پارادوکس دروغگوذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پارادوکس دروغگو، اشکالی است که در مقابل دیدگاه رایج در باب تعریف صدق، یعنی نظریه «مطابقت با واقع» «Correspondence Theory» پدید آمده است. پارادوکس دروغگو بیش از همه با نام یوبولیدِس (Eubulides) از اعضای مکتب مِگارا (Megara) ـ‌ از مکاتب پساسقراطی یونان باستان‌ ـ گره خورده است. واژه (Paradox) مرکب از دو واژه یونانی (Para) به معنای «تناقض با» و (Doxa) به معنای عقیده و رای است.


واژه پارادوکس

[ویرایش]

واژه (Paradox) مرکب از دو واژه یونانی (Para) به معنای «تناقض با» و (Doxa) به معنای عقیده و رای است. پس پارادوکس به معنای «مخالف عقیده موجود» است و دلالت بر امری می‌کند که به نظر می‌آید برخلاف پندار همگانی یا متناقض است. [۱]
پارادوکس در محاورات روزمره معمولاً مترادف امر «عجیب» یا «غیرمنتظره» به کار می‌رود، اما کاربرد فلسفی آن، معنای خاص‌تری دارد. پارادوکس‌های تام ناظر به ناسازگاری‌های باورها یا امور خلاف قاعده در استدلال هستند. آنها در غالب موارد، چیزی بیش از معماهای منطقی‌اند و در بسیاری موارد فلاسفه را بر آن داشته‌اند که در پندارهای غیرمشکوک خود تجدیدنظر نمایند. [۲]

کاربردهای پارادوکس

[ویرایش]

برخی دیگر معتقدند، پارادوکس کاربردهای متعددی دارد، از جمله:
۱) پارادوکس منطقی یا پارادوکس نظریه مجموعه‌ها که ناظر به مفاهیم منطقی یا ریاضی محض هستند، مانند پارادوکس برتراند راسل.
۲) پارادوکس زبان‌شناختی که ناظر به مفاهیمی چون معنا و اشاره (designation) هستند، مانند پارادوکس دروغگو.
۳) پارادوکس عملی که در آن تناقضی در خود گفتار وجود ندارد، بلکه تناقض در عمل گفته‌شده وجود دارد، مثل این‌که شخصی بگوید: «دارد باران می‌بارد، اما من آن را باور نمی‌کنم.» قسمت اول و دوم این بیان، متناقض نیستند، زیرا ممکن است هر دو بخش صادق باشند، اما گوینده با بیان بخش دوم، مقصود متعارف از بیان بخش اول را خنثی می‌کند. [۳]

← نظریه کواین


اما کواین معتقد است که پارادوکس در دو معنا به کار می‌رود:
۱) معنای عام و رایج (inclusive sense): پارادوکس به این معنا، عبارت است از این‌که با استدلالی موجّه از مقدمات موجه، به نتیجه‌ای ناموجه برسیم.
۲) معنای خاص (narrower sense): برخی فلاسفه، پارادوکس را در مواردی به کار می‌برند که ما را وادار به اِعمال اصلاح در اصول اصیل می‌نمایند.
به اعتقاد کواین، واژه پارادوکس در «پارادوکس دروغگو» در معنای دوم به کار رفته است. [۴] به عبارت دیگر، پارادوکس دروغگو یک ناهنجاری در فکر عرفی است. [۵]

اشکال پارادوکس دروغگو

[ویرایش]

