آزادی‌های مدنی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آزادی‌های مدنی و یا آزادی‌های شخصی، از اصطلاحات علم حقوق بوده و به معنای آزادی‌هایی هستند که حکومت نمی‌تواند بر اساس قانون یا تفسیر قضایی و بدون محاکمه آنها را سلب کند. هر چند دامنه این واژه بین کشورها متفاوت است اما آزادی‌های مدنی شامل آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات، آزادی دین، آزادی بیان، آزادی تجمعات اعتراضی، حق امنیت، آزادی سخنرانی (کتبی و شفاهی)، حریم خصوصی، حق دادرسی برابر بر اساس قانون، حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه و حق زیستن است. دیگر آزادی‌های مدنی شامل حق مالکیت، حق دفاع از خود و حق مالکیت بر بدن خود است.


تعریف

[ویرایش]

برای روشن شدن مفهوم آزادی‌های مدنی ایتدا باید آزادی را تعریف کرد.

← آزادی


اصطلاح "آزادی" معادل واژه (Liberte) در زبان فرانسه و ریشه لاتین آن (Libertas) است؛ که به مفهوم فقدان جبر و دوری از قید و بند می‌باشد. آزادی، وضع، حال و رفتاری است که در آن، شرایط و روابط جبری و سنگینی قدرت محسوس نباشد و بازدارنده حرکت ذاتی و طبیعی آدمی نشود.
[۱] علی بابایی، غلامرضا، فرهنگ سیاسی، ص۲۶، تهران، نشر آشیان، ۱۳۸۲.

آزادی در عام‌ترین معنا، حالت فراغت و رهایی و اختیار بدون هیچ‌گونه قید و بندی می‌باشد. یعنی منقاد کسی نبودن، گرفتار و دربند نبودن و باری بر دوش نداشتن. گروهی گفته‌اند: آزادی، وجود شرایط یا فرصت‌هایی است که برای رشد استعدادهای آدمی ضرورت دارد.‌ هابز معتقد است آزاده کسی است که در دست یازیدن به کارهایی که توانایی و فهم انجام دادن آن‌ها را دارد، چیزی مانعش نباشد تا کاری را که می‌خواهد انجام دهد. لذا در تفاوت میان شهروندان آزاد و بردگان می‌گوید: «انسان آزاد فقط به دولت خدمت می‌کند، ولی بردگان علاوه بر آن، در خدمت یک شهروند هم هستند.»
هگل معتقد است آزادی به معنای مثبت یعنی سرور و فرمانروای خویش بودن؛ و بر معنای منفی، بنده و فرمانبردار کس دیگری نبودن و با یکدیگر فرق نداشتن است. وی می‌گوید:
«آزادی، توانایی انجام چیزی است که ما به خواست خود می‌خواهیم انجام دهیم و البته در اجتماعی محقّق می‌شود که در آن، آن‌چه قانون و رسم تجویز می‌نماید، با آن‌چه وجدان فردی حکم می‌کند هماهنگ و موافق باشد.»
وُلتر می‌گوید: «آزادی آن است که به جز قانون از چیزی پیروی نشود و همه باید در برابر قانون مساوی باشند.»
بنابراین می‌توان گفت «آزادی» عبارت است از: رهایی و عدم اسارت و نداشتن قید و بند در حدود قانون و عدم تخطّی و تجاوز به حقوق دیگران، به عبارت دیگر آزادی یعنی این‌که شخص بتواند با توجّه به قوانین و مقررات به حق کسی تجاوز ننماید و مانع آزادی دیگران نشود، هرگونه که میل اوست و می‌خواهد زندگی نماید.
آزادی را نباید با بی‌بند و باری، لاقیدی، هرج و مرج و عنان گسیختگی یکی دانست؛ به این معنی که هر کس مجاز نیست آن‌چه را که می‌خواهد به دست آورد یا هر آن‌چه می‌خواهد انجام بدهد، بلکه باید در چارچوب قانون بوده و باعث لطمه‌ به منافع یا سلب آزادی از دیگران نگردد. لذا این که آزادی یک معنای هیجانی، پسندیده و نیرومند دارد، فی‌ نفسه همیشه چیز خوبی نیست؛ و بسته به این است که فرد در انجام چه کاری آزاد باشد چون آزادی خود یک ارزش است و باید برای ارزش و خواست‌های دیگر نیز هم چون برابری، عدالت یا امنیت، راه باز کند. بنابراین قانون ضرورتاً دشمن آزادی کسی نیست، بلکه رعایت مقررات و قوانین که نحوه ارتباط شخص با جامعه و افراد آن را تعیین می‌کند از جمله واجبات است. چرا که مفهوم آزادی متعالی و سازنده، امر نظم و انتظام مستتر است و آزادی بدون انتظام درونی و برونی، نوعی هرج و مرج است، که این با ذات و آثار آن مغایر است.
نکته‌ دیگر در مورد آزادی، این است که آزادی انسان با پدیده‌ها و امور اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد و چون این امور در جریان زمان و جامعه‌های مختلف، شکل‌ها و محتواهای متفاوت دارند، لذا آزادی نیز از حیث ماهیّت و کیفیّت، انواع و ارزش‌های متفاوت پیدا می‌کند؛ و چون در طبیعت، محیط زیست و امور تن و روان و جامعه، آزادی مطلق وجود ندارد، آزادی نسبی بوده و وجود حدّ و مرز و قلمرو مطلوب و سنجیده برای آن قابل توجیه می‌باشد و اصلاً در بستر آزادی مطلوب و نسبی است که مشارکت حسّی، فکری و عملی افراد جامعه با مؤسسات و سازمان‌های اجتماعی پیوند خورده و فراهم می‌آید.

