یحیی بن زیدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یحیی پسر زید، نوه امام سجاد (علیه‌السّلام) می‌باشد. مادرش ریطه دختر ابوهاشم نام داشت. بعد از سرکوب شدن قیام پدرش توسط بنی‌امیه، خود را از دیدگان مخفی ساخت تا به وصیت پدر درباره استمرار قیام و مبارزه عمل نماید. پدر وی، زید، برای جلوگیری از فشار ظلم و ستم به خاندان نبوت، کفر و الحاد امویان و برگرداندن خلافت به آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ‌ قیام نمود ولی در سال ۱۲۲ ه‌. ق توسط هشام خلیفه اموی سرکوب شد.


نوه امام

[ویرایش]

زید بن علی (علیه‌السّلام) چهار پسر به نام‌های محمد، عیسی، حسین و یحیی [۱] داشت که یحیی از همسر اول او بود. در روز تولد او اختلاف است؛ اما بیشتر مورخان بر سن ۱۸ سالگی او به هنگام شهادت صحه می‌گذارند. [۲] بنابراین یحیی پسر زید بن علی بن حسین بن علی (علیه‌السّلام) [۳] است که با یک واسطه به امام معصوم می‌رسد. مادرش "ریطه" همسر اول زید بن علی، دختر عبدالله بن محمد بن حنفیه بود [۴] [۵] که جده مادری او نیز "ریطه" نامیده می‌شد و از نسل عبدالمطلب بود.

مقارن با حکومت دو خلیفه اموی

[ویرایش]

دوران زندگانی یحیی بن زید، مقارن با حکومت دو خلیفه اموی هشام بن عبدالملک و ولید بن یزید بود. زید بن علی (علیه‌السّلام)، پدر یحیی، در دوران خلافت هشام به شهادت رسید، [۶] سپس یحیی جسد پدر را به خاک سپرد؛ [۷] اما قیام او در خراسان در منطه‌ای به نام جوزجان [۸] چند سال پس از قیام پدرش اتفاق افتاد. در خصوص تعداد فرزندان او، نسلی از او باقی نماند؛ مگر دختری که کوچک بود و بعد از شهادت پدرش، رحلت نمود. [۹]

قیام یحیی بن زید

[ویرایش]

پس از شهادت زید بن علی، اصحاب او از گرد یحیی، فرزندش، متفرق شدند [۱۰] و تنها ده نفر از یاران پدرش در کنار او باقی ماندند. [۱۱] پس یحیی قصد خراسان نمود. او در آغاز به سمت مدائن رفت که در آن دوران شاهراه خراسان از راه عراق بود. [۱۲] این حادثه در حالی روی داد که یوسف بن عمر، حاکم کوفه و قاتل زید بن علی (علیه‌السّلام) از جستجوی او دست کشیده بود؛ [۱۳] زیرا تا قبل از آن یوسف، گمان می‌برد که یحیی به‌سان پدر در خانه کوفیان مخفی شده است. [۱۴] زمانی که یوسف بن عمر، از حرکت یحیی به سمت خراسان آگاهی یافت، این خبر را به هشام بن عبدالملک گزارش داد، پس هشام، دستور تعقیب او را به نصر بن سیار والی خراسان نوشت. [۱۵] یحیی پس از مدتی به بلخ نزد "حویش بن عمرو" یا "حویش بن عبدالرحمن" [۱۶] [۱۷] [۱۸] رفت و نزد او ماند تا زمانی که هشام بن عبدالملک درگذشت و ولید بن یزید به خلافت رسید. [۱۹] [۲۰] [۲۱]

← اسارت یحیی


زمانی که ولید بر سریر خلافت استقرار یافت، یوسف بن عمر حرکت یحیی بن زید را با منزلگاه‌هایی که داشت برای نصر بن سیار می‌نوشت [۲۲] و کتباً دستور داد تا حویش را وادار نماید تا محل اختفای یحیی را فاش سازد و در این امر شدت عمل به کار برد. [۲۳] نصر نیز چنین کرد و حویش را ششصد تازیانه زد و سخت آزرد؛ اما او قسم یاد کرد که به خدا اگر یحیی زیر قدم من باشد من پای خود را از وی برنخواهم داشت هرچه از دستتان برمی‌آید در حق من دریغ مدارید؛ [۲۴] [۲۵] [۲۶] اما فرزند او، قریش، تاب دیدن شکنجه پدر را نیاورد و محل اختفای یحیی را به نصر گفت [۲۷] [۲۸] [۲۹] پس، عقیل بن معقل، حاکم بلخ، یحیی را بگرفت و نزد نصر برد. [۳۰] [۳۱] [۳۲] او نیز یحیی را به زنجیر کشید و جریان را به یوسف بن عمر گزارش کرد. مردی از آل لیث این شعرها را درباره آن روزگار یحیی می‌سراید:
آیا خدا نمی‌بیند که شما چه می‌کنید در آن شامگاه که یحیی را به زنجیر کشیده‌اند
نمی‌بیند که قبیله لیث با چه زشتی خویشتن را مسخره قبایل ساختـــــــه است. [۳۳] [۳۴]
ولید بن یزید، به نصر بن سیار دستور داد که یحیی را امان دهد و او و یارانش را نیز رها سازد. [۳۵] [۳۶]

