کلمهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلمه، به‌معنای لفظ مفرد دارای معنای مستقل مقترن به زمان گذشته یا حال یا آینده است.


اقسام لفظ مفرد تام

[ویرایش]

لفظ مفرد تام به لحاظ دلالت و عدم دلالتش بر زمان، دو نوع است ‌: اسم و کلمه. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵]

توضیح اصطلاح

[ویرایش]

کلمه، که در علم نحو به آن "فعل" گفته می‌شود، لفظ مفرد تامّی است که از حیث ماده دارای معنای مستقل بوده و دالّ بر یک معنای اسمی و استقلالی برای موضوع غیر معیّن است و از حیث هیات، بر تحقق آن معنای استقلالی و اسمی در یکی از زمان‌های سه گانه (‌گذشته، حال و آینده) ‌دلالت می‌کند. [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] مثلاً لفظ "ذَهَبَ" بر ثبوت معنای ذهاب (رفتن) برای ذاهبِ غیر معیّن در زمان گذشته دلالت می‌کند. و اما کلماتی مثل زمان و سال و ماه و روز هر چند بر زمان دلالت دارند اما دلالت آنها به حسب ماده است نه صیغه و هیات. کلمه یا فعل، در بیشتر لغات، مشتق است چنان که در عربی هم بنا به قول اهل بصره، از اسمی که به آن مصدر می‌گویند مشتق است (به خلاف اهل کوفه که مصدر را مشتق از فعل می‌دانند). [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴]

وجه تسمیه

[ویرایش]

"کلمه" مشتق از ماده "کَلْم"، به معنای جَرْح (وارد کردن جراحت) است. در وجه نام‌گذاری آن گفته شده که چون کلمه دلالت بر زمان دارد و زمان، حقیقتی است متجدد، متصرّم الوجود، گذرا و متغیر، گویا که خاطر شریف آدمی از این ناحیه جریحه دار است (‌و دنبال یک حقیقت ثابت و پایدار می‌گردد).

استلزامات کلمه

[ویرایش]

هر فعل، متضمن یا مستلزم چهار چیز است:
۱. معنا: مثل معنای زدن در "ضَرَبَ"؛
۲. محل آن معنا: مثل آنچه به جای فاعل بُوَد در "ضَرَبَ"، زیرا هر فعلی اقتضای فاعل می‌کند ولو نامعیّن باشد در لفظ؛
۳. حدوث معنای مذکور در آن محل: مثل حدوث فعل زدن از طرف ضارب که از فعل "ضَرَبَ" استفاده می‌شود؛
۴. زمانِ معیّنِ آن حدوث (به لحاظ گذشته یا حال یا آینده): مثل زمان ماضی در "ضَرَبَ". [۱۵] [۱۶] [۱۷]

کلمه حقیقی و کلمه وجودی

[ویرایش]

از این چهار امر، مورد دوم یعنی محل فعل، گاهی به لفظ مستقل دیگری تعلق می‌گیرد که علمای علم نحو آن را "فاعل" گویند، مثل زید در: "ضَرَبَ زیدٌ". در این حالت لفظ "ضَرَبَ" بر سه چیز دلالت می‌کند: معنا، حدوث معنا و زمان حدوث. و گاهی امر اول، یعنی معنا نیز به لفظ دیگری خارج از فعل تعلق می‌گیرد، مثل: "کانَ زیدٌ ضارباً". در این حالت، لفظ "کانَ" بر دو چیز دلالت می‌کند: حدوث معنا و زمان حدوث. علمای نحو، چنین فعلی را "فعل ناقص" می‌گویند، و علمای منطق آن را "کلمه وجودی" می‌نامند (زیرا مفهوم آن چیزی نیست جز ثبوت نسبتی در یک زمان)، و آن را در حکم ادات (حرف) می‌دانند و به جای رابطه زمانی (در قضیه) استعمال می‌کنند. و به این ترتیب کلمه (فعل) نزد منطق دانان بر دو قسم می‌شود: "کلمه حقیقی"؛ که بر حَدَث و نسبت آن به موضوع دلالت دارد، و "کلمه وجودی"؛ که دلالت بر حَدَث ندارد.
البته باید دانست که "کلمه حقیقی" کاربرد دیگری نیز دارد. در کاربرد دوم، کلمه حقیقی مقابل "کلمه مجازی" است. کلمه حقیقی در این کاربرد، فعلی است که در معنای موضوعٌ له خود استعمال شده باشد، و کلمه مجازی، فعلی است که در غیر معنای موضوعٌ له خود استعمال شده است. [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴]

