محمدابراهیم کلباسی هروی اصفهانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حاج محمّدابراهیم کلباسی، از مشاهیر فقهاء و مجتهدین اصفهانی در قرن سیزده هجری بوده است.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

حاج محمّدابراهیم کلباسی فرزند حاج محمّدحسن کلباسی هروی خراسانی اصفهانی، از مشاهیر فقهاء و مجتهدین و اکابر علماء و محقّقین است. عالم زاهد عابد ورعِ تقی، بلکه ازهد و اعبد و اورع و اتقای علمای زمان بوده، وی در سال ۱۱۸۰ ق، در اصفهان دیده به جهان گشود. در سنین نوجوانی پدر را از دست داده، و پس از پدر تحت تربیت ملا محمدرفیع گیلانی مشهور به بیدآبادی اصفهانی، قرار گرفت. وی همچنین به درس میرزا محمّدعلی بن میرزا مظفّر، شیخ محمّد خاتون آبادی، ملاّمحراب گیلانی و ملاّعلی نوری حاضر شد. سپس به سفر حج مشرّف شده، پس از بازگشت، چندی در عتبات عالیات متوطّن شده، و از علمای اعلام همچون شیخ جعفر نجفی (کاشف الغطاء)، سیّدعلی طباطبایی حائری صاحب ریاض، سیّدمحمّدمهدی بحرالعلوم، آقاسیّدمحسن اعرجی کاظمینی و سیّدمحمّدباقر وحید بهبهانی کسب فیض نموده و سپس به ایران بازگشت، و در قم و کاشان نزد میرزا ابوالقاسم قمی و ملاّاحمد نراقی تلمّذ نموده، به درجات عالی علم و اجتهاد نائل آمده، در اصفهان ساکن شد، و به تدریس و افتاء و اقامه جماعت و ارشاد خلق مشغول گردید. عدّه‌ای کثیر از علماء در خدمت او درس خوانده‌اند.

پدر و اجداد

[ویرایش]

حاج محمدقاسم کاخکی در زمره افرادی است که نسب آنان به سردار بزرگ اسلام و صحابی وارسته، جناب مالک اشتر نخعی می‌رسد و از این جهت با نامورانی چون ورّام بن ابی فراس مؤلف «مجموعه ورّام» و نواده دختری او یعنی سید بن طاووس، اسکندر بن دربیس خرقانی، شیخ محمدحسن بن شیخ محمدابراهیم یزدی اصفهانی (متوفّای ۱۲۶۸ هـ . ق) جدّ خاندان اشتری اصفهانی و نیز مرحوم شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء اشتراک نسب دارد.
[۴] قمی، شیخ عباس، تحفه الاحباب، ص۴۲۸.
[۵] مهدوی، سیدمصلح‌الدین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج۱، ص۴۳.

فرزند حاج محمّدقاسم، حاج محمّدحسن، در یکی از محلات هرات‌ (از توابع افغانستان کنونی) محله‌ای شیعه‌نشین معروف به‌ «حوض کرباس» روزگار می‌گذرانید. محمّدحسن که شخصی فاضل، پارسا و متدیّن بود، از این محل به گناباد (از توابع استان خراسان) مهاجرت نمود و در آبادی «کاخک» (کاخک گناباد) اقامت گزید. محمّدحسن به موازات تلاش‌های علمی و تحصیل معارف قرآنی و روایی، با رعایت موازین شرعی به کسب و کار هم مشغول بود و چون از راه حلال اندوخته‌ای به دست آورد، به منظور رفاه حال طلاب علوم دینی، در جوار بارگاه حضرت امام رضا (علیه‌السّلام) و در بست بالای مشهد رضوی مدرسه‌ای بنیان نهاد که به مدرسه «حاج حسن» موسوم است.
[۸] بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۴۱.
«این مدرسه بین مدرسه نوّاب و حرم مقدس رضوی قرار داشت که اکنون در طرح توسعه حرم مطهر خراب شده است.» آن مرد شریف به احداث این بنای آموزشی و علمی اکتفا نکرد و نسبت به تعمیر برخی مدارس مشهد همت گماشت و اموال منقولی را وقف آنها ساخت؛ در اصفهان نیز از عمران و آبادانی مراکز علوم دینی غافل نبود.

