مجلس ترحیم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ترحیم، مجلسی که خانواده و خویشانِ شخصِ درگذشته به منظور آمرزش خواهی برای وی ترتیب می‌دهند.


معنای لغوی

[ویرایش]

ترحیم در لغت به معنای «مهربانی کردن بر کسی»، «طلب آمرزش کردن»، «درود فرستادن برای میّت» و «رَحِمَهُ اللّه گفتن برای کسی» است.
در عربی به مجلس ترحیم، تَأبین، حَفْلَة التَّأبین،
[۱] ذیل «ابن»، ابن منظور، لسان العرب.
[۲] آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ذیل «ابن»، تهران ۱۳۷۹ ش.
فاتحه ، و تعزیه
[۳] شاکر صابر ضابط، «التقالید بین بغداد و کرکوک»، ج۱، ص۶۷ـ ۶۸، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۳ (تشرین الثانی ۱۹۶۳).
گفته می‌شود.

تعداد مجالس

[ویرایش]

در ایران برای متوفی مجالس ترحیم متعددی برگزار می‌شود که عبارت‌اند از: مجلس سومین روز درگذشتِ متوفی، که مجلس ترحیم، ختم ، فاتحه خوانی، تذکر (در تهرانتعزیه (در مشهد ) و پُرسه (در میان زردشتیان و اهالی کرمان و یزد و شیراز ) خوانده می‌شود؛ مجلسی در روز هفتم و چهلم (چله، اربعین)؛ گاه نیز مجلسی در روز هفتم و سی‌ام در برخی شهر‌های کردستان برگزار می‌شود
[۴] احمد وکیلیان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
و مجلس سالروز.

← در تاجیکستان


تاجیکان در روز بیستم و چهلم و سالروز
[۵] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
نیز مجلسی برگزار می‌کنند و در آن برای آمرزش متوفی خیرات می‌دهند.

← در کردستان


در برخی شهر‌های کردستان و در میان اهل سنّت ، مراسمی به مدت سه روز از صبح تا عصر در مسجد محل برای شرکت آقایان و مجلس ختمی برای شرکت بانوان در منزل برگزار می‌شود.
اخیراً در این شهرها، این مدت به دو روز تقلیل یافته است و مراسم شب هفتم، چهلم و سالگرد به هیچ وجه برگزار نمی‌شود.
[۶] محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.


پذیرایی

[ویرایش]

از گذشته پذیرایی از شرکت کنندگان در مراسم سوکواری معمول بوده است.

← تهیه غذا


در روایات شیعی و سنّی با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم در شهادت جعفر بن ابی طالب ، تصریح شده که مستحب است خویشان و نزدیکان متوفی به مدت سه روز در تهیه غذا و فراهم آوردن برخی امکانات، به خانواده او که دچار تألمات روحی شده‌اند یاری رسانند و از آنان مراقبت و به آنان مهربانی کنند.
به گفته امام صادق علیه‌السلام از همان زمان، این کار به صورت «سنّت» در آمد.
[۷] سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، ج۳، ص۴۹۷، ش ۳۱۳۲، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۸] ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۱۱، ش ۱۶۰۱، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۹] محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۳۲۳، ش ۹۹۸، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۱۰] حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۳۵ـ ۲۳۸.


← مجالس پر هزینه


از پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم‌السلام سخن روشنی دالّ بر رد یا پذیرش برگزاری مجالس پرهزینه برای متوفی در دست نیست؛ اما بنا بر قراینی، در سیره ایشان این کار پذیرفته نبوده است.
[۱۱] حمیدرضا اربابی، «پژوهشی در سیره اهل بیت در عزاداری و استمرار آن تا عهد آل بویه»، ج۱، ص۷۲ـ۷۳، پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و تمدن، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.
[۱۲] مصطفی خن، مصطفی بغا و علی شربجی، ج۱، ص۲۶۴، الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی، دمشق ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰.


