آب در قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در تعریف علمی آب گفته‌اند: مادّه‌ای ترکیب یافته از دو واحد هیدروژن و یک واحد اکسیژن (H۲O) است
[۱] شريف، عدنان، من علوم الأرض القرآنیّه، ج۱، ص۱۰۳.
و حکیمان قدیم، آن را یکی از چهار عنصر تشکیل دهنده مادّه می‌دانستند.


منافع آب

[ویرایش]

برابر عربی آن «ماء» و ۶۳ بار در قرآن آمده است.
این آیات اشاره دارند که عرش خداوند بر روی آب بوده و حیات همه جان‌داران به آب وابسته است و نیز از نقش‌های گوناگون آن در زمین از احیای زمین، سرسبزی طبیعت ، رویش گیاهان رنگارنگ، پیدایش مراتع، مزارع و باغ‌ها با درختان مختلف و انواع گوناگون میوه‌ها، سخن رفته است. به نزول آب بر کوه‌های بلند و تأمین آب گوارای آشامیدنی، ایجاد نهرها و رودهای بزرگ و تسخیر آب دریاها برای انسان نیز اشاره شده است.

منابع و مخازن آب چون دریاها، آسمان، کوه‌ها، نهرها، چشمه‌ها و چاه، از دیگر مسائل مربوط به آب است که آیات قرآن به آن اشاره دارند. آیاتی چند نیز از وجود آب در جهان آخرت به صورت یکی از نعمت‌های بهشت، خبر داده است. قرآن کریم در همه این آیات، ذهن انسان را از توجّه به علل و عوامل مادّی تأمین آب منصرف ساخته و به عامل اصلی تأمین آن، یعنی خداوند سبحان، معطوف داشته است؛امّا پیش‌تر و برتر از آن بر اموری دارای اهداف تربیتی و هدایتی تأکید شده که مهم‌ترین آن‌ها از این قرار است:

نعمت بودن آب

[ویرایش]

نگاه کلّی به آیات مربوط به آب نشان می‌دهد که از بین نقش‌های آن در حیات همه موجودات زنده، بر منافع مستقیم و غیرمستقیم آب برای انسان تأکید شده است و سیاق بخش فراوانی از این آیات نظیر«کلوُا و اشرَبوُا»
[۲] حجیلی، عبدالرحمان، المعاجم المفهرسه لالفاظ القران الكريم، ج۱، ص۳۷۷.
یا «أَسقَینکم» یا «فَأَنزَلنا مِنَ‌السَّماءِ ماء» درصدد برشمردن نعمت‌های الهی است؛ ازاین‌رو، این بخش از آیات‌ به‌طور صریح یا غیر صریح، بندگان خدا را به شکر این نعمت بزرگ می‌خواند.

در آیات ۴۸ تا ۵۰ فرقان با اشاره به نزول آب طهور از آسمان و احیای سرزمین‌های مرده و فراهم کردن آب مورد نیاز دام‌ها و انسان‌ها، مردم را به یادآوری این نعمت الهی دعوت می‌کند: «وَ لَقَد صَرَّفنهُ بَینَهُم لِیذّکروُا فَأَبی أَکثَرُ النّاسِ إِلاّ کفورًا.»

در آیات ۵۷ و ۵۸ اعراف همین بیان، با دعوت مردم به سپاس‌گزاری از این نعمت همراه شده است: «کذلِک نُصَرِّفُ الأیتِ لِقَوم یشکروُن.» آیه ۶۸ تا ۷۰ واقعه با دعوت از مخاطبان به تدبّر در آب آشامیدنی و تأکید بر این‌که فقط خداوند آن آب گوارا را از ابرها فروفرستاده و قادر است با تغییر نظام حاکم بر نزول آب، آن را به آبی شور و تلخ تبدیل کند، خدا را مستحق سپاس‌گزاری دانسته و به شکر نعمت آب تشویق کرده است:
[۸] سيدعشری، عبدالمنعم، تفسیرالآیات الکونیّه، ج۱، ص۶۰-۶۱.
«أَفَرءَیتُمُ المـاءَ الَّذی تَشرَبونَ - ءَأَنتُم أَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلونَ - لَو نَشاءُ جَعَلنهُ أُجاجاً فَلولا تَشکرُون.»

