کبیرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کبیر، شاعر و عارف اهل بنارس در شمال‌ هند می‌باشد.


زندگی

[ویرایش]

وی در همۀ منابع به همین نام مشهور است، تاریخ تولد و وفات او دقیقاً معلوم نیست، در قرن نهم/ پانزدهم میلادی می‌زیسته است و بعضی محققان، از روایات گوناگون، استنباط کرده‌اند که میان سال‌های ۸۰۰/ ۱۳۹۸ و ۸۵۲/ ۱۴۴۸ زندگی می‌کرده است، و در نظر ایشان، این روایت از روایتی که تاریخ وفات او را ۹۲۴/۱۵۱۸ یا ۸۹۷/ ۱۴۹۲ دانسته محتمل‌تر است. [۱]
دربارۀ زندگی کبیر ظاهراً تنها اطلاع قطعی آن است که در بنارس و در خانواده‌ای از کاستِ فرودستِ «جولاهه» های مسلمان به دنیا آمده است، احتمالاً خانوادۀ او هندو بودند که به اسلام گرویدند، اینکه در یکی از روایات آمده که کبیر پیشتر شکتی‌پرست بوده، ممکن است مؤید این رأی باشد؛ بدین‌معنا که شاید خانوادۀ او از یکی از فرقه‌های جوکی وابسته به شکتی‌پرستان، مانند ناتها، به اسلام گرویده بوده‌اند
باقی مطالب دربارۀ او یا برای دفاع از هندو بودن او هستند یا یکسره افسانه‌اند، مثلاً می‌گویند کبیر در زندگی گذشتۀ خود برهمن بوده است و مسلمانان او را به فرزندی پذیرفته‌اند، یا این‌که جولاهگان مسلمان در گذشته برهمنانی بوده‌اند که چون از دست مسلمانان آب خورده‌اند تنزل کرده‌ و جولاهه شده‌اند، یا آن‌که بیوۀ برهمنی به نحو معجزه‌آسایی او را آبستن شده و او را از کف دست زاییده و سپس در سبدی در رودخانه یا بر سر راه گذاشته است و جولاهگان او را به فرزندی پذیرفته‌اند، شبیه این افسانه‌ها را دربارۀ همسر و پسر و دختر او هم آورده‌اند [۲]

خانواده

[ویرایش]

از بعضی روایات قدیم برمی‌آید که کبیر زن و فرزند داشته، ولی پیروان او مصرّند که مجرد بوده است.

مرگ

[ویرایش]

دربارۀ مرگ او نیز افسانه‌هایی وجود دارد، ازآن جمله است داستان منازعۀ مسلمانان و هندوان بر سرِ جسد او و تبدیل شدن جسد او به توده‌ای از گُل. [۳] [۴] پس از مرگش نیز، حتی تا اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم میلادی، به او کراماتی چون دیدار با پیامبر اسلام منسوب شده که در کتابی به نام منشور کبیر گرد آمده است.

عقاید

[ویرایش]

آنچه در تذکره‌ها دربارۀ کبیر آمده، متأثر از علایق فرقه‌ای مؤلفان آنهاست، بعضی او را صوفی ای مسلمان شمرده‌اند و بعضی هندوی آزاداندیشی با گرایش‌های ویشنویی و بعضی قهرمان اتحاد هند و مسلمان، و در بعضی روایات، از جمله در قول ملامحسن فانی، [۵] او شاگرد راماننده۲ که گفته‌اند از پیروان رامانوجه بوده به‌شمار آمده است. اگر راماننده حدوداً بین سال‌های ۷۷۱/ ۱۳۷۰ تا ۸۴۴/ ۱۴۴۰ زیسته باشد، این قول، به لحاظ تاریخی ناممکن نیست، با این حال، حتی اگر چنین ارتباطی بین این دو نباشد، کبیر متأثر از عقاید او بوده و به گروهی از پیروان او تعلق داشته است که خواهان اصلاحات عمیق در اصول و تشریفات آیین هندو بوده‌اند [۶]

