میرزاباقر مجتهد تبریزی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



میرزا باقر مجتهد تبریزی، از علما و ائمه جمعه و جماعات معروف و مجاهد ایران در قرن سیزدهم هجری بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]
وی فرزند میرزا احمد تبریزی بود. دروس دینی را نزد پدرش و شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) و شیخ مرتضی انصاری خواند و خود از علما و فقهای برجسته گردید. وی از اکابر فقهای آذربایجان و دارای نفوذ تام و اعتبار فراوان خانوادگی در آنجا بود و با عزت و احترام شایسته در تبریز می‌زیست. میرزا باقر مرجع تام الاختیار در رسیدگی به امور شرعی مردم بود و امامت جماعت را نیز برعهده داشت و مسجد سبز یا مسجد امام جمعه ـ بزرگترین مسجد تبریز ـ و مسجد زمستانی را بنا کرد و در زمان او کلمه «مجتهد» صرفاً بر او اطلاق می‌شد.
اعتماد السلطنه در المآثر و الآثار در شرح زندگی او می‌نویسد: «امام جمعه تبریز و رئیس اعظم آذربایجان بود و مذهب حق جعفری را حراستی مردانه می‌نمود. مقام فقاهت و اجتهاد آن بزرگوار، مسلم جمیع مسلمین است. خاندان ایشان به آذربایجان، بیت علم و عزت و فضل و ریاست می‌باشد».
نادر میرزا نیز در کتاب تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز می‌نویسد: پس از آنکه امیرکبیر بر او غضب کرد هر شب بیش از هزار مرد مسلح از خانه او محافظت می‌کردند و هنگامی‌که مجبور شد به دستور امیر، تبریز را به قصد تهران ترک کند «آن روز که او از شهر همی‌رفت بازارها بسته بودند. از دروازه باغ میشه تا ویلانکوه از مردم انبوه بود. من نیز بودم که او را بر من حقوق بسیاری بود. چون به قله باغ میشه رسیدیم آنجا نماز ظهرین به جماعت ادا کرد. جهانی مقتدی بود. پس با مردم وداع آخرین کرد و به دارالخلافه رفت. او را نیک و محترم پذیره شدند و رجال دولت و بازرگانان آذربادگانی به دیدار او شتافتند».

فعالیت‌های سیاسی

[ویرایش]

در ربیع الثانی ۱۲۷۳ ق که انگلستان بندر بوشهر را به تصرف خود درآورد، ناصرالدین شاه اعلام جهاد بر ضد انگلستان داد و اندک مدتی بسیاری از علمای سراسر کشور ضمن ارسال نامه‌هایی به صدر اعظم آمادگی رزمی‌ خود و نیروهای اشغالگر انگلیسی اعلام داشتند. به نوشته ناسخ التواریخ «نخستین عریضه از حاجی میرزا محمدباقر مجتهد و امام جمعه تبریز و شیخ الاسلام تبریز برسد که: اینک به اتفاق پانزده هزار کَس مرد کار آزموده، کار سفر ساخته‌ایم و رخصت جنبش را گوش بر فرمانیم و بر ذمت نهاده‌ایم که در این سفر که به حکم شریعت بر ما واجب افتاده، ‌فلسی به نام اجری و مواجب طلب نکنیم، بلکه اگر تمامت عمر صرف این امر شود از زید و عمرو، قراضه‌ای به قرض نخواهیم خواست و از بکر و خالد، طرایف و تالدی نخواهیم جست».
روزنامه وقایع اتفاقیه در شماره ۳۱۳ مورخ دوم جمادی الثانی ۱۲۷۳ ق می‌نویسد که پس از آنکه خبر اشغال بندر بوشهر توسط نیروهای انگلیسی به آذربایجان رسید و اعلام جنگ ناصرالدین شاه به دولت انگلیس در مجلسی متشکل از علما و اعیان آنجا خوانده شد «چنان حالت غیرت و تعصبی برای اهل مجلس دست داد که جناب حاجی سید باقر سلمه الله تعالی و سایر علما عموماً داوطلب شدند که هر وقت اعلامی‌از اولیای دولت قاهر شود ما خود هم برای جهاد فی سبیل الله حاضریم». همین روزنامه در شماره بعد، مضمون نامه میرزا محمدباقر مجتهد و دیگر علمای تبریز را که به «اولیای دولت» نوشته اند آورده است. در بخشی از آن آمده است: «… بر عموم اسلامیان واجب است که به جان و مال در مقام جهاد و دفاع باشند و دین خود را حفظ نمایند.. تمام مملکت آذربایجان بالفعل مستعد می‌باشند که هر وقت اقتضا کند تکلیف شرعی خود را به عمل آورند و خونهای خودشان را در حفظ دین مبین خود به شوق هرچه تمام تر بریزند و اگر بکشند یا خود کشته شوند فی الفور در جنات عدن خداوندی مالک دولت ابدی و صاحب نعمت سرمدی شوند… بدیهی است که هرگز تعصب و غیرت اهل اسلام و تابعین شریعت حضرت خیرالانام (علیه‌السلام) قبول این معنی نخواهند نمود که انگلیس یا خارج دیگر به جان و مال و اهل و عیال مسلمانان و تبعه دولت جاوید بناین استیلا کنند و دین و آیین حق اسلام، خدانکرده و العیاذبالله رو به اضمحلال گذارد. این دعاگو و‌هالی این ولایت علی الاتصال به تهیه جهاد اشتغال دارند و به همه علمای ولایات آذربایجان (نامه) نوشته می‌نویسد که آنها نیز طالب دولت جاوید شهادت فی سبیل الله باشند و دقیقه‌ای غفلت ننمایند».

