قتیبة بن مسلم باهلی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوحفص قتیبة بن مسلم بن عمرو باهلی‌ در سال۴۹ هجری به دنیا آمد؛ پدرش مسلم بن عمرو از نزدیکان یزید بن معاویه بود و در مجالس یزید با وی بود و همراه یزید شراب می‌نوشید و تغنی می‌نمود. همچنین مسلم بن عمرو در زمان قیام عبدالله بن زبیر در سپاه مصعب بن زبیر حضور داشت و در سال ۷۲ هجری در جنگ با عبدالملک بن مروان شرکت نمود. همچنین نقل است که وی در زمان یزید بن معاویه از همراهان عبیدالله بن زیاد بود و به همراه وی از بصره به کوفه آمد. پس از دستگیری مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام) و آوردن ایشان به قصر عبیدالله، مسلم طلب آب نمود؛ ولی مسلم بن عمرو اطرافیان را از دادن آب به وی منع نمود.
[۳] ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۲۸، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.




شروع زندگی سیاسی

[ویرایش]


دوران سیاسی قتیبة بن مسلم همزمان با خلافت عبدالملک بن مروان اموی شروع می‌گردد. قتیبه در زمان خلافت عبدالملک بن مروان به حکومت ری برگزیده شد. وی در زمان حکومت ولید بن عبدالملک، توانست لیاقت خود را برای حکومت به حجاج بن یوسف ثقفی که حاکم عراق بود، نشان دهد و پس از آن حجاج بن یوسف وی را به حکومت منطقه بزرگ خراسان منصوب نمود.
از موارد حضور وی در کنار حجاج بن یوسف، حمایت قتیبه از حجاج در زمان شورش مردم بصره بود؛ وی در این ماجرا به همراه گروهی از بنی اعصر به حمایت از حجاج آمد و در جنگ با شورشیان، فرمانده جناح میمنه سپاه حجاج را به عهده داشت؛
[۷] ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۵۵.
به نظر می‌رسد که وی توانسته باشد، اعتماد حجاج را برای دریافت حکم امارت خراسان به وی نشان داده باشد. به علت این‌که خراسان از مناطق بسیار مهم ایران در آن زمان بود و از طرف شرق با کشورهای همسایه، هم‌مرز بود. قبل از قتیبه، مهلّب بن ابی‌صفره حاکم خراسان بود و پس از مرگش یزید پسر وی قرار بود به حکومت خراسان برسد؛ ولی حجاج بن یوسف وی را عزل کرد و قتیبة بن مسلم را به جای وی از ری به خراسان آورد و این منطقه را به وی سپرد؛ در هنگام عزیمت یزید از خراسان به سمت عراق، عبدالملک بن مروان از دنیا رفت؛ حجاج بن یوسف که از یزید دل خوشی نداشت، وی را دستگیر و زندانی نمود و اموالش را به تاراج برد و وی را نیز شکنجه نمود؛ یزید توانست از زندان حجاج بگریزد و به سلیمان پناه برد؛ به جهت حمایت‌های سلیمان از وی در نزد خلیفه ولید بن عبدالملک، ولید وی را عفو نمود و یزید از نزدیکان سلیمان شد. جایگزینی قتیبه به جای یزید بن مهلب موجب عداوت بین قتیبه و یزید گردید و باعث شد، یزید در زمان خلافت سلیمان بن عبدالملک، از وی نزد خلیفه بدگویی نماید و منجر به عزل وی از خراسان گردد. درباره این موضوع با تفصیل بیشتری بحث خواهد گردید.