← رسم هندیان


به گفته ابن بطوطه
[۱۳] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۵، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
در سده هشتم، آوردن طعام به منزل صاحب عزا از رسوم معمول در هند دوره اسلامی بوده است.

شکل پذیرایی

[ویرایش]

در ایران غالباً در قسمتی از محل برگزاری مجلس ترحیم، شال ترمه پهن می‌کنند و بر آن قرآن و گلاب پاش و صندوقی حاوی جزوه‌هایی مشتمل بر یک دوره کامل قرآن به نام سی پاره یا شصت پاره یا صدوبیست پاره و گاه گلدان یا گلدان‌هایی با گل‌های سفید و شمع‌های سیاه یا سفید و ظرف‌های حلوا و خرما و عکس متوفی می‌گذارند.
[۱۴] علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
[۱۵] ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۴ـ ۲۱۵، تهران ۱۳۶۳ش.

در تاجیکستان شمع‌هایی به نام «نوکچه» درست می‌کنند که طی سه یا هفت روز عزاداری دائماً روشن است.
[۱۶] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.

گذاشتن قرآن و گلاب و حلوا بر این سفره متداولتر و قدیمتر است.
[۱۷] علی مظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ج۱، ص۸۲، ترجمه مرتضی راوندی، تهران ۱۳۷۸ ش.
[۱۸] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۱۰۹، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.


پذیرایی محلی

[ویرایش]

در برخی نواحی ایران خوراکی‌های دیگری نیز برای پذیرایی از مهمانان بر سفره می‌گذارند؛ از جمله، قهوه
[۱۹] محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۶، تهران ۱۳۷۸ ش.
و قُوَّتو (یا قاووت، مخلوطی از قهوه و تخم چند گیاه و شکر، هر سه آسیاب شده) در خراسان ؛ قهوه و قوّتو و کاکائو و کُماج و روغن جوشی (هردو از شیرینی‌های محلی) در کرمان ؛ و رَنگینَک در شیراز .
[۲۰] هانری ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج۱، ص۱۵۷، ترجمه مهدی روشن ضمیر، تبریز ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷ ش.
[۲۱] ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۵، تهران ۱۳۶۳ش.


← در هند


به نوشته ابن بطوطه،
[۲۲] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
در هند در مجلس ترحیم از مهمانان با شربت و میوه‌های خشک و نارگیل پذیرایی می‌شده است.
در کردستان از مهمانان در مسجد و خانه فقط با آب خنک پذیرایی می‌کنند و دعوت از آنان برای صرف غذا معمول نیست.
[۲۳] محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.


← در کردستان


قبلاً در کردستان مرسوم بود که روز سوم خانواده میّت به زنانی که بر سر مزار حضور داشتند کلوچه می‌دادند.
[۲۴] محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.

به نوشته پورکریم،
[۲۵] هوشنگ پورکریم، «ترکمن‌های ایران (۲)»، ج۱، ص۳۲، هنرومردم، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵).
ترکمن‌ها از مهمانان با آبگوشتی به نام «اللّه یُلی» در روز سوم و پنجم پذیرایی می‌کردند.
در میان کُرد‌ها به پیروی از سنّت پیامبر، وابستگان دورتر میّت یا همسایگان او، خانواده متوفی و اقوام نزدیک او را برای صرف غذا دعوت می‌کنند یا به خانه متوفی غذا می‌فرستند.
[۲۶] محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.


← در جنوب ایران


در برخی شهر‌های جنوبی ایران، پیش از مجلس یا پس از آن، غذا‌هایی مانند عدس پلو
[۲۷] صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ج۱، ص۵۵۷، مشهد ۱۳۷۱ ش.
و خوراکی از گوشت و برنج به نام «صواب (ثواب) میّت»
[۲۸] ایرج افشار سیستانی، جزیره کیش و دریای پارس، ج۱، ص۲۷۸، تهران ۱۳۷۰ ش.
داده می‌شود.
دود کردن اسفند
[۲۹] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
و کُندر و عود نیز از دیگر آداب این مجالس در برخی نواحی تاجیکستان است.