درآیه ۱۲ فاطر نیز از دو دریای شور و شیرین و منافع آن دو یاد کرده و غرض از یادآوری این نعمت را شکرگزاری مردم دانسته است.

نشانه خدا بودن آب

[ویرایش]

آیه به معنای نشان آشکاری است که شخص را راهنمایی می‌کند. با این‌که همه موجودات عالَم از جمله آب ، از آیات الهی است که نشان از آفریننده آن دارد، در هیچ‌یک از آیاتِ مربوط به آب، آفرینش یا وجود آب، آیه خدا شناسانده نشده؛ بلکه نزول آب از آسمان و درپی آن، إحیای زمین، رویش گیاهان و درختان مختلف با انواع گوناگون میوه‌ها که درک آن برای همه افراد بشر محسوس است، از آیات الهی دانسته شده است: «هُوَ الَّذی أَنزلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً لَکم مِنهُ شَرابٌ و مِنهُ شَجَرٌ فیهِ تُسیمُونَ - ینبِتُ لَکم بِهِ الزَّرعَ و الزَّیتونَ و النَّخیلَ و الأَعنبَ و مِن کلِّ الثَّمرت إِنَّ فِی ذلِک لاَیةً لِقوم یتفَکرون.» در این بخش از آیات، گاه نزول آب از آسمان از نشانه‌های ربوبیت مستمر الهی شناسانده شده که چگونه خدای حکیم، آب را با تدبیر و تقدیر حکیمانه، به اندازه بر زمین مرده می‌ریزد و با آن به زمین و اهل آن حیات می‌بخشد. در آیه ۱۶۴ بقره نزول آب و در پی آن، افزون بر إحیای زمین، پراکنده شدن جنبندگان نیز از آیه‌های الهی شمرده شده است: «إِنَّ فِی خَلقِ‌السَّمـوتِ والأرَضِ... و ما أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماء فَأحیا بِهِ الأَرضَ بَعدَ مَوتِها و بَثَّ فیها مِن کلِّ دابَّة... لاََیـت لِقَوم یعقِلون.»

← نشانه قدرت الهی


در آیاتی دیگر، همین پدیده، نشانه تحقّق معاد و قدرت خداوند بر احیای دوباره مردگان دانسته شده است: «و‌مِن ءَایـتِهِ أَنّک تَری‌الأَرضَ خـشِعَةً فَإِذا أَنزَلنا عَلیهَا الماءَ اهتَزَّت و رَبَت إِنَّ الّذِی أَحیاها لَمُحیِ المَوتی إِنَّهُ عَلی کلِّ شَیء قَدیر». «وَاللّهُ أَنزل مِنَ السَّماءِ ماءً فَأحیا بِهِ‌الأَرضَ بَعدَ مَوتِها إِنَّ فِی ذلک لاََیةً لِقوم یسمَعونَ».

← نشانه معاد


در آیاتی دیگر، بدون تصریح به نشانه بودن، بلکه با تشبیه احیای دوباره انسان‌ها پس از مرگ به رویش گیاهان از زمین در پی نزول آب، احیای زمین با آب را نشانه قدرت خداوند بر امکان و وقوع معاد می‌داند: «وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأَنشَرنا بِهِ بَلدَةً مَیتاً کذلِک تُخرَجون». نیز ق، اعراف، ‌ و فاطر.

تکیه عرش خدا بر آب

[ویرایش]

بر اساس پاره‌ای از آیات و روایات عرش خدا بر آب بنا نهاده شده است که در خصوص این مطلب، اختلافاتی میان عالمان مسلمان وجود دارد.

