لیلة‌المبیت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



‌لیلة المبیت شبی است که سران قریش تصمیم گرفتند در آن شب پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به قتل برسانند ولی خداوند نقشه آنان را نقش بر آب کرد و حضرت علی (علیه‌السلام) به جای پیامبر اکرم در بستر آن حضرت خوابید و نقشه قریش به سرانجام نرسید.


احساس خطر قریش

[ویرایش]

در سال سیزدهم بعثت، به دنبال انعقاد پیمان عقبه دوم در شب سیزدهم ذیحجه، میان پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و یثربیان که طی آن مردم یثرب پیامبر را به آن شهر دعوت نموده و قول حمایت و دفاع از آن حضرت دادند، و از فردای آن شب مسلمانان مکه بتدریج به یثرب هجرت کردند.
سران قریش دانستند پایگاه تازه‌ای برای نشر دعوت اسلام در یثرب آماده شده است، از این‌رو احساس خطر کردند، چه، می‌ترسیدند که پس از آن‌همه آزار و اذیت که به پیامبر و پیروان او رسانده‌اند، پیامبر در صدد انتقام بر آید و اگر هم فرضا قصد جنگ نداشته باشد، ممکن است راه بازرگانی قریش شام را که از کنار یثرب عبور می‌کرد، مورد تهدید قرار دهد.

نقشه قتل پیامبر

[ویرایش]

در تاریخ اسلام و تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) این اصطلاح در مورد شب هجرت آن حضرت از مکه به مدینه به کار می‌رود. چون مشرکان مکه نتوانستند از دعوت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جلوگیری کنند تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند، غافل از این‌که خداوند حافظ و نگهبان پیامبر خویش هست. پس وقتی تصمیم گرفتند که از هر قبیله یک نفر به طور دسته جمعی به خانه پیامبر رفته و شبانه آن حضرت را در بستر خواب به قتل برسانند.
اما امین وحی نازل گشت و نقشه مشرکان و امر الهی در مورد هجرت را به عرض آن حضرت رساند. لذا حضرت جریان را با حضرت علی (علیه‌السّلام) در میان گذاشتند علی (علیه‌السّلام) آماده شد جهت آگاه نشدن قریش از غیبت پیامبر در بستر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بخوابند و‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شبانه از خانه خارج شده، به سوی مدینه رهسپار گردیدند.
[۱] سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ج۱، ص۴۱۷-۴۲۰.

برای رویارویی با چنین خطری، در آخر ماه صفر سال ۱۴ بعثت در «دارالندوه» (مجلس شورای مکه) اجتماع کردند و به چاره اندیشی پراختند.
در این شورا برخی از حاضران پیشنهاد کردند که پیامبر تبعید یا زندانی شود ولی پیشنهاد رد شد.
بعضی از مورخین نقل کرده‌اند، در این هنگام شیطان به صورت پیری پشمینه پوش، خوش قیافه و آراسته، در آنجا حاضر شد
[۲] ابن هشام، عبدالملک، زندگانی محمد پیامبر اسلام، ترجمه سید‌هاشم رسولی، تهران، انتشارات کتابچی، ۱۳۷۵، چاپ هفتم، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۵.
و در انجمن آنها نشست و گفت: «من از مردم نجد هستم، گزارش کار شما را شنیدم و به اینجا آمدم که از رای من استفاده نمائید. »
[۳] ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ترجمه دکتر محمدحسین روحانی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۰، چاپ اول، ج۲، ص۹۲۶-۹۲۷.

سرانجام تصمیم گرفتند او را به قتل برسانند، اما کشتن پیامبر کار آسانی نبود زیرا بنی هاشم آرام نمی‌نشستند و به خون‌خواهی بر می‌خاستند.
سرانجام تصمیم گرفتند که از هر قبیله جوانی آماده شود تا شبانه دسته جمعی بر سر حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بریزند و او را در بستر خواب قطعه قطعه کنند، در این صورت قاتل، یک نفر نخواهد بود و بنی هاشم نمی‌توانند به خون‌خواهی برخیزند زیرا جنگ با همه قبائل برای آنان مقدور نخواهد بود و ناچار به گرفتن خون‌بها راضی خواهند شد و ماجرا خاتمه خواهد یافت.
[۴] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ص۸۸- ۹۰.