تولد و کودکی

[ویرایش]

حاج محمّدابراهیم کلباسی در روز ۱۹ ربیع الثّانی سال ۱۱۸۰ق در اصفهان متولّد شد. پدرش، نخست، در محله «حوض کرباس» شهر هرات اقامت داشت و به همین جهت ملقب به کرباسی گردید. محمّدحسن به دلایلی که مورّخان و شرح حال نگاران بدان‌ها اشاره نکرده‌اند، کاخک گناباد را به مقصد اصفهان ترک نمود و در این شهر رحل اقامت افکند. مدتی از سکونت وی در این دیار سپری نشده بود که در نوزدهم ربیع الثانی سال ۱۱۸۰ هـ . ق صاحب فرزندی گردید که او را «محمّد ابراهیم» نامید. این کودک دوران شکوفایی خویش را تحت تربیت پدری فاضل، پارسا و اهل تقوا و مادری نیکوسرشت سپری کرد و اولین استاد او، پدرش بود. مدت ده بهار که از سن او گذشت ابرهای تیره و تاری سپهر زندگی او را تحت تأثیر قرار داد و مربّی عالی‌قدر، دلسوز و نخستین استاد خود؛ یعنی پدری رئوف را در سال ۱۱۹۰ هـ . ق از دست داد و این ضایعه اسف انگیز در ذهن تازه شکفته‌اش اثر گذاشت و بعدها آن را به عنوان خاطره‌ای رنج آور از ذهن می‌گذرانید.

تحصیل و تهذیب

[ویرایش]

حاج محمّدابراهیم کرباسی بنا به سفارش پدر، تحت تربیت و مراقبت عارف و حکیم فرزانه آقامحمّد بیدآبادی قرار گرفت. مرحوم بیدآبادی، که از بزرگان عرصه حکمت و از شاگردان میرزا محمدتقی الماسی و معاصر وحید بهبهانی محسوب می‌شده است نقش مهمی در تربیت وی عهده دار بود. کرباسی در بیاناتی، به ساده زیستی و قناعت وی اشاره کرده است. مرحوم بیدآبادی، به سال ۱۱۹۷ ق، در حالی که کرباسی هفده سالگی را طی می‌کرد، به دار بقا شتافت. او در سنین نوجوانی فضایل و مکارم اخلاقی را از او آموخت و در زمره شاگردان این عارف عرش آشنا در سیر و سلوک معنوی قلمداد گردید.
[۱۱] آشتیانی، محمدحسن، معارف الرجال، ج۲، ص۱۷۶.

محمّد ابراهیم کرباسی به نخستین مربیان خود اشاره کرد و خاطر نشان ساخته است: «اولین کسی که دانش را از او فرا گرفتم، مرحوم والد ماجد، صاحب نفس قدسی و پس از او، مرحوم آقا سیدمحمد گیلانی بیدآبادی و بعد از او میرزا محمدعلی فرزند مظفّر بود ... این افراد در طریق تزکیه و تقوا از اوتاد و ارکان بلاد بوده‌اند.» کرباسی در جای دیگر به ساده زیستی و قناعت سیدمحمد بیدآبادی اشاره کرد و گفته است: «شش ماه متوالی خوراک ایشان و خانواده‌اش هویج بود و از شدت فروتنی و برای پیروی از سنت نبوی، بر الاغ برهنه‌ای سوار می‌گردید.»
کرباسی، در جوانی به محضر برخی مشاهیر و معاریف حکمت و کلام در اصفهان راه یافت. در میان این دانشوران، از اندیشه‌های ملاعلی بن جمشید نوری، بیش از همه بهره برد. او، در اصفهان به مکتب درس میرزا محمدعلی فرزند مظفر اصفهانی، ملا محراب گیلانی، شیخ محمد علی هرندی و شیخ محمد فرزند شیخ زین الدین نیز راه پیدا کرد و از محضر آنان محظوظ گشت. وی، در رساله فارسی که در جواب سؤال یکی از فرزندان فتحعلی شاه قاجار نوشته، نام این بزرگان را ذکر کرده است.

