• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اباحیگری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اباحی‌گری به معنای پای بند نبودن به ارزش‌های دینی و بی‌تفاوتی به تعالیم دینی‌ است.



اباحی‌گری از بی‌اعتقادی کافر یا سهل انگاری دین‌دار پدید می‌آید و در دو حوزه فردی و اجتماعی، نمود می‌یابد.


این پدیده در حوزه فردی موجب می‌گردد تا آدمی وظایفی را که در برابر خود و خداوند دارد، ادا نکند و حرام را مباح شمارد و راه بی‌قیدی در پیش گیرد.
زیان‌های اباحی‌گری در حوزه اجتماعی نمودی بیش‌تر دارد و شخص با مباح شمردن نبایدهای اجتماعی دست به هر کاری که پسند دل است، می‌آلاید و هنجارهای زندگی جمعی را نادیده می‌انگارد.
طرفداران اباحی‌گری معتقدند که اباحه، همانا عدم منع عقلی و شرعی از فعل یا ترک فعل است. در این مشرب فکری، اباحه به همه منهیات راه می‌یابد و تنها تعیین کننده منهیات و مکروهات و اصول اخلاقی و ارزش‌ها نه شرع مقدس بلکه عقل عملی و شرایط اجتماعی است و شرع مقدس در این میان سهمی ندارد.
اباحه‌گران قلمرو این اندیشه را به حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی می‌گسترانند و حدود الهی را کنار می‌گذارند و همه چیز را در دایره مباحات می‌گنجانند و در پی بیش‌ترین حدّ آزادی برای انسان‌اند.


تفکر اباحی‌گری دو مبنای فکری دارد.

۳.۱ - اباحی‌گری سنّتی

یکی از آن‌ها اباحی‌گری سنّتی می‌باشد. هیچ فرقه‌ای در اسلام، خود را اهل اباحه ندانسته است. با این حال، چگونگی نگرش برخی فرقه‌ها به دستورهای دینی، آنها را به اباحی‌گری لغزانید؛ چنان که «اباحیه» مبدل به یکی از لقب‌های اصلی آنها گردید.
اباحی‌گری سنتی پیرو تحولات جامعه اسلامی در قرون گذشته پیدا شد. وقوع جنگ‌های متعدد در بلاد اسلامی و نادیده انگاشتن نقش بنیادی امامان معصوم –علیهم السلام- در هدایت جامعه، به‌ بی‌ثباتی حکومت‌های اسلامی انجامید و در پی آن، هرج و مرج کلامی پدید آمد و فرقه‌های منحرف ظهور یافتند.
حاصل این فرقه‌گرایی، کژ فهمی و برداشت ناصواب از آموزه‌های دینی بود که در پاره‌ای موارد به اباحی‌گری منتهی شد و در پاره‌ای نیز به تعصبات نا به جا.
کتاب‌های «ملل و نحل» نام مهم‌ترین فرقه‌های اباحه گرا را بر شمرده‌اند.
[۱] الفرق بین الفِرق، ص۲۶۹.
[۲] فرهنگ فرق اسلامی، ص۵.


۳.۲ - اباحی‌گری نو

مبنای دوم اباحی‌گری، اباحی‌گری نو می‌باشد. این اندیشه با تفکرات غربی همچون لیبرالیسم، سکولاریسم و تساهل و تسامح همراه و سازگار است.
طرفداران این نوع اباحی‌گری برای دفاع از اندیشه خویش از تفسیرهای التقاطی و نسبی‌انگار مبتنی بر قرائت‌های مختلف از دین سود می‌جویند.
[۳] لیبرالیسم؛ سکولاریسم؛ تساهل و تسامح.



رد اباحی‌گری یکی از منظر درون دینی و دیگر از منظر برون دینی هست.

۴.۱ - از منظر درون دینی

در دین اسلام بحث اباحه در دو جا به کار رفته است.

۴.۱.۱ - احکام تکلیفی

این احکام پنج قسم‌اند: واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح.
مراد از اباحه در احکام تکلیفی حکم شرعی تکلیفی است که در آن، راه بر مکلّف باز نگاه داشته شده و به او آزادی و اختیار داده‌اند که هر چه می‌خواهد، برگزیند و انتخاب هر یک از فعل یا ترک از نظر مولی یکسان است.
خلاصه، مباح عبارت است از آنچه فعل یا ترک آن، جایز و برابر است.
[۴] المعالم الجدیده للاصول، ص۱۰۱.


۴.۱.۲ - علم اصول

هر گاه در حلال یا حرام بودن چیزی تردید کنیم، اصل اباحه را جاری می‌کنیم و حکم به عدم حرمت می‌دهیم؛ زیرا آنچه نیازمند نص است، الزامات قانونی است و عدم الزامات قانونی نیازمند نص نیست.
پس، اصل در اشیا پیش از ورود شرع اباحه است. در استفاده از اصل اباحه فرض بر این است که فاقد دلیل شرعی هستیم. بنابراین عقابی در کار نیست؛ چرا که اگر عقابی در کار بود، لازم بود خداوند حکیم به ما اعلام کند.
[۵] مبادی الوصول الی علم الاصول، ص۱۷.

اباحه در احکام تکلیفی مربوط به اعمال عبادی است؛ اما اباحه در قاعده اصاله الاباحه مربوط به اعیان خارجی است.
[۶] فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص۷۴.


