منابع تفسیر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منابع جمع منبع است، و سرچشمه و منشأ هر چیزی را منبع آن گویند،
[۲] آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ج۱، ص۷۶۹، «نبع»، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳ ش.
چنان که محل جوشش و خارج شدن آب از زمین را منبع آن می‌نامند.
[۴] ابن فارس (م ۳۹۵ ق)، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۸۱، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق.
[۵] «منبع»، الفیومی (م ۷۷۰ ق)، ج۱، ص۵۹۱، المصباح المنیر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.



مقصود از منابع و ابزار

[ویرایش]

مقصود از منابع تفسیر، معلوماتی عقلی یا نقلی یا تجربی است که با آیات قرآن کریم مرتبط بوده و دلیل فهم مراد خداوند از آیات قرآن قرار می‌گیرند.
مقصود از ابزارها نیز در این بحث، دانش‌ها و فنونی است که برای بهره گیری از منابع و به کارگیری قواعد تفسیر ضروری‌اند، زیرا مفسر در فهم و تبیین مراد خداوند با الفاظ و عبارات قرآن سر و کار دارد و کالبدشکافی و فهم و تبیین آن‌ها بدون بهره گیری از ابزار لازم میسر نمی‌گردد.
در باب ابزارهای تفسیر و تمایز آن با منابع این نکته شایان توجه است که آنچه مفسر را با زبان عربی به عنوان زبان قرآن آشنا می‌کند منبع تفسیر نیست، بلکه ابزار است، چون أولا دانستن زبان متن، پیش نیاز خود مفسر است تا بتواند با متن ارتباط برقرار کند.
ثانیاً دانستن لغت و ادبیات عرب پیش نیاز مشترک همه متونی است که به زبان عربی‌اند، با این حال در منابع تفسیر پژوهی این دو اصطلاح به جای یکدیگر به کار می‌روند.
مؤلفان علوم قرآنی از دیرباز درباره منابع تفسیر به اختصار نکاتی را باز گفته‌اند؛ زرکشی با عنوان «مآخذ تفسیر»
[۶] الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۵۶، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
مهم ‌ترین منابع تفسیر را به اختصار معرفی کرده و سیوطی مطالب وی را در نوع ۷۸ الاتقان گزارش کرده است. بسیاری از مفسران نیز در مقدمه
[۸] الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۳، ص۳۱۹-۳۵۳، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
یا در خاتمه تفسیر خود به این بحث اشاره کرده‌اند.
[۹] میبدی (م ۵۲۰ ق)، کشف الاسرار، ج۱۰، ص۶۷۹، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶.
راغب اصفهانی در مقدمه جامع التفاسیر با عنوان «فی بیان الآلات التی یحتاج إلیها المفسر» به بیان شرایط تفسیر و معرفی علوم و ابزارهای مورد نیاز مفسر پرداخته است.
[۱۰] الراغب (م. ۴۲۵ ق.)، مقدمة جامع التفاسیر، ص۹۳-۹۷، به کوشش احمد حسن، کویت، دارالدعوة، ۱۴۰۵ ق.
ابن کثیر نیز در مقدمه تفسیر خود به بیان مصادر تفسیر در دوران صحابه اشاره کرده، آن را شامل قرآن، سنت نبوی و گفته‌های صحابه و تابعان می‌داند.
[۱۱] ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۱۶، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.
[۱۲] علوم القرآن عند المفسرین، فرهنگ و معارف قرآن، ص۲۷۷، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
قرآن پژوهان معاصر نیز با عنوان مصادر تفسیر
[۱۳] محمد حسین علی الصغیر، المبادئ العامه لتفسیر القرآن، ص۵۹، بیروت، دارالمورخ العربی، ۱۴۲۰ ق.
[۱۴] علوم القرآن عند المفسرین، فرهنگ و معارف قرآن، ص۲۷۷، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
و اصول تفسیر
[۱۶] محمد فاضل لنکرانی،مدخل التفسیر، ص۱۶۰-۱۷۹، تهران، مطبعة الحيدری، ۱۳۹۶ ق؛
به این بحث پرداخته‌اند.

اقسام

[ویرایش]

منابع تفسیر در یک نگاه به سه دسته نقلی، عقلی و علمی قسمت می‌شوند.
منابع نقلی عبارت‌اند از: قرآن کریم، روایات معصومان (علیهم‌السلام)، لغت و تاریخ .
منابع عقلی هم شامل بدیهیات و مقدمات عقلی قطعی است.
منابع علمی نیز شامل علوم تجربی و انسانی است.

