پوستینذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پوستین، یکی از قدیم‌ترین جامه‌هایی که بشر از پوست جانوران تهیه می‌کرده است، امروزه جامه‌ای از پوست پرداخت شده گوسفند را گویند.

فهرست مندرجات

۱ - تطور استفاده از پوستین در طول تاریخ
       ۱.۱ - پهلوانان ایرانی
       ۱.۲ - تصاویر ماقبل تاریخ
       ۱.۳ - از هزاره چهارم پیش از میلاد
       ۱.۴ - از هزاره سوم پیش از میلاد
       ۱.۵ - مادها
       ۱.۶ - ایرانیان قدیم
       ۱.۷ - در شبه جزیره عربستان
       ۱.۸ - در عراق
       ۱.۹ - در قرون اولیه اسلامی
       ۱.۱۰ - در اسپانیا
       ۱.۱۱ - در اَرّان
       ۱.۱۲ - در روسیه
       ۱.۱۳ - در اروپا
       ۱.۱۴ - در کشورهای سردسیر
       ۱.۱۵ - در برطاس
       ۱.۱۶ - در منطقه خزر و خوارزم
۲ - روند تکامل پرداخت پوست
۳ - تبدیل رنگ‌رزی به هنر و تجارت
۴ - مهم‌ترین مراکز پوست در ایران در طول تاریخ
       ۴.۱ - رونق صادرات پوست در دوره صفویه
       ۴.۲ - رکود صادرات پوست در دوره قاجاریه
       ۴.۳ - رونق صادرات پوست در دهه ۱۳۴۰ شمسی
۵ - پوستین ایرانی
۶ - انواع پوستین
       ۶.۱ - بهترین نوع پوست
۷ - پوستین در ادبیات فارسی
۸ - فهرست منابع
۹ - پانویس
۱۰ - منابع

تطور استفاده از پوستین در طول تاریخ

[ویرایش]

در کتاب مقدس آمده است که خداوند لباس‌هایی از پوست حیوان تهیه کرد و آدم و همسرش را پوشاند. [۱]

← پهلوانان ایرانی


بنا بر شاهنامه، کیومرث از پوست پلنگ لباس تهیه کرد و سیامک، فرزند وی، در جنگ با دیو بچه پلنگینه پوشید. [۲]
رستم نیز هنگام نبرد جامه زره مانندی به نام «ببرِبَیان» می‌پوشید. [۳] [۴] [۵]

← تصاویر ماقبل تاریخ


قدیم‌ترین نشانه‌های استفاده از پوست برای پوشش، از تصاویر ماقبل تاریخی غارها به دست آمده است. [۶]
در حدود پانصد هزار سال پیش از میلاد، در عصر یخبندان و پیش از کشف الیاف طبیعی، انسان‌ها پوستین می‌پوشیدند. [۷]

← از هزاره چهارم پیش از میلاد


از هزاره چهارم پیش از میلاد، پوست نوعی زیرانداز شد.
در هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد، تدریجاً دباغی پوست از حالت بدوی خارج شد و با کشف شیوه تهیه چرم، کاملاً تخصصی گردید.
براساس اسناد موجود، پوستین دوز ی و دباغی در روم قدیم حرفه‌هایی کاملاً مستقل بودند. [۸] [۹]

← از هزاره سوم پیش از میلاد


نقش برجسته‌ای از هزاره سوم پیش از میلاد در سر پل ذهاب باقی‌‌‌مانده است که آنوبانی‌نی، پادشاه لولوبیان (قوم جنگ‌جوی ساکن در شمال عیلام و غرب همدان)، را با دامنی از پوست در برابر الهه نی نی نشان می‌دهد و الهه نیز جامه‌ای بلند از پوست بر تن دارد. [۱۰]
به نوشته دیاکونوف، لباس لولوبیان در هزاره سوم پیش از میلاد نیم تنه‌ای بود که تکّه پوستی بر آن می‌افکندند و بر شانه چپ محکم می‌ساختند؛ گاه نیز پوست را از زیر کمربند رد می‌کردند.
ثروتمندان پوست یوزپلنگ و مستمندان پوست گوسفند به کار می‌بردند.
این رسم، یعنی افکندن پوست بر شانه، تا امروز نیز در میان شبانان کوهستانی آذربایجان محفوظ مانده است. [۱۱]

