محمد نهاوندی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آیة الله محمد نهاوندی، فرزند آیة الله حاج شیخ عبدالرحیم نهاوندی می‌باشد. شیخ محمد نهاوندی، فقیهی وارسته بود و در تمام عمر شریفش، به اهل بیت علیهم السلام، محبت می‌ورزید.


موقعیت نهاوند

[ویرایش]

نهاوند، یکی از شهر‌های استان همدان می‌باشد. این شهر، در جنوب غربی این استان واقع شده است و با شهرهای ملایر ، بروجرد، تویسرکان و نور آباد همسایه می‌باشد. نهاوند، صاحب یکی از قدیمی‌ترین تمدنهای ایران اسلامی است و از سال ۲۱ هجری قمری به بعد، یکی از مهم‌ترین مراکز اسلامی در ایران به شمار می‌آمد. مردم این شهر تحقق آرمانهای خود را در اجرای احکام اسلام می‌دانستند و به عنوان یکی از شهر‌های شیعه نشین در جهان اسلام شناخته شد.
ظهور علما و دانشمندان بزرگی، همچون آیة الله شیخ علی اکبر نهاوندی، آیة الله میرزا آقا حجت نهاوندی، آیة الله ملا علی نهاوندی، آیة الله میرزا عبد الرحیم نهاوندی و آیة الله محمدبن عبدالرحیم نهاوندی و... بیان گر عظمت معنوی این شهر و پای بندی مردم این دیار، به سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السّلام می‌باشد.
[۱] تماشای جان، علی اکبر افراسیاب پور، ص۶۱-۵۹.


پــدر

[ویرایش]

آیة الله محمد نهاوندی، فرزند آیة الله حاج شیخ عبدالرحیم نهاوندی می‌باشد. حاج شیخ عبدالرحیم، در سال ۱۲۳۷ ه. ق. در نهاوند و در خاندان علم و تقوا دیده به جهان گشود. پدرش میرزا نجف مستوفی نهاوندی از بزرگان عصر خویش و ملقب به « زین العلماء و المفسرین » بود و پدربزرگ وی، میرزا محمد علی نهاوندی معروف به شیرازی نیز ا ز علمای عصر خود بود.
میرزا عبدالرحیم از همان آغاز به کسب علوم اسلامی پرداخت و به شعر و ادب نیز توجهی خاص مبذول داشت، چنان که او را به عنوان ادیبی بزرگ و شاعری با احساس می‌شناختند. وی در ابتدای عمر در تحصیل حسن خط کوشید و بعد از فراگیری خوشنویسی، برای تحصیلات علوم دینی به بروجرد رفت. دروس معمولی حوزه را در آن دیار گذراند، سپس به قصد کسب فیض بیشتر و رسیدن به مقامات عالی، طایر عزمش قصد پرواز به نجف اشرف نمود و در درس شیخ الفقهاء و المجتهدین شیخ محمدحسن نجفی (۱۲۶۶ ق.) (صاحب جواهر) حاضر شد و از خرمن علم و فضلش، خوشه‌ها چید و بعد از وفات این عالم عامل، در سلک شاگردان حوزه درس و بحث شیخ مرتضی انصاری (۱۲۹۸ ق.) در آمد و از انوار علم و فضل آن بزرگوار نیز بهره‌های وافر برد تا این که پس از سی سال تلاش و کوشش و کسب فیض از محضر بزرگان و سیر و سلوک عارفانه و مدتها تدریس و امامت جماعت در آن دیار، در سال ۱۲۸۹ ق. به عزم زیارت امام علی بن موسی الرضا علیه‌السّلام به ایران بازگشت و به تهران وارد شد وی به اصرار جمعی از بزرگان در این شهر اقامت گزید و حدود دوازده سال در مدرسه مروی ، به دعوت ملا علی کنی (۱۳۰۶ ق.) ، به تدریس پرداخت. او در نهم ربیع الثانی سال ۱۳۰۴ ق. در سن ۶۷ سالگی در همان شهر به رحمت ایزدی پیوست و پیکر مطهرش به شهر مقدس قم ، منتقل گردید و در صحن بزرگ حرم حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام به خاک سپرده شد.
[۲] گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج۷، ص۳۲۶.
[۳] ریحانه الادب، مدرس، ج۶، ص۲۶۸-۲۶۶.


