معراج

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به سفر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) به‌آسمان‌ها و عوالم ملکوت‌ را معراج می‌گویند.


واژه شناسی

[ویرایش]

«معراج» در لغت از ریشه عرج و به معنی نردبان و اسراء به معنی سیر شبانه می‌باشد و در اصطلاح به معنی عروج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شب می‌باشد.

معراج در قرآن

[ویرایش]

در برخی آیات قرآن به معراج اشاره شده است، مانند:
«سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر»
«پاک و منزه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد که گرداگردش را پر برکت ساختیم تا نشانه‌های خود را به او نشان دهیم، همانا او شنوا و بیناست. »
در سوره نجم نیز اشاره به سفرنامه معراج شده است. در آیات دیگری نیز به طور پراکنده به این امر پرداخته است.

معراج در روایات

[ویرایش]

روایاتی که به موضوع معراج پرداخته‌اند، به روشنی از عروج پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) سخن می‌گویند و تنها در بیان جزئیّات با یکدیگر تفاوت دارند. از مجموعه این روایات بر می‌آید که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) در سفری آسمانی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفته و میان راه، همراه جبرئیل به مدینه نزول کرده و در آنجا نماز گزارده است .
روایات زیادی نیز در این مورد وجود دارد که در اینجا به دو روایت اکتفامی‌کنیم؛ امام رضا (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «کسی که معراج را تکذیب کند، رسول‌ الله را تکذیب کرده است» و از امام صادق (علیه‌السّلام) نیز روایت شده: «از شیعیان ما نیست، کسی که انکار کند چهار چیز را؛ معراج... ».

زمان معراج

[ویرایش]

واقعه معراج از معجزات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است. در وقوع این رخداد هیچ اختلافی نیست؛ اما در مورد زمان، مکان، تعدد و کیفیت معراج در بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد.
در مورد زمان آن؛ سال دوم، سوم، پنجم بعثت
[۱۳] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۱۵.
و دهم بعثت، شانزده ماه پیش از هجرت و هجده ماه قبل از هجرت و در ماه‌های رجب، رمضان، ربیع‌الاول

مکان معراج

[ویرایش]

از مکان‌های معراج «خانه‌ ام‌ هانی»، «شعب ابی‌طالب»، «مسجد الحرام» و... در منابع آمده است. البته در قرآن به مسجد الحرام اشاره شده و این از این جهت است که به خاطر احترام به شهر مکه به آن مسجد الحرام گفته می‌شد.

تعداد معراج

[ویرایش]

در اینکه معراج چند بار اتفاق افتاده نیز اختلاف است؛ اما برخی معتقد به تعدد معراج هستند. از این جهت اختلاف در برخی از قسمت‌های حدیث معراج، ناشی از تعدد معراج است.

اعجاز معراج

[ویرایش]

از رویدادهای مهمّ زندگی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌واله) و معجزات آن پیامبر بزرگ آسمانی است. بنابر نصّ قرآن کریم و روایات معتبر، خداوند، پیامبر اسلام (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) را در روزگار پیش از هجرت به آسمان‌ها و عوالم هستی برد تا بر حقایق عوالم امکانی احاطه کامل یابد. منابع اسلامی، این رویداد را در میان معجزات پیامبر اسلام (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) نیز ذکر کرده‌اند
[۳۲] لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۴۵۳.
[۳۳] رفیعی قزوینی، ابوالحسن، رجعت و معراج، ص۶۲.
.

معراج ضروری دین

[ویرایش]

اصل معراج نزد همه مسلمانان مقبول و مسلّم است و از ضروریات دین به شمار می‌آید.
از امام رضا (علیه‌السلام) نقل است: «هر کس معراج را دروغ پندارد، رسول خدا (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) را انکار کرده است. »
و امام صادق (علیه‌السلام) فرموده است: «از ما نیست هر کس سه چیز را انکار کند: معراج و سؤال و جواب قبر و شفاعت. »

انکار قریش

[ویرایش]

در روایات آمده است که پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) ماجرای معراج را برای قریش- اهل مکه- باز می‌گوید و آنان انکار می‌کنند و بدین روی، پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) شمار ستون‌های مسجد الاقصی را می‌گوید تا نشانه‌ای بر صداقت او باشد و نیز از آنچه در راه دیده است و کاروان‌هایی که در راه بوده‌اند، سخن می‌گوید.

