ولایت امامان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ولایت، به معنای سرپرستی، مالکیت تدبیر و صاحب اختیار بودن است و منظور از امامان (علیهم‌السلام)، دوازده امام بعد از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که جانشین و خلیفه ایشان و منصوب از طرف خداوند هستند.
با توجه به آیات قرآن کریم، امامان هم دارای ولایت تشریعی هستند و هم از ولایت تکوینی برخوردارند. بدین معنا که گفتار و رفتار آنان برای ما در مورد مسائل فقهی و غیر فقهی حجت است و با اذن خداوند می‌توانند در امور هستی دخل و تصرف نمایند.


اهمیت مسأله امامت

[ویرایش]

مسأله امامت از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. از آنجا که صاحب منصب امامت کبری از علم لدنی نصیب برده، از خطا و اشتباه مصون است و توان آن دارد که جامعه را به گونه احسن اداره کند، در حضور او نوبت به دیگران نمی‌رسد.
از این روی، بزرگان مهاجران و انصار بر آن رفتند که خلیفه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام) است؛ زیرا از همه برتر بود و همه فضایل و کمالات در او گرد آمده بود. در ایمان، سرآمد همه و در دانش و آگاهی به احکام از همه برتر و از دیگران به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نزدیک‌تر بود.

امامت منصب الهی

[ویرایش]

ولایت و امامت ائمه معصومین (علیهم‌السلام) بر نصب و نص الهی پایه دارد؛ زیرا خداوند اطاعت از اولوالامر را در طول ولایت خویش و پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نهاده است. آیات الهی و سنت نبوی در این موضوع آشکارا از ضرورت نصب و نص الهی سخن گفته‌اند و از نظر عقلی نمی‌توان اطاعت مطلق از مدعیان ولایت را بی نصب و نص پذیرفت.
با وجود نصب الهی که ولایت حقیقی از آن او است- دیگر نوبت به غیر آن نمی‌رسد و بدین روی، جز انتخاب و انتصاب الهی، دیگر انتخاب‌ها و انتصاب‌ها مشروعیت ندارند و غصب حق الهی به شمار می‌آیند؛ حقی که به امامان معصوم (علیهم‌السّلام) واگذار شده است.

ولایت تشریعی امامان

[ویرایش]

امام از منظر قرآن دارای ویژگی‌هایی است که جایگاهی خاص بدو می‌بخشند. این جایگاه ویژه، از آن کسانی است که در معرفت آیات الهی به یقین دست یافته‌اند و وظیفه خویش را در برابر خداوند به گونه برتر ادا می‌کنند. امامان از ویژگی عصمت برخوردارند و جهل به ساحت وجود آنان راه ندارد. و باطن آنان، منزلگاه الهام‌های غیبی است. این ویژگی‌ها، ولایتی با خود می‌آورد که آن را «ولایت تشریعی» می‌گویند؛ بدین معنا که نظر، گفتار و کردار امامان حجت است و نمی‌توان از آنان در تبیین احکام الهی دلیل و برهان بازخواست و مرجعیت دینی از آن ایشان است.
امامان (علیه‌السّلام) از طریقی رمزی و غیبی که همانند وحی بر ما پوشیده است، علوم را از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برگرفته‌اند و برای مردم بازمی گویند. و بدین روی، پاسدار و نگاهبان راستین دین و
شریعت الهی، آنان‌اند. چنان‌چه نگاهبان دین از ویژگی عصمت بی‌نصیب باشد، دین خدا از تغییر و تبدیل ایمنی نمی‌یابد.
دانش و راز پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به امامان رسیده است و هر کس به آنان پناه برد، به حق راه برده است. آنان خزانه‌دار دانش پیامبرند و احکام شریعت او را بیان می‌کنند. حقیقت قرآن و سنت، نزد آنان است. هیچ کس از مسلمانان را نمی‌توان با آنان به قیاس نهاد. امامان (علیهم‌السّلام) پایه دین و ستون یقین‌اند.

ولایت تکوینی امامان

[ویرایش]

اگر آدمی از معرفت راستین و یقینی و شهودی بهره برد، ولایت حقیقی پیدا می‌کند؛ بدین معنا که می‌تواند در جهان تصرف کند و با نیروی روحی و معنوی، کرامات و افعال خارق العاده از خویش بروز دهد.

در قرآن کریم نیز از کسی یاد شده است که توانست تخت ملکه سبا را در یک چشم برهم زدن پیش سلیمان (علیه‌السّلام) حاضر کند و او از گذر بهره‌ای که از «علم الکتاب» داشت، بدین کار توفیق یافت؛ ولی امامان (علیه‌السّلام) از همه علم الکتاب بهره‌مندند.

به همین دلیل، امام (علیه‌السّلام) می‌تواند به اذن خدا در حوادث جهان دست برد و آن گونه که می‌خواهد، در آن تصرف کند. امامان (علیه‌السّلام) از گذر ویژگی‌هایی که نصیب برده‌اند، چنان سلطه‌ای بر جهان و کائنات دارند که بدون وجود آنان، جهان از هم می‌پاشد.

همان‌سان که امامان (علیه‌السّلام) بر عالم کائنات سلطه و اشراف دارند، بر آدمیان نیز نظارت و چیرگی دارند. از این رو است که مؤمنان به آنان توسل می‌جویند و با برقرار ساختن ارتباط معنوی با آن بزرگان، هدایت و سعادت می‌طلبند. مقام ولایتی باطنی امامان - که همان منصب خلافت کبری است و واسطه میان خداوند و آفریدگان است - «ولایت تکوینی» خوانده می‌شود.
[۱۹] مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص۵۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. محقق اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان، ج۱۲، ص۲۱.    
۲. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ص۴.    
۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ص۲۰۲.    
۴. نساء/سوره۴، آیه۵۹.    
۵. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه۲، ص۸.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۱۲۴.    
۷. سجده/سوره۳۲، آیه۲۴.    
۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۹. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج۱، ص۱۹۹.    
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج۱، ص۱۷۶.    
۱۱. مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص۹۵- ۵۲.    
۱۲. علم الهدی،سیدمرتضی،الشافی فی الامامة ج۱،ص۲۰۵-۲۰۶.    
۱۳. علم الهدی، سیدمرتضی، الشافی فی الامامة،چ۱، ص۲۷۷.    
۱۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۴.    
۱۵. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۲، ص۷.    
۱۶. نمل/سوره۲۷، آیه۴۰- ۳۸.    
۱۷. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج۱، ص۲۲۹.    
۱۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج۱، ص۱۷۹.    
۱۹. مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، ص۵۶.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ شیعه، ج۱، ص۴۶۱، برگرفته از مقاله «ولایت امامان».    


رده‌های این صفحه : امامان | ولایت




جعبه ابزار