مبانی اقتصاد اسلامی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دانشمندان مسلمان در تبیین اقتصاد اسلامی و بیان تمایز آن با دیگر مکاتب اقتصادی به بررسی اصول ثابتی در اسلام چون مالکیت مختلط و اسباب حصول آن، آزادی‌های قانون‌مند، عدالت اجتماعی و ضرورت تأمین حد کفایت برای همگان، هم‌یاری عمومی و تأکید فراوان بر انفاق پرداخته‌اند.
[۱] اقتصادنا، ص ۲۷۹ـ۲۹۰.
[۲] مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص ۱۰۳ـ۱۸۱.
[۳] الموسوعة الذهبیه، ج ۵: ص۴۸۷ـ۴۹۱.
[۴] الموسوعة العربیة العالمیه، ج ۲، ص ۴۲۲ـ۴۲۸.


فهرست مندرجات

۱ - مالکیت مختلط
       ۱.۱ - اهمیت حقوق جامعه
       ۱.۲ - دلیل قرآنی
۲ - مالکیت خدا و پیامبر و امام
       ۲.۱ - مالکیت بر انفال
              ۲.۱.۱ - مالکیت امام
              ۲.۱.۲ - معنای انفال
              ۲.۱.۳ - مصادیق انفال
              ۲.۱.۴ - معنای فیء
              ۲.۱.۵ - مصادیق دیگر انفال
              ۲.۱.۶ - فقه اهل‌تسنن
       ۲.۲ - مالکیت بر خمس و زکات
              ۲.۲.۱ - نظر فقهای شیعه
۳ - مالکیت فردی در اسلام
       ۳.۱ - آیه وصیت
       ۳.۲ - آیات مقادیر ارث
       ۳.۳ - آیات منع تصرف در اموال دیگران
۴ - عدالت اجتماعی
       ۴.۱ - تفاوت عدالت و احسان
       ۴.۲ - هدف از ارسال رسل
۵ - راه‌کارهای ایجاد عدالت اجتماعی
       ۵.۱ - ممنوعیت درآمدهای حرام
       ۵.۲ - پذیرش تفاوت‌ها
       ۵.۳ - نظام زکات
       ۵.۴ - پرداخت‌های واجب و غیرواجب
۶ - تعاون و احسان
       ۶.۱ - تعاون اجتماعی در اسلام
       ۶.۲ - تعاون براساس برّ و تقوی
       ۶.۳ - اقتصاد برادری
       ۶.۴ - ترجیح نفع عمومی
       ۶.۵ - عاریه دادن وسایل
       ۶.۶ - حرمت ربا
       ۶.۷ - انفاق
۷ - چارچوب اخلاقی و دینی
       ۷.۱ - محدودیت‌های تصرف در اموال
       ۷.۲ - مقررات کسب درآمد
       ۷.۳ - ممنوعیت رشوه
       ۷.۴ - نهی از بخس و تطفیف
       ۷.۵ - دیگر نهی شده‌ها
       ۷.۶ - محدودیت‌های خوردن و آشامیدن
       ۷.۷ - حرمت اسراف و تبذیر
              ۷.۷.۱ - معنای اسراف و تبذیر
              ۷.۷.۲ - منع از سخت‌گیری
       ۷.۸ - منع تجمل‌طلبی و فخرفروشی
۸ - فهرست منابع
۹ - پانویس
۱۰ - منبع

مالکیت مختلط

[ویرایش]

مسئله مالکیت ، در پرتو منازعات نظام سرمایه‌داری و مارکسیستی به صورت یکی از موضوعات مهم و مورد توجه دانشمندان اسلامی معاصر در آمده است.

← اهمیت حقوق جامعه


این دانشمندان افزون بر بحث از منشأ مالکیت در اسلام،
[۵] اقتصادنا، ص ۴۸۲ـ۴۸۳.
[۶] نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۶۴.
به تبیین نظریه مالکیت مختلط در اسلام پرداخته
[۷] اقتصادنا، ص ۲۷۹ـ۲۸۱.
و با پذیرش مالکیت‌های غیر فردی چون مالکیت عمومی و دولتی در کنار احترام به مالکیت فردی به اهمیت حقوق جامعه از نگاه اسلام توجه داده‌اند.
برخی فراتر از این به ولیّ امر اجازه داده‌اند که در صورت نیاز جامعه از اموال ثروتمندان برداشت قهری کند؛
[۸] الاعتصام، ص ۳۸۰.
اما دیگران تنها بیان کرده‌اند که افراد حق اسراف و تبذیر در اموال خود یا استفاده نامشروع از آن را ندارند، زیرا که این عمل تضییع ثروت‌های عمومی را نتیجه می‌دهد.
[۹] نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۵.


← دلیل قرآنی


در تلاش برای استناد این بحث به قرآن از آیه ۵ نساء : ۴ برداشت شده که مالکیت فردی متفرع از مالکیت عمومی است:
[۱۱] صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۲ـ۱۳.
«و لا تُؤتوا السُّفَهاءَ اَمولَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُم قِیمًا و ارزُقوهُم فِیها و اکسوهُم» اموال در این آیه موجب قوام جامعه معرفی شده که نباید آن را در اختیار نادانان گذاشت.
تعبیر « سَفَه » به چند گونه تفسیر شده که
[۱۲] زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۲.
سوء تصرف به سبب نقصان در عقل یا دین یا ورشکستگی از معانی آن شمرده شده است.

مالکیت خدا و پیامبر و امام

[ویرایش]

افزون بر این جدای از مالکیت حقیقی خداوند که قابل انفصال از وی نبوده
[۱۵] حاشیة المکاسب، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۱.
معتقد به نوعی مالکیت اعتباری نیز برای خداوند شده‌اند.
[۱۶] درآمدی بر اقتصاد اسلامی، ص ۱۰۰ـ۱۰۳.

اعتبار خداوند در کنار گروهی دیگر به عنوان مالکان انفال ، خمس و فیء در آیات ۱۸ و ۴۱ انفال : ۸ و ۷ حشر : ۵۹ بیان‌گر مالکیت اعتباری خداوند بر این اموال است.
انتقال سهم خداوند به پیامبر بر اساس روایاتی که در این زمینه وجود دارد
[۲۲] میزان‌الحکمه، ج ۴، ص ۳۳ـ۶۳.
نیز با مالکیت اعتباری خداوند سازگار است؛ اما دیگران با بیان این‌که حرف لام وارد شده بر کلمه « الله » در این آیات برای تبرک و تیمن است و معنای مالکیت و اختصاص نمی‌دهد با این نظر مخالفت کرده‌اند.

← مالکیت بر انفال


موضوع انفال نیز در قرآن به مالکیت خداوند و پیامبر نسبت به برخی ثروت‌های عمومی اشاره دارد.

←← مالکیت امام


برخی برای اثبات مالکیت امام به آیه انفال استناد کرده‌اند و انفال را اموالی دانسته‌اند که به پیامبر و پس از وی به جانشین و نه وارثان وی تعلق می‌گیرد تا به هر نحو که مصلحت بدانند، مصرف کنند:
[۲۵] مصباح‌الفقیه، ج۱۴، ص۲۳۸ـ۲۴۳.
«یَسَلونَکَ عَنِ الاَنفالِ قُلِ الاَنفالُ لِلّهِ و الرَّسولِ فَاتَّقُوا اللّهَ و اَصلِحوا ذاتَ بَینِکُم و اَطیعُوا اللّهَ و رَسولَهُ اِن کُنتُم مُؤمِنین».
شأن نزول این آیه در رابطه با غنایم جنگ بدر و منازعه مسلمانان برای تقسیم آن است.
[۲۹] الدر المنثور، ج ۴، ص ۵ـ۶.