← پرستش ذات بی‌تعین


کبیر در شمار آن مصلحانی در آیین هندو است که به سَنت‌ها (یعنی قدیسان شاعر) مشهورند و در کنار کسانی چون نامدیو ، از بنیانگذاران « نیرگونه بهکتی » در سدۀ نهم/ پانزدهم میلادی، به‌شمار می‌رود، در واقع، این دو، محل تلاقی دو طریقۀ ویشنویی و نیرگونه بهکتی‌اند و باتوجه به تأثیر تصوف اسلامی بر قدیسانِ بهکتی شمالِ هند، باید عقاید کبیر را متأثر از تصوف اسلامی هم دانست، ضمن آن‌که عقاید تنتره‌ای، از جمله به واسطۀ جوکی‌های نات، نیز در شکل‌گیری عقاید او و هم مسلکانش مؤثر بوده‌ است، از جمله عقاید این سنت‌ها که معمولاً در مجموعۀ اشعار آن‌ها به لهجه‌های محلی مندرج است و کبیر هم در آن‌ها شریک است، پرستش ذات متعالی و بی‌تعین ِ (نیرگونه) خدایی است که کبیر گاه او را «رام»، «رحیم»، و «هری» ‌خوانده است. [۷]
در نزد کبیر انکار حجیت کتاب‌های مقدّس هندوان و مسلمانان، پرهیز از آداب ظاهری هندویی و مسلمانی (چون نماز و روزه و حج و صدقه و قربانی و پوشیدن لباس خاص برهمنی و تعظیم در معابد) و نشاندن عبادات باطنی به جای آنهاست، از نظر آنان، و هم از نظر کبیر، راه رسیدن به خدا و اتصال با او (Paricaya)، که درد و رنج ناشی از فراق (viraha) است، برای هرکس از هر کاستی میسر است و از همین روست که کبیر به متولیان هندو و مسلمان ِ کار دین و آداب و عبادات ظاهری آنان بدبین است و با لحن تند از آنان انتقاد کرده است، با وجود این، کبیر منکر لزوم راهبر و استاد نیست، اما استادِ نادان، چون برهمنان نادان هندو، را چون کوری دانسته است که راهبر کور دیگر شده‌اند و به همین سبب است که از جمله عقاید اصلی او، اعتقاد به « شبده » یا « کلمه » است که برگرفته از عقاید معلمان ویشنویی است و بعضی آن را از جمله مشابهات مسیحیت و تعالیم کبیر دانسته‌اند، که عبارت است از الهام الهی، و تنها راه رهایی از گمراهی همان است.

← دنیا


تلقی کبیر از دنیای مادی تلقی‌ای است دردناک. آن را لحظه زودگذری می‌دانند بین دو مرگ، پیوندهای خانوادگی را بی‌اعتبار می‌شمارد و زن را «هاویۀ جهنم » و «مایا» می‌خواند. موجودات را « گندم برشتۀ مرگ » می‌شمارد که «بعضی در دهان اویند و بعضی در دامن او» و هیچ راه فراری از آن نیست مگر در «سرّ سویدای» آدمی. بدین‌معنا که آدمی باید در درونی‌ترین بخش هستی خود غور کند تا از شرّ خودپرستی‌ رها شود و «الماسی» را بیابد که در درون روح او پنهان است و آن سرّی است که گاه آن را اتحاد با « هری » و نیستی ِ وجود خود درهری می‌شمارد.

← تناسخ


از دیگر عقاید او تناسخ است، هرچند که پیروان جدید او معتقدند که روح در میان دوره‌های متوالی باززایی وارد بهشت یا دوزخ می‌شود، ولی ظاهراً کبیر به بهشت و دوزخ مشخص قائل نبوده و مقصود او از این نام‌ها نیکبختی و بدبختی نمادین در همین جهان بوده است. [۸]

شهرت

[ویرایش]

شهرت کبیر از یک جهت به سبب دوبیتی‌ها و ابیات متعدد منسوب به اوست، که کلمات کبیر یا kabīrvānīs خوانده می‌شوند و به لهجۀ محلی سروده شده‌اند، شمار این ابیات منسوب به او در شمال هند به هزاران بیت می‌رسد، مسلمانان و هندوان آن‌ها را به آواز می‌خوانند و مخصوصاً بسیاری از آن‌ها وارد آثار سیک‌ها شده است. [۹] [۱۰]
مهمترین مجموعه از اشعار او در نزد پیروانش، بیجک نام دارد به معنای «سیاهه»، ولی قدیمترین آن‌ها همان‌هایی است که در یک متن مقدّس سیک‌ها، گورو گرنت صاحب، وارد شده، و این به‌ سبب تأثیر عقاید کبیر بر نانک، بنیانگذار آیین سیک‌ها، است، [۱۱] چون اشعار کبیر، در آغاز، شفاهی منتقل می‌شده‌ و بعدها به صورت مکتوب درآمده‌اند، در درستی انتساب بسیاری از آن‌ها به کبیر تردید‌های جدّی است، بیجک و بسیاری از اشعار او، به همراه تفسیر آنها، چندین بار چاپ شده‌اند و از جمله بعضی از آن‌ها را تا گور به انگلیسی ترجمه کرده است، ولی بعضی از اشعار او هنوز به چاپ نرسیده‌اند.

