اصحاب کهف

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اصحاب كَهف مؤمنانی پناهنده در غار بودند که به این نام مشهور شدند.


اصحاب کهف در لغت

[ویرایش]

«اصحاب» جمع «صاحب» (اسم فاعل) از ماده «ص- ح- ب» و معنای مصدری آن همراهی کردن است و صاحب کسی يا چيزی است که ملازم و همراه کس يا چيز ديگر باشد.
[۱] المصباح، ج ۲، ص ۳۳۳.
[۲] مفردات، ص ۴۷۵،« صحب».
اين ملازمت و همراهی بايد عرفاً فراوان باشد.
[۳] مفردات، ص ۴۷۵،« صحب».

«کهف» به معنای شکاف در دل کوه (غار) است؛ امّا برخی لغت دانان
[۴] لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۷۶.
«کهف» را بزرگتر از «غار» دانسته‏اند. اصحاب کهف به معنای «ياران و ملازمان غار» است.
قرآن کريم در آيات ۹تا۲۶ کهف از جوانانی مؤمن نام می‏برد که از آیین بت پرستی دوران خويش بيزاری جستند و با مأوا گزيدن در غار، به رحمت الهی پناه برده و از درگاه او درخواست هدایت کردند. خداوند نيز آنان را به مدت ۳۰۹ سال به خوابی عميق فرو برد و جايگاه امنی برايشان فراهم ساخت.

اصحاب‏کهف در منابع مسيحیت

[ویرایش]

داستان اصحاب کهف از معدود داستانهايی است که بر خلاف بسياری از داستانهای ديگرِ قرآن، در منابع یهودی به دلايلی از آن ياد نشده است
[۵] اهل الکهف، ص ۵۷.
؛ امّا در منابع مسيحی ذکر شده است. ساختار داستان در منابع مسيحی همگونی خاصی با نقلهای اسلامی دارد و به «هفت خفتگان» و «هفت خفتگان شهر افِسوس» معروف است.
۵۴۴ ,P ,I .loV ,eripmEnamoR ehT fO llaF dnA enilceD ehT nobiG ۸ ۲۷۰ .P ,۲۰ .loV ,acinatirB aidepolcycnE ehT .۱

گیبون، مورخ معروف انگليسی، داستان اصحاب کهف را چنين نقل می‏کند: هنگامی که مسيحيان گرفتار ستمگريهای امپراتور دیکیوس
[۶] Decius
بودند، ۷ تن از جوانان اشراف زاده شهر «افسوس»
[۷] Ephesus
در غار وسيع و عميقی در کوهی، در کنار شهر پنهان شدند. امپراتور ستمگر برای نابودی جوانان، فرمان داد دهانه غار را با ساختن تپه مستحکمی از سنگهای بزرگ و ضخيم ببندند. در اين حال، جوانان به خوابی عميق فرو رفتند. اين خواب به‏گونه‏ای معجزه آسا ۱۸۷ سال به طول انجاميد، بدون آنکه در اين مدت به قوای حياتی ايشان آسيبی برسد. پس از اين مدت، بردگان «ادولیوس»
[۸] Adolius
، که وارث کوه مزبور بود، برای احداث ساختمان مجلل روستايی در آن محل، آن سنگهای ضخيم را برداشتند. با برداشتن سنگها، اشعه آفتاب به درون غار نفوذ کرد و عامل بيدار شدن جوانان خفته در غار گرديد. آنان که می‏پنداشتند ساعاتی اندک در خواب بوده‏اند احساس گرسنگی کردند، ازاين‏رو بر آن شدند که يکی از آنان به‏طور مخفيانه و ناشناس به شهر بازگردد و غذايی فراهم آورد. آنان «جامبلیکوس»
[۹] Jamblichus
را برای اين کار برگزيدند. امّا اين جوان- اگر روا باشد که پس از اين خوابِ دراز مدت، نام «جوان» بر وی اطلاق کنيم- نتوانست منظره شهر بومی خود را که پيش‏تر با آن آشنا بود، باز شناسد. هراس او هنگامی فزونی يافت که صلیب بزرگی را بر دروازه بزرگ شهر افِسوس مشاهده کرد. لباس شگفت‏آور و منفرد و لهجه قديمی و متروک او نانوا را متحير و سراسيمه کرد. هنگامی که جامبليکوس پول قديمی رايج در دوران امپراتور ديکيوس را، به نانوا داد نانوا پنداشت که اين جوان به گنجی دست يافته است، ازاين‏رو وی را نزد قاضی برد و در آنجا با تبادل پرسش و پاسخهايی، داستان حيرت‏انگيز و درنگ دراز مدت نزديک به دو قرن آنان در غار روشن شد. در پی اين رخداد، اسقف شهر افِسوس، کاهنان، حاکمان و مردم شهر و حتی خود امپراتور «شیودوسیوس» برای مشاهده غار مورد نظر شتافتند. پس از آنکه ۷ جوان، خود را به حاضران رسانيدند و ماجرای خود را برای ايشان بازگو کردند مرگ آنان فرا رسيد و با کمال آرامش از دنيا رفتند.
[۱۰] ۵۴۵ ۵۴۴ .pp .I .loV ,eripmE namoR ehT ffO llaF dnA enilceD ehT .