←← معنای انفال


انفال جمع «نَفْل» به معنای زیادی است و غنایم را از آن جهت انفال می‌نامند که زیاده‌ای برای مسلمانان است.
[۳۲] تاج‌العروس، ج ۱۵، ص ۷۴۷.


←← مصادیق انفال


البته در بیان مصداق انفال اختلاف فراوانی است
[۳۴] جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۲۴ـ۲۲۷.
و فقهای امامیه موارد بسیاری را جزو انفال شمرده‌اند
[۳۶] مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹ـ۲۱۱.
که از آن جمله «فیء» است:
[۳۹] مصباح‌الفقیه، ج ۱۴، ص ۳۳۸ـ۳۳۹.
«ما اَفاءَ اللّهُ عَلی رَسولِهِ مِن اَهلِ القُری فَلِلّهِ و لِلرَّسولِ و لِذِی القُربی...».

←← معنای فیء


«فیء» را زمینی دانسته‌اند که بدون جنگ و خون‌ریزی در تصرف مسلمانان در آید؛ چه مالکان آن را به میل خود تسلیم کنند و چه آن را رها کرده، بروند.
[۴۱] الاحکام‌السلطانیه، ص۲۲۶.
[۴۳] الخراج والنظام المالیه، ص ۱۱۲.


←← مصادیق دیگر انفال


هم‌چنین زمین‌ها و آبادی‌های بدون مالک بنا بر قاعده «کلُّ ارض لا رب لها هی من الانفال»
[۴۵] اقتصادنا، ص۴۴۵۴۴۷.
که شامل کوه‌ها ، جنگل‌ها
[۴۶] مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹.
[۴۷] وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۵۲۳ـ۵۳۴.
و دریاها
[۴۸] مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹.
هم می‌شود و صفایا و قطایع که عبارت از اموال منقول و غیر منقول پادشاهان است
[۵۰] شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۱۸۳.
و میراثی که وارث ندارد و غنیمت‌هایی که بدون اجازه امام به دست آمده باشد
[۵۳] مصباح الفقیه، ج ۱۴، ص ۲۵۱.
و طبق نظری معادن
[۵۴] مصباح الفقیه، ص ۲۵۵.
و زمین‌های موات چه « مفتوح العنوه » باشند و چه غیر آن،
[۵۵] شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۱۸۳
همگی از انفال است.

←← فقه اهل‌تسنن


اما انفال در فقه اهل سنت تنها در ارتباط با غنایم جنگی و مسائل متفرع بر آن لحاظ شده
[۵۶] تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۳۰.
[۵۷] نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۱۵۵.
و موارد دیگر انفال را جزو مباحات عامه یا اموال عمومی شمرده‌اند.
[۵۸] الام، ج ۹، ص ۱۵۹ـ۱۶۷.
[۵۹] انفال و آثار آن در اسلام، ص ۱۸ـ۹۶.

از مفهوم مخالف آیه «فیء» نیز چنین برداشت شده که اگر مسلمانان برای تحصیل اراضی کافران به تجهیز نیرو ناچار شدند، آن اراضی به آن‌ها تعلق می‌گیرد
[۶۰] درآمدی بر اقتصاد اسلامی، ص ۱۰۸.
و نیز زمین‌هایی را که در حال فتح آباد بوده جزو املاک عمومی دانسته‌اند.
[۶۱] اقتصادنا، ص ۴۲۰ـ۴۳۳.


← مالکیت بر خمس و زکات


خمس از دیگر مواردی است که طبق نظر شیعیان به امام تعلق می‌گیرد: «و اعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَیء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ و لِلرَّسولِ و لِذِی القُربی...».

←← نظر فقهای شیعه


درباره تعلق خمس و انفال به امام در زمان غیبت در بین فقهای شیعه نظراتی متفاوت وجود دارد؛ برخی معتقد به اباحه آن برای شیعیان شده‌اند؛
[۶۸] مصباح‌الفقیه، ج ۱۴، ص ۲۵۹.
اما دیگران با این نظر مخالفت کرده‌اند.
در مورد حکم زکات نیز همین اختلاف وجود دارد؛
[۷۲] تطور الفکر السیاسی الشیعی، ص ۲۹۹ـ۳۰۳.
برخی بخشی از مصارف زکات چون «مؤلفة قلوبهم» را در زمان غیبت ساقط دانسته‌اند.
گروهی نیز به افراد اجازه اخراج و توزیع زکات مال خویش را داده‌اند، چنان‌که گروه دیگر فقها پرداخت خمس و زکات را در زمان غیبت غیر لازم شمرده یا برخی مصارف آن را الغا کرده یا نظر به کنار نهادن آن برای امام زمان (عج) داده‌اند.
[۷۶] تطور الفکر السیاسی الشیعی، ص ۳۰۴ـ۳۱۲.

اما تعبیر برخی از مالکیت امام به مالکیت دولتی
[۷۷] اقتصادنا، ص ۴۳۴.
نیز بیان‌گر جواز تشکیل حکومت در زمان غیبت و جانشینی آن از امام است.

مالکیت فردی در اسلام

[ویرایش]

یادکرد از گونه‌های مختلفی از مالکیت خدا، پیامبر و امام که نوعی مالکیت عمومی یا دولتی به شمار می‌رود به معنای نفی مالکیت خصوصی و در نتیجه سوسیالیستی بودن اقتصاد اسلامی نیست.

← آیه وصیت


در آیات فراوانی از مالکیت فردی انسان‌ها یاد شده که آیات میراث نمونه‌ای از آن است: «کُتِبَ عَلَیکُم اِذا حَضَرَ اَحَدَکُمُ المَوتُ اِن تَرَکَ خَیرًا الوَصِیَّةُ...» وصیت که در این آیه بدان سفارش شده متوقف بر مالکیت است.
مفسران مراد از واژه « خیر » در آیه را مال،
[۸۰] تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۷۴.
مال قابل توجه یا مال فراوان
[۸۲] الکشاف، ج ۱، ص ۲۲۳.
دانسته‌اند.

← آیات مقادیر ارث


هم‌چنین آیاتی که از مقادیر ارث سخن گفته است، بر مالکیت خصوصی دلالت دارد: «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الولِدانِ و الاَقرَبونَ و لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الولِدانِ و الاَقرَبونَ مِمّا قَلَّ مِنهُ اَو کَثُرَ نَصیبًا مَفروضا» با توجه به مفاهیم « تَرَکه » و «نصیب مفروض» موضوع مالکیت خصوصی در اسلام غیر قابل تردید تلقی شده است.

← آیات منع تصرف در اموال دیگران


در آیات دیگری نیز از تصرف بدون رضایت در اموال دیگران نهی شده است: «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَأکُلوا اَمولَکُم بَینَکُم بِالبطِلِ اِلاّ اَن تَکونَ تِجرَةً عَن تَراض مِنکُم» از اضافه اموال به ضمیر مخاطب در این آیه نوعی ظهور در مالکیت فردی استفاده می‌شود، چنان‌که تجارت و مطلق مبادله و دادن حق تصرف در اموال به دیگران، بر ملکیت متوقف است.

