مفهوم جامع دین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



واژه دین در فرهنگ لغات و در اصطلاح معانی مختلفی دارد.


معانی لغوی دین

[ویرایش]

واژه دین در فرهنگ لغات، مترادف با کلماتی چون: حکم و قضا، رسم و عادت، شریعت و مذهب، همبستگی و غیر آن آمده است.
[۱] لغت نامه دهخدا ص۵۷۲-۵۷۴.

در کاربردهای قرآنی نیز به معانی‏ زیادی از جمله: جزا، حساب، قانون، شریعت، طاعت و بندگی، تسلیم و انقیاد، اسلام، روش و رویه، توحید و خداپرستی آمده است.
[۲] قاموس قرآن ج۲، ص۳۸۰-۳۸۱.
[۳] محمع‌البحرین ص۷۶-۷۷.


معنای اصطلاحی دین

[ویرایش]


← تعاریف اندیشمندان مسلمان‏


اندیشمندان اسلام گاهی دین را به معنای مکتب و گاهی نیز به معنای دین داری تعریف کرده‏اند. برخی از این تعریف‏ها عبارت‏اند از:
۱. دین، مجموعه‏ای از برنامه‏های عملی هماهنگ با نوعی جهان بینی است که انسان برای رسیدن به سعادت خود، آن را وضع می‏کند و یا از دیگران می‏پذیرد.
[۵] شیعه در اسلام ص۲-۳.

۲. دین، عبارت است از مجموع عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسانها می‏باشد، گاهی همه این مجموعه حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است.
[۶] شریعت در آیینه معرفت ص۹۳.

این دو تعریف، دین به معنای مکتب است. همچنین این نوع تعریفها را می‏توان تعریف عام دین دانست که همه مسلکها و مرامهای زندگی مبتنی بر نوعی جهان بینی را در بر می‏گیرد، اعم از این که مادی باشد یا غیر مادی، حق باشد یا باطل.
۳. دین، در اصطلاح به معنای اعتقاد به آفریننده‏ای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید است.
[۷] آموزش عقائد ج۱، ص۲۸.

این تعریف، تعریف دین به معنای دین داری است نه مکتب.
۴. دین، روش ویژه‏ای است که سعادت و صلاح دنیوی انسان را هماهنگ و همراه با کمال اخروی و حیات حقیقی جاودانی او تأمین می‏کند. از این رو، لازم است شریعت، در برگیرنده قوانینی باشد که به نیازهای دنیوی انسان نیز پاسخ گوید.
این نیز تعریف دین به‏ معنای مکتب است.
۵. دین، عبارت است از اصول علمی و سنن و قوانین عملی که برگزیدن و عمل به آنها، تضمین کننده سعادت حقیقی انسان است.
این دو تعریف، ناظر به دین حق در مرتبه کمالش می‏باشد که بر پایه خداشناسی و انسان شناسی واقع بینانه استوار است.

← تعاریف اندیشمندان غیر مسلمان‏


اندیشمندان غربی و متکلمان مسیحی در تعریف از دین، برخی به جنبه معرفت شناسی دین پرداخته، برخی به جنبه اعتقادی و باورمندی دین توجه کرده‏اند، عده‏ای بر جنبه کاربردی و عملی دین تکیه کرده، عده‏ای دیگر از بعد جامعه شناسانه، روان شناسانه و مانند آن به تعریف دین پرداخته‏اند.
۱. تعریف دین از جنبه معرفت شناسانه؛ مثل اینکه بگوییم: دین، یک قوه یا تمایل فکری است که مستقل - از حس و عقل - بشر را قادر می‏سازد که بی نهایت را تحت اسامی و اشکال گوناگون درک نماید.
[۱۰] ادیان زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی ص۲۲.
یا بگوییم: دین یعنی علم حضوری به اتحاد با عالم
[۱۱] لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب خویی ص۴۰۹.
، یا شناخت یک موجود فوق بشری که دارای قدرت مطلقه است.
[۱۲] فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۲.