پادشاه و عصر اصحاب کهف

[ویرایش]

در مورد پادشاه دوران اصحاب کهف اختلاف نظر است؛ امّا بيشتر مورخان پادشاه ظالمی را که اصحاب کهف از ستم وی به غار پناه برده‏اند «دقیانوس» دانسته‏ اند؛ يعنی پادشاه و امپراتور روم که در تاريخ با نام «دکیوس» يا «دیکیانوس» شناخته می‏شود و بين سالهای ۲۴۹- ۲۵۱ ميلادی حکومت داشته است؛ نيز پادشاه صالحی را که اصحاب کهف در دوران وی از خواب برخاستند «تیذوسیوس دوم» (تاودوسيوس و به نقلی ثيودوسيوس دوم) دانسته‏اند؛ امپراتوری که در تاريخ به «تیدوسیوس دوم» معروف بود، و بين سالهای ۴۰۸- ۴۵۰ ميلادی حکومت کرده است.
[۱۱] اهل الکهف، ص ۸۹- ۹۰.
منابع مسيحی نيز در اين مورد با همين نقل هماهنگ است.
[۱۲] The Encyclopedia Britanica ,Vol .۰۲ ,p .۰۷۲ .


شمار و نامهای اصحاب کهف

[ویرایش]

شمار اصحاب کهف، چنان که از عنوان داستان در منابع مسيحی، يعنی «هفت خفتگان» پيداست، ۷ نفر است. برخی نيز آنان را ۵ تن و برخی نيز ۱۳ تن نقل کرده‏اند.
[۱۳] اهل الکهف، ص ۸۸.
نامهای اصحاب کهف، طبيعتاً، نامهايی يونانی است، زيرا افِسوس، از شهرهای یونان است. اين نامها عبارت است از: مکسملینا، یلمیخا، دیمومدس (ديموس)، امبلیکوس،مرطونس، بیرونس، کشطونس.
[۱۴] اهل الکهف، ص ۸۸.
روشن است که اين نامها با ورود به نوشتارهای اسلامی و عربی دستخوش تغييراتی شده است، چنان که طبری نامهای ايشان را اين گونه نقل کرده است: مکسلمينا، محسلمينا، يمليخا، مرطونس، کسطونس، ويبورس، ويکرنوس، يطبيونس و قالوش.
[۱۵] جامع البيان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۷۶.
خود وی نيز بر اساس روايتی ديگر نامهای ديگری را با اندکی تفاوت ذکر می‏کند.
[۱۶] جامع البيان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۵۲.

قرآن مجيد هيچ‏گونه تصريحی درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بيان می‏ کند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشته‏اند؛ برخی ايشان را با سگ همراهشان ۴ تن و برخی ۶ تن و برخی ۸ تن دانسته‏اند:«سَيَقولونَ ثَلثَةٌ رابِعُهُم كَلبُهُم ويَقولونَ خَمسَةٌ سادِسُهُم كَلبُهُم رَجمًا بِالغَيبِ ويَقولونَ سَبعَةٌ وثامِنُهُم كَلبُهُم» و چون «رَجمًا بِالغَيبِ» را که اشاره به بی‏دليل بودن سخن مردم است پس از دو قول اول ذکر کرده و قول سوم را بدون چنين تعبيری آورده، برخی نتيجه گرفته‏اند که قرآن نظر سوم را تأييد می‏کند
[۱۹] نمونه، ج ۱۲، ص ۳۸۳.
، به هر روی، قرآن شمار کسانی را که از عدد اصحاب کهف آگاه بودند اندک می‏ داند: «قُل رَبّی اعلَمُ بِعِدَّتِهِم ما يَعلَمُهُم الّا قَليلٌ»، ازاين‏رو به رسول خدا صلی الله عليه و آله دستور می‏دهد که جز به نحو مستدل با ايشان در اين مورد به گفت‏وگو نپردازد:«فَلا تُمارِ فيهِم الّا مِراءً ظهِرًا». «مراء ظاهر» به معنای بحث غالب و مسلط است؛ بدين معنا که با آنان چنان با استدلال سخن بگو که گفتار تو بر نظر آنان غالب و مسلط گردد. احتمال ديگر اين است که با آنان در خلوت بحث و گفت‏وگو نکن، زيرا گفتار تو را تحریف می‏کنند، بلکه آشکارا و در حضور مردم گفت‏وگو کن تا نتوانند حقيقت امر را تحریف کنند
[۲۲] نمونه، ج ۱۲، ص ۳۸۴.
و چون خداوند خود از همه آگاه‏تر است:«رَبّی اعلَمُ بِعِدَّتِهِم» ديگر از هيچ کس درباره اصحاب کهف سؤال مکن:«ولا تَستَفتِ فيهِم مِنهُم احَدا».، زيرا علم خداوند تو را از هر چيز بی‏نياز می ‏کند.

