شده است.
[۱۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۴۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
[۱۶] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۲، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.
[۱۷] قزوینی، زکریا بن محمد، اثار البلاد و اخبار العباد، ص۵۳۵، بیروت، دارصادر.
[۱۹] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۱۳۳.
[۲۰] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
بعد از "تبع بن حسان"، خاندان "عبید کلال" به ریاست "مرثد بن عبید کلال" قدرت یافتند.
[۲۱] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۳۹، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
آنها با تفرقه‌افکنی بین امرای حمیری، این دولت را به ضعف کشاندند، تا اینکه بعد از قتل "ذونواس" آخرین شاه حمیری توسط قوای حبشی در ۵۲۴ میلادی بساط این حکومت برچیده شد.

← دین حمیریان


امرای حمیری از جایگاه ویژه‌ای در بین اعراب جاهلی برخوردار بودند. اعراب، دینداری و عزتشان را مرهونشان می‌دانستند.
[۲۶] همدانی، تاریخ همدانی، ص۵۹.
آنچه که روشن است، این است که حمیریان نیز در ابتدا بت‌پرست بوده و «الهه نسر» را می‌پرستیدند. گفته شده در صنعا بت‌خانه‌ای به نام «رئام» داشتند و برای آن قربانی می‌کردند؛ اما در اشعار شعرای جاهلی عرب از جمله شعرای حمیری، نامی از آن برده نشد، تا اینکه در زمان حسان بن تبع از پرستش اصنام دست کشیده و به آیین یهود گرویدند.
[۳۰] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۴۲، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹


پانویس

[ویرایش]
 
۱. لوسکایا، پیگل، اعراب حدود مرزهای شرقی و ایران در سده‌های چهارم ـ ششم میلادی، ص۲۳۷، ترجمه عنایت‌الله رضا، تهران، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۲.
۲. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.
۳. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.
۴. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۳، ص۵۱۷، بیروت، دارالعلم للملایین و مکتبة النهضة بغداد، چاپ اول.
۵. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب، ج۴، ص۱۳۵.    
۶. حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.
۷. فروخ، عمر، تاریخ الجاهلیه، ص۶۶، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ اول، ۱۹۶۴.
۸. حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.
۹. حتی، فلیپ، تاریخ عرب، ج۱، ص۷۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تبریز، کتابفروشی محمدباقر کتابچی حقیقت.
۱۰. فروخ، عمر، تاریخ الجاهلیه، ص۶۷، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ اول، ۱۹۶۴.
۱۱. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۷۲، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
۱۲. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
۱۳. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۲، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
۱۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۴۳، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
۱۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۴۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
۱۶. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۲، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.
۱۷. قزوینی، زکریا بن محمد، اثار البلاد و اخبار العباد، ص۵۳۵، بیروت، دارصادر.
۱۸. ابن قتیبه، عبدالله‌ بن‌ مسلم‌، المعارف، ص۶۳۰، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئةالمصریه العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.    
۱۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۱۳۳.
۲۰. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۷۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
۲۱. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۳۹، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
۲۲. ابن قتیبه، عبدالله‌ بن‌ مسلم‌، المعارف، ص۶۳۵، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئةالمصریه العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.    
۲۳. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۳، ص۱۸۱.    
۲۴. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۱.    
۲۵. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۳، ص۸.    
۲۶. همدانی، تاریخ همدانی، ص۵۹.
۲۷. کلبی، هشام بن محمد، الاصنام، ص۱۱، ترجمه محمدرضا جلالی نایینی، ۱۳۴۸، تابان.    
۲۸. کلبی، هشام بن محمد، الاصنام، ص۱۱، ترجمه محمدرضا جلالی نایینی، ۱۳۴۸، تابان.    
۲۹. کلبی، هشام بن محمد، الاصنام، ص۱۰، ترجمه محمدرضا جلالی نایینی، ۱۳۴۸، تابان.    
۳۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۴۲، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «دولت های عرب جاهلی (حمریان، نبطیان، تدمر)»، تاریخ بازیابی ۹۵/۶/۲۴.    






جعبه ابزار