پیروان طریقه

[ویرایش]
با آن‌که پیروان کبیر معتقدند که او خود طریقه‌ای بنیان نهاده، از شواهد تاریخی چنین برمی‌آید که پیش از قرن یازدهم/هفدهم میلادی چنین فرقه‌ای وجود نداشته است، پیروان کبیر گروهی مسلمان بودند و گروهی هندو، مرکز مسلمانان مَگر بود و هندویان خود دو مرکز داشتند: معبدی در مَگر که خود شعبه‌ای بود از مرکز اصلی آنان در بنارس، و معبدی در چتیسگره، با آن‌که کبیر مخالف اختلافات کاستی بود، پیروانش افرادی از کاست‌های ناپاک را به خود نمی‌پذیرفتند و حتی تسبیح پشمی به خود می‌آویختند تا نشانۀ تمییز آنان از دیگران شود.
زنان هم، پس از ازدواج، مجاز به آویختن چنین تسبیحی بودند.
مراسم تشرف به طریقۀ کبیر آدابی مفصّل دارد، از جمله شستن‌ پاهای استاد طریقه (mahat) و نوشتن اسم باطن خدا با شبنم بر برگ فلفل که در حکم‌ «پروانۀ» ورود به طریقه است و خواندن «منتره‌ها»، البته این مراسم در همۀ فرقه‌ها یکسان نیست، هر یکشنبه و آخر هر ماه قمری روزه می‌گیرند و به هنگام افطار سرود می‌خوانند.
از دیگر آداب پیروان کبیر، خواندن سرودهایی آیینی و تقدیم فدیه‌هایی به تمثال کبیر در معبد بنارس است، و در قرن یازدهم/ هفدهم میلادی، تلقی پیروان کبیر از او، وی را با طبقات پایین پیوند می‌داد و اهل طریقه می‌کوشیدند، در میان طبقات فرودست پیروانی به ‌دست آورند و در بعضی مناطق هم توفیق یافتند، و این توفیق در سده‌های دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم/ هجدهم و نوزدهم و بیستم میلادی در شمال هند ادامه یافت، این روند گرواندن افراد طبقات فرودست به طریقه، امروزه هم ادامه دارد، ولی فرقه‌هایی چون طریقۀ کبیر از زمان استقرار استعمار بریتانیا، به حاشیه رانده شده‌اند، با این حال، تأثیر تعالیم کبیر آن‌قدر بود که در دوران معاصر به شخصیت گاندی هم مؤثر افتاد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) تاراچند، تأثیر اسلام بر فرهنگ هند، ترجمۀ علی‌اصغر پیرنیا، عزالدین عثمانی، تهران ۱۳۷۴.
(۲) جلالی نائینی، سیدمحمدرضا، طریقۀ گرونانک و پیدایی آئین سیک، تهران ۱۳۴۸.
(۳) روحانی، سیدمحمد، دین سیک‌ها، قم ‌۱۳۸۸.
(۴) مجتبائی، فتح‌اله، پیوندهای فرهنگی ایران و هند در دورۀ اسلامی، ترجمۀ ابوالفضل محمودی، تهران ۱۳۸۹.
(۵) ملاّمحسن فانی، (به‌اشتباه منسوب به کیخسرو اسفندیار)، دبستان مذاهب، به‌اهتمام رحیم رضازاده‌ملک، تهران ۱۳۶۲.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. طریقۀ گرونانک و پیدایی آئین سیک، ج۱، ص۱۴، تهران ۱۳۴۸.
۲. طریقۀ گرونانک و پیدایی آئین سیک، ج۱، ص۷، تهران ۱۳۴۸.
۳. دبستان مذاهب، به‌اهتمام رحیم رضازاده‌ملک، ج۱، ص۱۷۹، تهران ۱۳۶۲.
۴. پیوندهای فرهنگی ایران و هند در دورۀ اسلامی، ترجمۀ ابوالفضل محمودی، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳، تهران ۱۳۸۹.
۵. دبستان مذاهب، به‌اهتمام رحیم رضازاده‌ملک، ج۱، ص۱۷۸، تهران ۱۳۶۲.
۶. دین سیک‌ها، ج۱، ص۴۷ـ۴۸، قم ‌۱۳۸۸.
۷. پیوندهای فرهنگی ایران و هند در دورۀ اسلامی، ترجمۀ ابوالفضل محمودی، ج۱، ص۱۲۰، تهران ۱۳۸۹.
۸. ترجمۀ علی‌اصغر پیرنیا، عزالدین عثمانی، ج۱، ص۱۹۸، تهران ۱۳۷۴.
۹. دین سیک‌ها، ج۱، ص۴۸، قم ‌۱۳۸۸.
۱۰. دین سیک‌ها، ج۱، ص۱۷۸، قم ‌۱۳۸۸.
۱۱. دین سیک‌ها، ج۱، ص۴۸، قم ‌۱۳۸۸.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «کبیر»، ج۱، ص۷۳۲۱۲.    



جعبه‌ابزار