منابع نقلی

[ویرایش]


← آیات قرآن


اصلی ‌ترین و فراگیرترین منبع تفسیر، آیات قرآن کریم‌اند، چنان که عقلا در محاوراتشان، بخشی از سخنان خود را با بخش های دیگر آن تخصیص، تقیید یا تبیین می‌کنند.
[۱۷] محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۵، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.
برخی از آیات قرآن بر مرجع و منبع بودن قرآن در تفسیر دلالت دارند؛ مانند تصریح به «اُمّ الکتاب» بودن آیات محکم در آیه ۷ آل عمران که لازمه آن لزوم بازگرداندن آیات متشابه به محکمات قرآنی است تا تشابه آن‌ها زدوده شود.
این آیه دست کم بر منبع بودن آیات محکم در تفسیر آیات متشابه دلالت دارد، گرچه برخی مفسران با استناد به این آیه، منبع بودن آیات در تفسیر را ویژه متشابهات ندانسته، در همه جا روا می‌دانند. روایات معصومان (علیهم‌السلام) نیز بر منبع بودن قرآن در تفسیر دلالت دارند؛ مانند سخن حضرت علی (علیه‌السلام) : «ینْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْض و یشْهَدُ بَعْضُهُ عَلی بَعْض
[۲۱] صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.
برخی از آیات قرآن با بعضی دیگر از آن گویا می‌شود و برخی از آن گواه بعضی دیگر از آن می‌شود».
برخی از روایات هم مشتمل بر شیوه تفسیر قرآن به قرآن است.
مفسران از آیات قرآن در تفسیر بهره برده‌اند؛ ابن عباس ، عکرمه ، ابن زید ، مقاتل ، حسن بصری
[۲۷] السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۱، ص۵۹-۶۰، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
[۲۸] ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۸۶، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.
و مفسران پیشین مانند طبری ،
[۲۹] الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۱، ص۲۰۱، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
شریف رضی ، شیخ طوسی ، شیخ طبرسی زمخشری قرطبی
[۴۲] القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۳۷ - ۱۳۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
[۴۳] القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۲-۱۴۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
[۴۴] القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
ابن تیمیه
[۴۵] ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، مقدمة فى اصول التفسیر، ص۹۳-۹۵، به کوشش محمود نصار، قاهرة، مکتبة التراث الاسلامى.
[۴۶] ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۰۰، به کوشش عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۸ ق.
و مفسران معاصر مانند عبده و رشیدرضا در المنار، شنقیطی در اضواء البیان، صادقی در الفرقان و از همه بیش‌تر علامه طباطبایی در المیزان از آیات دیگر در تفسیر بهره برده و قرآن را از منابع مهم تفسیر به شمار آورده‌اند.

← روایات معصومان


بعد از قرآن، روایات معصومان (علیهم‌السلام) مهم ‌ترین منبع تفسیر قرآن‌اند.
مقصود از «روایت» در این مبحث گزارش سخن، رفتار یا تقریر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و دیگر معصومان (علیهم‌السلام) است.
ادله منبع بودن روایات معصومان (علیهم‌السلام) در تفسیر عبارت‌اند از:

←← ادله قرآنی


خدای متعالی در آیاتی از قرآن کریم مانند ۴۴ نحل رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را مبین و معلم قرآن (الذکر) معرفی می‌کند: «واَنزَلنا اِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِم ولَعَلَّهُم یتَفَکرون».
با توجه به سیاق آیه و نیز روایات متعدد، مقصود از «الذِّکرَ» قرآن است،
[۴۸] الکلینی (م ۳۲۹ ق)، الکافی، ج۱، ص۲۹۵، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.
بنابراین مرجعیت رسمی در تفسیر از آن رسول خداست و دیگران باید بیان ایشان را معیار فهم مقصود خداوند از آیات قرار دهند.
در برخی آیات مانند آیه ۲ جمعه نیز رسول خدا معلم قرآن معرفی شده است: «وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتَبَ وَالحِْکمَة».

