محمد بن اسماعیل جعفی بخاری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بُخاری‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ اسماعیل‌ بن‌ ابراهیم‌جُعفی‌ (۱۳ شوال‌ ۱۹۴- ۲۵۶ق‌/۲۰ ژوئیه۸۱۰ -۸۷۰م‌)، محدث‌ نامدار ماوراءالنهر، صاحب‌ صحیح‌ و پیشوای‌ محدثان‌ اهل‌ سنت‌ می‌باشد.

فهرست مندرجات

۱ - زندگی‌نامه
۲ - استماع حدیث
۳ - نخستین سفر بخاری
۴ - نخستین تألیف
۵ - شیوخ بخاری
۶ - شاگردان وی
۷ - تألیف الجامع الصحیح
۸ - بخاری در ری
۹ - بخاری در نیشابور
۱۰ - بازگشت به بخارا
۱۱ - بخاری در سمرقند
۱۲ - بخاری‌ در حوزه حدیث‌ و رجال‌
       ۱۲.۱ - بخاری در نگاه بزرگان
       ۱۲.۲ - علل اعتبار وی در حدیث
       ۱۲.۳ - مقبولیت بخاری
       ۱۲.۴ - روش بخاری در علم حدیث
       ۱۲.۵ - ویژگی شخصیتی بخاری
       ۱۲.۶ - زبان رجالی بخاری
۱۳ - گرایش‌های‌ اعتقادی‌ بخاری‌
       ۱۳.۱ - مذهب بخاری
       ۱۳.۲ - جایگاه‌ تاریخی‌ عقاید بخاری‌
       ۱۳.۳ - پیوند خلق‌ افعال‌ عباد و خلق‌ قرآن‌
       ۱۳.۴ - زبان بخاری‌ در بیان عقاید
       ۱۳.۵ - مروری‌ بر دیگر مواضع‌ اعتقادی‌
۱۴ - شخصیت‌ فقهی‌ بخاری‌
       ۱۴.۱ - ستایش دانش فقهی وی
       ۱۴.۲ - مبنای فقه بخاری
       ۱۴.۳ - برخورد بخاری‌ در تفسیر نصوص‌
       ۱۴.۴ - برخورد با ظواهر قرآن‌ و احادیث
       ۱۴.۵ - برخورد با مساله تعارض‌
       ۱۴.۶ - تاثیر پذیری از افکار شافعی
       ۱۴.۷ - کوشش در اقامه شعائر فقهی
       ۱۴.۸ - جایگاه فقهی وی
۱۵ - رویکرد بخاری‌ به‌ ادب‌ و اخلاق‌
۱۶ - آثار
۱۷ - بررسی صحیح بخاری
       ۱۷.۱ - تعداد احادیث
       ۱۷.۲ - معیار بخاری برای انتخاب حدیث
       ۱۷.۳ - تبویب و تنظیم صحیح بخاری
       ۱۷.۴ - ویژگی‌های کتاب مذکور
       ۱۷.۵ - وجود احادیث معلق
       ۱۷.۶ - عرضه کتاب به ائمه حدیث
       ۱۷.۷ - اعتبار صحیح نزد اهل سنت
       ۱۷.۸ - شرح‌های صحیح بخاری
       ۱۷.۹ - قداست صحیح بخاری
       ۱۷.۱۰ - انتقادات به صحیح بخاری
              ۱۷.۱۰.۱ - انتقاد به رجال اسناد
              ۱۷.۱۰.۲ - انتقاد شیعه به صحیح
              ۱۷.۱۰.۳ - تکرار بعضی از احادیث
              ۱۷.۱۰.۴ - انتقاد به نقل به معنی
              ۱۷.۱۰.۵ - مناقشه در متن احادیث
۱۸ - فهرست منابع
۱۹ - پانویس
۲۰ - منبع

زندگی‌نامه

[ویرایش]

نیای‌ بزرگ‌ وی‌، بردزبه‌ (بزدزبه‌)، دهقانی‌ سغدی‌، و بر دین‌ زردشتی‌ بود و فرزند او مُغیره‌، جد دوم‌ بخاری‌، به‌ دست‌ یَمان‌ جعفی‌، والی‌ بخارا اسلام‌ آورد و به‌ سبب‌ همین‌ رابطه‌، نسب‌ جعفی‌ یافت‌.
بخاری در ۱۳ شوال ۱۹۴ در خرتنگ، از قرای بخارا، زاده شد. در کودکی پدرش راـ که راوی معتبر حدیث بود ـ از دست داد و مادرش سرپرستی او را به عهده گرفت. او در همان دوران بیناییش را از دست داد ولی با دعای مادرش آن را بازیافت.
[۳] خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج۲، ص۲۰۷، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
از او نقل کرده‌اند که یک بار دیگر پیش از مراجعت از سفر، در خراسان به چشم درد سختی مبتلا شد و شخصی او را با گل خطمی معالجه کرد.
[۵] خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج۲، ص۲۰۸، ج ۲، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
بخاری حافظه‌ای بسیار قوی داشت
[۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۸۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
و از کودکی در بخارا مشغول تحصیل شد و از ده سالگی به حفظ و جمع آوری حدیث پرداخت؛ یازده ساله بود که اشتباه استادش، داخلی را درباره سند روایتی تصحیح کرد و تحسین او را برانگیخت. بنا به آنچه در منابع آمده است، مصاحبان او احادیثی را که نوشته بودند بر مبنای آنچه وی از حفظ می‌خواند، تصحیح می‌کردند.
در شانزده سالگی کتابهای ابن مبارک (متوفی ۱۸۲) و وکیع بن جراح (متوفی ۱۹۷) را از برکرد. در همان سال همراه مادر و برادرش به حج رفت و برای فراگرفتن حدیث در حجاز ماند. در هجده سالگی در کنار قبر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) کتاب قضایاالصحابه والتابعین و اقاویلهم را تألیف کرد.
بخاری در جستجوی حدیث، به رسم بیش‌تر عالمان و محدثان آن روزگار، سفرهای طولانی کرد و در شهرهای خراسان، جبال، عراق، مصر، شام و حجاز نزد استادان به فراگیری حدیث پرداخت.
او هنگام اقامت در بصره در مدت شانزده روز بیش از پانزده هزار حدیث حفظ کرد. دوبار به شام و مصر و جزیره، و چهار بار به بصره رفت، شش سال در حجاز اقامت جست و به کوفه و بغداد نیز بسیار سفر کرد. او یکصد هزار حدیث با سند صحیح و دویست هزار حدیث دیگر را حفظ کرده بود و مدعی بود که نزد بیش از هزار شیخ استماع حدیث کرده است
[۱۳] کتاب الوافی بالوفیات، ج ۲، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
[۱۴] خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج ۲، چاپ س، ص ۲۰۷، دیدرینغ ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
[۱۵] ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۱۳۴، بیروت.


استماع حدیث

[ویرایش]

بخاری‌ بدان‌ سان‌ که‌ رسم‌ روزگارش‌ بود، به‌ موازات‌ آموزش‌های‌ ابتدایی‌، از حدود ده‌ سالگی‌ به‌ استماع‌ حدیث‌ روی‌ آورد و در آغاز کار از برخی‌ محدثان‌ بخارا بهره‌ جست‌. در همین‌ اوان‌ نوجوانی‌، حافظه توانمند و کم‌ نظیر او به‌ یاریش‌ شتافت‌ و افزون‌ بر حفظ احادیث‌، به‌ تدریج‌ توانایی‌ تشخیص‌ نیز در او پدید آمد و گاه‌ اشتباه‌ استادان‌ خود را متذکر می‌شد. وی‌ در بخارا از کسانی‌ چون‌ عبدالله‌ بن‌ محمد جعفی‌ مُسندی‌ و محمد بن‌ بِیْکَندی‌ حدیث‌ آموخت‌؛ در همین‌ دوره زندگیش‌، سفر یا سفرهایی‌ به‌ مرو کرد و در این‌ فرصت‌ از استادان‌ برجسته مروزی‌ نیز حدیث‌ شنید
[۱۹] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
و در ۲۰۹ق‌/۸۲۴م‌ نیز سفری‌ به‌ نیشابور کرد. هنگامی‌ که‌ ۱۶ساله‌ بود، کتب‌ محدثان‌ بزرگی‌ چون‌ ابن‌ مبارک‌ و وکیع‌ بن‌ جراح‌ را از برداشت‌ و مباحث‌ آنان‌ در فقه‌ الحدیث‌ را درمی‌یافت‌.

نخستین سفر بخاری

[ویرایش]

نخستین‌ سفر او به‌ بیرون‌ خراسان‌، در حدود سال‌ ۲۱۰ق‌ بود که‌ به‌ همراهی‌ مادر و برادرش‌ راهی‌ حج‌ شد.وی‌ پس‌ از به‌ جای‌ آوردن‌ مناسک‌ حج‌ به‌ بخارا بازنگشت‌ و در مراکز علمی‌ حجاز و عراق‌ به‌ استماع‌ حدیث‌ پرداخت‌. بخاری‌ ۱۷سال‌ داشت‌ که‌ از او حدیث‌ شنیدند و نخستین‌ خاطره‌اش‌ از تحدیث‌ مربوط به‌ حدود سال‌ ۲۱۱ق‌ بود که‌ خود برای‌ استماع‌، در شام‌ به‌ در خانه محمد بن‌ یوسف‌ فِریابی‌ رفته‌ بود.
[۲۳] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
او سال‌ بعد در مکه‌ نزد عبدالله‌ ابن‌ زبیر حُمیدی‌ بود و استاد آن‌ اندازه‌ به‌ وی‌ اعتقاد یافته‌ بود که‌ در مجادلات‌ علمی‌ از او نظر می‌خواست‌.
[۲۴] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.


نخستین تألیف

[ویرایش]

وی‌ در حدود ۱۸سالگی‌ نخستین‌ تجربه تالیفی‌ خود را در مجاورت‌ حرم‌ رسول‌ اکرم‌ (صلی‌الله‌و‌علیه‌و‌آله‌وسلم)، با نگارش‌ پیش‌نویس‌های‌ کتاب‌ مشهور خود التاریخ‌ الکبیر آغاز کرد. پس‌ از آن‌ به‌ سختی‌ می‌توان‌ انگیزه‌های‌ تعلم‌ و تعلیم‌ را در سفرهای‌ بخاری‌ از یکدیگر باز شناخت‌؛ وی‌ که‌ سخت‌ به‌ آموختن‌ حدیث‌ دلبسته‌ بود و برای‌ استماع‌ از شیوخ‌ گوناگون‌ سفر می‌کرد، در خلال‌ این‌ سفرها با اتکا بر توشه‌ای‌ که‌ داشت‌، از تعلیم‌ حدیث‌ نیز روی‌ برنمی‌تافت‌. بخاری‌ به‌ گفته خود در این‌ سال‌ها سفرهایی‌ به‌ مکه‌، مدینه‌، کوفه‌، بصره‌، واسط، بغداد و مراکز جزیره‌، شام‌ و مصر داشته‌، و با بیش‌ از هزار شیخ‌ دیدار، و ده‌ها هزار حدیث‌ استماع‌ کرده‌ است‌؛ وی‌ از برخی‌ شهرها بارها دیدن‌ کرده‌ است‌؛ چنانکه‌ به‌ بصره‌ ۴بار، به‌ بغداد ۸ بار و به‌ کوفه‌ و حرمین‌ شریفین‌ سفرهایی‌ پرشمار داشته‌ است‌.
[۲۶] لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.


شیوخ بخاری

[ویرایش]

در میان‌ شیوخ‌ او، از محدثان‌ برجسته‌ای‌ چون‌ اسحاق‌ بن‌ راهویه‌، قتیبه بن‌ سعید و علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ شقیق‌ از مرو و دیگر نقاط خراسان‌، ابراهیم‌ بن‌ موسی‌ فراء از ری‌، ابونعیم‌ فضل‌ بن‌ دُکین‌، عبیدالله‌ بن‌ موسی‌، عبدالله‌ بن‌ نُمیر، عبدالله‌ و عثمان‌ پسران‌ ابی‌ شیبه‌ از کوفه‌، ابوعاصم‌ ضحاک‌ بن‌ مَخلَد، حَجّاج‌ بن‌ مِنهال‌ و علی‌ بن‌ عبدالله‌ مَدینی‌ از بصره‌، احمد بن‌ حنبل‌، یحیی‌ بن‌ مَعین‌ و ابوعُبید قاسم‌ بن‌ سلاّم‌ از بغداد، عمرو بن‌ خالد حَرّانی‌ از بلاد جزیره‌، آدم‌ بن‌ ابی‌ ایاس‌، محمد بن‌ یوسف‌ فریابی‌ و ابومسهر عبدالاعلی‌ بن‌ مسهر از شام‌، عبدالله‌ بن‌ زبیر حمیدی‌ و احمد بن‌ محمد ازرقی‌ از مکه‌، ابو مصعب‌ زهری‌، اسماعیل‌ بن‌ ابی‌ اُویس‌ و عبدالله‌ بن‌ نافع‌ زبیری‌ از مدینه‌، ابوصالح‌ کاتب‌ اللیث‌ و نُعیم‌ بن‌ حَمّاد از مصر می‌توان‌ یاد کرد.
[۲۷] لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
اگر چه‌ بخاری‌ سعی‌ بر درک‌ شیوخ‌ متقدم‌ داشت‌، از شیوخی‌ در طبقات‌ متاخرتر نیز غفلت‌ نورزیده‌، و گاه‌ حتی‌ از برخی‌ اقران‌ خود نیز روایت‌ کرده‌ است‌.

شاگردان وی

[ویرایش]

برخورداری‌ بخاری‌ از اسنادی‌ عالی‌، و آغاز کردن‌ تحدیث‌ از جوانی‌ موجب‌ شده‌ است‌ تا نام‌ شخصیت‌هایی‌ با وجود اختلاف‌ نسل‌ در میان‌ شاگردان‌ و راویان‌ او به‌ ثبت‌ برسد؛ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ مشاهیری‌ چون‌ مسلم‌ بن‌ حجاج‌ نیشابوری‌، ابوعیسی‌ تِرمِذی‌، ابوبکر ابن‌ خزیمه‌، ابوبکر بزّار، محمد بن‌ نصر مروزی‌، ابراهیم‌ حَربی‌، یحیی‌ بن‌ محمد ابن‌ صاعد، ابوحامد ابن‌ شرقی‌، ابوحاتم‌ رازی‌، ابوزُرعه رازی‌، احمد بن‌ عبدان‌ اهوازی‌، ابوبکر ابن‌ ابی‌الدنیا، ابوبکر ابن‌ ابی‌عاصم‌، و محمد بن‌ یوسف‌ فَرَبْری‌ در خور ذکرند.
[۳۲] بزار، ابوبکر، المسند، ج۳، ص۲۴۵، به‌ کوشش‌ محفوظ الرحمان‌ زین‌ الله‌، بیروت‌/مدینه‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۳۳] مروزی‌، محمد، تعظیم‌ قدر الصلاه، ج۱، ص۱۱۶، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ عبدالجبار فریوایی‌، مدینه‌، ۱۴۰۶ق‌.
[۳۴] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.

به‌ رغم‌ شهرت‌ بخاری‌ رویدادهای‌ زندگی‌ وی‌ در دوره تعلیم‌ و تالیف‌ به‌ درستی‌ ثبت‌ نشده‌ است‌ و داده‌های‌ برخی‌ شاگردان‌ او چون‌ ابن‌ ابی‌حاتم‌ وراق‌ و فربری‌ نیز در معرفی‌ استاد بیش‌تر بر محور فضایل‌ و مناقب‌ متمرکز است‌ و به‌ ندرت‌ اطلاعات‌ دقیقی‌ در آن‌ دیده‌ می‌شود.

تألیف الجامع الصحیح

[ویرایش]

بی‌تردید آغاز تدوین‌ مجموعه الجامع‌ الصحیح‌، نقطه عطفی‌ در زندگی‌ بخاری‌ محسوب‌ می‌شود و با توجه‌ به‌ ویژگی‌های‌ این‌ اثر،‌اندیشه تالیف‌ آن‌ را باید حاصل‌ پختگی‌ شخصیت‌ علمی‌ بخاری‌ دانست‌. با تکیه‌ بر این‌ روایت‌ که‌ بخاری‌ اندیشه تالیف‌ صحیح‌ را از مجلسی‌ که‌ در حضور اسحاق‌ بن‌ راهویه‌ (در نیشابور) منعقد بوده‌، الهام‌ گرفته‌ است‌،
[۳۷] حازمی‌، محمد، «شروط الائمة الخمسه»، ج۱، ص۶۶، همراه‌ شروط الائمه السته ابن‌ قیسرانی‌، به‌ کوشش‌ طارق‌ سعود، دمشق‌/بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
می‌توان‌ تخمین‌ زد که‌ طرح‌ اولیه این‌ کتاب‌ در سال‌های‌ واپسین‌ زندگانی‌ اسحاق‌ (د ۲۳۸ق‌/۸۵۲م‌) شکل‌ گرفته‌ است‌. همچنین‌ با تکیه‌ بر این‌ گفته بخاری‌ که‌ طرح‌ الجامع‌ الصحیح‌، از آغاز تا تالیف‌ نهایی‌ حدود ۱۶ سال‌ طول‌ کشیده‌ است‌، می‌توان‌ پایان‌ این‌ طرح‌ را در اواخر دهه ۲۴۰ق‌ گمانه‌ زد. این‌ تخمین‌ با سندی‌ دیگر تایید می‌شود و آن‌ ثبت‌ مربوط به‌ نخستین‌ استماع‌ صحیح‌ از بخاری‌، توسط شاگردش‌ فربری‌ در ۲۴۸ق‌/۸۶۲م‌است‌.

