کنایه (ادبی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کنایه در لغت به معنای "پوشیده سخن گفتن"
[۱] معانی و بیان، همایی، جلال الدین؛ تهران، نشر هما، چاپ سوم، ۷۴، ص ۲۱۰.
است و در اصطلاح ادبیات فارسی، ترکیب یا جمله‌ای است که مراد گوینده معنای ظاهری آن نباشد، اما قرینه‌ای هم که ما را از معنای ظاهری (مکنی‌به) متوجه معنای باطنی (مکنی‌عنه) می‌کند، وجود نداشته باشد. بنابراین کنایه ذکر مطلبی و دریافت مطلبی دیگر است.
[۲] معانی بیان، تجلیل، جلیل؛ تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۶۲، ص ۷۹.



فرق "کنایه" با مجاز و استعاره

[ویرایش]

در هر سه مورد، معنای ظاهری مقصود نیست؛ اما در مجاز و استعاره به دلیل وجود قرینه در کلام به کار گرفتن معنای ظاهری عبارت یا کلمه جایز نیست؛ ولی در کنایه، گرچه خواست شاعر معنای باطنی عبارت است؛ اما معنای ظاهری هم قابل پذیرش است. مثلاً در بیت:
خصمان در طعنه باز کردند ••• در هر دو زبان دراز کردند (نظامی)
هر دو معنای ظاهری و کنایه قابل قبول است:
۱. کسی برای تحقیر دیگری، واقعاً زبان‌اش را دراز کند (درآورد).
۲. سرزنش کردن و ناسزا گفتن به کسی. بنابراین در این بیت کنایه به کار رفته است. اما در بیت:
مباد روزی بی ملک تو جهان، که جهان ••• به روز روشن از آن پس ستاره بشمارد (انوری)
کنایه به کار نرفته؛ زیرا معنای ظاهری "ستاره شمردن" کاربرد ندارد و شاعر به قرینه "روز روشن" می‌خواهد بگوید روز روشن بی تو چون شب می‌شود و شب شدن در حکم رواج فساد و اختلال در احوال است.
[۳] معانی و بیان، شمسیا، سیروس؛ تهران، فردوس، ۷۱، ص ۹۹.


انواع کنایه به لحاظ به‌کارگیری مکنّی‌عنه

[ویرایش]


← کنایه از موصوف (اسم)


آوردن وصف یک اسم و اراده خود آن.
تبارک الله از آن آب سیر آتش فعل ••• که با رکاب تو خاک است با عنایت هوا (انوری)
منظور از "آب سیر آتش فعل" شراب است؛ که به جای خود آن آورده شده‌ است.

← کنایه از صفت


وقتی معنای ظاهری، صفتی است؛ که ما باید از آن متوجه صفت دیگر، یعنی معنای باطنی شویم. که خود به دو نوع قریب و بعید تقسیم می‌شود:
دهر سیه کاسه‌ای است ما همه مهمان او ••• بی‌نمکی تعبیه است در نمک خوان او (خاقانی)
سیه کاسه، کنایه از پلیدی و بخیلی روزگار و بی‌نمکی، بدون جاذبه بودن زندگی را می‌رساند.

← کنایه از فعل


فعلی را به چیزی یا کسی نسبت دهیم، اما معنای دیگری را از آن دریافت کنیم:
به تاراج داد آن همه بوم و رست ••• به یکبارگی، دست بد را بشست (فردوسی)
"دست شستن از کاری" کنایه از آغاز کردن به آن کار است.
[۴] زیبایی‌شناسی سخن پارسی (۱)، کزازی، جلال الدین؛ تهران، نشر مرکز، ۶۸، ص ۱۷۰ ۱۶۵.


انواع کنایه از نظر وضوح و خفا

[ویرایش]

دانشمندان علم بیان به اعتبار اینکه واسطه‌های میان معنای اولیه و معنای مورد نظر آشکار باشد یا مخفی، کنایه را به چهار نوع تقسیم کرده‌اند.

← تلویح


واسطه میان معنی اول و دوم متعدد و فهم کنایه دشوار باشد.
چماننده چرمه هنگام گرد ••• چراننده کرکس اندر نبرد (فردوسی)
"چراندن کرکس" کنایه از بسیار کشتن دشمنان و به نوا رساندن لاشخورها‌ست و کنایه از شجاعت بسیار است.

← رمز


واسطه معنای اول و معنای مورد نظر اندک، اما کنایه مخفی و دیریاب است.
عاشق بکشی به تیر غمزه ••• چندان که به دست چپ شماری
شمردن به دست چپ کنایه از کثرت عدد است؛ چون در قدیم، با انگشتان دست راست یکان و دهگان را می‌شمردند و صدگان و هزارگان را با دست چپ حساب می‌کردند.

← ایماء


واسطه میان معنای نخستین و معنای مورد نظر اندک و معنای کنایی هم آشکار است.
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت ••• رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم (حافظ )
"رخت بر بستن" کنایه آشکار و نزدیکی است از سفر کردن.

← تعریض


کنایه‌ای است در نکوهش، ریشخند و یا اندرز، و همان گوشه‌زدن به کنایه است. و به قول عامه به در گویند تا دیوار شنود؛ چنان‌که برای کسی که به خود‌پسندی لاف می‌زند، این ابیات را بخوانند.
[۵] معانی و بیان، احمد نژاد، کامل؛ تهران، زوار، ۸۲، ص ۶۸.

نه هر که چهره بر افروخت، دلبری داند ••• نه هر که آیینه سازد، سکندری داند

پانویس

[ویرایش]
 
۱. معانی و بیان، همایی، جلال الدین؛ تهران، نشر هما، چاپ سوم، ۷۴، ص ۲۱۰.
۲. معانی بیان، تجلیل، جلیل؛ تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۶۲، ص ۷۹.
۳. معانی و بیان، شمسیا، سیروس؛ تهران، فردوس، ۷۱، ص ۹۹.
۴. زیبایی‌شناسی سخن پارسی (۱)، کزازی، جلال الدین؛ تهران، نشر مرکز، ۶۸، ص ۱۷۰ ۱۶۵.
۵. معانی و بیان، احمد نژاد، کامل؛ تهران، زوار، ۸۲، ص ۶۸.


منبع

[ویرایش]

پژوهشکده باقرالعلوم.    



جعبه‌ابزار