فتوحات قتیبه

[ویرایش]

دوران فتوحات قتیبة بن مسلم شامل چندین مرحله است که وی در هر مرحله قسمتی از مناطق شرقی ایران را به تصرف خود درآورد و توانست در آخرین مرحله کشورگشایی خود به نزدیک چین برسد و برخی گفته‌اند حتی توانست برخی از مناطق چین را به تصرف خود نیز درآورد. این مراحل به ترتیب این موارد است:

← فتح طخارستان


در سال ۸۶ هجری قتیبة بن مسلم به مناطق شمال شرقی خراسان حمله نمود و توانست منطقه طخارستان را که در ساحل رود آمودریا (در قسمت شرقی دریای خزر کنونی) واقع بود، فتح نماید. این فتح برای قتیبه، بسیار مهم بود و به جهت این فتح وی توانست، هیبتی برای خود نزد همسایگان آن منطقه ایجاد نماید و پس از آن هر یک از پادشاهان آن مناطق خواستار صلح با وی شدند. شایان توجه است، منطقه طخارستان در زمان خلافت عثمان بن عفان توسط احنف بن قیس فتح شده بود؛ ولی حکومت مسلمانان بر آن منطقه هنوز استقرار کامل نیافته بود و قتیبة بن مسلم با فتح خود، استقرار کامل حکومت مسلمانان بر آن منطقه را تثبیت نمود. قتیبه پس از فتح طخارستان تصمیم به فتح بیکند از شهرهای مهم آن منطقه گرفت و توانست با زحمات بسیار این منطقه را نیز فتح نماید؛ در تاریخ بخارا درباره فتح شهر بیکند این چنین آمده است: «فتح طخارستان بر دست او (قتیبة بن مسلم) برآمد، و از جیحون بگذشت در سال هشتاد و هشت. اهل بیکند خبر یافتند، بیکند را حصار کردند، بغایت استوار بود، و بیکند را در قدیم شارستان گویند. و شارستان روئین خوانده‌اند از استواری ورا. قتیبة حرب‌های (بسیار) سخت کرد. و مدّت پنجاه روز مسلمانان بیچاره شدند، و رنج دیدند، و حیله کردند، و (قومی) در زیر دیوار حفره کردند بر برج، و‌ اندرون حصار به ستورگاهی برآمدند، و دیوار حفره کردند، و رخنه‌ انداختند، و هنوز مسلمانان به حصار نمی‌رسیدند از رخنه در آمدند. قتیبه آواز برآورد که هر که بر این رخنه بر آید، دیه وی می‌دهم، و اگر کشته شود به فرزندان وی می‌دهم تا هر کسی رغبت کردند بدر آمدن، و حصار را گرفتند. و مردمان بیکند امان خواستند، قتیبه صلح کرد، و مال بستد، و ورقاء بن نصر باهلی را بر ایشان امیر کرد، و او روی به بخارا آورد.
[۱۳] نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۶۱، ترجمه ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، تحقیق محمد تقی مدرس رضوی، تهران، توس، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
»

← فتح شهر بخارا


دومین مرحله فتوحات قتیبة بن مسلم، در سال ۸۷ هجری شروع شد. وی در این سال تصمیم گرفت تا بخارا را فتح نماید و توانست بعد از سه سال لشکرکشی و جنگ‌های فراوان، در سال ۹۰ هجری این منطقه را فتح کند و به سرزمین‌های تحت حکومت دولت امویان اضافه نماید.
در شهر بخارا، افراد غیر مسلمان بسیار بودند؛ قتیبه به جهت این‌که مسلمانان را در شهر سکنی دهد، امر کرد تا نیمی‌ از خانه‌های مردم شهر به مسلمانان واگذار شود:
«محمد بن جعفر نرشخی‌ اندر کتاب آورده است که قتیبة بن مسلم به بخارا در آمد، و بخارا را بگرفت، اهل بخارا را فرمود تا یک نیمه از خانه‌ها و ضیاع خویش عرب را دادند. قومی‌ بودند در بخارا که ایشان را کشکثان گفتندی، و ایشان مردمانی بودند با حرمت، و قدر و منزلت، و در میان اهل بخارا ایشان را شرف زیاده بودی، و ایشان از دهقانان نبودند، غربا بودند اصیل، و بازرگانان بودند، و توانگر بودند. پس قتیبه الحاح کرد‌ اندر قسمت خانه‌ها (و اسباب ایشان) و اسباب خویش جمله گذاشتند به عرب، و از بیرون شهر هفتصد کوشک بنا کردند، و آن روز شهر همین قدر بود که شهرستان است
[۱۵] نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۴۲.
».
قتیبة بن مسلم پس از فتح بخارا مسجد جامعی در این شهر بنا کرد و به مسلمانان دستور داد در روز عید، نماز را در این مکان بخوانند. همچنین به ایشان امر کرد برای نماز سلاح خود را همراه بیاورند؛ چون هنوز به مردم بخارا اطمینان نداشت.
[۱۶] نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۷۱_ ۷۲.


