مشورتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مشورت به معنای شوری، رایزنی و شور کردن‌ است، و دین اسلام به مشورت کردن در امور فردی و اجتماعی اهمیت زیادی داده است، و برای مشورت‌کننده فواید و آثار زیادی در روایات بیان شده، و لذا در قرآن کریم و روایات اسلامی سفارش به مشورت کردن شده است و البته باید مشورت با افراد با تجربه و صاحب عقل و درایت باشد.


مقدمه

[ویرایش]

موضوع مشاوره در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است چنانچه پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با قطع نظر از وحی آسمانی آنچنان فکر نیرومندی داشت که هیچ‌گاه نیاز به مشاوره پیدا نمی‌کرد، ولی برای اینکه از یک سو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه‌های اساسی زندگی خود قرار دهند و از سوی دیگر نیروی فکر و‌ اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومی مسلمانان که جنبه‌ی اجرای قوانین الهی داشت (نه قانون‌گزاری) جلسه‌ی مشاوره تشکیل می‌داد و مخصوصاً برای رای افراد صاحب‌نظر ارزش خاصی قائل بود تا آنجا که گاهی به احترام آن‌ها از رای خود صرف‌نظر می‌کرد، چنان‌که نمونه‌ی آن در جنگ احد اتفاق افتاد و می‌توان گفت که یکی از عوامل موفقیت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در پیشبرد اهداف اسلامی همین بود.

موضوعات بحث

[ویرایش]

در این بحث به پنج موضوع توجه فرمائید:
۱ـ آیات و روایات پیرامون شورا.
۲ـ با چه اشخاصی می‌توان مشورت کرد؟
۳ـ نتایج ثمربخش مشورت.
۴ـ وظیفه‌ی مشاور.
۵ـ مذمت استبداد.

مشورت از منظر اسلام

[ویرایش]

آیین اسلام بر مشورت در امور فردی و جمعی ارجی ویژه می‌نهد.
قرآن کریم سوره‌ای به نام «سوره شوری‌» دارد که مشورت را در شمار فرائض اخلاقی و روحیّات معنوی آورده است.
بنای حکومت اسلامی‌ نیز بر مشورت و دوری از استبداد و خودرایی است و حاکمان اسلامی باید از مشورتِ مشاوران کارآزموده و آگاه بهره‌مند باشند.
البتّه پیروی از رای آنان برای حاکم الزامی نیست و او می‌ تواند به تشخیص خود عمل کند.

← مشورت پیامبر با صحابه


حکومت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه از نخستین حکومت‌های سیاسی مبتنی بر شوری‌ بود و خداوند در قرآن کریم مسلمانان آن روزگار را اهل مشورت می‌خواند. [۱]
مشورت در اسلام چنان ارجمند است که خداوند به پیامبر معصوم خویش -‌که به منبع دانش غیبی متّصل است- فرمان می‌دهد با اصحاب، مشورت کند. [۲]
پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هر چند در امور مهم، تصمیم نهایی را خود می‌گرفت، به نظر دیگران نیز در تصمیم‌های خود نقشی می‌داد.

آیات

[ویرایش]

در این بخش از مبحث مشورت اشاره‌ای به دو آیه از قرآن کریم می‌پردازیم:

← آیه اول


«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی اْلاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ؛ [۳] از پرتو رحمت الهی در برابر آنها نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگ‌دل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند، بنابراین آن‌ها را عفو کن و برای آنها طلب آمرزش نما و در کارها با آن‌ها مشورت کن، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا، توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.»

← آیه دوم


«وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ اَاقمُوا الصَّلوةَ وَ اَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛ [۴] و آنان که دستورات پروردگار را اجابت و اطاعت کردند و نماز به پا داشتند و کارشان را با مشورت یکدیگر انجام دادند و از آنچه روزی‌شان دادیم انفاق می‌کنند.»