← مادها


در نقوش آشوری نیز مادها پوستین‌های بلندی بر تن دارند که عموماً سرشانه و روی بازوی آن‌ها را می‌پوشاند. [۱۲]

← ایرانیان قدیم


از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۲۴۴ میلادی، لباس و زره ایرانیان از چرم و پوست بود، پرداخت پوست شغل مهمی به شمار می‌آمد و رموز آن از پدر به پسر انتقال می‌یافت.
از ۲۴۴ تا ۶۵۰ میلادی، دباغان و پوست دوزان اتحادیه (صنفی) داشتند. [۱۳]

← در شبه جزیره عربستان


از ۲۴۴ تا ۶۵۰ میلادی، در شبه جزیره عربستان استفاده از پوست‌های قیمتی رواج داشت.
کلمه فرْو یا فَروَه در عربی به پوست و پوستین و ردای پشمینه اطلاق می‌شود و در اشعار قدیمی به معنای پوست گوسفند و پشم آن است.
در روایتی آمده است که ابوبکر فروه‌ای را که به همراه داشت برای استراحت پیامبر بر زمین غار گسترد. [۱۴]

← در عراق


در عراق، بویژه موصل، به پوستین دوزان «فَروْچی» گفته می‌شد. [۱۵]

← در قرون اولیه اسلامی


در قرون اولیه اسلامی، جهان‌گردان مسلمان از پوست گوسفند، دَلَه (مینکفَنَک (نوعی روباهسنجاب، سمور، قاقم، روباه [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹]، خز [۲۰] [۲۱] نام برده‌اند که عمدتاً از بلغارستان و نواحی صقالبه (اسلاونشین) [۲۲] و روسیه [۲۳] و بُرطاس [۲۴] و سرزمین‌های سرزمین‌های ترک نشین و براذاس و تبت در آسیای میانه و آسیای شرقی می‌آمده است. [۲۵] [۲۶] [۲۷]

← در اسپانیا


تُطَیله در اسپانیا به دلیل داشتن پوست سمور شهرت داشت. [۲۸]

← در اَرّان


پوست سگ آبی به میزان فراوانی در قَبَلَه در اَرّان تهیه [۲۹] و در همان‌جا دباغی می‌شد. [۳۰]

← در روسیه


ابن خرداذبه از تاجران یهودی موسوم به راذانیه و تاجران روس یاد می‌کند که اجناس گوناگون، از جمله پوست، را به مصر و خلیفه نشین‌های شرقی می‌بردند. [۳۱]

← در اروپا


پوست از اروپا، هم از راه دریایی از بنادر بالتیک و هم از راه زمینی از سرزمین‌های اسلاوها و فرانکها، به اسپانیا صادر می‌شد.

← در کشورهای سردسیر


برخی جهان‌گردان مسلمان به پوست‌هایی که در کشورهای سردسیر می‌پوشیدند، اشاره کرده‌اند [۳۲] ابن بطوطه هنگام ترک قسطنطنیه سه بالاپوش پوستی به همراه داشته است. [۳۳]

← در برطاس


مسعودی از فراوانی پوست دباغی نشده روباه قرمز و سیاه که از برطاس به کشورهای دیگر صادر می‌شد، یاد کرده و گفته است که پادشاهان عرب و عجم پوست روباه سیاه را بر پوست قرمز ترجیح می‌دادند. [۳۴]

← در منطقه خزر و خوارزم


پوست قاقم و سنجاب منطقه خزر و خوارزم در بالاترین رتبه قرار داشته و از پوست روباه قرمز و خاکستری گران‌تر بوده، و پوست سمور چینی از سمور خزر گران‌بهاتر بوده است.