← فتح رود جیحون


قتیبة بن مسلم پس از فتح بخارا، به‌ اندیشه فتح تمام محدوده رود جیحون (آمودریا) افتاد. وی توانست این مناطق را نیز فتح نماید و قلمرو حکومتی خود را گسترش دهد.
[۱۷] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۸۳.
[۱۸] ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة وخمس رسائل اخری لابن حزم، ج۱، ص۳۴۹، مصر، دارالمعارف، الطبعة الاولی، ۱۹۰۰م.


← مرحله چهارم فتوحات وی


وی در مرحله چهارم لشکرکشی‌های خود در صدد برآمد تا مرزهای شرقی دولت امویان را وسعت بدهد؛ به همین جهت وی به مناطق شرقی مرزهای خود حمله نمود و توانست با حملات خود، به مرزهای چین نیز نزدیک گردد و حتی نقل شده است که از پادشاه چین جزیه گرفت و به منطقه خود بازگشت.
به طور کلی قتیبة بن مسلم در طول حکومت خود بر خراسان، این مناطق را از ماوراءالنهر فتح نمود: الصّغانیان، اخرون، کاشان، اورشت، اخسیکت، بیکند، بخارا، طالقان، فاریاب، جوزجان، شومان، کش، نسف، رام‌جرد، سمرقند، فرغانة و شهر کاشغر.
همچنین آمده است که قتیبة بن مسلم با فیروز پسر کسری جنگ کرد و وی را شکست داد؛ سپس دختر وی شاه ‌آفرید را نزد حجاج فرستاد و حجاج نیز وی را نزد خلیفه ولید بن عبدالملک فرستاد. آمده است یزید بن ولید بن عبدالملک پسر این مادر از خلیفه به نواده کسری بودن افتخار می‌کرد.

قتیبة بن مسلم و نیزک طرخان

[ویرایش]

از دیگر اقدامات قتیبة بن مسلم در زمان حکومت بر خراسان، کشتن نیزک طرخان حاکم بادغیس بود که وی را پس از دادن امان در سال ۹۱ هجری کشت. نیزک طرخان مدت‌ها بود که از دست قتیبة بن مسلم فراری بود و واسطه دستگیری و کشتن وی سلیمان ناصح، مشاور قتیبه بود که از طرف وی به نیزک طرخان امان داد؛ ولی وقتی وی را به دربار قتیبه آوردند، قتیبة بن مسلم سه روز در انظار ظاهر نشد و در روز چهارم در دربار حاضر شد و گفت: «اگر تنها سه کلمه از عمر من باقی مانده باشد، من می‌گویم بکشیدش، بکشیدش، بکشیدش؛ سپس دستور داد نیزک طرخان و هفتصد نفر از افرادش را به تیغ جلاد سپارند و آن‌ها را گردن زدند.

حمایت از ولایتعهدی عبدالعزیز بن ولید

[ویرایش]

ولید بن عبدالملک تصمیم داشت فرزند خود عبدالعزیز را به ولایتعهدی منصوب و برادرش سلیمان را از ولایتعهدی خلع نماید. از این تصمیم وی امرای عراق و فارس استقبال کردند و حمایت خود را اعلام نمودند. حجاج بن یوسف ثقفی، قتیبة بن مسلم باهلی، محمد بن قاسم ثقفی از جمله امرایی بودند که در این ماجرا، حمایت خود را از تصمیم خلیفه اعلام نمودند. ولی عُمرِ خلیفه کفاف نداد و وی نتوانست سلیمان بن عبدالملک را از ولایتعهدی برکنار نماید و پسرش را به عنوان خلیفه بعدی معرفی کند. ولید بن عبدالملک در سال ۹۶ هجری از دنیا رفت. برخی حمایت قتیبة بن مسلم در این ماجرا از تصمیم خلیفه و سعی وی در برکنار نمودن سلیمان بن عبدالملک (خلیفه بعدی) از ولایتعهدی را مهم‌ترین دلیل دشمنی سلیمان بن عبدالملک با وی می‌دانند که در سال ۹۹ هجری منجر به قتل وی شد.