← آزادی یحیی


هنگامی‌که یحیی بن زید آزاد شد، دستور دادند تا زنجیر از گردنش بگشایند. این خبر به گوش شیعیان خراسان رسید، پس گروهی از ثروتمندان آنان به سراغ آهنگری رفتند که زنجیر از گردن و دست و پای یحیی گشوده بود تا آن زنجیر را از وی خریداری نمایند و آن را به قیمت گزافی خریدند. آنان حلقه‌های زنجیر را میان خویش قسمت نمودند و از آن حلقه‌ها برای انگشتری‌های خود نگین ساختند و بدین ترتیب از شخصیت یحیی تبرک جستند. [۳۷]

← سرآغاز قیام


پس از آزادی یحیی، نصر بن سیار به او دو هزار درهم داد تا نزد ولید بن یزید، خلیفه وقت رود. [۳۸] [۳۹] [۴۰] پس او را به جانب سرخس روانه کرد [۴۱] و از حاکم آنجا خواست تا یحیی را به طوس بفرستد و در نامه دیگر به حسین بن زید یمنی، فرماندار طوس نگاشت تا یحیی را به ابرشهر (نیشابور) روانه سازد. [۴۲] عمرو بن زراره قسری والی ابرشهر او را به بیهق فرستاد. [۴۳] یحیی از بیم به خطر افتادن جانش از سوی یوسف بن عمر از ادامه سفر به سمت عراق خودداری نمود [۴۴] [۴۵] پس به سمت ابرشهر بازگشت و به نقلی با ۱۲۰ [۴۶] مرد جنگی و به قول دیگر با ۷۰ [۴۷] [۴۸] [۴۹] جنگجو، در مقابل عمرو بن زراره ایستاد و این سرآغاز قیام او بود. پس عمرو با ده هزار کس با او به نبرد پرداخت [۵۰] [۵۱] [۵۲] که در این نبرد نابرابر، یحیی پیروز میدان شد [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶] و عمرو بن زراره کشته شد و یحیی، سلاح‌شان را به غنیمت گرفت. [۵۷]

← شهادت یحیی


پس از این نبرد، یحیی به سوی هرات و از آنجا به سوی جوزجان عزیمت کرد، اما نصر بن سیار بیکار ننشت و سالم بن احوز (اعور) را به مقابله با وی فرستاد. [۵۸] [۵۹] [۶۰] در این زمان بود که عده‌ای از جوزجان، طالقان و فاریاب و بلخ به او ملحق شدند. [۶۱] او در جوزجان بر ضد ظلم و جوری که بر مردم آن دیار می‌رفت به ‌پاخاست [۶۲] و سرانجام پس از سه روز نبرد میان سپاه او و مسلم بن احوز، در دهکده‌ای به نام "ارعونه" [۶۳] در عصر روز جمعه، [۶۴] عیسی، غلامی‌ آزاد شده که به قبیله "غزه" بستگی داشت بر پیشانی یحیی تیری زد و او را از اسب فروانداخت و سورة بن محمد، امیر میمنه سپاه دشمن، سر از تن یحیی جدا نمود. [۶۵] اما یاران او تا آخرین‌شان، دست از نبرد برنداشتند تا همگی به شهادت رسیدند که این واقعه بنابر قول طبری در اواخر سال ۱۲۵ رخ داده است.

← سر یحیی


پس از شهادت یحیی، سوره کندی، سر از تن او جدا نمود [۶۶] و آن را نزد ولید بن یزید فرستاد. [۶۷] پیکر بی‌سر او را نیز بر دروازه جوزجان آویختند [۶۸] [۶۹] و آنقدر در آنجا ماند تا آن که سیاه‌پوشان خراسان بر ضد بنی‌امیه به ‌پاخاستند [۷۰] و ابومسلم خروج کرد و پیکر او را فرو آورد و با جماعت یاران خود به آن نماز خواند و در همان دهکده ارعونه به خاک سپرده شد؛ [۷۱] [۷۲] اما سر او از جوزجان برای نصر بن سیار فرستاده شد و نصر این سر را به دمشق برای ولید بن یزید فرستاد. ولید دستور داد آن را به مدینه نزد ریطه، مادر یحیی بن زید ببرند و چنین کردند. پس ریطه با دیدن سر چنین گفت: «او را مدت زیادی از من دور کردید و حال او را کشته به من هدیه می‌دهید، درود خداوند بر او و بر پدرانش باد از صبحگاهان و شبانگاهان». [۷۳]