کیفیت معراج

[ویرایش]

خداوند جهان هستی را بر اساس قانون علی و معلولی خلق کرده است و از آنجا که در هر سفری نیاز به وسیله نقلیه هست، سفر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هم از این قاعده مستثنی نبود. ایشان نیز برای عروج به آسمان سوار بر مرکبی به نام «براق» شد و از مراحل بالاتر سوار بر «رفرف» شد.
اما در مورد اینکه معراج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با چه کیفیتی صورت گرفت، اختلاف نظر وجود دارد. برخی به معراج رؤیایی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) معتقدند و بر این باورند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در عالم خواب به معراج رفته است و استناد آنها حدیثی از "عایشه" است. برخی معراج روحانی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را پذیرفتند، استناد برخی از آنها به فرازی از دعای ندبه «و عرجت بروحه» است که در نقد آن "آیت‌الله قزوینی" فرموده: «باء» در «بروحه» باء سبیه است، یعنی به سبب روح و قوة روح و مشایعت بدن با روح بوده است، نه اینکه فقط روح عروج نمود، بلکه قوت روحانیت خاتمیت، سبب معراج به تمام معنا گردیده است.
[۴۷] ادیب بهروز، محسن، معراج از دیدگاه قرآن و روایات، ص۹۸.

نظرات دیگری نیز در کیفیت معراج وجود دارد که بر همین حد اکتفا می‌کنیم. حال نظر شیعه امامیه را در این مورد بیان می‌کنیم و آن معراج جسمانی و روحانی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به طور همزمان و در حال بیداری بوده است. علت این امر را نیز از واژه «عبد» در سوره اسراء گرفتند، که در لغت عرب به عنصر ترکیب یافته از جسم و روح اطلاق می‌شود؛ به همین جهت سیر شبانه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جسمانی و روحانی بوده است.

← کیفیت معراج نزد شیعه


بیش‌ ترین دانشمندان مسلمان معتقدند که معراج پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) با جسم و روح آن حضرت بوده است و ایشان با بدن دنیایی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفته و سپس به آسمان‌ها
[۵۳] معراج در آینه استدلال، محمدی شاهروری، عبدالعلی، ص۳۶۱-۳۴۰.
. شیعیان نیز بر همین باورند و همگی این عقیده را پذیرفته‌اند
[۵۵] شبّر، عبداللّه، حقّ الیقین، ج۱-۲، ص۱۲۶.
.

← کیفیت معراج نزد اهل سنت


برخی دانشمندان اهل سنت معتقدند که معراج پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) از مکه تا بیت المقدس با روح و جسم بوده است؛ ولی تنها با روح خویش به آسمان‌ها عروج کرده است.
برخی دیگر با استناد به خبر عایشه و معاویه، معراج را در حال خواب پنداشته‌اند.
عایشه در آن هنگام کودک بوده و همسر پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) نبوده است و معاویه در کفر به سر می‌برده است. از این گذر نمی‌توان به خبر آن دو اعتماد کرد .

دیدگاه معراج روحانی

[ویرایش]

برخی اندیشمندان به دلایل فلسفی و علمی معراج جسمانی را نپذیرفته‌اند و گفته‌اند که معراج پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله)، روحانی بوده است در حالی همانند خواب.
[۵۸] دانشنامه قرآن، ج۲، ص۲۱۲۰.
.

رد دیدگاه معراج روحانی

[ویرایش]

علامه طباطبایی در این باره گفته است: از ظاهر سوره اسراء و روایات برمی‌آید که پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) تا مسجد الاقصی با روح و جسم سیر کرده است و ظاهر آیات سوره نجم و صریح روایات نشان می‌دهند که آن حضرت به آسمان‌ها عروج یافته است.
ممکن است که عروج به آسمان‌ها با روح بوده باشد؛ ولی نه به صورت رؤیای صادقه و در حال خواب؛ زیرا در این صورت شایسته نبود قرآن تا بدین پایه به معراج اهمیّت دهد و آن را کرامتی والا برای پیامبر بشمارد و از معجزات محسوب کند. نیز اگر معراج به صورت رؤیا می‌بود، چنین محلّ بحث و انکار قرار نمی‌گرفت و با آنچه پیامبر (صلی‌الله‌و‌علیه‌واله) از راه مکه و بیت المقدس، باز گفته است، سازگار نمی‌افتاد.

