قضاذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



انجام عمل بعد از سپری شدن وقت مخصوص آن را قضا گویند.


تعریف قضا[ویرایش]

قضا، در بحث واجب موقت، مقابل ادا بوده و عبارت است از به جا آوردن عملی بعد از سپری شدن وقت مخصوص آن، مثل: قضای نماز، روزه و...

توضیح قضا[ویرایش]

برخی از اعمال عبادی، موقت (دارای وقت مخصوص) می‌باشد و مکلف، باید آن‌ها را در همان وقت انجام دهد، ولی اگر به دلایلی از روی عمد یا با عذر شرعی یا عقلی آنها را ترک کرد و وقت مخصوص آن نیز سپری گشت، موظف است آن را در خارج وقت جبران نماید، که به آن قضا می‌گویند.

فروض قضا[ویرایش]

برخی از صاحب نظران برای قضا چهار صورت فرض نموده‌اند:
۱. قضای عبادتی که ادای آن واجب است، مثل: قضای نماز واجبی که در وقت خودش بدون عذر ترک گردد؛
۲. قضای عبادتی که ادای آن در وقتش واجب نبوده و انجام دادنش عقلا ممکن باشد، مثل روزه مسافر که بر او واجب نیست، هر چند عقلا بتواند آن را ادا نماید.
۳. قضایی که ادای آن واجب نبوده و ادا کردن نیز عقلاً ممتنع است، مثل: قضا شدن نماز شخصی که خواب می‌ماند.
۴. قضایی که ادای آن واجب نیست و بلکه شرعاً ممتنع است، مثل روزه زن حایض.

امر به ادا بودن امر به قضا[ویرایش]

از مباحثی که در باب هیئت امر مطرح می‌شود، این است که آیا امر به ادا، امر به قضا هم هست یا این که وجوب قضا از امر جدیدی به دست می‌آید.
در مسئله، سه نظر وجود دارد:
۱. قضا تابع ادا است مطلقا؛
۲. قضا تابع ادا نیست مطلقا؛
۳. تفصیل میان متصل بودن دلیلی که بر موقت بودن واجب دلالت می‌کند، مثل: «صم یوم الجمعة» که در این صورت قضا تابع ادا نیست، و منفصل بودن آن مثل: «صم، اجعل صومک یوم الجمعة» که در این صورت قضا تابع ادا است. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲]

پانویس[ویرایش]
 
۱. اصول الفقه، زهیرالمالکی، محمد ابوالنور، ج۱، ص (۸۰-۸۲).
۲. اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۱، ص۹۹.    
۳. مبادی الوصول الی علم الاصول، علامه حلی، حسن بن یوسف، ص۱۱۲.    
۴. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۱، ۲، ص۲۴۳.    
۵. شرح اصول فقه، محمدی، علی، ج۱، ص۲۰۹.
۶. المحکم فی اصول الفقه، حکیم، محمد سعید، ج۲، ص (۲۰۲-۱۸۷).    
۷. تحریرات فی الاصول، خمینی، مصطفی، ج۴، ص۶۶.    
۸. اصول الفقه الاسلامی، زحیلی، وهبه، ج۱، ص۵۶.
۹. الفروق المهمة فی الاصول الفقهیة، قدسی مهر، خلیل، ص (۳۳-۳۲).    
۱۰. اصول الفقه، خضری، محمد، ص۴۳.
۱۱. تهذیب الاصول، خمینی، روح الله، ج۱، ص۱۸۶.    
۱۲. الوافیة فی اصول الفقه، فاضل تونی، عبدالله بن محمد، ص۸۳.    


منبع[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۶۳۸، برگرفته از «قضا».    



جعبه‌ابزار