وضعیت جغرافیایی جزیرة العرب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شبه جزیره عربستان را از سه جهت آب احاطه کرده؛ اما عرب، از باب تشبیه، بر آن نام جزیره، اطلاق می‌کنند. این شبه جزیره، به صورت مستطیلی غیر متوازی‌ الاضلاع، مساحتی بالغ بر سه میلیون کیلومتر مربع را در جنوب غربی آسیا، در بر گرفته است.


شناخت اجمالی

[ویرایش]

شبه جزیره عربستان را از سه جهت آب احاطه کرده؛ اما عرب، از باب تشبیه، بر آن نام جزیره، اطلاق می‌کنند.
[۱] آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
این شبه جزیره، به صورت مستطیلی غیر متوازی‌ الاضلاع، مساحتی بالغ بر سه میلیون کیلومتر مربع را در جنوب غربی آسیا، در بر گرفته است. این منطقه، از آب و هوایی گرم و خشک، برخوردار بوده و بارش در آن، جز در جنوب و شمال غرب که تحت تاثیر بادهای تابستانی و زمستانی باران زیاد می‌بارد، کم است. از این رو بیشتر این منطقه، از بیابان‌ها و صحرا‌های بی‌ آب و علف، پوشیده شده است.

حدود جزیرة العرب

[ویرایش]

در حدود این شبه جزیره اختلاف است، بعضی آن را ‌از بحر فارس، از عبادان که مصب رودخانه دجله، در دریاست تا بحرین و از آنجا تا عمان و سواحل عمره و حضرموت و عدن ادامه می‌یابد، تا اینکه به ایله و سپس به دریای قلزم و بعد به تاران و جُبَیلات تا قلزم در شرق و جنوب و غرب قلزم را در برداشت و سپس به ایله و بحیره و از آنجا به شراة و بلقاء، در فلسطین و بعد به اذرعات و حوران و بثنیر و غوطه و تا نواحی بعلبک در دمشق، می‌رسید، سپس به تدمر و سلمیه در حمص، بعد به خناصره و بالس در قنسرین و بعد به فرات می‌رسید؛ سپس از فرات به رقه و قرقیسیا و بعد به رحبه و دالیه و عانه و حدیثه، منتهی شده و از آنجا به انبار و کوفه سپس به خورنق و سواد کوفه تا واسط و دجله، سپس به سواد بصره و بعد به عبادان می‌رسید.»
از نظر هیثم بن عدی، جزیرة العرب از عُذَیب تا حضرموت را شامل است و از نظر اسمعی حدود آن از عدن و ابین در طول و عرض از ابله تا جده است؛ اما لسان‌ الیمین، حدود این شبه جزیره را، از «جزیره و سواد در عراق در شمال، و سفوان و کاظمه و بعد قطیف و هجر و قطر و بعد عمان و شحر در شرق و بعد از حضرموت و ناحیه ابین تا عدن و دهلک در جنوب و سپس از جده در سواحل مکه و سواحل طوار و خلیج ایله و ساحل رایه تا اینکه به قلزم مصر می‌رسد و بعد مصر و شمال سودان تا شام را در بر می‌گیرد، سپس از مصر به فلسطین و عسقلان و سواحلش، امتداد یافته، بعد به سواحل اردن و بیروت و سواحل دمشق، کشیده می‌شود و از آنجا به حمص و سواحل قنسرین تا جزیره و سواد عراق، منتهی می‌شود»، می‌داند. تعریف تقریباً مشابهی را هم، یاقوت حموی در کتاب معجم‌البلدان، ذکر کرده است.

تقسیمات جزیرة العرب

[ویرایش]

جغرافی ‌دانان از گذشته‌های دور، تقسیماتی را برای بلاد عرب قائل شده‌اند، از جمله گفته شده که این سرزمین از سه ناحیه تشکیل شده:
بلاد العرب‌الصخریه که شمال جزیرة‌العرب و جنوب غربی بادیة‌الشام، بعلاوه صحرای سینا را شامل می‌شده است.
بلاد العرب‌الصحراویه که بیشتر بلاد عرب از حدود سوریه و عراق تا اقیانوس هند را در برداشت.
بلاد العرب السعید که یمن و حجاز و عمان را شامل می‌شد.
اما غالب عرب، این شبه جزیره را به پنج قسم، تقسیم کرده است: تهامه، حجاز، نجد، عروض و یمن.

