یوسف عادلشاه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یوسف عادلشاه، مؤسس سلسلۀ عادلشاهیان دکن. او به یوسف عادلشاه ساوی/ سوایی مشهور بود.
[۱] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.



تولد و دوران کودکی

[ویرایش]

هفت ساله بود که پدرش درگذشت؛ بنابراین، احتمالاً در ۸۴۸ به دنیا آمده است.
[۲] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
[۳] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
پدر او سلطان¬مراد دوم عثمانی (ﺣﮑ: ۸۰۶ ـ۸۵۵) بود.
[۴] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۲، بمبئی ۱۸۶۸.
[۵] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۶] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
به نظر برخی، یوسف غلامی گرجی بود که به محمود گاوان فروخته شد.
[۷] nahavandi ,Astralia ۱۹۸۶، ج۲، ص۴۰۵.
[۸] احمدبن محمد مقیم‌هروی، طبقات اکبری، ج۳، ص۷۷، چاپ محمد هدایت‌حسین، بنگال، بی‌تا.
[۹] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
[۱۰] Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.
فرزند و جانشین سلطان‌مراد، سلطان¬محمدفاتح (ﺣﮑ: ۸۵۵ـ۸۸۶)، بر آن شد تا شاهزادگان عثمانی را به قتل برساند،
[۱۱] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۱۲] ، خافیخان، ج۳، ص۲۶۷، منتخب‌اللباب، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
اما یوسف که هفت ساله بود، به کمک مادر و اقوام مادری‌اش از عثمانی به ایران گریخت و به شهر ساوه رفت.
[۱۳] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۲، بمبئی ۱۸۶۸.
[۱۴] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۱۵] نورالله‌بن محمدعلی حسینی (شوشتری)، تاریخ علی عادلشاهی، ج۱، ص۴، چاپ شریف‌النساء انصاری، حیدرآباد ۱۹۹۱.


اقامت در شهرهای ایران و سفر به هند

[ویرایش]

خواجه عمادالدین محمود گرجستانی، تاجر ساکن ساوه، یوسف را همراه خود به ایران آورد و او را نخست به اردبیل و سپس به ساوه برد و در ساوه وی را، همراه فرزندان خود، به مکتب فرستاد و او در آن‌جا تحت تعلیم و تربیت قرار گرفت.
[۱۶] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
[۱۷] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
یوسف در ۸۶۴، به دلیل درگیری با خویشاوندان حاکم ساوه، ناچار از ترک ساوه شد و چندی را در قم، کاشان، اصفهان و شیراز گذراند وبا کمک پیروان شیخ‌حیدر صفوی، به مذهب شیعه گروید و سپس به هند رفت.
[۱۸] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
[۱۹] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۲۰] Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.


کسب منصب داروغگی

[ویرایش]

در آغاز، او به بندر دابل وارد شد و همراه عمادالدین گرجستانی به احمدآباد بیدر رفت. عمادالدین – که با خواجه محمود گاوان دوستی داشت – او را نزد خواجه برد و محمود گاوان نیز از او حمایت کرد.
[۲۱] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
[۲۲] Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.
یوسف از این طریق در سلک غلامان ترک پادشاه بهمنی درآمد و به دربار محمدشاه بهمنی (ﺣﮑ: ۸۶۷ـ۸۸۷) راه یافت. او را به عزیزخان، میرآخور دربار، سپردند. پس از مرگ عزیزخان، به سفارش محمود گاوان، به وی منصب ششصدی و ریاست (داروغگی) اصطبل شاهی داده شد.
[۲۳] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۴، ص۳ـ۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۲۴] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۰ـ۲۷۱، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۲۵] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.


کسب منصب فرماندهی

[ویرایش]

یوسف پس از چندی، به سبب اختلاف با قائم‌ مقام خود، از آن مقام کناره گرفت و به خدمت نظام‌الملک ترک، از امرای بهمنی، درآمد و در سایۀ توجهات او، منصب پانصدی و لقب عادلخانی را به دست آورد. سپس همراه نظام‌الملک، برای جنگ با راجپوتها، به برار رفت؛ نظام‌الملک کشته شد و یوسف عادلخان فرماندهی را به دست گرفت. وی راجپوتها را شکست داد، برار را تصرف کرد، غنایم شایانی نزد شاه‌بهمنی برد و به پاداش این فتح، منصب هزاری گرفت و طرفدار بیجاپور شد.
[۲۶] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۲۷] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۲.