قتیبه و سلیمان بن عبدالملک

[ویرایش]

در سال ۹۶ هجری ولید بن عبدالملک وفات یافت و به جای وی سلیمان بن عبدالملک به حکومت رسید. سلیمان بن عبدالملک ابتدا به گرفتن انتقام از مخالفان داخلی خود در درون حکومت بنیامیه پرداخت؛ کسانی که در ماجرای تغییر ولایتعهدی در زمان ولید بن عبدالملک از عبدالعزیز بن ولید حمایت کرده بودند و سعی داشتند تا سلیمان را از رسیدن به خلافت بازدارند. مهم‌ترین کسانی که در ماجرای ولایتعهدی از پسر ولید حمایت نموده بودند، حجاج بن یوسف ثقفی امیر عراق و قتیبة بن مسلم امیر خراسان بودند. حجاج بن یوسف ثقفی کمی‌ قبل از فوت خلیفه وفات یافته بود و مهم‌ترین دشمن سلیمان در این ماجرا قتیبة بن مسلم به شمار می‌رفت. قتیبة بن مسلم می‌دانست که سلیمان بن عبدالملک درصدد عزل و حتی قتل وی است؛ به همین جهت از خلیفه ترسید و تصمیم به خروج بر خلیفه گرفت.
قتیبه سه نامه جداگانه به سلیمان بن عبدالملک نوشت و به پیک خود گفت: «در کنار سلیمان بن عبدالملک، یزید بن مهلب قرار دارد. اگر سلیمان بن عبدالملک نامه اول را خواند و سپس آن را به یزید بن مهلب داد تا بخواند، نامه دوم را به او بده و اگر آن را نزد خود نگه داشت، نامه‌های بعدی را نزد خود نگهدار و به سلیمان بن عبدالملک نشان نده؛ اگر سلیمان بن عبدالملک نامه دوم را خواند و آن را نزد خود نگه‌داشت و به یزید بن مهلب نشان نداد، نامه سوم را نزد خود محفوظ نگهدار و گرنه نامه سوم را نیز به وی بده.» وقتی پیک قتیبة بن مسلم به حضور خلیفه سلیمان بن عبدالملک رسید، همان طور که قتیبه گفته بود، یزید بن مهلب نیز حضور داشت. پیک نامه اول را به خلیفه تقدیم داشت، سلیمان نامه را خواند. در آن نامه قتیبه از خدمات خود و عظمت و جذبه‌اش در خراسان برای سلیمان نوشته بود و از او خواسته بود تا او را در این مقام ابقاء کند. سلیمان بن عبدالملک پس از خواندن نامه، با بی‌اعتنایی نامه را به یزید بن مهلب داد تا وی نیز آن را بخواند؛ پیک بنابر دستور قتیبه نامه دوم را به خلیفه داد. قتیبه در این نامه از یزید بن مهلب بدگویی کرده بود و او را مناسب حکومت عراق و ایران نمی‌دانست. خلیفه این نامه را نیز با بی‌اعتنایی به یزید بن مهلب نشان داد. پیک نامه سوم را نیز به خلیفه داد. قتیبه در این نامه سلیمان بن عبدالملک را تهدید کرده بود که اگر من را برکنار کنی، بر تو قیام می‌کنم و با لشکرییانم راه شام را در پیش می‌گیرم. وقتی سلیمان بن عبدالملک این نامه را خواند رنگش عوض شد و نامه را نزد خود نگه‌داشت.
قتیبه می‌دانست که خلیفه تصمیم بر برکناری وی از حکومت خراسان دارد. به همین جهت قبل از اینکه خبر پیک خود بیاید، عزم بر خروج کرد و به جنگ با خلیفه پرداخت و سرانجام در منطقه فرغانه به دست وکیع بن حسان کشته شد.
برخی از اطرافیان قتیبة بن مسلم، از سر خیرخواهی از وی خواستند تا از حکومت خراسان دست بردارد و به مناطق شرقی آن ولایت فرار نماید؛ ولی علت نپذیرفتن این گفتار توسط قتیبة بن مسلم، اهمیت خراسان برای قتیبه بود؛ قتیبة بن مسلم ده سال برای فتح خراسان و مناطق تحت اختیار آن‌جا زحمت کشیده بود و خود را محق به ولایت آن سرزمین می‌دانست. با مرگ حجاج بن یوسف و ولید بن عبدالملک، حکومت قتیبه بر خراسان در معرض تهدید بود. قتیبه در صدد مقابله با فتنه‌های سلیمان برآمد اما موفق نشد.