← فرزندان میرزا عبد الرحیم


میرزا عبد الرحیم دارای دو فرزند بود که عبارتند از:
۱. آیة الله شیخ محمد حسن نهاوندی که فرزند ارشد او بود و در حدود سال ۱۲۷۶ ق. متولد شد. شیخ محمد حسن، از مراجع تقلید و اساتید حوزه علمیه مشهد مقدس بود. او از شاگردان آیة الله میرزای شیرازی (۱۳۲۱ ق.) بود و در اوایل قرن ۱۴ هجری در راس حوزه علمیه مشهد قرار داشت. وی خدمات ارزنده‌ای به جهان تشیع نمود و سرانجام در سال ۱۳۲۹ ق. در مشهد مقدس وفات یافت.
[۴] مقدمه دیوان زبدة المصائب، حجة الاسلام علی نهاوندی.

۲. آیة الله حاج شیخ محمد نهاوندی، وی در پانزدهم رجب سال ۱۲۹۱ ق. در نجف اشرف متولد شد. کودکی و نوجوانی اش در سایه تربیت پدری ادیب و با تقوی گذشت. چهار ساله بود که به همراه پدر به قصد زیارت حضرت رضا علیه‌السّلام به مشهد آمد. پدر وی به هنگام بازگشت از مشهد، به تقاضای روحانیون و علمای تهران در این شهر ساکن شد. او در سال ۱۳۰۴ ق. در سن سیزده سالگی، پدرش را از دست داد و سرپرستی او به عهده برادر بزرگوارش، شیخ محمد حسن قرار گرفت.

هجرت به مشهد

[ویرایش]

شیخ محمد فقه ، اصول و حکمت را نزد علمای تهران و برادرش به پایان رساند و با اشتیاق تمام به ادامه تحصیل همت گماشت. وی در سال ۱۳۱۷ ق. به اتفاق برادرش تهران را به قصد مشهد ترک نمود و در حوزه درس برادرش و دیگر عالمان و بزرگان آن دیار حاضر شد و بهره‌ها برد و در همان تاریخ، بعضی از مراجع و استادان بزرگوارش، اجتهاد وی را تصدیق نمودند.

هجرت به کربلا و نجف

[ویرایش]

شیخ محمد، در سال ۱۲۴۴ ش به قصد تکمیل تحصیلات دینی و استفاده از محضر بزرگان از مشهد آهنگ مهاجرت به کربلا و نجف کرد. وی ابتدا مدتی در کربلا در جوار مرقد مطهر سید الشهداء علیه‌السلام اقامت نمود و از درس آیة الله سید اسماعیل صدر اصفهانی استفاده کرد، سپس به نجف اشرف هجرت نمود و از استادان فقه و اصول این حوزه بهره‌ها برد و توشه‌ها اندوخت تا آنجا که از شاگردان به نام آخوند خراسانی (۱۳۲۹ ق.) - صاحب کفایة الاصول - گردید.

وقوف در سامرا و بازگشت به مشهد

[ویرایش]