←← ادله روایی


در برخی از روایات صحیح، رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و امامان معصوم (علیهم‌السلام) داناترین افراد به ظاهر و باطن قرآن به شمار آمده‌اند همچنین بر اساس روایت متواتر ثقلین : «أَیهَا النّاس! إِنّی تارِک فیکمُ الثَّقَلَینِ، ما إِنْ تَمَسَّکتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوا: کتابَ اللّهِ، وعِتْرَتی أَهْلَ بَیتی، فَإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الحَوضَ»
[۵۶] الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۰، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
[۵۸] احمد بن حنبل (م ۲۴۱ ق)، مسند احمد، ج۳، ص۱۴، بیروت، دار صادر.
[۵۹] النسایی (م ۳۰۳ ق)، سنن النسائی، ج۵، ص۴۵، به کوشش عبدالغفار سلیمان، سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ ق.
اهل بیت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) همواره با قرآن همراه و همگام‌اند و لازم این معیت و همراهی، علم جامع و اشراف کامل آنان به قرآن کریم است.
به این ترتیب آنان به معانی و مقاصد عالی قرآن آگاه‌اند و هرگز خطا نمی‌کنند، زیرا لازم مصونیت مطلق و همیشگی انسان‌ها در صورت تمسک به قرآن و عترت (علیهم‌السلام) این است که عترت (علیهم‌السلام) هرگز خطا نکرده، همواره در قول و عمل راه صواب می‌پویند.
نتیجه آن‌که اگر سخنی در تفسیر قرآن بگویند یا کاری به عنوان عمل به قرآن انجام دهند برای مردم حجت خواهد بود، چنان که سخن و عمل رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) حجت بوده است.
شایان ذکر است که روایات تفسیری معصومان (علیهم‌السلام) پس از عرضه بر قرآن و احراز عدم مخالفت آن‌ها با قرآن، به عنوان منبع و مستند تفسیر پذیرفته می‌شوند.

← منابع لغوی


از دیگر منابع یا ابزارهای تفسیر، متون بیانگر معانی واژگان قرآن در عصر نزول‌اند.
مهم ‌ترین منابع این بخش افزون بر روایات معصومان (علیهم‌السلام)، سخنان صحابه و فرهنگ های واژه شناسی و متون دربردارنده سخنان معاصران دوران نزول‌اند.
قرآن به زبان مردم عربی زبان معاصر نزول فرود آمده و افزون بر تعلیم معارف الهی، عناصر نادرست فرهنگشان را مردود شمرده است، از همین رو یکی از راه‌های فهم معانی واژگان قرآن بررسی کاربرد این واژه‌ها در سخنان عربی زبانان عصر نزول است.
[۶۰] البلاغی (م ۱۳۵۲ ق)، آلاءالرحمن، ج۱، ص۳۲، تهران، المعجم الوسیط، بعثت، ۱۴۲۰ ق.
این سخنان در دو قالب نثر و نظم یافت می‌شوند.
در زمینه نثر جز گزارش رخدادهای تاریخی یا ضرب المثل‌ها و گفتوگوهایی که صحابیان شاهد آن بوده‌اند چیز دیگری وجود ندارد؛ ولی در برابر، شعرهای فراوانی از شاعران آن دوران نقل شده که شواهد روشنی برای معانی واژگان یاد شده در زبان عربی آن روزگاراند.
ابن عباس در این باره می‌گوید که هرگاه درباره واژگان دشوار قرآن از من بپرسید، در شعر عرب وارسی کنید، زیرا شعر، دیوان عرب است.
[۶۱] الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۹۲، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
گفتنی است که کاربرد واژگان در نثر یا نظم آن دوران گرچه مفسر را در راه رسیدن به معنای مقصود کمک می‌کند و از منابع تفسیر به شمار می‌آید؛ لیکن به تنهایی بیانگر مقصود قرآن از آن واژه نیست، بلکه به قراین کلام نيز باید توجه کرد.
گفته‌های صحابه درباره معانی واژگان قرآن نیز با توجه به آگاهی آنان به زبان قرآن از منابع لغوی و راهنمای مفسر در دستیابی به معنای رایج این واژه‌ها در زمان نزول قرآن‌اند.
[۶۲] رشید رضا (م ۱۳۵۴ ق)، تفسیر المنار، ج۱، ص۷-۸، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.
روشن است که گفتار صحابی از جهت صحابی بودن در تفسیر حجیت ندارد، مگر آن‌که کشف شود آنان سخن رسول خدا را نقل می‌کنند یا از این جهت که متخصص در زبان‌اند و سخن آنان راهگشای در تفسیر است مورد استناد قرار گیرد.
[۶۳] تسنیم، ج ۱، ص ۲۳۲.

