معماری عصر طاهریان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



طاهریان مانند دیگر مردمان عالم و عارف و زمامداران دانا و خردمند به خدمات عمرانی عام المنفعه نیز می‌پرداختند و حتی المقدور وسائل آسایش و آرامش و رفاه مردم را فراهم می‌آوردند، اگر چه تقریبا بیشتر و یا به بیان دقیقتر تمام آثار آن زمان از بین رفته است اما در عین حال آثار آنها در کتاب‌ها بر جای مانده است که در این نوشتار به آنها پرداخته خواهد شد.


جکومت طاهریان و عمران و آبادانی

[ویرایش]

طاهریان مانند دیگر مردمان عالم و عارف و زمامداران دانا و خردمند به خدمات عمرانی عام المنفعه نیز می‌پرداختند و حتی المقدور وسائل آسایش و آرامش و رفاه مردم را فراهم می‌آوردند، اگر چه تقریبا بیشتر و یا به بیان دقیقتر تمام آثار آن زمان از بین رفته است اما در عین حال آثار آنها در کتاب‌ها بر جای مانده است که در این نوشتار به آنها پرداخته خواهد شد. طاهریان همگی مایل به توسعه مظاهر تمدنی و بر پا داشتن بناهای زیبا و با شکوه بوده‌اند و خواستار آن بوده‌اند که هر جا که بوده‌اند را مترقی و آباد نمایند و در اصلاحات و عمران مناطق کوشیده‌اند. زیرا با قدرت و نیروی که داشته‌اند به جنگ‌ها و نا امنی‌ها پایان بخشیده و امنیت را گه پایه پیشرفت و فعالیت است برقرار می‌نمودند.

عبدالله بن طاهر و تلاش برای آبادانی

[ویرایش]

عبدالله بن طاهر که معروفترین حاکم طاهری است در آبادی و پیشرفت خراسان و نیشابور کوشش بسیار کرد. او به آسایش کشاورزان و برزگران علاقه زیادی نشان میداد و عاملان خویش را به رعایت حال آنها توصیه نمود. گردیزی می‌نویسد: در این باب به همه عاملان خویش نامه فرستاد و نوشت حجت برگرفتم شما را تا از خواب بیدار شوید و از خیرگی بیرون آیید و صلاح خویش بجوئید و با برزگران مدارا کنید و کشاورزی که ضعیف گردد او را قوت دهید و به جای خویش باز آرید که خدای عزوجل ما را از دست‌های ایشان طعام کرده است و از زبان‌های ایشان سلام کرده است و بیدادگران بر ایشان حرام کرده است.
[۱] گردیزی، ابو سعید عبد الحی بن ضحاک، تاریخ گردیزی، ص۱۳۷، تحقیق عبد الحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، چ اول، ۱۳۶۳ش.

عبدالله بن طاهر هر جا که بوده است حتی اگر مدتی کوتاه نیز بوده، دست به اصلاح و عمران زده است و یا آثار تخریب شده گذشتگان را ترمیم و مرمت نموده است. در سالهای ۲۰۹-۲۱۰ که بر حصار و قلعه کیسوم در شام دست یافت و این شهر را از دست نصر بن شبث خارجی گرفت و آن را گشود، فورا دست به کار آبادانی شد با احداث کانالهایی، تنظیم آبیاری و ترتیب جدول بندی، زمینها را سیرآب ساخت و برای کشت و زرع آماده نمود و باغها احداث گردید و دستور ترمیم خرابی‌های شهر و رفع نواقص عمارت قلعه و حصار آن را داد و شهر را آباد گردانید.
عبدالله بن طاهر که مدتی کوتاه را نیز برای آرام نمودن مصر در شهر فسطاط به سر میبرد، در آنجا نیز منشاء خدمات عمرانی گردید. در این شهر مسجد جامعی وجود داشت که در زمان عمرو عاص ساخته شده بود و به آن مسجد جامع عمرو عاص میگفتند که قدیمی‌ترین مسجد مصر نیز به شمار می‌رفت. عبدالله بن طاهر در قسمت غربی این مسجد تغییراتی ایجاد نمود و آن را مقداری توسعه داد به طوری که دو برابر وضع سابق خود گردید بعد از این آن را تاج الجوامع نامیدند.
[۳] عبدالوهاب، حسن، تاریخ المساجد، ص۲۵-۲۹.