← آزادی مدنی


آزادی مدنی در‌ کلی‌ترین کاربرد به معنی آزادی فرد در عمل شخصی، تصرف در مال، عبادت و اعتقاد دینی و بیان عقیده است. به طوری که متضمّن حق حمایت از افراد، هم در برابر مداخله حکومتی و هم در برابر مداخله خصوصی باشد.
چون آزادی مبتنی بر قانون، هرگز مطلق نیست، حدود آزادی مدنی نیز مورد اختلاف‌ اندیشمندان است؛ ‌برخی معتقدند آزادی مدنی یعنی آزادی طبیعی انسان، که فقط شامل قوانین انسانی است نه چیز دیگر، لذا آن را تا جایی که به نفع عموم باشد، محدود می‌نماید. از این رو فرهنگ‌های آزادی‌خواه قانونی تصویب می‌کنند که آزادی‌های مدنی باید به وسیله عُرف، اخلاقیات، ذوق و سلیقه و خویشتن‌داری یا قوانینی که از رفاه و آزادی دیگران حمایت می‌کنند، محدود شود.
گروه دیگر معتقدند آزادی مدنی عبارت است از آزادی مورد مطالبه و یا موافق طبع اشخاص برای سخن گفتن، نوشتن، نشر، اجتماع و سازمان یافتن، بدون مجازات و مداخله دیگران. براساس این تعریف، بسیاری تصدیق می‌کنند که فهرست‌ آزادی‌های مدنی با تغییر زمان و مکان تغییر می‌کند.
بنابراین مراد از آزادی‌های مدنی، آن نوع آزادی‌های شخصی و اجتماعی است که از مناسبات مدنی افراد (شرایط اقتصادی، سیاسی، اعتقادی، فرهنگی و...) مشتق می‌شوند و قانون به غیر از موارد مصلحت عمومی، آن را در برابر مداخلات و تضییقات دیگر تضمین نموده و مورد حمایت قرار می‌دهد و شامل آزادی‌هایی مانند: آزادی بیان، آزادی قلم، آزادی تشکیل سازمان‌های عقیدتی، آزادی تشکیل احزاب و سازمان‌های سیاسی و... می‌شود.

رابطه با حقوق مدنی

[ویرایش]

در این مورد چهار نظریه ابراز شده است:
الف) برخی قایل‌اند که هر دو اصطلاح بر یک معنی دلالت دارند.
ب) گروه دیگر بر این باور‌اند که آن دو با هم متفاوت‌اند، چرا که آزادی‌های مدنی، ممکن است رعایت شود بی‌ آن‌که لزوماً عمل مثبتی را از جانب شخص دیگری ایجاب کند؛ ولی حقوق مدنی وظایف مثبتی را بر دیگران تحمیل می‌کند. به عبارت دیگر آزادی‌هایی مانند آزادی‌ در گفتار که مستلزم عمل شخص دیگری نیست، ولی حقوق، مستلزم عمل شخص دیگری مانند دادرسی هیات منصفه می‌باشد.
ج) گروه سوم، حقوق مدنی را جامع می‌دانند به گونه‌ای که شامل آزادی‌های مدنی، سیاسی، امنیت‌ فردی و نظایر آن می‌شود.
د) گروه چهارم، آزادی‌های مدنی را جامع می‌دانند به گونه‌ای که هم شامل حقوق مدنی، مزیّت‌ها، امتیازها، حق انتخاب‌ها و آزادی‌ها به طور کلّی می‌شود، و هم برای اشاره به مفهوم مصونیت یا حمایت افراد یا گروه‌ها در برابر مداخله‌ دولت به کار می‌رود.
[۲] ساروخانی، باقر، دائرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰.
[۳] شایان مهر، علیرضا، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۷، (کتاب اول).
[۴] شایان‌مهر، علیرضا، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۸۰، (از کتاب سوّم).
[۵] گولد، جولیوس، و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، محمد جواد زاهدی مازندرانی، تهران، مازیار، ۱۳۷۶