پارادوکس دروغگو، اشکالی است که در مقابل دیدگاه رایج در باب تعریف صدق، یعنی نظریه «مطابقت با واقع» «Correspondence Theory» پدید آمده است. بر اساس این دیدگاه، صدق یک گزاره به معنای مطابقت آن با واقع است، هر قضیه‌ای که واقع را آن‌گونه که هست، نشان بدهد، صادق و در غیر این صورت، کاذب است. اشکالاتی بر این تعریف وارده شده که ناتوانی از پاسخ به آنها، سبب پیدایش نظریات بدیل و «تئوری‌های صدق» گردیده است. یکی از این اشکالات، «پارادوکس دروغگو» بوده است، زیرا اگر صدق قضیه، به مطابقت آن با واقع باشد، از آنجا که قضیه می‌تواند حاکی از قضیه‌ای دیگر باشد، و آن قضیه نیز حاکی از این قضیه، پس اگر قضیه اول، حاکی از صدق قضیه دوم، و قضیه دوم نیز حاکی از کذب قضیه اول باشد، پس صدق هر یک از این دو قضیه، مستلزم کذب آن است و کذبش، با صدق آن تلازم دارد.
پارادوکس دروغگو بیش از همه با نام یوبولیدِس (Eubulides) از اعضای مکتب مِگارا (Megara) ـ‌ از مکاتب پساسقراطی یونان باستان‌ ـ گره خورده است، وی مخاطبانش را دعوت می‌کند فردی را در نظر بگیرند که می‌گوید: «آنچه من اکنون می‌گویم، دروغ است.»، بر اساس دیدگاه افلاطونی‌ ـ‌ ارسطویی، این قضیه صادق است، در صورتی‌که آنچه این فرد می‌گوید، کاذب باشد، یعنی این قضیه صادق است، اگر خودش کاذب باشد! و نیز کاذب است، در صورتی‌که آنچه فرد می‌گوید، کاذب نباشد، یعنی کاذب است اگر صادق باشد. [۶] به جهت نقش یوبولیدس در طرح این پارادوکس، امروزه آن را به نام «پارادوکس دروغگوی مگارایی»(Megarian Liar Paradox.) می‌شناسند. [۷]

مبتکر پارادوکس دروغگو

[ویرایش]

گفتنی است یوبولیدس، مبتکر پارادوکس دروغگو نیست و این پارادوکس متعلق به اپیمنیدِس (Epimenides) است. [۸] [۹] وی اهل جزیره کِرِت یونان بوده و ۶۰۰ سال پیش از میلاد حضرت مسیح می‌زیسته است؛ روزی به اطرافیانش گفت: «همه کرتی‌ها دروغ می‌گویند»، اکنون اپیمنیدس یا راست گفته است و یا دروغ، اگر راست گفته باشد، باید دروغ گفته باشد و اگر دروغ گفته باشد، باید راست گفته باشد. [۱۰]
جالب است که نظیر ماجرای فوق در کتاب مقدس نیز آمده است. پولس در نامه خود به تیطوس می‌گوید مردم کرت، صفات مذمومی چون دروغگویی دارند، از این‌رو باید توبیخ شوند تا به راه راست درآیند، سپس ادعا می‌کند که این حقیقت را پیامبری از اهل کرت به وی خبر داده است:
«یکی از ایشان[اهل کرت] که نبیّ خاص ایشان است، گفته است که «اهل کریت» همیشه دروغگو و وحوش شریر و شکم‌پرست بی‌کاره می‌باشند» این شهادت راست است؛ از این جهت، ایشان را به سختی توبیخ فرما تا در ایمان، صحیح باشند.» [۱۱]

پارادوکس دروغگو در ادوار مختلف

[ویرایش]