← دلیل قرآنی


آیه ۷ هود از بودن عرش خدا بر آب خبر می‌دهد: «وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّمـاوتِ و الأَرضَ فِی سِتَّةِ أَیام و کانَ عَرشُهُ عَلَی الْماءِ، و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش مرحله آفرید و عرش، او بر آب بود». مفسّران در تفسیر این آیه بر یک نظر نیستند.
سیدقطب معتقد است که این آیه فقط بر وجود آب هنگام خلق آسمان و زمین و قرار داشتن عرش خدا بر آن دلالت دارد؛ امّا این‌که چگونه آبی بوده و عرش به چه نحو بر آن قرار داشته، از امور غیبی است که راهی برای فهم مفسّر به آن وجود ندارد.
[۲۵] قطب، سید، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۱۸۵۷.


← ادله روایی


برخلاف نظر این گروه از مفسران، برخی درپی ارائه معنای روشنی از آیه بوده‌اند. در نقلی از کعب‌ الاحبار آمده است که خداوند، یاقوت سبزی آفرید؛ آن‌گاه با هیبت در آن نظر کرد؛ به طوری که به آبی مضطرب تبدیل شد؛ پس باد را آفرید و آب را بر پشت باد قرار داد و عرش را نیز بر آب نهاد. نظیر این روایت که از اسرائیلیات است، از ابن‌عباس نیز نقل شده.

← دیدگاه مفسرین


برخی مفسّران متأخّر گویا با مسلَّم گرفتن مضمون این روایات، با این پرسش مواجه شده‌اند که چه فایده و حکمتی در این است که عرش خدا بر آب و آب بر روی باد باشد و پاسخ داده‌اند که قرار گرفتن بنای عظیم عرش بر آب، دلالت روشن‌تری بر قدرت خدا دارد که چگونه آن جسم سنگین را بدون هیچ ستونی بر روی آب نگه داشته است. ابومسلم اصفهانی در این باره گفته است: عرش خدا، یعنی بنای آسمان‌ها و زمین که بر روی آب قرار داشت و این شگفت‌انگیزتر است که ساختمان عظیمی بر روی آب بنا نهاده شود؛ امّا این نظریه با ظاهر آیه سازگار نیست؛ زیرا آیه می‌گوید: عرش خدا، پیش از آفرینش آسمان و زمین بر آب بود. ابوبکر اَصَمّ گویا به دلیل نادرستی این نظریه‌ها در تفسیر دیگری از آیه چنین می‌گوید: همان گونه که آسمان بالای زمین قرار گرفته بود، عرش خدا نیز بالای آب قرار داشت. این‌که مقصود از عرش و نیز ماء چه باشد، می‌تواند تفسیری مقبول‌تر یا غیر قابل قبول از آیه ارائه دهد.

← دیدگاه عرفا و حکما


آن‌چه از مفسّران متقّدم گزارش شده، عرش را موجودی مادّی معرّفی می‌کند؛ امّا برخی مفسّران (به طور عمده عارفان و حکیمان) عرش و ماء را شیء غیرمادّی دانسته‌اند؛ (همه ممکنات) از آن برآمده و به واسطه آن وجود یافته‌اند، نَفَس رحمانی دانسته است
[۳۳] قیصری، داوود، شرح فصوص الحکم، ج۱، ص۹۹۱.
که گاه از آن به «حیات ساریه» در موجودات
[۳۴] فرهنگ جهاد، ج۱، ص۱۰۸.
یا «وجود منبسط» و یا «حقیقت محمدیه» تعبیر می‌شود. برخی دیگر از مفسران، عرش را کنایه از تدبیر خداوند، یعنی علم او به مصالح، شایستگی‌ها و بایستگی‌های هستی دانسته و برآنند که آیه پیشین خبر می‌دهد پیش از آفرینش آسمان و زمین، خدا وجود داشت و با او هیچ نبود و خداوند ابتدا آب را آفرید؛ آن‌گاه آسمان‌ها و زمین و‌ به‌طور کلّی موجودات مادّی را از آب خلق کرد.
[۳۶] اسماعیل، محمدمحمود، الاشارات العلمیه فی الآیات الکونیّه، ج۱، ص۲۲.