عبدالله همچنین مدتی در دینور یکی از شهرهای مشرق اسلامی سکونت داشت و در این ایام کاخی بر پا نمود که در آن باغ و دیگر وسائل آسایش را فراهم آورد. این کاخ تا زمان دینوری همچنان بر پا بوده است و معروفیت داشته است و به نام کاخ عبداللهی مشهور بوده و ابوحنیفه دینوری آن را خود دیده است. همو وقتی وارد نیشابور گردید آن شهر را آبادانی بسیار بخشید. میدانی در شهر احداث نمود که بسیار وسیع بود و آن را به نام نیای خویش، حسین بن مصعب نام گذاری نمود و سالیان طولانی به همین نام باقی بوده است.
[۵] اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی، مسالک الممالک، ص۱۴۹، (لیدن افست بیروت)، دار صادر، ۲۰۰۴ م.
همچنین قبرستانی مهم و معتبر در آن شهر بنا نهادند که افراد خاندان طاهری در آن مدفون می‌گشتند و آن را مقابر الحسینین نامیدند.
[۶] اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی، مسالک الممالک، ص۱۴۶، (لیدن افست بیروت)، دار صادر، ۲۰۰۴ م.
البته در این گورستان بسیاری از علماء و دانشمندان نیز دفن گردیده و از همین رو به گورستان سادات نیز معروف گشت.
[۷] حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۲۳، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.


طاهریان بغداد و ساخت آثار در عراق

[ویرایش]

طاهریان تا زمانی که در بغداد و سامرا بودند اقدامات بسیاری برای عمران و آبادانی آنها نمودند. به گونه‌ای که یکی از مداخل و دروازده‌های ورودی بغداد به نام اسحاق بن ابراهیم مصعبی نام‌گذاری گردیده بود و به نام باب اسحاق شناخته میشد. همچنین یکی از نهرهای که در جانب غربی سامرا کشیده شد نامش النهر الاسحاقی بود که عمارت و مزارع زیادی اطراف آن را احاطه می‌کرد. این نهر از تکریت شروع میشد و نزدیکی المطیره به دجله میریخت و درآمد و مالیات زیادی را سالیانه به خزانه حکومت عائد می‌کرد. طاهر نیز محل‌های را در شهر بغداد بنا نهاد که به کوی طاهری شهرت یافت و کاخ معروف طاهر در بغداد نیز در این محله بوده است. و عالمان و دانشمندان زیادی در این محله پرورش یافتند کاخ طاهر را القبه الطاهریه نیز نامیده‌اند. فندق طاهر، نام نهری بود که از نهر بزرگ صراه منشعب میشد و دور بغداد میگشت از باب الانبار، باب الحدید و... می‌گذشت و کمی بالاتر از خانه اسحاق بن ابراهیم طاهری به دجله میریخت. طاهر علاوه بر اینها باغی را نیز در بغداد احداث کرده بود که به نام وی بستان طاهری معروف بود.
[۱۱] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، ص۲۶، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۲۵۳۶ ش.


تاسیس مدارس در ایران

[ویرایش]

تاریخ بناء مدارس در ایران به دو دوره تقسیم شده است. دوره پیش از تاسیس نظامیه‌ها و دوره بعد از آن.
نظامیه‌ها در زمان نظام‌الملک وزیر سلاجقه تاسیس گردیدند. در این نوشتار بحث مربوط است به دوره اول و به طور ویژه آنچه مربوط به طاهریان میگردد. از مدارس نیشابور عصر طاهری میتوان از مدرسه صابونیه نام برد.
[۱۲] جرفادقانی، ابو الشرف ناصح بن زفر، تحقیق جعفر شعار، ص۲۱۴، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چ سوم، ۱۳۷۴ش.