عدالت اجتماعی

[ویرایش]


← تفاوت عدالت و احسان


تأکید قرآن به برقراری عدالت در جامعه و روابط بین افراد در اقتصاد اسلامی به صورت اصلی در نظام توزیع ثروت بازتاب یافته است:
[۸۵] اقتصادنا، ص ۲۸۶.
«اِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ و الاِحسنِ و ایتایِ ذِی القُربی و یَنهی عَنِ الفَحشاءِ و المُنکَرِ و البَغیِ یَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرون» امر به عدل در این آیه که در ارتباط با جنبه‌های اجتماعی تفسیر شده، در کنار امر به احسان و اصلاح حال نیازمندان و گرفتاران و هم‌بستگی با ایشان مؤید عدالت اجتماعی مورد نظر اسلام است.
احسان را به بیش‌دهی و کم‌ستانی نیز معنا کرده و آن را برتر از عدالت دانسته‌اند.
[۸۹] مفردات، ص ۲۳۶، «حسن».


← هدف از ارسال رسل


در جایی دیگر هدف از ارسال پیامبران ، اشاعه عدالت در روابط بین افراد و برپایی جامعه سالم بیان شده است: «لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنتِ و اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتبَ و المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ و اَنزَلنَا الحَدیدَ فیهِ بَأسٌ شَدیدٌ و مَنفِعُ لِلنّاسِ و لِیَعلَمَ اللّهُ مَن یَنصُرُهُ و رُسُلَهُ بِالغَیبِ اِنَّ اللّهَ قَویٌّ عَزیز» « قسط » را به معنای عدل، و « میزان » را هم گاه به معنای عدالت و گاه به معنای ترازو دانسته‌اند.
ترازو نیز از آن جهت که ابزاری برای سنجش در معاملات و جلوگیری از پایمال شدن حقوق دیگران است اشاره به لزوم برقراری عدالت دارد.
هم‌چنین در انتهای آیه، از آهن و منافع آن برای انسان‌ها سخن رفته که در نقش نمادی از قدرت و نیرو به ضمانت اجرایی عدالت اشاره داشته، بر لزوم دفاع از جامعه سالم اسلامی و گسترش آن در زمین دلالت دارد.
در آیه ۱۵ شوری : ۴۲ نیز پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به رفتار عادلانه میان مردم امر شده است: «قُل ءامَنتُ بِما اَنزَلَ اللّهُ مِن کِتب و اُمِرتُ لاَِعدِلَ بَینَکُمُ».
هم‌چنین آیات ۱۳۵ نساء : ۴ و ۸ مائده : ۵ مؤمنان را به برپایی عدالت سفارش کرده است.

راه‌کارهای ایجاد عدالت اجتماعی

[ویرایش]

در قرآن افزون بر آیاتی که‌ به‌طور کلی به اهمیت برقراری عدالت می‌پردازد، راه‌کارهای حقوقی و اخلاقی در جهت ایجاد توازن در جامعه نیز عرضه شده است.

← ممنوعیت درآمدهای حرام


از ممنوعیت درآمدهای غیر منطقی و حرام تحت عنوان « اکل باطل » در آیات ۱۸۸ بقره : ۲ ۲۹، ۱۶۰ـ۱۶۱ نساء: ۴ و ۳۴ توبه : ۹، ممنوعیت زراندوزی و خارج کردن اموال از گردونه اقتصاد در آیات ۳۴ـ۳۵ توبه: ۹، ممنوعیت « بخس » یا از ارزش انداختن اموال دیگران در آیات ۸۵ اعراف۸۵ هود : ۱۱ ۱۸۲ـ۱۸۳ شعراء : ۲۶ و ممنوعیت اسراف و تبذیر در آیات ۳۱ اعراف: ۷ ۲۷اسراء : ۱۷ و... می‌توان در مسیر برپایی عدالت اجتماعی یاد کرد.

← پذیرش تفاوت‌ها


با این حال اختلاف سطح معیشتی در جامعه ناشی از تفاوت‌های ذاتی افراد یا تفاوت در زمینه‌های اجتماعی یا فرهنگی ایشان امری طبیعی در اقتصاد اسلامی تلقی شده است تا جایی که برخی در تفسیر آیه ۳۲ زخرف : ۴۳ قوام دنیا را در این تفاوت‌ها دانسته‌اند؛ اما این تفاوت‌های معیشتی نباید به شکاف طبقاتی در جامعه بینجامد، چنان‌که هدف از تخصیص « فیء » به گروهی خاص و محروم کردن دیگران در آیه ۷ حشر : ۵۹ جلوگیری از انحصار اموال در دست ثروتمندان دانسته شده است: «ما اَفاءَ اللّهُ عَلی رَسولِهِ مِن اَهلِ القُری فَلِلّهِ و لِلرَّسولِ و لِذِی القُربی و الیَتمی و المَسکینِ و ابنِ السَّبیلِ کَی لا یَکونَ دولَةً بَینَ الاَغنِیاءِ مِنکُم و ما ءاتکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ و ما نَهکُم عَنهُ فَانتَهوا و اتَّقوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ شَدیدُ العِقاب»

← نظام زکات


نظام زکات که از مختصات اقتصاد اسلامی است در جهت تأمین اجتماعی نیازمندان و ایجاد توازن در جامعه نقش ایفا می‌کند:
[۱۱۶] قضایا اشکالیة فی الفکر الاسلامی، ص ۳۱۰ـ۳۱۲.
«اِنَّمَا الصَّدَقتُ لِلفُقَراءِ و المَسکینِ و العمِلینَ عَلَیها و المُؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم و فِی الرِّقابِ و الغرِمینَ و فی سَبیلِ اللّهِ و ابنِ السَّبیلِ فَریضَةً مِنَ اللّهِ و اللّهُ عَلیمٌ حَکیم».
چنان‌که در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که اگر زکات به درستی پرداخت شود، هیچ نیازمند مسلمانی باقی نخواهد ماند.
هم‌چنین زکات در قرآن حق نیازمندان و نه منتی بر آنان تلقی شده: «و الَّذینَ فی اَمولِهِم حَقٌّ مَعلوم لِلسّائِلِ و المَحروم» و در آیات فراوانی در کنار برپایی نماز قرار گرفته است: «و اَقیموا الصَّلوةَ و ءاتوا الزَّکوةَ و ارکَعوا مَعَ الرّ‌کِعین»

← پرداخت‌های واجب و غیرواجب


تشریع پرداخت‌های انتقالی واجب دیگری چون خمس ، هدی یا قربانی حجّ و کفارات گوناگون چون کفاره روزه، کفاره شکستن سوگند ، کفاره صید در حرم ، کفاره ظهار ، کفاره تراشیدن سر پیش از قربانی و تشویق به قرض الحسنه در مقابل حرمت ربا و هم‌چنین پرداخت‌های غیر الزامی دیگری چون صدقه و وقف تحت عنوان « باقیات الصالحات »، وصیت به ثلث ترکه و توزیع قهری باقی‌ مانده ارث همگی در راستای تعدیل ثروت در جامعه است.