← تهامه


تهامه منطقه ساحلی باریک مشرف بر بحر قلزم یا همان دریای سرخ است
[۱۱] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۴، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
که از یمن شروع شده، تا شمال عقبه امتداد می‌یابد؛
[۱۲] جمیلی، رشید، تاریخ العرب فی الجاهلیه و عصر الدعوة الاسلامیه، ص۴۳، بیروت، چاپ اول، ۱۹۷۲.
منطقه یمن در جنوب آن و حجاز در شمال آن واقع است.
[۱۳] آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
عرض آن در بعضی نقاط، تا پنجاه میل می‌رسد
[۱۴] آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
و به جهت گرمای زیاد و روانی شن‌هایش، بدین نام، خوانده شده است.
اعراب در گذشته، بواسطه پستی زمین، به آن «غور» نیز می‌گفته‌اند. در این شنزار داغ، سر حدات و بنادری نیز به وجود آمده که بندر «حدیده» در یمن و نیز بنادر «جده» و «ینبع» در حجاز، از جمله آن‌هاست.
در حد شمالی تهامه، بخش کوچکی به نام «وجه»، وجود دارد که گمان می‌رود، همان شهر حجر یا مداین صالح (علیه‌السّلام)، باشد.
[۱۷] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
در شرق تهامه، سلسله جبال «سرات» واقع است که از شمال به جنوب امتداد دارد؛ این کوه از بلندی‌های نجد و از وسط منطقه حجاز می‌گذرد، در این قسمت دره‌ها و مناطق آتشفشانی بسیاری وجود دارند و نیز اراضی ریگ زاری در دامنه آتشفشان‌ها وجود دارند که به «حره»، موسومند.

← حجاز


منطقه حجاز، از شرق تهامه و شمال یمن شروع شده و تا فلسطین کشیده می‌شود و چون بین نجد و تهامه، فاصله‌ انداخته، به آن حجاز می‌گفته‌اند. حجاز از سمت شرق تا پشته‌های نجد، ادامه می‌یابد؛ در شمال حجاز، «وادی القری» قرار دارد که حد حجاز است با «علا» که در قدیم به آن «دادان» می‌گفتند.
[۲۰] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.

این منطقه دارای سرزمین‌های کوهستانی و صخره‌ای با صحراهای گرم و سوزان است و از شهرهای مهم آن مکه و مدینه و طائف است. این منطقه در تاریخ بیشتر از مناطق دیگر مورد عنایت بوده و این به خاطر وجود کعبه معظمه در این منطقه است.

← نجد


نجد، منطقه وسیعی از شبه جزیره عربستان، را شامل می‌شود. این ناحیه از جنوب به یمن و از شرق به بحرین و از شمال به بادیه عراق و بادیه شام و بادیه جزیره محدود می‌شود. نجد به جهت بلندای ارتفاعش، به این نام، موسوم شده است و ارتفاع آن، از غرب به شرق (تا سرزمین عروض) کاسته می‌شود؛
[۲۵] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵ف تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
عرب قسمت بلند نجد را که مجاور حجاز است، «عالیه» و قسمت پشت آن را که به عراق می‌رسد، «سافله» می‌نامد.
[۲۶] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.