بخاری در ری

[ویرایش]

بر پایه برخی‌ از قراین‌، بخاری‌ بخشی‌ از دوره تعلیم‌ خود را در بخارا گذرانده‌، و در اواخر زندگی‌ عبدالله‌ بن‌ منیر (د ۲۴۱ق‌/۸۵۵م‌)، در بخارا می‌زیسته‌ است‌، اما به‌ دلیل‌هایی‌ که‌ هنوز روشن‌ نیست‌، بخارا را ترک‌ گفته‌ است‌. بر پایه روایتی‌، وی‌ در ۲۴۷ق‌ سفری‌ به‌ ری‌ داشته‌ است‌.
[۴۱] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۳، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
بر اساس‌ گزارش‌ فربری‌، وی‌ برهه‌ای‌ از دوره تالیف‌ صحیح‌ را در شهر کوچک‌ فربر گذرانده‌ و احتمالاً در همان‌جا و در ۲۴۸ق‌ تالیف‌ کتاب‌ را به‌ پایان‌ آورده‌ است‌، چه‌، می‌دانیم‌ که‌ نخستین‌ سماع‌ کتاب‌ توسط شاگرد و همراهش‌، فربری‌ از او در همان‌ سال‌ و در همان‌ شهر بوده‌ است‌.
[۴۳] کلاباذی‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۴، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ لیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
[۴۴] ابن‌ خیر، محمد، فهرسة، ج۱، ص۹۵، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
[۴۵] ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۳۳، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
چنین‌ می‌نماید که‌ بخاری‌ پس‌ از به‌ پایان‌ رساندن‌ کتاب‌ خود، بار دیگر سفرهایی‌ را آغاز کرده‌، چنانکه‌ در ۲۵۰/۸۶۴م‌ نیز دیداری‌ از ری‌ داشته‌ است‌.
[۴۷] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
شاید سفر او به‌ بلخ‌ نیز در همین‌ سال‌ها بوده‌ باشد.

بخاری در نیشابور

[ویرایش]

بر اساس‌ گزارش‌ حاکم‌ نیشابوری‌، بخاری‌ در همان‌ سال‌ ۲۵۰ق‌ به‌ نیشابور درآمد و در آن‌ دیار رحل‌ اقامت‌ افکند و تا ۲۵۵ق‌ همانجا زیست‌. با این‌ حال‌، اسانید روایت‌ صحیح‌ نشان‌ از آن‌ دارد که‌ بخاری‌ در ۲۵۲ق‌، به‌ بخارا رفته‌، و در آن‌جا به‌ القاء و اسماع‌ صحیح‌ خود مبادرت‌ کرده‌ است‌؛ هم‌ در این‌ مجالس‌ است‌ که‌ فربری‌ موفق‌ شده‌ تا صحیح‌ بخاری‌ را برای‌ بار دوم‌ استماع‌ نماید.
[۵۰] کلاباذی‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۴، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ لیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
[۵۱] ابن‌ خیر، محمد، فهرسة، ج۱، ص۹۵، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.

بخاری‌ در آغاز اقامت‌ خود در نیشابور از حمایت‌ محافل‌ اصحاب‌ حدیث‌ آن‌ دیار، به‌ ویژه‌ محمد بن‌ یحیی‌ ذُهْلی‌ که‌ از شیوخ‌ بخاری‌ نیز بوده‌، برخوردار بوده‌ است‌؛ اما چنین‌ می‌نماید که‌ این‌ روابط در اواخر این‌ سال‌ها روی‌ به‌ سردی‌ نهاده‌ است‌. اگر چه‌ عده‌ای‌، رقابت‌های‌ حرفه‌ای‌ را در این‌ امر عامل‌ اصلی‌ شمرده‌اند، اما ظاهراً برخی‌ دیدگاه‌های‌ خاص‌ بخاری‌ زمینه بروز این‌ خصومت‌ بوده‌ است‌. ذهلی‌ ضمن‌ متهم‌ ساختن‌ بخاری‌ به‌ بدعت‌، حضور در مجلس‌ او را بر اصحاب‌ حدیث‌ تحریم‌ کرد و با توجه‌ به‌ نفوذ او در میان‌ اصحاب‌ حدیث‌، ادامه فعالیت‌ برای‌ بخاری‌ ناممکن‌ شد و به‌ ناچار نیشابور را ترک‌ گفت‌. ذهلی‌ در مکاتباتی‌ با محافل‌ حدیثی‌ دیگر بلاد چون‌ ری‌ و بخارا نیز آنان‌ را از همراهی‌ با بخاری‌ پرهیز داد
[۵۶] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
چنانکه‌ شیوخ‌ اصحاب‌ حدیث‌ ری‌ چون‌ ابوحاتم‌ و ابوزرعه‌، به‌ این‌ تحریم‌ پیوستند،
[۵۷] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
اما گویا در بخارا وضع‌ به‌ گونه‌ای‌ دیگر بود.

بازگشت به بخارا

[ویرایش]

بخاری‌ پس‌ از ترک‌ نیشابور، پس‌ از سال‌ها شاید برای‌ اقامت‌ به‌ موطن‌ خود بخارا بازگشت‌ و با وجود کوشش‌های‌ ذهلی‌، از سوی‌ علما و عامه مردم‌ با استقبالی‌ شگرف‌ روبه‌ رو شد. خالد بن‌ احمد ذهلی‌، امیر بخارا که‌ در این‌ برهه‌ از سوی‌ طاهریان‌ برآن‌ دیار فرمان‌ می‌راند، خود از شیفتگان‌ حدیث‌ بود و چنین‌ می‌نماید که‌ بخاری‌ از حمایت‌ مؤثر او برخوردار بوده‌ است‌. اندکی‌ پس‌ از ورود بخاری‌ به‌ موطنش‌، خالد از او درخواست‌ کرد که‌ مجلسی‌ خصوصی‌ برای‌ آموختن‌ حدیث‌ به‌ وی‌ و فرزندانش‌ اختصاص‌ دهد؛ اما بخاری‌ این‌ درخواست‌ را به‌ تندی‌ رد کرد و با بیان‌ دیدگاه‌ خود درباره شان‌ حدیث‌، از امیر خواست‌ که‌ در صورت‌ تمایل‌ خود و فرزندانش‌ در جلسات‌ عمومی‌ شرکت‌ جویند. این‌ برخورد بخاری‌ موجب‌ رنجش‌ امیر بخارا گردید و شاید با بهره‌گیری‌ از اتهاماتی‌ که‌ محمد بن‌ یحیی‌ ذهلی‌، عنوان‌ می‌کرد، شرایط راندن‌ بخاری‌ از بخارا نیز فراهم‌ شد.

بخاری در سمرقند

[ویرایش]

بخاری‌ این‌ بار، راهی‌ سمرقند شد که‌ در آن‌جا شماری‌ از خویشان‌ او می‌زیسته‌اند. او روستای‌ خَرتَنگ‌، در نزدیکی‌ سمرقند را نیز اقامتگاه‌ مناسبی‌ برای‌ خود ندید، چه‌ گویا نامه‌ای‌ به‌ سمرقندیان‌ رسیده‌ بود که‌ آنان‌ را نیز به‌ بیرون‌ راندن‌ بخاری‌ امر می‌کرد. وی‌ که‌ در آستانه ماه‌ رمضان‌ به‌ خرتنگ‌ رسیده‌ بود، رمضان‌ سختی‌ را در آن‌جا گذراند و در شب‌ عید فطر ۲۵۶ق‌ درگذشت‌.
[۶۳] لالکایی‌، هبة الله‌، کرامات‌ الاولیاء، ص۲۴۷- ۲۴۸، ریاض‌، ۱۴۱۲ق‌.
[۶۴] ابن‌ جوزی‌، عبدالرحمان‌، صفة الصفوه، ج۴، ص۱۶۸-۱۷۱، به‌ کوشش‌ محمود فاخوری‌ و محمد رواس‌ قلعه‌ جی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
[۶۵] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۸، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.


بخاری‌ در حوزه حدیث‌ و رجال‌

[ویرایش]

بی‌شک‌ بخاری‌، چه‌ به‌ روزگار خود و چه‌ در طی‌ قرون‌ پس‌ از خود، به‌ عنوان‌ محدث‌ شناخته‌ می‌شده‌، و هر گونه‌ ورود او به‌ حوزه‌ای‌ بیرون‌ از حدیث‌، به‌ عنوان‌ کوششی‌ جانبی‌ برای‌ او بوده‌ است‌.

← بخاری در نگاه بزرگان


با آنکه‌ کتابی‌ از کتب‌ رجالی‌ اهل‌ سنت‌ از یاد و ستایش‌ بخاری‌ خالی‌ نیست‌، گزینش‌ چند سخن‌ درباره نمایاندن‌ جایگاه‌ والای‌ او دشوار می‌نماید؛ شاید گویاترین‌ سخن‌ از آن‌ِ استادش‌ احمد بن‌ حنبل‌ باشد که‌ می‌گفت‌: «از خراسان‌ کسی‌ چون‌ بخاری‌ برون‌ نیامده‌ است‌»
[۶۶] ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۹-۱۰، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
و بر آن‌ این‌ سخن‌ ابن‌ خزیمه‌ شاگرد پرآوازه‌اش‌ را باید افزود که‌ «در زیر آسمان‌ کسی‌ را به‌ حدیث‌ داناتر از بخاری‌ نمی‌شناسم‌».
[۶۷] ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۱۰، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۶۸] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۶، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
[۶۹] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
سرانجام‌ باید گفت‌ که‌ وی‌ صاحب‌ نخستین‌ و معتبرترین‌ کتاب‌ از صحاح‌ سته اهل‌ سنت‌ است‌ و هرگز کسی‌ در حوزه حدیث‌ اهل‌ سنت‌ در طی‌ قرون‌ به‌ پایه اعتبار او نرسیده‌ است‌.
[۷۰] ابن‌ صلاح‌، عثمان‌، علوم‌ الحدیث‌، ج۱، ص۱۸، به‌ کوشش‌ نورالدین‌ عتر، دمشق‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
[۷۲] سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۷۸- ۲۷۹، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.


← علل اعتبار وی در حدیث


سخت‌ کوشی‌، جهانگردی‌ و جست‌ و جوگری‌ بخاری‌، در کنار حافظه قوی‌، از مهم‌ترین‌ سبب‌های‌ اعتبار او در حدیث‌ بوده‌ است‌؛ اما افزون‌ بر این‌، شیوه خاص‌ وی‌ در فراگیری‌ حدیث‌ نیز جایگاه‌ او را در میان‌ محدثان‌ عصرش‌ متمایز ساخته‌ است‌. وی‌ در گوشه‌ای‌ از خاطراتش‌ چنین‌ آورده‌ که‌ «نوشتن‌ حدیث‌ من‌ همچون‌ دیگران‌ نبوده‌ است‌؛ من‌ هر گاه‌ از کسی‌ حدیث‌ می‌شنیدم‌ و می‌نوشتم‌، از نام‌ و کنیه‌ و نسبش‌ می‌پرسیدم‌. اگر آن‌ مرد اهل‌ فهم‌ بود، چگونگی‌ حمل‌ حدیثش‌ را جویا می‌شدم‌ و اگر بر آن‌ پایه‌ نبود، از او درخواست‌ می‌کردم‌ تا اصل‌ و نسخه روایتش‌ را به‌ من‌ بنمایاند».
همین‌ روحیه بخاری‌ در شناسایی‌ اسانید حدیث‌ و رجال‌ آن‌ موجب‌ شده‌ است‌ که‌ وی‌ در مهارت‌های‌ گوناگون‌ شناخت‌ اسانید بر همگنان‌ عصر فایق‌ آید و از همین‌ روست‌ که‌ ابوعیسی‌ ترمذی‌ صاحب‌ سنن‌ گوید: کسی‌ را در علل‌ حدیث‌، تاریخ‌ (رجال‌) و معرفت‌ اسانید در سراسر عراق‌ و خراسان‌ داناتر از بخاری‌ نیافته‌ام‌.
[۷۴] ترمذی‌، محمد، السنن‌، ج۵، ص۷۳۸، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌ بب.
یکی‌ از حکایات‌ مشهور درباره بخاری‌، داستان‌ آزمایش‌ او توسط محدثان‌ بغداد است‌ که‌ آنان‌ به‌ عمد احادیثی‌ را با متون‌ و اسانید مقلوب‌ برای‌ بخاری‌ خوانده‌اند و بخاری‌ یکایک‌ خطاها را بازشناخته‌ است‌.
[۷۵] حمیدی‌، محمد، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۲۱۴-۲۱۵، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ ابیاری‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.


← مقبولیت بخاری


به‌ هر روی‌، فارغ‌ از‌ اندک‌ انتقادات‌ مربوط به‌ عصر بخاری‌ نسبت‌ به‌ شخصیت‌ علمی‌ وی‌ که‌ از باورهای‌ خاص‌ او و تبلیغات‌ ذهلی‌ بر او سرچشمه‌ می‌گرفت‌، در نسل‌های‌ بعدی‌ و در طی‌ قرون‌ پس‌ از آن‌، وی‌ به‌ طور عام‌ به‌ عنوان‌ شخصیتی‌ موجه‌ مقبولیت‌ بی‌نظیری‌ داشته‌ است‌. گفتنی‌ است‌ که‌ رواج‌ و مقبولیت‌ عام‌ صحیح‌ بخاری‌ نیز سرنوشتی‌ همسان‌ خودوی‌ داشته‌ است‌؛ چه‌، این‌ کتاب‌ را با آنکه‌ جز فربری‌ چندین‌ تن‌ دیگر نیز از بخاری‌ استماع‌ کرده‌ بودند، در نسل‌ شاگردان‌ بخاری‌ تنها توسط فربری‌ رواج‌ یافته‌، و از نسل‌ دوم‌ روی‌ به‌ استفاضه‌ نهاده‌ است‌.
[۷۷] ابن‌ اثیر، علی‌، جامع‌ الاصول‌، ج۱، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۰ق‌/۱۹۵۰م‌.
[۷۸] ابن‌ دقیق‌ العید، محمد، الاقتراح‌ فی‌ بیان‌ الاصطلاح‌، ج۱، ص۲۹۷- ۲۹۸، به‌ کوشش‌ قحطان‌ عبدالرحمان‌ دوری‌، بغداد، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۷۹] F O ck، J، ج۱، ص۶۶، X Beitr L ge zur (berlieferungsgeschichte von Buh r/ 's Traditionssammlung n، ZDMG، ۱۹۸۳، vol XCII.
نقدهای‌ بعدی‌ از سوی‌ کسانی‌ چون‌ دارقطنی‌، صرفاً نقدی‌ علمی‌ بوده‌ است‌.
[۸۰] دارقطنی‌، علی‌، الالزامات‌ و التتبع‌، ج۱، ص‌ ۱۲۱، به‌ کوشش‌ مقبل‌ بن‌هادی‌ وادعی‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.


← روش بخاری در علم حدیث


گفتنی‌ است‌ که‌ بخاری‌ در اصول‌ علم‌ حدیث‌ نیز به‌ استنباط برخی‌ مبانی‌ از احادیث‌ نبوی‌ به‌ شیوه‌ای‌ شبیه‌ استنباط‌های‌ فقهی‌ روی‌ آورده‌، و نمونه‌هایی‌ از آن‌ در منابع‌ بازتاب‌ یافته‌ است‌.
[۸۱] ترمذی‌، محمد، السنن‌، ج۳، ص۱۵، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌ بب.

مبانی‌ گزینش‌ بخاری‌ در صحیح‌، در منابع‌ گوناگون‌ از جمله‌ کتاب‌های‌ شروط الائمه‌ بررسی‌ شده‌ است‌، اما افزون‌ بر آن‌ باید به‌ پژوهش‌هایی‌ اشاره‌ کرد که‌ در جهت‌ تبیین‌ جزئیات‌ روش‌ شناختی‌ نقادی‌های‌ بخاری‌ درباره احادیث‌ صورت‌ گرفته‌ است‌؛ از جمله‌: کتاب‌ خالد منصور دُریس‌، با عنوان‌ موقف‌ الامامین‌ البخاری‌ و مسلم‌ من‌ اشتراط اللقیا و السماع‌ فی‌ الاسناد المعنعن‌ بین‌ المتعاصرین‌ (ریاض‌، ۱۹۹۷م‌) و کتاب‌ ابوبکر کافی‌، با عنوان‌ منهج‌ الامام‌ البخاری‌ فی‌ تصحیح‌ الاحادیث‌ و تعلیلها (بیروت‌، ۲۰۰۰م‌).