روند تکامل پرداخت پوست

[ویرایش]

درباره روند تکامل شیوه پرداخت پوست اطلاع چندانی در دست نیست، احتمالاً تشخیص اثر عصاره‌های گیاهی در نگهداری از پوست تصادفی بوده و دباغی اندکی پس از استفاده از پوست به وجود آمده و بتدریج تکامل یافته است.
در غاری واقع در سواحل جنوبی دریای خزر سنگ‌های تراشیده‌ای متعلق به ۵۴۰۰ سال پیش از میلاد، و در تپه یحیی در جنوب کرمان سنگ‌هایی از ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد کشف شده که برای پاک و آماده کردن پوست به‌کار می‌رفته است. [۳۵]

تبدیل رنگ‌رزی به هنر و تجارت

[ویرایش]

از قرن چهارم تا هشتم / دهم تا چهاردهم، رنگ‌رزی پوست بتدریج کاری کاملاً هنری و تجاری شد.
در همین دوره بهای پوست به علت ناامنی جاده ابریشم و راه مدیترانه، بسته شدن بندرهای چین به روی بازرگانان، و غارتگری در جاده‌های هند افزایش یافت.
تصاویر کارگاه‌های پوست در سفرنامه‌ها و کتاب‌های قرون وسطا، مراحل تبدیل پوست را به پوشاک نشان می‌دهد. [۳۶]

مهم‌ترین مراکز پوست در ایران در طول تاریخ

[ویرایش]

در ایران در طول تاریخ مهم‌ترین مراکز پوست، خراسان و ماوراءالنهر (شهرهایی نظیر طوس، بخارا، نیشابور و مرو) بوده است.
بعد از اسلام در ایران صنعت پرداخت پوست رونق یافت و پوست ایران، مخصوصاً پوست بره، شهرت جهانی پیدا کرد. [۳۷]

← رونق صادرات پوست در دوره صفویه


در دوره صفویه پوستین (پوست پرداخت شده گوسفند) ایران عمدتاً به اروپا و عثمانی و هندوستان صادر می‌شد. [۳۸]
در رساله‌های درویشان آن دوره و دوره قاجار، از تخته پوستی یاد شده که درویشان گاه بر دوش می‌انداختند و گاه به عنوان زیرانداز از آن استفاده می‌کردند. [۳۹] [۴۰]

← رکود صادرات پوست در دوره قاجاریه


در دوره قاجار، به موازات انحطاط بسیاری از صنایع، صنعت پوست نیز دچار رکود شد.
در این دوره پوست‌های قیمتی از روسیه وارد می‌شد. [۴۱]

← رونق صادرات پوست در دهه ۱۳۴۰ شمسی


از دهه ۱۳۴۰ش، تجارت پوستین در ایران دوباره رونق یافت و از خراسان به بازارهای داخلی و خارجی صادر شد. [۴۲]
پس از تأسیس شرکت صنایع پوست و چرم ایران چند کارخانه در نواحی مختلف، از جمله در خراسان و لرستان، احداث شد.

پوستین ایرانی

[ویرایش]

امروزه پوست بره یکی از کالاهای صادراتی ایران است. [۴۳]
پوستین ایرانی از پوستین‌های رایج در کشورهای عربی است. [۴۴]

انواع پوستین

[ویرایش]

پوستین انواع گوناگونی داشته است.
نظام قاری [۴۵] حدود بیست نوع از آن‌ها (از جمله ادک، آس، الطائی، کول، کیش و وسق) را نام برده است.

← بهترین نوع پوست


بهترین نوع پوست برای تولید پوستین، پوست بره «شیرْمَسْت» است؛ یعنی بره نرینه‌ای که حداکثر سه ماه داشته باشد و فقط با شیر مادر و علف تازه تغذیه کرده باشد.
بره شیرمست اگر پرورده کوهستان باشد، پوستی مرغوبتر دارد؛ رونق پوستین دوزی استان خراسان نیز احتمالاً به سبب مناسب بودن آب و هوای آن‌جاست. [۴۶]
پوستین ایران، به سبب طرح‌های اصیل ایرانی (زغاله پردازی چهار بغل)، از پوستین دیگر کشورها متمایز است.
این طرح‌ها با نخ‌های رنگین روی پوست سوزن دوزی می‌شوند. [۴۷]

پوستین در ادبیات فارسی

[ویرایش]

در ادبیات فارسی کنایات و عبارات گوناگونی با پوستین ساخته شده که از آن جمله است : «پوستین باژگونه کردن» (سخت تصمیم گرفتن، تغییر روش و رفتار دادن؛ : لُبِسَ الاسلامٌ لُبْسَ الفَرْو مَقلوباً) [۴۸] «پوستین به گازر دادن» (کار به غیر اهل آن واگذار کردن)، «پوستین دریدن» (پرده دری، افشای راز)، «در پوستین کسی افتادن» بدگویی و غیبت کردن. [۴۹]