از دیگر راه‌های دستیابی به معانی واژگان قرآنی مراجعه به فرهنگ های واژه شناسی است.
فرهنگ های واژه شناسی عربی، پس از دوران نزول قرآن تدوین شده و‌ به‌طور طبیعی از فرهنگ قرآن متأثرند، تا آن‌جا که برخی از لغت شناسان همچون خلیل برای تبیین معنای کلمات به آیه‌های قرآن نیز اشاره یا استناد و استشهاد کرده یا کاربرد قرآنی برخی واژه‌ها را یادآور شده‌اند.
[۶۴] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۹۳۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
[۶۵] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۹۶۰، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
[۶۶] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۶۶، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
[۶۷] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۹۷، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
[۶۸] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۹۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
[۶۹] خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۱۱۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
افزون بر این‌که برخی از این فرهنگ‌ها ویژه قرآن، و به تفسیر غریب القرآن ، مجاز القرآن و معانی القرآن نامبردارند.
گفتنی است که به سبب اجتهادی و استنباطی بودن کار فرهنگ نویسان به ویژه نگارندگان غریب القرآن‌ها نمی‌توان سخنانشان را بدون بررسی کافی پذیرفت و بدان‌ها اعتماد کرد، بنابراین نه کتاب های واژه شناسی و نه غریب القرآن‌ها هیچ‌یک سخن نهایی را نگفته‌اند و همه جا گزارشگر نیستند و در بیان معانی کلمات، گاه معانی حقیقی و مجازی را به هم آمیخته‌اند.
[۷۰] البلاغی (م ۱۳۵۲ ق)، آلاءالرحمن، ج۱، ص۳۲، تهران، المعجم الوسیط، بعثت، ۱۴۲۰ ق.


← منابع تاریخی


راز کارآمدی منابع تاریخی در فهم قرآن این است که بسیاری از آیات، رخدادهای گذشته و به ویژه تحولات عصر نزول را بیان می‌کنند یا به گونه‌ای با آن ارتباط دارند.
[۷۱] عبدالرحمن بن ناصر السعدی (م ۱۳۷۶ ق)، تیسیر الکریم الرحمن، ج۱، ص۱۱، به کوشش محمد زهری، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۸ ق.

با نگاهی گذرا به مطالب تاریخی قرآن در می‌یابیم که بسیاری از آیات به بیان دعوت، مبارزه، زمامداری، قضاوت ، عبادت ، صنعت و معجزات انبیای پیشین و عکس العمل مردم در برابر آنان و فرجام کارشان پرداخته‌اند.
قرآن افزون بر پیامبرانی که نامشان را مطرح کرده، از برجستگان دیگری نیز یاد می‌کند؛ چه خوبان با ایمان و چه بدان سرکش؛ خوبانی چون لقمان ، ذوالقرنین ، اصحاب کهف ، مؤمن آل فرعون ، ملکه سبا و آسیه همسر فرعون و بدانی همانند فرعون، همسر نوح (علیه‌السلام)، اصحاب فیل و قارون .
برخی از داستان های این شخصیت‌ها نیاز به شرح و توضیح دارند و گاه با بهره گیری از منابع تاریخی، مقصود قرآن روشنی بیشتری یابد.
اگرچه نقل های تاریخی در فهم آیات تاریخی قرآن تکیه گاه اصلی نیستند، ولی این نقل‌ها افق جدیدی در برابر مفسر می‌گشایند و از این رهگذر فهم بهتری از این آیات به دست می‌آید.
گفتنی است که برای بهره گیری از منابع تاریخی، معیارهایی است، زیرا همه منابع تاریخی معتبر نیستند و در متون معتبر تاریخی نیز مطالب نادرستی وجود دارد.
مهم ‌ترین معیارها عبارت‌اند از:

←← عدم تعارض با قرآن


ناسازگاری با آموزه‌های قرآن ، نشانه نادرستی نقل تاریخی است.
باید توجه داشت که برخی گزارش‌ها به مرور زمان دچار تحریف‌هایی خواسته و ناخواسته شده که رهزن فهم صحیح‌اند، چنان که گزارش‌های تاریخی ازدواج حضرت داود (علیه‌السلام) با همسر اوریا و ازدواج حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با زینب بنت جَحْش با دیدگاه قرآن در باب عصمت انبیای الهی به کلی ناسازگارند و مفسرانی که به این گونه نقل‌ها اعتماد کرده‌اند از تفسیر درست آیات مربوط به آن‌ها بازمانده‌اند.
[۷۲] الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
[۷۳] الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.


←← عدم تعارض با معلومات عقلی قطعی


نقل ناسازگار با داده‌های بدیهی عقلی و لوازم بیواسطه عقلی نباید منبع تفسیر قرار گیرد، زیرا خدای متعالی هرگز بر خلاف اصول مسلم عقلی سخن نمی‌گوید، بنابراین، نقل مخالف عقل چنانچه توجیه پذیر نباشد، معتبر نیست؛ مانند روایات اسرائیلی مربوط به عمالقه و رفتار آنان با نخبگان بنی اسرائیل که در کتب تفسیر راه یافته و با عصمت انبیا (علیهم‌السلام) ناسازگار و به کلی نامعقول و ازاین‌رو مردودند.
[۷۴] السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۳، ۲۳۰، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
[۷۵] السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۱، ص۳۱۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
[۷۶] محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۰۷-۳۰۸، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.