← علل دشمنی سلیمان با قتیبة


درباره علت دشمنی سلیمان بن عبدالملک با قتیبة بن مسلم و قتل وی توسط یاران سابق خود، نظرات مختلفی ارائه شده است؛ یکی از مهم‌ترین عوامل دشمنی خلیفه اموی با وی (با این‌که سرزمین‌های فراوانی را برای خاندان اموی فتح کرده بود) مرگ بزرگترین حامی‌ وی، حجاج بن یوسف در سال ۹۵ هجری و مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۶ هجری بود که قتیبه پیشرفتش را مدیون آن دو می‌دانست. وفاداری او به این دو نفر نشان‌دهنده اعتماد حجاج و ولید به قتیبه است که حکومت مستقل خراسان را در مرزهای شرقی در دست داشت. اما با مرگ آن‌ها دیگر این اعتماد از سوی قتیبه نسبت به خلیفه بعد مشاهده نگردید؛ هم‌چنین سلیمان از هیبت و مقام او می‌ترسید و سریع وی را از حکومت خراسان عزل کرد. هم‌چنین از دیگر علل قتل قتیبة بن مسلم توسط سلیمان بن عبدالملک، حمایت قتیبة بن مسلم باهلی و حجاج بن یوسف ثقفی از تغییر ولایتعهدی از سلیمان بن عبدالملک به عبدالعزیز بن ولید بن عبدالملک است که ماجرایش گذشت. هم‌چنین تحریک شدن خلیفه سلیمان بن عبدالملک توسط اطرافیانش که اکثرا از مخالفین قتیبة بن مسلم و حجاج بن یوسف بودند و آزارهایی از ناحیه ایشان به این افراد رسیده بود، از دیگر عوامل موثر در عزل و سپس قتل قتیبة بن مسلم در فرغانه به شمار می‌رفت. به طور مثال قتیبه مفضل یزید بن مهلب را به دستور حجاج اسیر و اذیت کرده بود.
[۳۶] مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ص۹۲۵، ترجمه شفیعی کدکنی، تهران، نشر آگه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
در این‌که آیا ابتدا قتیبه علیه سلیمان شورش کرد و او را از خلافت عزل کرد یا عکس آن رخ داد، نقل‌های مختلف و متضادی به چشم می‌خورد. تبیین کامل این مساله، مقصر اصلی این ماجرا را مشخص می‌کند. در این خصوص نامه‌های قتیبه و سلیمان اسناد خوبی هستند؛ در آن نامه‌ها - که پیک‌های خلیفه مامور بودند آن‌ها را با صدای بلند و در حضور همگان بخوانند - سلیمان به نوعی زیردستان و مردم عامه را بر ضد قتیبه شورانده بود؛ شورشی که خطبه‌های فصیح قتیبه هم آن را آرام نکرد. آن گاه قتیبه، سلیمان را از خلافت عزل کرد.
[۳۸] طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۹۷.
[۳۹] بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ص۳۱۲_ ۳۱۳.



