مکرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مکر معادل نیرنگ و فریب در فارسی می‌باشد و به معنای تدبیر برای ضرر رساندن می‌باشد و در اصطلاح به معنای پیدا کردن راه‌هایی پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است.

فهرست مندرجات
۱ - مکر در لغت
۲ - مکر در اصطلاح
۳ - ماده "مکر" در قرآن
۴ - رابطه واژه مکر با کید و خدعه
۵ - تفاوت‌های مکر با کید و خدعه
       ۵.۱ - شدیدتر بودن کید نسبت به مکر
       ۵.۲ - محدودیت معنایی خدعه نسبت به مکر
۶ - جنبه ابزاری داشتن مکر نسبت به خیر و شر
۷ - مکر در قرآن
۸ - مکر خداوند
۹ - معنا و مفهوم مکر خدا
       ۹.۱ - مجازی بودن مکر خدا در نظر برخی
              ۹.۱.۱ - توجیه اول قائلین
              ۹.۱.۲ - توجیه دوم قائلین
۱۰ - انواع مکر انتسابی به خداوند
       ۱۰.۱ - مکر ابتدایی
       ۱۰.۲ - مکر ثانوی
۱۱ - صفات مکر خدا
       ۱۱.۱ - برتر بودن مکر خداوند
       ۱۱.۲ - سریع‌تر بودن مکر خداوند
۱۲ - مکر غیر خداوند
۱۳ - تبیین روانشناختی مکر
۱۴ - مکر زدن به خدا از نگاه قرآنی
       ۱۴.۱ - توجیهات مکر زدن به خداوند
              ۱۴.۱.۱ - به اعتبار رفتار منافقان
              ۱۴.۱.۲ - مکر با پیامبر، مراد از مکر به خدا
۱۵ - بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن
       ۱۵.۱ - بازگشت مکر به خود مکار
       ۱۵.۲ - شکست مکاران در حیله و مکرشان
۱۶ - پانویس
۱۷ - منبع

مکر در لغت[ویرایش]

مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن [۱] یا حیله‌گری در نهان آمده؛ [۲] یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله نیرنگ. [۳]
معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرگ و... است. [۴] [۵]

مکر در اصطلاح[ویرایش]

مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه‌های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله‌ای از رذائل قوه عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت‌ترین رذائل به حساب می‌آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می‌رود. [۶]

ماده "مکر" در قرآن[ویرایش]

ماده "مکر" در قرآن کریم ۴۳ بار به کار رفته که بیشتر موارد درباره خداوند مطرح شده؛ [۷] [۸] [۹] [۱۰] و...
از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده‌اند. [۱۱]

رابطه واژه مکر با کید و خدعه[ویرایش]

در علم لغت واژه مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان‌کاری مشترک هستند؛ [۱۲]

تفاوت‌‌های مکر با کید و خدعه[ویرایش]

اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:

← شدیدتر بودن کید نسبت به مکر
کید به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است. [۱۳]
این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و ۳۵ مرتبه در قرآن به کار رفته؛ [۱۴] [۱۵] و...
و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است. [۱۶]

← محدودیت معنایی خدعه نسبت به مکر
خدعه از ماده "خدع" است به معنای وادار کردن دیگری به کاری که او در صدد آن کار نبوده و آشکار کردن کاری بر خلاف آنچه که پوشیده است. [۱۷]
"خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد، [۱۸]
که در قرآن پنج بار به کار رفته، [۱۹] [۲۰] [۲۱]
اما گستره معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می‌شود که از شأن آنها ظاهر بودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته شده است. [۲۲]

جنبه ابزاری داشتن مکر نسبت به خیر و شر[ویرایش]

بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می‌تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می‌تواند در افعال شر و هم در افعال خیر به کار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر. [۲۳]
البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی؛ [۲۴]
لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته‌اند. [۲۵]

مکر در قرآن[ویرایش]