فهرست منابع

[ویرایش]

• علاوه بر کتاب مقدس، عهد عتیق.
• آئین قلندری، مشتمل بر چهار رساله در باب قلندری، خاکساری، فرقه عجم و سخنوری چاپ ابوطالب میرعابدینی و مهران افشاری، تهران ۱۳۷۴ش.
• ابن بطوطه، رحله ابن بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
• ابن حوقل، کتاب صورة الارض، چاپ کرامرس، لیدن ۱۹۶۷.
• ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
• ابن فضلان، رسالة ابن فضلان، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰.
• محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، استانبول ۱۹۸۱.
• حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۰ش.
• محمدرضا حسن بیگی، پوست و دباغی، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۶۱ ش.
• محمدرضا حسن بیگی، پوستین تن پوشی به گرمی خورشید، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۵۸ ش.
• گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
• مهرداد خلیلی آذر، «تاریخچه چرم و چرم سازی در ایران : از عهد باستان تا زمان حاضر»، در بهزاد احمدی و سعید سامی، شیمی پوست و چرم، ج ۲، تهران ۱۳۶۶ش.
• علی اکبر دهخدا، لغت نامه، زیرنظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ ۱۳۵۹ش.
• پرویز رحمانی، تحقیق در صنعت چرم ایران، (تهران) : مرکز آمار ایران، ۱۳۶۵ش.
• یونس ابراهیم سامرائی، «لباس الفرو»، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۶ (ذیقعده / ذیحجه ۱۹۷۰).
• جلیل ضیاءپور، «بررسی مدارک مربوط به پوشاک ایرانیان و رسیدگی به نوشته‌ها و نظریات شرق شناسان در این باره»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۶۵ (اسفند ۱۳۴۶).
• علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، تهران ۱۳۷۰ش.
• ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، متن انتقادی، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱.
• رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران ۱۳۷۴ش.
• علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ ۱۹۶۵.
• محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
• محمود بن امیر احمد نظام قاری، دیوان البسه مولانا نظام قاری، چاپ میرزا حبیب اصفهانی، استانبول ۱۳۰۳.
• منصور ورزی، هنر و صنعت پرداخت و رنگرزی پوست، تهران ۱۳۵۴ش.
• احمد بن اسحاق یعقوبی، کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
• ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۵۷ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. علاوه بر کتاب مقدس، عهد عتیق، ۳:۲۱.
۲. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، ج۱، ص۲۸ـ۳۰، متن انتقادی، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱.
۳. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، ج۲، ص۷۱۵، متن انتقادی، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱.
۴. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، ج۲، ص۷۵۹، متن انتقادی، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱.
۵. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، ج۲، ص۷۶۵، متن انتقادی، مسکو ۱۹۶۳ـ۱۹۷۱.
۶. گلناز خادمپور، تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران، ص۱۱، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۷. پرویز رحمانی، تحقیق در صنعت چرم ایران، ص۱، (تهران) : مرکز آمار ایران، ۱۳۶۵ش.
۸. منصور ورزی، هنر و صنعت پرداخت و رنگرزی پوست، ص۱۱، تهران ۱۳۵۴ش.
۹. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۱۹، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۱۰. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ص۴۱ـ۴۳، ترجمه محمد معین، تهران ۱۳۷۴ش.
۱۱. ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف، تاریخ ماد، ص۳۳۶، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۵۷ ش.
۱۲. جلیل ضیاءپور، «بررسی مدارک مربوط به پوشاک ایرانیان و رسیدگی به نوشته‌ها و نظریات شرق شناسان در این باره»، ص۱۱، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۶۵ (اسفند ۱۳۴۶).
۱۳. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۲۷ ـ ۲۸، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۱۴. محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، ج۴، ص۲۶۲، استانبول ۱۹۸۱.