تعاون و احسان

[ویرایش]

امر به نیکی و احسان و منع از ظلم و عدوان ، اعلام مساوات و برابری میان همه مسلمانان ، تشویق فراوان به انفاق و ترجیح دیگران بر خود و هم‌چنین موارد خاصی چون تحریم ربا و در مقابل، تحریض بر قرض الحسنه بیان‌گر اهمیت تعاون و هم‌یاری در نظام اجتماعی اسلام است که گاه نیز از آن به عنوان ضامن تحقق عدالت اجتماعی در اقتصاد اسلامی تعبیر شده است.
[۱۳۹] النظریة الاقتصادیة الاسلامیه، ص ۱۹.


← تعاون اجتماعی در اسلام


برخی نیز با طرح تعاون اجتماعی در اسلام
[۱۴۰] العمل و الضمان الاجتماعی فی الاسلام، ص ۱۷۱ـ۲۱۸.
[۱۴۱] پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۵۸۳.
هم‌چون مشارکت‌های گروهی در حل نارسایی‌های جامعه و بسیج عمومی در زمان وقوع حوادث پیش بینی نشده، به پیوند و تکافل اجتماعی بین مسلمانان توجه داده‌اند.

← تعاون براساس برّ و تقوی


در قرآن نیز مؤمنان برادران همدیگر: «اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ» و چونان پیکری واحد: «کَاَنَّهُم بُنینٌ مَرصوص» قلمداد شده و به همیاری و تعاون بر اساس «برّ و تقوا» امر شده‌اند: «تَعاونوا عَلَی البِرِّ والتَّقوی و لا تَعاونوا عَلَی الاِثمِ و العُدونِ و اتَّقوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ شَدیدُ العِقاب».
تقوا را به اطاعت از اوامر و نواهی خداوند تفسیر کرده‌اند و در بیان معنای « برّ » به آیه ۱۷۷ بقره: ۲ استناد شده است: «لَیسَ البِرَّ اَن تُوَلّوا وُجوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ و المَغرِبِ و لکِنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ و الیَومِ الأخِرِ و المَلئِکَةِ و الکِتبِ و النَّبِیّینَ و ءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی القُربی و الیَتمی و المَسکینَ و ابنَ السَّبیلِ و السّائِلینَ و فِی الرِّقابِ و اَقامَ الصَّلوةَ و ءاتَی الزَّکوةَ...» مفسران ایمان به خدا، قیامت ، فرشتگان ، قرآن، پیامبران و انفاق به خویشاوندان، یتیمان ، مسکینان و... برپایی نماز و پرداخت زکات و... را که در این آیه بدان اشاره شده بیان کاملی از «بِرّ» دانسته‌اند.

← اقتصاد برادری


مبانی اخلاقی و اعتقادی روی‌کرد تعاون در اقتصاد که به تأسیس شرکت‌های تعاونی بر پایه «هر فرد یک رأی»
[۱۵۰] اصول و اندیشه‌های تعاونی، ص‌۱۶۰.
اشاره داشته و گاه با عنوان « اقتصاد برادری » خوانده می‌شود
[۱۵۱] تعاون، ج ۱، ص ۳۰.
مورد تأکید و تبلیغ اسلام قرار گرفته است.

← ترجیح نفع عمومی


نیکوکاری و تقوا باعث ایجاد همکاری و ترجیح نفع عمومی بر سودجویی شخصی در شرکت‌های تعاونی می‌شود.
[۱۵۲] تعاون در اسلام و جامعه صنعتی، ص ۷۵.

در این راستا در آیات فراوانی از این بینش غیر ایمانی انتقاد شده که کمک به دیگران را خسارت و زیان می‌شمرد:
[۱۵۳] تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۴۹.
«و مِنَ الاَعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَمًا و یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ و اللّهُ سَمیعٌ عَلیم».
بر این اساس حداکثر مطلوبیت مؤمنان در نفع مادی خلاصه نمی‌شود و مؤمنان هر چند به چیزی نیازمند باشند دیگران را بر خود مقدم می‌دارند: «و الَّذینَ تَبَوَّءُو الدّارَ و الایمنَ مِن قَبلِهِم یُحِبّونَ مَن هاجَرَ اِلَیهِم و لا یَجِدونَ فی صُدورِهِم حاجَةً مِمّا اوتوا و یُؤثِرونَ عَلی اَنفُسِهِم و لَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ و مَن یوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ المُفلِحون».

← عاریه دادن وسایل


تعاون در موارد خاص‌تری چون عاریه دادن وسایل خانه به همسایگان نیز مورد تأکید قرار گرفته است: «و یَمنَعونَ الماعون».
« ماعون » را گاه به زکات و گاه به عاریه دادن وسایل خانه تفسیر کرده‌اند و در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام)، قرض ، عمل خیر، عاریه دادن وسایل خانه و زکات از مصادیق «ماعون» شمرده شده است که بازگشت معنایی همه آن‌ها به هم‌یاری و معاونت است.

← حرمت ربا


اهمیت تعامل متقابل انسان‌ها و هم‌یاری در رفع مشکلات هم‌دیگر در فلسفه حرمت ربا نیز خودنمایی می‌کند.
[۱۶۳] من وحی القرآن، ج ۵، ص ۱۲۵.
(در نکوهش ربا و ذکر وعده عذاب بر آن به این آیه رجوع کنید ).
رباخواری که با توجه به چشم‌پوشی از سود حاصل از جریان یافتن پول در فعالیت‌های اقتصادی، عملی به ظاهر منطقی به نظر می‌رسد، در این آیات ستم به دیگران تلقی شده است.
حرمت ربا با توجه به آموزه‌های اسلامی مبنی بر این‌که انسان‌ها مالک حقیقی اموال خویش نبوده: «و ءاتوهُم مِن مالِ اللّهِ الَّذی ءاتکُم» و نیازمندان و محرومان سهمی در اموال آن‌ها دارند: «حَقٌّ مَعلوم لِلسّائِلِ و المَحروم» قابل توجیه است.

← انفاق


در مقابل ربا، برای بخشش به دیگران که تحت عنوان انفاق و صدقه در قرآن یاد شده و هم‌چنین وام بدون ربا (قرض الحسنه) پاداش اخروی فراوانی وعده داده شده است: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضًا حَسَنًا فَیُضعِفَهُ لَهُ اَضعافًا کَثیرَةً و اللّهُ یَقبِضُ و یَبصُطُ و اِلَیهِ تُرجَعون».
برخی مراد از «قَرضًا حَسَنًا» را وام بدون ربا دانسته‌اند،
[۱۷۸] فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۲۲.
[۱۷۹] زبدة البیان، ص ۵۷۱.
گرچه به نظر می‌رسد مقصود از آن مطلق انفاق در راه خدا باشد.
[۱۸۲] تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۱۵۵.

در این صورت قرض الحسنه می‌تواند از عنوان کلی انفاق و هم‌چنین از دستور «و اَحسِنوا اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُحسِنین» و از «اِلاّ مَن اَمَرَ بِصَدَقَة اَو مَعروف» با توجه به روایاتی که معروف را به قرض تفسیر کرده است، برداشت شود.
در برخی روایات نیز پاداش قرض، بیشتر از صدقه دانسته شده است که شاید بر این دلالت داشته باشد که قرض باعث گشایش مشکلات افراد بیشتری می‌شود، زیرا می‌توان پولی را چندین بار قرض داد.
[۱۸۷] من وحی القرآن، ج ۵، ص ۱۲۷.