هجرت به عراق و بازگشت

[ویرایش]

محمّدابراهیم بعد از آن که در حوزه اصفهان به تکمیل تحصیلات پرداخت، به منظور ارتقای دانسته‌های خویش در سطوح عالی معارف اسلامی به ویژه فقه و اصول و رسیدن به قلّه اجتهاد و بهره‌مندی از محضرمشاهیر اصفهان، به سوی عتبات عراق رهسپار گردید. عالم بلند آوازه این زمان در دیار مذکور سید محمدمهدی بحر العلوم (۱۲۱۲ ـ ۱۱۵۵ هـ . ق) بود که به اصلاحات گسترده در اداره حوزه‌ها و تقسیم کار میان عالمان شیعه دست زد. محمدابراهیم کرباسی در کتاب معروف خود (اشارات الاصول) می‌نویسد: «مدت نسبتا زیادی در خدمت آقا سیدمهدی بحر العلوم و نیز آقا محمدباقر وحید بهبهانی شاگردی نمودم؛ ولی از این دو بزرگوار تقاضای اجازه ننمودم و اگر از این بزرگواران اجازه می‌خواستم، می‌دادند.»
[۱۴] تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.
[۱۵] تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، ص۱۱۷.
میرزا محمد تنکابنی که از درس محمدابراهیم کرباسی استفاده کرده، می‌نویسد: «او از شاگردان وحید بهبهانی و بحر العلوم بوده است.»
آیت الله کرباسی در عتبات و در حوزه درسی این بزرگواران با آقا سیدمحمد باقر شفتی آشنا شد که این ارتباط، علاقه و دوستی میان آن‌ها را به تدریج آن چنان افزایش داد که آن دو عالم عامل در درس و بحث با هم شرکت کرده و صفا و صمیمیتی ویژه بینشان حکم فرما گردید. این دوستی و انس حاجی کرباسی با سید شفتی بر محبوبیت و عزت و احترام وی افزود؛ زیرا آن فقیه فرزانه با همه فضل و فقاهتی که به دست آورد همواره سید حجت الاسلام (شفتی) را بر خود مقدم می‌داشت و از هرگونه احترام و تکریم وی مضایقه نمی‌کرد. حاجی کرباسی در عتبات عراق نزد استادانی بزرگ به قله اجتهاد رسید، اما عطشی درونی روانش را تحت الشعاع قرار داده بود، موجب گردید که حوزه درس برخی مشاهیر را در قم و کاشان مغتنم بشمارد.

پرورش شاگردان برجسته

[ویرایش]

آیت الله کرباسی که در چندین رشته از علوم اسلامی صاحب نظر بود و همگام با کسب معرفت خود را با مکارمی والا آراسته بود؛ با احراز مقام والای مرجعیت از کاشان به اصفهان آمد و رسالت سترگ فرهنگی اجتماعی و تکلیف دینی خویش را با برنامه‌ریزی خاص و رعایت مقتضیات جامعه آغاز کرد. او طی مباحثه و مناظره‌های علمی با رعایت فروتنی قدرت تحمل عقاید دیگران و نیز بلند نظری و وسعت مشرب را مد نظر قرار داد و در مسجد حکیم اصفهان به تدریس فقه و اصول پرداخت و در این عرصه، شاگردان زیادی پرورش داد که ذیلا به برخی از آنان اشاره می‌گردد:
حاج ملا هادی سبزواری؛
میرزای شیرازی؛
محمد بن سلیمان تنکابنی؛
آقا میر سیدحسن مدرس‌اصفهانی (۱۲۱۰ـ۱۲۷۳ هـ . ق)؛
میر سیدمحمد شهشهانی، (۱۲۸۷ هـ . ق)؛
ملا حمزه قائنی؛
سید محمدحسن مجتهد اصفهانی، (۱۲۶۳ ـ ۱۲۰۷ هـ . ق)؛
مهدی قمشه‌ای که در سال ۱۲۸۱ هـ . ق رحلت نموده است.
[۱۷] معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۴۰۶.