تاریخ لیلةالمبیت

[ویرایش]

این واقعه که در اول ماه ربیع‌الاول سال چهاردهم بعثت رخ داد علی (علیه‌السّلام) از آغاز شب در بستر پیامبر خوابید وچون در نیمه‌های شب حدود چهل نفر از مشرکان خانه پیامبر را محاصره کردند گمان کردند که پیامبر در رختخواب خود خوابیده است. در این بین پیامبر در حالی‌که آیه شریفه:
«وَ جَعَلْنَا مِن‌ بَیْنِ اَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَاَغْشَیْناَهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ؛ و در پیش روی آنان سدّی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدّی و چشمانشان را پوشانده‌ایم، لذا نمی‌بینند!»
را می‌خواندند، ازخانه بیرون رفتند و خداوند چشمان مشرکان را از دیدن پیامبر ناتوان ساخت.نزدیک صبح بود که مشرکان به خانه یورش بردند ولی در رختخواب علی (علیه‌السّلام) را یافتند.
[۶] سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ج۱، ص۴۱۷-۴۲۰.

خداوند بعدها هر سه نقشه آنان را یادآوری نموده و فرمود: «به یادآور هنگامی را که کافران نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند و یا (از مکه) خارج سازند.
« و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او نفتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین؛ آن‌ها چاره می‌اندیشیدند (و تدبیر می‌کردند) و خداوند هم تدبیر می‌کرد و خدا بهترین چاره‌جویان (و مدبران) است».

روایات وارد شده

[ویرایش]

درباره از خودگذشتگی علی (علیه‌السّلام) در این شب روایات زیادی وارد شده، از جمله این‌ که؛ چون علی (علیه‌السّلام) آماده شد در رختخواب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بخوابد خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» فرمود که من بین شما برادری ایجاد کردم و می‌خواهم عمر یکی از شما را طولانی‌تر قرار دادم، کدام یک از شما حاضر است ایثار کند و زندگی دیگری را بر خود مقدم دارد؟ هیچ از آن‌ها حاضر به ایثار نشدند. پس ندا شد ببینید اکنون علی (علیه‌السّلام) در بستر پیامبر من خوابیده و آماده شده جان خویش را فدای او بسازد، به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید. هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین علی (علیه‌السّلام) نشسته بودند. جبرئیل می‌گفت: «به‌به، آفرین به تو‌ ای علی خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات می‌کند»
[۸] عمد بن جریر، طبری، المسترشد، قم، سلمان فارسی، چاپ اول، بی‌تا، ص۳۶۱.
و در این هنگام این آیه بر رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل شد:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ‌ بِالْعِبَادِ؛ بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.»
به تصریح علمای اهل سنت این آیه در شان علی (علیه‌السّلام) در لیلة‌المبیت نازل شده و به تواتر ثابت شده است.

فداکاری امام علی

[ویرایش]