←← مؤیدهای روایی


این تفسیر از آیه با روایت‌هایی از‌ امامان معصوم (علیهم‌السلام) تأیید می‌شود که نخستین‌ پدیده مادّی آفریده خداوند را که منشأ آفرینش موجودات دیگر بوده، آب معرّفی می‌کنند. ‌ از حضرت باقر (علیه‌السلام) نقل شده که در پاسخ‌ به‌ مردی شامی درباره آغاز آفرینش فرمود:‌ نخست، چیزی را آفرید که همه چیزها از‌ آن خلق شده و آن آب است؛ پس خداوند نسب‌ هر چیزی را به آب می‌رساند؛ ولی برای آب، ‌نسبی که بدان منسوب شود، قرار نداده است. ‌در حدیث دیگری از حضرت صادق (علیه‌السلام) عرش به آفریدگان تفسیر شده است: العرش فی وجه هو جملة الخلق؛ بنابراین بعید نیست که آیه‌ به پدید آمدن همه مخلوقات از آب اشاره داشته باشد.

منشأ حیات

[ویرایش]

قرآن کریم در آیه ۵۴ فرقان آغاز آفرینش انسان را از آب دانسته: «وَ‌هُو الَّذِی خَلقَ مِنَ‌الماءِ بَشَراً» و در آیه ۴۵ نور نه تنها انسان که مبدأ آفرینش هر جنبنده‌ای را آب معرّفی کرده است: «وَاللّهُ خَلقَ کلَّ دابَّة مِن ماء». در آیه ۳۰ انبیاء به صورت عام و کلّی‌تر بیان می‌کند که هرچیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم: «و‌جَعَلنا مِن‌الماء کلَّ شَیء حَیّ». درباره این آیه سه پرسش مطرح است که مفسّران به شکل‌های گوناگون به آن پاسخ داده‌اند که هر پاسخ بر برداشت خاصّی از آیه مبتنی است. نخست، مراد از «ماء» چیست؟ دوم، «کلَّ شَیء حَیّ» چه معنا دارد؟ و سوم، «جَعَل» به چه معنا است؟

← معنای ماء


برخی برآنند که «ماء» در آیه، همان آب معروف است؛ بنابراین مبدأ آفرینش جان‌داران آب است؛ در مقابل، برخی دیگر از مفسّران مقصود از «ماء» را نطفه دانسته‌اند؛ شاید به این دلیل که مبدأ آفرینش جان‌داران با آبی جز نطفه مسلّم نیست؛ به ویژه که در چند آیه، مبدأ آفرینش انسان هم نطفه شناسانده شده: «إِنّا خَلَقنا الإِنسـنَ مِن نُطفَة أَمشاج» و در آیاتی دیگر، از این نطفه به «ماء» تعبیر شده است: «أَلَم‌نَخلُقکم مِن ماء مَهین، آیا شما را از آبی پست نیافریدیم؟» «فَلینظُرِ الإِنسنُ مِمَّ خُلِقَ - خُلِقَ مِن ماء دافِق، پس آدمی باید بنگرد که از چه آفریده شده. از آبی جهنده آفریده شده».

← معنای مخلوق زنده


مفسّران مقصود از «کلَّ شَیء حَیّ» را هر مخلوق زنده دانسته‌اند؛ امّا بیش‌تر آنان توضیح نداده‌اند که آیا شامل جن، فرشتگان، گیاهان و درختان هم می‌شود یا نه. فخر رازی با استناد به آیاتی که آفرینش جن را از آتش و آفرینش آدم را از خاک دانسته و چند پرنده که عیسی (علیه‌السلام) آن‌ها را از گِل ساخته و نیز با توجه به روایاتی که آفرینش فرشتگان را از‌ نور دانسته، بر آن است که این موارد، از عموم آیه پیشین استثنا می‌شود. وی همچنین در ذیل آیه «وَاللّهُ خَلقَ کلَّ دابَّة مِن ماء» با طرح پرسش پیش‌گفته، سه پاسخ برای آن آورده است:

←← سخن قفال


بهترین پاسخ، سخن قفّال است که «مِن ماء» را صفت برای «کلَّ دابَّة» دانسته است، نه متعلّق به «خلق»؛ بنابراین معنای آیه این است که هر جنبنده آفریده شده از آب، مخلوق خدا است. این پاسخ سخن درستی است؛ ولی ظهور آیه را که مبدأ آفرینش موجودات زنده آب است، نفی نمی‌کند.