آزادی بیان

[ویرایش]

آزادی بیان از مصادیق آزادی و یکی ‌از پایه‌های دموکراسی و رفتارهای سیاسی مردم است که تاثیرگذاری آن به واسطه اظهار دیدگاه‌های خود، بر تصمیمات و عملکردهای دولت و دولت‌مردان مشهود است.
آزادی بیان یکی از آزادی‌های مدنی بنیادین تلقی می‌شود که در برگیرنده هر دو ارتباط نوشتاری و گفتاری است و در نخستین نگاه، به نظر می‌رسد که با دموکراسی رابطه‌ای آشکار و مستقیم دارد: بیان آزاد مستلزم دموکراسی و دموکراسی مستلزم بیان آزاد است. بر عکس، نظام‌های تام‌گرا از آزادی بیان جلوگیری می‌کنند زیرا ثبات آنها را تهدید می‌کند.
براساس آزادی بیان که در جوامع مردم‌سالار حقّ طبیعی انسان‌ها به شمار می‌آید شهروندان می‌توانند آزادانه مسائل سیاسی را طرح و تحلیل نمایند. هم‌چنان‌که آزادی فرد در بیان عقیده و ایراد نطق و خطابه، بدون ترس از دخالت دولت، آزادی بیان می‌باشد.
معمولا برای آزادی بیان چهار دلیل عرضه می‌شود.
۱- آزادی بیان به رشد شخصی فرد کمک می‌کند.
۲- زمینه‌ را برای حقیقت جویی فراهم می‌سازد.
۳- مانع سوء استفاده از قدرت سیاسی می‌شود.
۴- به شهروندان کمک می‌کند تا در حوزه عمومی سیاست دست به انتخاب آگاهانه بزنند.
در واقع، موضوع آزادی گسترده بیان تنها به پشتوانه تحولات فلسفی دوران روشنگری در سده‌های هفدهم و هجدهم (تحولاتی که بر وجود معیارهای دقیق برای شناخت، یعنی بر روش علمی تاکید داشتند و بیش از بیش بر شان و مقام فرد تکیه می‌کردند) قوت گرفت و با دموکراسی پیوند یافت. روش علمی، با سودمندی‌های متعددش برای دفاع ملی و رفاه مادی، این حقیقت تازه تعریف شده را به صورت هدفی درآورد که برای جامعه سیاسی اهمیت غیرقابل تردید داشت.
[۶] مارتین لیپست، سیمور، دایره المعارف دموکراسی، ج۱، ص۱۷، ترجمه کامران فانی و نورالله مرادی، تهران، کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه، ۱۳۸۳.