مرکز ستاره شناسی در نیشابور

[ویرایش]

طاهریان در توسعه علوم و لوازم و ملزومات آن به طور جدی می‌کوشیدند به گونهای که نقل شده است که اولین مرکز ستاره شناسی در زمان طاهر بن عبدالله در نیشابور بنیاد نهاده شد.
[۱۳] سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران، ترجمه سیدمحمدتقی فخرداعی گیلانی، ص۲۴۹، تهران، افسون، ۱۳۷۹.


مناره و گلدسته مساجد

[ویرایش]

مسجد جامع ابومسلم مناری داشته که برخی آن را کوتاه می‌پنداشته‌اند از این رو در هنگام حکومت منصور بن طلحه بن طاهر برادرزاده عبدالله بن طاهر در نیشابور، وی مناره مسجد را خراب نموده و مناری قویتر و بلندتر بر افراخت و عمارت منار را به زینت و تذهیب آراسته نمود و حتی از طریق علم هندسه توانستند از این مناره به عنوان ساعت آفتابی نیز استفاده نمایند.
[۱۴] یادگاری، عبدالمهدی، طاهریان خراسان سلسله خاندان از یاد رفته در زنجیره تاریخ ایران و فرهنگ و ادب آن، ص۴۷۹، تهران، ژرف، چ اول، ۱۳۸۸.

وقتی که عبدالله بن طاهر امیر خراسان شد وی مناره مسجد جامع بزرگ نیشابور را که به دستور ابومسلم خراسانی ساخته شده بود مناسب و درخور مسجدی با این وسعت ندانست، لذا دستور داد تا منار دیگری برای این مسجد بزرگ ساختند و همچنین بر تعمیرات و تزئینات آن افزود.
[۱۵] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۵۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
منصور بن طلحه که در واقع مهندس خاندان طاهری بوده است در ساختمان این مناز نقش مهمی بر عهده داشته است، زیرا مهندسی و معماری این منار کاملا به او واگذار گردیده بود. طول و ارتفاع منار عبداللهی (منسوب به عبدالله بن طاهر) از منار ابومسلم بلندتر و از لحاظ ساختمان قویتر و محکمتر و همچنین روکش آنبه زیورها و طلا کاری آراسته شده بود. منصور بن طلحه این منار را به گونه‌ای ساخته بود که در تمام ایام سال از سایه آن اوقات و ساعات معلوم میگردید؛ اما بعدها و بر اثر مرور زمان و حدوث زلزله‌ها اندکی در آن انحراف و کجی ایجاد شد.
[۱۶] حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۹، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.


ساختمان کتابخانه‌ها

[ویرایش]

عبدالله بن طاهر سعی می‌نمود طرح‌های بزرگ را مانند آنچه در بغداد جاری میشود در خراسان نیز ایجاد نماید یکی از این طرح‌ها ایجاد یک کتابخانه و مرکز علمی با الهام گرفتن از بیت الحکمه بغداد عباسی بود و علمیات کتابداری، کتاب شناسی، کتابنویسی و کتابخوانی را در نیشابور محل تاسیس این کتابخانه بر پا نمود و همچنین حلقه‌های تحصیل و تدریس نیز در این مرکز علمی دایر گردید. در مورد این کتابخانه باید گفت که وسعت آن و حجم و مقدار کتب موجود در آن چندان از کتابخانه معروف بیت‌الحکمه بغداد کوچکتر نبوده است به گونهای که کتابخانه طاهریان را خزاین؛ یعنی به صورت جمع به معنای کامل و مجهز و پر دامنه یاد نمودهاند.
[۱۷] ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، ص۴۲، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶.