در این‌جا برای شکست نقشه دشمن لازم بود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از شیوه «رد گم کردن» استفاده کند تا بتواند از شهر خارج شود.
برای این منظور لازم بود فرد جانباز و فداکاری شب در بستر پیامبر بخوابد تا گروهی که به خانه او یورش می‌برند، تصور کنند او هنوز خانه را ترک نگفته است و در نتیجه فکر آنان فقط متوجه خانه او شود و از کنترل راه‌ها غفلت کنند.
چنین فردی جز علی (علیه‌السلام) کسی نبود.
از این نظر پیامبر نقشه سران قریش را با علی در میان گذاشت و فرمود: امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزی را که من هر شب بر روی خود می‌کشیدم، بر روی خود بکش تا تصور کنند که من در بستر خفته‌ام (مرا تعقیب نکنند).
کفار قریش می‌خواستند، همان شب به خانه بریزند؛ ولی "ابولهب" گفت که شب، خانه را حراست می‌کنیم و همین که صبح طلوع کرد، به خانه هجوم می‌بریم. کفار خانه را در محاصره‌شان گرفتند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) از خانه خارج شد و سوره «یس» را تا آیه«و جعلنا من بین ایدیهم سدّاً و من خلفهم سداً فاغشیناهم فهم لا یبصرون» را تلاوت می‌کرد و مقداری خاک برداشت و به طرف مشرکین ریخت و آنان به خواب رفتند و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) از میان آنها گذشت.
[۱۱] طبرسی، فصل بن حسن، اعلام‌الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ص۹۰ -۹۱.

علی (علیه‌السلام) به این ترتیب عمل کرد، ماموران قریش از سر شب خانه پیامبر را محاصره کردند و بامداد که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، علی (علیه‌السلام) از بستر بلند شد.
آنان نقشه خود را تا آن لحظه صددرصد دقیق و موفق می‌پنداشتند، با دیدن علی سخت برآشفتند و روی به وی کرده گفتند: محمد کجاست؟ علی فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.
در این هنگام به سوی علی (علیه‌السلام) یورش بردند و به نقل «طبری» او را آزردند و آن‌گاه وی را به سوی مسجد الحرام کشیدند و پس از بازداشت مختصری او را آزاد ساختند و در سمت مدینه به تعقیب پیامبر پرداختند، در حالیكکه پیامبر در غار «[[|غار ثور|ثور]]» پنهان شده بود.
[۱۲] ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق:مصطفی السقأ، ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، مکتبه مصطفی البابی الحلبی (افست مکتبه الصدر تهران) ۱۳۵۵ ه. ق، ج ۲، ص ۱۲۴-۱۲۸.
[۱۵] شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتی، (بی تا) ص ۳۰.
[۱۶] نیشابوری، حاکم، المستدرک علی الصحیحین، اعداد:عبدالرحمن المرعشی، چاپ اول، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ه. ق، ج ۳، ص ۴.
[۱۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، (بی تا) ج ۲، ص ۲۴۴.


نزول آیه در شأن امام علی

[ویرایش]

قرآن مجید فداکاری بزرگ علی (علیه‌السلام) (خفتن در بستر پیامبر) را در تاریخ جاودانگی بخشیده و طی آیه‌ای او را از کسانی معرفی می‌کند که در راه خدا جان خود را فدا می‌کنند:
«بعضی از مردم با ایمان (هم‌چون علی در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جای‌گاه پیامبر) جان خود را برای کسب خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است، و من الناس من یشری نفسه ابتغأ مرضات الله و الله روف بالعباد».

← نظر مفسران


مفسران می‌گویند: این آیه درباره فداکاری بزرگ علی (علیه‌السلام) در لیلة المبیت نازل شده است.
مرحوم مظفر، از مفسران و دانشمندان برجسته اهل تسنن هم‌چون ثعلبی، قندوزی و حاکم نقل می‌کند که همگی گفته‌اند: این آیه درباره علی (علیه‌السلام) نازل شده است.

← احتجاج امام علی


خود حضرت نیز در شورای شش نفری که به دستور عمر برای تعیین خلیفه تشکیل گردید، با این فضیلت بزرگ بر اعضای شورا احتجاج کرد و فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا جز من چه کسی در آن شب پرخطر که پیامبر عازم غار «ثور» بود، در بستر او خوابید و خود را سپر بلا نمود؟
همگی گفتند:کسی جز تو نبود.
[۲۲] طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، نجف، مطبعه المرتضویه، ۱۳۵۰ ه. ق، ج ۱، ص۷۵.