آثار و تالیفات

[ویرایش]

آیت الله کرباسی همگام با تلاش‌های آموزشی، تربیتی و تبلیغی به تألیف و تحقیق مشغول بود و آثاری در عرصه فقه، اصول و سایر معارف دینی به رشته تحریر درآورده که عبارتند از:
• اشارات الاصول؛
• ارشاد المسترشدین فی معرفه من احکام الدین یا رساله عملیه؛
• هدایه المسترشدین؛
• النخبه؛
• منهاج الهدایه الی احکام الشریعه و فروع الفقه، در فقه؛
• السؤال و الجواب فی الفقه و الاحکام؛
• شوارع الهدایه فی شرح الکفایه المقتصد، شرح بخش طهارت و صلاه کفایه محقّق سبزواری؛
• تقلید المیّت؛
• الایقاضات، در اصول؛
• رساله‌ای در صحیح و اعم؛ در علم اصول فقه؛
• نقد الاصول؛
• مناسک حج؛
• رساله‌ای در مفطر بودن قلیان یا توتون.
[۳۰] معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۲، ص۵۰۷.


حالات روحی و اقدامات اجتماعی

[ویرایش]

او، به لحاظ مقام فقهی و تسلط بر موازین شرعی و نیز رعایت حالات اخلاقی، به ورع دست یافته بود، اما این خصلتش هرگز سبب آن نگردید که گوشه‌ای را برگزیند و به ریاضت نفس بپردازد و کاری با جامعه نداشته باشد و از برخورد با ناروایی‌ها و منکرها خاموش بماند، هنر مهمش این بود که در متن جامعه عصر خویش زندگی می‌کرد و در عین حال، در صیانت از ارزش‌ها و عملی نمودن دستورهای دینی، لحظه‌ای آرام نبود و البته به لحاظ رعایت شئون تقوایی و مراتب اخلاصی که داشت، بسیار احتیاط می‌کرد. نسبت به دست گیری از فقرا، توجهی کامل و اهتمامی وافر داشت و به امور طلاب و شاگردان خود، به نحو احسن رسیدگی می‌نمود. مرحوم حاج میرزا زاهدی کرباسی که نواده او و خود دانشمندی توانا است، در کتابی به نام «بدر التمام» حالات روحی و اخلاقی جد خود را نگاشته و سجایای انسانی و مراتب اخلاقی او را ذکر نموده است. ایشان، با آن عزت، مناعت و استطاعتی که داشت، گامی از طریق قناعت بیرون نگذاشت و به استمرار این حالت که زینت اهل علم و نشانه ساده زیستی است، اصرار می‌ورزید.

← عبادت


آیت الله محمّدابراهیم کرباسی حیات علمی خود را در این واقعیت می دانست که بر کردار و گفتار خود مراقب باشد و با عبادت و ارتباط با خداوند، نورانیتی قدسی را به اندرون خویش بفرستد و با آن ذکرهای شبانه، الحاح و التجا به درگاه حضرت احدیت، خویشتن را بسازد و توفیق پارسایی را از پروردگارش دریافت کند. او موفقیت‌های علمی، اجتماعی و فرهنگی خود را مدیون و مرهون همین نیایش‌های شبانه، توسل، توجّه و توکل به خداوند می‌دانست. در بندگی خداوند و هنگام نماز، ذکر و دعا، نهایت خضوع، خشوع و حضور قلب داشت.
یک سال شب تا به صبح مشغول دعا، نماز و تلاوت قرآن بود؛ برای این که شب قدر را درک کند و از چنین فیضی برخوردار گردد؛ تا آن که شب قدر را به نیکی درک نمود و مشاهده کرد که چگونه فرشتگان و روح از آسمان نازل می‌شوند و تا صبح مقدّرات و سرنوشت مردم را به زمین می‌آورند.
[۳۲] قمی، شیخ عباس، فوائد الرّضویه، ص۱۱.
[۳۳] تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.
[۳۴] گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۹۸.


