مبارزه حضرت ادریس با طاغوت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ادریس نام یکی از انبیای الهی قبل از حضرت نوح است.


مبارزه با ظلم

[ویرایش]

ادریس علاوه بر اینکه با بیانات شیوا و اندرزهای دلپذیر و هشدارهای كوبنده، قوم خود را به سوی خدا دعوت می‌كرد. به جامعه نیز توجه داشت که اگر ظلمی به کسی شود، از مظلوم دفاع کند و در برابر ظالم، ایستادگی نماید.

نمونه‌ای از مبارزه با ظلم

[ویرایش]


← عدم اطاعت ادریس از شاه


در عصر او پادشاه ستمگری حکومت می‌کرد، ادریس و پیروانش از اطاعت شاه سر باز زدند و مخالفت خود را با طاغوت ، آشکار ساختند، از این رو آنها را از طرف دستگاه آن شاه جبار، به عنوان «رافَضی» (یعنی ترک کننده اطاعت شاه) خواندند.

← ظلم به پیروان حضرت ادریس


روزی شاه با نگهبانان خود در بیابان، به سیر و سیاحت و شکار مشغول بود که به زمین مزروعی بسیار خرم و شادابی رسید، پرسید:«این زمین به چه کسی تعلق دارد؟»
اطرافیان گفتند:«به یکی از پیروان ادریس».
شاه، صاحب آن ملک را خواست و به او گفت:این ملک را به من بفروش. او گفت:من عیالمند هستم و به محصول این زمین محتاج‌تر از تو می‌باشم و به هیچ عنوان از آن دست نمی‌کشم.
شاه بسیار خشمگین شد، و با حال خشم به قصرش آمد، چون همسرش او را خشمگین یافت، علت را پرسید و او جریان را بازگو کرد و با همسرش در این مورد به مشورت پرداخت، و به این نتیجه رسیدند که رهنمودهای ادریس، مردم را بر ضد شاه، پر جرئت و قوی دل کرده است.
همسر شاه که یک زن ستمگر و بی‌رحم بود گفت:«من تدبیری می‌کنم که هم تو صاحب آن زمین شوی و هم مردم با تبلیغات وارونه، رام و خام شوند»،
شاه گفت:«آن تدبیر چیست؟»
زن که حزبی بنام «ازارقه» (چشم کبودها) از افراد خونخوار و بی‌دین تشکیل داده بود، به شاه گفت:«من جمعی از حزب «ازارقه» را می‌فرستم تا صاحب آن زمین را به این جا بیاورند و همه آنها شهادت بدهند که او آیین تو را ترک کرده، در نتیجه کشتن او جایز می‌شود، تو نیز او را می‌کشی و آن سرزمین خرم را تصرف می‌کنی».
شاه از این نیرنگ استقبال کرد و آنرا اجرا نمود و پس از کشتن آن شیعه ادریس، زمین‌های مزروعی او را تصرف و غصب نمود.

← توطئه علیه حضرت ادریس


حضرت ادریس از جریان آگاه شد و شخصاً‌ نزد شاه رفت و با صراحت به او اعتراض کرده آیین او را باطل دانست و او را به سوی حق دعوت نمود، و سرانجام به او گفت:«اگر توبه نکنی و از روش خود برنگردی، به زودی عذاب الهی تو را فرا خواهد گرفت، و من پیام خود را از طرف خداوند به تو رساندم».
همسر شاه، به او گفت:«هیچ ناراحت مباش، من نقشه قتل ادریس را طرح کرده‌ام، و با کشتن او رسالتش نیز باطل می‌شود.»
آن نقشه این بود که چهل نفر را مخفیانه مأمور کشتن ادریس کرد. ولی ادریس توسط مأموران مخفی خود، از جریان آگاه شد و از محل و مکان همیشگی خود به جای دیگر رفت، و آن چهل نفر در طرح خود شکست خوردند.

← عاقبت شاه ظالم


مدت‌ها گذشت تا این که عذاب قحطی ، کشور شاه را فرا گرفت کار به جایی رسید که زن شاه، شبها به گدایی می‌پرداخت تا این که شبی سگها به او حمله کردند و او را پاره پاره نموده و دریدند. بلای قحطی نیز بیست سال طول کشید و سرانجام، آنها که باقی مانده بودند به ادریس و خدای ادریس ایمان آوردند و کم کم بلاها رفع گردید. و ادریس علیه السلام پیروز شد.
[۱] اقتباس از کمال الدین شیخ صدوق، ص ۷۶- ۷۷.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. اقتباس از کمال الدین شیخ صدوق، ص ۷۶- ۷۷.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم.    



جعبه ابزار