مستندات مقاله

[ویرایش]

در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:

• گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.
• خوانساری، محمد، منطق صوری.
• شیرازی، قطب‌الدین، درة التاج (منطق).
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه.    
• فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال‌ المیزان.
• جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق.
مظفر، محمدرضا، المنطق.    
• ابن رشد، محمد بن احمد، تلخیص کتاب العبارة.
• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.
زرکشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن.    
• فخرالدين رازی، محمد بن عمر، المحصول فی علم اصول الفقه.
• شهاب‌الدین سهروردی، یحیی بن حبش، منطق التلویحات.
• ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).
• ابوالحسن سالاری، بهمنیار بن مرزبان، التحصیل.
قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن.    
• ابوحامد غزالی، محمد بن محمد، معيار العلم في فن المنطق.
ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، النجاة.    
• قطب‌الدین رازی، محمد بن‌ محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه.
سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة.    
• قطب‌الدین رازی، محمد بن محمد، شرح المطالع یا لوامع الاسرارفی شرح مطالع الانوار.
علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.    
• تفتازانی، عبدالله بن شهاب‌الدين، الحاشیة علی تهذیب المنطق.
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه.    

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۱۴۰.    
۲. ابوحامد غزالی، محمد بن محمد، معیار العلم في فن المنطق، ص۵۲-۵۳.
۳. شهاب‌الدین سهروردی، یحیی بن حبش، منطق التلویحات، ص۳۵.
۴. خوانساری، محمد، منطق صوری، ص۶۴.
۵. گرامی، محمدعلی، منطق مقارن، ص۵۳.
۶. سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة، ص۱۰۸-۱۱۳.    
۷. ابن رشد، محمد بن احمد، تلخیص کتاب العبارة، ص۶۱-۶۴.
۸. شیرازی، قطب‌الدین، درة التاج (منطق)، ص۱۹-۲۱.
۹. مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۲۸.
۱۰. قطب‌الدین رازی، محمد بن محمد، شرح المطالع یا لوامع الاسرارفی شرح مطالع الانوار، ص۳۹.
۱۱. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، النجاة، ص۱۸.    
۱۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۱۱.    
۱۳. خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۱۴-۱۵.    
۱۴. مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج۱، ص۳۶.    
۱۵. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱، ص۶۷.    
۱۶. فرصت شیرازی، میرزا محمد، اشکال ‌المیزان، ص۱۴-۱۵.
۱۷. ابوالحسن سالاری، بهمنیار بن مرزبان، التحصیل، ص۴۱.
۱۸. زرکشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۶۸.    
۱۹. تفتازانی، عبدالله بن شهاب‌الدين، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۲۶.
۲۰. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۱، ص۱۷.
۲۱. جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق، ص۱۷۴.
۲۲. فخرالدين رازی، محمد بن عمر، المحصول فی علم اصول الفقه، ج۱، ص۲۳۵.
۲۳. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۵۹.    
۲۴. قطب‌الدین رازی، محمد بن‌ محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه، ص۳۶-۳۸.


منبع

[ویرایش]

پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «کلمه»، تاریخ بازیابی۱۳۹۶/۴/۷.    



جعبه‌ابزار