شرق نجد را که با یمامه مجاور است، «وشوم» و شمال آن را که به دو کوه اجا و سلمی، در سرزمین طی می‌رسد، «قصیم» نامیده‌اند. قصیم، شن زاری است که در آن «غضا» که نوعی چوب گز است، می‌روید. از این رو، مردم نجد را «اهل الغضا» نامیده‌اند.
[۳۰] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
در شمال نجد، نفود قرار دارد که مساحت عظیمی‌ را در بر گرفته است، این بیابان از «وادی تیماء» شروع شده و تا سیصد میل به سمت شرق ادامه می‌یابد و از پشته‌های شن قرمز انباشته است.
[۳۱] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
نفود در نزدیکی عراق، به سمت جنوب می‌پیچد و نجد و بحرین را از هم جدا می‌سازد. این فاصله را «دهناء» یا «رملة العالج» نامیده‌اند که در زمان جاهلیت و اسلام مسکن تمیم و ضبه بود.
[۳۲] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
کویر ربع‌ الخالی نیز با وسعتی بالغ بر پنجاه هزار میل مربع، یمامه و نجد را از عمان و مهره و شحره و حضرموت جدا می‌کند.
[۳۴] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
صحرای احقاف، نیز جزء همین بیابان است که در حد فاصل بین یمن تا نجد و حجاز، کشیده شده است.
[۳۵] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.


← عروض


عروض در شرق و شمال شرق شبه جزیره عربستان واقع است و شامل بلاد یمامه و بحرین و نواحی اطراف آن است.
[۳۷] آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۱۸۷.
بحرین در گذشته از بصره تا عمان ادامه داشته و شامل کویت و احساء و جزائر بحرین و قطر فعلی نیز می‌شده است. این سرزمین موطن قبیله عبد‌القیس، در زمان جاهلی بود. در این منطقه بخصوص احساء، آب فراوان بوده و از شهرهای قدیمی‌اش، هجر و قطیف است.
[۴۰] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.


← یمن


جنوب عربستان به جهت خیر و برکتش، «یمن» نام گرفته است.
[۴۱] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
این سرزمین از سرسبزترین و با برکت ‌ترین مناطق شبه جزیره عربستان، به شمار آمده و از گذشته اقتصادی و اجتماعی بسیار درخشانی، برخوردار بوده است. در گذشته، یمن کل جنوب عربستان را در بر داشته و شامل عمان، حضرموت، مهره، شحر، عدن و صنعا و دیگر بخش‌های یمن می‌شده است. حدود آن از سرین آغاز شده تا یَلَملَم، سپس از آنجا تا پشت طائف امتداد یافته، به نجد یمن و از آنجا به خلیج فارس در شرق عربستان می‌رسید.

جلوه‌های طبیعی

[ویرایش]

برخی از جلوه‌های طبیعی در شبه جزیره عربستان را در زیر می‌آوریم:

← بیابان‌ها


در شبه جزیره عربستان صحراهای وسیعی وجود دارد، این صحراها بیش از یک سوم شبه جزیره را، به خود اختصاص داده‌اند. صحراهایی غیر قابل سکونت و بدون آب و علف که تنها بعضی از اوقات، در آن باران می‌بارد. هوا در آن بسیار گرم، جز در کناره بعضی از سواحل، خشک است.
[۴۴] عربی، حسین علی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۴، ص۸۳، قم، مؤ سسه امام خمینی، ۱۳۸۳، چاپ چهارم.
صحرا‌های نفود و ربع‌ الخالی، بزرگترین صحراهای شبه جزیره را تشکیل می‌دهند.

←← صحرای نفود


این صحرا در شمال شرقی نجد، واقع شده و مساحتی بالغ بر صد هزار کیلومتر مربع را شامل می‌شود.
[۴۵] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
نفود، پوشیده از ریگ‌های سرخ و سفید است که با وزش باد، دائماً از مکانی به مکان دیگر، روانند و تپه‌های بزرگی از آن را بوجود آورده‌اند. این صحرا از شمال به «وادی سرحان» و از غرب به قسمت جنوبی واحه تیماء و از جنوب به کوه‌های اجا و سلمی‌ و از شرق به جنوب شهر «حائل» محدود می‌شود؛
[۴۷] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۸، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
بارش در این منطقه کم است. در بهار، این منطقه، به بهشتی از گلهای شقایق و دیگر گل‌ها، تبدیل می‌شود؛ اما این بهشت چند روزه، دیری نمی‌پاید که از شدت گرما و نبود رطوبت، از بین می‌رود.
[۴۸] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۳، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.