مکان

[ویرایش]

در ایران، اولین و مهمترین مجلس در سومین روز پس از خاکسپاری، در خانه متوفی یا مسجد یا تکیه برگزار می‌شود که برگزاری آن سابقه‌ای دیرینه دارد؛ مقدسی در سده چهارم،
[۳۰] مقدسی، ج۱، ص۴۴۰.
ابن اثیر در سده هفتم
[۳۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۳۴.
و شبانکاره‌ای در سده هشتم
[۳۲] محمدبن علی شبانکاره‌ای، مجمع الانساب، ج۱، ص۴۵، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۶۳ ش.
در باره برگزار کردن مراسم سه روزه عزاداری مطالبی نوشته‌اند.
به نوشته ابن بطوطه،
[۳۳] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۴، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
هندیان مجلس ترحیم را بر سر مزار برگزار می‌کردند.

قاریان

[ویرایش]

در پاکستان نیز در روز سوم مراسمی برگزار می‌شود که آن را «رسم قُل» می نامند. معمولاً صاحبان مجلسِ ترحیم، قاریانی دعوت می‌کنند تا در طول مجلس، قرآن تلاوت کنند.
[۳۴] علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).

در بعضی شهر‌های ایران این قاریان را «مُعرِّف» می گویند.
[۳۵] محمد احمد پناهی، آداب و رسوم مردم سمنان، ج۱، ص۲۷۱، تهران ۱۳۷۴ ش.

به گفته ابن بطوطه،
[۳۶] ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۱۰۸ـ۱۰۹، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
در دمشق هنگام ورود بزرگان به مجلس «تعزیه» (ترحیم)، معرّف موظف بود که با صدای بلند نام و لقب آنان و جای مناسب برای نشستن هریک را اعلام کند.

روحانی و روضه خوان

[ویرایش]

صاحبان عزا همچنین یک روحانی و یک روضه خوان به مجلس دعوت می‌کنند.

← فعالیت


روحانی در باره سجایای اخلاقی متوفی و گذرا بودن زندگی و ناگزیر بودن مرگ و لزوم توجه به آخرت سخن می‌گوید و بازماندگان را به صبر دعوت می‌کند.
روضه خوان نیز با اشاره به واقعه کربلا و سوکواری برای اهل بیت، فضای سوکوارانه مجلس را تشدید می‌کند.

← روضه خوان زن


در بعضی نواحی، مانند خراسان،
[۳۷] ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۳ش.
روضه خوانِ مجلسِ زنانه، زن است که او را «آتو» یا «آتون»
[۳۸] احمد وکیلیان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
[۳۹] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
می نامند.

← تعداد روضه خوان


پیشتر، روضه خوانان مجلس سه یا پنج تن بودند؛ شمار آن‌ها می‌بایست فرد می‌بود.
[۴۰] محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۶، تهران ۱۳۷۸ ش.


صاحبان عزا

[ویرایش]

صاحبان عزا از مهمانان که برای «عرض تسلیت» و «سرسلامتی» می آیند استقبال می‌کنند، اما خودشان از آنان پذیرایی نمی‌کنند، بلکه کسی که گاه او را «میاندار» می گویند،
[۴۱] علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
به مهمانان گلاب و جزوه‌ای از قرآن تعارف می‌کند و چند تنِ دیگر نیز از مهمانان با خوراکی‌ها پذیرایی می‌کنند.
حاضران در مجلس، معمولاً سکوت می‌کنند یا زیرلب قرآن می‌خوانند.

← ترتیب ایستادن


بازماندگان معمولاً در جلو یا بالای مجلس، به ترتیب درجه قرابتشان با متوفی یا اهمیت جایگاه اجتماعی و شیخوختشان، قرار می‌گیرند.