← اقامه نماز باران


یک سال به دلیل کاهش نزولات جوّی، خشک‌سالی و قحطی، مردم نگران و دست‌اندرکاران و کارگزاران این ناحیه، دچار استیصال و درماندگی شدند. حاکم وقت منوچهر خان معتمد الدوله خدمت آیت الله کرباسی آمد و عرض کرد: «مردم تقاضای عاجزانه دارند که شما برای انجام نماز و دعای باران به بیرون شهر بروید.» آن فقیه زاهد که سنین کهن‌سالی و سال‌خوردگی خود را سپری می‌کرد، گفت:«من پیرم و ناتوان و قوت رفتن را ندارم.» وی گفت:«تختی روان برایتان می‌فرستم که در آن نشسته و به مکان مورد نظر برای دعای باران بروید.» مرحوم کرباسی در جواب او فرمود:«آخر با تخت غصبی، آن هم اهدایی از سوی عامل ستم به دعای باران رفتن و تقاضای نزول رحمت کردن، چه مناسبتی دارد و آیا خداوند با چنین وضعی دعای ما را مستجاب می‌کند؟!.» یکی از فرزندان حاجی عرض کرد:«خودمان با همکاری مردم تختی از چوب برایتان می‌سازیم.»
نجاری پذیرفت که آن وسیله را بسازد. در شهر اعلان نمودند که از روز شنبه همه مردم روزه بگیرند تا روز دوشنبه با حال روزه به همراه حاجی کرباسی برای دعای باران حاضر شوند. مردم روزه دار در موعد مقرر در حوالی محلّ اقامت آن مجتهد عارف، اجتماع کردند و حاجی را که بیمار و ناتوان و بسیار سال‌خورده بود، با تختی به سوی تخت فولاد آورند؛ گروهی از ارامنه جلفای اصفهان نیز صف کشیدند و کتاب آسمانی خود انجیل را گشودند. یهودیان اصفهان نیز با تورات در آن مکان حاضر شدند. آیت الله کرباسی مشاهده کرد در یک سو، ارامنه و در طرف دیگر، یهودیان صف کشیده‌اند. پس سر خویش را برهنه نمود و به جانب آسمان نگریست و عرض نمود: «خدایا! محمّدابراهیم محاسنش را برای نشر اسلام سپید کرده است؛ امروز مرا نزد پیروان مذاهب دیگر شرمسار مفرما!.» ناگهان ابری متراکم، آسمان اصفهان را فرا گرفت و ساعتی بعد، ریزش باران به طور مداوم آغاز گردید و بدین گونه مردم از عوارض کاهش منابع آب و خشک‌سالی نجات یافتند.
[۳۵] سبزواری، ملا اسماعیل، جامع النورین، ص۳۳۳.
[۳۶] گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۱۰۸-۱۰۹.