←← ربع الخالی


این صحرا که بواسطه خالی بودنش از سکنه، به این نام معروف شده از یمن تا عمان در حاشیه‌های خلیج فارس، امتداد می‌یابد
[۵۰] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۸، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
و از قدیم، قسمتی از آن را «دهناء» و قسمت دیگر را، صحرای «احقاف» می‌نامیده‌اند.
[۵۱] عربی، حسین علی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۴، ص۸۳، قم، مؤ سسه امام خمینی، ۱۳۸۳، چاپ چهارم.
احقاف، شن زاری است که بین عمان و حضرموت واقع است.
صحرای دهناء توسط، صحرای نفود در شمال و حضرموت و مهره در جنوب یمن در غرب و عمان در شرق احاطه شده است. این صحرا، در شمال صحرای ربع‌ الخالی و احقاف، قسمت غربی صحرای دهناء را تشکیل می‌دهد که منطقه وسیعی است، پوشیده از رمل. «وبار» قسمت دیگر از صحرای دهناست این صحرا در گذشته، زمین‌هایی حاصلخیز با درختان میوه بسیار بود؛ اما اکنون به صحرا تبدیل شده است.
در صحرای دهناء نیز که زمین‌هایی است، غالبا ً پوشیده از رمل سرخ، تپه‌های رملی با ارتفاعات مختلف، مناطق وسیعی از زمین را در برگرفته‌اند که با وزش باد، دائماً جابجا می‌شوند؛ ریزش کم باران و خشکی بی‌حد و حصر آن، مردم ساکن در این منطقه را وادار به کوچ کرده است.
[۵۶] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۱۵۰، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.


← کوه‌ها


از بزرگترین صفات طبیعی در شبه جزیره عربستان، سلسله جبال «سرات» است. قسمت‌هایی از این رشته کوه در موازات ساحل غربی، از یمن تا شام کشیده شده و به سلسله کوه‌های بلاد شام که مشرف به صحرا هستند، متصل می‌شود و به واسطه فاصله‌انداختن بین نجد و تهامه، به حجاز معروف است.
[۶۰] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
بزرگترین قله آن، «دباغ» با ارتفاع ۲۲۰۰ متر است، کوه‌های وثر و شیبان نیز، از دیگر کوه‌های این رشته کوه‌اند که در مکه واقعند؛
[۶۱] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۶، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.
قسمت دیگر از رشته کوه سرات، در موازات سواحل جنوب، به شرق شبه جزیره، در عمان رفته و ارتفاعات بلندی را در آنجا تشکیل می‌دهد؛
[۶۲] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۹۰، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.
[۶۳] حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.
دو قله معروف آن یکی در صنعاست، با ارتفاع ۳۲۰۰ مترو دیگری جبل اخضر است، در عمان به ارتفاع ۳۰۵۰ متر.
[۶۴] ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
این کوه‌ها، مانع عبور رطوبت شده و موجبات نزول بارش، بخصوص در قسمت‌های شرقی سلسله جبال سرات و یمن را فراهم می‌آ ورند.
[۶۵] علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۷، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.

شعرای مشهور جاهلی نیز در اشعارشان از بسیاری از این کوه‌ها نام برده‌اند، کوه‌هایی مثل ابان، تعار، رضوی، عارض، عسیب، مجمیر و...
[۶۶] همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب ج۱، ص۲۳۹.


← رودها


در جزیره‌العرب رودهای بزرگ به معنای معروف، وجود ندارد؛ بلکه نهرهای کوچکی وجود دارند که با بارش تشکیل می‌شوند.