۲. تعریف دین از جنبه اعتقادی؛ مثل اینکه بگوییم: دین فقط اعتقاد به موجودات روحانی غیر مادی است.
[۱۳] لذات فلسفه ص۴۰۹.
یا بگوییم: مذهب عبارت است از اعتقاد به اینکه یک نظام نامرئی در میان چیزهای این جهان هست و بهترین کار برای ما این است که خود را با این نظم هماهنگ سازیم.
[۱۴] دین و روان، ویلیام جیمز، ترجمه مهدی قائنی، ص۳۱.

۳. تعریف دین با تکیه بر جنبه کاربردی آن؛ مثل اینکه بگوییم: دین عبارت است از پرستش قدرتهای بالا به دلیل نیاز.
[۱۵] ادیان زنده جهان ص۲۲.
یا بگوییم: دین عبارت است از مجموعه‏ای از باورها، اعمال، شعایر و نهادهای دینی که افراد بشر در جوامع مختلف بنا کرده‏اند. و یا بگوییم: دین همان اخلاق است که احساس و عاطفه به آن تعالی، گرما و روشنی بخشیده است.
[۱۶] فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۳.

۴. تعریف جامعه شناسانه دین؛ مثل این که بگوییم: دین، عبارت است از جستجوی جمعی برای یک زندگی کاملًا رضایتمندانه.
[۱۷] ادیان زنده جهان ص۱۹.
یا بگوییم: دین، نظام وحدت یافته‏ای است از اعتقادات و اعمال مربوط به اشیای مقدس، اعتقادات و اعمالی که همه گروندگان را در جمعیت اخلاقی واحدی که معبد نامیده می‏شود، وحدت می‏بخشد.
[۱۸] مجله معرفت شماره۲۰، ص۴۲.

۵. تعریف روان شناسانه دین؛ مثل تعریف رابرت ا. هیوم که می‏گوید: از دیدگاه روان‌شناسی، دین بعضاً یک فعالیت فکری، احساسی و یک عمل ارادی است.
[۱۹] ادیان زنده جهان ص۱۸.
یا تعریف نقل شده از رایناخ که گوید: دین، مجموعه‏ای از اوامر و نواهی است که مانع کاربرد آزاد قوای ما می‏باشد.
[۲۰] فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۳.

۶. برخی خواسته‏اند تعریف جامع‏تر ارائه دهند، از این رو، گذشته از افکار، احساسات و تجربیات روانی، فعالیتهای عملی انسان را نیز مد نظر قرار داده و این مجموعه را با این ویژگی که در ارتباط با آن چه مقدس و الهی به شمار می‏رود شکل می‏گیرد دین نامیده‏اند؛ مثل اینکه گفته شده: «دین به معنای زندگی بشر در روابط فوق بشریش می‏باشد، یعنی رابطه او با قدرتی که او به آن احساس وابستگی می‏کند، صاحب اختیاری که او، خود را در برابر آن‏ مسئول می‏بیند، و وجود غیبی که او، خود را قادر به ارتباط با آن می‏داند، در آرمان وابستگی دینی، مسئولیت و ارتباط به یکدیگر متعلق‏اند».
[۲۱] ادیان زنده جهان ص۲۳.