آنچه مسلم است رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) شب هجرت را با ابوبکر در غار ثور، در جنوب مکه به سر برده است؛ ولی در اینکه، این مصاحبت چگونه به وجود آمد، چندان روشن نیست. عده‌ای معتقدند که این مصاحبت اتفاقی بوده است، رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) او را در راه دید و همراه خود برد.
[۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ج۱، ص۶۳.
برخی نقل کرده‌اند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) همان شب به خانه ابوبکر رفت و نیمه شب هر دو، خانه را به قصد غار ثور ترک گفتند.
[۲۵] ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق:مصطفی السقأ، ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، مکتبه مصطفی البابی الحلبی (افست مکتبه الصدر تهران) ۱۳۵۵ ه. ق، ۲، ص۴۸۴.
عده‌ای دیگر گفته‌اند که ابوبکر به سراغ پیامبر آمد و علی (علیه‌السلام) او را به مخفیگاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) راهنمایی کرد.
[۲۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ج۲، ص۱۰۰.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ج۱، ص۴۱۷-۴۲۰.
۲. ابن هشام، عبدالملک، زندگانی محمد پیامبر اسلام، ترجمه سید‌هاشم رسولی، تهران، انتشارات کتابچی، ۱۳۷۵، چاپ هفتم، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۵.
۳. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ترجمه دکتر محمدحسین روحانی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۰، چاپ اول، ج۲، ص۹۲۶-۹۲۷.
۴. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ص۸۸- ۹۰.
۵. یس/سوره۳۶، آیه۹.    
۶. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ج۱، ص۴۱۷-۴۲۰.
۷. انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
۸. عمد بن جریر، طبری، المسترشد، قم، سلمان فارسی، چاپ اول، بی‌تا، ص۳۶۱.
۹. بقره/سوره۲، آیه۲۰۷.    
۱۰. سید ابن طاووس، رضی‌الدین، الطرائف، قم، خیام، چاپ اول، ۱۳۷۱، ص۳۶.    
۱۱. طبرسی، فصل بن حسن، اعلام‌الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ص۹۰ -۹۱.
۱۲. ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق:مصطفی السقأ، ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، مکتبه مصطفی البابی الحلبی (افست مکتبه الصدر تهران) ۱۳۵۵ ه. ق، ج ۲، ص ۱۲۴-۱۲۸.
۱۳. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۹۹ ه. ق، ج ۲، ص ۱۰۲.    
۱۴. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر (بی تا) ج ۱، ص ۲۲۸.    
۱۵. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتی، (بی تا) ص ۳۰.
۱۶. نیشابوری، حاکم، المستدرک علی الصحیحین، اعداد:عبدالرحمن المرعشی، چاپ اول، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ه. ق، ج ۳، ص ۴.
۱۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، (بی تا) ج ۲، ص ۲۴۴.
۱۸. بقره/سوره۲، آیه۲۰۷.    
۱۹. معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق:محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ اول، قاهره، داراحیا الکتب العربیه، ۱۳۷۸ ه. ق، ج ۱۳، ص ۲۶۲.    
۲۰. مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ص ۱۲۹.    
۲۱. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الخصال، قم، منشورات جامعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم، ۱۴۰۳ ه. ق، ج ۲، ص ۵۶۰.    
۲۲. طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، نجف، مطبعه المرتضویه، ۱۳۵۰ ه. ق، ج ۱، ص۷۵.
۲۳. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ترجمه عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۹۸، ج۱، ص۶۳.
۲۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۹۹ ه. ق، ج۲، ص۱۰۴.    
۲۵. ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق:مصطفی السقأ، ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، مکتبه مصطفی البابی الحلبی (افست مکتبه الصدر تهران) ۱۳۵۵ ه. ق، ۲، ص۴۸۴.
۲۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ج۲، ص۱۰۰.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «لیلة المبیت»، تاریخ بازیابی ۹۵/۱۰/۱۳.    






جعبه ابزار