← ویژگی شخصیتی بخاری


در حوزه رجال‌، ویژگی‌ مهم‌ شخصیت‌ بخاری‌، یعنی‌ مقبولیت‌ عام‌ دانش‌ رجالی‌ او حتی‌ در میان‌ معاصران‌، و نیز اقدام‌ وی‌ به‌ تالیف‌ التاریخ‌ الکبیر، به‌ عنوان‌ نخستین‌ موسوعه رجالی‌ از نوع‌ خود، آثار بعدی‌ در رجال‌ اهل‌ سنت‌ را به‌ شدت‌ متاثر ساخته‌، و در این‌ تاثیرپذیری‌ حتی‌ آثار منتقدانش‌ چون‌ الجرح‌ و التعدیل‌ ابن‌ ابی‌ حاتم‌ مستثنی‌ نبوده‌ است‌.
[۸۲] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، موضح‌ اوهام‌ الجمع‌ و التفریق‌، ج۱، ص۱۴۱، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
گفتنی‌ است‌ که‌ داده‌های‌ رجالی‌ بخاری‌ از سوی‌ عالمان‌ معاصرش‌ در ری‌ که‌ با او در عقیده‌ نیز اختلاف‌ داشتند - ابوزرعه رازی‌ و ابوحاتم‌ رازی‌ - به‌ دیده نقد نگریسته‌ شد، و حتی‌ ابن‌ ابی‌ حاتم‌ تحت‌ تاثیر پدرش‌ در رساله‌ای‌ مستقل‌، خطاهای‌ بخاری‌ در رجال‌ را مدون‌ ساخت‌، اما بخش‌ مهمی‌ از این‌ انتقادات‌ در نگاه‌ داوران‌ نسل‌های‌ بعد چون‌ خطیب‌ بغدادی‌
[۸۳] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، موضح‌ اوهام‌ الجمع‌ و التفریق‌، ج۱، ص۱۴۱، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
نا وارد تشخیص‌ داده‌ شد.
بخاری‌ برپایه ورعی‌ که‌ شخصاً بدان‌ پابند بوده‌، پاره‌ای‌ از اظهار نظرهای‌ رجالی‌ مرسوم‌ در عصر خود را فراتر از یک‌ نقد فنی‌، و در حد غیبت‌ و عملی‌ غیر اخلاقی‌ می‌شمرده‌ است‌. وی‌ ضمن‌ نگرانی‌ از تعریف‌های‌ متفاوتی‌ که‌ از عوامل‌ جرح‌ راوی‌ وجود داشت‌، جرح‌های‌ غیر مسئولانه‌ را بی‌اعتبار شمرده‌، بر آن‌ بود که‌ جرح‌ ناقدان‌ باید با شرح‌ و بیان‌ وجه‌ ضعف‌ همراه‌ بوده‌ باشد. هم‌ از این‌ روست‌ که‌ او خود برخی‌ از رجال‌ جرح‌ شده‌ چون‌ عِکرِمه‌، مولای‌ ابن‌ عباس‌ و اسماعیل‌ بن‌ ابی‌ اویس‌ را در روایت‌ دور از ضعف‌ شمرده‌، و احادیث‌ آنان‌ را در صحیح‌ خود وارد ساخته‌ است‌.
[۸۴] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، الکفایة فی‌ علم‌ الروایه، ص۱۰۸، به‌ کوشش‌ ابوعبدالله‌ سورتی‌ وابراهیم‌ حمدی‌ مدنی‌، مدینه‌، المکتبه العلمیه‌.
[۸۵] حازمی‌، محمد، «شروط الائمه الخمسه»، ج۱، ص۷۱-۷۴، همراه‌ شروط الائمه السته ابن‌ قیسرانی‌، به‌ کوشش‌ طارق‌ سعود، دمشق‌/بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.


← زبان رجالی بخاری


بخاری‌ در پی‌ روش‌ پرهیزگارانه خود، در‌ اندک‌ مواردی‌ که‌ «کذب‌» و «وضع‌» رجلی‌ را مسلم‌ می‌انگاشته‌، از به‌ کارگیری‌ تعبیراتی‌ چون‌ «کذّاب‌» و «واضع‌» خودداری‌ کرده‌، و در بیش‌تر اظهار نظرهای‌ رجالیش‌ تعبیرات‌ احتیاط آمیزی‌ به‌ کار برده‌ که‌ منجر به‌ ایجاد یک‌ زبان‌ رجالی‌ خاص‌ برای‌ او گشته‌ است‌. در زبان‌ رجالی‌ بخاری‌، به‌ خصوص‌ سه تعبیر «مُنْکَر الحدیث‌»، «سَکَتوا عَنه‌» و «فیه‌ نظر» کاربرد بیشتری‌ داشته‌ است‌. تعبیر «منکر الحدیث‌» در عمل‌ بدان‌ معنا بود که‌ بخاری‌ ضعف‌ راوی‌ را در حدی‌ می‌دانسته‌ که‌ روایت‌ از او را «حلال‌» نمی‌شمرده‌ است‌. تعبیر «فیه‌ نظر» کاشف‌ از آن‌ بود که‌ اتهام‌ راوی‌ از نگاه‌ شخص‌ بخاری‌ است‌ و نزد دیگر ناقدان‌ اتهامی‌ متوجه‌ وی‌ نبوده‌ است‌،
[۸۸] ذهبی‌، محمد، میزان‌ الاعتدال‌، ج۲، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌، ۱۹۶۳م‌.
اما تعبیر «سکتوا عنه‌» دلالت‌ بر مجهول‌ بودن‌ راوی‌ دارد. این‌ تعبیر توسط مُسفِر بن‌ غُرم‌ الله‌ دمینی‌ در اثری‌ مستقل‌ با عنوان‌ قول‌ البخاری‌ تحلیل‌ شده‌ است‌ (ریاض‌، ۱۹۹۱م‌).

گرایش‌های‌ اعتقادی‌ بخاری‌

[ویرایش]

بی‌تردید نقطه آغاز سخن‌ درباره گرایش‌های‌ مذهبی‌ بخاری‌ در عقاید و نیز فقه‌ آن‌ است‌ که‌ گفته‌ می‌شود وی‌ به‌ عنوان‌ عالمی‌ از محدثان‌ برجسته‌، به‌ مبانی‌ مذهبی‌ اصحاب‌ حدیث‌ پایبند بوده‌ است‌؛ بنابراین‌، در نگاهی‌ گذرا به‌ افکار او کافی‌ است‌ تنها وجوه‌ امتیاز او از دیگر اصحاب‌ حدیث‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد؛ به‌ خصوص‌ درگیری‌های‌ بخاری‌ با محمد بن‌ یحیی‌ ذهلی‌ به‌ خوبی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ او در پاره‌ای‌ از موضوعات‌ مبنایی‌ متفاوت‌ در پیش‌ گرفته‌ بوده‌ است‌. مهم‌ترین‌ مساله مورد اختلاف‌ میان‌ بخاری‌ و اصحاب‌ حدیث‌ عصر خود مساله‌ «نظریه لفظ» در باب‌ خلق‌ قرآن‌ بوده‌ است‌، یعنی‌ باور به‌ اینکه‌ «لفظ قرآن‌ بر زبان‌ انسان‌ مخلوق‌ است‌». گویی‌ محمد بن‌ یحیی‌ ذهلی‌، قول‌ به‌ لفظ را به‌ عنوان‌ تهمتی‌ بر بخاری‌ وارد ساخته‌، و این‌ اتهام‌ در زمان‌ حیات‌ بخاری‌ شهرتی‌ گرفته‌ است‌؛ اما بخاری‌ در محافل‌ خصوصی‌تر بر این‌ نکته‌ تاکید کرده‌ که‌ هرگز قائل‌ به‌ نظریه لفظ نبوده‌، آن‌ را تهمتی‌ به‌ خود می‌شمرده‌، و از آن‌ برائت‌ می‌جسته‌ است‌.
[۹۰] ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
اما با نگاهی‌ تحلیلی‌ به‌ روایات‌ شرح‌ حال‌ و با بهره‌گیری‌ از برخی‌ آثار بخاری‌، به‌ روشنی‌ آشکار می‌گردد که‌ بخاری‌ ضمن‌ تقبیح‌ نظریه لفظ، خود‌اندیشه‌ای‌ نزدیک‌ به‌ آن‌ را مطرح‌ ساخته‌، و تا پایان‌ بر آن‌ پایدار بوده‌ است‌.

← مذهب بخاری


به عقیده محققان، نمی‌توان بخاری را پیرو یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت یا مذاهب مشهور دیگر دانست.
در واقع، او مسلک فقهی خاصی داشت و به رأی خویش اجتهاد می‌کرد.
هرچند برخی از پیروان مذاهب کوشیده‌اند که او را تابع مذهب خود معرفی کنند و از جمله سبکی نام او را در کتاب خود در شمار علمای شافعی، و قاضی ابن ابی‌یعلی در زمره علمای حنبلی آورده‌اند، با توجه به نظریات و فتاوی فقهی او - که شیخ جمال‌الدین قاسمی دمشقی با بهره گیری از عناوین ابواب کتاب صحیح بخاری گردآورده ـ باید او را دارای مسلکی مستقل دانست.
وی آرای خود را معمولا به صورت نقل گفته یکی از اصحاب یا ائمه مذاهب اهل سنت بیان می‌کرده است.

← جایگاه‌ تاریخی‌ عقاید بخاری‌


نیم‌ قرنی‌ پیش‌ از بخاری‌، احمد بن‌ حنبل‌ و همفکران‌ او از حدیث‌ گرایان‌، با پرهیزی‌ سخت‌ از هر گونه‌ تاویل‌ و برداشت‌ عقل‌گرایانه‌ از نصوص‌ قرآنی‌ و متون‌ روایات‌، و تاکید بر پذیرش‌ ظاهر نصوص‌ بدون‌ پرسش‌ از «چگونگی‌» و «چرایی‌»، نظامی‌ اعتقادی‌ را بنیاد نهادند که‌ مبنای‌ آن‌، اعتقاد به‌ حقانیت‌ نصوص‌ ماثوری‌ بود که‌ مفهوم‌ آنها جز به‌ اجمال‌ دانسته‌ نمی‌شد
[۹۷] ابن‌ ابی‌یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۹۴- ۲۹۵، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.
[۹۸] ابن‌ ابی‌یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۵، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.
در حالی‌ که‌ اسحاق‌ بن‌ راهویه‌، مؤثرترین‌ استاد بخاری‌ در شکل‌ گیری‌ شخصیتش‌، با قدری‌ تفاوت‌ به‌ احادیث‌ می‌نگریست‌ و تاویل‌ را در محدوده‌ای‌ لازم‌ می‌شمرد.
[۹۹] ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، ‌تاویل‌ مختلف‌ الحدیث‌، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۵، بیروت‌، دارالجیل‌.
زبان‌ و منطق‌ شاگردان‌ اسحاق‌، همچون‌ ابن‌ قتیبه‌، اگر کلامی‌ نبود، دست‌ کم‌ در مسیر گفت‌ و گو با متکلمان‌، ایجاد درکی‌ متقابل‌ میان‌ محدثان‌ و متکلمان‌ را دنبال‌ می‌کرد و با همین‌ زبان‌ به‌ شبهات‌ مخالفان‌ از اهل‌ کلام‌ پاسخ‌ داده‌ می‌شد و این‌ همان‌ مسیری‌ است‌ که‌ بخاری‌ در آثار خود در پیش‌ گرفته‌ است‌.
درباره کوشش‌ عالمان‌ اصحاب‌ حدیث‌ برای‌ درگیر شدن‌ در چنین‌ گفت‌ و گویی‌ با اهل‌ کلام‌، باید گفت‌ که‌ این‌ جریان‌ از اوایل‌ سده ۳ق‌ به‌ تدریج‌ روی‌ به‌ گسترش‌ نهاده‌، و به‌ پیدایش‌ مکتب‌هایی‌ ضد معتزلی‌ و سنت‌ گرایی‌ کلامی‌ منجر شده‌ که‌ با مکتب‌ اشعری‌ در آغاز سده ۴ق‌ به‌ اوج‌ خود رسیده‌ است‌. در پی‌جویی‌ از رجال‌ شاخص‌ این‌ جریان‌، به‌ خصوص‌ باید از حسین‌ کرابیسی‌ (د ۲۴۸ق‌) یاد کرد
[۱۰۰] سید مرتضی‌، علی‌، الفصول‌ المختاره، ج۱، ص۵۳، قم‌، ۱۴۱۳ق‌.
که‌ با برخوردی‌ متکلمانه‌، نظریه لفظ را مطرح‌ ساخت‌ و البته‌ در مسائلی‌ دیگر چون‌ نفی‌ اختیار با مواضع‌ اصلی‌ اصحاب‌ حدیث‌ موافق‌ بود.
[۱۰۲] اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۴۵۷، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
[۱۰۳] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۳۰.
در همین‌ دوره‌، عالم‌ بصری‌، ابن‌ کلاب‌ از برجستگان‌ متکلمان‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ نیز در نظریه‌ای‌ نسبتاً پیچیده‌، صوت‌ مسموع‌ از کلام‌ الله‌ را تنها عبارتی‌ از کلام‌ الله‌ و نه‌ عین‌ آن‌ دانست‌.
به‌ طور کلی‌ باید یادآور شد که‌ در عصر بخاری‌، به‌ خصوص‌ در محیط‌هایی‌ چون‌ خراسان‌ و ماوراءالنهر که‌ زمینه‌های‌ عقل‌ گرایی‌ از قوتی‌ برخوردار بود، بازسازی‌ افکار اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ بر مبنای‌ احادیث‌ و سنن‌ به‌ گونه‌ای‌ نظام‌ مند و قابل‌ رقابت‌ با مذاهب‌ نظام‌مند عصر، مقتضی‌ آن‌ بوده‌ که‌ تاویل‌ حدیث‌ مبتنی‌ بر یک‌ نظام‌ اندیشه‌ شکل‌ گیرد و توجه‌ به‌ همین‌ نیاز است‌ که‌ از بخاری‌ شخصیتی‌ خاص‌ و متمایز ساخته‌ است‌.

← پیوند خلق‌ افعال‌ عباد و خلق‌ قرآن‌


در مقایسه‌ میان‌ افکار بخاری‌ با عالم‌ نسل‌ پیشین‌ او حسین‌ کرابیسی‌ که‌ بخاری‌ چندی‌ از او دانش‌ آموخته‌،
[۱۰۵] عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
[۱۰۶] سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۴، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
چنین‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ بخاری‌ همان‌ دغدغه‌های‌ او را داشته‌ است‌؛ در حالی‌ که‌ محور موضوعی‌ اصلی‌ در این‌ کتاب‌ مبحث‌ قرائت‌ انسانی‌ از قرآن‌ است‌.
در تبیین‌ این‌ پیوند باید گفت‌، متقدمان‌ اصحاب‌ حدیث‌ آنگاه‌ که‌ بر مبحث‌ خلق‌ افعال‌ انسان‌ اصرار و تاکید می‌ورزیدند، هدف‌ آنان‌ نفی‌ نظریه اختیار بود که‌ از سوی‌ قدریه‌ تبلیغ‌ می‌شد و تمام‌ توجه‌ آنان‌ به‌ سوی‌ این‌ نکته‌ معطوف‌ بود که‌ افعال‌ انسان‌ را مخلوق‌ خدا و نه‌ بنده‌ بشمارند؛ اما هرگز سعی‌ نداشتند در اصل‌ مخلوق‌ بودن‌ افعال‌ انسان‌ یا دست‌ کم‌ برخی‌ از این‌ افعال‌ تردید کنند. برداشت‌ بخاری‌ ازاین‌ باور سنتی‌ اصحاب‌ حدیث‌، یک‌ برداشت‌ جانبی‌ بود؛ چه‌، او با تکیه‌ بر این‌ نکته‌ که‌ قرائت‌ انسانی‌ از قرآن‌ کریم‌، یکی‌ از افعال‌ انسانی‌ است‌، مخلوق‌ بودن‌ این‌ فعل‌ انسانی‌ را لازمه اصل‌ «خلق‌ افعال‌ عباد» می‌شمرد..
[۱۰۷] Guillaume، A، ج۱، ص۴۳_ ۶۳، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.

بخاری‌ به‌ این‌ نکته‌ نیز کاملاً توجه‌ داشت‌ که‌ فعل‌ انسانی‌ بودن‌ قرائت‌ انسانی‌ نیز می‌توانست‌ به‌ سادگی‌ از سوی‌ اصحاب‌ حدیث‌ مورد انکار قرار گیرد؛
[۱۰۸] Guillaume، A، ج۱، ص۶۶ -۶۷، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
احادیث‌ مربوط به‌ مدح‌ صوت‌ ابی‌ موسی‌ در قرائت‌ قرآن‌ و امر به‌ آراستن‌ صوت‌ هنگام‌ قرائت‌ قرآن‌
[۱۰۹] Guillaume، A، ج۱، ص۶۷، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
را شاهد آورده‌ است‌.

← زبان بخاری‌ در بیان عقاید


با آنکه‌ فاصله بخاری‌ از عالمی‌ کلام‌گرا چون‌ حسین‌ کرابیسی‌، از نظر مواضع‌ اعتقادی‌ بسیار‌ اندک‌ به‌ نظر می‌رسد، اما زبان‌ او در بیان‌ عقایدش‌ با متکلمان‌ بسیار متفاوت‌، و ویژه اوست‌. راهی‌ که‌ بخاری‌ برای‌ بیان‌ یافته‌هایش‌ درباره قرائت‌ انسانی‌ قرآن‌ در پیش‌ گرفت‌، گردآوری‌ اخبار بدون‌ نتیجه‌گیری‌ صریح‌ و واگذاردن‌ نتیجه‌ گیری‌ به‌ خواننده‌ بود. انتظام‌ حاکم‌ بر کتاب‌ خلق‌ افعال‌ العباد، نهادن‌ اخبار مربوط به‌ خلق‌ افعال‌ انسانی‌ در کنار اخباری‌ که‌ قرائت‌ و کتابت‌ انسانی‌ از قرآن‌ را فعلی‌ انسانی‌ می‌شمرد، بسنده‌ بود تا هر خواننده متاملی‌ را به‌ سوی‌ نظریه نامخلوق‌ بودن‌ قرائت‌ و کتابت‌ انسانی‌ رهنمون‌ گردد. اما بخاری‌ به‌ هر دلیل‌ از به‌ کارگیری‌ زبان‌ متکلمان‌ در بیان‌ این‌ عقیده خود سخت‌ ابا داشت‌ و حاضر نبود به‌ درستی‌ «نظریه لفظ» با زبان‌ متکلمانه‌ اقرار نماید.
کوشش‌ مخالفان‌ بخاری‌ از جناح‌ محمد بن‌ یحیی‌ ذهلی‌ برای‌ وادار ساختن‌ وی‌ برای‌ اقرار به‌ نظریه لفظ در عمل‌ نتیجه‌ای‌ نبخشید و بخاری‌ همواره‌ بر این‌ نکته‌ تاکید داشت‌ که‌ «هر کس‌ مدعی‌ گردد که‌ من‌ گفته‌ام‌ قرآن‌ مخلوق‌ است‌، کذاب‌ و دروغزن‌ است‌، بلکه‌ آنچه‌ من‌ گفته‌ام‌ این‌ است‌ که‌ افعال‌ عباد مخلوق‌ است‌».
[۱۱۱] لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۳۴۹، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
[۱۱۲] لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۳۵۹، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
[۱۱۳] بیهقی‌، احمد، الاعتقاد و الهدایه الی‌ سبیل‌ الرشاد، ج۱، ص۱۱۰، به‌ کوشش‌ احمد عصام‌ کاتب‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌.