او مدتی نیز در سامرا از درس آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی استفاده نمود و پس از طی مراحل عالی و کمالات اجتهادی در علوم عقلی و نقلی، در اواخر سال ۱۳۳۰ ق. به علت کسالت و سکته قلبی برادرش، به مشهد بازگشت و در همان شهر ساکن شد. آیة الله نهاوندی ایامی را به تدریس در مدرسه علمیه میرزا جعفر و تالیف کتاب و پاسخ به مسایل و مشکلات دینی مردم اختصاص داد. وی از شاهدان عینی به توپ بستن حرم مطهررضوی در سال ۱۳۳۰ ق. بود و در آخرین صفحات کتاب « زبدة المصائب » خود، ضمن مدح امام رضا علیه‌السلام به این رویداد ناگوار چنین اشاره کرده است:
امام هشتم فرخنده زاده موسی• • • که طاعتش ز حق، اول فریضه اهم است
ولی مطلق حق، حکمران عالم قدس• • • امیر ملک عرب، شاه کشور عجم است
نهاوندی پس از این ابیات، با دلی پردرد و جانی سوخته، به حادثه تکان دهنده به توپ بستن و تاراج حرم از سوی قوای رو س، چنین اشاره می‌کند:
تنها مگر تو نیی حکمران ملک وجود• • • مگر نه ز امر تو، امر زمانه منتظم است
زخاک توس، به چشم پرآب سربردار• • • نگر که لشگر اسلام، سرنگون علم است
اساس شرع، ز جور مسیحیان بر باد• • • بنای دین، ز جفای صلیب منهدم است
به صحن و قبه نورانیت، رسیده ز توپ• • • چه صدمه‌ها که دل جن و انس منهدم است
آیة الله نهاوندی با مسایل سیاسی بیگانه نبود. با آیة الله سید ابوالقاسم کاشانی (۱۳۸۱ ق.) روابط نزدیکی داشت و هر گاه به تهران می‌رفت، به منزل ایشان وارد می‌شد.
[۵] مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ابراهیم زنگنه، ص۱۲.


استادان

[ویرایش]

۱. آیة الله حاج شیخ محمد حسن نهاوندی (۱۲۷۶-۱۳۲۹ق.) . همان گونه که ذکر شد، وی برادر شیخ محمد نهاوندی بوده است.
۲. آیة الله سید اسماعیل صدر اصفهانی. سید اسماعیل در سال ۱۲۵۸ ق. در اصفهان دیده به جهان گشود و پس از گذراندان دروس مقدماتی حوزه، به نجف اشرف مهاجرت نمود. بعد از مدتی جهت استفاده از درسهای آیة الله میرزای شیرازی به سامرا رفت و پس از رحلت میرزا، وارد حوزه علمیه کربلا شد و در این ایام، مردم نزد ایشان آمده و درخواست انتشار رساله عملیه نمودند و آیة الله صدر اصفهانی هم رساله عملیه اش را برای مشتاقان منتشر ساخت. وی پس از سالها تلاش و کوشش و تربیت شاگردان بسیار، در سن ۸۰ سالگی در ۱۲ جمادی الاولی سال ۱۳۳۸ ق. در شهر کاظمین دیده از جهان فرو بست و به ملکوت اعلی پیوست.
[۶] گلشن ابرار، ج۳ ص۲۲۷-۲۱۸.
[۷] ریحانه الادب، مدرس، ج۱، ص۳۰۴.
[۸] ریحانه الادب، مدرس، ج۳، ص۴۲۱.

۳. آخوند خراسانی (آیة الله ملا کاظم خراسانی). (۱۲۵۵-۱۳۲۹ ق.).
[۹] گلشن ابرار، ج۱، ص۴۴۳ـ۴۳۱.

۴. آیة الله سید محمد کاظم یزدی (۱۲۴۸-۱۳۳۷ ق.).
[۱۰] گلشن ابرار، ج۱، ص۴۵۰-۴۴۵.

۵. آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی (۱۲۵۸-۱۳۳۸ ق.).
[۱۱] گلشن ابرار، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۱.

۶. آیة الله حاج شیخ حسن علی تهرانی . حاج شیخ حسن علی تهرانی، فرزند حاج محمود تبریزی ، از دانشوران قرن چهاردهم هجری در مشهد رضوی بود. وی در شهر تهران متولد شدو پس از خواندن مقدمات و قسمتی از متون فقه و اصول، جهت ادامه تحصیل، به نجف اشرف مهاجرت نمود و از بزرگانی همچون، ملاعلی نهاوندی و میرزا محمد تقی شیرازی استفاده علمی نمود.
شیخ حسن علی، بعد از مرگ میرزای شیرازی (۱۳۱۲ ق.) در سال ۱۳۱۴ ق. به تهران برگشت، اما مخالفت‌های او با رژیم قاجار موجب شد تا مورد اذیت و آزار قرار گیرد و به همین دلیل برای همیشه زادگاه خویش تهران را به قصد مشهد مقدس ترک کرد و سال‌ها با پارسایی زیست و به تدریس فقه و اصول اهتمام ورزید و کراماتی از او به ظهور رسید. سرانجام این عالم ربانی، صبح روز شنبه ۱۴ رمضان ۱۳۲۵ ق. به سرای ماندگار شتافت و پیکر پاکش در صفه قوام شیرازی که پنجره آن به توحید خانه حرم امام رضا علیه‌السّلام گشوده می‌شود، به خاک سپرده شد.
[۱۲] مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۱۰۳.
[۱۴] علمای بزرگ شیعه، ص۳۳۰-۲۳۱.