← وعظ و خطابه


آیت الله کرباسی بر این اعتقاد بود که وعظ و خطابه از راه‌های مؤثر تربیت‌های دینی و اخلاقی آحاد جامعه است و اگر موارد انحراف و انحطاط و طرق نجات و هدایت بدین طریق گوشزد شود، تنبّه و بیداری انسان‌ها را به دنبال می‌آورد. صفای باطن و تهذیب نفس این مرد خدا، نصایح او را چنان در دل مردم جای می‌داد که گویی نقشی بر سنگ بود. از دیگر عوامل توفیق او در این تلاش فرهنگی و تبلیغی، آن بود که به اوضاع روزگاری که در آن می‌زیست، بصیرت داشت و بر این نکته هم واقف بود که چگونه موعظه کند. قبل از اینکه با گفتار، راهنمای مردم و مرشد آنان باشد، با اعمال خود یک مربّی نمونه بود. خود نمونه بارزی از آن چه می‌گفت به شمار می‌رفت؛ تا افرادی که تحت تعلیمات و تبلیغات او قرار گرفته‌اند، در آیینه صاف و پاک وجودش نقایص و عیوب خود را مشاهده کنند و اصلاح شوند. نسبت به افرادی که در ظلمت و تیرگی گام نهاده بودند، بی نهایت دلسوزی می‌نمود. رسالت این فقیه فرزانه در امر به معروف و نهی از منکر و اندرز و ارشاد مردم، با نرمی، ملایمت و عطوفت توأم بود و عقیده داشت پرخاشگری‌های حساب نشده و غضب‌هایی که انگیزه‌های مقدّس ندارند و نیز خشم بیهوده و از دست دادن شکیبایی در برخورد با مردم، مخاطبین را به لجاجت وا داشته و از اطراف فرد ناصح پراکنده می‌سازد؛ البته در جایی که شخصی می‌خواست بر گناه و خلاف خویش اصرار ورزد و در ترویج منکر بکوشد، اغماض را روا نمی‌دانست و با شدت، صلابت و قاطعیت تمام در جهت محو باطل و زدودن غبارهای خلاف و عصیان از جامعه اهتمام می‌ورزید.

← حمایت از علما


آیت الله کرباسی نسبت به علمای دین و راویان حدیث، علاقه‌ای منبعث از باورهای مذهبی داشت و شدّت این اشتیاق در حدّی بود که وقتی در قم به زیارت بارگاه مقدّس حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسّلام) می‌آمد، به حوالی مسجد امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) که می‌رسید، از کنار رودخانه کفش از پای بیرون می‌آورد و با پای برهنه به سوی صحن مطهّر حرکت می‌کرد؛ هنگامی که از او پرسیدند: چرا با پای برهنه راه می‌روید؟ در پاسخ فرمود: «محدّثان و راویان حدیث خاندان عترت و طهارت در این منطقه مدفون هستند و اینجا مزار آن بزرگان است و دوست ندارم با کفش بر مرقد پاک‌شان گام نهم.»
[۳۷] حکیمی، محمّد، حضرت معصومه و شهر قم، ص۳۵.

از کارهای دیگری که قدرشناسی وی را نسبت به علمای سلف تأیید می‌کند، باز سازی مرقد صاحب بن عبّاد است. وی در معطوف ساختن توجه مردم به مقام و مرقد این عالم فاضل و وزیر شیعی، فعالیت زیادی نمود و بر این امر مداومت ورزید.
[۳۸] بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۷۷.
مسجدی که آیت الله کرباسی در آن به تدریس و وعظ مشغول گشت، از آثار صاحب بن عباد به شمار می‌رفت. بدن نام برده در محله باب دریه، که به نام باب طوقچی و گاه میدان کهنه خوانده می‌شود. به خاک سپرده شده است و آرامگاهش اکنون آباد بوده و به صورت حسینیه‌ای در آمده که عزاداران حسینی در آن به نوحه سرایی می‌پردازند.
[۳۹] بابایی، سعید، صاحب بن عبّاد وزیر دین پرور، ص۱۹۵.
و این همه به دلیل تلاش‌های تبلیغی آیت الله کرباسی است. احساس فروتنی در برابر آقا سید محمد باقر حجت الاسلام (سید شفتی) نمونه‌ای دیگر از احترام این فقیه برای مشاهیر شیعه و علمای اسلامی است و این تواضع و مقدم داشتن سیّد شفتی بر خود، در حالی بود که آیت الله کرباسی مرجعی نامدار و فقیهی عالی مقام بود و شهرت علمی‌اش در جهان تشیّع پیچیده بود.
[۴۰] مهدوی، سیدمصلح‌الدین، بیان المفاخر، ج۱، ص۲۱۶.