روایات

[ویرایش]

در این قسمت هم به روایاتی که از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) در مورد مشورت وارد شده، اشاراتی خواهیم داشت:

← روایت اول


از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده که فرمود: «اِذا کانَ امَرائُکُمْ خِیارَکُمْ وَ اَغْنِیائُکُمْ سُمَحائُکُمْ وَ اَمْرُکُمْ شُوری بَیْنَکُمْ فَظَهْرُ الاَرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ بَطْنِها وَ اِذا کانَ امَرائُکُمْ شِرارَکُمْ وَ اَغْنِیائُکُمْ بُخَلائَکُمْ وَلَمْ یَکُنْ اَمْرُکُمْ شُوری بَیْنَکُمْ فَبَطْنُ اْلاَرْضِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْ ظَهْرِها؛ [۵] هنگامی که زمامداران شما، نیکان شما باشند و توان‌گران شما سخاوت‌مندان، و کارهای نیک با مشورت انجام گیرد، ‌در این موقع روی زمین، از زیر زمین برای شما بهتر است (یعنی شایسته‌ی حیات و زندگی هستید) ولی اگر زمام‌دارانتان بدان و ثروتمندان افراد بخیل باشند و در کارها مشورت نکنید در این صورت زیر زمین از روی آن برای شما بهتر است.»

← روایت دوم


امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در اثناء خطبه می‌فرماید: «وَلا مُظاهَرَةَ اَوْثَقُ مِنَ الْمُشاوَرَةِ؛ [۶] هیچ پشتیبانی مطمئن‌تر از مشورت نیست.»

← روایت سوم


از امام باقر (علیه‌السّلام) نقل شده: در تورات چهار جمله آمده: «مَنْ لایَسْتَشیرُ یَنْدِمُ وَ الْفَقْرُ الْمَوْتُ اْلاَکْبَرِ وَ کَما تَدینُ تُدانُ وَ مَنْ مَلَکَ اِسْتَاْثَرَ؛ [۷] کسی که مشورت نکند پشیمان می‌شود، فقر مرگ بزرگ است، هر چه کنی با تو همان خواهد شد و کسی که مالک شود استبداد می‌ورزد یعنی نوعاً اینها از تبعات این خصلت‌ها است.»

رابطه رای و بخت

[ویرایش]

صواب الرای بالدول: یقبل باقبالها، و یذهب بذهابها. [۸] درستی به رای بسته به دولت بخت است: اگر دولت رو کند درستی رای نیز رو می‌کند و اگر آن پشت کند این نیز می‌رود.

شرایط مشاور

[ویرایش]

مسلم است که هر کس نمی‌تواند طرف مشورت قرار گیرد، زیرا گاه بعضی از اشخاص نقاط ضعفی دارند که مشورت با آنها مایه‌ی بدبختی و عقب افتادگی است و از این جهت در روایات خاندان عصمت و طهارت صفاتی را برای مستشار ذکر نموده‌اند:

← مشاور در بیان امام صادق


از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: مشورت تحقق نمی‌گیرد مگر با شرائطش و اگر کسی آن شرایط را نداند در مشورت ضرر می‌کند.
پس اولین آنها عبارت است از اینکه مستشار عاقل باشد و دومین شرط این است که آزادمرد و متدین باشد و شرط سوم عبارت است از اینکه مستشار دوست حقیقی باشد و شرط چهارم عبارت است از اینکه بتوانی او را آگاه کنی از امور پنهانی خود و علم آن نسبت به موضوع مانند علم خودت باشد که به افراد دیگر نرسد. [۹]
از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «اِسْتَشِرْ فی اَمْرِکَ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ؛ [۱۰] مشورت کنید در پیش آمدها (از) کسانی که می‌ترسند از پروردگارشان.»

مشورت با بزرگان

[ویرایش]

شریک عقل با بزرگان باشید. من استبد برایه هلک، و من شاور الرجال شارکها فی عقولها. [۱۱] هر که استبداد ورزد نابود شود و هر که با بزرگان مشورت کند، در عقلشان شریک گردد.

شنیدن آرای گوناگون

[ویرایش]

لعبدالله بن العباس و قد اشار علیه فی شیء لم یوافق رایه: لک ان تشیر علی و اری، فان عصیتک فاطعنی. [۱۲] به عبدالله بن عباس که آن حضرت را به چیزی راهنمایی کرد که با نظر ایشان سازگاری نداشت، فرمود: تو حق داری نظرت را به من بگویی و من هم نظر خاص خود را دارم. بنابراین اگر بر خلاف تو عمل کردم از من پیروی کن!