«پارادوکس دروغگو بسیار مورد بحث نویسندگان دوران باستان و قرون وسطی قرار گرفت و هم‌اکنون نیز معضلی جدی است برای هر کسی که به دنبال ارائه توصیفی وافی از صدق و کذب باشد.» [۱۲] تا آنجا که گفته شده است، هیمنه و دشواری آن موجب مرگ ناگهانی یکی از منطق‌دانان یونان باستان به نام فیلتاس (Philetas) گردید! [۱۳] امروزه نیز تقریرهای مختلف آن خودنمایی می‌کنند. فلاسفه غرب در مقابل پارادوکس دروغ‌گو، معمولاً از نظریه مطابقت دست شسته‌اند تا در چنین مخمصه‌ای در نغلطند. اما برخی نیز درصدد ارائه راه‌حل برای آن برآمده‌اند. برتراند راسل از طریق تئوری مطابقت و ناظر قرار دادن یک مجموعه بر زیرمجموعه خود به رفع مشکل پرداخته است. آلفرد تارسکی از طریق تمایز نهادن میان زبان و فرازبان به اشکال پاسخ گفته است، وی معتقد است پارادوکس دروغ‌گو ناشی از این است که صدق و کذب را که از امور مربوط به فرازبان است، در زبان آشفته طبیعی به کار گرفته‌ایم و اگر چنین نمی‌کردیم، به چنان مشکلی دچار نمی‌شدیم. [۱۴] [۱۵]
تا بدین‌جا پارادوکس دروغگو را در گزاره‌های خبری به تصویر کشیدیم، ولی این پارادوکس در حیطه انشائیات نیز قابل تصویر است. اگر شخصی، کسی را وصیّ خود قرارداده، به او بگوید: «بعد از من به وصیت من عمل کن»، سپس از دنیا برود، وقتی وصی، وصیت‌نامه را می‌گشاید، ناگهان با این جمله مواجه می‌شود، «به وصیت من عمل نکنید» در این فرض، عمل به وصیت، به معنای انجام ندادن آن است، و برعکس! و نظیر آن، این است که استادی، به شاگردش بگوید: «به توصیه هیچ استادی عمل نکن» [۱۶]

توجه منطق‌دانان به پارادوکس دروغگو

[ویرایش]