بدست آوردن حکومت

[ویرایش]

در ۸۷۷، محمود گاوان او را حاکم دولت‌آباد کرد.
[۲۸] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۲.
او در این دوره به‌عنوان فرمانده نظامی، در فتوحات مناطق گوناگون، در لشکر بهمنیان حضور داشت. پس از کشته شدن محمود گاوان و مرگ محمدشاه سوم بهمنی، حکومت بهمنیان نابسامان گردید. یوسف امرای غریب و دربار بهمنی را به خود جلب کرد. وی در بیجاپور عَلم استقلال برافراشت و از رود بهوره تا بیجاپور را تصرف کرد. در ۸۹۷، به نام او خطبه خوانده شد و وی به یوسف عادلشاه ملقب گردید.
[۲۹] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۳۰] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۱، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۳۱] نورالله‌بن محمدعلی حسینی (شوشتری)، تاریخ علی عادلشاهی، ج۱، ص۴، چاپ شریف‌النساء انصاری، حیدرآباد ۱۹۹۱.

پس از اعلام استقلال یوسف عادلشاه، برخی امرا (چون تیمراج و بهادر گیلانی)، به تحریک قاسم برید ترک، برضد عادلشاه شورش کردند، اما این شورش در ۹۰۸ سرکوب شد.
[۳۲] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۵، بمبئی ۱۸۶۸.
[۳۳] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۲ـ۲۷۵، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
در این سال، متصرفات عادلشاه از دابل و گوا در ساحل غربی دکن تا گلبرگه و کلیانی در مشرق بود.
[۳۴] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۳.


اعلام رسمی مذهب تشیع در هند

[ویرایش]

یوسف عادلشاه به شکرانۀ به‌دست آوردن حکومت، و هم‌زمان با این‌که شاه‌ اسماعیل مذهب شیعه را در ذیحجه ۹۰۸در ایران رسمی اعلام کرد، در مسجد جامع ارگ بیجاپور، تشیع را مذهب رسمی سلطنت خود اعلام نمود. وی نخستین سلطانی بود که در هندوستان، به شیعۀ امامیه رسمیت بخشید.
[۳۵] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
[۳۶] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۳۷] میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۳، حیدرآباد ۱۳۰۹.
وی از علمای شیعه، چون سید احمد هروی، دعوت کرد به بیجاپور بروند.
[۳۸] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۳.
او در مذهب رسمی تعصب نشان نمی‌داد: سبّ و لعن خلفا و صحابه را منع کرد.
[۳۹] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
[۴۰] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
میان علمای شیعه و اهل سنت بحث و تبادل‌ نظر برقرار بود، اهل سنّت را وادار به ترک مذهب نکرد و حتی به امرای سنّی اجازه داد در مناطق تحت امر خویش شیوۀ اهل سنّت را رعایت کنند.
[۴۱] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
[۴۲] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۴۳] میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۵، حیدرآباد ۱۳۰۹.
[۴۴] Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۳.


جنگ حاکمان سنی علیه عادلشاه

[ویرایش]

با این حال، سیاست‌های مذهبی او مانع اختلاف سیاسی با پادشاه بهمنی (سلطان‌محمود، ﺣﮑ: ۸۸۷ ـ۹۲۴) و حاکمان سنی مذهب نشد؛ حاکمانی چون احمد نظام‌الملک عین‌الملک بحری حاکم احمدنگر (ﺣﮑ: ۸۹۶ ـ۹۱۴) و قاسم برید شاهیان حاکم بیدر (ﺣﮑ: ۸۹۷ ـ۹۱۰).
[۴۵] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.