کتابخانه طاهریان حاوی کتب نفیس زمان خود بود و چنین به نظر میرسد که عبدالله بن طاهر در جلب انواع کتاب‌ها حتی آنهایی که بسیار کمیاب و نایاب بوده‌اند همت بسیار زیادی گمارده است. کتبی مانند کتاب نفیس العین خلیل بن احمد فراهیدی فقط در کتابخانه طاهریان نیشابور وجود داشته است. شاید این کتاب را طاهریان از عهد خود خلیل بن احمد فراهیدی که در خراسان می‌زیست به دست آورده باشند، زیرا چنان چه نقل شده است خلیل بن احمد، عالم نحوی شیعی به سختی در بصره می‌زیست و چون زندگی بر او بسیار تنگ شد، آهنگ خراسان نمود. علما و مردم بصره او را تا بازار مربد بصره مشایعت نمودند. خلیل بن ایشان گفت: مفارقت شما بر من بسیار ناگوار است؛ ولی به ناچار میروم و اگر به اندازه لازم و قوت لایموت، نانی از آرد باقلا (یعنی ارزانترین نان) تهیه می‌شد در این شهر می‌ماندم. و چون هیچ کدام از آن مردم آن را نیز بر عهده نگرفت از ایشان جدا شده و به سوی خراسان عزیمت نمود.
[۱۸] الاربلی، علی بن عیسی بن ابی الفتح، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ص۱۲۳، بی جا، مکتبه الحیدریه، ۱۴۲۷.
به این ترتیب محتمل است که خلیل بن احمد یک نسخه از کتاب خود را به خراسان برده باشد و همان نسخه هم در خراسان مانده باشد و بعدا به کتابخانه بزرگ طاهریان راه یافته باشد. و در آن زمان فقط همان یک نسخه از کتاب العین وجود داشته است.
[۱۹] ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، ص۴۲، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶.

شاید کتابخانه بزرگ طاهری قبل از عبدالله بن طاهر ساخته شده باشد؛ ولی عبدالله در عظمت این کتابخانه نقشی بی‌بدیل داشته است و او بوده است که آن را تجهیز و منظم و پر رونق ساخت است.
[۲۰] اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین، الاغانی، ج۶، ص۱۷۵-۱۷۶، مصر، وزاره الثقافه و الارشاد القومی، الموسسه المصریه العامه، ۱۹۶۳م.

غیر از کتابخانه بزرگ و مرکزی طاهریان، کتابخانه‌های متعدد دیگری در آن هنگام ساخته شد. یاقوت حموی که سه سال از عمر خود را در مرو گذرانیده است از دوازده کتابخانه معتبر و سرشار از کتاب مرو سخن رانده است و اضافه میکند که این کتابخانه‌ها به راحتی در دسترس مراجعان قرار دارند.
[۲۱] متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ص۲۹۳، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.


بنای شهر شادیاخ

[ویرایش]