← شعاب


شعب به کسر شین، در لغت به معنای راه میان دو کوه، یا شکاف و شیار میان دو کوه یا آبراه‌ه‌ای است، در روی زمین که از دو طرف لبه‌هایی مشرف بر آن دارد (دره تنگ). بواسطه وجود مناطق بلند، در غرب و جنوب شبه جزیرة العرب، شعاب متعددی در این مناطق وجود دارد که به تعدادی ار آن‌ها اشاره می‌شود:
شعب آل‌خنس: در مکه واقع است، اخنس بن شریق ثقفی بواسطه این تنگه مانع عبور بنی زهره، برای جنگ با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در جنگ بدر شد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز در روز فتح مکه از همین دره وارد مکه شدند.
شعب آل قنفذ: دره‌ای است، در سمت راست منی و محل سکونت خاندان قنفذ بن زهیر؛ امروزه به آن دره که در دامنه غربی کوه معابده و در میان این کوه وصفی السباب واقع است، الشعبه و شعبة‌الحرث می‌گویند؛ زیرا بزرگان بنی‌حرت در آنجا ساکن شدند.
شعب ابی‌دبّ: که گورستان قدیمی‌ مردم مکه در آنجا واقع بود.
شعب سلع: دره‌ای است، در مدینه که در گذشته به شعب بنی‌حرام معروف بود.
شعب العجوز: در حومه مدینه قرار داشته و مقتل کعب بن اشرف یهودی است.
شعب ابی‌طالب: در ادوار مختلف به نام‌های شعب‌ هاشم و شعب علی بن ابیطالب و شعب ابی یوسف نیز معروف بوده است.
[۷۶] کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۵۸۸.

جرار، ثبیر، الرخم، العجوز، حوا (حراء)، احد، عقیق، خوز و... نیز از دیگر شعاب معروف شبه جزیره عربستان هستد.

منابع طبیعی

[ویرایش]

از منابع طبیعی شبه جزیره به چند مورد اشاره می‌شود:

← زمین‌های کشاورزی


بیشتر زمین‌ها در جزیرة‌العرب از صحرا و دشت، تشکیل شده که اگر آب وجود داشته باشد، قابل کشت و زراعتند.
[۷۷] کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۱۴۵.
در سواحل دریای سرخ از عدن تا عقبه، ما بین کوه و دریا، غالباً دشت‌های ساحلی وجود دارد که به آنها، تهائم یا غور یا سافله گفته می‌شود.
[۷۸] کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۱۵۶.
ضمن اینکه، دشت‌هایی نیز در وسط کوه‌ها، قرار دارند که در آن علف و نباتات صحرایی، می‌روید. ذکر بعضی از این زمین‌ها که به «دارات» معروفند، در اشعار جاهلی آمده است، مثل «دارة جُلجُل» در اشعار امرء‌القیس و «دارة الآرام»، که پر بود از شقایق. در مناطق غربی جزیرة‌العرب، زمین‌های سنگلاخی وجود دارد که به «حره» موسومند. تعداد این زمین‌ها، در بلاد عرب زیاد است و تا بلاد شام در منطقه حوران، امتداد دارند. بعضی از این مناطق که از سنگ‌های آتشفشانی، تشکیل شده‌اند، به کثرت درختان میوه و سبزی‌هایشان معروف شده‌اند، بخصوص در حجاز که خیبر از جمله آن‌هاست و نیز شهر کوچک طائف که با آب فراوانش، عمده میوه‌های مکه را، تامین می‌کرد و میوهای انار و انگور و دیگر میوه‌هایش، طعمی‌ دل چسب و گوارا داشته و دارد؛ بعلاوه، شهر یثرب و حومه آن، به همراه مناطق عقیق این شهر، پوشیده از باغ‌ها و نخلستان‌ها بود.
در شرق عربستان نیز سرزمین‌های بسیاری وجود دارد که بواسطه دارا بودن از آب‌های فراوان، بیشترین مردم را در قبل و بعد اسلام با توجه به مساحت‌شان، دارا بوده‌اند؛ مناطقی مثل بحرین، که آب در عمق زیادی از سطح زمین، قرار ندارد.

