مشورتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مشورت به معنای شوری، رایزنی و شور کردن‌ است، و دین اسلام به مشورت کردن در امور فردی و اجتماعی اهمیت زیادی داده است، و برای مشورت کننده فواید و آثار زیادی در روایات بیان شده، و لذا در قرآن کریم و روایات اسلامی سفارش به مشورت کردن شده است و البیه باید مشورت با افراد با تجربه و صاحب عقل و درایت باشد.


مشورت از منظر اسلام

[ویرایش]

آیین اسلام بر مشورت در امور فردی و جمعی ارجی ویژه می‌نهد.
قرآن کریم سوره‌ای به نام «سوره شوری‌» دارد که مشورت را در شمار فرائض اخلاقی و روحیّات معنوی آورده است.
بنای حکومت اسلامی‌ نیز بر مشورت و دوری از استبداد و خودرأیی است و حاکمان اسلامی باید از مشورتِ مشاوران کارآزموده و آگاه بهره‌مند باشند.
البتّه پیروی از رأی آنان برای حاکم الزامی نیست و او می‌ تواند به تشخیص خود عمل کند.

← مشورت پیامبر با صحابه


حکومت پیامبر (ص) در مدینه از نخستین حکومت‌های سیاسی مبتنی بر شوری‌ بود و خداوند در قرآن کریم مسلمانان آن روزگار را اهل مشورت می‌خواند. [۱]
مشورت در اسلام چنان ارجمند است که خداوند به پیامبر معصوم خویش- که به منبع دانش غیبی متّصل است- فرمان می‌دهد با اصحاب، مشورت کند. [۲]
پیامبر اسلام (ص) هر چند در امور مهم، تصمیم نهایی را خود می‌گرفت، به نظر دیگران نیز در تصمیم‌های خود نقشی می ‌داد.

موارد منع مشاوره

[ویرایش]

مشورت در جایی که خداوند تکلیف چیزی را روشن کرده و انسان را موظّف ساخته است به آن عمل کند، روا نیست.

← اصول دین


به عنوان نمونه، نمی‌توان اصول دین را به مشورت گذاشت یا نمی‌توان چگونگیِ نمازگزاردن را از راه مشورت با مؤمنین معیّن کرد.
خداوند بنابر مصالحی تصمیم‌گیری در برخی امور را برای خود محفوظ داشته و اختیاری به انسان نداده است.
در چنین اموری انسان قادر نیست با مشورت به مصلحت خویش و جامعه انسانی راه بیابد.

← تعیین امام معصوم


مثلًا تعیین شخص امام معصوم (امامت) از گذر مشورت روا نیست. این کار بر عهده خداوند است؛ زیرا امام باید دارای شرایطی مانند عصمت باشد و بازشناختن کسی که از این خصیصه برخوردار است، در توان انسان نیست. از این رو، مشورت برای تعیین امام کاری بی‌فایده است.

موارد مشورت

[ویرایش]

شوری‌ و مشورت تنها در اموری روا است که سودی برساند و کارگشایی بکند و نصّ و فرمان صریحی از خداوند یا بندگان معصومش در دست نباشد.

مشورت در امور

[ویرایش]

لا مظاهرة اوثق من المشاورة. [۳] هیچ پشتیبانی مطمئن‌تر از مشورت نیست.

مشورت با پیر

[ویرایش]

پند پیر از رای جوان بهتر است:
رای الشیخ احب الی من جلد الغلام، و روی من مشهد الغلام. [۴] رای پیران را از دلاوری جوانان (و به روایتی از اجتماع جوانان) بیشتر دوست دارم.

رابطه رای و بخت

[ویرایش]

صواب الرای بالدول: یقبل باقبالها، و یذهب بذهابها. [۵] درستی به رای بسته به دولت بخت است: اگر دولت رو کند درستی رای نیز رو می‌کند و اگر آن پشت کند این نیز می‌رود.

نهی از مشورت با کج‌اندیش

[ویرایش]

دور باد رای کج اندیش!
عزب رای امری تخلف عنی، ما شککت فی الحق مذ اریته. [۶] دور باد رای کسی که با من مخالفت کند، من از زمانی که حق به من نمایانده شد در آن تردید نکرده‌ام.

مشورت با بزرگان

[ویرایش]

شریک عقل با بزرگان باشید.
من استبد برایه هلک، و من شاور الرجال شارکها فی عقولها. [۷] هر که استبداد ورزد نابود شود و هر که با بزرگان مشورت کند، در عقلشان شریک گردد.

شنیدن آرای گوناگون

[ویرایش]

لعبدالله بن العباس و قد اشار علیه فی شیء لم یوافق رایه: لک ان تشیر علی و اری، فان عصیتک فاطعنی. [۸] به عبدالله بن عباس که آن حضرت را به چیزی راهنمایی کرد که با نظر ایشان سازگاری نداشت، فرمود: تو حق داری نظرت را به من بگویی و من هم نظر خاص خود را دارم. بنابراین اگر بر خلاف تو عمل کردم از من پیروی کن!

سودمندنبودن رای خود

[ویرایش]

لا تستعموا الرای فیما لا یدرک قعره البصر، و لا تتغلغل الیه الفکر. [۹] در مسائل و موضوعاتی که بینش به ژرفایشان راه نمی‌برد و اندیشه به آن‌ها دسترسی ندارد، رای خود را به کار نگیرید.

نهی از مشورت با بخیل

[ویرایش]

بخیل را در مشورت داخل مگردان!
من کتابه للاشتر لما ولاه مصر: لا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر، و لا جبانا یضعفک عن الامور، و لا حریصا یزین لک الشره بالجور. [۱۰] در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می‌نویسد: در مشورت خود بخیل را داخل مگردان؛ زیرا او تو را از نیکی و بخشش کردن باز می‌دارد و از تنگدستی می‌ترساند؛ و نه ترسو را، چه او تو را در اقدام به کارها سست می‌کند و نه آزمند را، چون آزمند ستمگری را در نظرت زیبا جلوه می‌دهد.

راه صحیح اندیشی

[ویرایش]

من استقبل وجوه الارا، عرف مواقع الخطا. [۱۱] هر که آرا مختلف را بررسی کند، جاهای خطا را بشناسد.

بزرگ‌ترین پشتیبان

[ویرایش]

لا ظهیر کالمشاورة. [۱۲] هیچ پشتیبانی، چون مشاوره نیست.

رسیدن به مقصود

[ویرایش]

الاستشارة عین الهدایة، و قد خاطر من استغنی برایه. [۱۳] مشورت عین به مقصود راه یافتن است و هر که خودسرانه کار کند دچار خطر شود.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شوری/سوره۴۲، آیه۳۸.    
۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
۳. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۱۱۳.    
۴. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۸۶.    
۵. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۳۳۹.    
۶. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، خطبه۴.    
۷. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۱۶۱.    
۸. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۳۲۱.    
۹. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، خطبه۸۷.    
۱۰. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، نامه۵۳.    
۱۱. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۱۷۳.    
۱۲. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۵۴.    
۱۳. امام علی علیه‌السلام، نهج البلاغه، حکمت۲۱۱.    


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «مشورت».    
فرهنگ شیعه، ص۳۱۴.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | مشورت




جعبه‌ابزار