← نقد و بررسی تعاریف‏


۱. همه آن تعریف‏ها، به جز چند مورد، تعریف دین داری، ایمان و مانند آن است نه دین به معنای مکتب، در حالی که در تعریف دین باید جنبه الهی آن که همان دین به مفهوم مکتب باشد مورد توجه قرار گیرد نه دین داری و دیانت که جنبه بشری و عملی دین است و به کار کرد دین بر می‏گردد.
۲. غالب این تعاریف بر اساس مبانی و پیش فرض‏های پذیرفته شده آنها در علوم انسانی و اجتماعی، به ویژه جامعه شناسی و روان شناسی می‏باشد و هر کدام کوشیده‏اند دین را از بعد خاصی در ارتباط با رشته تحصیلی یا تحقیقی خود معرفی کنند و لذا از ابعاد دیگر دین غافل مانده‏اند و یا آنها را مورد غفلت قرار داده‏اند.
از این رو، این تعاریف از جامعیت لازم مفهومی برخوردار نیستند.
۳. این تعاریف دین را در امور و ابعاد فردی محدود و منحصر ساخته‏اند، در حالی که گرچه دین در اعتقادات، احساسات، اخلاق، تجربیات و اعمال یک فرد انسانی مؤثر است و آن را در جهت مثبت دگرگون می‏سازد، ولی دامنه و قلمرو دین بسی فراتر از جنبه فردی آن است؛ زیرا دین به معنای واقعی کلمه آن چنان فراگیر و گسترده است که در همه عرصه‏های حیات فردی و اجتماعی بشر حضوری فعال و مؤثر داشته و برای آنها برنامه‏ریزی کرده است.
به نظر می‏رسد که این نوع نگرش یک بعدی به دین و اصالت دادن به جنبه فردی آن و در برابر، نادیده گرفتن جنبه‏های دیگر دین و جامعیت موضوعی آن، متأثر از اندیشه حاکم بر جوامع غربی یعنی اندیشه اومانیستی و سکولاریستی و در رابطه با دین تحریف شده مسیحیت کلیسایی است. در حالی که تأثیر دین در ابعاد گوناگون تکامل انسانی، اعم از اعتقادی، اخلاقی و سایر فعالیت‏های فردی و اجتماعی، مانع از حصر موضوع دین در یک بخش خاص و بدون ارتباط با سایر بخش‏ها می‏باشد.

تعریف جامع دین

[ویرایش]

با توجه به مباحث گذشته و ویژگی‏های بر شمرده برای دین از سوی متکلمان و متفکران اسلامی و غربی، می‏توان تعریف جامع دین را ارائه کرد و چنین گفت: دین مرکب است از مجموعه معارف نظری و عقیدتی، احکام و قوانین عملی و دستورات اخلاقی، در ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی، سازگار با عقل و فطرت انسانی، که از سوی خداوند یکتا توسط پیامبران برای هدایت همه جانبه مادی و معنوی بشر فرستاده شد و در صورت پیاده شدن به طور کامل، سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی انسان را تأمین می‏کند.
بنابراین، با تعریف نسبتاً جامع دین با ویژگی‏های بر شمرده، این حقیقت به درستی آشکار شد که دین حق و جامع و کامل، دینی است که پاسخگوی همه نیازهای جسمی و روحی، دنیوی و اخروی و مادی و معنوی انسان باشد و همه قوانین و برنامه‏های لازم برای نیل به این هدف متعالی را تشریع کرده و فرا راه بشر نهاده باشد و این دین جامع و کامل، همانا آیین مترقی اسلام است که آخرین و کامل‏ترین دین از سلسله ادیان الهی و آسمانی می‏باشد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه دهخدا ص۵۷۲-۵۷۴.
۲. قاموس قرآن ج۲، ص۳۸۰-۳۸۱.
۳. محمع‌البحرین ص۷۶-۷۷.
۴. مفردات راغب ص۱۷۵.    
۵. شیعه در اسلام ص۲-۳.
۶. شریعت در آیینه معرفت ص۹۳.
۷. آموزش عقائد ج۱، ص۲۸.
۸. تفسیر المیزان ج۲، ص۱۳۰.    
۹. تفسیر المیزان ج۱۶، ص۱۹۳.    
۱۰. ادیان زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی ص۲۲.
۱۱. لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب خویی ص۴۰۹.
۱۲. فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۲.
۱۳. لذات فلسفه ص۴۰۹.
۱۴. دین و روان، ویلیام جیمز، ترجمه مهدی قائنی، ص۳۱.
۱۵. ادیان زنده جهان ص۲۲.
۱۶. فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۳.
۱۷. ادیان زنده جهان ص۱۹.
۱۸. مجله معرفت شماره۲۰، ص۴۲.
۱۹. ادیان زنده جهان ص۱۸.
۲۰. فلسفه دین، جان هیک، ترجمه بهرام راد ص۲۳.
۲۱. ادیان زنده جهان ص۲۳.


منبع

[ویرایش]

عبدالله ابراهیم زاده آملی، دین پژوهی ص۱۸-۲۴.



جعبه‌ابزار