علی‌رغم تضمین قوانین اساسی بعضی کشورها در مورد آزادی بیان، نظام‌های حقوقی، آزادی بیان را به طور مطلق نپذیرفته‌اند. در میان آشکارترین محدودیت‌های آزادی بیان می‌توان به قوانین رادع توهین به باورهای مذهبی، فتنه‌انگیزی و آشوب‌گری، تحریک، هتک حرمت و آبروریزی، هجو، افترا و ناسزا اشاره کرد. بدین معنا که آزادی بیان دارای حدّ و مرزی است و به نام آزادی بیان افراد مجاز به هر عملی نیستند؛ مثلاً مقدسات ادیان دیگر را نمی‌توان به نام آزادی بیان مجاز شمرد.
انتقال افکار از کانال آزادی بیان از طریق گفتگو و صحبت کردن یا نشریات و تلویزیون و اینترنت و... صورت می‌گیرد. اگر بخواهیم دولت پاسخگوی عرصه عمومی باشد، باید حقّ آزادی بیان را که حقّی اساسی و بنیادین است، رسمیت بشناسیم.
آزادی بیان به خصوص در ارتباط با سخنان تحریک کننده و رنجش‌آمیز ضرورت دارد؛ زیرا اگر در چنین مواردی سانسور دولتی مجاز باشد، مقامات مسئول و دولتمردان به میزان زیادی وسوسه می‌شوند تا سخنان انتقادی نسبت به خود را ناحقّ جلوه دهند.
آزادی بیان حتّی اگر شامل مباحث جدل‌آمیز باشد، باز برای جوامع ضروری است، تا موضوعات کلیدی در حوزه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تبیین گردند؛ زیرا تابوها اغلب موضوعات قابل توجه علائق عمومی را پنهان می‌کنند و حال آنکه این علائق به بهترین نحو از طریق بحث آزاد و شرافت‌مندانه بین دیدگاه‌های گوناگون مشخص می‌شوند.
اگر چه قوانین بین‌المللی حقوق بشر، قیود معینی را بر حق آزادی بیان اعمال می‌کند؛ ولی وظایف مهمی که برای این حق تعریف می‌شود، نیاز به تفسیر حداقلی و مضیق از این قیود و محدودیت‌ها دارد.

آزادی اجتماعات

[ویرایش]

آزادی اجتماعات نیز یکی دیگر از آزادی‌های مدنی است. آزادی اجتماعات در بسیاری از قانون‌های اساسی به صراحت تایید شده و در نظام‌های دموکراتیکی که قوانین اساسی مکتوب ندارند در عمل به صورت اعلامیه از آن حمایت می‌شود. حق آزادی اجتماعات هنگام امضای منشور کبیر از سوی "جان" پادشاه انگلستان در ۱۲۱۵ م، به عنوان امتیازی برای نجبا در عرضه دادخواست به پادشاه پدید آمد. چند قرن بعد به مرور زمان استنباط دموکراتیک‌تری در مورد آزادی اجتماعات مطرح شد. نخستین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده در سال ۱۷۹۱م، آزادی بیان و آزادی قلم، آزادی اجتماعات و آزادی عرضه دادخواست را به یک‌اندازه مهم و اساسی تعبیر می‌کند. همه شش کشوری که پیش از سده بیستم قانون اساسی داشتند. (آرژانتین، بلژیک، لوکزامبورک، نروژ، سوئیس، و ایالات متحده) در قانون اساسی خود آزادی اجتماعات را به رسمیت شناختند یا به آن اشاره کردند. در چند دهه اخیر کشورهای بیشتری دارای قانون اساسی شده‌اند، و چندین کشور، از جمله آلمان، ایرلند، ژاپن، ایران و... موادی دربارۀ آزادی اجتماعات در قانون اساسی خود گنجانده‌اند که بازتاب نخستین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده است. فزون بر این، چندین عهدنامه بین‌المللی، از جمله "اعلامیه جهانی حقوق بشر" (ماده ۲۰)، "عهدنامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی" (مادۀ ۲۱)، "پیمان اروپا" (ماده ۱۱) و "منشور آفریقایی حقوق بشر و حقوق ملت‌ها" (ماده ۱۱) در بر دارنده حق تشکیل اجتماعاتند.
[۷] مارتین لیپست، سیمور، دایره المعارف دموکراسی، ج۱، ص۱۵.


دیدگاه‌ها

[ویرایش]

دیدگاه‌ها و نظریات صاحب‌نظران راجع به آزادی‌های مدنی متعدد است؛ در ادامه برخی از آنها ذکر می‌شود.

← جان استوارت میل


"جان استوارت میل" (۱۸۷۳-۱۸۰۶) یکی از برجسته‌ترین چهر‌ه‌های آزادی خواهی و آزاداندیشی غرب در حرکت به سوی جامعه مدنی می‌باشد. میل در مقام فیلسوف معروف انگلیسی و عالم اقتصادی می‌گوید: «اگر قبول داریم که جوامع بشری باید رو به ترقی برود و اگر صحیح است که ترقی بشر منوط به حفظ و دفاع آن اصول و وسایلی است که به جهت ترقی لازم و مفید است، پس باید هر جامعه‌ای اعضای خود را آزاد بگذارد که هر نوع عقیده و فکری را که بخاطرشان می‌رسد بگویند و بنویسند و افکار دیگران را بشنوند و بخوانند و در آن بحث کنند.»
[۸] صناعی، محمود، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۲۷۴، تهران، هرمس، ۱۳۸۱.