چارچوب اخلاقی و دینی

[ویرایش]

آزادی‌های فردی در اقتصاد اسلامی به وسیله ارزش‌های معنوی از درون افراد و قوانین اجتماعی از برون محدود شده است.
[۱۸۸] اقتصادنا، ص ۲۸۲.


← محدودیت‌های تصرف در اموال


انسان‌ها در اقتصاد اسلامی هر چند مالک درآمدهای خویش هستند: «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبوا و لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبنَ» ولی مجاز به هر گونه تصمیم‌گیری در اموال خود و هر گونه کسب درآمد نیستند.
در ثروت کسب شده از راه حلال حق معلومی چون زکات برای دیگران وجود دارد و تصرف تضییعی در اموال شخصی نیز ممنوع است.
[۱۹۲] نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۵.

هم‌چنین وصیت به بیش از ثلث ترکه پذیرفته نمی‌شود
[۱۹۳] الروضة البهیه، ج ۲، ص ۵۳.
و حاکم شرع مجاز به محروم کردن افراد از ملک خویش در صورت اضرار به دیگران است.
[۱۹۴] صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۳.

سفیهان نیز از تصرف در اموال خود منع شده‌اند، زیرا قوام جامعه و تحقق حیات کریمانه انسانی در گرو استفاده صحیح از این اموال است.
[۱۹۵] صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۲.


← مقررات کسب درآمد


کسب درآمد از هرگونه شغل تولیدی یا خدماتی نیز در اقتصاد اسلامی محدود به قواعد اخلاقی معینی است.
مفهوم «ابتغاء فضل الله» که در آیات فراوانی از آن سخن‌ رفته و با توجه به آیه ۱۲ فاطر : ۳۵ تنها در معنای تجارت و دادوستد خلاصه نمی‌شود
[۱۹۷] الکشاف، ج ۳، ص ۶۰۵.
[۱۹۸] تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۲۱۴.
بیان‌گر آزادی هرگونه شغلی است، چنان‌که به مشاغل گوناگونی نیز هم‌چون صیادی ، غواصی ، کشتی‌رانی، شبانی ، کشتی‌سازی، زره‌سازی ، ذوب فلزات، خانه‌سازی، کشاورزی ، خزانه‌داری ، دام‌داری و... نیز در قرآن اشاره شده است؛ اما از سوی دیگر محدودیت‌هایی نیز برای کسب درآمد ذکر شده که معاملات ربوی نمونه‌ای از آن است.

← ممنوعیت رشوه


ممنوعیت رشوه از دیگر محدودیت‌های کسب درآمد است که تحت عنوان « سُحت » در قرآن بیان شده است.
سُحت هرگونه درآمد حرامی است
[۲۱۳] لسان العرب، ج ۶، ص ۱۸۶، «سحت».
که مفسران آن را به رشوه یا درآمد حاصل از فروش سگ و خوک و شراب و... تفسیر کرده‌اند.
[۲۱۴] تفسیر ماوردی، ج۱، ص ۴۶۷.

هم‌چنین در آیه‌ای دیگر از تصرف باطل در اموال دیگران و پرداختن بخشی از آن به قضات به عنوان رشوه نهی شده است:
[۲۱۸] پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۳۶۹.
«و لا تَأکُلوا اَمولَکُم بَینَکُم بِالبطِلِ و تُدلوا بِها اِلَی الحُکّامِ لِتَأکُلوا فَریقًا مِن اَمولِ النّاسِ بِالاِثمِ و اَنتُم تَعلَمون».
تصرف باطل در این آیه و آیات ۲۹ و ۱۶۱ نساء: ۴ و ۳۴ توبه: ۹ به غصب اموال دیگران یا درآمدهای ناشی از قمار و کارهای بیهوده تفسیر شده است.
[۲۲۳] تفسیر ماوردی، ج ۱، ص ۲۴۸.
[۲۲۴] مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۰۶.
[۲۲۵] پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۳۳۹.


← نهی از بخس و تطفیف


از « بخس » به معنای کم کردن و فریب دادن در آیات ۸۵ اعراف: ۷ ۸۴ـ۸۵ هود: ۱۱ و ۱۸۱ـ۱۸۳ شعرا: ۲۶ و « تطفیف » به معنای کم گذاشتن ترازو در آیات ۱ـ۳ مطففین : ۸۳ نهی شده است.

← دیگر نهی شده‌ها


غصب ، دزدی ، رشوه‌گیری، راه‌زنی ، کلاه‌برداری و کم ارزش نشان دادن کالا
[۲۳۴] پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۴۰۷.
را نیز از مصادیق «بخس» شمرده‌اند؛ هم‌چنین در آیات فراوانی از مواردی هم‌چون هم‌کاری با ستمگران شهادت ناحق ، هجو و عیب‌جویی دیگران، آموزش سحر ، اشاعه فحشا و... نهی شده است که فقها با طرح برخی آیات در بخش مکاسب محرمه ، حکم به حرمت اکتساب از آن‌ها داده‌اند.
[۲۴۰] المکاسب، ج ۱، ص ۲۷۰.
[۲۴۱] المکاسب، ج ۱، ص۳۱۸.
[۲۴۲] المکاسب، ج ۲، ص ۵۱.


← محدودیت‌های خوردن و آشامیدن


دستور به استفاده از روزی‌های حلال و لذید خداوند: «کُلوا مِن طَیِّبتِ ما رَزَقنکُم»، «و کُلوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَللاً طَیِّبًا» که به «اباحه» تفسیر شده و بر آزادی مصرف دلالت دارد، در عین حال بیان‌گر نوعی محدودیت مصرف نسبت به محرمات است؛ چنان‌که در آیات دیگری از حرمت مصرف مردار ، خون ، گوشت خوک و آن‌چه نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شده، سخن می‌رود: «اِنَّما حَرَّمَ عَلَیکُمُ المَیتَةَ و الدَّمَ و لَحمَ الخِنزِیرِ و ما اُهِلَّ بِهِ لِغَیرِ اللّهِ».
حرمت این موارد در آیه ۱۵۷ اعراف: ۷ تحت عنوان « خبائث » مخالف « طیبات » و به معنای پلیدی‌ها نیز آمده است؛ همچنین حرام بودن می‌گساری از دیگر محدودیت‌های مصرفی است که در قرآن ذکر شده است.

← حرمت اسراف و تبذیر


جدای از محدودیت‌هایی که درباره مواد مصرفی در قرآن ذکر شده، محدودیت‌هایی نیز در مورد نحوه و انگیزه‌های مصرف وجود دارد.
اسراف و تبذیر طبق آیات فراوانی چون ۳۱ اعراف: ۷ و ۲۶ـ۲۷ اسراء: ۱۷ ممنوع شمرده شده و مبذران که هم‌چون شیطان سعی در افساد دارند، برادران شیطان خوانده شده‌اند:
[۲۵۹] تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۱۶۱ـ۱۶۲.
«اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخونَ الشَّیطینِ وکانَ الشَّیطنُ لِرَبِّهِ کَفورا».