۷. شیخ اسماعیل ترشیزی . شیخ اسماعیل از علمای معروف زمان خود بود. او نزد میرزای شیرازی بزرگ در سامرا درس خواند و با شیخ حسنعلی تهرانی، روابط دوستانه‌ای داشت. در مشهد، به قضاوت و تدریس مشغول و در مسجد گوهرشاد امام جماعت بود، در میان مردم از محبوبیت خوبی برخوردار بود و در سال ۱۳۲۰ ق. درگذشت.
[۱۵] مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۳۸۳.
[۱۶] نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، ص۱۴۴.

۸. حاج شیخ حسین بن خلیل خلیلی. میرزا حسین در سال ۱۲۳۰ ق. متولد شد و در نجف اشرف مشغول تحصیل فقه و اصول گردید و نزد بزرگانی چون برادرش ملاعلی خلیلی ، شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر)، شیخ انصاری و. و میرزا خلیل طبیب تهرانی کسب علم نمود. او در کنار تحصیل به تدریس فقه و اصول مشغول بود. وی از بعضی از علمای هم عصر خویش اجازه روایت داشت. میرزا حسین، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ، معروف به آیات ثلاث، بودند. میرزا حسین خلیلی از مقامات معنوی بالایی برخوردار بود. او بعد از وفات میرزای شیرازی، مرجع تقلید بعضی از شهرهای شیعه نشین شد. فرزندان وی، شیخ محمد تقی، شیخ محمد، شیخ مهدی، محمود و محمد علی بودند
[۱۷] دایرة المعارف تشیع، ج۷، ص۲۵۱.
[۱۸] لغت نامه دهخدا، واژه حسین مرزداران فقاهت، ص۹۰.

۹. شیخ عبدالله بن محمد نصیر مازندرانی. وی از مراجع و رهبران مشروطیت ایران بود. در سال ۱۲۱۹ ق. متولد شد و پس از گذراندن مقدمات، برای تکمیل تحصیلات به عراق رفت و در کربلا و نجف از محضر بزرگانی چون حاج شیخ زین العابدین مازندرانی ، (۱۳۰۹ ق) فاضل ایروانی (۱۳۰۶ ق) و میرزا حبیب الله رشتی (۱۳۱۲ ق) استفاده نمود و به درجه اجتهاد نائل آمد. اکثر مردم مازندران از ایشان تقلید می‌کردند. او در حوادث سیاسی، همراه و همفکر آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی بود. تالیفات ایشان عبارتند از:
الف. اهبه العباد لیوم المعاد (رساله). ب. حواشی بر جامع عباسی ج. رساله‌ای در وقف. د. حاشیه‌ای بر متاجر.
[۱۹] شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد، ج۲، ص۲۷۷.
[۲۱] لغت نامه دهخدا، واژه مازندرانی.

۱۰. علی بن محمد حائری یزدی. حائری در یزد متولد شد و برای تحصیل علوم دینی به اصفهان رفت. او از شاگردان شیخ محمد تقی اصفهانی بود. وی بعد از مدتی تحصیل، به کربلا مهاجرت نمود و نزد فاضل اردکانی تا وصول به مقام اجتهاد، تحصیل نمود سپس به ایران بازگشت و درمشهد مقدس اقامت گزید و به تدریس و اقامه جماعت و وظایف شرعیه اشتغال داشت. او در هنگام واقعه ی به توپ بستن حرم مطهر رضوی علیه‌السّلام به وسیله روس‌ها به ناچاربه یزد منتقل شد و در سال ۱۳۳۰ ق. به رحمت حق پیوست
[۲۲] گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج۷، ص۴۴۱.

۱۱. ملا لطفعلی که استاد اخلاق شیخ محمد نهاوندی بود.