میل در جایی دیگر می‌گوید: «اگر تمامی نوع بشر به استثنای یک نفر معتقد به عقیده واحدی باشند و آن یک نفر برخلاف آن عقیده باشد، مبادرت کردن تمامی بشر به اینکه آن یک نفر را ملزم به سکوت نمایند همان قدر بر خطا و ناحق است که آن یک نفر در صورتی که اختیار و قدرت داشته باشد، بخواهد که تمامی نوع بشر را ملزم به سکوت کند... اگر اکثریت بنا شود که در آزادی شخصی دخالت کنند، تنوع را از بین می‌برد و تنوع برای ترقی جامعه بشری کمال اهمیت و لزوم را دارد. مردم بالفطره مختلفند و باید حق این را داشته باشند که اختلافات فطری خود را نشو و نما بدهند... جامعه‌ای که در آن بتوان به خوشی زندگی کرد و از عضویت در آن راضی و خوشحال بود، جامعه‌ای است که در آن اذهان و افکار و صفات شخصی مردم تنوع داشته باشد.»
[۹] نویمان، فرانتس، ، آزادی و قدرت و قانون، ص۳۸۴، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۷۳.

به‌طورکلی از نظر جان استوارت میل مهم‌ترین ارزش زندگی در آن است که بتوانیم از مداخله دیگران در زندگی خود ایمن باشیم. میل ضمن توضیح آثار ناشی از سرکوبی عقیده مخالف و بستن دهان طاغیان فکری با ذکر شواهد تاریخی نشان می‌دهد که چگونه حکومت‌های خودکامه به علت نشنیدن انتقادهای وارد بر آراء خود و ایجاد ترس و وحشت برای طرح‌کنندگان عقاید مختلف، خود و جوامع خود را در کام هلاکت‌ انداخته‌اند.

← بنجامین کنستان


"بنجامین کنستان" از دیگر نظریه پردازان برجسته آموزه لیبرالیسم، جامعه مدنی را تجلی‌گاه حقوق و آزادی‌های مدنی می‌داند و معتقد است که آزادی‌های سیاسی و آزادی‌های مدنی مکمل یکدیگرند و با هم ترکیب می‌شوند.
[۱۰] مینوی، مجتبی، آزادی مدنی، ص۱۵، مجله یغما، سال اول، شماره ۲، اردیبهشت ۱۳۳۳.


← جان لاک


"جان لاک" آزادی مدنی را آزادی انسان در جامعه می‌داند به شرطی که زیر حاکمیت هیچ قدرت دیگری که به آن رضایت داده است، نباشد. وی شروط زیر را از جمله شرایط وجود آزادی مدنی در جامعه ذکر می‌نماید:
۱- اول اینکه باید قدرتی مشروع با رضایت کسانی که تابع آن هستند شکل گیرد.
۲- دوم اینکه قانون وضع شده از سوی قدرت مشروع باید با اهدافی که قدرت بر پایه آن تشکیل یافته است، سازگار باشد.
۳- سوم اینکه حکومت باید بر اساس قوانین پایدار اداره شود.
۴- چهارم اینکه هیچ انسانی نباید تابع اراده دلبخواهانه و خودخواهانه انسانی دیگر باشد.
[۱۱] صناعی، محمود، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۱۴۸.


← روسو


"روسو" نیز راه رسیدن به آزادی مدنی را قرارداد اجتماعی می‌داند و معتقد است با قرارداد اجتماعی می‌توان از آزادی طبیعی به آزادی مدنی رسید.
[۱۲] مینوی، مجتبی، آزادی مدنی، ص۱۷.


← کانت


"کانت" ‌نیز به عنوان دیگر نظریه‌پرداز این عرصه، بر آن بود که آزادی مدنی و سیاسی افراد باید بر اساس چارچوبی قانونی و حقوقی قانون‌مند بشود و بر این نکته اصرار داشت که قوانین اساسی و چارچوب حقوقی و قانونی‌ای که ضمن صیانت و حراست از آزادی‌های مشروع و قانونی افراد، آن آزادی‌ها را به حداکثر می‌رساند باید به خرد ناب و عقل غیر آمیخته با داده‌های تجربی تعیین شود.
[۱۳] واعظی، احمد، نارسائی قرائت اخلاقی از لیبرالیسم، ص۵۱، مجله علوم سیاسی، سال هفتم، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳.