زبان‌ تلویح‌ و سوق‌ دادن‌ خواننده‌ به‌ سوی‌ نتیجه‌گیری‌، زبانی‌ است‌ که‌ بخاری‌ در سراسر کتاب‌ صحیح‌ خود نیز از آن‌ بهره‌ گرفته‌، و با انتظام‌ دهی‌ به‌ ابواب‌ و گردآوری‌ احادیث‌ در ذیل‌ هر باب‌ به‌ بیان‌ اندیشه‌ای‌ منسجم‌ پرداخته‌ است‌.
[۱۱۶] «رویکرد...۱»، Paketchy، A، X The Contribution of Eastern Iranian and Central Asian Scholars to the Compilation of Had Q ths n، History of Civilizations of Central Asia، vol IV (۲)، UNESCO، Paris، ۲۰۰۰.


← مروری‌ بر دیگر مواضع‌ اعتقادی‌


بخاری‌ درباره ایمان‌ دیدگاه‌ معمول‌ اصحاب‌ حدیث‌ را بازگو کرده‌، و در صحیح‌ خود بابی‌ با عنوان‌ «زیادت‌ و نقصان‌ ایمان‌» گشوده‌ است‌.
[۱۱۷] لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
اما ویژگی‌ برخورد او در معنایی‌ است‌ که‌ از نقصان‌ ایمان‌ ارائه‌ کرده‌ است‌. گفتنی‌ است‌ که‌ چندی‌ پیش‌ از بخاری‌ حتی‌ از سوی‌ برخی‌ مدافعان‌ تشکیک‌پذیری‌ ایمان‌ تردیدهایی‌ درباره معناداری‌ نقصان‌ در ایمان‌ مطرح‌ شده‌ بود که‌ حاصل‌ آن‌ طرح‌ نظریه‌ای‌ بود مبنی‌ بر اینکه‌ ایمان‌ زیادت‌ پذیر، ولی‌ نقصان‌ ناپذیر است‌. بخاری‌ در رویارویی‌ با معنای‌ نقصان‌ در ایمان‌، ضمن‌ تمسک‌ به‌ آیاتی‌ چند از قرآن‌ کریم‌ که‌ در آن‌ها از کمال‌ و زیادت‌ ایمان‌ سخن‌ آمده‌، نقص‌ در ایمان‌ را «ترک‌ چیزی‌ از کمال‌» دانسته‌ است‌.
بخاری‌ با تکیه‌ بر نصوصی‌ از کتاب‌ و سنت‌، گاه‌ به‌ باورهایی‌ رسیده‌، و از دور شدن‌ از اقوال‌ مشهور بیمی‌ نداشته‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ او با تفسیری‌ خاص‌ از آیه «...یُحَرَّفون‌َ الْکَلِم‌َ عَن‌ْ مَواضِعِه‌...» ، بر این‌ باور است‌ که‌ تورات‌ متداول‌ در میان‌ یهودیان‌، تحریف‌ لفظی‌ نشده‌، و مقصود از تحریف‌ در آن‌، تحریفی‌ است‌ که‌ در تاویل‌ و برداشت‌ از آن‌ روی‌ نموده‌ است‌.
[۱۲۰] بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۸، ص۲۱۶، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۲۱] ابن‌ قیم‌ جوزیه‌، محمد، اغاثه اللهفان‌، ج۲، ص۴۰۶، به‌ کوشش‌ خالد عبدالطیف‌ السبع‌ العلمی‌، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/۱۹۹۷م‌.
[۱۲۲] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱۳، ص۴۳۶، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.

همچنین‌ وی‌ با استدلال‌ به‌ این‌ مضمون‌ روایی‌ که‌ در سرآمد هر سده‌ احدی‌ بر روی‌ زمین‌ زنده‌ نخواهد ماند،
[۱۲۳] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱، ص۳۷، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
[۱۲۴] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱، ص۱۴۱_ ۱۴۹، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
بر آن‌ است‌ که‌ خضر نیز وفات‌ یافته‌، و حیات‌ جاودان‌ او را انکار داشته‌ است‌.
[۱۲۵] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، الاصابه، ج۲، ص۲۹۸، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.


شخصیت‌ فقهی‌ بخاری‌

[ویرایش]

آنگونه‌ که‌ از یک‌ عالم‌ اصحاب‌ حدیث‌ در سده ۳ق‌ انتظار می‌رود، بخاری‌ نیز دانش‌ فقه‌ را از نظر دور نمی‌داشت‌. کوشش‌ وی‌ در قالب‌ صحیح‌ خود که‌ بخش‌ وسیعی‌ از آن‌ را ابواب‌ فقهی‌ از طهارت‌ تا دیات‌ تشکیل‌ داده‌، از آن‌ رو حائز اهمیت‌ است‌ که‌ وی‌ در آن‌ مجموعه‌ای‌ از احادیث‌ گزینش‌ شده‌ را با شرط «حجیت‌» ارائه‌ کرده‌ است‌. بنابراین‌، می‌توان‌ گفت‌: بخاری‌ - به‌ همان‌ شیوه‌ای‌ که‌ در بیان‌ عقاید خود عمل‌ کرده‌ - در حوزه فقه‌ به‌ جای‌ بیان‌ احکام‌ فقهی‌ با زبانی‌ فتوایی‌، فتاوای‌ مختار خود را در قالب‌ گزینش‌ و چینشی‌ نظام‌مند از احادیث‌ ارائه‌ کرده‌ است‌. این‌ نکته‌ای‌ است‌ که‌ ابن‌ خلدون‌ نیز در مقدمه خود، به‌ هنگام‌ کندوکاو از زمینه‌های‌ شکل‌ گیری‌ علم‌ فقه‌ در چهره روایی‌ خود بدان‌ توجه‌ کرده‌، و پس‌ از موطا مالک‌ صحیح‌ بخاری‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ مجموعه فقهی‌ از نوع‌ محدثانه‌ معرفی‌ نموده‌ است‌. ابن‌ خلدون‌ به‌ این‌ نکته مهم‌ نیز توجه‌ نموده‌ که‌ بخاری‌ در تدوین‌ خود از احادیث‌، از گزینش‌ بومی‌ اخبار پرهیز داشته‌، و احادیث‌ متنوعی‌ از طریق‌ حجازیان‌ و عراقیان‌ و شامیان‌ گرد آورده‌ است‌.
[۱۲۶] ابن‌ خلدون‌، مقدمه، ج۱، ص۵۵۹ - ۵۶۰، به‌ کوشش‌ سهیل‌ زکار، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.


← ستایش دانش فقهی وی


دانش‌ فقهی‌ بخاری‌ بارها از سوی‌ عالمان‌ معاصرش‌ از اصحاب‌ حدیث‌، چون‌ نعیم‌ بن‌ حماد، یعقوب‌ دَورقی‌ و محمد بن‌ بَشّار ستوده‌ شده‌ است‌
[۱۲۷] خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۶، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
تا آن‌جا که‌ گاه‌ فقاهت‌ او را بر احمد بن‌ حنبل‌ یا استادش‌ اسحاق‌ که‌ خود فقیهی‌ نامدار بوده‌ است‌، ترجیح‌ می‌نهاده‌اند. بخاری‌ با اختلاف‌ فقها و مبانی‌ استدلال‌ آنان‌ نیز آشنا بوده‌، و نشانه‌هایی‌ بر این‌ آگاهی‌ در آثار او بازتاب‌ یافته‌ است‌.
[۱۳۳] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۲۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۳۴] بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۶، ص۱۲۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۳۵] بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۶، ص۱۷۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۳۶] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۱۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
بر اساس‌ روایتی‌ از قتیبه بن‌ سعید، وی‌ در عصر خود حامل‌ فقه‌ احمد و اسحاق‌ - یعنی‌ دو نماد فقه‌ اصحاب‌ حدیث‌ در سده ۳ق‌ - به‌ شمار می‌آمده‌ است‌.
با اینکه‌ بخاری‌ هیچ‌ اثر مستقلی‌ در فقه‌ استدلالی‌ و اصول‌ فقه‌ نپرداخته‌، اما برخی‌ عبارات‌ گذرای‌ او در صحیح‌، ضمن‌ نشان‌ دادن‌ برخورد اصولی‌ و نظام‌ مند با فقه‌، گواهی‌ دارد که‌ ذهن‌ او با مسائل‌ اصولی‌ مطرح‌ عصر خود آشنا بوده‌ است‌. همچنین‌ باید به‌ کتاب‌ «اخبار الاحاد» از صحیح‌ بخاری‌
[۱۳۸] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۳۲، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
توجه‌ کرد که‌ در آن‌، مؤلف‌ فصلی‌ مستقل‌ را به‌ یکی‌ از مباحث‌ بحث‌انگیز اصولی‌ در عصر خود اختصاص‌ داده‌، و به‌ شیوه روایی‌ خود به‌ بررسی‌ موضوع‌ پرداخته‌است‌. به‌ مضامین‌ صحیح‌، باید عبارات‌ بخاری‌ در کتاب‌ القراءه خلف‌ الامام‌ را افزود که‌ یک‌ تک‌ نگاری‌ فقهی‌ - حدیثی‌ است‌ و بخاری‌ در آن‌ قول‌ جدید شافعی‌ در وجوب‌ قرائت‌ بر ماموم‌ را یاری‌ کرده‌ است‌.
[۱۳۹] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، الافصاح‌، ج۱، ص۹۲، به‌ کوشش‌ محمد راغب‌ طباخ‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.


← مبنای فقه بخاری


فقه‌ بخاری‌ بر این‌ مبنا مبتنی‌ بود که‌ هر نکته‌ای‌ که‌ نیاز به‌ دانستن‌ آن‌ باشد، در کتاب‌ یا سنت‌ یافت‌ می‌شود، و نیز امکان‌ آگاهی‌ بر پاسخ‌ تمام‌ نیازها هم‌ از کتاب‌ و سنت‌ وجود دارد. وی‌ همین‌ اندیشه خود را در اواخر صحیح‌، در بخشی‌ با عنوان‌ «کتاب‌ الاعتصام‌ بالکتاب‌ و السنه» بسط داده‌، و به‌ بررسی‌ جزئیات‌ آن‌ پرداخته‌ است‌. وی‌ در قسمتی‌ از همین‌ کتاب‌ الاعتصام‌ که‌ آن‌ را «باب‌ ما یذکر من‌ ذم‌ الرای‌ و تکلّف‌ القیاس‌» نام‌ نهاده‌،
[۱۴۱] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۴۸، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
با طرح‌ اندیشه‌ای‌ همچون‌ شافعی‌، از سویی‌ هر گونه‌ رای‌ جز قیاس‌ را نفی‌ کرده‌، و از سوی‌ دیگر ضمن‌ آنکه‌ اصل‌ قیاس‌ را نفی‌ نکرده‌، از افراط در کاربرد آن‌ و به‌ تعبیر خود از «تکلف‌ قیاس‌» نهی‌ کرده‌ است‌.

← برخورد بخاری‌ در تفسیر نصوص‌


برخورد بخاری‌ در تفسیر نصوص‌، به‌ شیوه‌ای‌ نزدیک‌ به‌ شافعی‌، برخوردی‌ تاویل‌پذیر بوده‌ است‌؛ شاخص‌ترین‌ نمونه‌، قول‌ او درباره فراموش‌ شدن‌ «تسمیه‌» به‌ هنگام‌ ذبح‌ است‌ که‌ برای‌ تبیین‌ آن‌ به‌ آیه «...وَ اِنَّه‌ُ لَفِسْق‌ٌ...» اشاره‌ کرده‌، و سپس‌ با تکیه‌ بر این‌ نکته‌ که‌ «ناسی‌» نمی‌تواند مصداقی‌ برای‌ «فاسق‌» باشد، ترک‌ تسمیه‌ در اثر فراموشی‌ را مانع‌ تزکیه‌ ندانسته‌ است‌.
[۱۴۳] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۲۲۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۴۴] شافعی‌، محمد، الام‌ّ، ج۲، ص۲۳۴، بیروت‌، دارالمعرفه‌.

نمونه‌ای‌ گویا از رویکرد درایی‌ بخاری‌ در برخورد با نصوص‌ را می‌توان‌ در نظریه‌ای‌ یافت‌ که‌ وی‌ درباره تعریف‌ «سَکران‌» (مست‌) و وضعیت‌ حقوقی‌ او به‌ دست‌ داده‌ است‌؛ وی‌ بر آن‌ است‌ که‌ فردی‌ که‌ عقل‌ او «مغلوب‌» گشته‌ است‌، یعنی‌ آنگونه‌ که‌ اتفاقات‌ رخ‌ داده‌ به‌ هنگام‌ مستیش‌ را به‌ خاطر نیاورد، هیچ‌ یک‌ از اعمال‌ او - از جمله‌ طلاق‌ - نافذ نخواهد بود.
[۱۴۵] ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۲، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.


← برخورد با ظواهر قرآن‌ و احادیث


در برخورد با ظواهر قرآن‌، بخاری‌ بدون‌ در دست‌ داشتن‌ «صارفی‌» قوی‌ بر به‌ کارگیری‌ آن‌ اصرار ورزیده‌، و نمونه‌ای‌ از آن‌ در باب‌ محرمات‌ نکاح‌ بازتاب‌ یافته‌ است‌؛ آنجا که‌ وی‌ با تمسک‌ به‌ ظاهر آیه «...وَ اُحِل‌َّ لَکُم‌ْ ما وَراءَ ذلِکُم‌ْ...»، جمع‌ بین‌ دو دختر عمو در نکاح‌ را جایز دانسته‌ است‌.
[۱۴۷] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۲۶-۱۲۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
وی‌ همچنین‌ با تمسک‌ به‌ عموم‌ ظاهری‌ آیه «...فَلا تَعْضُلوهُّن‌َّ...». در مبحث‌ ولایت‌ نکاح‌ فرقی‌ میان‌ ثیب‌ و بکر قائل‌ نشده‌ است‌.
[۱۴۹] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۶، ص۱۳۲، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۵۰] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۹، ص۱۴۹، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.

بخاری‌ در برخورد با ظاهر احادیث‌ نیز روشی‌ مشابه‌ را در پیش‌ گرفته‌، و به‌ عنوان‌ نمونه‌، در تفسیر حدیث‌ «امر به‌ سواک‌»، عموم‌ امر در حدیث‌ را حاکی‌ از جواز مسواک‌ زدن‌ برای‌ همه‌، از جمله‌ روزه‌داران‌ دانسته‌ است‌.
[۱۵۱] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۲۳۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.


← برخورد با مساله تعارض‌


در برخورد با مساله تعارض‌ بین‌ نصوص‌، وی‌ در‌ اندک‌ مواردی‌ که‌ به‌ حل‌ تعارض‌ بدوی‌ میان‌ احادیث‌ در صحیح‌ خود اقدام‌ کرده‌، تعارض‌ را با حمل‌ بر اجمال‌ و تفسیر حل‌ نموده‌ است‌ و بر این‌ اصل‌ تکیه‌ کرده‌ که‌ در صورت‌ صحت‌ سند هر دو حدیث‌، حدیث‌ مفسر بر حدیث‌ مبهم‌ قاضی‌ خواهد بود.
[۱۵۲] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۱۳۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۵۳] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۳، ص۲۸، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
وی‌ در پاره‌ای‌ از موارد که‌ دو حدیث‌ متعارض‌ را از نظر اسناد در وضعیت‌ همسان‌ نمی‌دیده‌، حدیث‌ اسند (با سند صحیح‌تر) را ترجیح‌ نهاده‌، و در صورتی‌ که‌ حدیث‌ معارض‌ آن‌، موافق‌ احتیاط بوده‌، گزینه دیگر را به‌ عنوان‌ گزینه‌ «احوط» مطرح‌ ساخته‌ است‌؛ وی‌ در این‌ تراجیح‌ خود پرهیزی‌ از آن‌ نداشته‌ است‌ که‌ گزینه‌ای‌ چون‌ «وجوب‌ غسل‌ به‌ انزال‌» را بدون‌ توجه‌ به‌ مخالفت‌ آن‌ با قول‌ مشهور، به‌ عنوان‌ قول‌ اقوی‌ اختیار نماید.
[۱۵۴] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۷۶، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۵۵] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۹۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.