تالیفات

[ویرایش]

۱. تفسیر « نفحات الرحمان فی تفسیر القرآن ». این اثر ارزنده و جاودانی، در چهار جلد رحلی با چاپ سنگی است که شامل تفسیر تمام قرآن کریم می‌باشد و حاصل تلاش و کوشش مجدانه و مشتاقانه او است زیرا این تفسیر، ابتدا با چهار سال تلاش به اتمام رسید اما در یک آتش سوزی ناگهانی، سوخت و شیخ محمد، با عزمی راسخ و تلاشی مجدد به نوشتن درباره این تفسیر گران سنگ پرداخت و آن را به نحو مطلوب تر و شایسته تری به پایان رسانید.

← ویژگی‌ این کتاب


یکی از ویژگی‌های این کتاب، استفاده از زبان فارسی و عربی می‌باشد بدین صورت که در ابتدای هر صفحه از کتاب، چند سطر به زبان فارسی در توضیح آیات آمده است و سپس با زبان عربی ، تفسیر آیات به صورت بسیار مفصل و با توجه به موضوعات ادبی، عرفانی و... به رشته تحریر در آمده است. این تفسیر، جامع مسائل مرتبط با قرآن، مانند عرفان ، اسباب نزول آیات، بیان نظم قضایا و اتفاقات، کلمات قرآنی، کشف معظلات و شرح اشارات می‌باشد.

← محتویات کتاب


در تفسیر گران سنگ «نفحات الرحمان» ابتدا مقدمه سپس چهل «طرفه» و یک «خاتمه» آمده است طرفه‌ها اشاره به علوم قرآنی و مقدمه‌ای جهت آشنایی با علوم قرآنی است و خاتمه نیز اشاره به منابع مورد استفاده در تفسیر مذکور دارد تفسیر آیات از ابتدای سوره حمد تا پایان سوره ناس به شیوه «قال-اقول» شروع شده است بدین صورت که با آوردن کلمه قال، نظرات مفسرین سابق و هم عصر خود را آورده است و با آوردن کلمه اقول، پاسخ آن نظرات رابیان نموده است. نسخه‌ای از این تفسیر در کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی در قم موجود می‌باشد.
[۲۳] تفسیر نفحات الرحمان فی تفسیر القرآن، چاپ سنگی، ۱۳۵۷ ق.

۲. ضیاء الابصار فی مباحث الخیار. ۳. سراج النهج در مسائل عمره و حج. ۴. حاشیه‌ای بر کتاب صلاه مرحوم آیة الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری.
۵. خلل الصلاة . ۶. زبدة المصائب که دیوان شعری است در مصیبت‌هایی که بر اهل بیت علیهم‌السّلام وارد شده است این دیوان در سال ۱۳۷۴ ش. توسط انتشارات نهاوندی به چاپ رسید.

اشعار

[ویرایش]

شیخ محمد نهاوندی، فقیهی وارسته بود و در تمام عمر شریفش، به اهل بیت علیهم السلام، محبت می‌ورزید. در رثای ائمه علیهم‌السّلام به سرودن مصیبت نامه‌ای به نام زبده «المصائب» پرداخت و در لابلای اشعار وی، عشق و علاقه تابناک او به ساحت مقدس ائمه هویدا می‌باشد. آیة الله نهاوندی در شعر، «تجلی» تخلص می‌نمود و اشعار فارسی و عربی وی، دارای سبکی روان و ساده، همراه با مضامینی پر محتوا و قافیه‌ای موزون می‌باشند. مرثیه‌ای که معمولا به مناسبت شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام در مجالس سوگواری خوانده می‌شود از این عارف عاشق می‌باشد و آن این مرثیه است:
علی چون جسم زهرا را کفن کرد• • • شقایق را نهان در یاسمن کرد
دو نور دیده اش از ره رسیدند• • • به زاری جانب مادر دویدند
خود افکندند، بر آن جسم رنجور• • • عیان شد، معنی نور علی نور
که‌ای مادر تلطف کن خدارا• • • بغل بگشا و در بر گیر مارا
یتیمان را نوازش از وفا کرد• • • ز نعش مادر، ایشان را جدا کرد
به روی نعش مادر، حال ایشان• • • نموده قدسیان را دل پریشان
به چرخ، افغان ایشان شورش انداخت• • • که آن شورش، قیامت را عیان ساخت.
[۲۴] دیوان زبدة المصائب، ص۱۳-۱۲.