معیارهای دیگری که برای ارزیابی مطلق روایات وجود دارند مانند سازگاری درونی، سازگاری با گزارش‌های قطعی و معتبر، درستی سند و توجه به تأثیر گرایش‌های سیاسی راویان، درباره روایات تاریخی نیز جاری‌اند، بنابراین گزارش‌های تاریخی مخالف با روایات قطعی یا متأثر از گرایش سیاسی راوی قابل اعتنا نیستند؛
مثلاً برخی از روایات مربوط به داستان افک در آیات ۱۱ - ۲۳ نور هیچ یک از معیارهای یادشده را ندارند؛ یعنی افزون بر ضعف سند، تناقض درونی، ناسازگاری با روایات دیگر و ناسازگاری با قرآن، از افرادی نقل شده‌اند که دارای گرایش سیاسی خاصی بوده‌اند و گزارش آنان پیراسته از اغراض سیاسی نیست.
[۷۹] محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۶، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.

یادکرد این نکته بجاست که منابع تاریخی تنها در تفسیر آیات قرآنی بیانگر تاریخ، راهگشایند و در فهم و تفسیر آیات بیانگر توحید و مانند آن سودمند نیستند.

منابع عقلی

[ویرایش]

عقل ، نقش‌ها و تعریف های مختلفی در تفسیر دارد.
گاه نقش ابزاری داشته و معنای آیه‌ای را از جمع بندی آیات و روایات در می‌یابد.
در این صورت عقل نقش مصباح و روشنگری دارد.
گاه نیز دارای نقش منبعی است، یعنی همان ادراکات بدیهی یا نزدیک به بدیهی که خداوند در همه انسان‌ها قرار داده و علوم متعارفه منبع تفسیر و کشف مرادات الهی است.
[۸۰] تسنیم، ج ۱، ص ۱۷۰ - ۱۷۱.
منبع بودن عقل در تفسیر قرآن در موارد زیر قابل توجه است:

← نقش سلبی


ظاهر برخی از آیات قرآن بر خلاف بدیهیات عقلی است و صرف نظر از منابع دیگر که مفسر را در فهم صحیح آن‌ها کمک می‌کند، عقل به تنهایی می‌تواند معنای ظاهر را نفی کند، چنان که ظاهر آیه «اِلی رَبِّها ناظِرَة» نگاه با چشم مادی را می‌رساند؛ لیکن با توجه به برهان های قطعی و روشن عقل که چنین نگاهی را غیر ممکن می‌داند، مراد از نگریستن، نگاه حسی با چشم مادی نیست.

← نقش ایجابی


گاهی صرف نظر از ادله و منابع دیگر، عقل به تنهایی ظاهر آیه را تأیید کرده، توجیه و مخالفت با آن را ناروا می‌شمارد، چنان که ظاهر آیه «سُبحـنَ الَّذی اَسری بِعَبدِهِ لَیلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَی المَسجِدِ الاَقصَا...» دلالت دارد که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فاصله طولانی مسجد الحرام در مکه را تا مسجد الاقصی در بیت المقدس در شبی پیموده است.
برخی بدون توجه به قدرت بیکران خداوند داستان معراج را که بخشی از آن در این آیه آمده است، به خواب دیدن توجیه کرده‌اند و به این ترتیب اعجاز خداوند در این رخداد را نادیده گرفته‌اند
[۸۴] السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۸۴-۲۲۷، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
، در حالی که عقل، چنین رخدادی را ممکن و رؤیا دانستن آن را ناروا می‌داند، زیرا خواب دیدن سفر به مسجد اقصی یا مکانی دورتر از آن برای رسول خدا حادثه شگفت آوری نیست که در قرآن از آن با چنین عظمتی یاد شود، افزون بر این‌که چنین خواب‌هایی برای دیگران نیز فراوان رخ می‌دهد و امتیازی برای آنان نیست.

← نقش توضیحی


با توجه به محدود بودن دریافت‌های قطعی عقل، عمده ‌ترین نقش عقل در تفسیر را باید در تحلیل و بررسی معلومات به دست آمده از منابع دیگر دانست.
به تعبیر برخی، عقل در این نقش، متمم منابع دیگر و مصباح است
[۸۷] تسنیم، ج ۱، ص ۱۷۰.
[۸۸] محمد حسین علی الصغیر، المبادئ العامه لتفسیر القرآن، ج۱، ص۷۲-۷۳، بیروت، دارالمورخ العربی، ۱۴۲۰ ق.
یعنی با استفاده از مقدماتی که از منابع دیگر می‌گیرد، به کشف مجهولات در تفسیر قرآن دست می‌یابد و در این سیر فقط مقدمات بدیهی یا مستند به تجربه قطعی را معیار قرار می‌دهد.