هدف معراج

[ویرایش]

قرآن هدف از معراج را نشان دادن شگفتی‌های خلقت به حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ذکر کرد.
در روایات هدف از معراج را علاوه بر هدف مذکور، شرافت دادن به فرشتگان، اکرام ساکنان آسمان‌ها و مشاهده عظمت خداوند بیان شده است.

اشکالات معراج

[ویرایش]

سؤالاتی درباره معراج مطرح است از جمله:
۱- در سفر فضایی نخستین مانع، نیروی جاذبه است و برای حل آن سرعت چهل هزار کیلومتر در ساعت لازم است.
۲- فقدان هوا در فضای بیرون زمین
۳- گرمای سوزان آفتاب و سرمای کشنده در جایی که آفتاب نمی‌تابد.
۴- اشعه‌های خطرناک
۵- مشکل بی‌وزنی و زمان، کسی که بخواهد در سراسر آسمان‌ها سیر کند، باید سرعتی بیش از سرعت نور داشته باشد.
در پاسخ باید گفت؛ با تمام این مشکلات انسان توانسته است با نیروی علم بر آن پیروز شود. بدون شک معراج امری خارق‌العاده است، هرچند که مقداری از این معجزه عقلاً امکان‌پذیر شده است، بقیه نیز با استمداد از قدرت الهی حل شدنی است. بشر توانسته است با این نیروی محدود سفینه‌هایی بسازد که مشکل اشعه‌ها را حل کند؛ خداوند، مرکب سریع‌ السیر براق، رفرف یا مرکب دیگر در اختیار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گذاشت و او را از نظر خطرات این سفر زیر پوشش حمایت خود گرفت. البته دانشمندان امروز می‌گویند؛ امواج جاذبه بدون نیاز به زمان در آن واحد از یک سوی جهان به سوی دیگر منتقل می‌شود.
با توجه به این نکات هیچ کدام از مشکلات به صورت یک مانع عقلی نیست که معراج را به صورت یک محال عقلی در آورد.

دستاوردهای معراج

[ویرایش]

در این قسمت به صورت مختصر به نتایج معراج اشاره می‌شود.
۱- ولایت علی (علیه‌السّلام).
۲- وجوب نمازهای پنج گانه.
۳- اعطای کوثر (فاطمه (سلام‌الله‌علیهم)).
۴- رفع تکلیف‌های دشوار از امت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم).
۵- خدای متعال با پیامبر محبوب خویش در سفر معراج سخن گفت. برخی از احادیث قدسی دستاورد این سفر آسمانی‌اند
[۷۷] طبرسی، ابو علی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵-۶، ص۳۹۵.
.

سفر به آسمان

[ویرایش]