← تاثیر پذیری از افکار شافعی


افزون‌ بر تاثیر علمی‌ که‌ شافعی‌ بر نسل‌های‌ پسین‌ خود از اصحاب‌ حدیث‌ نهاده‌، توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ که‌ بخاری‌ از برخی‌ از فقیهان‌ اصحاب‌ شافعی‌ چون‌ حمیدی‌، زعفرانی‌ و ابوثور کسب‌ علم‌ کرده‌،
[۱۵۶] عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
تاثیرپذیری‌ او از افکار شافعی‌ را بیش‌تر قابل‌ انتظار می‌سازد.
بخاری‌ را باید در شمار آن‌ دسته‌ از عالمان‌ اصحاب‌ حدیث‌ همچون‌ ابوثور، محمد بن‌ نصر مروزی‌، ابن‌ خُزیمه‌ و ابن‌ مُنذر به‌ شمار آورد که‌ با وجود قرابت‌ بسیار افکار آنان‌ به‌ شافعی‌، در فقه‌ مذهبی‌ مستقل‌ برای‌ خود داشته‌، و در بردی‌ محدود پیروانی‌ نیز داشته‌اند.
نزدیکی‌ روش‌ فقهی‌ بخاری‌ به‌ شافعی‌ تا آنجاست‌ که‌ برخی‌ او را در فقه‌ از منتسبان‌ به‌ مذهب‌ شافعی‌ شمرده‌، و نام‌ او را در طبقات‌ شافعیه‌ جای‌ داده‌اند، با آنکه‌ استقلال‌ بخاری‌ در مذهب‌ را نیز پوشیده‌ نداشته‌اند.
[۱۵۸] عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
[۱۵۹] سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۲، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
[۱۶۰] ابن‌ قاضی‌ شهبه‌، ابوبکر، طبقات‌ الشافعیه، ج۲، ص۸۳، به‌ کوشش‌ عبدالعلیم‌ خان‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
در معنای‌ انتساب‌ بخاری‌ به‌ مذهب‌ شافعی‌، گفته‌ شده‌: این‌ انتساب‌ از آنجاست‌ که‌ وی‌ در اجتهاد و استنباط از ادله‌ و مقدم‌ ساختن‌ برخی‌ از آن‌ها بر دیگران‌ بر طریقه شافعی‌ رفتار کرده‌، و جز در مسائلی‌ محدود از آراء او عدول‌ نکرده‌ است‌.
[۱۶۱] دهلوی‌، ولی‌ الله‌، الانصاف‌، ص۷۶، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ ابوغده‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌.
گفتنی‌ است‌ که‌ برخی‌ نیز با تکیه‌ بر رابطه بخاری‌ و احمد، بخاری‌ را از اصحاب‌ او و در شمار حنبلیان‌ نام‌ برده‌اند.

← کوشش در اقامه شعائر فقهی


در پایان‌ سخن‌ از فقه‌ بخاری‌، باید یادآور شد که‌ وی‌ در اظهار و اقامه شعائر فقهی‌ اصحاب‌ حدیث‌ همچون‌ «افراد اقامه‌» و «بلند کردن‌ دستان‌ در نماز» اهتمام‌ داشته‌، و به‌ خصوص‌ در محیط نامساعد ماوراءالنهر، در این‌ راه‌ محنت‌هایی‌ را به‌ جان‌ خریده‌، و با متنفذان‌ درگیری‌هایی‌ داشته‌ است‌. با توجه‌ به‌ اکثریت‌ قاطع‌ مذهب‌ حنفی‌ در منطقه ماوراء النهر در عصر بخاری‌
[۱۶۵] مقدسی‌، محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۳۲۳، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌.
و با عنایت‌ به‌ تقابلی‌ که‌ میان‌ اصحاب‌ حدیث‌ و حنفیان‌ صاحب‌رای‌ وجود داشت‌، آشکارا می‌توان‌ دریافت‌ که‌ کوشش‌های‌ تبلیغی‌ بخاری‌، بیش‌ از همه‌ در برابر محافل‌ حنفی‌ بوده‌ است‌.
[۱۶۶] Schacht، J An Introduction to Islamic Law، ج۱، ص۸۱، Oxford، ۱۹۹۱.
بازتاب‌ این‌ تقابل‌ در قالب‌ یک‌ افسانه‌ از پرداخته‌های‌ همان‌ روزگار دیده‌ می‌شود، مبنی‌ بر اینکه‌ چگونه‌ ابوحفص‌ کبیر بخاری‌، مفتی‌ حنفیان‌ در عصر خود، نخست‌ بخاری‌ را از فتوا دادن‌ در بخارا منع‌ کرده‌، و آنگاه‌ که‌ با اصرار او بر افتا مواجه‌ گشته‌، با پرسشی‌ او را دچار لغزش‌ ساخته‌، و زمینه اخراجش‌ از بخارا را فراهم‌ آورده‌ است‌
[۱۶۷] قرشی‌، عبدالقادر، الجواهر المضیئه، ج۱، ص۶۷، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۲ق‌.
هر چند این‌ داستان‌ با توجه‌ به‌ برخی‌ ویژگی‌ها در محتوا و نیز درگذشت‌ ابوحفص‌ در محرم‌ ۲۱۷ چندان‌ قابل‌ پذیرش‌ نیست‌.

← جایگاه فقهی وی


به‌ هر روی‌، دیدگاه‌ فقهی‌ بخاری‌ در سده‌های‌ متمادی‌ در کتب‌ فقه‌ تطبیقی‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌، و تنها اخیراً این‌ موضوع‌ توجه‌ برخی‌ محققان‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌ است‌. نخست‌ باید از جمال‌ الدین‌ قاسمی‌ (د ۱۳۳۲ق‌)، از اصلاح‌ طلبان‌ سلفی‌ شام‌ یاد کرد که‌ در چند برگ‌ از اثر خود درباره بازشناسی‌ شخصیت‌ بخاری‌، به‌ گردآوری‌ فهرست‌وار از اختیارات‌ فقهی‌ بخاری‌ بر اساس‌ الجامع‌ الصحیح‌ پرداخته‌ است‌. همچنین‌ عبدالسلام‌ مبارکپوری‌ (د ۱۳۴۱ق‌) از عالمان‌ هند در اثری‌ با عنوان‌ سیره الامام‌ البخاری‌: سید الفقهاء و امام‌ المحدثین‌ به‌ جایگاه‌ فقهی‌ بخاری‌ توجه‌ کرده‌ است‌.
[۱۶۹] دهلوی‌، ولی‌ الله‌، شرح‌ تراجم‌ ابواب‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۸ق‌/ ۱۹۴۹م‌.

در دهه‌های‌ اخیر کوشش‌ در جهت‌ بازشناسی‌ جایگاه‌ فقهی‌ بخاری‌ و بازیابی‌ آراء فقهی‌ او از خلال‌ آثار و منابع‌ رونقی‌ افزون‌ یافته‌ که‌ از نمونه‌های‌ آن‌ است‌:‌هاشم‌، حسینی‌ عبدالمجید، الامام‌ البخاری‌ محدثاً و فقیهاً، قاهره‌، ۱۹۸۲م‌؛ همدانی‌، نزار عبدالکریم‌، الامام‌ البخاری‌ فقیه‌ المحدثین‌ و محدث‌ الفقهاء، بغداد، ۱۹۸۹م‌؛ ابوفارس‌، محمدعبدالقادر، فقه‌ الامام‌ البخاری‌، عمان‌، ۱۴۰۹ق‌/۱۹۸۹م‌، که‌ آراء فقهی‌ بخاری‌ را بر اساس‌ صحیح‌ و به‌ تفصیل‌ در ۲جلد گرد آورده‌ است‌.

رویکرد بخاری‌ به‌ ادب‌ و اخلاق‌

[ویرایش]

با آنکه‌ از نیمه دوم‌ سده ۲ق‌، عنوان‌ زهد، برای‌ گردآوری‌ احادیث‌ و اخبار مربوط به‌ مباحث‌ اخلاق‌ و تربیت‌ نفس‌ نزد محدثان‌ رایج‌ بوده‌، اما بخاری‌ را باید از نقاط عطفی‌ در تاریخ‌ اصحاب‌ حدیث‌ به‌ شمار آورد که‌ از این‌ سنت‌ روی‌ گردانده‌، و اساساً در آموزه‌های‌ اخلاقی‌ خود به‌ دنبال‌ ترویج‌ زهد نبوده‌ است‌.حتی‌ برخلاف‌ احمد بن‌ حنبل‌ و شاگردان‌ او که‌ به‌ زهد محدثان‌ پیشین‌ چون‌ سفیان‌ ثوری‌ باور نداشتند و کوشش‌ کردند با نوشتن‌ آثاری‌ با عنوان‌ الزهد، سنت‌ زهد نویسی‌ محدثان‌ را در مسیری‌ دیگر قرار دهند، بخاری‌ از زهد، در حد یک‌ عنوان‌ برای‌ آثار خود، یا حتی‌ بابی‌ از آثارش‌ نیز چشم‌ پوشید.
[۱۷۰] دهلوی‌، ولی‌ الله‌، شرح‌ تراجم‌ ابواب‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۸ق‌/ ۱۹۴۹م‌.

از آن‌جا که‌ بخاری‌ تعالیم‌ اخلاقی‌ خود را با عنوان‌ «ادب‌» مدون‌ ساخته‌، نخست‌ باید یادآور شد که‌ پرداختن‌ آثاری‌ دینی‌ با عنوان‌ ادب‌، از اوایل‌ سده ۳ق‌، در محافلی‌ محدود و خاص‌ از اصحاب‌ حدیث‌ آغاز شده‌ بود و نمونه‌های‌ شاخص‌ آن‌ کتاب‌ الادب‌ از ابوبکر ابن‌ ابی‌ شیبه‌ (د۲۳۵ق‌)، GAS آداب‌ الاسلام‌ از ابوعبید قاسم‌ بن‌ سلام‌
[۱۷۱] بلوی‌، یوسف‌، ج۲، ص۲۷، الف‌ باء، قاهره‌، ۱۲۸۷ق‌.
بود.شاید بتوان‌ نشان‌ داد که‌ همراهی‌ بخاری‌ با ابن‌ ابی‌ شیبه‌ و ابوعبید، ناشی‌ از قرابتی‌ عمیق‌ تر میان‌ آنان‌ در‌اندیشه‌ها بوده‌ است‌.
به‌ هر تقدیر، بخاری‌ تعالیم‌ اخلاقی‌ متخذ از احادیث‌ نبوی‌ را نخست‌ در بخشی‌ از کتاب‌ صحیح‌ خود با عنوان‌ «کتاب‌ الادب‌» گرد آورد و سپس‌ برای‌ تفصیل‌ بیشتر فارغ‌ از سخت‌گیری‌های‌ اسنادی‌ کتاب‌ صحیح‌، مجموعه‌ای‌ گسترده‌تر از احادیث‌ را در اثری‌ مستقل‌ گرد آورد و آن‌ را الادب‌ المفرد نام‌ نهاد.
بخاری‌ در کتاب‌ الادب‌ المفرد، بحث‌ خود را با نیکی‌ به‌ والدین‌ و شیوه رفتار با آنان‌ آغاز کرده‌، سپس‌ به‌ صله رحم‌ و شیوه سلوک‌ با همسایگان‌ و خویشاوندان‌ پرداخته‌، و بحث‌ را با آموزش‌هایی‌ درباره شیوه سلوک‌ و معاشرت‌ با طبقات‌ گوناگون‌ مردم‌ و حتی‌ حیوانات‌ خانگی‌ تکمیل‌ کرده‌ است‌ (نک: سراسر کتاب‌). وی‌ حتی‌ در بابی‌ که‌ با عنوان‌ «باب‌ الاحسان‌ الی‌ البر و الفاجر» گشوده‌، به‌ نیکی‌ کردن‌ به‌ انسان‌ها اعم‌ از نیکوکار و بدکار تشویق‌ کرده‌ است‌. فضای‌ حاکم‌ بر کتاب‌ بخاری‌، نه‌ سلوکی‌ فردی‌ به‌ شیوه زاهدان‌ و تارکان‌ دنیا، که‌ سلوکی‌ همراه‌ با جمع‌ مردمان‌ است‌ و مؤلف‌ در سراسر آموزش‌های‌ خود، راه‌هایی‌ را برای‌ جست‌ و جوی‌ رستگاری‌ در خلال‌ زندگی‌ این‌ جهانی‌ پی‌ گرفته‌، و‌ اندیشه ترک‌ دنیا را نداشته‌ است‌.
در طرح‌ مباحث‌ اخلاقی‌ نیز همچون‌ دیگر مباحث‌، بخاری‌ به‌ ندرت‌ به‌ ارائه توضیح‌ و تفسیری‌ در حاشیه احادیث‌ پرداخته‌، اما در همین‌ توضیحات‌ محدود نیز به‌ نظر می‌رسد که‌ وی‌ شیوه‌ای‌ مشابه‌ تفسیر احادیث‌ فقهی‌ را در استنباط از احادیث‌ اخلاقی‌ به‌ کار گرفته‌ است‌
[۱۷۳] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۷۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۷۴] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۶، ص۲۰۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۱۷۵] بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۷، ص۱۲۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.


آثار

[ویرایش]

۱. الادب‌ المفرد، در اخلاق‌ و آداب‌.ترجمه انگلیسی‌ آن‌ از یوسف‌ دلورنزو، اسکندریه‌، ۱۹۹۷م‌؛ ترجمه ازبکی‌ از شمس‌ الدین‌ باباخانف‌، تاشکند، ۱۹۹۰م‌؛ شرح‌ آن‌ با عنوان‌ فضل‌ الله‌ الصمد فی‌ توضیح‌ الادب‌ المفرد، از فضل‌ الله‌ جیلانی‌، قاهره‌، ۱۳۷۸ق‌؛ دو اثر با عنوانهای‌ ضعیف‌ الادب‌ المفرد، و صحیح‌ الادب‌ المفرد، در نقد احادیث‌ این‌ کتاب‌ از محمد ناصرالدین‌ البانی‌، جبیل‌، ۱۹۹۴م‌.
۲-۴.التاریخ‌ الکبیر، التاریخ‌ الاوسط و التاریخ‌ الصغیر.التاریخ‌ الاوسط (ریاض‌، ۱۹۹۸م‌) به‌ ترتیب‌ گاه‌ شمار است‌ و دو اثر دیگر، به‌ ترتیب‌ رجال‌ تنظیم‌ شده‌اند.ابن‌ ابی‌ حاتم‌ رازی‌ بر التاریخ‌ الکبیر نقدی‌ نوشته‌ است‌؛ همچنین‌ محمد عبدالکریم‌ عبید در اثر خود تخریج‌ الاحادیث‌المرفوعهالمسنده فی‌ کتاب‌التاریخ‌الکبیر (ریاض‌، ۱۹۹۹م‌)، به‌ استخراج‌ احادیث‌ مسند نبوی‌ آن‌ پرداخته‌ است‌. برخی‌ نسخه‌های‌ خطی‌ با عنوان‌هایی‌ چون‌ التاریخ‌ فی‌ معرفه رواه الحدیث‌...و التواریخ‌ و الانساب‌ وجود دارد که‌ شاید بخش‌هایی‌ از التاریخ‌ الکبیر بوده‌ باشند. کرنکوف‌ نیز در مقاله‌ای‌ به‌ بیان‌ ویژگیهای‌ التاریخ‌ الکبیر دست‌ زده‌ است‌
[۱۷۶] Krenkow، F، ج۱، ص‌۶۴۳_ ۶۴۷، X The Tarikh of the Imam al-Bukhari n، Islamic Culture، ۱۹۳۴، vol VIII.
کتاب‌ التاریخ‌ الصغیر نیز به‌ کوشش‌ محمود ابراهیم‌ زاید (حلب‌/قاهره‌، ۱۳۹۷ق‌/۱۹۷۷م‌) منتشر شده‌ است‌.
۵. الجامع‌ الصحیح‌ یا صحیح‌ بخاری‌، معتبرترین‌ کتاب‌ از صحاح‌ سته‌ که‌ تاکنون‌ بارها به‌ چاپ‌ رسیده‌، و آثار پرشماری‌ درباره آن‌ قلمی‌ گشته‌ است‌. نسخه‌ای‌ با عنوان‌ تفسیر القرآن‌ موجود در کتابخانه اسکوریال‌ (۱، ESCشم ۱۲۵۵)، ظاهراً بخش‌ «کتاب‌ التفسیر» الجامع‌ الصحیح‌ است‌
[۱۷۷] GAL، ج۱، ص۱۶۶.
همچنین‌ رابطه میان‌ آنچه‌ ابن‌ ندیم‌ آن‌ را السنن‌ فی‌ الفقه‌ نام‌ داده‌، و در عرض‌ صحیح‌ آورده‌،
[۱۷۸] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌۲۸۶.
با الجامع‌ الصحیح‌ قابل‌ تامل‌ است‌.
۶ -۷. خلق‌ افعال‌ العباد و الرد علی‌ الجهمیه، و خیر الکلام‌ فی‌ القراءه خلف‌ الامام‌. اثر اخیر به‌ اردو نیز ترجمه‌ شده‌ است‌ (دهلی‌، ۱۲۹۹ق‌).
۸.قرة العینین‌ فی‌ رفع‌ الیدین‌ فی‌ الصلاة.این‌ اثر به‌ اردو نیز ترجمه‌ شده‌ است‌ (کلکته‌، ۲۵۶ق‌، دهلی‌، ۱۲۹۹ق‌).
۹.کتاب‌ الضعفاء الصغیر، در بررسی‌ راویان‌ ضعیف‌. این‌ اثر به‌ کوشش‌ محمود ابراهیم‌ زاید در حلب‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ (۱۳۹۶ق‌).
۱۰.کتاب‌ الکنی‌، که‌ گاه‌ در فهارس‌ از آن‌ به‌ الاسماء الکنی‌ تعبیر شده‌،
[۱۷۹] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
و به‌ کوشش‌ سید‌هاشم‌ ندوی‌ در حیدرآباد (۱۳۶۰ق‌) به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.
گفتنی‌ است‌ که‌ آثاری‌ با عنوان‌ العقیده (یا التوحید) و نیز اخبار الصفات‌ در مباحث‌ اعتقادی‌ به‌ بخاری‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ که‌ سزگین‌ نسخه‌های‌ خطی‌ آنها را معرفی‌ کرده‌ است‌.
[۱۸۰] GAS، ج۱، ص۱۳۳.