مکان غار اصحاب کهف

[ویرایش]

درباره مکانِ غار اصحاب کهف ديدگاههای متفاوتی وجود دارد:
۱_حادثه مزبور در شهر «افِسوس» واقع شده و غار مزبور نيز در همان جا قرار دارد و افسوس (افسيس) از شهرهای معروف آسيای صغير (ترکیه کنونی و قسمتی از روم شرقی قديم) است. ويرانه‏ های اين شهر هم اکنون در ۷۳ کيلومتری شهرِ «ازمير» ترکيه به چشم می‏خورد و در کنار قريه «اياصولوک» در کوه «ينايرداغ» هم اکنون غاری بسيار وسيع ديده می‏شود که فاصله چندانی با افسوس ندارد و آثار صدها قبر در آن‏ وجود دارد.
ورودی اين غار در سمت شمال شرقی بوده و هيچ اثری از مسجد، صومعه يا کنیسه در آن به چشم نمی‏خورد. به عقيده بسياری، غار مورد اشاره در داستان، همين غار است.
[۲۶] قاموس کتاب مقدس، ص ۸۷.
[۲۷] اهل الکهف، ص ۹۱- ۹۲.
[۲۸] نمونه، ج ۱۲، ص ۴۰۰- ۴۰۱.
اين قول، با نقلهای مسيحی سازگار است.
[۲۹] .۵ ۵۴۴ .P ,I .loV ,eripmE namoRehT ffO llaF dnA enilceD ehT ۸ ۲۷۰ .P ,۲۰ .loV ,acinnatirB aidepolcycnE ehT ,eeS

۲_غار مزبور در نزديکی پايتخت اردن، يعنی شهر عمان و در نزديکی روستای «رجيب» واقع است. بر بالای اين غار صومعه‏ای ديده می‏شود که براساس پاره‏ای از قراين، مربوط به قرن پنجم ميلادی است و پس از آنکه مسلمانان آنجا را فتح کردند، به مسجد تبديل شد.
[۳۱] نمونه، ج ۱۲، ص ۴۰۱.
اطراف اين غار از دو سمت شرقی و غربی باز است و آفتاب بر آن می‏تابد و ورودی غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار ۷ يا ۸ قبر به چشم می‏خورد. در سال ۱۹۶۳ ميلادی هيئتی اکتشافی از اردن با حفّاری به کشف اين غار متروک نايل شد.
[۳۳] نمونه، ج ۱۲، ص ۴۰۱.

۳_غار اصحاب کهف در بتراء از شهرهای فلسطین است.
۴_در کوه «قاسيون» نزديک دمشق سوریه واقع است.
۵_در شبه جزيره اسکانديناوی، در اروپای شمالی قرار دارد.
۶_در نزديکی شهر نخجوان در کشور قفقاز واقع است.
شهرتش، مردود می‏داند؛ از جمله آنکه از آيه «و تَرَی الشَّمسَ اذا طَلَعَت تَزوَرُ عَن كَهفِهِم ذاتَ اليَمينِ واذا غَرَبَت تَقرِضُهُم ذاتَ الشّمال» برمی‏آيد که نور خورشيد به هنگام طلوع بر سمت راست غار و هنگام غروب بر سمت چپ آن می‏تابيده است، بنابراين بايد ورودی غار در سمت جنوب باشد، درحالی‏که دَرِ ورودی غار موجود در شهر افِسوس به سمت شمال شرقی است؛ همچنين مضمون آيه «قالَ الَّذينَ غَلَبوا عَلی‏ امرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِم مَسجِدا» اين است که در آن غار يا پيرامون آن، مسجد و عبادتگاهی بنا کردند، درحالی‏ که در غار افِسوس اثری از مسجد يا صومعه يا عبادتگاه ديگر به چشم نمی‏خورد. البته در سه کيلومتری آن کنيسه‏ای وجود دارد که به هيچ وجه با غار مزبور ارتباطی ندارد، بنابراين از ميان چند ديدگاه ياد شده، ديدگاه دوم با ويژگيهای ذکر شده در آيات قرآن سازگار است و برخی روايات نيز آن را تأييد می‏کند.