← تسلیت بازماندگان


هر تازه وارد، پس از تسلیت گفتن به بازماندگان، در جایی که می‌یابد یا به او نشان می‌دهند می‌نشیند و حمد و سوره می‌خواند و برای متوفی آمرزش می‌طلبد.
در برخی شهر‌های کردستان در روز آخر مراسم در مسجد، بعد از اقامه نماز عصر، حاضران حدود نیم ساعت قرآن می‌خوانند به این نیت که ثواب آن به متوفی برسد.
سپس، روحانی مسجد با خواندن فاتحه، ختم مجلس را اعلام می‌کند.
[۴۲] محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.

در پایان مجلس حاضران نزد صاحبان عزا می‌روند و با عباراتی کوتاه آنان را دلداری می‌دهند.
[۴۳] ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۴، تهران ۱۳۶۳ش.
[۴۴] شاکر صابر ضابط، «التقالید بین بغداد و کرکوک»، ج۱، ص۶۷ـ ۶۸، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۳ (تشرین الثانی ۱۹۶۳).
[۴۵] علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۸۰، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).


گرمی مجالس

[ویرایش]

در مصر و برخی کشور‌های عربی زنانی که در عزاداری کردن مهارت دارند («باکیه» ها) برای تأثرانگیزتر کردن مجلس، دعوت می‌شوند.
[۴۶] حنا فاخوری، الجامع فی تاریخ الادب العربی: الادب القدیم، ج۱، ص۱۴۶، بیروت ۱۹۸۶.


← شدت عزاداری


شدت عزاداری زنان در مصر چنان بود که گاه برای حفظ نظم مجلس، از شرکت کردن آنان در مراسم سوکواری جلوگیری می‌کردند.
[۴۷] علی مظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ج۱، ص۷۶، ترجمه مرتضی راوندی، تهران ۱۳۷۸ ش.


← کارهای زنان


شیون، خودزنی، کندن موی سر، دریدن جامه و سنگ بر سینه کوفتن، از جمله کار‌های برخی زنان در مجلس ترحیم است.
آنان در مجالسی که در منزل برگزار می‌شود معمولاً دیرتر از مردان مجلس را ترک می‌کنند.
[۴۸] محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۳ـ۲۸۴، تهران ۱۳۷۸ ش.


موسیقی در عزا

[ویرایش]

به گزارش مقدسی
[۴۹] مقدسی، ج۱، ص۴۴۰.
در سده چهارم، در شیراز نواختن طبل و نی در مجلس ترحیم معمول بود.

← در مصر


از گذشته‌های دور در مصر، بویژه در روستاها، موسیقی خاصی با دف نواخته می‌شد و زنانی که به آنان «ندّابه» می گفتند با رنگ کردن چهره‌هایشان با نیل، حرکاتی موزون انجام می‌دادند.
[۵۰] احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، ذیل «جنازه»، قاهره ۱۹۵۳.
[۵۱] احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، ذیل «عزا»، قاهره ۱۹۵۳.


← در عراق


در میان یزیدیه عراق نیز نواختن نغمات حزن آور با طبل و زَمّاره (نوعی نی لبک) معمول بوده است.
[۵۲] عبدالرزاق حسنی، «یزیدیه یا شیطان پرستان»، ج۱، ص۸۰۷، ارمغان، سال ۱۴، ش ۱۱ (بهمن ۱۳۱۲).
[۵۳] محمد تونجی، یزیدیان، ج۱، ص۱۶۵، یا، شیطان پرستان، ترجمه احسان مقدس، تهران ۱۳۸۰ ش.


مجالس بعدی

[ویرایش]

در روز هفتم و چهلم و سالروز درگذشتِ متوفی نیز مجالسی برگزار می‌شود که کمابیش مشابه مجلس ترحیم، اما بیش‌تر به قصد تذکر، است.

← دعوت بازماندگان


حضور اشخاص در مجالس چهلم و سالروز به دعوت بازماندگان بستگی دارد.
مدعوین پس از حضور یافتن بر سر مزار متوفی، به خانه یا مسجدی که محل برگزاری مجلس است، می روند.