سجایای اخلاقی

[ویرایش]

آیة الله نهاوندی، انسانی متواضع، فروتن، زنده دل و با نشاط بود و زندگی خود را با سادگی سپری می‌کرد و از تبذیر و اسراف پرهیز داشت و هیچ قیدی نسبت به نوع غذا یا چگونگی استراحت خویش نداشت. از ایشان، داستان‌ها و وقایع به یاد ماندنی بسیاری به یادگار مانده است که به گوشه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌گردد:

← عشق به علم و عالم


شیخ محمد نهاوندی تا اواخر عمر، به قدری تشنه علوم و معارف الهی بود که اگر مطالب تازه‌ای می‌شنید، فوری آن را یادداشت کرده استفاده می‌نمود. وی در میدان بحث مردی صبور و مبارز و در مصاحبت، فردی بسیار ملایم و آرام بود در زندگی، عاشق مطالعه و تحقیق بودو اکثر اوقات خود را به مطالعه و تکمیل تالیفات خود می‌گذراند. او نسبت به اهل علم، ارادت خاصی داشت و به سادات اهل علم فوق العاده احترام می‌گذاشت.
[۲۵] مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۴۴۶.


← توجه به قرآن و ائمه اطهار علیهم‌السّلام


یکی از خصوصیات بارز آیة الله نهاوندی توجه و عنایت خاص به کتاب هدایت گر و انسان ساز قرآن بود او حافظ کل قرآن بود و هنگام استراحت، قرآن را در ذهن خود یاد می‌کرد. وی هفت سال از عمر پربرکت خود را صرف نگارش تفسیر قرآن نمود. تقیدشان نسبت به زیارت ائمه معصوم علیهم‌السّلام و برگزاری مجالس عزاداری و روضه خوانی و اعیاد مذهبی مثال زدنی بود.
[۲۶] مقدمه دیوان زبدة المصائب.


← روابط اجتماعی و زندگانی داخلی


یکی دیگر از سجایای اخلاقی وی که از فرزندشان و حضرت آیة الله حسنعلی مروارید نقل شده، این است که وی، فردی بسیار متواضع و از حیث زندگانی داخلی، بی نهایت ساده و بی آلایش بود و با وجود آن که مردم همواره به او مراجعه می‌کردند، در تمام عمر خویش، با کمال قناعت زندگی کرد.

← مواظبت در تصرف سهم امام


شهید محراب آیة الله سید عبدالحسین دستغیب ، از ایشان چنین نقل می‌کند: «مرحوم حاج شیخ محمد نهاوندی، شبی در عالم رؤیا می‌بیند در مشهد رضوی علیه‌السّلام می‌باشد و به زیارت آن حضرت نائل شده، در سمت بالای سر حضرت، چهره نورانی امام زمان «عج» را مشاهده کرده و به خاطر خود می‌گذراند حال که از آقایان مراجع اجازه تصرف در سهم امام زمان علیه‌السلام را دارد، از خود ایشان نیز اجازه بگیرد. خدمت حضرت مشرف شده، پس از بوسیدن دست مبارک، حضرت مبلغی را جهت تصرف به ایشان اجازه می‌دهند.
پس از گذشت سالیان متمادی، (آیة الله نهاوندی) به مشهد مشرف شده و در سمت بالا سر، همان جایی که در خواب به حضور حضرت مشرف شدند، آیة الله العظمی بروجردی (۱۳۸۰ ق) را مشاهده کرده و به یاد خواب خویش می‌افتد و همان پرسش را از ایشان می‌نماید و در کمال شگفتی می‌بیند، مبلغی که اجازه داده می‌شود، همان مبلغی بوده که حضرت در خواب اجازه داده بودند و بدین گونه خوابش تعبیر می‌شود.
[۲۷] داستانهای شگفت، سید عبدالحسین دستغیب، ص۱۷۸.