← کشف لوازم عقلی


بر اساس مبانی پذیرفته شده در حد دلالت آیات، افزون بر مفاد ظاهری و مدلول مطابقی، لوازم عقلی آیات نیز مقصود خدای متعالی‌اند و می‌توان به او نسبت داد.
در استخراج و تبیین این لوازم، عقل نقش اساسی دارد.
نمونه این استفاده در آیه ۴۲ زمر : «اَللّهُ یتَوَفَّی الاَنفُسَ حینَ مَوتِها» و آیه ۱۱ سجده قابل مشاهده است که عقل لوازم زیر را از آن استفاده می‌کند:
یک: همه حقیقت آدمی روح و جان اوست.
دو: این حقیقت جسمانیة الحدوث اما مجرد است، زیرا درست به هنگامی که جسم با مرگ متلاشی می‌شود، روح را فرشتگان دریافت می‌کنند.
سه: این حقیقت، پس از مرگ باقی است و زوالی برای آن نخواهد بود.

منابع علوم تجربی

[ویرایش]

قرآن در بخشی از آیات خود از آفرینش آفریدگان طبیعی چون ماه و خورشید و ستارگان، ابر و باد و باران ، زمین و دریا و گیاه و حیوان سخن گفته است.
انسان نیز به عنوان موجودی که از کرامت و خلافت الهی برخوردار است، به لحاظ ابعاد جسمی مورد توجه قرار گرفته و معارف فراوانی درباره او در قرآن آمده است.
دانش‌های معتبر تجربی اعم از علوم طبیعی و علوم اجتماعی از منابع تفسیر به شمار می‌آیند.
گفتنی است که اعتبار و قطعیت علوم اجتماعی از دیگر علوم تجربی کمتر است و در بهره گیری از آن‌ها باید رفتاری احتیاط آمیز داشت.
با این همه باید توجه داشت که دایره مطالب قطعی در علوم تجربی گسترده نیست و ابطال برخی از نظریات علمی، محتمل است، بنابراین بهره گیری از این منبع به معنای قبول مطلق آن نیست و بیش‌تر به عنوان مؤید می‌توان از آن استفاده کرد.
[۹۴] محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۶۷ - ۳۶۹، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن کریم.
(۲) ابراهیم انیس و دیگران، المعجم الوسیط، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ ش.
(۳) البلاغی (م ۱۳۵۲ ق)، آلاءالرحمن، تهران، المعجم الوسیط، بعثت، ۱۴۲۰ ق.
(۴) الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
(۵) السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الاتقان، به کوشش سعید، لبنان، دارالفکر، ۱۴۱۶ ق.
(۶) المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
(۷) الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، البیان فی تفسیر القرآن، انوارالهدی، ۱۴۰۱ ق.
(۸) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، التبیان، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۹) خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
(۱۰) عبدالرحمن بن ناصر السعدی (م ۱۳۷۶ ق)، تیسیر الکریم الرحمن، به کوشش محمد زهری، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۸ ق.
(۱۱) ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.
(۱۲) سید حیدر آملی (م ۷۸۲ ق)، تفسیر المحیط الاعظم، به کوشش موسوی تبریزی، وزارت ارشاد، ۱۴۱۴ ق.
(۱۳) رشید رضا (م ۱۳۵۴ ق)، تفسیر المنار، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.
(۱۴) مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.
(۱۵) الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
(۱۶) القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
(۱۷) ابن درید (م ۳۲۱ ق)، جمهرة اللغه، به کوشش رمزی بعلبکی، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۷ م.
(۱۸) الشریف الرضی (م ۴۰۶ ق)، حقایق التأویل، با شرح کاشف الغطاء، بیروت، دارالمهاجر.
(۱۹) السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
(۲۰) النسایی (م ۳۰۳ ق)، سنن النسائی، به کوشش عبدالغفار سلیمان، سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ ق.
(۲۱) آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳ ش.
(۲۲) الکلینی (م ۳۲۹ ق)، الکافی، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.
(۲۳) میبدی (م ۵۲۰ ق)، کشف الاسرار، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶.
(۲۴) الزمخشری (م ۵۳۸ ق)، الکشاف، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ ق.
(۲۵) محمد حسین علی الصغیر، المبادئ العامه لتفسیر القرآن، بیروت، دارالمورخ العربی، ۱۴۲۰ ق.
(۲۶) احمد بن حنبل (م ۲۴۱ ق)، مسند احمد، بیروت، دار صادر.
(۲۷) ابن فارس (م ۳۹۵ ق)، معجم مقاییس اللغه، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق.
(۲۸) الحر العاملی (م ۱۱۰۴ ق)، وسائل الشیعه، قم، آل البیت (علیهم‌السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ ق.
(۲۹) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
(۳۰) صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.
(۳۱) الفیومی (م ۷۷۰ ق)، المصباح المنیر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.
(۳۲) محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.
(۳۳)محمد فاضل لنکرانی،مدخل التفسیر، تهران، مطبعة الحيدری، ۱۳۹۶ ق.
(۳۴)علوم القرآن عند المفسرین، فرهنگ و معارف قرآن، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
(۳۵)الراغب (م. ۴۲۵ ق.)، مقدمة جامع التفاسیر، به کوشش احمد حسن، کویت، دارالدعوة، ۱۴۰۵ ق.
(۳۶)الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ ق.)،تفسیر الصافی، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۲ ق.
(۳۷)ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، التفسیر الکبیر، به کوشش عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۸ ق.
(۳۸)ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، مقدمة فى اصول التفسیر، به کوشش محمود نصار، قاهرة، مکتبة التراث الاسلامى.