← در آذربایجان


در آذربایجان مراسم شب هفتم برگزار نمی‌شود، بلکه بعد از مجلس ترحیم در هر شب جمعه تا چهلم، بازماندگان و آشنایان در خانه متوفی عزاداری می‌کنند.

← در کرمان و ترکمن


در کرمان شرکت کنندگان در مجلس هفتم، برای صاحبان عزا به رسم احترام و برای کمک در تأمین مخارج مراسم، کله قند و چای می‌بردند.
به نوشته پورکریم،
[۵۴] هوشنگ پورکریم، «ترکمن‌های ایران (۲)»، ج۱، ص۳۱، هنرومردم، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵).
ترکمن‌های اینجه برون یک روز پس از خاکسپاری هدایایی چون کله قند و پارچه و برّه برای صاحبان عزا می‌بردند.

شب چهلم

[ویرایش]

۳۹ روز پس از خاکسپاری، سنگ قبر روی مدفن قرار می‌دهند که این رسم را در تهران «پاگرفتن» می نامند
[۵۵] علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۸۲ ـ۸۳، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
و به همین سبب مجلس چهلم را «شب پا گرفتن» نیز می‌خوانند.

← تعیین زمان


در برخی شهر‌های ایران برای تعیین تاریخ چهلمین روز، تعداد کل فرزندان یا تعداد فرزندان ذکور متوفی را از عدد چهل کم می‌کنند و تاریخ به دست آمده را چهلم اعلام می‌کنند.

← حلوای چهلم


در تاجیکستان در مراسم چهلم حلوای مخصوصی می‌پزند و بنا به عقیده عامه، این حلوا نشان دهنده تجزیه جسد میّت در چهلمین روز است.
[۵۶] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.

در تاجیکستان تا سالروز مرگ، جمعه‌ها مجلس کوچکی برای قرآن خوانی به نام «جمعگی» برگزار می‌شود.

مجلس عید

[ویرایش]

در نخستین عیدنوروز پس از مرگ متوفی نیز «مجلس نوروزی» برگزار می‌شود که در آن از مهمانان با برگه زردآلو پذیرایی می‌کنند.
[۵۷] رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.

در ایران نیز حضور در منزل متوفی و دیدار از بازماندگان در اولین عید مذهبی یا ملی پس از فوت وی، مرسوم است.

نحوه اطلاع

[ویرایش]

امروزه خویشان و آشنایان متوفی را برای شرکت در مراسم خاکسپاری و اطلاع از ساعت و روز برگزاری مجلس ترحیم از طریق درج آگهی در روزنامه و اطلاعیه چاپی آگاه می‌کنند.

هزینه‌ها

[ویرایش]

گاه بازماندگان از تعداد مجالس ترحیم و سایر تشریفات سوکواری می‌کاهند و مخارج آن را صرف امور خیر می‌کنند.
در برخی نواحی ایران اگر صاحبان عزا برای برگزاری مراسم توانایی مالی نداشته باشند، اهالی محل در پرداخت هزینه‌ها یاری می‌کنند.
[۵۸] محمد احمد پناهی، آداب و رسوم مردم سمنان، ج۱، ص۲۷۱، تهران ۱۳۷۴ ش.


مجالس حزبی

[ویرایش]