گفتنی است بسیاری از منطق‌دانان اسلامی نظیر اثیرالدین ابهری (۵۹۷-۶۶۴ق) در تنزیل الافکار فی تعدیل الاسرار، [۱۷] خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ق) در تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار، [۱۸] سعدالدین تفتازانی (۷۲۲-۷۹۴ق) در شرح المقاصد، [۱۹] جلال‌الدین دوانی (۸۳۰-۹۰۸) در نهایة الکلام فی شرح شبهة کل کلامی کاذب، [۲۰] شمس‌الدین محمد خفری در رسالة عبرة الفضلاء فی حل شبهة الجذر الاصم، [۲۱] و سید صدرالدین دشتکی (۸۲۹-۹۰۳) در رسالة فی شبهة جذر الاصم [۲۲] به این پارادوکس توجه داشته، تحت عنوان «مغالطة کل کلامی کاذب» از آن سخن گفته، درصدد حلش برآمده‌اند، و شاید اولین بار، سعدالدین تفتازانی، نظر به دشواری و پیچیدگی حل آن، به «جذر اصم» ـ‌ یعنی مغالطه‌ای که گوشش به هیچ پاسخی بدهکار نیست‌ ـ موصوفش ساخته، اعتراف به ناتوانی از حل آن نمود: «هذه مغلطة تحیّر فی حلّها عقول العقلاء و فحول الاذکیاء، و لهذا سمّیتها مغلطة جذر الاصم» [۲۳]
ملاخلیل قزوینی به نقل آقا بزرگ طهرانی در شرح عدةالاصول از بعض بزرگان خراسان نقل نموده است که وی شبهه جذر اصم را به محضر حضرت رضا (علیه‌السلام) عرضه داشته و حضرت دو جواب به آن داده‌اند، ولی متاسفانه، سائل جواب‌ها را به خاطر نسپرده است. [۲۴]
گفتنی است یکی از‌ اندیشمندان معاصر، راه‌ حل مفصلی برای این پارادوکس ارائه نموده است که به نظر می‌آید راه‌گشا باشد، ولی به جهت تنگی مجال، امکان طرح آن در این نوشته کوتاه فراهم نیست. [۲۵]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. W. L. Reese، Dictionary of Philosophy and Religion (Eastern and Western Thought)، New jersey، Humanities Press، ۱۹۸۰، p. ۴۱۱.
۲. Nigel Warburton، Thinking from A to Z، ۳nd edition، London، Routledge، ۲۰۰۷، p. ۱۰۹.
۳. A. R. Lacey، A Dictionary of Philosophy، ۳nd edition، London، Routledge، ۱۹۹۶، p. ۲۴۴.
۴. W. V. Quine، Theories and Things، The Belknap Press of Harvard University، ۱۹۸۱، p. ۱۷۸.
۵. لاریجانی، محمدجواد، دو رساله سقراط حکیم و‌ اندیشه انسان، آشنایی اجمالی با منطق ریاضی، تهران، مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، ص۳۴-۳۵.
۶. A. N. Prior، "Correspondence Theory of Truth"، The Encyclopedia of Philosophy، Paul Edwards (ed)، New York، Macmillan Publishing، ۱۹۷۲، Vol. ۲، p. ۲۲۴.
۷. A. N. Prior، "Correspondence Theory of Truth"، The Encyclopedia of Philosophy، Paul Edwards (ed)، New York، Macmillan Publishing، ۱۹۷۲، Vol. ۲، p. ۲۲۴.
۸. Simon Blackburn، Oxford Dictionary of Philosophy، Oxford، Oxford University Press، ۱۹۹۶، p. ۲۱۷.
۹. Richard L. Kirkham، Theories of Truth: A Critical Introduction، Massachusetts، MIT Press، ۱۹۹۷، p. ۲۷۱.
۱۰. عارفی، عباس، صدق و پارادوکس دروغگو، ذهن، شماره ۱۳، بهار ۱۳۸۲ش، ص۵۱.
۱۱. کتاب مقدس، رساله پولس رسول به تیطُس، ج۱،ص ۱۲-۱۳.
۱۲. Richard L. Kirkham، Theories of Truth: A Critical Introduction، Massachusetts، MIT Press، ۱۹۹۷، p. ۲۲۵.
۱۳. R. M. Sainsbury، Paradoxes، Cambridge، Cambridge University Press، ۱۹۸۸، p. ۱.
۱۴. عارفی، عباس، صدق و پارادوکس دروغگو، ص۶۸-۶۹ .
۱۵. Richard L. Kirkham، Theories of Truth: A Critical Introduction، p. ۲۷۱-۳۰۶.
۱۶. عارفی، عباس، صدق و پارادوکس دروغگو، ص۵۸.
۱۷. طوسی، نصیرالدین، تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار، در منطق و مباحث الفاظ (مجموعه متون و مقالات تحقیقی)، به اهتمام: مهدی محقق و توشی هیکو ایزوتسو، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک‌گیل شعبه تهران، ۱۳۵۳ش، ۲۳۵-۲۳۶.
۱۸. طوسی، نصیرالدین، تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار، در منطق و مباحث الفاظ (مجموعه متون و مقالات تحقیقی)، به اهتمام: مهدی محقق و توشی هیکو ایزوتسو، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک‌گیل شعبه تهران، ۱۳۵۳ش، ۲۳۵-۲۳۶.
۱۹. تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تحقیق و تعلیق مع مقدمۀ فی علم الکلام:عبدالرحمن عمیرۀ، قم، منشورات الشریف الرضی، الاولی، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۸۶-۲۸۷.    
۲۰. قراملکی، احد فرامرز، «نهایۀ الکلام فی شبهۀ کل کلامی کاذب»، نامه مفید، ش ۵، بهار ۱۳۷۵ش، ص۹۶-۱۳۴.
۲۱. خفری، محمد، رسالۀ عبرۀ الفضلاء فی حل شبهۀ الجذر الاصم، تصحیح: احد فرامرز قراملکی، خردنامه صدرا، ش ۴، تیر ۱۳۷۵ش.
۲۲. دشتکی، سید صدرالدین، «رسالۀ فی شبهۀ جذر الاصم»، تصحیح: احد فرامرز قراملکی، خردنامه صدرا، ش ۵ و۶، پاییز و زمستان ۱۳۷۵ش.
۲۳. تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، ج۴، ص۲۸۷.    
۲۴. طهرانی، آقا بزرگ، الذریعۀ الی تصانیف الشیعۀ، بیروت، دارالاضواء، بی‌تا، ج۵، ص۹۲.    
۲۵. عارفی، عباس، صدق و پارادوکس دروغگو، ص۶۹-۷۴.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «پارادوکس دروغگو»، تاریخ بازیابی ۹۶/۹/۱۵.    


رده‌های این صفحه : پارادوکس‌ها




جعبه‌ابزار