یکی از بزرگترین معماریهای دوره طاهری مربوط به بنای شهر شادیاخ است.
داستان بنای این شهر در کتاب تاریخ نیشابور چنین آمده است: «آنگاه که عبدالله بن طاهر بعنوان والی خراسان به نیشابور در آمد و در آن جا ساکن شد، از بسیاری لشکر او جای بر ایشان تنگ شد، بناچار ساکن سرای مردمان شدند، از راه غصب. و مردم از ایشان سختی‌ها می‌دیدند و چنان اتفاق افتاد که یکی از سپاهیان او در سرای مردی ساکن شد که آن مرد را زنی زیبا بود. و آن مرد سخت اهل غیرت بود. بناچار از فرط غیرت بر همسر خویش سرای خود را ترک نکرد. یک روز آن مرد سپاهی بدو گفت: برو و اسب مرا آب ده. آن مرد نتوانست که خلاف فرمان آن مرد سپاهی کند و از سوی دیگر یارای آن را نداشت که همسر خویش را تنها رها کند. بناچار به همسر خویش گفت: تو برو و اسب او را آب ده تا من متاع منزل را پاسداری کنم. آن زن رفت و زنی زیبا بود. رفتن این زن مصادف بود با بر نشستن عبدالله بن طاهر. عبدالله آن زن را دید و او را سخت زیبا یافت و ازین که او به چنین کاری پرداخته در شگفت شد. او را طلبید و بدو گفت: چهره و وضع تو می‌نماید که افسار کشیدن اسب و آبیاری آن در خور تو نیست، داستان تو چیست؟ آن زن گفت: «این کاری است که عبدالله بن طاهر نفرین شده بر گردن من نهاده است» آنگاه عبدالله را از ماجرا آگاه کرد. عبدالله سخت در خشم شد و لاحول بر زبان آورد و با خود گفت: مردم نیشابور از تو بدی‌ها و سختی‌ها دیدند، ‌ای عبدالله! » سپس عریفان لشکر خویش را فرمان داد تا در سپاه آواز در دادند که «هر کس از ایشان در شهر شب را بسر آورد خونش و مالش حلال خواهد بود» و عبدالله خود به شادیاخ رفت و در آنجا سرایی از برای خویش بنا کرد و فرمان داد تا لشکر نیز در پیرامون او سراهای خویش را بنا کنند و بدین گونه شادیاخ آبادان شد و محله‌ای بزرگ گردید و پیوسته مدینه نیشابور و از جمله محلات نیشابور شد.»
[۲۲] حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۶۸-۲۶۹، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.

در کتاب مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی نقل میکند که شادیاخ یک بنای تنها نبوده است و مجموعه‌ای از بناها و امکانات مورد نیاز را در بر داشته است و ظاهرا طاهریان در شادباخ کاخ‌های زیادی داشتنه‌اند
[۲۳] اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، تحقیق سیداحمد صقر، ج۲، ص۳۶۳، بیروت، دارالمعرفه، بی تا.
همچنان که قصرهای دیگری در «میان»، «بامیان» و بلخ داشتند.
[۲۴] ابن حوقل، ابو القاسم محمد بن حوقل النصیبی، صورة الارض، ج۲، ص۴۴۷، بیروت، دار صادر، افست لیدن، ۱۹۳۸ م.
یعقوبی نیز با تعریف از شکوه شادیاخ آن را از بناهای معتبر و عجیب دانسته است.
[۲۵] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۵۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.


احداث راه‌ها

[ویرایش]

راه نخستین و طبیعی‌ترین وسیله ارتباطی انسان است. گردش چرخ‌های اجتماعی بدون راه امکان پذیر نیست. به طوری که امروزه راه را در هر کشور از عوامل تمدن به شمار آورده‌اند. در ایران و در دوران بعد از اسلام حفظ امنیت راه‌ها، همواره مورد توجه امرا و سلاطین محلی بود. در نامه تاریخی و مشروح طاهر بن حسین به فرزندش، عبدالله، از جمله چنین می‌خوانیم: «... در امنیت راه‌ها بکوشی و آسایش مردم را تامین کنی.»
[۲۶] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۹۲، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی.
و بنا بر نقل تواریخ نیز هیچکس مانند عبدالله بن طاهر نتوانست راهها را در نظم و انظباط کامل در آورد و امنیت را برقرار سازد.
[۲۷] یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰۸.

با انتقال مامون خلیفه عباسی از مرو به بغداد و سپردن خراسان به طاهریان، رفته رفته مرو مرکزیت و موقعیت خود را از لحاظ دارالاماره خراسان از دست داد و پس از حدود پنجاه سال مرکز خراسان از مرو به نیشابور منتقل گردید. از این رو نیشابور به سرعت رو به توسعه نهاد و همه چیز را به خود جذب و جلب کرد و به همین جهت راه خشکی که از نیشابور می‌گذشت نیز بسیار رونق یافت.
مرو – مرورود: پنج منزل بلخ و ترمد و قوادیان از منازل «وخش» و «هلاورد» که دو شهر باشکوه مستحکم است می‌رسد، و سپس به شهر شومان که پیوسته به مملکت هاشم بن بانیجور و خاندان هاشم است، سپس به حدیلی که شهر داود بن ابی داود است، سپس به «واشجرد» که شهر مرزی با عظمت و سرزمینی با وسعت است و هفتصد دژ استوار دارد و این بدان خاطر است که از این استحکامات به ترکان حمله ور میشوند.
[۲۸] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۶۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.


احداث رباط‌ها

[ویرایش]

در ناحیه نسا نزدیکی عشق آباد در محل شهر «فراوه» در راه خوارزم، ابتدا رباطی بوده است که توسط عبدالله بن طاهر یا به دستور او ساخته شده بود. در این رباط که از سه قلعه متصل به هم تشکیل شده بود هزار مرد جنگی به حالت آماده باش به منظور حفظ و حمایت کشور از هجوم و تجاوز ترکان سکونت داشتند. این رباط رفته رفته مردم را به خود جلب کرد و مردم به سبب احساس امنیت در اطراف آن مستقر شده و سکونت نمودند و بالاخره شهری شد به نام شهر «فراوه».
در این عهد رباط دیگری ساخته شد در شش فرسخی ابیورد، این یکی از رباطهای بسیار بزرگ منطقه بود که چهار ورودی داشته است و در وسط آن نیز مسجد و مصلائی وجود داشته است بعدا این رباط از توابع ابیورد گردید. طاهر بن علی بن طاهر بن حسین ذوالیمینین در محل شهر «فربر» رباطی ساخت که مرکز تجمع افراد نظامی و جنگجو بود و رفته رفته مردم در اطراف آن ساکن شدند و توسعه زیادی یافت و شهر «فربر» را تشکیل داد که انگور آن مشهور گشت.
[۳۱] لسترنج، جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی، ص۱۲۵.


تاسیسات آبیاری و کشاورزی

[ویرایش]

طاهریان که خود مردمی از کشاورز زادگان پوشنگی بودند که مردم آن به شغل کشاورزی اشتغال داشتند. در جهت مصالح مردم مخصوصا در بخش کشاورزی کوشیدند. در زمان طاهریان کشاورزی بسیار رونق یافت و دامنه‌اش وسعت یافت، چاه‌های زیاد و کاریزهای بسیار حفر شد و به قدری آب در نیشابور و اطراف آن زیاد شد که برخی آن آبها را هم اندازه آبهای جیحون و سیحون
[۳۲] حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، تاریخ نیشابور، ص۲۱۳، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.
و برخی دیگر هم اندازه دجله دانسته‌اند.
[۳۳] مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ج۲، ص۴۳۵، بی جا، مکتبه مدبولی، چ ۳، ۱۴۱۱ق.
البته خود اینها بعدا منجر به ایجاد مشکلاتی شدند و درباره کیفیت تقسیم آب و طرز استفاده از قنوات که در آن زمان مشکل عمده کشاورزان بوده است و در خراسان و نیشابور پیوسته بر سر تقسیم آب میان کشاورزان دعوی و خصومت روی می‌داد و در آن زمان در کتب فقه و اخبار چیزی در این باب وجود نداشت عبدالله بن طاهر از فقهای خراسان و بعضی از فقهای عراق خواست که قوانین و احکام مناسب جهت رفع دعاوی و حل مشکلات وشکایات عامه تدوین نمایند و لذا به دستور او کتابی درباره رسم نگاه‌داری قنوات و کیفیت تقسیم آبها تالیف یافت به نام کتاب قنی که تا مدتها ملاک و مرجع قضاوت در این باره بوده است.
[۳۴] گردیزی، ابو سعید عبد الحی بن ضحاک، تاریخ گردیزی، ص۳۰۱، تحقیق عبد الحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، چ اول، ۱۳۶۳ش.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

کشورداری طاهریان؛ خلافت عباسی در عهد طاهریان؛ دیوان‌های عصر طاهریان؛ لشکرداری طاهریان