نخست به آسمان دنیا رسیدند، فرشته‌ای به نام "اسماعیل" موکل آن بود. این دو بر هم سلام کرده، فرشتگان دیگر نیز به حضور ایشان آمده و درود فرستادند. در میان آنها فرشته‌ای متفاوت بود، قیافه‌ای خشمگین داشت، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسید: این کیست که مرا می‌رنجاند؟
جبرئیل پاسخ داد: او مالک، نگهبان جهنم است... پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از او خواست جهنم را به ایشان نشان دهد. مالک دری از جهنم را گشود؛ آن چنان سوزان و وحشتناک بود که رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از او خواست آن را بپوشاند.
در ادامه راه به انسان خوش‌اندامی رسید که چون به راست می‌نگریست، خوشحال و هنگامی که به چپ رو می‌کرد، ‌اندوهگین می‌شد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسید: او کیست؟
جبرئیل پاسخ داد؛ پدرت آدم است. وقتی فرزندی از ذریه‌اش به بهشت رود خوشحال و اگر به جهنم رود، ‌اندوهگین می‌شود. ایشان بر هم سلام و درود فرستادند. پس از آن به ملک‌ الموت رسید... از او پرسید: آیا هر کس که بمیرد تو روحش را می‌گیری؟ گفت: آری... هیچ خانه‌ای نیست؛ مگر آنکه در هر روز پنج نوبت داخل آن می‌شوم، وقتی شخصی برای مرده خود می‌گرید، می‌گویم: گریه نکنید که بار دیگر نزد شما بر می‌گردم تا فردی از شما باقی نباشد... در ادامه مسیر به مردی می‌رسد که در سفره خود گوشت پاک و ناپاک دارد؛ اما گوشت ناپاک می‌خورد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسید: او کیست؟ جبرئیل گفت: حرام‌خواران امت تو هستند و در روایتی دیگر آنها زنان حلال خود را رها کرده و گرد زنانی که بر ایشان حرام هست، می‌روند. بعد به فرشته‌ای برخورد که نیمی از پیکرش آتش و نیم دیگر یخ بود و بر هم اثر نمی‌کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسید: او کیست؟ جبرئیل گفت: موکل آسمان و زمین و نسبت به مؤمنین خیرخواه‌ترین ملائک است...
پس از آن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) افرادی را با حالت‌هایی می‌دید و از جبرئیل پرسید: اینان کیستند و پاسخ گرفت؛ از جمله به افرادی برخورد که لبانی چون لبان شتر داشتند و گوشت‌هایشان از پهلو جدا به دهانشان افکنده بود؛ اینان مسخره‌ کنندگان بودند. افرادی بر سر خود می‌کوبیدند، اینها نماز عشا نخوانده می‌خوابیدند.
گروه دیگر آتش در دهانشان ریخته و از پشت آنان خارج می‌شد؛ اینان اموال یتیمان را به زور گرفته و می‌خوردند. افرادی را دیدند با شکم‌های بزرگ که از جا نمی‌توانستند برخیزند؛ آنها رباخواران در دنیا هستند و صبحگاه و شامگاه در عذاب الهی.
در ادامه به زنانی با عذاب‌های مختلف برخوردند؛ زنانی به موی سر آویزان به طوری که مغز سرشان به جوش آمده، اینها موی خود را از نامحرم نمی‌پوشاندند. برخی به زبان خود آویخته و آب داغ در گلوی آنها ریخته می‌شد، به جرم اینکه همسران خود را با زبان آزار می‌دادند. زنانی به سینه‌هایشان آویزان بودند، به جهت خیانت به همسر و نسبت دادن فرزند زنا به همسرش. زنی گوشت بدنش را با قیچی آتشین جدا می‌کرد به جرم عرضه کردن خود برای نامحرم.

سفر به آسمان دوم تا ششم

[ویرایش]

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در هر کدام از آسمان‌ها به ترتیب "یحیی"، "عیسی"، "یوسف"، "ادریس"، "هارون" و "موسی" را ملاقات و بر آنها سلام کرد. در آسمان چهارم فرشته‌ای بر تخت نشسته و فرمانده هفتاد هزار فرشته است.

سفر به آسمان هفتم

[ویرایش]

فرشتگانی دید که به ایشان و امتش توصیه حجامت کردند. "ابراهیم (علیه‌السّلام) " را دید و آیه ۶۸ آل‌عمران را تلاوت کرد، در این مرحله شگفتی‌هایی را مشاهده کرد... پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به جبرئیل فرمودند: بین خدا و آفریدگانش هفتاد هزار حجاب است و نزدیک‌ترین مخلوقات به او من و "اسرافیل" هستیم و بین ما و او هم چهار حجاب است؛ «حجابی از نور، حجابی از ظلمت، حجابی از ابر و حجابی از آب است». در ادامه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از نهر «کوثر» می‌نوشد و از نهر «رحمت» خود را شستشو می‌دهد، وارد بهشت می‌شود و جایگاه خود و همسران خویش را می‌بیند و کنیزی را می‌بیند که از "زید بن حارثه" بود. قصری از یاقوت سرخ بود که متعلق به روزه‌داران، اطعام‌کنندگان به درماندگان و... بود. بعد از آن به «درخت طوبی» که در هر خانه بهشتی شاخه‌ای از آن است. در پایان به «سدرة‌ المنتهی» رسید که در سایه هر برگ آن امتی جای می‌گیرد. ندامی‌آید: «آمن الرسول بما انزل الیه من ربه... » در ادامه آیات آخر سوره بقره گقتگوی خدا و رسول بود؛ در این مرحله فضیلت‌هایی بر او ارزانی شد. از جمله دو کلمه از تحت عرش «لاحول و لا قوة الا بالله و لا منجا منک الا الیک» و... پس از آن فرشته‌ای اذان گفت و خداوند او را تصدیق کرد و ملائک بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اقتدا کرده و نماز خواندند. در اینجا بود که بر ایشان و امتش پنجاه نماز واجب شد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در راه بازگشت با موسی ملاقات کرد و موسی از ایشان درخواست کرد که امت تو طاقت پنجاه نماز ندارند، از خدا بخواه تا تخفیف دهد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هم در چند مرحله از خداوند درخواست کرد تا به پنج نماز کاهش یافت. باز موسی تقلیل نمازها را خواست؛ اما پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: از خداوند شرم دارم و بر این پنج نماز صبر می‌کنم. ندا آمد به خاطر این شکیبایی هر کار نیک امت تو را ده برابر پاداش خواهم داد. آنگاه به حجاب‌های نور می‌رسند؛ جبرئیل عرض کرد: «ای محمد جلو برو و خود بماند. » پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: «ای جبرئیل در چنین جایی مرا تنها می‌گذاری؟» جبرئیل عرض کرد: «ای محمد اینجا آخرین جایی است که خداوند برای من تعیین کرده، از آن بیشتر روم، بالهایم بسوزد. »