شتاب‌زدگی در تصمیم

[ویرایش]

لا تستعموا الرای فیما لا یدرک قعره البصر، و لا تتغلغل الیه الفکر. [۱۳] در مسائل و موضوعاتی که بینش به ژرفایشان راه نمی‌برد و‌ اندیشه به آن‌ها دسترسی ندارد، رای خود را به کار نگیرید.

← افراد ممنوع از شور


از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده که فرمود: (با سه طایفه مشورت نکن) «وَلا تُدْخِلَنَّ فی مَشْوَرَتِکَ بَخیلاً یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ وَلا جَباناً یُضْعِفُکَ عَنِ اْلاُمُورِِ وَلا حَریصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَّةَ بِالْجَوْرِ؛ [۱۴] با افراد بخیل مشورت نکن زیرا ترا از بخشش و کمک به دیگران باز می‌دارند و از فقر می‌ترسانند (و نیز) با افراد ترسو مشورت نکن زیرا آنها ترا از انجام کارهای مهم باز می‌دارند (و همچنین) با افراد حریص مشورت نکن که آنها برای جمع‌آوری ثروت و یا کسب مقام، ستمگری را در نظر تو جلوه‌گر می‌سازند.»
از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «اِیّاکَ وَ مُشاوَرَةَ النِّساءِ اِلاّ مَنْ جَرَّبْتَ بِکَمالِ عَقْلٍ...؛ [۱۵] خودداری کن از مشورت با زنان، مگر آنان که رشد عقلی و فکری‌شان به تجربه ثابت شده باشد.»
از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «لاتَشِرْ عَلَی الْمُسْتَبِدِّ بِرَایِهِ؛ [۱۶] مشورت نکن با کسی که استبداد رای دارد.»
دور باد رای کج‌اندیش! عزب رای امری تخلف عنی، ما شککت فی الحق مذ اریته. [۱۷] دور باد رای کسی که با من مخالفت کند، من از زمانی که حق به من نمایانده شد در آن تردید نکرده‌ام.
بخیل را در مشورت داخل مگردان! من کتابه للاشتر لما ولاه مصر: لا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل بک عن الفضل و یعدک الفقر، و لا جبانا یضعفک عن الامور، و لا حریصا یزین لک الشره بالجور. [۱۸] در فرمان حکومت مصر به مالک اشتر می‌نویسد: در مشورت خود بخیل را داخل مگردان؛ زیرا او تو را از نیکی و بخشش کردن باز می‌دارد و از تنگدستی می‌ترساند؛ و نه ترسو را، چه او تو را در اقدام به کارها سست می‌کند و نه آزمند را، چون آزمند ستمگری را در نظرت زیبا جلوه می‌دهد.

راه صحیح‌اندیشی

[ویرایش]

من استقبل وجوه الآرا، عرف مواقع الخطا. [۱۹] هر که آرا مختلف را بررسی کند، جاهای خطا را بشناسد.

بزرگ‌ترین پشتیبان

[ویرایش]

لا ظهیر کالمشاورة. [۲۰] هیچ پشتیبانی، چون مشاوره نیست.

رسیدن به مقصود

[ویرایش]

الاستشارة عین الهدایة، و قد خاطر من استغنی برایه. [۲۱] مشورت عین به مقصود راه یافتن است و هر که خودسرانه کار کند دچار خطر شود.

نتایج مشورت

[ویرایش]