این امیران و قطب الملک از گلکنده بر ضد یوسف عادلشاه لشکر کشیدند و سلطان محمودشاه بهمنی نیز، به بهانۀ دفاع از مذهب، همراه آنان شد، اما خواهان پایان دادن به استقلال یوسف عادلشاه بود. عادلشاه که توان مقابله با سلطان بهمنی و متحدانش را نداشت، نزد عمادالملک (ﺣﮑ :۸۹۰ ـ۹۱۰)، مؤسس عمادشاهیان، در برار رفت. به پیشنهاد عمادالملک، در بیجاپور به نام اهل سنت خطبه خواندند.

حل مشکلات حکومتی

[ویرایش]

او به نظام‌الملک و قطب‌الملک نیز نامه‌ نوشت مبنی بر این‌که امیر برید قصد دارد بیجاپور را تصرف نماید. لذا، آنان شبانه اردوگاه را ترک کردند. امیر برید که تنها مانده بود، پس از تحمل خساراتی، جنگ را ترک کرد. عادلشاه نیز به بیجاپور رفت و بار دیگر به شیوۀ امامیه خطبه خواند.
[۴۶] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲، بمبئی ۱۸۶۸.
[۴۷] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۴۸] میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۲۶ـ۲۸، حیدرآباد ۱۳۰۹.
[۴۹] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۶۵.

عادلشاه پس از غلبه بر مشکلات حکومتی و جلب رضایت عین‌الملک کنعانی و کمال‌خان دکنی و فخرالملک ترک، سیداحمد هروی را همراه هدایا و پیام تبریک و نامه‌ای مبنی بر رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در بخشی از دکن، نزد شاه‌اسماعیل صفوی فرستاد.
[۵۰] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲، بمبئی ۱۸۶۸.
[۵۱] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۵۲] میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۴، حیدرآباد ۱۳۰۹.
[۵۳] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.


پیروزی بر پرتقالی‌ها

[ویرایش]

در سال ۹۱۵، پرتغالی‌ها سواحل غربی قلمرو عادلشاه را تصرف کردند و یوسف عادلشاه سه ماه پس از اشغال این منطقه، درحمله‌ای غافلگیرکننده، آنان را شکست داد و بندر گوا را تصرف کرد، اما پس از مرگ او بار دیگر پرتغالی‌ها گوا را گرفتند.
[۵۴] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲ـ۱۳، بمبئی ۱۸۶۸.
[۵۵] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۵۶] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۶.


مدت حکومت و وفات

[ویرایش]

یوسف عادلشاه، پس از بیست سال سلطنت، در ۹۱۶ درگذشت. او را در جوار مقبرۀ شیخ چندا در قصبۀ کرکی دفن کردند. شیخ چندا شیعه مذهب بود و عادلشاه به وی ارادت داشت.
[۵۷] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۳ـ۱۴، بمبئی ۱۸۶۸.
[۵۸] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.


شخصیت عادلشاه

[ویرایش]

یوسف عادلشاه با ادب و هنر آشنا بود و درنوشتن خط نستعلیق، و عروض و قافیه مهارت داشت. وی از فضلا و هنرمندان حمایت، و ایشان را به بیجاپور دعوت می‌کرد.
[۵۹] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۳، بمبئی ۱۸۶۸.
او در راه مذهب تشیع سرمایۀ کلانی صرف کرد؛ مبلغ هنگفتی به کربلا و نجف فرستاد و برای ادای دین به تاجرساوه‌ای، عمادالدین، در آغاز سلطنت خود، مبلغ چشمگیری برای برپایی مسجد ساوه فرستاد.
[۶۰] ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۶، بمبئی ۱۸۶۸.
[۶۱] خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۲، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
[۶۲] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲ـ۱۱۳.
در دورۀ او بیجاپور پناهگاه امنی برای علما، سربازان و هنرمندان ایرانی و ترک و عراقی شد. شیخ چندا مراد یوسف‌شاه بود که خود را نسل چهلم امام زین‌العابدین علیه‌السلام می‌دانست و در بیجاپور پیروان بسیار داشت.
[۶۳] Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۶.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) خافیخان، منتخب‌اللباب، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
(۲) ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، بمبئی ۱۸۶۸.
(۳) احمدبن محمد مقیم‌هروی، طبقات اکبری، چاپ محمد هدایت‌حسین، بنگال، بی‌تا.
(۴) نورالله‌بن محمدعلی حسینی (شوشتری)، تاریخ علی عادلشاهی، چاپ شریف‌النساء انصاری، حیدرآباد ۱۹۹۱.
(۵) میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، حیدرآباد ۱۳۰۹.
(۶) Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India.
(۷) nahavandi ,Astralia ۱۹۸۶.
(۸) Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹؛

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۲. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
۳. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۴. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۲، بمبئی ۱۸۶۸.
۵. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۶. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۷. nahavandi ,Astralia ۱۹۸۶، ج۲، ص۴۰۵.
۸. احمدبن محمد مقیم‌هروی، طبقات اکبری، ج۳، ص۷۷، چاپ محمد هدایت‌حسین، بنگال، بی‌تا.
۹. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
۱۰. Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.
۱۱. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۱۲. ، خافیخان، ج۳، ص۲۶۷، منتخب‌اللباب، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۱۳. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۲، بمبئی ۱۸۶۸.
۱۴. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۱۵. نورالله‌بن محمدعلی حسینی (شوشتری)، تاریخ علی عادلشاهی، ج۱، ص۴، چاپ شریف‌النساء انصاری، حیدرآباد ۱۹۹۱.
۱۶. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
۱۷. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۱۸. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۳، بمبئی ۱۸۶۸.
۱۹. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۶۷ـ۲۶۹، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۲۰. Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.
۲۱. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
۲۲. Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۲.
۲۳. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۴، ص۳ـ۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۲۴. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۰ـ۲۷۱، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۲۵. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
۲۶. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۲۷. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۲.
۲۸. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۲.
۲۹. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۳۰. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۱، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۳۱. نورالله‌بن محمدعلی حسینی (شوشتری)، تاریخ علی عادلشاهی، ج۱، ص۴، چاپ شریف‌النساء انصاری، حیدرآباد ۱۹۹۱.
۳۲. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۵، بمبئی ۱۸۶۸.
۳۳. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۲ـ۲۷۵، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۳۴. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۳.
۳۵. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
۳۶. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۳۷. میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۳، حیدرآباد ۱۳۰۹.
۳۸. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۳.
۳۹. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
۴۰. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۴۱. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۱، بمبئی ۱۸۶۸.
۴۲. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۷، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۴۳. میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۵، حیدرآباد ۱۳۰۹.
۴۴. Johon Norman Hollister, The shi’a of India, New Delhi ۱۹۷۹، ج۱، ص۱۱۳.
۴۵. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۴۶. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲، بمبئی ۱۸۶۸.
۴۷. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۸، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۴۸. میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۲۶ـ۲۸، حیدرآباد ۱۳۰۹.
۴۹. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۶۵.
۵۰. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲، بمبئی ۱۸۶۸.
۵۱. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۵۲. میرعالم، ‌ حدیقة‌العالم، ج۱، ص۴۴، حیدرآباد ۱۳۰۹.
۵۳. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲.
۵۴. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۲ـ۱۳، بمبئی ۱۸۶۸.
۵۵. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۵۶. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۶.
۵۷. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۳ـ۱۴، بمبئی ۱۸۶۸.
۵۸. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۸۰، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۵۹. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۱۳، بمبئی ۱۸۶۸.
۶۰. ملاقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۶، بمبئی ۱۸۶۸.
۶۱. خافیخان، منتخب‌اللباب، ج۳، ص۲۷۲، چاپ ولزلی‌هیگ، دبلین، بی‌تا.
۶۲. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۱۱۲ـ۱۱۳.
۶۳. Saiyid Athar Abbas Rizivi, Asocio – Intellectual History of the Isna’Asharıs shi’is In India، ج۱، ص۲۶۶.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «یوسف عادلشاه»، شماره۶۸۷۰.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار