میمونه بنت حارث

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



میمونه دختر حارث‌ بن حزن‌ بن بجیر هلالی از همسران عرب غیر قریش و آخرین همسری بود که رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را به عقد خویش درآوردند.


نسب میمونه بنت حارث

[ویرایش]

میمونه دختر حارث‌ بن حزن‌ بن بجیر هلالی از همسران عرب غیر قریش و آخرین همسری بود که رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را به عقد خویش درآوردند. ایشان هفت سال قبل از بعثت متولد شدند. گفته شده نامش در ابتدا بره یا سره بود،
[۸] عقیقی بخشایشی، همسران رسول خدا، قم، مرکز مطبوعاتی دار التبلیغ، بیتا، ص۷۰.
[۹] حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، قم، دانش، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ج۹، ص۷۵۸.
تا این که بعد از ازدواج با رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حضرت نامش را به میمونه تغییر دادند.
مورخان و علمای علم نسب، نسب کامل ایشان را «بره‌ بنت‌ حارث‌ بن حزن‌ بن بُجَیر‌ بن الهَزم‌ بن رُوَیبَة‌ بن عبدالله‌ بن هلال‌ بن عامر‌ بن صعصعه» دانستند، ضمن اینکه مادرش را نیز هند دختر عوف‌ بن زهیر و به قولی خوله بنت عمرو‌ بن کعب معرفی کرده‌اند.
ایشان خواهر ام‌الفضل لبابه کبری دختر حارث همسر عباس عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و لبابه صغری مادر خالد‌ بن ولید است. همچنین ام‌المؤمنین زینب‌ بنت خزیمه
[۲۴] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، ج۲، ص۳۰۰، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
و نیز اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابیطالب و سلامه‌ بنت عمیس (سلمی) همسر حمزه سیدالشهداء خواهران مادری او محسوب می‌شوند.
[۲۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، ج۲، ص۳۰۰، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
او خاله خالد بن ولید و ابن عباس است.
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حدیثی از میمونه، ام‌الفضل و اسماء بنت عمیس به عنوان اخوات مؤمنات نام برده‌اند.

همسران سابق

[ویرایش]

در ذکر نام شوهران سابق ایشان اختلاف است؛ اما آنچه که مشهور و معروف است، این است که ایشان قبل از اسلام و در زمان جاهلیت به همسری مسعود‌ بن عمرو‌ بن عمیر ثقفی درآمد؛ اما پس از چندی از او جدا شد و با ابو رهم‌ بن عبدالعزی ازدواج کرد و تا زمان مرگ ابو رهم با او همراه بود.
[۳۲] عسکری، سید مرتضی، ترجمه عطاء محمد سردارنیا، نقش عایشه درتاریخ اسلام، تهران: مجمع علمی اسلامی، بی‌تا، ج۱، ص۶۲.
عده‌ای از مورخان از سخبرة‌ بن ابی رهم، حویطب‌ بن عبدالعزی، فروة‌ بن عبدالعزی، عمیر‌بن عمرو و.... بعنوان همسران میمونه نام برده‌اند.

واقعه ازدواج میمونه با پیامبر

[ویرایش]

در سال هفتم هجری هنگامی‌ که رسول‌ ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به همراه سایر مسلمانان برای انجام عمره قضا راهی مکه شدند، میمونه از بزرگی و هیبت مسلمانان در شگفت شد و به رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علاقه پیدا کرد.
او این موضوع را با خواهرش ام‌الفضل همسر (عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر) در میان گذاشت، عباس هم این مساله را به اطلاع پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسانید، از آنجا که میمونه زن با ایمانی بود و علاقه‌اش نیز از همین ایمانش برخاسته بود، آن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جعفر بن ابی‌طالب را جهت خواستگاری به سوی او فرستاد.
نقل است هنگامی‌ که خبر خواستگاری رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به او رسید، سوار بر شترش بود، در این هنگام از سر شادمانی فریاد برآورد: «شتر و آن کس که برآن است، از آن خدا و رسولش باد.»

نزول آیه در شان میمونه

[ویرایش]

از این‌رو خداوند درباره‌اش این آیه را نازل کرد: «.... و امراة مؤمنة ان وهبت نفسها للنبی.... و زن مؤمنه‌ای که خود را بدون شرط و مهریه خود را به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بخشید...».
میمونه امر خود را به عباس عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سپرد او هم میمونه را به همسری رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در آورد و چهارصد درهم و به نقلی پانصد درهم و به نقلی دیگر ده اوقیه را نیز مهریه‌اش قرار داد. گفته شده او خود را به رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هبه کرد و مهری را از حضرت ایشان طلب نکرد.

وقوع ازدواج

[ویرایش]

حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حالی که مُحرِم بود با میمونه ازدواج کرد؛ سپس رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تصمیم گرفت به مناسبت این عروسی، مهمانی‌ای ترتیب دهد و بزرگان و خویشان میمونه را به این مهمانی دعوت کند؛ ولی قریش این دعوت را نپذیرفتند و متذکر شدند که مهلت سه روزه رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای اقامت در مکه پایان پذیرفته است، از این‌رو خواستار خروج حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و سایر مسلمانان از مکه شدند.
[۶۳] رسولی محلاتی، سید‌هاشم، زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ج۳، ص۵۳۱.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از مکه خارج شد و به غلام آزاد شده خود ابو رافع دستور داد تا میمونه را به سوی او آورد.
[۶۵] بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۲، ص۲۶۷.
بدین ترتیب مراسم عروسی در خارج از مکه در منطقه‌ای به نام سَرَف در بین راه مکه و مدینه انجام شد و سپس میمونه به همراه رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به سوی مدینه رهسپار شدند.
[۶۹] بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۲، ص۲۶۷.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای سکونت میمونه حجره‌ای در نظر گرفتند و مانند دیگر زنانش برای او شان و جایگاهی قرار دادند.

اوصاف اخلاقی

[ویرایش]

میمونه در خانه رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صلح و صفا پیشه ساخت و در دسته‌بندی‌هایی که برخی همسران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایجاد کرده بودند، وارد نشد و از دنیای خود به آیین اسلام و نعمت و شرف همسری پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قناعت کرد.
[۷۰] بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، ص۲۶۷، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۲.
او به تقوا و شایستگی و خداترسی و فروتنی مشهور بود.
بخشیدن خود به رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نشان از عظمت خلقش و صدق ایمانش و بی‌آلایشی سیره‌اش دارد. عایشه همسر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز به عظمت روح میمونه و عمق ایمانش اشاره کرده و می‌گوید: «همانا آن بانو (میمونه) از پرهیزگارترین ما و رعایت‌کننده‌ترین ما به پیوند خویشاوندی بود.»

میمونه و دفاع از ساحت علوی

[ویرایش]

پس از وفات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از او و احوالاتش اطلاع چندانی نداریم؛ اما برخی از معدود روایاتی که از ایشان نقل شده‌ است، حکایت از ارادت خاص آن بانو نسبت به ساحت مقدس علی (علیه‌السّلام) دارد. از یزید‌ بن اصم روایتی نقل شده که می‌گفت: «سفیر‌ بن شجره عامری به مدینه آمد و از خاله‌ام میمونه اجازه ورود خواست، ما هم نزد خاله‌مان بودیم پس گفت: اجازه دهید؛ آن مرد وارد شود. خاله‌ام میمونه گفت: از کجا می‌آیی؟ گفت: از کوفه. خاله‌ام گفت از کدام قبیله‌ای؟ گفت: از بنی‌عامر گفت: چرا آمدی؟ مرد گفت: آمده‌ام تا فتنه را بشناسم؛ چرا که مردم در اختلاف و تردید افتاده‌اند. خاله‌ام میمونه گفت: آیا تو با علی (علیه‌السّلام) بیعت کردی؟ مرد گفت: بله گفت: پس برگرد و از صف او جدا نشو، به خدا قسم او نه گمراه است و نه گمراه می‌کند. مرد گفت: ای مادر آیا حدیثی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره علی (علیه‌السّلام) روایت می‌کنی؟ خاله‌ام گفت: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: علی (علیه‌السّلام) شمشیر خداست که بر کافران و منافقان آخته است، هر که او را دوست بدارد، به دوستی من وی را دوست داشته و هرکه با وی دشمنی کند به دشمنی من با وی دشمن شده، بدانید هرکه من یا علی (علیه‌السّلام) را دشمن دارد، در روز قیامت نزد خدا او را حجتی نباشد.»
[۷۵] حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، قم، دانش، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ج۹، ص۷۵۸.


وفات میمونه

[ویرایش]

در سال وفات میمونه اختلاف است. مورخان و سیره نویسان از سال‌های سی و هشت، پنجاه و یک، شصت و یک، شصت و سه، شصت و شش هجری به عنوان سال وفات آن بانوی گران‌قدر یاد کر‌دند. اما از نظر مرحوم علامه عسگری (قدس سره): میمونه پس از بازگشت از سفر حج به سال پنجاه و یک هجری در منطقه سرف وفات کرده است.
[۸۶] عسگری، سید مرتضی، نقش عایشه در اسلام، ترجمه عطاء محمد سردارنیا، ج۱، ص۶۲، تهران، مجمع علمی‌ اسلامی، بی تا.
ابن عباس بر او نماز خواند و ایشان را طبق وصیتش همان‌جا که روزی محل پیوند آسمانی او با رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود، به خاک سپردند. سن شریفشان در زمان وفات در برخی منابع هشتاد یا هشتاد و یک ذکر گردیده‌ است. ایشان آخرین همسر رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود که رحلت کردند.

شخصیت روایی میمونه

[ویرایش]

او احادیثی را از رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت کرده است. راوی اصلی روایت‌های او خواهرزاده‌اش یزید بن اصم است، ضمن اینکه ابن‌ عباس، کریب غلام ابن‌عباس و عبدالله‌ بن شداد نیز روایاتی را از او روایت کرده‌اند. از ایشان هفت حدیث متقن در کتب صحاح مسلم و بخاری نقل شده است.
[۱۰۳] عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۱۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۰۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۷۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۳. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۴. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، بی‌تا، ج۱، ص۴۵۳.    
۵. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۸۰۵، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۶. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۰۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۷. ذهبی، شمس‌الدین، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، ج۴، ص۳۱۹، بیروت، دار الکتب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳.    
۸. عقیقی بخشایشی، همسران رسول خدا، قم، مرکز مطبوعاتی دار التبلیغ، بیتا، ص۷۰.
۹. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، قم، دانش، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ج۹، ص۷۵۸.
۱۰. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۰۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۱۱. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ص۱۸۰۵.    
۱۲. ذهبی، شمس‌الدین، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، ص۳۱۹، بیروت، دار الکتب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳.    
۱۳. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۴، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۴. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۱۵. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۰۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۱۶. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۴، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۷. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۲۳، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۱۸. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۶، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۹. ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، ص۲۷۴، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۸.    
۲۰. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، تحقیق ایلزه لیختن شتیتر، ص۱۰۶- ۱۰۷، بیروت، دار الافاق الجدیده، بی‌تا.    
۲۱. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۰۸.    
۲۲. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۲۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۲۳. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، تحقیق ایلزه لیختن شتیتر، ص۱۰۷- ۱۰۸، بیروت، دار الافاق الجدیده، بی‌تا.    
۲۴. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، ج۲، ص۳۰۰، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
۲۵. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، تحقیق ایلزه لیختن شتیتر، ص۱۰۷- ۱۰۹، بیروت، دار الافاق الجدیده، بی‌تا.    
۲۶. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، ج۲، ص۳۰۰، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
۲۷. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۱۸۹، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳.    
۲۸. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۰۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲۹. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۰۹.    
۳۰. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۳۱. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۰۴، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۳۲. عسکری، سید مرتضی، ترجمه عطاء محمد سردارنیا، نقش عایشه درتاریخ اسلام، تهران: مجمع علمی اسلامی، بی‌تا، ج۱، ص۶۲.
۳۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۶، ص۲۷۲، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۹.    
۳۴. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۷، ص۵۱۰.    
۳۵. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۶، ص۲۷۲، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۹.    
۳۶. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۷، ص۵۱۰.    
۳۷. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۶.    
۳۸. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۷.    
۳۹. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۶، ص۲۷۲، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۹.    
۴۰. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۳، ص۱۶۶، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۴۱. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۳، ص۲۵، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۴۲. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۴۴۵.    
۴۳. بنت الشاطی، عایشه، نساء النبی، ص۱۳۱.    
۴۴. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۶، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۴۵. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۴، ص۳۱۳- ۳۱۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵.    
۴۶. ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۲، ص۶۴۶، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.    
۴۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۰.    
۴۸. ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۲، ص۶۴۶، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.    
۴۹. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۳، ص۱۶۶، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۵۰. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۵، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۵۱. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۴۶.    
۵۲. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۵۳. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۵، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۵۴. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمد عبدالحمید السلفی، ج۲۳، ص۴۲۱، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم.    
۵۵. ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۲، ص۶۴۶، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.    
۵۶. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۵۷. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۶، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۵۸. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۰۵، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۵۹. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۵، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۶۰. مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، ص۲۲۸، قاهره، دارالصاوی، بی‌تا.    
۶۱. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۴، ص۳۳۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵.    
۶۲. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۴، ص۳۳۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵.    
۶۳. رسولی محلاتی، سید‌هاشم، زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ج۳، ص۵۳۱.
۶۴. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۰۵.    
۶۵. بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۲، ص۲۶۷.
۶۶. ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۲، ص۳۷۲، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.    
۶۷. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۶۸. ابن اثیر، عزالدین علی، تاریخ کامل، ترجمه سید محمدحسین روحانی، تهران، اساطیر، چ۱، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۳۰۹.    
۶۹. بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۲، ص۲۶۷.
۷۰. بنت الشاطی، عایشه، زنان پیغمبر، ترجمه محمد علی خلیلی، ص۲۶۷، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۸۲.
۷۱. جمیلی، سید، نساء النبی، ص۱۲۹، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۳.    
۷۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۷۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۲۴، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.    
۷۴. طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۵۰۵، قم، انتشارات دارالثقافه، ۱۴۱۴.    
۷۵. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، قم، دانش، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ج۹، ص۷۵۸.
۷۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ه. ق/۱۹۸۳م، ج۲۲، ص۱۹۶-۱۹۷.    
۷۷. دینوری، ابن قتیبه، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، ص۱۳۷، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.    
۷۸. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۲۰۹.    
۷۹. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ص۱۹۱۸.    
۸۰. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۲۲۵، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶.    
۸۱. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۱۹۰، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳.    
۸۲. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۸۳. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۸۴. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۲۰۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴.    
۸۵. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۸.    
۸۶. عسگری، سید مرتضی، نقش عایشه در اسلام، ترجمه عطاء محمد سردارنیا، ج۱، ص۶۲، تهران، مجمع علمی‌ اسلامی، بی تا.
۸۷. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۴، ص۳۱۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵.    
۸۸. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۸.    
۸۹. ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۲، ص۱۱۰، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.    
۹۰. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، تحقیق ایلزه لیختن شتیتر، ص۹۲، بیروت، دار الافاق الجدیده، بی‌تا    
۹۱. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۹۲. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰    
۹۳. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۸، ص۱۹۰، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳.    
۹۴. طبری، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۱، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۹۵. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۹۶. نیشابوری، مسلم، صحیح، ج۲، ص۱۰۳۲، بیروت، دارالفکر.    
۹۷. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۱، ص۳۲۳، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۹۸. سنن نسائی، احمد بن شعیب، ج۱، ص۲۰۴، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۳۰.    
۹۹. نیشابوری، مسلم‌بن حجاج، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۹۴.    
۱۰۰. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمد عبدالحمید السلفی، ج۲۴، ص۷، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم.    
۱۰۱. بغدادی، علی بن الجَعْد، مسند ابن الجعد، تحقیق ابی القاسم عبدالله بن محمد البغوی، ص۳۵۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۹۹۶.    
۱۰۲. سجستانی، ابن اشعث، سنن ابی داوود، تحقیق سعید محمد اللحام، ج۱، ص۱۷۶    
۱۰۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۱۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «میمونَه بنت حارث»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۴/۱۲.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «میمونه بنت حارث»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۰۱.    






جعبه ابزار