افزون‌ بر آثار معرفی‌ شده‌ از سوی‌ ذهبی‌، دوالیبی‌، ابوبکر عیدروسی‌، ابن‌ عبدالهادی‌ عَجلونی‌ و احمد بن‌ علی‌ بِسکَری‌ (نک: همان‌، و برخی‌ آثار معرفی‌ شده‌ در خلال‌ همین‌ مقاله‌، می‌توان‌ به‌ این‌ آثار نیز اشاره‌ کرد که‌ درباره شخصیت‌ بخاری‌ تالیف‌ شده‌اند: ۱.مناقب‌ البخاری‌ (یا شمائل‌ البخاری‌)، اثر ابوجعفر محمد بن‌ ابی‌ حاتم‌ بخاری‌ از شاگردان‌ بخاری‌ که‌ از منابع‌ اصلی‌ مؤلفان‌ بعدی‌ درباره شرح‌ حال‌ بخاری‌ بوده‌ است‌. ظاهراً تحریری‌ از این‌ کتاب‌ زیاداتی‌ به‌ عنوان‌ «ذیل‌» از شخص‌ مؤلف‌ دربرداشته‌ است‌۲.الامام‌البخاری‌ امام‌الحفاظ و المحدثین‌، از تقی‌الدین‌ ندوی‌مظاهری‌ (دمشق‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌)؛ ۳.الجمع‌ و التوضیح‌ لمرویات‌ الامام‌ البخاری‌ و احکامه‌ فی‌ غیر الجامع‌ الصحیح‌، از ابومعاذ طارق‌ بن‌ عودالله‌ (ریاض‌، ۲۰۰۰م‌).
برای‌ بزرگداشت‌ و بازشناسی‌ شخصیت‌ بخاری‌، بارها از جمله‌ در ۱۹۷۵م‌ در شیکاگو، در ۱۹۸۲م‌ در سمرقند، در ۱۹۸۷م‌ در ترکیه‌، و در ۱۹۸۸م‌ در تاشکند همایش‌هایی‌ بین‌ المللی‌ برگذار شده‌ است‌.

بررسی صحیح بخاری

[ویرایش]

به نظر بخاری، مجامع حدیثی مدون عصر او، بر احادیث صحیح و غیرصحیح مشتمل بود، ازینرو تصمیم گرفت که احادیث صحیح را در کتابی گرد آورد و ظاهرا، به گفته خودش، مشوق اصلی او در این کار استادش اسحاق بن ابراهیم حنظلی معروف به ابن راهویه بوده است
[۱۸۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

بخاری برای تألیف این کتاب شانزده سال وقت صرف کرد و احادیث آن را از میان ششصد هزار حدیث برگزید
[۱۸۷] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۹۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
و هیچ حدیثی را در کتاب خود نیاورد مگر اینکه نخست وضو یا غسل ساخت و دو رکعت نماز گزارد
[۱۸۹] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۳۰، قم ۱۳۶۴ ش.
[۱۹۰] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۴، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

صحیح بخاری در۹۷ کتاب و۴۵۰، ۳ باب تدوین شده و تعداد احادیث آن با احتساب احادیث مکرر به گفته ابن صلاح ۲۷۵، ۷ حدیث و با حذف مکررات به گفته او و نووی حدود ۰۰۰، ۴ حدیث، اما به عقیده ابن حجر ۷۶۱، ۲ حدیث است.
[۱۹۱] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۶۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۱۹۲] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

ابن حجر در توجیه این اختلاف می‌گوید که شاید نخستین شمارشگر، احادیث تکراری را که تعدادشان کم نیست حساب کرده است.
[۱۹۳] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۶۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۱۹۴] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


← تعداد احادیث


بعلاوه تعداد احادیث صحیح بخاری در روایات مختلف، متفاوت است؛ مثلا روایت فربری سیصد حدیث از روایت ابراهیم بن معقل نسفی زیادتر دارد و نیز تعداد احادیث آن در روایت نسفی از روایت حماد بن شاکر نسوی صد عدد کمتر است.
[۱۹۵] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون،ج ۱، ستون ۵۴۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.


← معیار بخاری برای انتخاب حدیث


بخاری برای انتخاب حدیث صحیح معیاری داشته که به «شرط بخاری» معروف شده است.
برطبق آن، او حدیثی را صحیح می‌داند که محدثان بزرگ نسبت به وثاقت فرد فرد سلسله راویان آن تا یک صحابی مشهور اتفاق نظر داشته باشند و سند آن نیز متصل و غیرمقطوع باشد.
اگر دو راوی یا بیش‌تر از یک صحابی روایت کنند چه بهتر ولی اگر تنها یک راوی معتبر روایت نماید، باز هم کافی است.
[۱۹۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۷، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

براین اساس، بخاری برای گزینش حدیث صحیح، اتصال سند، اتقان و وثاقت رجال و نیز نبودن اشکال و ضعف در متن یا سند حدیث (عدم علل) را مراعات می‌کرده است.
از تقسیم بندی احادیث کتاب در سخن ابن حجر
[۱۹۷] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
می‌توان دریافت که شرط مزبور درباره همه احادیث آن رعایت نشده و وی برخی از احادیث را که با شرط او منطبق نیست، هرچند با لفظ و تعبیری متفاوت و متمایز، آورده است.
[۱۹۸] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


← تبویب و تنظیم صحیح بخاری


صحیح بخاری بیش‌تر مطابق با کتاب‌ها و ابواب فقهی تبویب و تنظیم شده، ولی مطالب و ابواب دیگری نیز در آن وجود دارد؛ ازجمله درباره آغاز خلقت، بهشت و دوزخ، پیامبران و بویژه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و تفسیر قرآن. ابن حجر به منظور بیان تناسب ترتیب کتاب‌ها و ابواب صحیح بخاری و منطقی بودن آن از قول شیخ الاسلام بلقینی توجیهات و دلایلی نقل کرده و گاه خود دلایلی بر آن افزوده است؛ ازینرو عنوان آن نیز با ابواب دیگر تفاوت دارد.
[۱۹۹] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


← ویژگی‌های کتاب مذکور


از ویژگی‌های این کتاب، عناوین ابواب (تراجم ابواب) آن است که به عقیده شارحان کتاب (از جمله نووی و ابن حجر) نشان می‌دهد که مقصود بخاری صرفا گردآوری احادیث نبوده، بلکه مراد وی بیان استنباطش از آن‌ها و استدلال برای موضوعاتی مختلف ـ همچون اصول، فروع، آداب، و امثال بوده است
[۲۰۰] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
و چون این عناوین بیش‌تر بر تفسیر، تبیین و تأویل احادیث مشکل و مجمل مشتمل است، آنها را بیانگر فقه بخاری دانسته‌اند
[۲۰۱] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
و گفته‌اند که بخاری دراین کتاب فراتر از یک محدث صرف، و به صورت فقیهی ماهر جلوه کرده است.
به همین دلیل، او برخی از احادیث را، برحسب بابی که در نظر داشته، تکرار یا تقطیع کرده و همراه با آن، نکات فقهی، حکمی و آیات الاحکام آورده است و حتی در برخی ابواب هیچ آیه یا حدیثی ذکر نکرده که به نظر برخی می‌فهماند که وی درباره آن موضوع، طبق شرایط خود حدیثی نیافته است.
[۲۰۲] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

ابن حجر اقسام مختلف عناوین ابواب را در صحیح بخاری بر شمرده است؛ از جمله: عناوین مشابه با الفاظ حدیث راجع به آن و عناوین مغایر، عناوین واضح‌تر از احادیث باب و عناوین مجمل‌تر، و عناوین استفهامی.
او همچنین برخی از کتاب‌های نوشته شده در این باره را نام برده است.
[۲۰۳] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۳۶۵.


← وجود احادیث معلق


از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، وجود احادیث معلق در آن است. مراد از تعلیق حذف یک نفر یا بیش‌تر از ابتدای سند حدیث است.
ابن حجر
[۲۰۴] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۴ـ۱۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
آن دسته از احادیث مرفوع (یعنی احادیثی که در آخر سند به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) منتسب و متعلق شود) را که همواره درکتاب به صورت معلق آمده‌اند، به دو گروه تقسیم کرده است: ۱) احادیثی که با الفاظی حاکی از جزم به صدور حدیث آمده اند، مانند «قال»؛ ۲) آنهایی که با چنین الفاظی نیامده‌اند، (مانند روی عن و. . . ).
آنگاه درباره احادیث دسته اول حکم به صحت می‌کند و دسته دوم را هم ـ جز بندرت
[۲۰۵] بخاری، صحیح البخاری، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
ـ مقبول می‌داند.
همچنین درباره احادیث موقوف (احادیثی که بدون اسناد به پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، از صحابی روایت شود) می گوید که بخاری این احادیث را، که مشتمل بر فتاوی صحابه و تابعین و تفاسیر آیات است، برای زمینه‌سازی و قبولاندن مسلک انتخابی خود در موارد اختلاف آورده است هرچند این احادیث مشمول شرط وی نباشد.
بنابراین، مقصود اصلی از تدوین این کتاب، گردآوری احادیث صحیح مستند بوده و احادیث معلق و موقوف به منظور استشهاد و تفسیر نقاط مبهم و مجمل در احادیث مزبور آمده است.
[۲۰۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۲۰۷] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

ابن حجر در نوشته‌ای با عنوان «تعلیق التعلیق» با برشمردن آن گروه از احادیث مرفوع و موقوف که در صحیح بخاری به صورت معلق آمده، با استمداد از آثار بخاری یا دیگران، به تکمیل سند حدیث مبادرت کرده است.
[۲۰۸] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه،ص ۱۷ـ۷۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


← عرضه کتاب به ائمه حدیث


بخاری چون کتاب خود را به پایان رساند، آن را به بزرگان و ائمه حدیث، مانند احمد بن حنبل، علی بن مدینی و یحیی بن معین، عرضه داشت.
همگان تحسین کردند و به صحت و درستی آن، جز چهار حدیث، شهادت دادند.
[۲۰۹] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه،ص ۴۹۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

این کتاب با استقبال بسیار روبرو شد و نود هزار تن آن را از بخاری استماع نمودند.

← اعتبار صحیح نزد اهل سنت


صحیح بخاری نزد علمای اهل سنت اهمیت و اعتبار خاصی دارد؛ به ادعای برخی، همه امت اسلامی دراین امر اتفاق نظر دارند که صحیح‌ترین کتاب پس از قرآن مجید، صحیح بخاری و پس از آن صحیح مسلم است،
[۲۱۱] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۱، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
[۲۱۳] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۹، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۲۱۴] یحیی بن شرف نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱، ص۱۲۰، ج ۱، چاپ خلیل میس، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
با این‌همه شافعی و برخی دیگر عنوان «اصح الکتب» را به «الموطأ» مالک داده‌اند و آن را «اصل اول» و صحیح بخاری را «اصل دوم» نامیده‌اند.
نیز گفته شده که بخاری در صحیح خود بیش‌تر از الموطأ حدیث استخراج کرده است.
[۲۱۵] مالک بن انس، الموطأ، ج۱، مقدمه عبدالباقی، صط، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.

ابن حجر
[۲۱۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
در توجیه سخن شافعی گفته که وی هنگامی این حرف را زده که از صحیح بخاری و صحیح مسلم خبری نبوده است.
در هر صورت، در میان اهل سنت هیچ کتابی به شهرت صحیح بخاری نیست و درباره آن گاه چنان غلو کرده‌اند که آن را در ردیف قرآن دانسته و برایش فضایلی ذکر کرده‌اند.
[۲۱۷] اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج۱، جزء ۱، ص۷۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

به گفته وجدی
[۲۱۸] محمد فرید وجدی، دائره معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، ج۳، ص۴۸۲، بیروت.
بعضی به افرادی پول می‌دادند تا احادیث این کتاب را همچون قرآن برای جلب برکات و خیرات آسمانی بخوانند.
مقبولیت و اعتبار صحیح بخاری از کثرت شروح و تعلیقات و حواشی آن نیز نمایان است و علمای هر عصر برای درک بهتر این مجموعه حدیثی سعی فراوان کرده‌اند.
ابن خلدون آرزو داشت که برای این کتاب شرحی نفیس نگاشته شود که در آن حق مطلب بتمامی ادا گردد، زیرا از بیش‌تر استادانش شنیده بود که فراهم آوردن چنین شرحی برای صحیح بخاری، دینی است بر عهده امت مسلمان.
[۲۱۹] ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ج۱، ص۴۴۳، بغداد.

ازینرو، بزرگان حدیث از اعصار پیشین تاکنون به شرح آن همت گماشته‌اند و شاید کمتر کتابی به اندازه آن شرح و تعلیقه داشته باشد.
حاجی خلیفه
[۲۲۰] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۵ ـ ۵۵۵،بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
از ده‌ها شرح و تعلیقه که تا زمان او نوشته شده بود، نام برده است.
بنابه نوشته مقدمه نویس صحیح بخاری (چاپ مکه ۱۳۷۶) تاکنون تعداد ۵۹ شرح (تمام یا ناتمام) بر صحیح بخاری نوشته شده که یازده شرح از آن‌ها چاپ شده است.
بعلاوه، ۲۹ تن برای آن پاورقی، و شانزده تن مقدمه نوشته‌اند و پانزده تن آن را خلاصه کرده‌اند.

← شرح‌های صحیح بخاری


از جمله شروح مشهور آن است :
۱) شرح امام ابوسلیمان احمد بن محمد بن ابراهیم بن خطاب البستی الخطابی (متوفی ۳۳۸) با نام اعلام السنن
[۲۲۱] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۵،بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

۲) فتح الباری شرح صحیح البخاری نوشته حافظ شهاب الدین ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲)
[۲۲۲] صبحی صالح، علوم الحدیث، ج۱، ص۳۹۷، بیروت ۱۹۶۵.

۳) عمدة القاری فی شرح البخاری تألیف محمود بن احمد عینی (متوفی ۸۵۵؛ چاپ قاهره ۱۳۰۸)؛
۴) ارشادالساری فی شرح البخاری از احمد بن محم دبن ابی بکر قسطلانی (متوفی ۹۲۳؛ چاپ بولاق ۱۲۷۵، ۱۲۷۶، ۱۲۸۸، ۱۳۰۴، ۱۳۰۵؛ قاهره ۱۳۰۷، ۱۳۲۵، ۱۳۲۶؛ به ضمیمه تحفه الباری از زکریای انصاری متوفی ۹۲۶)؛
۵) شرح ابوزید عبدالقادر بن علی فاسی (چاپ فاس ۱۳۰۷).
همچنین صحیح بخاری به زبان‌های مختلف ترجمه شده است.

← قداست صحیح بخاری


صحیح بخاری را هاله‌ای از قداست فراگرفته و کمتر کسی در صحت احادیث آن و جرح رجالش جرأت تردید داشته است.
به گفته ابوالحسن مقدسی، هرکس در صف ناقلان احادیث صحیحین
[۲۲۳] صحیح البخاری، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
قرار گیرد، از هرگونه عیب و نقص و انتقاد مبراست.
ازینرو بسیاری از حفاظ تمامی احادیث آن را بدون تأمل پذیرفته‌اند و حتی تسلیم کامل در برابر احادیث مزبور از اصول ایمان و ارکان اسلام تلقی شده است.
[۲۲۵] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۵، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

ذهبی هنگام ذکر برخی احادیث آن می‌گوید: اگر هیبت صحیح بخاری نبود، می‌گفتم که این احادیث موضوعه است.
[۲۲۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۸، ص۱۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

به گفته امام الحرمین اگر کسی قسم بخورد که تمامی احادیث صحیحین مطابق با واقع و کلام رسول خداست، قسم او درست است، کفاره‌ای بر او نیست، زیرا همه امت اسلامی در صحت آن‌ها اتفاق دارند.
[۲۲۷] یحیی بن شرف نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱، ص۱۲۷، ج ۱، چاپ خلیل میس، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.


← انتقادات به صحیح بخاری


با وجود این، بعضی از بزرگان حدیث از اهل سنت، از جمله حافظ دارقطنی، به نقد آن مبادرت کرده‌اند و این عقیده را که احادیث آن صحیح‌ترین احادیث به شمار می‌رود، مورد مناقشه قرار داده‌اند.
[۲۲۸] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

به گفته ابن حجر، حفاظ ۱۱۰ حدیث صحیحین را نقد کرده‌اند که ۳۲ حدیث را هردو و ۷۸ حدیث را تنها بخاری نقل کرده است.
همچنین حدود هشتاد تن از رجال حدیث صحیح بخاری غیر قابل اعتماد معرفی شده‌اند.
[۲۲۹] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۹، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

البته به نظر محمد رشید رضا احادیث معروض انتقاد در این کتاب بیش‌تر از این تعداد است.
[۲۳۰] محمدرشید رضا، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۶۷۱، مصر ۱۳۶۷.