اصحاب‏کهف در روايات‏اسلامی

[ویرایش]

روايات اسلامی معمولًا اصحاب کهف را همانند روايات مسيحی، جوانانی اشراف زاده دانسته که در عید بزرگی با مرکب های خود به بيرون شهر رفتند و بتهايی را که می‏پرستيدند به همراه خود بردند. خداوند در دلهايشان نور ایمان برافروخت و آنان به خداوند يکتا ايمان آوردند و هر چند در آغاز، ايمان خود را از يکديگر پوشيده می‏داشتند؛ امّا به تدريج ایمان خود را به يکديگر اظهار کردند.
[۴۲] جامع البيان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۵۶.
[۴۳] تفسير ابن کثير، ج ۳، ص ۷۸- ۷۹.
بر پايه برخی روايات با اينکه پادشاه جبار و بت پرست عصر، همه کسانی را که از پرستش بتها سرباز می‏زدند می‏کشت؛ ولی به اصحاب کهف مدتی مهلت داد تا از ايمان خود بازگردند. آنان از اين فرصت استفاده کرده و به غار پناه بردند.
[۴۴] جامع البيان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۵۳.
برخی ديگر از روايات، آنان را امین و رازدار پادشاه عصر خود قلمداد کرده که هدايت يافته و به غار پناه بردند.
[۴۵] عرائس المجالس، ص ۳۷۱- ۳۷۴.
[۴۶] البرهان، ج ۳، ص ۶۲۲.

روايتی از وهب بن منبه، ماجرای ايمان آوردن اصحاب کهف را کاملًا متفاوت و مربوط به گرويدن جوانان شهر افسوس به يکی از حواریون حضرت عیسی دانسته است. براساس اين روایت، يکی از حواريون حضرت عيسی عليه السلام بر اثر سجده نکردن به بتِ سر درِ شهر از ورود به شهر ممنوع شده بود و به ناچار در گرمابه‏ای در بيرون شهر به کار و تبلیغ دین خدا پرداخت و از اين راه برخی جوانان شهر به او گرويدند.
[۴۷] الکامل، ج ۱، ص ۳۵۵- ۳۵۶.
[۴۸] روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۱۸- ۳۱۹.
[۴۹] جامع البيان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۵۷.

همچنين براساس برخی روايات، اصحاب کهف جوانانی رومی بوده‏ اند که پيش از بعثت عیسی عليه السلام وارد غار شدند و پس از بعثت آن حضرت از خواب برخاستند
[۵۰] المعارف، ص ۵۴.
؛ امّا برخی روايات، همه ماجرا را مربوط به زمان پس از بعثت حضرت عيسی عليه السلام و آنان را افرادی دانسته که بر شریعت عيسی عليه السلام بوده‏اند.
[۵۱] المعارف، ص ۵۴.


اصحاب کهف در قرآن

[ویرایش]

قرآن در طی ۱۸ آيه به بيان اين داستان پرداخته است. از سياق نخستين آيه اين قصه:«ام حَسِبتَ انَّ اصحبَ الكَهفِ والرَّقيمِ کانوا مِن ءايتِنا عَجَبا»
[۵۲] کهف(سوره۱۸)،آیه۹
بر می‏آيد که اين داستان اجمالًا پيش از نزول آيات، معلوم بوده و قرآن به شرح و تفصيل آن پرداخته است.
علت شگفت بودن ماجرای اصحاب کهف، درنگ ۳۰۹ ساله آنان در غار و آنگاه برخاستن ايشان در کمال سلامت بوده است. خواب طولانی اصحاب کهف از شگفت‏انگيزترين نشانه‏های الهی است که موجب شده مفسران نيز به فراخور حال به بحث درباره آن و اثبات آن به لحاظ علمی و تجربی بپردازند.
[۵۴] نمونه، ج ۱۲، ص ۴۰۷- ۴۰۹.
[۵۵] خلق الکون، ص ۱۵۵- ۱۵۷.

براساس رواياتی که در شأن نزول اين آيات وارد شده، قریش شماری از ياران خود را برای تحقيق درباره دعوت پیامبر اسلام صلی الله عليه و آله به سوی عالمان یهود در مدینه فرستادند تا نظر آنان را در اين مورد جويا شوند. عالمان يهود با طرح چند پرسش گفتند: اگر محمّد صلی الله عليه و آله از عهده پاسخ به اين پرسشها برآمد، او پيامبر خدا و گرنه دروغگوست. در پرداختهای روايی گوناگون، اين پرسشها کاملًا يکسان نقل نشده است؛ امّا در همه روايات، يکی از اين پرسشها به اصحاب کهف مربوط است که آيات مورد اشاره در پاسخ به آن نازل شده است.

چگونگی ايمان آوردن‏اصحاب کهف

[ویرایش]

براساس ظاهر آيات، اصحاب کهف جوانانی بودند که به خدا ايمان آوردند و خداوند نيز بر هدايتشان افزود: «انَّهُم فِتيَ