←← همه مخلوقات


ریشه و سرچشمه همه آفریدگان آب است؛ همان‌گونه که طبق روایت ، اوّل آفریده خداوند آب بود؛ آن‌گاه از آن، آتش ، باد و نور را آفرید.

←← جنبندگان روی زمین


مقصود از «کلَّ دابَّة» فقط جنبندگان ساکن بر روی زمین است، نه هر موجود زنده‌ای و از آن‌جا که جنبندگان روی زمین یا از نطفه آفریده شده‌اند یا بدون آب نمی‌توانند زندگی کنند، آیه از این اکثر به «همه» تعبیر کرده است؛ افزون بر این، برخی مفسّران «کلَّ شَیء حَیّ» را مختصّ حیوانات دانسته‌اند؛ امّا در مقابل، برخی با توجّه به اطلاق آن، هر موجود مادّی دارای رشد و نمو را مشمول آن دانسته‌اند؛ خواه حیوان باشد یا گیاه و درخت.

← معنای منشأ بودن


عده‌ای «جَعَلنا» را به معنای «خلقنا» گرفته‌اند که بنابراین احتمال، آیه، مبدأ آفرینش موجودات زنده را آب می‌داند؛ خواه آب به معنای نطفه یا‌ به‌طور مطلق باشد. برخی در این‌باره با استناد به فرضیه‌هایی که علم جدید آن را مطرح کرده، مبنی بر این‌که اصل حیات ریشه در آب دارد و نخستین موجود یا موجودات زنده به صورت حیوان بسیط تک سلولی از آب و در دریا پدید آمده است، درصدد برآمده‌اند که آیه را بر این نظریه تطبیق دهند. سیدقطب در همین جهت می‌گوید: آیه «وَ جَعَلنا مِنَ‌الماءِ کلَّ شَیء حَیّ» حقیقتی بزرگ را اثبات می‌کند که دانشمندان، فهم و اثبات آن را دستاوردی سترگ برای علم قلمداد می‌کنند و آن این‌که نخستین بستر و گهواره حیات، آب است.
[۵۷] قطب، سید، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۳۷۶.

برخی دیگر «جَعَلنا» را به معنای «احیینا» دانسته‌اند؛ یعنی ما به هر موجود زنده‌ای با آب، حیات بخشیدیم؛ بنابراین، آیه به تأثیر آب در ادامه حیات موجودات ناظر است، نه فقط به اصل آفرینش آن‌ها. طبرسی این نظر را درست‌تر دانسته و روایت عیاشی از امام‌ صادق (علیه‌السلام) را نقل کرده که حضرت در پاسخ پرسشی درباره طعم آب، با استناد به همین آیه فرمود: طعم آب، طعم حیات است.
برخی نیز با استناد به کشفیات علمی، مبنی بر این‌که مهم‌ترین عنصر تشکیل دهنده یک سلول، آب است که در همه موجودات زنده از حیوان گرفته تا گیاهان وجود دارد، هم‌چنین آب در همه فعل و انفعالات درون اجسام‌ زنده، نقش اساسی دارد، آیه را به بیان این‌ حقیقت علمی ناظر دانسته‌اند.
[۶۱] فخر رازی، محمد بن عمر، الرکام المزنی و الظواهر الجوّیّه، ج۱، ص۲۰۶.
علاّمه‌ طباطبایی می‌نویسد: مسأله ارتباط حیات با آب که امروزه در سایر بررسی‌های علمی جدید روشن شده، معجزه ماندنی قرآن کریم است.