۱۵. یونس ابراهیم سامرائی، «لباس الفرو»، ص۳۰، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۶ (ذیقعده / ذیحجه ۱۹۷۰).
۱۶. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۷۳، تهران ۱۳۴۰ش.
۱۷. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۷۶، تهران ۱۳۴۰ش.
۱۸. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۱۹۴، تهران ۱۳۴۰ش.
۱۹. ابن فضلان، رساله ابن فضلان، ص۱۵۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰.
۲۰. ابن حوقل، کتاب صورة الارض، ص۳۹۲، چاپ کرامرس، لیدن ۱۹۶۷.
۲۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۱۸۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ ۱۹۶۵.
۲۲. ابن حوقل، کتاب صورة الارض، ص۳۹۲، چاپ کرامرس، لیدن ۱۹۶۷.
۲۳. ابن فضلان، رسالة ابن فضلان، ص۱۵۳، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰.
۲۴. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۱۸۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ ۱۹۶۵.
۲۵. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۷۳، تهران ۱۳۴۰ش.
۲۶. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۷۶، تهران ۱۳۴۰ش.
۲۷. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۱۹۴، تهران ۱۳۴۰ش.
۲۸. محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص۲۳۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۲۹. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، چاپ منوچهر ستوده، ص۱۶۳، تهران ۱۳۴۰ش.
۳۰. احمد بن اسحاق یعقوبی، کتاب البلدان، ص۲۷۸، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۳۱. ابن خرداذبه، کتاب المسالک و الممالک، ص۱۵۳ـ۱۵۴، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۳۲. ابن فضلان، رسالة ابن فضلان، ص۸۵، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۳۷۹/۱۹۶۰.
۳۳. ابن بطوطه، رحلة ابن بطوطة، ج۱، ص۳۶۲، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۳۴. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۱۸۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ۱۳۸۴ـ۱۳۸۵/ ۱۹۶۴ـ۱۹۶۵.
۳۵. مهرداد خلیلی آذر، «تاریخچه چرم و چرم سازی در ایران : از عهد باستان تا زمان حاضر»، ص۱۳۳۴، در بهزاد احمدی و سعید سامی، شیمی پوست و چرم، ج۲، تهران ۱۳۶۶ش.
۳۶. محمدرضا حسن بیگی، پوست و دباغی، ص۸ ـ ۹، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۶۱ ش.
۳۷. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۳۱، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۳۸. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۳۶، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۳۹. آئین قلندری، مشتمل بر چهار رساله در باب قلندری، ص۱۱۴، خاکساری، فرقه عجم و سخنوری چاپ ابوطالب میرعابدینی و مهران افشاری، تهران ۱۳۷۴ش.
۴۰. آئین قلندری، مشتمل بر چهار رساله در باب قلندری، ص۲۷۷، خاکساری، فرقه عجم و سخنوری چاپ ابوطالب میرعابدینی و مهران افشاری، تهران ۱۳۷۴ش.
۴۱. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۳۷، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۴۲. محمدرضا حسن بیگی، پوستین تن پوشی به گرمی خورشید، ص۴، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۵۸ ش.
۴۳. گلناز خادمپور، «تحقیقی پیرامون پوست و چرم ایران»، ص۳۸، پایان نامه کارشناسی صنایع دستی، مجتمع دانشگاهی هنر، ۱۳۶۸ش.
۴۴. یونس ابراهیم سامرائی، «لباس الفرو»، ص۳۱، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۶ (ذیقعده / ذیحجه ۱۹۷۰).
۴۵. محمود بن امیر احمد نظام قاری، دیوان البسه مولانا نظام قاری، ص۲۰۶، چاپ میرزا حبیب اصفهانی، استانبول ۱۳۰۳.
۴۶. محمدرضا حسن بیگی، پوستین تن پوشی به گرمی خورشید، ص۵، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۵۸ ش.
۴۷. محمدرضا حسن بیگی، پوستین تن پوشی به گرمی خورشید، ص۱۰ـ۱۱، (تهران) : سازمان صنایع دستی ایران، ۱۳۵۸ ش.
۴۸. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، تهران ۱۳۷۰ش.
۴۹. علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه، زیرنظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ ۱۳۵۹ش.


منابع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «پوستین»، شماره۲۸۶۹.    


رده‌های این صفحه : واژه شناسی




جعبه‌ابزار