←← انتقاد به رجال اسناد


بخش مهمی از این انتقادات، از جمله بیش‌تر اشکالات دار قطنی، متوجه رجال اسناد بخاری است.
ابن حجر
[۲۳۱] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
احادیث انتقاد شده را به شش گروه تقسیم کرده است؛ از جمله: احادیثی که با دو سند یا بیش‌تر آمده و یک سند نسبت به دیگری چند راوی بیش‌تر دارد یا به جای بعضی از راویان، اشخاص دیگری ذکر شده، منفردات برخی از راویانی که انتقاد شده است، احادیثی که برخی روایان آن آماج اتهام یا طعن قرار گرفته‌اند.
آنگاه وی درباره هر گروه به پاسخ دادن و دفع اشکال پرداخته
[۲۳۲] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۵ـ۳۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
و سپس با طرح اشکالات دارقطنی و نیز برخی نقادان دیگر به ترتیب ابواب صحیح بخاری بدان‌ها پاسخ مفصل داده است.
[۲۳۳] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۶-۳۸۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

همچنین با برشمردن «اسباب جرح» در راویانی که طعن و تضعیف شده‌اند - از قبیل مجهول الحال بودن (جهالة الحال)، بدعت (با کفر یا فسق)، کثیرالاشتباه بودن (الغلط)، مخالفت با راوی موثق و صدوق - به توثیق رجال مذکور و پاسخ به اعتراضات منتقدان مبادرت کرده است.
[۲۳۴] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۸۱ـ۴۵۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


←← انتقاد شیعه به صحیح


انتقاد دیگر بر صحیح بخاری، که عمدتا علمای شیعه مطرح کرده‌اند، نقل نکردن حدیث از طریق امامان شیعه و فرزندان آنان است.
با آن‌که او دست کم با دوتن از ائمه شیعه (امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم‌السلام)) معاصر بوده، تنها احادیث معدودی از امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و امام باقر علیهم‌السلام روایت کرده است.
در برابر، روایاتی از خوارج و نواصب از قبیل عکرمه، عمران بن حطان و عروه، که حتی بسیاری از محدثان اهل سنت آنان را جرح و تضعیف کرده‌اند،
[۲۳۵] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۲۴ـ۴۳۲، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۲۳۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۳، ص۱۷۸-۱۸۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
[۲۳۷] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۹۳، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
[۲۳۸] محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۷۹ـ۲۸۰، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
در اسناد احادیث آن آمده‌اند.
از آن‌جا که امامان افرادی ناشناخته و گمنام نبودند و شاگردان آنان، بویژه شاگردان امام باقر و امام صادق (علیهم‌السلام)، در عراق و حجاز فراوان بودند و بخاری تنها نام بیست تن از رجال شیعه را آورده است،
[۲۴۰] اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج۳، جزء ۶، ص۵۰۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
این انتقاد علاوه بر منابع شیعی که آن را بیش‌تر معلول تعصب دانسته‌اند
[۲۴۲] محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۷، قم ۱۳۵۱ ش.
در برخی کتب اهل سنت نیز مطرح
[۲۴۴] محمدبن احمد ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۴۱۴، بیروت ۱۹۵۶.
[۲۴۵] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۱ـ۳۱۲، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
و توجیه شده است.از جمله گفته شده که بخاری درباره امام صادق (علیه‌السلام) از یحیی بن سعید سخنی شنید و بدان جهت از آن حضرت حدیث نقل نکرد.شاید بتوان گفت که افزون بر عقیده شخصی خود بخاری، با توجه به این‌که او در زمان خلفایی چون متوکل، از مقتدرترین و ستیزه جوترین خلفای عباسی با اهل بیت (علیهم‌السلام) می‌زیسته، ملاحظات سیاسی نیز در این امر بی تأثیر نبوده است.
علاوه بر این، انتقادات دیگری نیز در منابع شیعی مطرح شده است، از جمله: عدم نقل احادیث در شأن اهل بیت (علیهم‌السلام)،
[۲۴۷] محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۷۹، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
وجود راویان مجهول و ساختگی در آن و پذیرش احادیث مجعول
[۲۴۸] عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب و السنه والادب، ج۹، ص۲۸۱-۲۸۹، ج ۹، بیروت ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
و جز آن.
[۲۴۹] محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۶۳، قم ۱۳۵۱ ش.
با وجود این بسیاری از محدثان شیعه، بر طبق یک سنت متداول در روایت حدیث، اجازه نقل احادیث بخاری و صحاح اهل سنت را از محدثان عامه دریافت می‌داشته‌اند.
[۲۵۰] ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۶، بیروت ۱۴۰۵.
[۲۵۱] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۶۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۵۲] محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۸۰، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.


←← تکرار بعضی از احادیث


از دیگر ویژگی‌های صحیح بخاری، که برخی آن را نشانه ضعف کتاب شمرده‌اند، تقطیع یا تکرار تعداد بسیاری از احادیث آن است.
به نوشته ابن حجر عسقلانی
[۲۵۳] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
وجه این‌که برخی از علمای مغرب و ابوعلی نیشابوری، صحیح مسلم را بر صحیح بخاری ترجیح داده‌اند همین امر و نیز دقت مسلم در ثبت الفاظ احادیث بوده، زیرا مسلم احادیث را تقطیع نمی‌کرده است.
به گفته ابن حجر در صورت تکرار یک حدیث در چند باب، بخاری آن را در هرباب با سندی خاص آورده مگر در جاهای معدود که در آنجاها نیز تکرار به دلیل فایده‌ای در سند یا متن حدیث بوده است و ابن حجر این فواید را برمی‌شمارد.
[۲۵۴] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۲ـ۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

برخی شارحان کتاب ادعا کرده‌اند که بخاری هیچگاه حدیث و سند را بدون تغییر تکرار نکرده است.
[۲۵۵] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۲۳ـ۲۴، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.

ولی به تصریح ابن حجر در متن کتاب چند تکرار از این دست دیده می‌شود که شاید ناشی از عدم توجه بخاری بوده است.
[۲۵۶] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.

همچنین به گفته ابن حجر، بخاری احادیثی را که تقطیع پذیر و دارای جملات متعدد بوده‌اند، برای اجتناب از تطویل کتاب، برحسب باب مورد نظر تقطیع می‌کرده است.
البته در برخی منابع انگیزه‌های دیگری نیز برای تقطیع احادیث ذکر شده است.
[۲۵۷] محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۱۲۶-۱۳۷، قم ۱۳۵۱ ش.

نیز باید گفت که گاه بخاری بخشی از متن حدیثی را آورده و بقیه را در هیچ جای کتاب نیاورده است
[۲۵۸] ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.


←← انتقاد به نقل به معنی


علاوه بر این، ناقدان حدیث انتقادات دیگری نیز بر صحیح بخاری وارد کرده‌اند؛ از جمله این‌که وی به نقل الفاظ احادیث مقید نبوده، و احیانا بعضی احادیث را نقل به معنی کرده است.
[۲۵۹] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۰، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

ابوریه در این باره به روایاتی استناد کرده که نشان می‌دهد بخاری در مجالس سماع حدیث، آن را نمی‌نوشته و به حافظه خود متکی بوده است و از قول ابن حجر می‌گوید که گاه بخاری یک حدیث را با سندی واحد ولی با دو لفظ نقل کرده است.
[۲۶۰] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۰، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).

بعلاوه ابن حجر درباره حدیثی از ابن عمر (قال النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): یومالاحزاب أن لایصلین احد العصر الا فی بنی قریظه)، که مسلم برخلاف بخاری به جای لفظ «العصر»، «الظهر» آورده، اختلاف را ناشی از عدم تحفظ بخاری بر لفظ دانسته است.
[۲۶۱] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۳، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).


←← مناقشه در متن احادیث


همچنین برخی از احادیث صحیح بخاری از نظر صحت متن معروض مناقشه و تضعیف قرار گرفته است.
به گفته محمد رشید رضا
[۲۶۲] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۲، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
در مفهوم بسیاری از احادیث این کتاب اشکالات و نیز تعارضاتی با احادیث دیگر دیده می‌شود و با آن‌که ابن حجر در رفع آن کوشیده، بعضی از توجیهات وی رضایت بخش نیست.
به گفته او هرچند اثبات وجود احادیث موضوعه (مجعول) در میان احادیث مسند کتاب مشکل و نپذیرفتنی است، احادیثی در آن وجود دارد که برخی قرائن بر «وضع» در آن دیده می‌شود؛ مانند حدیث «سحر کردن برخی افراد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را»، که دانشمندانی چون جصاص و شیخ محمد عبده آن را مردود دانسته‌اند و همینطور احادیث دیگر که از اصول و فروع دین نیست.
[۲۶۳] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۵، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
نیز برخی از شافعیان و دیگر مذاهب عامه بعضی از احادیث صحیحین را که در کتاب‌هایی مانند الانتصار ابن جوزی آمده، قابل استناد ندانسته‌اند.
[۲۶۴] محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۶، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
با این‌همه صحیح بخاری، نزد مذاهب مختلف اهل سنت، بویژه اهل حدیث ایشان، اعتبار بسیار دارد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن‌ کریم‌.
(۲) ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، بیان‌ خطا محمد بن‌ اسماعیل‌ البخاری‌ فی‌ تاریخه‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۰ق‌/۱۹۶۱م‌.
(۳) ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
(۴) ابن‌ ابی‌ یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.
(۵) ابن‌ اثیر، علی‌، جامع‌ الاصول‌، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۰ق‌/۱۹۵۰م‌.
(۶) ابن‌ جوزی‌، عبدالرحمان‌، صفه الصفوه، به‌ کوشش‌ محمود فاخوری‌ و محمد رواس‌ قلعه‌ جی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
(۷) ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، الاصابه، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
(۸) ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
(۹) ابن‌ خلدون‌، مقدمه، به‌ کوشش‌ سهیل‌ زکار، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.
(۱۰) ابن‌ خیر، محمد، فهرسه، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
(۱۱) ابن‌ دقیق‌ العید، محمد، الاقتراح‌ فی‌ بیان‌ الاصطلاح‌، به‌ کوشش‌ قحطان‌ عبدالرحمان‌ دوری‌، بغداد، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
(۱۲) ابن‌ صلاح‌، عثمان‌، علوم‌ الحدیث‌، به‌ کوشش‌ نورالدین‌ عتر، دمشق‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
(۱۳) ابن‌ قاضی‌ شهبه‌، ابوبکر، طبقات‌ الشافعیه، به‌ کوشش‌ عبدالعلیم‌ خان‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
(۱۴) ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، تاویل‌ مختلف‌ الحدیث‌، بیروت‌، دارالجیل‌.
(۱۵) ابن‌ قیم‌ جوزیه‌، محمد، اغاثه اللهفان‌، به‌ کوشش‌ خالد عبدالطیف‌ السبع‌ العلمی‌، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/۱۹۹۷م‌.
(۱۶) ابن‌ مفلح‌، ابراهیم‌، المقصد الارشد، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ ابن‌ سلیمان‌ عثیمین‌، ریاض‌، ۱۹۹۰م‌.
(۱۷) ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
(۱۸) ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۱۹) ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، الافصاح‌، به‌ کوشش‌ محمد راغب‌ طباخ‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
(۲۰) اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
(۲۱) بخاری‌، محمد، الادب‌ المفرد، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۹ق‌/۱۹۸۹م‌.
(۲۲) بخاری‌، محمد، التاریخ‌ الکبیر، حیدرآباددکن‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
(۲۳) بخاری‌، محمد، خلق‌ افعال‌ العباد، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ عمیره‌، ریاض‌، ۱۳۹۸ق‌/۱۹۷۸م‌.
(۲۴) بخاری‌، محمد، خیرالکلام‌ فی‌ القراءه خلف‌ الامام‌، بیروت‌، ۱۹۸۵م‌.
(۲۵) بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
(۲۶) بخاری‌، محمد، قرهالعینین‌ فی‌ رفع‌ الیدین‌ فی‌ الصلاه، به‌ کوشش‌ احمد شریف‌، کویت‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۲۷) بزار، ابوبکر، المسند، به‌ کوشش‌ محفوظ الرحمان‌ زین‌ الله‌، بیروت‌/مدینه‌، ۱۴۰۹ق‌.
(۲۸) بلوی‌، یوسف‌، الف‌ باء، قاهره‌، ۱۲۸۷ق‌.
(۲۹) بیهقی‌، احمد، الاعتقاد و الهدایه الی‌ سبیل‌ الرشاد، به‌ کوشش‌ احمد عصام‌ کاتب‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌.
(۳۰) ترمذی‌، محمد، السنن‌، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌ بب.
(۳۱) حازمی‌، محمد، «شروط الائمه الخمسه»، همراه‌ شروط الائمه السته ابن‌ قیسرانی‌، به‌ کوشش‌ طارق‌ سعود، دمشق‌/بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
(۳۲) حمیدی‌، محمد، جذوه المقتبس‌، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ ابیاری‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۳۳) خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
(۳۴) خطیب‌ بغدادی‌، احمد، الکفایه فی‌ علم‌ الروایه، به‌ کوشش‌ ابوعبدالله‌ سورتی‌ وابراهیم‌ حمدی‌ مدنی‌، مدینه‌، المکتبه العلمیه‌.
(۳۵) خطیب‌ بغدادی‌، احمد، موضح‌ اوهام‌ الجمع‌ و التفریق‌، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
(۳۶) دارقطنی‌، علی‌، «التتبع‌»، الالزامات‌ و التتبع‌، به‌ کوشش‌ مقبل‌ بن‌هادی‌ وادعی‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۳۷) دهلوی‌، ولی‌ الله‌، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ ابوغده‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌.
(۳۸) دهلوی‌، ولی‌ الله‌، شرح‌ تراجم‌ ابواب‌ صحیح‌ البخاری‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۸ق‌/ ۱۹۴۹م‌.
(۳۹) ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۴۰) ذهبی‌، محمد، میزان‌ الاعتدال‌، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌، ۱۹۶۳م‌.
(۴۱) سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
(۴۲) سمعانی‌، عبدالکریم‌، التحبیر، به‌ کوشش‌ منیره‌ ناجی‌ سالم‌، بغداد، ۱۳۹۵ق‌/۱۹۷۵م‌.
(۴۳) سید مرتضی‌، علی‌، الفصول‌ المختاره، قم‌، ۱۴۱۳ق‌.
(۴۴) شافعی‌، محمد، الام‌ّ، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۴۵) عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
(۴۶) غیب‌ غلامی‌، محمدحسین‌، الامام‌ البخاری‌ و فقه‌ اهل‌ العراق‌، قم‌/بیروت‌، ۱۴۲۰ق‌/۲۰۰۰م‌.
(۴۷) قرشی‌، عبدالقادر، الجواهر المضیئه، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۲ق‌.
(۴۸) کلاباذی‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ البخاری‌، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ لیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
(۴۹) لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
(۵۰) لالکایی‌، هبة الله‌، کرامات‌ الاولیاء، ریاض‌، ۱۴۱۲ق‌.
(۵۱) مروزی‌، محمد، تعظیم‌ قدر الصلاه، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ عبدالجبار فریوایی‌، مدینه‌، ۱۴۰۶ق‌.
(۵۲) مزی‌، یوسف‌، تهذیب‌ الکمال‌، به‌ کوشش‌ بشار عواد معروف‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.
(۵۳) مقدسی‌، محمد، احسن‌ التقاسیم‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌.
(۵۴) نووی‌، یحیی‌، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، قاهره‌، ۱۹۲۷م‌.
(۵۵) F O ck، J، X Beitr L ge zur (berlieferungsgeschichte von Buh r/ 's Traditionssammlung n، ZDMG، ۱۹۸۳، vol XCII.
(۵۶) GAL.
(۵۷) GAS.
(۵۸) Goldziher، I، Muhammedanische Studien، Halle، ۱۸۸۸-۱۸۹۰.
(۵۹) Guillaume، A، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
(۶۰) Krenkow، F، X The Tarikh of the Imam al-Bukhari n، Islamic Culture، ۱۹۳۴، vol VIII.
(۶۱) Paketchy، A، X The Contribution of Eastern Iranian and Central Asian Scholars to the Compilation of Had Q ths n، History of Civilizations of Central Asia، vol IV (۲)، UNESCO، Paris، ۲۰۰۰.
(۶۲) id، X A Theoloical Approach to Sahih of al-Bukhari n، Proposed to International Conference of Imam Bukhari، Tashkent، ۱۹۹۸.
(۶۳) Sa p Q d Q، Ghul @ m Ras C l، X Imam Bukhari n، tr I A Qadri & M Iqtidar، with a note of G F Haddad، Minhaj - ul - Qur p an (Monthly Magazine)، March ۱۹۹۵.
(۶۴) Schacht، J An Introduction to Islamic Law، Oxford، ۱۹۹۱.
(۶۵) Sezgin، F، Buh r Q p nin kaynaklar o hakk o nda ara s t o rmalar، Istanbul، ۱۹۵۶.
(۶۶) Van Ess، J، X Ibn Kull b und die Mi h na n، Oriens، Leiden، ۱۹۷۶.
(۶۷) id، Theologie und Gesellschaftin ۲ und ۳ Jh H، Berlin/New York، ۱۹۹۱-۱۹۹۷؛