←← معنای اسراف و تبذیر


اسراف به معنای تجاوز از میانه‌روی و خرج فراوان برای هدفی ناچیز است و در تفاوت میان اسراف و تبذیر گفته شده که اسراف، مصرف بیش از اندازه در جهتی سودمند است، در حالی که تبذیر موارد ناشایست و بی‌فایده را شامل می‌شود.
تولید غیر بهینه و تضییع منابع تولید را نیز می‌توان از مصادیق اسراف دانست.

←← منع از سخت‌گیری


قرآن در کنار نکوهش اسراف از سخت‌گیری بیش از اندازه نیز نهی کرده است: «و الَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا و لَم یَقتُروا و کانَ بَینَ ذلِکَ قَواما».
در این آیه مؤمنان افرادی معرفی می‌شوند که در پرداخت‌های خود نه زیاده‌روی و اسراف می‌کنند و نه بخل می‌ورزند.
« تقتیر » مخالف اسراف و سخت‌گیری فراوان در امور معیشتی است.
مفهوم «بخل» در آیه ۱۸۰ آل‌عمران: ۳ و « شحّ » در آیات ۱۲۸ نساء: ۴ ۹ حشر: ۵۹ و ۱۶ تغابن : ۶۴ نیز بر همین موضوع دلالت دارد.

← منع تجمل‌طلبی و فخرفروشی


تجمل‌طلبی افراطی و فخرفروشی نیز از انگیزه‌های منفی مصرف در قرآن معرفی شده است: «و لا تَکونوا کَالَّذینَ خَرَجوا مِن دِیرِهِم بَطَرًا».
بهره‌مندی از نعمت‌های فراوان خداوند در راه رضای او را « شکر » و فزون‌طلبی و فخرفروشی را « بَطَر » دانسته‌اند.
هم‌چنین واژه « ترف » که در آیاتی چند به‌کار رفته به معنای رفاه‌زدگی است
[۲۷۷] مفردات، ص ۱۶۶، «ترف».
و « مترف » را نیز به ثروتمندان و طاغوتیان تفسیر کرده‌اند.
[۲۷۸] تفسیر ماوردی، ج ۲، ص ۵۱۰.

فزون‌طلبی و جمع کردن طلا و نقره نیز تحت عنوان « تکاثر » در آیه ۱ تکاثر : ۱۰۲ و همچنین جمع کردن طلا و نقره در آیه ۳۴ توبه : ۹ مورد نکوهش قرار گرفته است.

فهرست منابع

[ویرایش]