← تقوا و احتیاط


آیت الله کرباسی به لحاظ رعایت شئون تقوایی و مراتب اخلاصی که داشت، بسیار احتیاط می‌کرد. در امر فتوایی نهایت دقت می‌کرد و آن چنان بر آداب شریعت محمّدی و فرهنگ علوی مراقبت و مواظبت داشت که کمتر مستحبی از مستحبات از او فوت می‌گردید؛ ولی با این حال، چنان می‌زیست که حتی همسایگانش تصوّر نمی‌نمودند با وارسته‌ای چون او و فرزانه‌ای مذكّی همسایه‌اند. البته این حالات با مقام علمی او که اشتهارش را در اصفهان و شهرهای دیگر فراهم ساخت، فرق می‌کند. از کثرت احتیاط، رساله عملیه ننوشت و گفت: استخوان بدنم طاقت عذاب و مجازات عالم آخرت را ندارد، تا آن که به اصرار میرزای قمی رساله‌ای نگاشت تا مردمی که از او تقلید می‌کنند، به آن مراجعه نمایند. هر مسئله‌ای که از او سؤال می‌کردند، جواب شفاهی نمی‌داد و به آن رساله مراجعه می‌کرد.
[۴۲] مهدوی، سیدمصلح‌الدین، رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص۴۷-۴۸.
مرحوم محمد بن سلیمان تنکابنی درباره آیت الله کرباسی نوشته است: «از شاگردان مرحوم بحر العلوم است و اجازه دارد از آن بزرگوار و از شیخ جعفر نجفی و شیخ احمد احسایی ... در غایت احتیاط بوده و هرگز مرافعه نکرد و از ازهد زهّاد عصر بوده. حقیر از او شنیدم که می‌گفت: من درس آقا بهبهانی را ادراک کردم. و شب قدر را ادراک کرده بود ...»
[۴۳] تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.

ایشان در مسجد حکیم اقامه جماعت می‌نموده که پس از وفات، فرزندان و نوادگان او در آن مسجد به اقامه جماعت پرداخته‌اند. در شفاء الصدور از آن فقیه بزرگوار نقل کرده‌اند: وقتی یکی از افراد روضه‌خوان در محضر آن جناب بر فراز منبر، ماجرای کربلا را برای مردم گفت و حاجی احساس نمود در مضامین گفتارش مطالب غیر واقع دیده می‌شود؛ وی را تذکر داد که اگر می‌خواهد تاریخ زندگی معصومین و وابستگان آن‌ها را مطرح کند، دقت نماید و از ذکر نکات غیر واقع و مطالب دور از شأن آن بزرگواران اجتناب نماید.
[۴۴] گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۹۶.

در پذیرش شهادت افراد دقت زیادی داشت؛ از باب نمونه نقل کرده‌اند: شخصی خدمت ایشان برای موضوعی گواهی داد. آن جناب پرسید: شغل تو چیست؟ گفت: غسال هستم. پس آداب و احکام غسل دادن و اموری را که دانستن آن‌ها برای وی لازم بود، از این شخص پرسید و او هم جواب داد؛ غسال که از مو شکافی‌های آیت الله کرباسی شگفت زده شده بود، خطاب به وی عرض کرد: «ما بعد از آن که شخص متوفا را دفن می‌کنیم، در گوشش می‌گوییم خوشا به سعادت تو که از دنیا رفتی و برای ادای شهادت، خدمت حاجی کرباسی نرسیدی!»
[۴۵] بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۷۷.


رحلت و محلّ دفن

[ویرایش]