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۶، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۲. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۰، بیروت.    
۳. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج۲، ص۲۰۷، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۴. احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، ج۱، ص۳۱، بولاق ۱۳۰۵.    
۵. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج۲، ص۲۰۸، ج ۲، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۸۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۷. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۶۷، بیروت.    
۸. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۷، بیروت.    
۹. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۷، بیروت.    
۱۰. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۷، بیروت.    
۱۱. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۱، ص۲۷۶، بیروت.    
۱۲. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۱، ص۲۷۵، بیروت.    
۱۳. کتاب الوافی بالوفیات، ج ۲، چاپ س دیدرینغ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۱۴. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج ۲، چاپ س، ص ۲۰۷، دیدرینغ ، ویسبادن ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
۱۵. ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۲، ص۱۳۴، بیروت.
۱۶. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۶-۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۷. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۸. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۱، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۹. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۲۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۴، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۲۱. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۲۲. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۲۳. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۲۴. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۲۵. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۲۶. لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
۲۷. لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
۲۸. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۳۳، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.    
۲۹. مزی‌، یوسف‌، تهذیب‌ الکمال‌، ج۲۴، ص۴۳۱-۴۳۴، به‌ کوشش‌ بشار عواد معروف‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.    
۳۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۴-۳۹۵، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۳۱. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۵-۳۹۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۳۲. بزار، ابوبکر، المسند، ج۳، ص۲۴۵، به‌ کوشش‌ محفوظ الرحمان‌ زین‌ الله‌، بیروت‌/مدینه‌، ۱۴۰۹ق‌.
۳۳. مروزی‌، محمد، تعظیم‌ قدر الصلاه، ج۱، ص۱۱۶، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ عبدالجبار فریوایی‌، مدینه‌، ۱۴۰۶ق‌.
۳۴. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
۳۵. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۳۳، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.    
۳۶. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۷، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۳۷. حازمی‌، محمد، «شروط الائمة الخمسه»، ج۱، ص۶۶، همراه‌ شروط الائمه السته ابن‌ قیسرانی‌، به‌ کوشش‌ طارق‌ سعود، دمشق‌/بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
۳۸. نووی‌، یحیی‌، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، ج۱، ص۷۴، قاهره‌، ۱۹۲۷م‌.    
۳۹. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۴، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۴۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۲۴، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۴۱. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۳، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۴۲. نووی‌، یحیی‌، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، ج۱، ص۷۵، قاهره‌، ۱۹۲۷م‌.    
۴۳. کلاباذی‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۴، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ لیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
۴۴. ابن‌ خیر، محمد، فهرسة، ج۱، ص۹۵، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
۴۵. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۳۳، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۴۶. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۰، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۴۷. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
۴۸. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۵، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۴۹. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۴، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۵۰. کلاباذی‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۲۴، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ لیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
۵۱. ابن‌ خیر، محمد، فهرسة، ج۱، ص۹۵، به‌ کوشش‌ کودرا، بغداد، ۱۹۶۳م‌.
۵۲. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۱۲۶، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.    
۵۳. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۰، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۵۴. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۴۲، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۵۵. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۳، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۵۶. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
۵۷. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
۵۸. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۳، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۵۹. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۶۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۶-۴۰۷، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۶۱. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۱، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۶۲. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۶۳. لالکایی‌، هبة الله‌، کرامات‌ الاولیاء، ص۲۴۷- ۲۴۸، ریاض‌، ۱۴۱۲ق‌.
۶۴. ابن‌ جوزی‌، عبدالرحمان‌، صفة الصفوه، ج۴، ص۱۶۸-۱۷۱، به‌ کوشش‌ محمود فاخوری‌ و محمد رواس‌ قلعه‌ جی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۶۵. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۸، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۶۶. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۹-۱۰، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۶۷. ابن‌ نقطه‌، محمد، التقیید، ج۱، ص۱۰، حیدرآباددکن‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۶۸. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۶، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۶۹. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۷۰. ابن‌ صلاح‌، عثمان‌، علوم‌ الحدیث‌، ج۱، ص۱۸، به‌ کوشش‌ نورالدین‌ عتر، دمشق‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
۷۱. سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۵، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.    
۷۲. سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۷۸- ۲۷۹، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
۷۳. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۰۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۷۴. ترمذی‌، محمد، السنن‌، ج۵، ص۷۳۸، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌ بب.
۷۵. حمیدی‌، محمد، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۲۱۴-۲۱۵، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ ابیاری‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۷۶. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۲۰، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۷۷. ابن‌ اثیر، علی‌، جامع‌ الاصول‌، ج۱، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۰ق‌/۱۹۵۰م‌.
۷۸. ابن‌ دقیق‌ العید، محمد، الاقتراح‌ فی‌ بیان‌ الاصطلاح‌، ج۱، ص۲۹۷- ۲۹۸، به‌ کوشش‌ قحطان‌ عبدالرحمان‌ دوری‌، بغداد، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
۷۹. F O ck، J، ج۱، ص۶۶، X Beitr L ge zur (berlieferungsgeschichte von Buh r/ 's Traditionssammlung n، ZDMG، ۱۹۸۳، vol XCII.
۸۰. دارقطنی‌، علی‌، الالزامات‌ و التتبع‌، ج۱، ص‌ ۱۲۱، به‌ کوشش‌ مقبل‌ بن‌هادی‌ وادعی‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۸۱. ترمذی‌، محمد، السنن‌، ج۳، ص۱۵، به‌ کوشش‌ احمد محمد شاکر و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌ بب.
۸۲. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، موضح‌ اوهام‌ الجمع‌ و التفریق‌، ج۱، ص۱۴۱، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
۸۳. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، موضح‌ اوهام‌ الجمع‌ و التفریق‌، ج۱، ص۱۴۱، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
۸۴. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، الکفایة فی‌ علم‌ الروایه، ص۱۰۸، به‌ کوشش‌ ابوعبدالله‌ سورتی‌ وابراهیم‌ حمدی‌ مدنی‌، مدینه‌، المکتبه العلمیه‌.
۸۵. حازمی‌، محمد، «شروط الائمه الخمسه»، ج۱، ص۷۱-۷۴، همراه‌ شروط الائمه السته ابن‌ قیسرانی‌، به‌ کوشش‌ طارق‌ سعود، دمشق‌/بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
۸۶. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۹-۴۴۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۸۷. ذهبی‌، محمد، میزان‌ الاعتدال‌، ج۱، ص۶، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌، ۱۹۶۳م‌.    
۸۸. ذهبی‌، محمد، میزان‌ الاعتدال‌، ج۲، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌، ۱۹۶۳م‌.
۸۹. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۳۹ ۴۴۱، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۹۰. ابن‌ ابی‌ حاتم‌، عبدالرحمان‌، الجرح‌ و التعدیل‌، ج۳، ص۱۹۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌.
۹۱. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۱-۳۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۹۲. عبدالوهاب بن علی سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، ج۲، ص۲۱۲، مصر.    
۹۳. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۱، ص۲۷۱، بیروت.    
۹۴. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۰۴۲، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۹۵. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۰، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۹۶. ابن‌ ابی‌یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۶، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.    
۹۷. ابن‌ ابی‌یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۹۴- ۲۹۵، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.
۹۸. ابن‌ ابی‌یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۵، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.
۹۹. ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، ‌تاویل‌ مختلف‌ الحدیث‌، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۵، بیروت‌، دارالجیل‌.
۱۰۰. سید مرتضی‌، علی‌، الفصول‌ المختاره، ج۱، ص۵۳، قم‌، ۱۴۱۳ق‌.
۱۰۱. اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۶۰۲، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.    
۱۰۲. اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۴۵۷، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
۱۰۳. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۳۰.
۱۰۴. اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۵۸۴ - ۵۸۵، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.    
۱۰۵. عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
۱۰۶. سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۴، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
۱۰۷. Guillaume، A، ج۱، ص۴۳_ ۶۳، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
۱۰۸. Guillaume، A، ج۱، ص۶۶ -۶۷، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
۱۰۹. Guillaume، A، ج۱، ص۶۷، X Some Remarks on Free Will and Predestination in Islam n JRAS، ۱۹۲۴.
۱۱۰. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۳۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۱۱. لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۳۴۹، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
۱۱۲. لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۳۵۹، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
۱۱۳. بیهقی‌، احمد، الاعتقاد و الهدایه الی‌ سبیل‌ الرشاد، ج۱، ص۱۱۰، به‌ کوشش‌ احمد عصام‌ کاتب‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌.
۱۱۴. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۴- ۴۵۵، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۱۵. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۵۷- ۴۵۸، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۱۶. «رویکرد...۱»، Paketchy، A، X The Contribution of Eastern Iranian and Central Asian Scholars to the Compilation of Had Q ths n، History of Civilizations of Central Asia، vol IV (۲)، UNESCO، Paris، ۲۰۰۰.
۱۱۷. لالکایی‌، هبه الله‌، اعتقاد اهل‌ السنه، ج۲، ص۱۷۴، ریاض‌، ۱۴۰۲ق‌.
۱۱۸. اشعری‌، ابوالحسن، مقالات‌ الاسلامیین‌، ج۱، ص۱۳۶، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.    
۱۱۹. نساء/سوره۴، آیه۴۶.    
۱۲۰. بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۸، ص۲۱۶، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۲۱. ابن‌ قیم‌ جوزیه‌، محمد، اغاثه اللهفان‌، ج۲، ص۴۰۶، به‌ کوشش‌ خالد عبدالطیف‌ السبع‌ العلمی‌، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/۱۹۹۷م‌.
۱۲۲. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱۳، ص۴۳۶، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
۱۲۳. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱، ص۳۷، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
۱۲۴. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۱، ص۱۴۱_ ۱۴۹، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
۱۲۵. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، الاصابه، ج۲، ص۲۹۸، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، بیروت‌، ۱۴۱۲ق‌/۱۹۹۲م‌.
۱۲۶. ابن‌ خلدون‌، مقدمه، ج۱، ص۵۵۹ - ۵۶۰، به‌ کوشش‌ سهیل‌ زکار، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.
۱۲۷. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۶، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۱۲۸. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۲۲ ۲۴، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۲۹. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۹، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۳۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۲۴، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۳۱. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۱۹، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۳۲. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۸ ۴۲۰، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۳۳. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۲۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۳۴. بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۶، ص۱۲۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۳۵. بخاری‌، محمد، صحیح‌، ج۶، ص۱۷۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۳۶. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۱۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۳۷. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۸، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۳۸. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۳۲، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۳۹. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، الافصاح‌، ج۱، ص۹۲، به‌ کوشش‌ محمد راغب‌ طباخ‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۱۴۰. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۲، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۴۱. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۴۸، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۴۲. انعام‌/سوره۶، آیه۱۲۱.    
۱۴۳. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۲۲۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۴۴. شافعی‌، محمد، الام‌ّ، ج۲، ص۲۳۴، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
۱۴۵. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۲، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۱۴۶. نساء/سوره۴، آیه۲۴.    
۱۴۷. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۸، ص۱۲۶-۱۲۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۴۸. بقره‌/سوره۲، آیه۲۳۲.    
۱۴۹. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۶، ص۱۳۲، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۰. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، فتح‌ الباری‌، ج۹، ص۱۴۹، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌.
۱۵۱. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۲۳۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۲. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۱۳۳، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۳. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۳، ص۲۸، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۴. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۷۶، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۵. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۱، ص۹۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۵۶. عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
۱۵۷. سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۴، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.    
۱۵۸. عبادی‌، محمد، طبقات‌ الفقهاء الشافعیه، ج۱، ص۵۳، به‌ کوشش‌ یوستا ویتستام‌، لیدن‌، ۱۹۶۴م‌.
۱۵۹. سبکی‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعیة الکبری‌، ج۲، ص۲۱۲، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌، ۱۹۶۸م‌.
۱۶۰. ابن‌ قاضی‌ شهبه‌، ابوبکر، طبقات‌ الشافعیه، ج۲، ص۸۳، به‌ کوشش‌ عبدالعلیم‌ خان‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌.
۱۶۱. دهلوی‌، ولی‌ الله‌، الانصاف‌، ص۷۶، به‌ کوشش‌ عبدالفتاح‌ ابوغده‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌.
۱۶۲. ابن‌ ابی‌ یعلی‌، محمد، طبقات‌ الحنابله، ج۱، ص۲۷۱، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۱ق‌/۱۹۵۲م‌.    
۱۶۳. ابن‌ مفلح‌، ابراهیم‌، المقصد الارشد، ج۲، ص۳۷۵، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ ابن‌ سلیمان‌ عثیمین‌، ریاض‌، ۱۹۹۰م‌.    
۱۶۴. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۶۵، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۶۵. مقدسی‌، محمد، احسن‌ التقاسیم‌، ج۱، ص۳۲۳، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۰۶م‌.
۱۶۶. Schacht، J An Introduction to Islamic Law، ج۱، ص۸۱، Oxford، ۱۹۹۱.
۱۶۷. قرشی‌، عبدالقادر، الجواهر المضیئه، ج۱، ص۶۷، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۲ق‌.
۱۶۸. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۰، ص۱۵۹، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۶۹. دهلوی‌، ولی‌ الله‌، شرح‌ تراجم‌ ابواب‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۸ق‌/ ۱۹۴۹م‌.
۱۷۰. دهلوی‌، ولی‌ الله‌، شرح‌ تراجم‌ ابواب‌ صحیح‌ البخاری‌، ص۱، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۶۸ق‌/ ۱۹۴۹م‌.
۱۷۱. بلوی‌، یوسف‌، ج۲، ص۲۷، الف‌ باء، قاهره‌، ۱۲۸۷ق‌.
۱۷۲. بخاری‌، محمد، الادب‌ المفرد، ص۵۹، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۹ق‌/۱۹۸۹م‌.    
۱۷۳. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۲، ص۷۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۷۴. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۶، ص۲۰۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۷۵. بخاری‌، محمد، صحیح‌ (الجامع‌ الصحیح‌)، ج۷، ص۱۲۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۱۷۶. Krenkow، F، ج۱، ص‌۶۴۳_ ۶۴۷، X The Tarikh of the Imam al-Bukhari n، Islamic Culture، ۱۹۳۴، vol VIII.
۱۷۷. GAL، ج۱، ص۱۶۶.
۱۷۸. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص‌۲۸۶.
۱۷۹. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
۱۸۰. GAS، ج۱، ص۱۳۳.
۱۸۱. سمعانی‌، عبدالکریم‌، التحبیر، ج۲، ص۶۹، به‌ کوشش‌ منیره‌ ناجی‌ سالم‌، بغداد، ۱۳۹۵ق‌/۱۹۷۵م‌.    
۱۸۲. خطیب‌ بغدادی‌، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۲، ص۶ ۷، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.    
۱۸۳. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۳۹۲، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۸۴. ذهبی‌، محمد، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۲، ص۴۱۶، به‌ کوشش‌ شعیب‌ ارنؤوط و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.    
۱۸۵. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۸، بیروت.    
۱۸۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۸۷. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۹۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۸۸. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۹، بیروت.    
۱۸۹. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۳۰، قم ۱۳۶۴ ش.
۱۹۰. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۴، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۹۱. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۶۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۲. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۳. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۶۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۴. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۵. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون،ج ۱، ستون ۵۴۵، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۹۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۷، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۷. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۸. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۱۹۹. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۰. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۱. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۲. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۳. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۳۶۵.
۲۰۴. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۴ـ۱۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۵. بخاری، صحیح البخاری، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۰۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۷. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۸. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه،ص ۱۷ـ۷۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۰۹. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه،ص ۴۹۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۱۰. ابن ابی‌یعلی، طبقات الحنابله، ج۱، ص۲۷۴، بیروت.    
۲۱۱. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۱، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۱۲. احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، ج۱، ص۱۹، بولاق ۱۳۰۵.    
۲۱۳. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۹، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۱۴. یحیی بن شرف نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱، ص۱۲۰، ج ۱، چاپ خلیل میس، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۲۱۵. مالک بن انس، الموطأ، ج۱، مقدمه عبدالباقی، صط، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۱۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۸، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۱۷. اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج۱، جزء ۱، ص۷۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱۸. محمد فرید وجدی، دائره معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، ج۳، ص۴۸۲، بیروت.
۲۱۹. ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ج۱، ص۴۴۳، بغداد.
۲۲۰. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۵ ـ ۵۵۵،بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۲۱. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون، ج ۱، ستون ۵۴۵،بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۲۲. صبحی صالح، علوم الحدیث، ج۱، ص۳۹۷، بیروت ۱۹۶۵.
۲۲۳. صحیح البخاری، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۲۴. احمد بن محمد قسطلانی، ارشادالساری فی شرح البخاری، ج۱، ص۲۱، بولاق ۱۳۰۵.    
۲۲۵. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۵، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۲۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۸، ص۱۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۲۷. یحیی بن شرف نووی، شرح صحیح مسلم، ج۱، ص۱۲۷، ج ۱، چاپ خلیل میس، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۲۲۸. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۲۹. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۹، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۰. محمدرشید رضا، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۶۷۱، مصر ۱۳۶۷.
۲۳۱. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۵، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۲. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۵ـ۳۴۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۳. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۴۶-۳۸۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۴. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۳۸۱ـ۴۵۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۵. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۴۲۴ـ۴۳۲، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۳، ص۱۷۸-۱۸۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۳۷. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۹۳، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۵-۱۳۸۷/۱۹۶۵-۱۹۶۷.
۲۳۸. محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۷۹ـ۲۸۰، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۲۳۹. هاشم معروف حسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، ج۱، ص۱۶۵۱۹۱، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.    
۲۴۰. اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج۳، جزء ۶، ص۵۰۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۴۱. هاشم معروف حسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، ج۱، ص۱۷۶، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.    
۲۴۲. محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۷، قم ۱۳۵۱ ش.
۲۴۳. ابن تیمیه، منهاج السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.    
۲۴۴. محمدبن احمد ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۴۱۴، بیروت ۱۹۵۶.
۲۴۵. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۱ـ۳۱۲، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۴۶. ابن تیمیه، منهاج السنه، ج۴، ص۱۳۳، مصر ۱۳۳۱.    
۲۴۷. محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۷۹، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۲۴۸. عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب و السنه والادب، ج۹، ص۲۸۱-۲۸۹، ج ۹، بیروت ۱۳۹۷/۱۹۷۷.
۲۴۹. محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۶۳، قم ۱۳۵۱ ش.
۲۵۰. ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۶، بیروت ۱۴۰۵.
۲۵۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۶۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۵۲. محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، ج۷، ص۲۸۰، قم ۱۳۹۰-۱۳۹۲.
۲۵۳. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۰، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۵۴. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۲ـ۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۵۵. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۲۳ـ۲۴، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۵۶. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۵۷. محمدصادق نجمی، سیری در صحیحین، ج۱، ص۱۲۶-۱۳۷، قم ۱۳۵۱ ش.
۲۵۸. ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ج۱، ص۱۳، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۲۵۹. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۰، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۶۰. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۰، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۶۱. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۱۳، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۶۲. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۲، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۶۳. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۵، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۲۶۴. محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ج۱، ص۳۰۶، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۷۷/۱۹۵۷).


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «محمد بن اسماعیل جعفی بخاری»، شماره۴۵۴۷.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه بزرگ اسلامی




جعبه ابزار