در قرآن کریم مسائلی درباره مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می‌توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت‌های مذموم و نیت‌های خیر به کار می‌رود:
«...اسْتِکْبَارًا فیِ الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّییّ وَ لَایحیقُ الْمَکْرُ السَّیئّ إِلَّا بِأَهْلِهِ» [۲۶]
«...اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگ‌های بدشان بود؛ امّا این نیرنگ‌ها تنها دامان صاحبانش را می‏گیرد.»
در این آیه و آیات مانند آن [۲۷] [۲۸]
مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می‌رساند که مکر از منظر قرآنی می‌تواند ابزاری برای افعال شر باشد؛ و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می‌تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد. [۲۹]
همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه، مکر به خدا نسبت داده شده است:
«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ...» [۳۰]
«و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویی کرد...»
انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی‌زند، روشن می‌کند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی‌داند؛ بلکه مکر می‌تواند در دست کسانی با نیت‌های پاک باشد و در افعال خیر به کار رود؛ همچنانکه می‌تواند ابزاری در دست صاحبان نیت‌های شوم باشد و در افعال شر به کار رود. [۳۱]

مکر خداوند[ویرایش]

مکر درباره خدا در آیات بسیاری به کار رفته و کاربرد آن در قرآن کریم مباحث بسیاری را در پی دارد.

معنا و مفهوم مکر خدا[ویرایش]

در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است:
برخی قائلند که مکر درباره خداوند به صورت حقیقی به کار نرفته و اینکه قرآن می‌فرماید: «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ...»، [۳۲]

← مجازی بودن مکر خدا در نظر برخی
کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است:

←← توجیه اول قائلین
به کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می‌چشاند، نه اینکه معنای واقعی مکر اراده شده باشد. [۳۳]

←← توجیه دوم قائلین
مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه ذیل که می‌فرماید:
«...فَمَنِ اعْتَدی‏ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدی‏ عَلَیْکُم» [۳۴]
«...و (به طور کلّی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدّی کنید!»
تعدی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدی کننده است؛ [۳۵]
به عبارتی تعدی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است؛ [۳۶]
پس "مکر" اگرچه قبیح است، اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن کلام بوده و مجازاتی است برای مکر کنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست، بلکه به عنوان مجاز به کار رفته است. [۳۷] [۳۸]
این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می‌پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در قرآن به کار رفته، ناحق می‌دانند. [۳۹]

انواع مکر انتسابی به خداوند[ویرایش]

پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکار شدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می‌پردازیم که به خدا نسبت داده شده‌اند و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی به کار رفته‌اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است: [۴۰]

← مکر ابتدایی
در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و بطور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است:
«أَفَأَمِنُوا مَکْرَاللَّهِ فَلا یأْمَنُ مَکْرَاللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» [۴۱]
«و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‏اند و (حال آنکه‏) جز گروه زیانکاران از ترفند خدا ایمن نمی‏باشند؟»
مکر ابتدایی یعنی بدون اینکه بنده‌ای مرتکب معصیت و مکری شود، صدورش از ناحیه خداوند ممتنع است؛ اما اینکه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست که ایمن بودن از مکر خدا در حقیقت خود مکری از ناحیه خدای تعالی است که دنبالش عذاب است؛ و اینکه فرمود: «مردم ایمن از مکر خدا فقط زیانکارانند»، چون همان ایمنی‏شان نیز مکر خداست. [۴۲]

← مکر ثانوی
در اکثر آیات مکر خدا در مرتبه دوم به کار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است:
«إِنَّ الْمُنافِقینَ یخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاةِ قامُوا کُسالی‏ یراؤُنَ النَّاسَ وَ لایذْکُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً» [۴۳]
«منافقان می‏خواهند خدا را فریب دهند؛ درحالیکه او آنها را فریب می‏دهد و هنگامی که به نماز برمی‏خیزند، با کسالت برمی‏خیزند و در برابر مردم ریا می‏کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‏نمایند!»
"مکر" در اصل به معنای غافل‏گیر کردن شخصی و ضرر رساندن به اوست؛ این عمل از خداوند وقتی صحیح است که به عنوان مجازات صورت بگیرد، و از ناحیه‌ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتی را برای او تنظیم می‌کند که وی با پای خودش، درحالیکه غافل از سرنوشت خود است، بسوی عذاب الهی برود. [۴۴]
بنابراین خدعه منافقان همان ناتوانی، حیله‌گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهان کاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می‌شوند. [۴۵]

صفات مکر خدا[ویرایش]

در قرآن کریم مکر خدا سریع‌ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکاران معرفی شده که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می‌پردازیم:

← برتر بودن مکر خداوند
«...وَاللَّهُ خَیرُ الْماکِرینَ» [۴۶] [۴۷]
«...و خداوند، بهترین چاره‏جویان است.»
مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می‌توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن کامل‏تر است؛ هم از لحاظ عملی به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس اینکه مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست. [۴۸]

← سریع‌تر بودن مکر خداوند
در آیه دیگر می‌فرماید:
«...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْراً» [۴۹]
«...خداوند سریعتر از شما مکر (چاره‏جویی‏) می‏کند.»
صفت دیگری که برای مکر خداوند در قرآن کریم بیان شده، سریع‌تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع‌ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده‌اند که خداوند از اعمال و اراده بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی‌توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت‌های خود خیال می‌کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می‌توانند درباره دین خدا مکری به کار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می‌زنند.بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و اینچنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می‌کند. [۵۰] [۵۱] [۵۲]

مکر غیر خداوند[ویرایش]

در برابر مکر خداوند در قرآن کریم، خداوند از مکری یاد کرده که غالبا مذموم می‌باشد؛ این مکر به منافقان، [۵۳] کافران، [۵۴] زنان، [۵۵] شیطان، [۵۶] دنیا [۵۷] و... نسبت داده شده است.

تبیین روانشناختی مکر[ویرایش]

مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده و در قرآن مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات روانی انسان دارد.
«وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فیِ ءَایَاتِنَا» [۵۸]
«هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‏کنند.» [۵۹]

مکر زدن به خدا از نگاه قرآنی[ویرایش]

مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟
جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی‌تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ درحالیکه چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی‌تواند به خدا ضرر برساند؛ [۶۰]

← توجیهات مکر زدن به خداوند
خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابل توجیه است:

←← به اعتبار رفتار منافقان
این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طوری است که اگر کسی باطن قضیه و واقع را نداند، گول می‌خورد؛ با اینکه در حقیقت احدی نمی‌تواند خدا را گول بزند. [۶۱]

←← مکر با پیامبر، مراد از مکر به خدا
مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همانطور که اطاعت رسول خدا(ص) اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست. [۶۲]

بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن[ویرایش]

مکارانی که می‌خواهند مکر خود را در برابر حق به کار ببرند، از نظر بیانات و آموزه‌های قرآنی شکست خوده هستند که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می‌پردازیم:

← بازگشت مکر به خود مکار
در آیاتی از قرآن کریم خداوند مکر و خدعه مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است:
«یخُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ مَا یخدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ» [۶۳]
«با خدا و کسانی که ایمان آورده‏اند، نیرنگ می‏بازند، در حالی که جز برخودشان نیرنگ نمی‏زنند و (با درک حسّی) متوجه نمی‏شوند.»
نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی‌دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد، به خود اوست؛ [۶۴]
و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله مکاران را به خودشان می‌داند. [۶۵]

← شکست مکاران در حیله و مکرشان
قرآن کریم از مکر و خدعه بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته که در مورد مکر کافران می‌فرماید: «نقشه کافران جز در گمراهی نیست.» [۶۶]
و یا درباره مکر فرعون می‌فرماید: «توطئه فرعون (و همفکران او) جز به نابودی نمی‏انجامد!» [۶۷]
دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین شخصی امکان ندارد؛
«وَ قَدْ مَکَرُواْ مَکْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَکْرُهُمْ وَ إِن کاَنَ مَکْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ» [۶۸]
«و بیقین (با) فریبکاریشان فریبکاری کردند و فریبکاریشان نزد خدا (آشکار) است و اگرچه فریبشان (چنان باشد که) از آن کوه‏ها از جا کنده شود!»
حیله‌گران هر چه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه‌هایشان نقش بر آب می‌شود؛ چون گرچه مکاران حیله‌هایشان را پنهان می‌دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست، بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است. [۶۹]

پانویس[ویرایش]
 