← عزاداری بر یحیی


پس از آنان، مردم خراسان که از بیم بنی‌امیه رهایی یافته بودند، در همه جا هفت روز برای یحیی بن زید عزاداری نمودند و در آن سال هر چه پسر در خراسان زاده می‌شد، نامش را یحیی و یا زید می‌گذاردند. [۷۴] ابومسلم نیز با یافتن دیوان سپاهیان نصر بن سیار و نام آنان در دفتر دیوان که در قتل یحیی شرکت داشتند، همگی آنان را یافت و به قتل رسانید. [۷۵] وی تا آنجا که می‌توانست یکی از دشمنان جنگی یحیی را نگذاشت جان بدر ببرد. [۷۶]

منابع

[ویرایش]

۱) یعقوبی، احمدبن واضح؛ تاریخ یعقوبی، تحقیق از عبدالامیر مهنا، بیروت، چ ۱، مؤسسه اعلمی‌مطبوعات، ۱۴۱۳ق.
۲) طبری، محمدبن جریر؛ تاریخ الامم والملوک، با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع التراث العربی، ج۷، ص۲۳۰.
۳) مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین؛ مروج الذهب، تحقیق از محمد الدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفت، ۱۴۰۴ ق، چ ۳، ص۲۲۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن طقطقی، شریف محمد، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۲۳۷ -۲۳۸، تحقیق سید محمد الرجائی، قم، نشر مکتبة آیة الله العظمی‌المرعشی النجفی، ۱۴۱۸هـ. ق.
۲. ابن عنبة، جمال‌الدین احمد، الراغب فی تشجیر عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۲۹۰، قم، حسنین، ۱۴۲۷هـ. ق.
۳. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۳.    
۴. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۳.    
۵. ابن عنبه، سید جمال‌الدین، عمدة‌الطالب، ص۲۵۹، قم، انتشارات الرضی، ۱۳۶۲، چاپ دوم.    
۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۷. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۴.    
۸. ابن طقطقی، شریف محمد، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۲۳۷ -۲۳۸، تحقیق سید محمد الرجائی، قم، نشر مکتبة آیة الله العظمی‌المرعشی النجفی، ۱۴۱۸هـ. ق.
۹. ابن عنبة، جمال‌الدین احمد، الراغب فی تشجیر عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۲۹۱، قم، حسنین، ۱۴۲۷هـ. ق.
۱۰. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب‌الاشراف، ص۱۳۷۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷هـ. ق، چاپ ۱، جزء سوم.
۱۱. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۴.    
۱۲. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۴.    
۱۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۱۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱۰، ص۴۲۹۰، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵، چاپ چهارم.
۱۵. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹۹، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۸، چاپ ۸.
۱۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۱۷. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۳، ص۲۶۱.    
۱۸. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۴.    
۱۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۲۰. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۲۱. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب‌الاشراف، ج۳، ص۲۶۱.    
۲۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۲۳. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۴.    
۲۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۲۵. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۵.    
۲۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۲۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۲۸. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۲۹. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۵.    
۳۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۳۱. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۳۲. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۵.    
۳۳. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۵.    
۳۴. ابن طقطقی، شریف محمد، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۲۳۷ -۲۳۸، تحقیق سید محمد الرجائی، قم، نشر مکتبة آیة الله العظمی‌المرعشی النجفی، ۱۴۱۸هـ. ق.
۳۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۳۶. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۳۷. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۵.    
۳۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۸.    
۳۹. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۰.    
۴۰. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۶.    
۴۱. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۶.    
۴۲. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۶.    
۴۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۴۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۴۵. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۱.    
۴۶. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۲.    
۴۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۴۸. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۶.    
۴۹. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ص۲۹۱.    
۵۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۵۱. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۶.    
۵۲. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۱.    
۵۳. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۲.    
۵۴. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۵۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۵۶. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۱.    
۵۷. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۵۸. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۵۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۲۹.    
۶۰. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۲.    
۶۱. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۶۲.    
۶۲. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۶۳. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۶۴. ابن عنبة، جمال‌الدین احمد، الراغب فی تشجیر عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۲۵۸، قم، حسنین، ۱۴۲۷هـ. ق.
۶۵. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۶۶. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۶۷. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۶۸. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۶۹. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۷.    
۷۰. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۸.    
۷۱. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۷۲. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۴، ص۲۹۱.    
۷۳. آل طمعه، دکتر سید عبدالجواد، معالم انساب الطالبیین، ص۱۹۵، محقق: سلمان السید‌هادی آل طعمه، قم، نشر آیة الله العظمی‌المرعشی نجفی، ۱۴۲۲ هـ. ق.
۷۴. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، تاریخ مسعودی، ج۲، ص۲۱۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی، ۱۳۶۵، چاپ سوم.
۷۵. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۸.    
۷۶. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، ج۱، ص۱۰۸.    


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «یحیی بن زید» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۴/۱۵.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «یحیی بن زید» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۴/۱۵.    






جعبه‌ابزار