وفات

[ویرایش]

میرزا باقر رساله‌ای در روزه تألیف کرده بود. وی در پنجم و به قولی در اواخر رجب ۱۲۸۵ ق و به نوشته المآثر و الآثار در ۱۲۸۶ ق در تهران درگذشت. جنازه‌اش به نجف منتقل کرده و در مقبره خانوادگی، روبروی مرقد شیخ طوسی دفن کردند.
[۱] ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۲۶۷.
[۲] ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۲۵.
[۳] ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۸۰.
[۴] ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۸۱.
[۵] میرخواند، محمدبن خاوندشاه، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا، ج۱۰، ص۷۳۲.
[۶] نادرمیرزا، تاریخ و جغرافیایی دارالسلطنه تبریز، ص۱۵۵.
[۷] نادرمیرزا، تاریخ و جغرافیایی دارالسلطنه تبریز، ص۱۶۱.
[۸] روزنامه وقایع اتفاقیه، ج۳، ص۲۰۶۰.
[۹] روزنامه وقایع اتفاقیه، ج۳، ص۲۰۷۹.
[۱۰] مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانه الادب، ج۵، ص۱۷۷.
[۱۱] واعظ خیابانی تبریزی، علی، علمای معاصرین، ص۱۱۲-۱۱۳.
[۱۲] عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، مفاخر آذربایجان، ج۱، ص۱۴۹.
[۱۳] عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، مفاخر آذربایجان، ج۱، ص۱۵۰.
[۱۴] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص۱۶۸-۱۶۹.
[۱۵] صنیع‌الدوله، محمد حسن، المآثر و الآثار، ج۱، ص۲۰۲.
[۱۶] معلم حبیب آبادی، میرزا محمد علی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۶۹۰.
[۱۷] معلم حبیب آبادی، میرزا محمد علی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۶۹۱.
[۱۸] سپهر کاشانی، محمدتقی، ناسخ التواریخ، سلاطین قاجاریه، ج۳، ص۱۴۰۷.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۲۶۷.
۲. ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۲۵.
۳. ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۸۰.
۴. ديباج، اسماعيل، آثار باستانی آذربایجان، ج۱، ص۳۸۱.
۵. میرخواند، محمدبن خاوندشاه، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا، ج۱۰، ص۷۳۲.
۶. نادرمیرزا، تاریخ و جغرافیایی دارالسلطنه تبریز، ص۱۵۵.
۷. نادرمیرزا، تاریخ و جغرافیایی دارالسلطنه تبریز، ص۱۶۱.
۸. روزنامه وقایع اتفاقیه، ج۳، ص۲۰۶۰.
۹. روزنامه وقایع اتفاقیه، ج۳، ص۲۰۷۹.
۱۰. مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانه الادب، ج۵، ص۱۷۷.
۱۱. واعظ خیابانی تبریزی، علی، علمای معاصرین، ص۱۱۲-۱۱۳.
۱۲. عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، مفاخر آذربایجان، ج۱، ص۱۴۹.
۱۳. عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، مفاخر آذربایجان، ج۱، ص۱۵۰.
۱۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص۱۶۸-۱۶۹.
۱۵. صنیع‌الدوله، محمد حسن، المآثر و الآثار، ج۱، ص۲۰۲.
۱۶. معلم حبیب آبادی، میرزا محمد علی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۶۹۰.
۱۷. معلم حبیب آبادی، میرزا محمد علی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۶۹۱.
۱۸. سپهر کاشانی، محمدتقی، ناسخ التواریخ، سلاطین قاجاریه، ج۳، ص۱۴۰۷.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ اسلام، فرهنگنامه علمای مجاهد، برگرفته از مقاله «میرزاباقر مجتهد تبریزی».    





جعبه‌ابزار