۴.۲ - از منظر برون دینی

از منظر برون‌دینی نیز بهترین دلیل بر رد اباحی‌گری نتایج عملی آن است. با مراجعه به آمارهای رسمی، به خوبی می‌توان دریافت که دور شدن انسان از تعالیم الهی و ترویج اباحی‌گری، نسل بشر را روز به روز از مسیر سعادت دور می‌سازد.
[۷] در غرب چه می‌گذرد، ص۴۷.
[۸] در غرب چه می‌گذرد، ص۵۵
[۹] بحران دنیای متجدد، ص۱۹.

انحطاط اخلاقی، جرم و جنایت و تجاوز اعضای جامعه به حقوق یکدیگر، از نتایج تفکر اباحی‌گری است که بسیاری از روشنفکران غربی نیز وقوع چنین بحران‌هایی را در کشورهای خود اعتراف کرده‌اند.
[۱۰] آمریکا پیشتاز انحطاط، ص۱۴۵.
[۱۱] آمریکا پیشتاز انحطاط، ص۲۳۳.



عالمان دینی، مراد شارح را در مباح‌ دانستن برخی اعمال یا برخی اشیا دو جهت می‌دانند.

۵.۱ - از امور عادی

اول اینکه، اباحه از آن اموری قلمداد شده است که ثواب و عقابی بر آن مترتب نیست. از آنجا که تعالیم شریعت بر مدار مصلحت و خیرخواهی الهی برای نوع بشر وضع شده‌اند، معلوم می‌شود که فعل یا ترک اباحی، حکمی است که هیچ گونه ضرر یا سود عمده‌ای در آن نیست.
[۱۲] اصطلاحات الاصول، ص۱۱۸.


۵.۲ - از امور دارنده مصلحت و مفسده

دوم اینکه علت مباح بودن برخی کارها وجود حکمتی است که ترخیص آن کار ایجاب کرده است. اگر شارع آن کار را مباح نمی‌کرد، مفسده‌ای لازم می‌آمد. در این نوع مباح که به آن «مباح اقتضائی» می‌گویند، ممکن است مصلحت یا مفسده‌ای در فعل و ترک آن کار باشد؛ ولی شارع به دلیل مصلحت مهم‌تر، که رخصت را ایجاد کرده است، حکم به اباحه فرموده و از ملاک دیگر، چشم پوشیده است. آنچه به دلیل حَرَج، مباح شده است؛ از این قبیل است.
مقنّن در نظر گرفته است که اگر مردم را از برخی کارها منع کند، زندگی بر آنها دشوار می‌شود و بدین رو، از تحریم آن چشم پوشیده است.
[۱۳] مسأله حجاب، ص۲۱۰.



مفهوم اباحه در نظر عالمان مسلمان بسیار متفاوت است با آنچه طرفداران اباحی‌گری می‌پندارند. اباحه در اصطلاح عالمان مسلمان، از مفاهیمی است که موارد آن را شارع مقدس معین می‌کند.
رویکردی که شریعت برای استفاده از اباحه دارد، از آنجا ناشی می‌شود که خداوند هنگام تشریع احکام، نظر به آسانی آنها داشته و ضمن مراعات توانایی انسان، تکالیف او را مطابق فطرتش وضع کرده است تا عسر و حرجی بر مکلفین پیش نیاید.
[۱۴] نهج البلاغه، خطبه۱۰۵.

در واقع، اصل اوّلی در تکالیف شرعی، آسان‌گیری و همچنین در استفاده از نعمتهای الهی، مباح بودن آنها است مگر آنکه امر یا نهی از طرف شارع مقدس بیان شود. بنابراین رویکرد، اباحه قسیم تکالیف دیگر (وجوب، حرمت، مستحب و مکروه) است. نگاه شرع به اباحه یک نگرش تکلیف‌گرا است.
اما طرفداران اباحی‌گری ضمن نشاندن قسم (اباحه) به جای قسیم (وجوب، حرمت، مستحب و مکروه) در واقع، رویکردی تکلیف‌گریز وضع می‌کنند.
پس اگر مراد از اباحه، مباح بودن بخشی از احکام و تکالیف و اشیای جهان هستی‌ است، صحیح است؛ اما اگر مراد از آن، بی قیدی نسبت به کل احکام و شریعت است، مذموم و مردود است.


۱. الفرق بین الفِرق، ص۲۶۹.
۲. فرهنگ فرق اسلامی، ص۵.
۳. لیبرالیسم؛ سکولاریسم؛ تساهل و تسامح.
۴. المعالم الجدیده للاصول، ص۱۰۱.
۵. مبادی الوصول الی علم الاصول، ص۱۷.
۶. فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص۷۴.
۷. در غرب چه می‌گذرد، ص۴۷.
۸. در غرب چه می‌گذرد، ص۵۵
۹. بحران دنیای متجدد، ص۱۹.
۱۰. آمریکا پیشتاز انحطاط، ص۱۴۵.
۱۱. آمریکا پیشتاز انحطاط، ص۲۳۳.
۱۲. اصطلاحات الاصول، ص۱۱۸.
۱۳. مسأله حجاب، ص۲۱۰.
۱۴. نهج البلاغه، خطبه۱۰۵.



پژوهشکده تحقیقات اسلامی، کتاب فرهنگ شيعه، ص۵۵-۵۸.


رده‌های این صفحه : دین گریزی | کلام جدید




جعبه ابزار