اصولاً مردمی که کارهای مهم خود را با مشورت و صلاح‌اندیشی یکدیگر انجام می‌دهند، کمتر گرفتار لغزش می‌شوند به عکس، افرادی که گرفتار استبداد رای هستند و خود را بی‌نیاز از افکار دیگران می‌دانند، هر چند از نظر فکری فوق‌العاده باشند، باز هم غالباً گرفتار اشتباهات خطرناک و دردآگین می‌شوند، از این گذشته استبداد رای، شخصیت را در توده‌ی مردم می‌کشد و افکار را متوقف می‌سازد و استعدادهای آماده را نابود می‌کند و به این ترتیب بزرگ‌ترین سرمایه‌های انسانی یک ملت از دست می‌رود.
به علاوه کسی که در انجام کارهای خود با دیگران مشورت می‌کند، اگر مواجه با پیروزی شود کمتر مورد حسد واقع می‌گردد، زیرا دیگران، پیروزی وی را از آن خودشان می‌دانند و معمولاً انسان نسبت به کارهایی که خودش انجام داده، حسد نمی‌روزد و اگر احیاناً با شکست مواجه گردد، ‌زبان اعتراض و ملامت و شماتت بر او بسته است، زیرا کسی به نتیجه‌ی کار خودش اعتراض نمی‌کند، و نه تنها اعتراض نخواهد کرد بلکه دلسوزی و غم‌خواری نیز می‌کند.
یکی دیگر از فوائد مشورت این است که انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستی و دشمنی آنها را با خود درک خواهد کرد و این شناسائی راه را برای پیروزی او هموار می‌کند و شاید مشورت‌های پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با آن قدرت فکری فوق‌العاده که در حضرتش وجود داشت به خاطر مجموع این جهات بوده است و در این روایات نیز به این مطلب اشاره شده است.

← فواید مشورت در روایات


۱ـ از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنِ لَا یَسْتَشِرْ یَنْدَمُ؛ [۲۲] کسی که مشورت نکند پشیمان می‌شود.»
۲ـ از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِراْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شاوَرَ الرِّجالَ شارَکَها فی عُقُولِها؛ [۲۳] کسی که مستبد به رای خویش باشد هلاک می‌گردد و کسی که مشورت کند با افراد بزرگ، در عقل‌های آنها شریک شده است.»
۳ـ از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «ما عُطِبَ امْرِءٌ اِسْتَشارَ؛ [۲۴] سرزنش نمی‌شود کسی که مشورت کرده است.»

وظیفه‌ مشاور

[ویرایش]

همان‌طوری که در اسلام، درباره‌ی مشورت کردن دستور مؤکّد داده شده، به افرادی که مورد مشورت قرار می‌گیرند نیز تاکید شده که از هیچ‌گونه خیرخواهی‌ای فروگذار نکنند و خیانت در مشورت یکی از گناهان بزرگ محسوب می‌شود، حتی این حکم درباره‌ی غیر مسلمانان نیز ثابت است، یعنی اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانی بپذیرد، حق ندارد در مشورت نسبت به او خیانت کند و غیر از آنچه تشخیص می‌دهد به او اظهار نماید.
در «رساله‌ی حقوق» که از امام سجاد (علیه‌السّلام) نقل شده چنین آمده: «وَحَقُّ الْمُسْتَشیرِانْ عَلِمْتَ لَهُ رَاْیاً اَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ اِنْ لَمْ تَعْلَمْ اَرْشَدْتَهُ اِلی مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشیرِ عَلَیْکَ اَنْ لا تَتَّهِمَهُ فیما لا یُوافِقُکَ مِنْ رَاْیِهِ فَاِنْ وافَقَکَ حَمِدْتَ اللهَ؛ [۲۵] [۲۶] حق کسی که از تو طلب مشورت می‌کند این است که اگر عقیده و نظری داری در اختیار او بگذاری و اگر درباره‌ی آن کار چیزی نمی‌دانی او را به کسی راهنمایی کنی که می‌داند و اما حق کسی که مشاور تو است، این است که که در آنچه که با تو موافق نیست، او را متهم نسازی پس اگر با تو موافق بود، شکر خدای گویی».
و از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنْ غَشَّ الْمُسْلِمینَ فی مَشْوَرَةٍ فَقَدْ بَرِئْتُ مِنْهُ؛ [۲۷] کسی که در مشورت به مسلمانان خیانت کند پس به حقیقت من از او بیزارم.»
و نیز از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنِ اسْتَشارَ اَخاهُ فَلَمْ یَنْصَحْهُ مَحْضَ الرَّاْیِ سَلَبَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَاْیَهُ؛ [۲۸] کسی که مشورت کند با برادر خویش و او خیر و حقیقت را به او نگوید، خداوند رای و درک او را می‌گیرد.