برگزاری مجالس ترحیم در برخی جوامع مسلمان از مراسم خانوادگی و شخصی فراتر می‌رفت و نوعی پافشاری بر معتقدات دینی و هویت قومی به شمار می‌آمد، چنانکه در جمهوری‌های مسلمان نشین در دوره شوروی سابق این مجالس برای درگذشت برخی مقامات حزبی برگزار می‌شد.
[۵۹] امام علی رحمانف، تاجیکان در آئینه تاریخ، ج۱، ص۱۲، ج ۱: از آریان تا سامانیان، گرنزی: لاندن ریور ادیشنز.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، تهران ۱۳۷۹ ش.
(۲) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۳) ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۴) ابن ماجه، سنن ابن ماجه، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۵) ابن منظور، لسان العرب.
(۶) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۷) احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، قاهره ۱۹۵۳.
(۸) محمد احمد پناهی، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۹) حمیدرضا اربابی، «پژوهشی در سیره اهل بیت در عزاداری و استمرار آن تا عهد آل بویه»، پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و تمدن، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.
(۱۰) ایرج افشار سیستانی، جزیره کیش و دریای پارس، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۱۱) علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
(۱۲) هوشنگ پورکریم، «ترکمن‌های ایران (۲)»، هنرومردم، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵).
(۱۳) محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۱۴) محمد تونجی، یزیدیان، یا، شیطان پرستان، ترجمه احسان مقدس، تهران ۱۳۸۰ ش.
(۱۵) حرّعاملی، وسائل الشیعة.
(۱۶) عبدالرزاق حسنی، «یزیدیه یا شیطان پرستان»، ارمغان، سال ۱۴، ش ۱۱ (بهمن ۱۳۱۲).
(۱۷) مصطفی خن، مصطفی بغا و علی شربجی، الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی، دمشق ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰.
(۱۸) امام علی رحمانف، تاجیکان در آئینه تاریخ، ج ۱: از آریان تا سامانیان، گرنزی: لاندن ریور ادیشنز.
(۱۹) شاکر صابر ضابط، «التقالید بین بغداد و کرکوک»، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۳ (تشرین الثانی ۱۹۶۳).
(۲۰) محمدبن علی شبانکاره‌ای، مجمع الانساب، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۲۱) ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران ۱۳۶۳ش.
(۲۲) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغه العرب، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
(۲۳) محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
(۲۴) حنا فاخوری، الجامع فی تاریخ الادب العربی: الادب القدیم، بیروت ۱۹۸۶.
(۲۵) محمدبن یعقوب فیروزآبادی، ترتیب القاموس المحیط، چاپ احمد زاوی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۲۶) محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، تهران ۱۳۷۸ ش.
(۲۷) هانری ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمه مهدی روشن ضمیر، تبریز ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷ ش.
(۲۸) محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۲۹) رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
(۳۰) علی مظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ترجمه مرتضی راوندی، تهران ۱۳۷۸ ش.
(۳۱) محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۳۲) مقدسی.
(۳۳) احمد وکیلیان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
(۳۴) صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، مشهد ۱۳۷۱ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ذیل «ابن»، ابن منظور، لسان العرب.
۲. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ذیل «ابن»، تهران ۱۳۷۹ ش.
۳. شاکر صابر ضابط، «التقالید بین بغداد و کرکوک»، ج۱، ص۶۷ـ ۶۸، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۳ (تشرین الثانی ۱۹۶۳).
۴. احمد وکیلیان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۵. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۶. محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۷. سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، ج۳، ص۴۹۷، ش ۳۱۳۲، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۸. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۱۱، ش ۱۶۰۱، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۹. محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۳۲۳، ش ۹۹۸، استانبول ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۱۰. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۳، ص۲۳۵ـ ۲۳۸.
۱۱. حمیدرضا اربابی، «پژوهشی در سیره اهل بیت در عزاداری و استمرار آن تا عهد آل بویه»، ج۱، ص۷۲ـ۷۳، پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و تمدن، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.
