نمازذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد.


واژه شناسی نماز[ویرایش]

"نماز" واژه قرآنی آن "صلاة" [۱]و جمع آن "صلوات" است، "صلاة" در اصل به معنای دعاء است که در بعضی از آیات قرآن به همین معنی آمده است. در آیاتی همچون: سوره توبه آیه۹ [۲]، سوره احزاب آیه۵۶ [۳] وسوره بقره آیه۱۵۷ [۴]، وجه نامگذاری نماز به صلاة از باب اطلاق جزء به کل است یعنی نماز شامل دعاء هم هست.

نماز در ادیان گذشته[ویرایش]

نماز از عباداتی است که هیچ شریعتی از آن خالی نبوده، هر چند که گونه‌های آن بر حسب شریعت‌های مختلف فرق داشته است. [۵] به دلیل اینکه حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) برپاداری نماز را هم برای خودش و هم برای فرزندش از خدای متعال طلب نمود: «رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی...؛ [۶] پروردگارا! مرا به پا دارندۀ نماز قرار ده و از فرزندانم (نیز)...» و حضرت عیسی (علیه‌السلام) در گهواره از آن سخن گفت: «وأوصانی بالصلاة والزکاة ما دمت حیا؛ [۷] و تا زمانی که زنده‌ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است». جمله "و اوصانی بالصلاة و الزکاة..." اشاره به این است که در شریعت عیسی (علیه‌السلام) نماز و زکات تشریع شده است. [۸]

توجه ویژه خداوند به نماز[ویرایش]

نماز در بین عبادات از امتیاز خاصّی برخوردار است، خدای سبحان در آغاز دریافت وحی حضرت موسی (علیه‌السلام) ضمن اشاره به معارف کلی دین، نماز را انتخاب کرده و می‌فرماید: «...اقم الصلاة لذکری؛ [۹] ... نماز را برای یاد من بپا دار.» از این آیه دو نکته روشن می‌شود: ۱) نماز اختصاص به شریعت خاتم الانبیاء (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ندارد. ۲) إقامه نماز باید برای یاد خدا باشد. [۱۰]
نماز یکی از بزرگترین عبادتی است که قرآن به آن دعوت می‌کند. هنگامی که علی (علیه‌السّلام) با مشکلی برخورد می‌کرد به نماز بر‌می‌خاست و پس از نماز به دنبال حل مشکل به راه می‌افتاد و آیه را قرائت می‌فرمود. تکیه گاه درونی انسان صبر و تکیه گاه برونی نماز است. «یا ایها الّذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین؛ [۱۱]‌ای افراد با ایمان از صبر و استقامت و از نماز (در برابر حوادث سخت زندگی) کمک بگیرید. (همانا) خداوند با صابران است». در این آیه به دو اصل توصیه شده نخست مساله‌ی خود یاری و اتکا به نفس که به عنوان صبر از آن یاد گردیده و دیگر اتکاء به خداوند که با نماز به آن اشاره شده است.
این آیه دلالت دارد بر اینکه تشریع نماز لطفی است از جانب خداوند به بندگان خود که به آن وسیله بر انجام سایر عبادات توفیق حاصل کنند چنانکه فرمود: «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ [۱۲] نماز از عمل قبیح و ناپسند انسان را باز می‌دارد». [۱۳]

اهمیّت نماز[ویرایش]

۱) نماز از واجبات الهی است: «إن الصلاة کانت على المؤمنین کتابا موقوتا؛ [۱۴] نماز، وظیفه ثابت و معیّن برای مؤمنان است.» "کتابت" کنایه است از واجب بودن و واجب کردن، پس طبق این آیه، نماز بر مؤمنان نوشته و واجبی است دارای وقت. [۱۵]
۲) بر پاداری نماز از صفات مؤمنان حقیقی است: [۱۶] [۱۷] [۱۸] «الذین یقیمون الصلاة و مما رزقثناهم ینفقون؛ [۱۹] آنها که نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.»
۳) محافظت از نماز، نخستین نشانه عملی تقوا و معاد باوری است: «...و الذین یؤمنون بالآخرة یؤمنون به و هم على صلاتهم یحافظون؛ [۲۰] ...آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن(قرآن) ایمان می‌آورند و بر نمازهای خویش، مراقبت می‌کنند.» تا آنجایی که به پای بندی نماز در میدانِ جنگ تأکید شده است. [۲۱]
۴) نماز، نخستین نشانه حکومت صالحان در روی زمین است: «الذین إن مکناهم فی الارض أقاموا الصلاة...؛ [۲۲] کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را برپامیدارند... »
۵)نماز باز دارنده از زشتیها و بدیها: «...و أقم الصلاة إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر...؛ [۲۳] ...ونماز را بر پادار، که نماز (انسان) را از زشتیها و گناه باز میدارد...» سیاق آیات شاهد بر این است که منظور از این باز داری، بازداریِ طبیعت نماز از فحشاء و منکر است. البته بازداری آن به نحو اقتضاء است نه علیت تامه، که هر کس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند یعنی نمازی که با رعایت آداب و شرائط مطلوبِ شرع، انجام یافته قدرت باز دارندگی از گناه را دارد، به شرطی که خود شخص اراده بر انجام گناه نداشته باشد. [۲۴]

سهل انگاری در نماز[ویرایش]

«فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون؛ [۲۵] پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل نگاری می‌کنند.» یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه اینکه به کلّی فوت شود و چه اینکه بعضی وقتها، و یا اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرائطش و احکام و مسائلش را ندانسته، نمازی باطل بخوانند. [۲۶]
از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده: «إن شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة؛ [۲۷] همانا شفاعت ما به سبک شمارندۀ نماز نمی‌رسد».

پی‌آمد سنگین بی‌نمازی[ویرایش]

انسان با نماز نخواندن جهنمی و اهل دوزخ می‌شود، قرآن از گفتگوی میان بهشتیان و دوزخیان خبر می‌دهد که بهشتیان از علّت جهنمی شدن اهل دوزخ سئوال می‌کنند. در جواب آنان، اولین سخنی که بر زبان میآورند بی‌نمازی و بی‌تفاوتی نسبت به نماز است: «ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین؛ [۲۸] چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.» منظور از "صلاة" در اینجا، نماز معمول در اسلام نیست بلکه منظور عبادتی خاص است به درگاه خدای تعالی که با همه عبادتها یعنی عبادت در شریعتهای آسمانی که از حیث کم و کیف از همدیگر مختلفند می‌سازد. [۲۹]

معنای خشوع در نماز[ویرایش]

"خشوع" به معنی حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‌شود و آثارش در بدن ظاهر می‌گردد. قرآن کریم، خشوع را از صفات مؤمنین حقیقی بر شمرده است: «الذین هم فی صلاتهم خاشعون؛ [۳۰] آنها که درنمازشان خشوع دارند.» یعنی اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بی‌روح و فاقد معنی نیست، بلکه به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا می‌شود که از غیر او جدا می‌گردند و به او می‌پیوندند. چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار می‌شوند که بر تمام ذرات وجودشان اثر می‌گذارد، خود را ذره‌ای می‌بینند در برابر وجودی بی‌پایان، و قطره‌ای در برابر اقیانوس بیکران. [۳۱]

محافظت بر نماز[ویرایش]

«حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى و قوموا لله قانتین؛ [۳۲] در انجام همه نمازها (به خصوص) نماز وسطی کوشا باشید! و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید» و در آیه دیگری می‌فرماید: «و الذین هم على صلواتهم یحافظون؛ [۳۳] و آنها که بر نمازهایشان مواظبت می‌نمایند»، منظور، محافظت از عدد نماز است یعنی مؤمنان محافظت دارند که یکی از نمازهایشان فوت نشود و دائماً مراقب آنند؛ بخاطر اینکه "صلاة" به صیغه جمع آمده و به ضمیر "هم" اضافه شده است .
در سوره معارج لفظ "صلاة" مفرد آمده است: «و الذین هم على صلاتهم یحافظون؛ [۳۴] در این آیه منظور از محافظت بر نماز، رعایت صفات کمالی نماز است؛ یعنی آن طور نماز بخواند که شرع دستور داده است. [۳۵]

حكمت و فلسفه نماز[ویرایش]

گرچه نماز چیزی نیست كه فلسفه‌اش بر كسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نكات بیشتری در این زمینه رهنمون می‌گردد:

← نماز ذکرالله اکبر
روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان «ذكر الله» است كه در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است. البته ذكری كه مقدمه‌ی فكر، و فكری كه انگیزه عمل بوده باشد، چنانكه در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است كه در تفسیر جمله‌ی و لذكر الله اكبر فرمود: ذكرا لله عند ما احل و حرم؛ [۳۶] یاد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام» (یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد).

← پاک کننده‌ی گناهان
نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می‌كند، لذا در حدیثی می‌خوانیم: پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از یاران خود سؤال كرد: «لو كان علی باب دار الحد كم نهر و اغتسل فی كل یوم منه خمس مرات اكان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا، قال: فان مثل الصلاه كمثل النهر الجاری كلما صلی كفرت ما بینهما من الذنوب؛ اگر بر در خانه یكی از شما نهری از آب صاف و پاكیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزی از آلودگی و كثافت در بدن او می‌ماند؟».
در پاسخ عرض كردند: نه. فرمود: «نماز درست همانند این آب جاری است، هر زمان كه انسان نمازی می خواند گناهانی كه در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود» [۳۷]و به این ترتیب جراحاتی كه بر روح و جان انسان از گناه می‌نشیند، با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی كه بر قلب می نشیند زدوده می‌شود.

← سدی در برابر گناهان
نماز سدی در برابر گناهان آینده است، چرا كه روح ایمان را در انسان تقویت می‌كند، و نهال تقوا را در دل پرورش می دهد، و می دانیم «ایمان» و «تقوی» نیرومندترین سد دربرابر گناهان است و این همان چیزی است كه در آیه‌ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است و همان است كه در احادیث متعددی می‌خوانیم : افراد گناهكاری بودند كه شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان كردند فرمودند: غم مخورید، نماز آنها را اصلاح می كند و كرد.

← غفلت زدایی
نماز، غفلت زدا است، بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است كه هدف آفرینش خود را فراموش كنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند، اما نماز به حکم این كه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام می‌شود، مرتباً به انسان اخطار می كند، هشدار می‌دهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان می‌سازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد می كند و این نعمت بزرگی است كه انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.

← کبر زدایی
نماز خودبینی و کبر را درهم می‌شكند، چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاك در برابر خدا می‌گذارد، خود را ذره‌ی كوچكی در برابر عظمت او می‌بیند، بلكه صفری در برابر بی نهایت. پرده‌های غرور و خودخواهی را كنار می‌زند، تکبر و برتری جوئی را در هم می‌كوبد.
به همین دلیل علی (علیه‌السّلام) در آن حدیث معروفی كه فلسفه‌های عبادات اسلامی در آن منعكس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را كه نماز است با همین هدف تبیین می‌كند می‌فرماید: «فرض الله الایمان تطهیراً من الشرك و الصلوه تنزیهاً عن الكبر؛ [۳۸] خداوند ایمان را برای پاكسازی انسانها از شرک واجب كرده است و نماز را برای پاكسازی از كبر».

← پرورش فضائل اخلاقی
نماز وسیله پرورش فضائل اخلاق و تكامل معنوی انسان است، چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می‌برد، به ملکوت آسمانها دعوت می‌كند، و با فرشتگان هم صدا و همراز می‌سازد، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند و با او به گفتگو بر می‌خیزد.
تكرار این عمل در شبانه روز آن هم با تكیه روی صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با كمک گرفتن از سوره های مختلف قرآن بعد از حمد كه بهترین دعوت كننده به سوی نیكیها و پاكیها است اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه‌السّلام) می‌خوانیم كه در فلسفه نماز فرمود: «الصلوه قربان كلی تقی؛ [۳۹] نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزكاری به خدا است.»

← با ارزش کننده اعمال انسان
نماز به سایر اعمال انسان ارزش و روح می دهد ـ چرا كه نماز روح اخلاص را زنده می‌كند، زیرا نماز مجموعه ای است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه، تكرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان می پاشد و روح اخلاص را تقویت می كند. لذا در حدیثی معروفی می‌خوانیم كه امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) در وصایای خود بعد ازآن كه فرق مباركش با شمشیر ابن ملجم جنایتكار شكافته شد فرمود: «الله الله فی الصلوه فانها عمود دینكم؛ [۴۰] خدا را خدا درباره نماز ، چرا كه ستون دین شما است».
می‌دانیم هنگامی كه عمود خیمه در هم بشكند یا سقوط كند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محكم باشد اثری ندارد، همچنین هنگامی كه ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حدیثی از امام صادق (علیه‌السّلام) می‌خوانیم: «اول ما یحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبلا سائل عمله، و ان ردت رد علیه سائل عمله؛ نخستین چیزی كه در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می شود، و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می‌شود»!
شاید دلیل این سخن آن باشد كه نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص كه وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده می‌شود، و گرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده می گردد و از درجه اعتبار ساقط می‌شود.

← دعوت کننده به پاکسازی
نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاكسازی زندگی می‌كند، چرا كه می دانیم مکان نماز گزار، لباس نمازگزار، فرشی كه بر آن نماز می‌خواند، آبی كه با آن وضو می گیرد و غسل می‌كند، محلی كه در آن غسل و وضو انجام می‌شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد كسی كه آلوده به تجاوز و ظلم، ریا، غصب، كم فروشی، رشوه خواری و كسی اموال حرام باشد چگوه می‌تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این تكرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.

← عامل مؤثر ترک گناهان
نماز علاوه بر شرائط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرائط كمال دارد كه رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک سیاری از گناهان است. بوسیله نماز نیز که متضمن یاد‌آوری از خدا و خشوع در برابر او تلاوت قرآن که بر وعده ثواب و عذاب و هدایت مشتمل است کمک بجوئید البته نماز که دارای این اوصاف است انسان را به حسنات می‌خواند و از سیئات باز می‌دارد. در كتب فقهی و منابع حدیث مور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مسأله شرب خمر است كه در روایات آمده است: «لا تقبل صلوه شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب؛ [۴۱] نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این كه توبه كند.»
و در روایات متعددی می خوانیم: از جمله كسانی كه نماز آنها قبول نخواهد شد پیشوای ستمگر است و در بعضی از روایات دیگر تصریح شده است كه نماز كسی كه زکات نمی پردازد قبول نخواهد شد [۴۲]، و همچنین روایات دیگری كه می گوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خودبینی از موانع قبول نماز است، پیدا است كه فراهم كردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟

← تقویت کننده روح انضباط
نماز روح انضباط را در انسان تقویت می كند، چرا كه دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد كه تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است، همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن كه رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه های زندگی كاملاً آسان می‌سازد. همه اینها فوائدی است كه در نماز، قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم ـ كه روح نماز همان جماعت است ـ برکات بی شمار دیگری دارد كه این جا جای شرح آن نیست، بعلاوه كم و بیش همه از آن آگاهیم. گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی كه از امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السّلام) نقل شده پایان می‌دهیم:
امام در پاسخ نامه ای كه از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود: علت تشریع نماز این است كه توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت پرستی، و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته، و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار. و نیز هدف این است كه انسان همواره هشیار و متذكر باشد، گرد و غبار فراموشكاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. علاوه بر این كه مداومت ذکر خداوند در شب و روز كه در پرتو نماز حاصل می‌گردد، سبب می شود كه انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نكند، روح سركشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید. و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد. و از انواع فساد جلوگیری می كند. [۴۳]

← بازداری از حرص و كم طاقتی
خداوند متعال می فرماید: انسان حریص و كم طاقت آفریده شده و هنگامی كه بدی به او رسد بی تابی می كند و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع از دیگران می شود، مگر نماز گزاران، آنان كه نمازها را پیوسته انجام می‌دهند. [۴۴]
انسان دارای غرائز منفی و مثبتی است كه اگر غرائز منفی او بر اثر تعلیمات الهی كنترل نگردد، به گمراهی كشیده خواهد شد و یكی از آن غرائز منفی خصلت زشت حرص و آز و خصلت زشت بی تابی در برابر حوادث تلخ است بنابراین برای تعدیل این دو خصلت و جلوگیری از طغیان آن نیاز به تربیت الهی دارد و خداوند قادر و متعال ارتباط برقرار می كند، در پرتو این ارتباط، به وثوق و اطمینانی نسبت به آن یگانه بی همتا می‌رسد و نسبت به رزق فقط خدا را می بیند و مال و دارایی خود را از او می‌داند و با روحیه توکل و تسلیم، از آز و حرص دور می شود و در مقابل آن چه از خدا به او می‌رسد، خود را بنده خدا می‌داند و بی طاقتی نخواهد كرد.