← معادن


علاوه بر میادین بزرگ نفت و گاز، معادن دیگری نیز در جزیرة‌العرب وجود دارد؛ از جمله این معادن طلاست که از معادن «بیش» استخراج می‌شد. از بعضی کتب یونانیون، چنین برآمده که در مواضعی از این شبه جزیره طلای خالص، یافت می‌شده است. معادن طلا و نقره روستای احسن، در بین یمامه و حمی‌ضریه، نیز از دیگر معادن شبه جزیره عربستان به شمار می‌آمد.
در گذشته، یثرب از معادن بزرگ سنگ فسان، برخوردار بوده که در آن زمان، شهرتی جهانی داشته است.
[۸۸] مجهول، حدود العالم من المشرق الی المغرب، ترجمه میر حسین شاه، تصحیح مریم میر احمدی و غلامرضا ورهرام، ص۴۴۹، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، چاپ اول.
همچنین مروارید حاصله از دریای عمان و خلیج فارس نیز، شهرتی عالم گیر داشت.
[۸۹] مجهول، حدود العالم من المشرق الی المغرب، ترجمه میر حسین شاه، تصحیح مریم میر احمدی و غلامرضا ورهرام، ص۴۳۸، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، چاپ اول.

در جزیرة‌العرب، چشمه سارهای آب گرم، وجود دارد. منطقه عسیر در حجاز و نیز یمن و حضرموت و عمان و احساء و.... از جمله مناطقی هستند که در آن آب گوگرد‌دار، استخراج می‌شود.

← پوشش گیاهی


به جهت آب و هوای گرم و خشک این منطقه، بدیهی است که نباید پوشش گیاهی بسیار متنوعی را، در منطقه عربستان شاهد باشیم؛ به جز بوته‌های خار و درختچه‌های بیابانی که غالب پوشش گیاهی منطقه را تشکیل می‌دهد، وجود درختان گوناگون میوه و درختان سدر و کندر
[۹۳] اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۵، کتابخانه صدر.
و دیگر پوشش‌های گیاهی در مناطقی که از نعمت آب بیشتری، برخوردارند، چهره‌ای دیگر از این منطقه بیابانی را به نمایش می‌گذارد.

← حیات وحش عربستان


در گذشته تباله و بیشه، از مهم ترین وادی‌های عربستان، به شمار می‌آمده که از آن بعنوان بیشه شیران، نام برده می‌شد. از مهم ترین حیواناتی که در حیات وحش شبه جزیره عربستان، زیست می‌کنند، می‌توان به حیواناتی چون گربه وحشی، روباه، شغال، گورخر، شاهین و کفتار اشاره کرد.

جزایر جزیرة‌العرب

[ویرایش]