آیت الله محمّد ابراهیم کرباسی پس از مدّت هشتاد و یک سال و نوزده روز عمر با برکت، در شب پنج شنبه هشتم ماه جمادی الاولی ۱۲۶۱ هـ . ق
[۴۷] زاهدی کرباسی، میرزا ابوالفضل، البدر التمام، ص۱۶.
[۴۸] معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۵، ص۱۶۴۴.
مطابق ۱۲۲۴ هـ . ش رحلت نمود و پیکر مطهرش پس از غسل و کفن و مراسم تشییع با شکوه در برابر مسجد حکیم اصفهان (دری که به سوی بازار رنگرزان و میدان امام خمینی کنونی اصفهان گشوده می‌شود) دفن گردید و اینک مرقدش در میان بقعه‌ای مخصوص در وسط سنگ مرمری بلند واقع شده است. این بقعه به طرز هنرمندانه‌ای گچ‌بری شده که میان آن، مرقد آیت الله کرباسی است و قبور برخی از اولاد و احفادش نیز در آنجاست و هم اکنون مزاری معروف و زیارتگاه مردم است. زمین این مکان را سیّد شفتی در زمان حیات آیت الله کرباسی خریداری نمود و به وی واگذار کرد.
[۵۰] مهدوی، سیدمصلح‌الدین، مزارات اصفهان، ص۶۷-۶۸.
[۵۱] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج۵، ص۲۱۲-۲۱۳.
[۵۲] آزاد کشمیری، محمدمهدی، تکمله نجوم السّماء، ج۱، ص۶۸.
[۵۳] هنرفر، لطف‌الله، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص۸۵۹.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۵، ص۳۰۵.    
۲. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۳. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۴. قمی، شیخ عباس، تحفه الاحباب، ص۴۲۸.
۵. مهدوی، سیدمصلح‌الدین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج۱، ص۴۳.
۶. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۲.    
۷. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۴.    
۸. بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۴۱.
۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۶، ص۱۷۶.    
۱۰. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۱۱. آشتیانی، محمدحسن، معارف الرجال، ج۲، ص۱۷۶.
۱۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۶، ص۶۹۵.    
۱۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۶، ص۱۷۶.    
۱۴. تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.
۱۵. تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، ص۱۱۷.
۱۶. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۱۵، ص۸۱-۸۲.    
۱۷. معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۷، ص۲۴۰۶.
۱۸. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج۵، ص۳۰۵.    
۱۹. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۲۰. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۲۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۱، ص۵۲۰.    
۲۲. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۲۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۲۵، ص۱۹۱.    
۲۴. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۲۵. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۲۶. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۲۷. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۲۸. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۲۹. کحاله، عمر رضا، معجم المؤلّفین، ج۸، ص۲۱۶.    
۳۰. معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۲، ص۵۰۷.
۳۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، ج۶، ص۴۹۵.    
۳۲. قمی، شیخ عباس، فوائد الرّضویه، ص۱۱.
۳۳. تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.
۳۴. گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۹۸.
۳۵. سبزواری، ملا اسماعیل، جامع النورین، ص۳۳۳.
۳۶. گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۱۰۸-۱۰۹.
۳۷. حکیمی، محمّد، حضرت معصومه و شهر قم، ص۳۵.
۳۸. بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۷۷.
۳۹. بابایی، سعید، صاحب بن عبّاد وزیر دین پرور، ص۱۹۵.
۴۰. مهدوی، سیدمصلح‌الدین، بیان المفاخر، ج۱، ص۲۱۶.
۴۱. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۴۲. مهدوی، سیدمصلح‌الدین، رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص۴۷-۴۸.
۴۳. تنکابنی، محمد بن سلیمان، تذکره العلماء، ص۲۱۶.
۴۴. گلی‌زواره، غلامرضا، کاروان علم و عرفان، ج۱، ص۹۶.
۴۵. بداونی، عبدالقادر بن ملوکشاه، منتخب التواریخ، ص۶۷۷.
۴۶. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۴۷. زاهدی کرباسی، میرزا ابوالفضل، البدر التمام، ص۱۶.
۴۸. معلم حبیب آبادی، میرزا محمدعلی، مکارم الآثار، ج۵، ص۱۶۴۴.
۴۹. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، ج۵، ص۴۳.    
۵۰. مهدوی، سیدمصلح‌الدین، مزارات اصفهان، ص۶۷-۶۸.
۵۱. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج۵، ص۲۱۲-۲۱۳.
۵۲. آزاد کشمیری، محمدمهدی، تکمله نجوم السّماء، ج۱، ص۶۸.
۵۳. هنرفر، لطف‌الله، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص۸۵۹.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم.    
نرم افزار جامع اصول فقه، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
مهدوی، سید مصلح‌الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۹۷.    






جعبه ابزار