الاحکام السلطانیه والولایات الدینیه؛ احکام‌القرآن، جصاص؛ الاعتصام؛ اقتصاد؛ اقتصاد اسلامی (فصلنامه)؛ اقتصاد سیاسی بین الملل (تلاش برای کسب قدرت و ثروت)؛ اقتصادنا؛ الام؛ انفال و آثار آن در اسلام؛ انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ پیام‌های اقتصادی قرآن؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ تاریخ عقاید اقتصادی از آغاز تا پایان سوسیالیسم؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه؛ تعاون؛ تعاون در اسلام و جامعه صنعتی؛ تفسیر العیاشی؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر المنار؛ تفسیر من وحی القرآن؛ تفسیر نمونه؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ حاشیة المکاسب؛ الحدائق الناضرة فی احکام العترة‌الطاهره؛ الخراج و النظم المالیة للدولة الاسلامیه؛ خودآموز اقتصاد؛ در آمدی بر اقتصاد اسلامی؛ الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور؛ الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیه؛ زاد المسیر فی علم التفسیر؛ زبدة البیان فی براهین احکام القرآن؛ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام؛ الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه؛ صحیح البخاری؛ صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی؛ العمل والضمان الاجتماعی فی الاسلام؛ فقه القرآن، راوندی؛ قضایا اشکالیة فی الفکر الاسلامی المعاصر؛ الکافی فی‌الفقه؛ کتاب المکاسب؛ الکشاف؛ لسان العرب؛ اللمعة الدمشقیه؛ مبادی النظام الاقتصادی الاسلامی و بعض تطبیقاته؛ المبسوط فی فقه الامامیه؛ مجمع‌البحرین؛ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ مختلف الشیعة فی احکام الشریعه؛ مصباح الفقیه؛ معجم الفروق اللغویه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ المقنعه؛ مکتب و نظام اقتصادی اسلام؛ من لا یحضره الفقیه؛ منهج الاقتصاد فی القرآن؛ الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیه؛ الموسوعة العربیة العالمیه؛ المهذب؛ میزان الحکمه؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ النظریة الاقتصادیة الاسلامیه؛ نظری به نظام اقتصادی اسلام؛ النکت والعیون، ماوردی؛ النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی؛ وسائل الشیعه.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اقتصادنا، ص ۲۷۹ـ۲۹۰.
۲. مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص ۱۰۳ـ۱۸۱.
۳. الموسوعة الذهبیه، ج ۵: ص۴۸۷ـ۴۹۱.
۴. الموسوعة العربیة العالمیه، ج ۲، ص ۴۲۲ـ۴۲۸.
۵. اقتصادنا، ص ۴۸۲ـ۴۸۳.
۶. نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۶۴.
۷. اقتصادنا، ص ۲۷۹ـ۲۸۱.
۸. الاعتصام، ص ۳۸۰.
۹. نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۵.
۱۰. نساء/سوره۴، آیه۵.    
۱۱. صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۲ـ۱۳.
۱۲. زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۲.
۱۳. تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۴۶۲.    
۱۴. المیزان، ج ۱، ص ۲۱.    
۱۵. حاشیة المکاسب، ج ۱، ص ۳۹ـ۴۱.
۱۶. درآمدی بر اقتصاد اسلامی، ص ۱۰۰ـ۱۰۳.
۱۷. انفال/سوره۸، آیه۱۸.    
۱۸. انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
۱۹. حشر/سوره۵۹، آیه۷.    
۲۰. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۴۷.    
۲۱. مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۶۷۴۶۸.    
۲۲. میزان‌الحکمه، ج ۴، ص ۳۳ـ۶۳.
۲۳. مجمع البیان، ج ۴، ص ۴۶۸.    
۲۴. مجمع البیان، ص۴۲۴.    
۲۵. مصباح‌الفقیه، ج۱۴، ص۲۳۸ـ۲۴۳.
۲۶. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۲۷. مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۲۳.    
۲۸. التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۱۵.    
۲۹. الدر المنثور، ج ۴، ص ۵ـ۶.
۳۰. مفردات، ص۵۰۲، «نفل».    
۳۱. الفروق اللغویه، ص ۵۴۸.    
۳۲. تاج‌العروس، ج ۱۵، ص ۷۴۷.
۳۳. مجمع البحرین، ج ۴، ص ۳۵۴۳۵۵، «نفل».    
۳۴. جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۲۴ـ۲۲۷.
۳۵. مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۲۳۴۲۴.    
۳۶. مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹ـ۲۱۱.
۳۷. جواهرالکلام، ج ۱۶، ص ۱۱۶۱۳۳.    
۳۸. جواهرالکلام، ج۱۶، ص۱۱۶.    
۳۹. مصباح‌الفقیه، ج ۱۴، ص ۳۳۸ـ۳۳۹.
۴۰. حشر/سوره۵۹، آیه۷.    
۴۱. الاحکام‌السلطانیه، ص۲۲۶.
۴۲. المبسوط، ج۲، ص ۶۴.    
۴۳. الخراج والنظام المالیه، ص ۱۱۲.
۴۴. وسائل‌الشیعه، ج۹، ص۵۲۴.    
۴۵. اقتصادنا، ص۴۴۵۴۴۷.
۴۶. مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹.
۴۷. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۵۲۳ـ۵۳۴.
۴۸. مختلف‌الشیعه، ج ۳، ص ۲۰۹.
۴۹. جواهرالکلام، ج ۱۶، ص ۱۳۱.    
۵۰. شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۱۸۳.
۵۱. جواهر الکلام، ج ۱۶، ص ۱۲۳۱۲۴.    
۵۲. الروضة البهیه، ج ۲، ص ۸۵.    
۵۳. مصباح الفقیه، ج ۱۴، ص ۲۵۱.
۵۴. مصباح الفقیه، ص ۲۵۵.
۵۵. شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۱۸۳
۵۶. تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۳۰.
۵۷. نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۱۵۵.
۵۸. الام، ج ۹، ص ۱۵۹ـ۱۶۷.
۵۹. انفال و آثار آن در اسلام، ص ۱۸ـ۹۶.
۶۰. درآمدی بر اقتصاد اسلامی، ص ۱۰۸.
۶۱. اقتصادنا، ص ۴۲۰ـ۴۳۳.
۶۲. النهایه، ص ۱۹۸.    
۶۳. انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
۶۴. الحدائق، ج۱۲، ص۴۲۸.    
۶۵. الحدائق، ج۱۲، ص ۴۸۱.    
۶۶. جواهرالکلام، ج۱۶، ص ۱۳۵.    
۶۷. جواهرالکلام، ج۱۶، ص ۱۴۱.    
۶۸. مصباح‌الفقیه، ج ۱۴، ص ۲۵۹.
۶۹. المقنعه، ص ۲۸۵۲۸۶.    
۷۰. المبسوط، ج ۱، ص ۲۶۳۲۶۴.    
۷۱. الکافی فی‌الفقه، ص ۱۷۲۱۷۴.    
۷۲. تطور الفکر السیاسی الشیعی، ص ۲۹۹ـ۳۰۳.
۷۳. المبسوط، ج‌۱، ص‌۲۵۰.    
۷۴. الکافی فی الفقه، ص ۱۷۲.    
۷۵. المهذب، ج ۱، ص ۱۷۱.    
۷۶. تطور الفکر السیاسی الشیعی، ص ۳۰۴ـ۳۱۲.
۷۷. اقتصادنا، ص ۴۳۴.
۷۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۰.    
۷۹. مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۹۳.    
۸۰. تفسیر قرطبی، ج ۲، ص ۱۷۴.
۸۱. المیزان، ج ۱، ص ۴۳۹.    
۸۲. الکشاف، ج ۱، ص ۲۲۳.
۸۳. نساء/سوره۴، آیه۷.    
۸۴. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۸۵. اقتصادنا، ص ۲۸۶.
۸۶. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۸۷. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۳۱.    
۸۸. المیزان، ص ۳۳۲.    
۸۹. مفردات، ص ۲۳۶، «حسن».
۹۰. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.    
۹۱. حدید/سوره۵۷، آیه۲۵.    
۹۲. لسان العرب، ج ۷، ص ۳۷۷، «قسط».    
۹۳. مفردات، ص ۵۲۲، «وزن».    
۹۴. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۴۰۱.    
۹۵. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.    
۹۶. التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۲۴۲.    
۹۷. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۱.    
۹۸. شوری/سوره۴۲، آیه۱۵.    
۹۹. نساء/سوره۴، آیه۱۳۵.    
۱۰۰. مائده/سوره۵، آیه۸.    
۱۰۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۱۰۲. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۱۰۳. نساء/سوره۴، آیه۱۶۰۱۶۱.    
۱۰۴. توبه/سوره۹، آیه۳۴.    
۱۰۵. توبه/سوره۹، آیه۳۴۳۵.    
۱۰۶. اعراف/سوره۷، آیه۸۵.    
۱۰۷. هود/سوره۱۱، آیه۸۵.    
۱۰۸. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۸۲۱۸۳.    
۱۰۹. اعراف/سوره۷، آیه۳۱.    
۱۱۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۷.    
۱۱۱. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۲.    
۱۱۲. مجمع البیان، ج ۹، ص ۷۹.    
۱۱۳. حشر/سوره۵۹، آیه۷.    
۱۱۴. مجمع البیان، ص ۴۳۱.    
۱۱۵. المیزان، ج ۱۹، ص ۲۰۴.    
۱۱۶. قضایا اشکالیة فی الفکر الاسلامی، ص ۳۱۰ـ۳۱۲.
۱۱۷. توبه/سوره۹، آیه۶۰.    
۱۱۸. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷.    
۱۱۹. معارج/سوره۷۰، آیه۲۴۲۵.    