۱. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‏، ج‏۱۱، ص۱۴۳.
۲. لسان العرب‌، ج‌۵، ص۱۸۳.    
۳. المفردات فی غریب القرآن‌، ص۷۷۲.    
۴. فرهنگ ابجدی عربی- فارسی‏، بیتا، بیجا، ص۸۵۵.
۵. لغتنامه دهخدا، ج۱۳، ص۱۸۸۹۱.
۶. جامع السعادات، ص۲۴۶.
۷. آل عمران/سوره۳، آیه۵۴.    
۸. انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۹. اعراف/سوره۷، آیه۹۹.    
۱۰. یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
۱۱. قاموس قرآن‏، ج‏۶، ص۲۶۵.
۱۲. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۱۱، ص۱۴۳.
۱۳. مجمع البحرین، ج‌۳، ص۱۳۹.    
۱۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۰.    
۱۵. نساء/سوره۴، آیه۷۶.    
۱۶. معجم الفروق اللغویه، عسکری، ابی هلال، ص۵۰۸.
۱۷. المفردات فی غریب القرآن‌، ص۲۷۶.    
۱۸. لسان العرب، ج‌۸، ص۶۳.    
۱۹. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۲۰. بقرة/سوره۲، آیه۹.    
۲۱. أنفال/سوره۸، آیه۶۲.    
۲۲. کتاب العین‌، ج‌۵، ص۳۷۰.    
۲۳. کرانه سعادت، ترجمه سیدمهدی شمس الدین، ص۲۱۳.
۲۴. تفسیر نمونه‌، ج‌۲، ص۵۶۶.    
۲۵. التحریر و التنویر، بیتا، بیجا، ابن عاشور، محمد بن طاهر، ج‏۲۲، ص۱۸۵.
۲۶. فاطر/سوره۳۵، آیه۴۳.    
۲۷. غافر/سوره۴۰، آیه۴۵.    
۲۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۵.    
۲۹. قاموس قرآن، ج‏۶، ص۲۶۵.
۳۰. آل عمران/سوره۳، آیه۵۴.    
۳۱. تفسیر من وحی القرآن‏، فضل الله، سید محمد حسین، ج‏۶، ص۴۶.
۳۲. آل عمران/سوره۳، آیه۵۴.    
۳۳. التفسیر الحدیث‏، دروزة، محمد عزت، ج‏۲، ص۴۳۵.
۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۳۵. التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۲، ص۴۷۶.    
۳۶. لسان العرب، ج‌۵، ص۱۸۳.    
۳۷. لسان العرب، ج‌۵، ص۱۸۳.    
۳۸. التبیان فی تفسیر القرآن،‌ ج‌۲، ص۴۷۶.    
۳۹. کرانه سعادت، ص۲۱۴–۲۱۵.
۴۰. نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، خدایاری، ناصر؛ و مرادی صادق، ص۳۷۲.
۴۱. أعراف/سوره۷، آیه۹۹.    
۴۲. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۸، ص۲۰۲.    
۴۳. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۴۴. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۸، ص۲۰۲.    
۴۵. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن‏، صادقی تهرانی، محمد، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲.
۴۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۴.    
۴۷. أنفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۴۸. تفسیر تسنیم، ج۱۴، ص۳۸۱.
۴۹. یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
۵۰. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۳۶.    
۵۱. تفسیر من وحی القرآن‏، ج‏۱۳، ص۱۲۷.
۵۲. التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، زحیلی، وهبة بن مصطفی،‏ ج‏۱۳، ص۱۹۳.
۵۳. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۵۴. رعد/سوره۱۳، آیه۳۳.    
۵۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۱.    
۵۶. نساء/سوره۴، آیه۱۲۰.    
۵۷. لقمان/سوره۳۱، آیه۳۳.    
۵۸. یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
۵۹. انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره ۳و۴، ۱۳۸۵ش، ص۱۱.
۶۰. تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۵۳–۲۵۴.
۶۱. مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏، ج‏۱، ص۱۳۴.
۶۲. تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۵۴.
۶۳. بقره/سوره۲، آیه۹.    
۶۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۷.    
۶۵. تفسیر تسنیم، ج۲، ص۲۵۴.
۶۶. غافر/سوره۴۰، آیه۲۵.    
۶۷. غافر/سوره۴۰، آیه۳۷.    
۶۸. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۶.    
۶۹. تفسیر موضوعی قرآن کریم، جوادی آملی، عبدالله؛، ج۳، ص۱۳۶.


منبع[ویرایش]

دانشنامه موضوعی قرآن.    




جعبه‌ابزار