← مقام علمی شیخ محمد نهاوندی در کلام مقام معظم رهبری


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان سابقه علمی ایشان می‌فرمایند: «... ما در مشهد از اوان کودکی با دو چهره ی علمی معروف نهاوندی آشنا شدیم، یکی مرحوم شیخ محمد نهاوندی بود، پسر شیخ عبدالرحیم نهاوندی، که او هم از ملاهای بزرگ تهران بود. مرحوم شیخ محمد نهاوندی از اعلام و اساتید مشهد بود، که پدر من پیش ایشان درس خوانده بود، صاحب « تفسیر نهاوندی » که چهار جلد است. ایشان شاعر خوبی هم بوده است. بنده ایشان را دیده بودم و با پدرم به منزل ایشان رفته بودیم، بسیار مرد فاضل، عالم، روشنفکر، مجتهد و متفننی بود.
دیگری، مرحوم آقا شیخ علی اکبر نهاوندی که در بین عامه ی مردم مشهد تقریبا شخص اول روحانی محسوب می‌شد، الان هم شبستان نهاوندی مسجد گوهرشاد به اسم ایشان است...»
[۲۸] در سایه سار آفتاب، ص۲۹.


وفات

[ویرایش]

حاج شیخ محمد نهاوندی، پس از پنجاه سال تلاش در راه نشر فرهنگ و معارف اسلامی، در سن ۷۹ سالگی در ۲۵ ربیع الثانی سال ۱۳۷۱ هجری قمری دیده از جهان فروبست و در دارالضیافه رضوی علیه‌السّلام واقع در حرم مطهر حضرت ثامن الحجج مدفون گردید. آقای مروج از تذکره نویسان، ماده تاریخ وفات ایشان را بدین گونه به نظم آورده است: رفت وی کم نما «وی» و بر گو• • • از جهان رفت صاحب نفحات.
[۲۹] مقدمه دیوان زبده المصائب.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. تماشای جان، علی اکبر افراسیاب پور، ص۶۱-۵۹.
۲. گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج۷، ص۳۲۶.
۳. ریحانه الادب، مدرس، ج۶، ص۲۶۸-۲۶۶.
۴. مقدمه دیوان زبدة المصائب، حجة الاسلام علی نهاوندی.
۵. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ابراهیم زنگنه، ص۱۲.
۶. گلشن ابرار، ج۳ ص۲۲۷-۲۱۸.
۷. ریحانه الادب، مدرس، ج۱، ص۳۰۴.
۸. ریحانه الادب، مدرس، ج۳، ص۴۲۱.
۹. گلشن ابرار، ج۱، ص۴۴۳ـ۴۳۱.
۱۰. گلشن ابرار، ج۱، ص۴۵۰-۴۴۵.
۱۱. گلشن ابرار، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۱.
۱۲. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۱۰۳.
۱۳. اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج۵، ص۲۱۴.    
۱۴. علمای بزرگ شیعه، ص۳۳۰-۲۳۱.
۱۵. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۳۸۳.
۱۶. نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، ص۱۴۴.
۱۷. دایرة المعارف تشیع، ج۷، ص۲۵۱.
۱۸. لغت نامه دهخدا، واژه حسین مرزداران فقاهت، ص۹۰.
۱۹. شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد، ج۲، ص۲۷۷.
۲۰. اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج۸، ص۶۹.    
۲۱. لغت نامه دهخدا، واژه مازندرانی.
۲۲. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج۷، ص۴۴۱.
۲۳. تفسیر نفحات الرحمان فی تفسیر القرآن، چاپ سنگی، ۱۳۵۷ ق.
۲۴. دیوان زبدة المصائب، ص۱۳-۱۲.
۲۵. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص۴۴۶.
۲۶. مقدمه دیوان زبدة المصائب.
۲۷. داستانهای شگفت، سید عبدالحسین دستغیب، ص۱۷۸.
۲۸. در سایه سار آفتاب، ص۲۹.
۲۹. مقدمه دیوان زبده المصائب.


منبع

[ویرایش]

سایت فرهیختگان تمدن شیعه، برگرفته از مقاله «محمد نهاوندی».    



جعبه ابزار