← جمع‌بندی


بنابراین‌ به‌طور کلّی سه نظریه درباره آیه مطرح شده است:
۱. هر موجود زنده‌ای از آب آفریده شده.
۲. هر موجود زنده‌ای از نطفه آفریده شده.
۳. ‌حفظ و ادامه حیات هر موجود زنده‌ای به آب وابسته است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شريف، عدنان، من علوم الأرض القرآنیّه، ج۱، ص۱۰۳.
۲. حجیلی، عبدالرحمان، المعاجم المفهرسه لالفاظ القران الكريم، ج۱، ص۳۷۷.
۳. مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۷.    
۴. حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.    
۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۴۸-۵۰.    
۶. اعراف/سوره۷، آیه۵۷-۵۸.    
۷. واقعه/سوره۵۶، آیه۶۸-۷۰.    
۸. سيدعشری، عبدالمنعم، تفسیرالآیات الکونیّه، ج۱، ص۶۰-۶۱.
۹. فاطر/سوره۳۵، آیه۱۲.    
۱۰. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳.    
۱۱. نحل/سوره۱۶، آیه۱۰.    
۱۲. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱.    
۱۳. انعام/سوره۶، آیه۹۹.    
۱۴. طه/سوره۲۰، آیه۵۳.    
۱۵. طه/سوره۲۰، آیه۵۴.    
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.    
۱۷. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۹.    
۱۸. نحل/سوره۱۶، آیه۶۵.    
۱۹. روم/سوره۳۰، آیه۲۴.    
۲۰. زخرف/سوره۴۳، آیه۱۱.    
۲۱. ق/سوره۵۰، آیه۱۱.    
۲۲. اعراف/سوره۷، آیه۵۷.    
۲۳. فاطر/سوره۳۵، آیه۹.    
۲۴. هود/سوره۱۱، آیه۷.    
۲۵. قطب، سید، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۱۸۵۷.
۲۶. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۱۹.    
۲۷. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۴۵۳.    
۲۸. سیوطی، جلال الدین، الدّرّالمنثور فی‌التفسیر بالمأثور، ج۴، ص۴۰۳.    
۲۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌ البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۴۵.    
۳۰. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۱۹.    
۳۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۱۵۱.    
۳۲. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۱۹.    
۳۳. قیصری، داوود، شرح فصوص الحکم، ج۱، ص۹۹۱.
۳۴. فرهنگ جهاد، ج۱، ص۱۰۸.
۳۵. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم‌، تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۴۹۷.    
۳۶. اسماعیل، محمدمحمود، الاشارات العلمیه فی الآیات الکونیّه، ج۱، ص۲۲.
۳۷. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم‌ القرآن، ج۶، ص۳۲.    
۳۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۸، ص۹۴.    
۳۹. صدوق، محمد بن علی، معانی‌ الأخبار، ج۱، ص۲۹.    
۴۰. فرقان/سوره۲۵، آیه۵۴.    
۴۱. نور/سوره۲۴، آیه۴۵.    
۴۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۰.    
۴۳. انسان/سوره۷۶، آیه۲.    
۴۴. مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۰.    
۴۵. طارق/سوره۸۶، آیه۵.    
۴۶. طارق/سوره۸۶، آیه۶.    
۴۷. حجر/سوره۱۵، آیه۲۷.    
۴۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۹.    
۴۹. مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.    
۵۰. نور/سوره۲۴، آیه۴۵.    
۵۱. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰۶.    
۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌ البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۸۲.    
۵۳. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۱۳۸.    
۵۴. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۱۱۳.    
۵۵. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۱، ص۲۸۴.    
۵۶. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم‌ القرآن، ج۶، ص۳۳-۳۴.    
۵۷. قطب، سید، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۲۳۷۶.
۵۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌ البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۸۲.    
۵۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۱، ص۲۸۴.    
۶۰. فضل بن حسن، طبرسی، مجمع‌ البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۸۲.    
۶۱. فخر رازی، محمد بن عمر، الرکام المزنی و الظواهر الجوّیّه، ج۱، ص۲۰۶.
۶۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۲۷۹.    


منبع

[ویرایش]

دائرةالمعاف قران کریم جلد اول، برگرفته از مقاله «آب در قرآن»، شماره۲۷.    






جعبه ابزار