پندهای معراج

[ویرایش]

پس از رسیدن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به حجاب‌های نور بود که حدیث معراج و گفتگوی خدا با رسولش صورت می‌گیرد که در اینجا مجال ذکر حدیث نیست؛ اما به صورت گزینشی به سخنان خداوند به رسول اشاره می‌شود.
۱. شریف‌ترین کارها: توکل بر خدا و خشنود بودن بر آنچه او مقدر کرده است.
۲. خصوصیات افراد مؤمن و پرهیزکار و توکل کنندگان بر خداوند.
۳. ویژگی زاهدان در دنیا.
۴. ویژگی اهل دنیا و اهل آخرت.
۵. پاداش زاهدان.
۶. توصیه بر پرهیزکاری.
۷. ارزش سکوت.
۸. اهمیت رزق حلال.
۹. جایگاه و اثر روزه.
۱۰. ویژگی عابدان.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن منظور، لسان العرب، قم، نشرادب الحوزه، ۱۴۰۵، ج۲، ص۳۲۱۳۲۴.    
۲. مقریزی، امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۱۹۲.    
۳. اسرا/سوره۱۷، آیه۱.    
۴. نجم/سوره۵۳، آیه۸۱۸.    
۵. اسرا/سوره۱۷، آیه۶۰.    
۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۱۹.    
۷. صدوق، محمد بن علی، صفات الشیعه، تهران، عابدی، ص۵۰.    
۸. حرعاملی، الفصول المهمه فی اصول الائمه، قم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا (علیه‌السّلام)، ۱۴۱۸، ج۱، ص۳۶۳.    
۹. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، مکتبه الحیدریه، ۱۳۷۶، ج۱، ص۱۵۰.    
۱۰. حلی، علی بن یوسف، العدد القویه، قم، مکتبه آیه الله مرعشی، ۱۴۰۸، ص۲۳۴.    
۱۱. قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی، ۱۴۰۹، ج۱، ص۱۴۱.    
۱۲. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۱۹۹.    
۱۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۱۵.
۱۴. ابن اثیر، الکامل، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵، ج۲، ص۵۱.    
۱۵. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، ج۲، ص۳۵۵.    
۱۶. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۲۰۱.    
۱۷. ابن جوزی، علی بن محمد، المنتظم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲، ج۳، ص۲۶.    
۱۸. ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹، ج۱، ص۲۷.    
۱۹. ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹، ج۱، ص۲۷.    
۲۰. ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷، ج۳، ص۱۰۹.    
۲۱. ابن جوزی، علی بن محمد، المنتظم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲، ج۳، ص۲۶.    
۲۲. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، ج۲، ص۲۶.    
۲۳. ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۶۶و...    
۲۴. ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۶۶.    
۲۵. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۱۹۶.    
۲۶. اسرا/سوره۱۷، آیه۱.    
۲۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۱۲، ص۹،    
۲۸. دیاربکری، حسین، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت، دار صادر، ج۱، ص۳۰۷.    
۲۹. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ج۲، ص۳۳۵.    
۳۰. فیض کاشانی، محسن، تفسیر الصافی، تهران، مکتبه الصدر، ۱۴۱۶، ج۵، ص۹۱.    
۳۱. مجلسی، محمد باقر، حقّ الیقین، ص۳۰.    
۳۲. لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ص۴۵۳.
۳۳. رفیعی قزوینی، ابوالحسن، رجعت و معراج، ص۶۲.
۳۴. فیض کاشانی، محسن، المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج۱، ص۲۲۹.    
۳۵. شیخ صدوق، محمد بن علی، صفات الشّیعه، ص۵۰.    
۳۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۴۰.    
۳۷. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱۳، ص۳۰.    
۳۸. ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۶۶.    
۳۹. ابن اثیر، ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹، ج۱، ص۲۷ و...    
۴۰. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۳، ص۴۱.    
