معانی اسما

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



معانی اسم، معانی دلالت کننده بر ذات یا حَدَث یا ارتباط بین آن دو بدون اقتران به زمان می باشد.


تعریف

[ویرایش]

معانی اسما، مقابل معانی افعال و حروف قرار داشته، و بر ذات (زید) یا حدث (علم) و یا ارتباط بین ذات و حدث (ضارب) بدون اقتران به زمان، دلالت می‌کند. در برخی اسم‌ها، ماده و هیئت دارای یک وضع می‌باشد؛ یعنی هر یک دارای وضع مستقلی نیست، مثل: زید. اما در برخی دیگر، ماده و هیئت هر یک دارای وضع مستقل بوده و معنایی جدا از دیگری دارند، مثل: ضارب.

نکته اول

[ویرایش]

معانی اسما، قابلیت دارد که در یک جمله تام ، محکوم به و یا محکوم علیه قرار گیرد؛ بر خلاف حروف که صلاحیت هیچ یک را ندارد و بر خلاف افعال که فقط محکوم به قرار می‌گیرد.

نکته دوم

[ویرایش]

اسما دارای معنای اسمی می‌باشد مگر آنهایی که دارای هیئت و ماده است، که در این گونه اسما ماده دارای معنای اسمی و هیئت دارای معنای حرفی است.
[۱] اصول فقه، رشاد، محمد، ج۱، ص۵۱.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. اصول فقه، رشاد، محمد، ج۱، ص۵۱.
۲. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۴۸.    
۳. نهایة الافکار، عراقی، ضیاء الدین، ج۱، ص۱۲۵.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۵۵، برگرفته از مقاله «معنای اسمی».    

رده‌های این صفحه : معانی الفاظ




جعبه ابزار