روایاتی پیرامون مذمت استبداد به رای

[ویرایش]

الف) از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «اَلْمُسْتَبِدُّ بِرَاْیِهِ مَوْقُوفٌ عَلی مَداحِضِ الزُّلَلِ؛ [۲۹] استبداد به رای (انسان را) حبس می‌کند بر (مطالب) باطل و خطا».
ب) و نیز فرمود: «لا تَشِرْ عَلَی الْمُسْتَبِدِّ بِرَاْیِهِ؛ [۳۰] با مستبد به رای مشورت مکن.
ج) و باز فرمود: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاْیِهِ هَلَکَ؛ [۳۱] کسی که در رای خویش استبداد داشته باشد، هلاک می‌گردد.

موارد منع مشاوره

[ویرایش]

مشورت در جایی که خداوند تکلیف چیزی را روشن کرده و انسان را موظّف ساخته است به آن عمل کند، روا نیست.

← اصول دین


به عنوان نمونه، نمی‌توان اصول دین را به مشورت گذاشت یا نمی‌توان چگونگیِ نماز گزاردن را از راه مشورت با مؤمنین معیّن کرد.
خداوند بنابر مصالحی تصمیم‌گیری در برخی امور را برای خود محفوظ داشته و اختیاری به انسان نداده است.
در چنین اموری انسان قادر نیست با مشورت به مصلحت خویش و جامعه انسانی راه بیابد.

← تعیین امام معصوم


مثلًا تعیین شخص امام معصوم (امامت) از گذر مشورت روا نیست. این کار بر عهده خداوند است؛ زیرا امام باید دارای شرایطی مانند عصمت باشد و بازشناختن کسی که از این خصیصه برخوردار است، در توان انسان نیست. از این رو، مشورت برای تعیین امام کاری بی‌فایده است.

موارد مشورت

[ویرایش]

شوری‌ و مشورت تنها در اموری روا است که سودی برساند و کارگشایی بکند و نصّ و فرمان صریحی از خداوند یا بندگان معصومش در دست نباشد.

مشورت در امور

[ویرایش]

لا مظاهرة اوثق من المشاورة. [۳۲] هیچ پشتیبانی مطمئن‌تر از مشورت نیست.

مشورت با پیر

[ویرایش]

پند پیر از رای جوان بهتر است:
رای الشیخ احب الی من جلد الغلام، و روی من مشهد الغلام. [۳۳] رای پیران را از دلاوری جوانان (و به روایتی از اجتماع جوانان) بیشتر دوست دارم.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شوری/سوره۴۲، آیه۳۸.    
۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
۴. شوری/سوره۴۲، آیه۳۸.    
۵. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۳۶.    
۶. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۳۴، کلمات قصار ۱۱۳.    
۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۰.    
۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص ۳۶۸،حکمت۳۳۹.    
۹. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۲۶.    
۱۰. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۲۶.    
۱۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۴۲، حکمت۱۶۱.    
۱۲. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۶۶، حکمت۳۲۱.    
۱۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۶۹، خطبه۸۷.    
۱۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۲۹۲، نامه ۵۲، فرمان امام به مالک اشتر.    
۱۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۵۳.    
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۵.    
۱۷. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۱۱، خطبه۴.    
۱۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۲۹۲، نامه۵۳.    
۱۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۴۲، حکمت۱۷۳.    
۲۰. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۲۶، حکمت۵۴.    
۲۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۴۷، حکمت۲۱۱.    
۲۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۰-۱۰۴.    
۲۳. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۲۵.    
۲۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۰-۱۰۴.    
۲۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۹۳، به نقل از تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۰۵.    
۲۶. حویزی، عبدعلی بن جمعه، نورالثقلین، ج۱، ص۴۰۵.    
۲۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۹۹.    
۲۸. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۲۷.    
۲۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۵.    
۳۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۵.    
۳۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۴.    
۳۲. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۳۴، حکمت۱۱۳.    
۳۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۳۲۹، حکمت۸۶.    


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «مشورت»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۰۳/۰۲.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «مشورت».    
فرهنگ شیعه، ص۳۱۴.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | مشورت




جعبه‌ابزار