(۳۹)الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابراهیم انیس و دیگران، المعجم الوسیط، ج۲، ص۸۹۸، تهران، فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ ش.    
۲. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ج۱، ص۷۶۹، «نبع»، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳ ش.
۳. ابن درید (م ۳۲۱ ق)، جمهرة اللغه، ج۱، ص۳۶۸، به کوشش رمزی بعلبکی، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۷ م.    
۴. ابن فارس (م ۳۹۵ ق)، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۸۱، به کوشش عبدالسلام محمد، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ ق.
۵. «منبع»، الفیومی (م ۷۷۰ ق)، ج۱، ص۵۹۱، المصباح المنیر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۵ ق.
۶. الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۵۶، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
۷. السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الاتقان، ج۲، ص۴۷۲-۴۷۵، به کوشش سعید، لبنان، دارالفکر، ۱۴۱۶ ق.    
۸. الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۳، ص۳۱۹-۳۵۳، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
۹. میبدی (م ۵۲۰ ق)، کشف الاسرار، ج۱۰، ص۶۷۹، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶.
۱۰. الراغب (م. ۴۲۵ ق.)، مقدمة جامع التفاسیر، ص۹۳-۹۷، به کوشش احمد حسن، کویت، دارالدعوة، ۱۴۰۵ ق.
۱۱. ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۱۶، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.
۱۲. علوم القرآن عند المفسرین، فرهنگ و معارف قرآن، ص۲۷۷، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
۱۳. محمد حسین علی الصغیر، المبادئ العامه لتفسیر القرآن، ص۵۹، بیروت، دارالمورخ العربی، ۱۴۲۰ ق.
۱۴. علوم القرآن عند المفسرین، فرهنگ و معارف قرآن، ص۲۷۷، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
۱۵. الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۹۴، انوارالهدی، ۱۴۰۱ ق.    
۱۶. محمد فاضل لنکرانی،مدخل التفسیر، ص۱۶۰-۱۷۹، تهران، مطبعة الحيدری، ۱۳۹۶ ق؛
۱۷. محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۵، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.
۱۸. آل عمران/سوره۳، آیه۷.    
۱۹. الشریف الرضی (م ۴۰۶ ق)، حقایق التأویل، ج۱، ص۲۳، با شرح کاشف الغطاء، بیروت، دارالمهاجر.    
۲۰. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۳، ص۶۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۲۱. صبحی صالح، نهج البلاغه، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.
۲۲. الفیض الکاشانی (م. ۱۰۹۱ ق.)،تفسیر الصافی، ج۵، ص۱۴، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۲ ق.    
۲۳. الحر العاملی (م ۱۱۰۴ ق)، وسائل الشیعه، ج۸، ص۵۱۷-۵۱۸، قم، آل البیت (علیهم‌السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ ق.    
۲۴. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۱۰۵، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۲۵. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۹، ص۲۰، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.    
۲۶. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۹، ص۱۱۴، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.    
۲۷. السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۱، ص۵۹-۶۰، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
۲۸. ابن کثیر (م ۷۷۴ ق)، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۸۶، به کوشش مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۹ ق.
۲۹. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۱، ص۲۰۱، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
۳۰. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۱، ص۲۲۱، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.    
۳۱. الشریف الرضی (م ۴۰۶ ق)، حقایق التأویل، ج۱، ص۲۳، با شرح کاشف الغطاء، بیروت، دارالمهاجر.    
۳۲. الطوسی (م ۴۶۰ ق)، التبیان، ج۲، ص۱۷۴، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.    
۳۳. الطوسی (م ۴۶۰ ق)، التبیان، ج۹، ص۱۱۰، به کوشش العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.    
۳۴. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۴۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۳۵. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۵۹، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۳۶. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۶۳، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۳۷. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۷۲، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۳۸. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۱۰۲-۱۰۳، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۳۹. الطبرسی (م. ۵۴۸ ق.)، مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۹، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق.    
۴۰. الزمخشری (م ۵۳۸ ق)، الکشاف، ج۲، ص۲۶۴ - ۲۶۵، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ ق.    
۴۱. الزمخشری (م ۵۳۸ ق)، الکشاف، ج۳، ص۱۸۵، قم، بلاغت، ۱۴۱۵ ق.    
۴۲. القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۳۷ - ۱۳۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
۴۳. القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۲-۱۴۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