۱۲۰. بقره/سوره۲، آیه۴۳.    
۱۲۱. حجّ/سوره۲۲، آیه۳۶.    
۱۲۲. بقره/سوره۲، آیه۱۸۴.    
۱۲۳. مائده/سوره۵، آیه۸۹.    
۱۲۴. مائده/سوره۵، آیه۹۵.    
۱۲۵. مجادله/سوره۵۸، آیه۳۴.    
۱۲۶. بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.    
۱۲۷. بقره/سوره۲، آیه۲۴۵.    
۱۲۸. مائده/سوره۵، آیه۱۲.    
۱۲۹. حدید/سوره۵۷، آیه۱۱.    
۱۳۰. حدید/سوره۵۷، آیه۱۸.    
۱۳۱. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵۲۸۱.    
۱۳۲. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۱۳۳. مریم/سوره۱۹، آیه۷۶.    
۱۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۸۰۱۸۱.    
۱۳۵. نساء/سوره۴، آیه۷.    
۱۳۶. نساء/سوره۴، آیه۱۱۱۲.    
۱۳۷. نساء/سوره۴، آیه۳۲.    
۱۳۸. نساء/سوره۴، آیه۱۷۶.    
۱۳۹. النظریة الاقتصادیة الاسلامیه، ص ۱۹.
۱۴۰. العمل و الضمان الاجتماعی فی الاسلام، ص ۱۷۱ـ۲۱۸.
۱۴۱. پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۵۸۳.
۱۴۲. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۱۴۳. صفّ/سوره۶۱، آیه۴.    
۱۴۴. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۱۴۵. مجمع‌البیان، ج۳، ص۲۶۷.    
۱۴۶. المیزان، ج ۵، ص۱۶۳.    
۱۴۷. بقره/سوره۲، آیه۱۷۷.    
۱۴۸. المیزان، ج ۵، ص ۱۶۳.    
۱۴۹. تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۲۱۳.    
۱۵۰. اصول و اندیشه‌های تعاونی، ص‌۱۶۰.
۱۵۱. تعاون، ج ۱، ص ۳۰.
۱۵۲. تعاون در اسلام و جامعه صنعتی، ص ۷۵.
۱۵۳. تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۱۴۹.
۱۵۴. توبه/سوره۹، آیه۹۸.    
۱۵۵. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۰.    
۱۵۶. یس/سوره۳۶، آیه۴۷.    
۱۵۷. حدید/سوره۵۷، آیه۲۳۲۴.    
۱۵۸. حشر/سوره۵۹، آیه۹.    
۱۵۹. ماعون/سوره۱۰۷، آیه۷.    
۱۶۰. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۵۷.    
۱۶۱. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۵۷.    
۱۶۲. تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۵۹۴.    
۱۶۳. من وحی القرآن، ج ۵، ص ۱۲۵.
۱۶۴. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵۲۷۹.    
۱۶۵. نور/سوره۲۴، آیه۳۳.    
۱۶۶. معارج/سوره۷۰، آیه۲۴۲۵.    
۱۶۷. بقره/سوره۲، آیه۲۶۵.    
۱۶۸. بقره/سوره۲، آیه۲۶۲.    
۱۶۹. بقره/سوره۲، آیه۲۷۴.    
۱۷۰. سبأ/سوره۳۴، آیه۳۹.    
۱۷۱. حدید/سوره۵۷، آیه۷.    
۱۷۲. حدید/سوره۵۷، آیه۱۰.    
۱۷۳. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۱۷۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۸۸.    
۱۷۵. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۵.    
۱۷۶. حدید/سوره۵۷، آیه۱۸.    
۱۷۷. بقره/سوره۲، آیه۲۴۵.    
۱۷۸. فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۲۲.
۱۷۹. زبدة البیان، ص ۵۷۱.
۱۸۰. مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۱۳۶۱۳۷.    
۱۸۱. التفسیر الکبیر، ج۶، ص ۱۷۸.    
۱۸۲. تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۱۵۵.
۱۸۳. بقره/سوره۲، آیه۱۹۵.    
۱۸۴. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۱۸۵. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۵۹.    
۱۸۶. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۱۸.    
۱۸۷. من وحی القرآن، ج ۵، ص ۱۲۷.
۱۸۸. اقتصادنا، ص ۲۸۲.
۱۸۹. مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۴.    
۱۹۰. نساء/سوره۴، آیه۳۲.    
۱۹۱. معارج/سوره۷۰، آیه۲۳۲۴.    
۱۹۲. نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۵.
۱۹۳. الروضة البهیه، ج ۲، ص ۵۳.
۱۹۴. صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۳.
۱۹۵. صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص ۱۲.
۱۹۶. فاطر/سوره۳۵، آیه۱۲.    
۱۹۷. الکشاف، ج ۳، ص ۶۰۵.
۱۹۸. تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۲۱۴.
۱۹۹. فاطر/سوره۳۵، آیه۱۲.    
۲۰۰. طه/سوره۲۰، آیه۱۸.    
۲۰۱. هود/سوره۱۱، آیه۳۷۳۸.    
۲۰۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۰.    
۲۰۳. سبأ/سوره۳۴، آیه۱۲.    
۲۰۴. اعراف/سوره۷، آیه۷۴.    
۲۰۵. کهف/سوره۱۸، آیه۳۲.    
۲۰۶. یوسف/سوره۱۲، آیه۵۴ ۵۵.    
۲۰۷. انعام/سوره۶، آیه۱۴۲.    
۲۰۸. نحل/سوره۱۶، آیه۵۸.    
۲۰۹. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵.    
۲۱۰. بقره/سوره۲، آیه۲۷۹.    
۲۱۱. مائده/سوره۵، آیه۴۲.    
۲۱۲. مائده/سوره۵، آیه۶۲۶۳.    
۲۱۳. لسان العرب، ج ۶، ص ۱۸۶، «سحت».
۲۱۴. تفسیر ماوردی، ج۱، ص ۴۶۷.
۲۱۵. مجمع‌البیان، ج۳، ص ۳۳۸.    
۲۱۶. مجمع‌البیان، ج۳، ص ۳۷۳.    
۲۱۷. نمونه، ج ۲، ص ۴۵.    
۲۱۸. پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۳۶۹.
۲۱۹. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۲۲۰. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۲۲۱. نساء/سوره۴، آیه۱۶۱.    
۲۲۲. توبه/سوره۹، آیه۳۴.    
۲۲۳. تفسیر ماوردی، ج ۱، ص ۲۴۸.
۲۲۴. مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۰۶.
۲۲۵. پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۳۳۹.
۲۲۶. لسان‌العرب، ج۶، ص۲۴.    
۲۲۷. مفردات، ص ۱۳۸، «بخس».    
۲۲۸. اعراف/سوره۷، آیه۸۵.    
۲۲۹. هود/سوره۱۱، آیه۸۴۸۵.    
۲۳۰. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۸۱۱۸۳.    
۲۳۱. مفردات، ص ۳۰۵، «طف».    
۲۳۲. مطففین/سوره۸۳، آیه۱۳.    
۲۳۳. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۷۴.    
۲۳۴. پیامهای اقتصادی قرآن، ص ۴۰۷.
۲۳۵. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳.    
۲۳۶. نساء/سوره۴، آیه۱۳۵.    
۲۳۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۱.    
۲۳۸. بقره/سوره۲، آیه۱۰۲.    
۲۳۹. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۲۴۰. المکاسب، ج ۱، ص ۲۷۰.
۲۴۱. المکاسب، ج ۱، ص۳۱۸.
۲۴۲. المکاسب، ج ۲، ص ۵۱.
۲۴۳. التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۱۰.    
۲۴۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷۲.    
۲۴۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    
۲۴۶. طه/سوره۲۰، آیه۸۱.    
۲۴۷. مائده/سوره۵، آیه۸۸.    
۲۴۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۲۴۹. انفال/سوره۸، آیه۶۹.    
۲۵۰. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۴.    
۲۵۱. مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۷۴.    
۲۵۲. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
۲۵۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۷.    
۲۵۴. مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۷۳.    
۲۵۵. لسان العرب، ج ۴، ص ۹، «خبث».    
۲۵۶. مائده/سوره۵، آیه۹۰.    
۲۵۷. اعراف/سوره۷، آیه۳۱.    
۲۵۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۶۲۷.    
۲۵۹. تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۱۶۱ـ۱۶۲.
۲۶۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۷.    
۲۶۱. مفردات، ص ۲۳۰.    
۲۶۲. لسان‌العرب، ج۹، ص ۱۴۸، «سرف».    
۲۶۳. الفروق اللغویه، ص ۱۱۴.    
۲۶۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۷.    
۲۶۵. مفردات، ص۳۹۲.    
۲۶۶. لسان‌العرب، ج۵، ص۷۰، «قتر».    
۲۶۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۰.    
۲۶۸. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۲۶۹. حشر/سوره۵۹، آیه۹.    
۲۷۰. تغابن/سوره۶۴، آیه۱۶.    
۲۷۱. انفال/سوره۸، آیه۴۷.    
۲۷۲. التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۱۷۳.    
۲۷۳. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۶.    
۲۷۴. واقعه/سوره۵۶، آیه۴۱۴۵.    
۲۷۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱۱۳.    
۲۷۶. لسان‌العرب، ج۹، ص۱۷.    
۲۷۷. مفردات، ص ۱۶۶، «ترف».
۲۷۸. تفسیر ماوردی، ج ۲، ص ۵۱۰.
۲۷۹. مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۷.    
۲۸۰. توبه/سوره۹، آیه۳۴.    


منبع

[ویرایش]

دانشنامه موضوعی قرآن.    



جعبه ابزار