← استقامت و بردباری
یکی از رازها و فوائد نماز این است که موجب استواری و استقامت نمازگزار در برابر سختی‌ها و ناگواری‌ها می‌گردد. ممکن است برای بعضی این موضوع تعجب‌آور باشد در حالی که چنین نیست زیرا به هنگام حوادث سخت و مشکلات طاقت فرسا که انسان نیروی خود را برای مقابله با آنها ناچیز می‌بیند نیازمند به تکیه‌گاهی است که از هر جهت نامحدود و بی‌انتها است نماز او را با چنین مبدئی مربوط می‌کند و با اتکاء بر او می‌تواند با روحی مطمئن و آرام امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند. صبر از عالی‌ترین صفات و ملکات انسانی است. قرآن کراراً آن را ستایش کرده و تقریباً در هفتاد مورد به صبر ترغیب نموده است. [۴۵] و در هر مورد از قرآن که خداوند وصایا و سفارش‌هایی می‌کند نماز اولین و مهمترین آنهاست. خدا همراه صابران است. [۴۶]
نماز انسان را با پناه‌گاهی مطمئن و یاری مهربان آشنا می‌كند كه در مقابله با سختی ها و مشكلات زندگی به او اتكاء می كند و در برابر آنها ذلیل و خوار نمی‌گردد، بر همین اساس، خداوند متعال دو مورد در قرآن می‌فرماید: از خصلت صبر و نماز کمک بجویید، [۴۷] [۴۸] و این امر در روان شناسی هم به اثبات رسیده است که با آرامش و اطمینان روحی که از گذر ایمان و اعتقاد حاصل می‌شود، انسان می‌تواند امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند.

← نظم و انضباط
انجام نماز در اوقات معین و مخصوص، آداب نماز در مورد نیت و قیام و رکوع و سجود و جای گرفتن هر موضوعی در محل خودش، علاوه بر آثار مفیدی که در روح انسان می‌گذارد موجب نظم و انظباط در زندگی خواهد شد و همان طور که در زندگی بزرگان ما این امر به وضوح مشهود بود و با توجه به این که یکی از عوامل پیشرفت و بسیار مهم در تکامل، نظم و انضباط است و مسائل تربیتی در پرتو نظم و انضباط است که به نتیجه می‌رسد، جایگاه نماز در تکامل انسان بهتر معلوم می‌شود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۸۵.    
۲. توبه/ سوره۹، آیه ۱۰۳.    
۳. احزاب/ سوره۳۳، آیه۵۶.    
۴. بقره/ سوره۲، آیه۱۵۷.    
۵. راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۲۸۵.    
۶. ابراهیم/ سوره۱۴، آیه۴۰.    
۷. مریم/ سوره۱۹، آیه۳۱.    
۸. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۷.    
۹. طه/ سوره۲۰، آیه۱۴.    
۱۰. جوادي آملي، عبدالله؛ تفسير موضوعي قرآن كريم، ج۷، ص۱۳۰.
۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۵۲.    
۱۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۵.    
۱۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۲۸.    
۱۴. نساء/ سوره۴، آیه۱۰۳.    
۱۵. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۶۳.    
۱۶. توبه/ سوره۹، آیه۷۱.    
۱۷. ابراهیم/ سوره۱۴، آیه۳۱.    
۱۸. لقمان/ سوره۳۱، آیه۳.    
۱۹. انفال/ سوره۸، آیه۳.    
۲۰. انعام/ سوره۶، آیه۹۲.    
۲۱. نساء/ سوره۴، آیه۱۰۲.    
۲۲. حج/ سوره۲۲، آیه۴۱.    
۲۳. عنکبوت/ سوره۲۹، آیه۴۵.    
۲۴. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۱۹۸.    
۲۵. ماعون/سوره۱۰۷، آیه۵-۴.    
۲۶. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۶۸.    
۲۷. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۶.    
۲۸. مدثر/ سوره۷۴، آیه۴۳-۴۲    
۲۹. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۹۷.    
۳۰. مومنون/ سوره۲۳، آیه۲.    
۳۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴.    
۳۲. بقره/ سوره۲، آیه۲۳۸.    
۳۳. مومنون/ سوره۲۳، آیه۹.    
۳۴. معارج/سوره۷۰، آیه۳۴.    
۳۵. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۷.    
۳۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۸۲، ص۲۰۰.    
۳۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۳، ص۷.    
۳۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.    
۳۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ۱۳۶.    
۴۰. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۴۷.    
۴۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۸۴، ص۳۱۷- ۳۲۰.    
۴۲. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۸۴، ص۳۱۸.    
۴۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۳، ص۴.    
۴۴. معارج/ سوره۷۰، آیات۱۹-۲۴.    
۴۵. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۱۸.    
۴۶. هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، ج۱، ص۳۹۲.
۴۷. بقره/ سوره۲، آیه۴۵.    
۴۸. بقره/ سوره۲، آیه۱۵۳.    


منابع[ویرایش]
سایت بژوهه    
اندیشه قم    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «نماز»، تاریخ بازیابی۹۵/۱۰/۲۴.    


رده‌های این صفحه : فقه | اخلاق اسلامی | نماز




جعبه‌ابزار