پانویس

[ویرایش]
 
۱. گردیزی، ابو سعید عبد الحی بن ضحاک، تاریخ گردیزی، ص۱۳۷، تحقیق عبد الحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، چ اول، ۱۳۶۳ش.
۲. الحموی، شهاب الدین ابو عبدالله یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۷، بیروت، دار صادر، ط الثانیة، ۱۹۹۵.    
۳. عبدالوهاب، حسن، تاریخ المساجد، ص۲۵-۲۹.
۴. دینوری، احمدبن داوود، اخبارالطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، ص۴۰۲، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸.    
۵. اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی، مسالک الممالک، ص۱۴۹، (لیدن افست بیروت)، دار صادر، ۲۰۰۴ م.
۶. اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد الفارسی، مسالک الممالک، ص۱۴۶، (لیدن افست بیروت)، دار صادر، ۲۰۰۴ م.
۷. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۲۳، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.
۸. ابن طیفور، احمد، کتاب بغداد، ص۱۴۴، قاهره، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة.    
۹. الحمیری، محمد بن عبد المنعم، الروض المعطار فی خبر الاقطار، ص۱۳۳، بیروت، مکتبه لبنان، چاپ دوم، ۱۹۸۴ م.    
۱۰. شابشتی، الدیارات، ص ۳۱.    
۱۱. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، ص۲۶، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۲۵۳۶ ش.
۱۲. جرفادقانی، ابو الشرف ناصح بن زفر، تحقیق جعفر شعار، ص۲۱۴، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چ سوم، ۱۳۷۴ش.
۱۳. سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران، ترجمه سیدمحمدتقی فخرداعی گیلانی، ص۲۴۹، تهران، افسون، ۱۳۷۹.
۱۴. یادگاری، عبدالمهدی، طاهریان خراسان سلسله خاندان از یاد رفته در زنجیره تاریخ ایران و فرهنگ و ادب آن، ص۴۷۹، تهران، ژرف، چ اول، ۱۳۸۸.
۱۵. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۵۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
۱۶. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۱۹، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.
۱۷. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، ص۴۲، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶.
۱۸. الاربلی، علی بن عیسی بن ابی الفتح، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ص۱۲۳، بی جا، مکتبه الحیدریه، ۱۴۲۷.
۱۹. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، ص۴۲، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶.
۲۰. اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین، الاغانی، ج۶، ص۱۷۵-۱۷۶، مصر، وزاره الثقافه و الارشاد القومی، الموسسه المصریه العامه، ۱۹۶۳م.
۲۱. متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ص۲۹۳، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
۲۲. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص۲۶۸-۲۶۹، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.
۲۳. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، تحقیق سیداحمد صقر، ج۲، ص۳۶۳، بیروت، دارالمعرفه، بی تا.
۲۴. ابن حوقل، ابو القاسم محمد بن حوقل النصیبی، صورة الارض، ج۲، ص۴۴۷، بیروت، دار صادر، افست لیدن، ۱۹۳۸ م.
۲۵. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۵۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
۲۶. ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۵۹۲، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی.
۲۷. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۰۸.
۲۸. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، البلدان، ص۶۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
۲۹. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۴۵.    
۳۰. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۱، ص۸۶.    
۳۱. لسترنج، جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی، ص۱۲۵.
۳۲. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، تاریخ نیشابور، ص۲۱۳، تهران، نشر آکه، چ اول ۱۳۷۵ ش.
۳۳. مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ج۲، ص۴۳۵، بی جا، مکتبه مدبولی، چ ۳، ۱۴۱۱ق.
۳۴. گردیزی، ابو سعید عبد الحی بن ضحاک، تاریخ گردیزی، ص۳۰۱، تحقیق عبد الحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، چ اول، ۱۳۶۳ش.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «معماری عصر طاهریان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۱/۲۶.    






جعبه ابزار