۴۴. القرطبی (م ۶۷۱ ق)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۹-۱۵۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق.
۴۵. ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، مقدمة فى اصول التفسیر، ص۹۳-۹۵، به کوشش محمود نصار، قاهرة، مکتبة التراث الاسلامى.
۴۶. ابن تیمیه (م. ۷۲۸ ق.)، التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۰۰، به کوشش عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۸ ق.
۴۷. نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.    
۴۸. الکلینی (م ۳۲۹ ق)، الکافی، ج۱، ص۲۹۵، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.
۴۹. الکتاب الحر العاملی (م ۱۱۰۴ ق)، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۶۶، قم، آل البیت (علیهم‌السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۲ ق.    
۵۰. المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۸۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.    
۵۱. جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    
۵۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۵۳. بقره/سوره۲، آیه۱۵۱.    
۵۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۴.    
۵۵. المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۹۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.    
۵۶. الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۰، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
۵۷. المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۴۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.    
۵۸. احمد بن حنبل (م ۲۴۱ ق)، مسند احمد، ج۳، ص۱۴، بیروت، دار صادر.
۵۹. النسایی (م ۳۰۳ ق)، سنن النسائی، ج۵، ص۴۵، به کوشش عبدالغفار سلیمان، سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ ق.
۶۰. البلاغی (م ۱۳۵۲ ق)، آلاءالرحمن، ج۱، ص۳۲، تهران، المعجم الوسیط، بعثت، ۱۴۲۰ ق.
۶۱. الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۹۲، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ ق.
۶۲. رشید رضا (م ۱۳۵۴ ق)، تفسیر المنار، ج۱، ص۷-۸، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.
۶۳. تسنیم، ج ۱، ص ۲۳۲.
۶۴. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۹۳۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۶۵. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۹۶۰، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۶۶. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۶۶، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۶۷. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۹۷، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۶۸. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۰۹۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۶۹. خلیل (م ۱۷۵ ق)، ترتیب العین، ج۲، ص۱۱۱۸، به کوشش المخزومی و دیگران، قم، اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۷۰. البلاغی (م ۱۳۵۲ ق)، آلاءالرحمن، ج۱، ص۳۲، تهران، المعجم الوسیط، بعثت، ۱۴۲۰ ق.
۷۱. عبدالرحمن بن ناصر السعدی (م ۱۳۷۶ ق)، تیسیر الکریم الرحمن، ج۱، ص۱۱، به کوشش محمد زهری، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۸ ق.
۷۲. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
۷۳. الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ ق.
۷۴. السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۳، ۲۳۰، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
۷۵. السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۱، ص۳۱۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
۷۶. محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۰۷-۳۰۸، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.
۷۷. نور/سوره۲۴، آیه۱۱-۲۳.    
۷۸. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۱۵، ص۹۶-۱۰۷، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۷۹. محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۶، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.
۸۰. تسنیم، ج ۱، ص ۱۷۰ - ۱۷۱.
۸۱. قیامت/سوره۷۵، آیه۲۳.    
۸۲. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۲۰، ص۱۱۲، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۸۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۸۴. السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۸۴-۲۲۷، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۶۵ ق.
۸۵. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۱۳، ص۳۲ - ۳۳، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۸۶. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۲۱، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.    
۸۷. تسنیم، ج ۱، ص ۱۷۰.
۸۸. محمد حسین علی الصغیر، المبادئ العامه لتفسیر القرآن، ج۱، ص۷۲-۷۳، بیروت، دارالمورخ العربی، ۱۴۲۰ ق.
۸۹. زمر/سوره۳۹، آیه۴۲.    
۹۰. سجده/سوره۳۲، آیه۱۱.    
۹۱. سجده/سوره۳۲، آیه۱۱.    
۹۲. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۱۶، ص۲۵۲، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۹۳. الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، المیزان، ج۷، ص۱۳۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.    
۹۴. محمود رجبی، روش شناسی تفسیر قرآن، ج۱، ص۳۶۷ - ۳۶۹، تهران، الهادی، ۱۳۷۹ ش.


منبع

[ویرایش]

دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «منابع تفسیر».    



جعبه ابزار