لغتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



لغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند.


اصل کلمه لغت

[ویرایش]

اصل این کلمه «لغوة» بر وزن ـ فعلة ـ است و برخی گفته اند که اصل آن «لغی» یا «لغو» می باشد. در هر صورت «تا» را بجای حرف محذوف نهاده اند. [۱] [۲] [۳]
و برخی چون شادروان دهخدا معتقدند که ریشه آن کلمه لگس Logos می باشد که یک واژه یونانی است. [۴]

تعریف لغت

[ویرایش]

لغت را چنین تعریف کرده اند: «هی اصوات یعبر بها کل قوم عن اغراضهم». [۵] [۶]
یعنی لغت صوت یا اصواتی است که هر قوم بدان از اغراض خویش تعبیر نمایند.
و به عبارت دیگر لغت لفظی است که برای معنایی وضع شده باشد. [۷]
و یا کلامی است که در میان افراد هر قومی متداول و مصطلح است. [۸] [۹]
و یا چنان‌که خواجه خواجه طوسی در اساس الاقتباس [۱۰]می نویسد: لغت الفاظی را گویند که تعلق به قومی خاص دارد و مشهور مطلق نبود مانند معربات در تازی و لغات قبائل.
و گاهی لغت بر جمیع اقسام علوم عربیه اطلاق می شود. [۱۱]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لسان العرب، ذیل «لغا»، ج۱۵، ص۲۵۰.    
۲. کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۳۱۱.
۳. الصحاح چاپ دارالکتاب العربی، مصر، ج۶، ص۲۴۸۴.    
۴. لغت نامه دهخدا، ماده «لغت».
۵. لسان العرب ماده «لغا».    
۶. الکلیات (ابی البقاء الحسینی الکفوی الحنفی)، چاپ تهران، ۱۲۸۶ هـ.ق، ص۲۹۲.
۷. کشاف اصطلاحات الفنون، چاپ مکتبه خیام ـ تهران، ج۲، ص۱۳۱۱.
۸. المنجد چاپ بیروت، ص۷۲۶.
۹. کلیات ابی البقاء، ص۲۹۲.
۱۰. اساس الاقتباس، چاپ دانشگاه تهران، ص۵۹۵.
۱۱. کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۳۱۱.


منبع

[ویرایش]

جابری عرب‌لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۱۵-۱۶.



جعبه‌ابزار