۱۲. مصطفی خن، مصطفی بغا و علی شربجی، ج۱، ص۲۶۴، الفقه المنهجی علی مذهب الامام الشافعی، دمشق ۱۴۲۱/ ۲۰۰۰.
۱۳. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۵، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۴. علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
۱۵. ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۴ـ ۲۱۵، تهران ۱۳۶۳ش.
۱۶. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۱۷. علی مظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ج۱، ص۸۲، ترجمه مرتضی راوندی، تهران ۱۳۷۸ ش.
۱۸. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۱۰۹، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
۱۹. محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۶، تهران ۱۳۷۸ ش.
۲۰. هانری ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج۱، ص۱۵۷، ترجمه مهدی روشن ضمیر، تبریز ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷ ش.
۲۱. ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۵، تهران ۱۳۶۳ش.
۲۲. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
۲۳. محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۲۴. محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۲۵. هوشنگ پورکریم، «ترکمن‌های ایران (۲)»، ج۱، ص۳۲، هنرومردم، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵).
۲۶. محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۲۷. صادق همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ج۱، ص۵۵۷، مشهد ۱۳۷۱ ش.
۲۸. ایرج افشار سیستانی، جزیره کیش و دریای پارس، ج۱، ص۲۷۸، تهران ۱۳۷۰ ش.
۲۹. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۳۰. مقدسی، ج۱، ص۴۴۰.
۳۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۱۳۴.
۳۲. محمدبن علی شبانکاره‌ای، مجمع الانساب، ج۱، ص۴۵، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۶۳ ش.
۳۳. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۵۸۴، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
۳۴. علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
۳۵. محمد احمد پناهی، آداب و رسوم مردم سمنان، ج۱، ص۲۷۱، تهران ۱۳۷۴ ش.
۳۶. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۱، ص۱۰۸ـ۱۰۹، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱ ش.
۳۷. ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۳ش.
۳۸. احمد وکیلیان، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۳۹. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۴۰. محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۶، تهران ۱۳۷۸ ش.
۴۱. علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۷۹، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
۴۲. محمدعادل ضیایی، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۴۳. ابراهیم شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ج۱، ص۲۱۴، تهران ۱۳۶۳ش.
۴۴. شاکر صابر ضابط، «التقالید بین بغداد و کرکوک»، ج۱، ص۶۷ـ ۶۸، التراث الشعبی، سال ۱، ش ۳ (تشرین الثانی ۱۹۶۳).
۴۵. علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۸۰، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
۴۶. حنا فاخوری، الجامع فی تاریخ الادب العربی: الادب القدیم، ج۱، ص۱۴۶، بیروت ۱۹۸۶.
۴۷. علی مظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ج۱، ص۷۶، ترجمه مرتضی راوندی، تهران ۱۳۷۸ ش.
۴۸. محمود کتیرایی، از خشت تا خشت، ج۱، ص۲۸۳ـ۲۸۴، تهران ۱۳۷۸ ش.
۴۹. مقدسی، ج۱، ص۴۴۰.
۵۰. احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، ذیل «جنازه»، قاهره ۱۹۵۳.
۵۱. احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، ذیل «عزا»، قاهره ۱۹۵۳.
۵۲. عبدالرزاق حسنی، «یزیدیه یا شیطان پرستان»، ج۱، ص۸۰۷، ارمغان، سال ۱۴، ش ۱۱ (بهمن ۱۳۱۲).
۵۳. محمد تونجی، یزیدیان، ج۱، ص۱۶۵، یا، شیطان پرستان، ترجمه احسان مقدس، تهران ۱۳۸۰ ش.
۵۴. هوشنگ پورکریم، «ترکمن‌های ایران (۲)»، ج۱، ص۳۱، هنرومردم، ش ۵۰ (آذر ۱۳۴۵).
۵۵. علی بلوکباشی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، ج۱، ص۸۲ ـ۸۳، پیام نوین، دوره ۷، ش ۹ (آبان و آذر ۱۳۴۴).
۵۶. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۵۷. رحیم مسلمانیان قبادیانی، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، مصاحبه، اسفند ۱۳۸۰.
۵۸. محمد احمد پناهی، آداب و رسوم مردم سمنان، ج۱، ص۲۷۱، تهران ۱۳۷۴ ش.
۵۹. امام علی رحمانف، تاجیکان در آئینه تاریخ، ج۱، ص۱۲، ج ۱: از آریان تا سامانیان، گرنزی: لاندن ریور ادیشنز.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «ترحیم»، شماره۳۴۴۵.    






جعبه ابزار