علاوه بر بحرین، جغرافی‌ دانان جزایر دیگری را نیز در مجاورت این شبه جزیره، برمی‌شمرده‌اند؛ دهلک، کمران، فرسان، زیلع که محل آمد و شد تجار حبشی بود، بربرا و سُقطری از جمله این جزایرند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۲. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.    
۳. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۱۲ – ۱۳، کتابخانه صدر.    
۴. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۸، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۵. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۸، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۶. همدانی، لسان الیمین، صفة جزیرة العرب، محمد بن علی الاکوع، ص۸۴، بغداد، آفاق عربیه.    
۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۷، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۶۳، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۹. لسان الیمین، صفة جزیرة العرب، محمد بن علی الاکوع، ص۴۷، بغداد، آفاق عربیه.    
۱۰. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۷، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۱۱. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۴، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۱۲. جمیلی، رشید، تاریخ العرب فی الجاهلیه و عصر الدعوة الاسلامیه، ص۴۳، بیروت، چاپ اول، ۱۹۷۲.
۱۳. آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۱۴. آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، تصحیح محمد بهجة الاثری، ج۱، ص۱۸۷، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۱۵. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۶۳، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۱۶. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۷، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۱۷. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۱۸. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۱۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۸، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۲۰. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۲۱. اصطخری، مسالک و ممالک، ص۱۴، کتابخانه صدر.    
۲۲. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۱۴، کتابخانه صدر.    
۲۳. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۴۴، کتابخانه صدر.    
۲۴. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۲۶۱.    
۲۵. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵ف تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۲۶. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۲۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۳۶۷، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۲۸. ابن فقیه، احمد بن محمد، البلدان، تحقیق یوسف الهادی، ص۸۴، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۲۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۰۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۳۰. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۱. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۲. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۵، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۳. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۹۳.    
۳۴. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۵. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۳۶. همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ص۵۰.    
۳۷. آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۱۸۷.
۳۸. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۸.    
۳۹. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، تحقیق خلیل شحاده، ج۲، ص۳۵۹، بیروت، دار الفکر، چاپ دوم، ۱۹۸۸.    
۴۰. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۴۱. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۶، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۴۲. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۱۴، کتابخانه صدر.    
۴۳. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۱۴، کتابخانه صدر.    
۴۴. عربی، حسین علی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۴، ص۸۳، قم، مؤ سسه امام خمینی، ۱۳۸۳، چاپ چهارم.
۴۵. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۴۶. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۲، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۴۷. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۸، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۴۸. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۳، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.
۴۹. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۱، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۵۰. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۸، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۵۱. عربی، حسین علی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۴، ص۸۳، قم، مؤ سسه امام خمینی، ۱۳۸۳، چاپ چهارم.
۵۲. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۵۳. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۱، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۵۴. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۲، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۵۵. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۳۵۶، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۵۶. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۵، ص۱۵۰، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.
۵۷. همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب ج۱، ص۳.    
۵۸. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۷، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۵۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۹۰، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۶۰. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۶۱. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۶، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.
۶۲. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۹۰، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.
۶۳. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.
۶۴. ضیف، شوقی، عصر جاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، ص۲۷، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ اول.
۶۵. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۷، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.
۶۶. همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب ج۱، ص۲۳۹.
۶۷. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۵۷، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۶۸. ابن منظور، جمال الدین، لسان العرب، ج۱، ص۵۰۳، بیروت، دار الصادر، ۱۴۱۴، چاپ سوم.    
۶۹. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۹۲، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵، چاپ اول.    
۷۰. شراب، محمد حسن، المعالم الاثیره فی السنة و السیره، ص۱۵۰، دمشق – بیروت، دار العلم – الدار الشامیه، ۱۴۱۱، چاپ اول.    
۷۱. شراب، محمد حسن، المعالم الاثیره فی السنة و السیره، ص۱۵۰، دمشق – بیروت، دار العلم – الدار الشامیه، ۱۴۱۱، چاپ اول.    
۷۲. سمهودی، نور الین، وفا الوفا، باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۱، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶، چاپ اول.    
۷۳. سمهودی، نور الین، وفا الوفا، باخبار دار المصطفی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۶، چاپ اول.    
۷۴. ابن هشام، عبدالملک، سیره نبوی، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ج۲، ص۵۱، ۱۴۱۰، چاپ اول.    
۷۵. کلاعی، حمیری، الاکتفاءبما تضمنه من مغازی رسول الله، ج۱، ص۳۶۸، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰، چاپ اول.    
۷۶. کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۵۸۸.
۷۷. کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۱۴۵.
۷۸. کاظمی، سیدمحمد، دائرة المعارف تشیع، ج۹، ص۱۵۶.
۷۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۲۴، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۸۰. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۲۶، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۸۱. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۲۵، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۸۲. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۴۷، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۸۳. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۴۹، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۸۴. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۱۹، کتابخانه صدر.    
۸۵. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۹۲، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۸۶. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۹۲، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۸۷. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۲، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۸۸. مجهول، حدود العالم من المشرق الی المغرب، ترجمه میر حسین شاه، تصحیح مریم میر احمدی و غلامرضا ورهرام، ص۴۴۹، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، چاپ اول.
۸۹. مجهول، حدود العالم من المشرق الی المغرب، ترجمه میر حسین شاه، تصحیح مریم میر احمدی و غلامرضا ورهرام، ص۴۳۸، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، چاپ اول.
۹۰. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۵، کتابخانه صدر.    
۹۱. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۱۴۹، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۹۲. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۰۹، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۹۳. اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۵، کتابخانه صدر.
۹۴. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۵۲۹، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۵، چاپ دوم.    
۹۵. علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۰۳، بیروت - بغداد، دار العلم للملایین – مکتبة النهضة.    
۹۶. همدانی، حسن بن احمد، صفة جزیرة العرب، ص۱۱۹.    


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «وضعیت جغرافیایی و طبیعی جزیرة العرب»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۵/۰۴.    






جعبه ابزار