۴۱. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۲۵۹.    
۴۲. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، ج۲، ص۲۶۷.    
۴۳. ابن هشام، السیره النبویه، بیروت، دارالمعرفه، ج۱، ص۳۹۹.    
۴۴. ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷، ج۳، ص۱۱۴.    
۴۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۸۰.    
۴۶. صالحی شامی، سبل الهدی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴، ج۳، ص۷۱.    
۴۷. ادیب بهروز، محسن، معراج از دیدگاه قرآن و روایات، ص۹۸.
۴۸. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، مکتبه الحیدریه، ۱۳۷۶، ج۱، ص۱۵۳.    
۴۹. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۸۰.    
۵۰. مکارم شیرازی، ناصر تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۱۲، ص۹.    
۵۱. قسطلانی، احمد بن محمد، المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه، قاهره، مکتبه التوفیقیه، ج۲، ص۴۳۰.    
۵۲. صالحی شامی، سبل الهدی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴، ج۳، ص۱۲.    
۵۳. معراج در آینه استدلال، محمدی شاهروری، عبدالعلی، ص۳۶۱-۳۴۰.
۵۴. صدوق، ابو جعفر محمد بن علی، الامالی، ص۳۷۰.    
۵۵. شبّر، عبداللّه، حقّ الیقین، ج۱-۲، ص۱۲۶.
۵۶. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج۸، ص۹.    
۵۷. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج۱۵، ص۷.    
۵۸. دانشنامه قرآن، ج۲، ص۲۱۲۰.
۵۹. ابوعلی سینا، معراج‌نامه، مقدمه، ص۳۹.    
۶۰. المیزان، ج۱۳، ص۳۲.    
۶۱. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۶۲. صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ص۱۷۵.    
۶۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مجلسی، پیشین، ج۱۸، ص۳۴۷۳۴۸.    
۶۴. مکارم شیرازی، ناصر تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۲۲، ص۵۰۲۱۷.    
۶۵. مکارم شیرازی، ناصر تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ص۱۶-۱۷.    
۶۶. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴، ج۴، ص۳۷۴.    
۶۷. شیخ طوسی، امالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴، ص۶۴۳.    
۶۸. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۲، ج۵، ص۱۵۶.    
۶۹. مقریزی، امتاع الاسماع بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، ج۸، ص۲۳۵.    
۷۰. ابن کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۱۷.    
۷۱. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، ج۲، ص۳۹۵.    
۷۲. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، منشورات مکتبه الحیدریه، ۱۳۸۵، ج۱، ص۱۸۴.    
۷۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۵۰.    
۷۴. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ۱۴۰۳، ج۱، ص۳۲۸.    
۷۵. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۲، ج۱، ص۳۰۶.    
۷۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۷، ص۲۸۹.    
۷۷. طبرسی، ابو علی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۵-۶، ص۳۹۵.
۷۸. مکارم شیرازی، ناصر تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۲۲، ص۵۰۶.    
۷۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۸.    
۸۰. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ج۲، ص۱۱.    
۸۱. طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ج۱۳، ص۸۲۳.    
۸۲. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۱۹۳۳۱.    
۸۳. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۳، ص۵۱۰۵۱۵.    
۸۴. حرعاملی، محمد بن حسن، الجواهرالسنیه، نجف، نعمان، ۱۳۸۴، ص۱۹۱۲۱۰، به نقل از ارشادالقلوب    .
۸۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۷، ص۲۱-۳۰.    


منبع

[ویرایش]
کتاب فرهنگ شیعه، تالیف شده توسط جمعی از نویسندگان، ص۴۲۰-۴۲۲.    






جعبه‌ابزار