جمع‌بندی

[ویرایش]

به‌طورکلی آزادی‌های مدنی هم شامل آزادی‌های سیاسی، عقیدتی از مبنای نظری و عملی می‌شود و هم شامل آزادی‌های مدرن اجتماعی.
آزادی‌های مدنی حقوقی است که توسط دولت‌ها برای افراد شناخته شده است که معمولا این حقوق در قوانین اساسی کشورها تضمین می‌گردد. آزادی‌های مدنی نشانه جوامع دموکراتیک است و یکی از ارکان دموکراسی است و می‌تواند راه پیشرفت و آبادانی را هموارتر سازد. آزادی‌های مدنی و حقوق بشر ارتباطی نزدیک با یکدیگر دارند و همه دولت‌ها دست کم حرف آن را می‌زنند اما حقیقت این است که آزادی سیاسی واقعی فقط در معدودی از کشورها وجود دارد. حتی در کشورهایی که نظام سیاسی آنها از نوع دیکتاتوری یا استبدادی همه جانبه (توتالیتاریسم) است، کوشش‌هایی گاه بسیار ناچیز در جهت احترام به آزادی‌های فردی صورت گرفته است تا به شرایط کشورهای ثروتمند توسعه یافته برای اعطای کمک کردن نهاده باشند. فشارهای به موقع را که دولت‌های غربی در زمینه آزادی‌های مدنی وارد آورده‌اند می‌توان عاملی مهم در سقوط حکومت‌های کمونیست اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی به شمار آورد.

منابع جهت مطالعه

[ویرایش]

۱) آراسته‌خو، محمد، فرهنگ اصطلاحات علمی – اجتماعی، تهران، چاپخش، ۱۳۸۱.
۲) خدایار، امیر مسعود، فرهنگ واژه‌های مکتب‌های سیاسی، فرهنگی، مذهبی و…، خورشید، ۱۳۶۷.
۳) شایان‌مهر، علیرضا، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۷، (کتاب اول).
۴) گولد، جولیوس و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، محمد جواد زاهدی، مازندرانی، تهران، مازیار، ۱۳۷۶.
۵) طلوعی، محمود، فرهنگ جامع علوم سیاسی، تهران، نشر علم، چاپ دوم، ۱۳۷۷
۶) ساروخانی، باقر، دائرة‌المعارف علوم اجتماعی، ج۱، ص۳۰۰، تهران، کیهان، ۱۳۷۶، چاپ اوّل.
۷) بیات، عبدالرسول و دیگران، فرهنگ واژه‌ها، ص۱۶، قم،‌اندیشه و فرهنگ دینی، ۱۳۸۱، چاپ اوّل.
۸) آقابخشی، افشاری‌راد، علی و مینو، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۲۲، تهران، چاپار، ۱۳۷۹، چاپ اوّل.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. علی بابایی، غلامرضا، فرهنگ سیاسی، ص۲۶، تهران، نشر آشیان، ۱۳۸۲.
۲. ساروخانی، باقر، دائرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۰.
۳. شایان مهر، علیرضا، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۷، (کتاب اول).
۴. شایان‌مهر، علیرضا، دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۸۰، (از کتاب سوّم).
۵. گولد، جولیوس، و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، محمد جواد زاهدی مازندرانی، تهران، مازیار، ۱۳۷۶
۶. مارتین لیپست، سیمور، دایره المعارف دموکراسی، ج۱، ص۱۷، ترجمه کامران فانی و نورالله مرادی، تهران، کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه، ۱۳۸۳.
۷. مارتین لیپست، سیمور، دایره المعارف دموکراسی، ج۱، ص۱۵.
۸. صناعی، محمود، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۲۷۴، تهران، هرمس، ۱۳۸۱.
۹. نویمان، فرانتس، ، آزادی و قدرت و قانون، ص۳۸۴، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، ۱۳۷۳.
۱۰. مینوی، مجتبی، آزادی مدنی، ص۱۵، مجله یغما، سال اول، شماره ۲، اردیبهشت ۱۳۳۳.
۱۱. صناعی، محمود، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۱۴۸.
۱۲. مینوی، مجتبی، آزادی مدنی، ص۱۷.
۱۳. واعظی، احمد، نارسائی قرائت اخلاقی از لیبرالیسم، ص۵۱، مجله علوم سیاسی، سال هفتم، شماره ۲۶، تابستان ۱۳۸۳.


منابع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «آزادی‌های مدنی»، تاریخ بازیابی ۹۹/۶/۲۵.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «آزادی های مدنی Civil Liberties»، تاریخ بازیابی ۹۹/۶/۲۹.    






جعبه ابزار