قتیبة بن مسلم و اعراب

[ویرایش]

برخی عامل اصلی قتل قتیبه را رفتار بد وی با قبایل عرب و تکیه بیشتر وی بر عنصر ایرانی می‌دانند. هم‌چنین اصلی‌ترین یاران وی برادرانش بودند و وی از دیگر قبایل عرب برای خود در خراسان استفاده چندانی نمی‌کرد. قتیبه در فتوحات خود عموما برادران خود را به فرماندهی نظامی‌ برمی‌گزید. فرماندهانی، مانند مسلم بن مسلم، صالح بن مسلم، عبدالرحمن و عمرو بن مسلم که برادرانش بودند، او را در فتوحات یاری می‌کردند؛ نفر اول، جانشین موقت وی به هنگام فتوحات مرو بود. دومی، سرزمین باسار، امیر ترمذ، فاتح کاشان و ادرشت در منطقه فرغانه را فتح کرد و سومین نفر، قدرتمندترین فرمانده نظامی‌ وی بود.
[۴۰] بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ص۳۰۷.
[۴۱] طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۶۶.
گرچه علاوه بر اینان، مغیرة بن عبداللَّه، حاکم نیشابور، ایاس بن عبداللَّه، امیر مرو و خوارزم، حیان نبطی، وکیع بن حسان، عبداللَّه بن اهتم و ورقاء بن نصر باهلی، حکامی‌ بودند که به صورت موقت در دوره فتوحات و جنگ و صلح بر امارت ولایت انتخاب می‌شدند. در میان امرای مذکور، جز مغیره و ورقاء - که سرنوشت مجهولی دارند - بقیه به سردار خیانت کرده و زمینه قتلش را فراهم کردند و اما مشهورترین مشاور قتیبه، سلیمان ایرانی بود. او با قبایل عرب در پایان فتوحات رفتار خوشی نداشت. در خطبه‌هایش بدگویی از اعراب مشاهده می‌شود. او درست زمانی که قبایل را باید به خود نزدیک می‌کرد، آن‌ها را از خود راند. دیگر این که قتیبه قبیله مهمی‌ نداشت تا از وی حمایت کند.
[۴۲] ابن فقیه، ابوعبدالله احمد بن محمد، البلدان، ص۳۱۵، تحقیق یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، الطبعة الاولی، ۱۴۱۶/۱۹۹۶.
وی علاوه بر آوردن عناصر غیر عرب در میان اعراب، به آن‌ها توجه خاصی داشت. بعدها نوادگان قتیبه، در گفتارهای‌شان به همین موضوع اشاره کرده‌اند. روایات بی‌شماری از عجمان در تایید شخصیت و مقام قتیبه وجود دارد که ممکن است جعلی باشد؛ اما اشارات قتیبه به اهمیت نیرو و توان عجمان انکار ناشدنی است. بعد از مرگ قتیبه بسیاری از امرای محلی تا مدت‌ها نام فرزند خود را قتیبه می‌گذاشتند.
[۴۳] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۳_ ۲۵۴.

برخی نیز علت کشته شدن قتیبه را اختلافات اعراب شمالی و جنوبی می‌دانند؛ قتیبه، مانند بسیاری از امرای دیگر، قربانی کینه و اختلاف اعراب شد، او، به این اختلاف دامن نمی‌زد؛ اما با عزل وکیع از امارت قبیله تمیم، برخورد با خاندان عبداللَّه بن اهتم و خاندان مهلب و بدگویی از اعراب در خطب خویش سبب شد که وی قربانی اختلافاتی شود که دستگاه اموی آن را برنامه‌ریزی و اجرا می‌کرد.
[۴۴] مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ص۹۲۵.


قتل قتیبة بن مسلم

[ویرایش]

به هر صورت و با هر علتی که سلیمان بن عبدالملک، قتیبة بن مسلم باهلی را از حکومت خراسان عزل نموده باشد، پس از دستور سلیمان بن عبدالملک بر عزل قتیبه و منصوب نمودن یزید بن مهلب بر حکومت عراق و ایران، برخی از زیردستان وی بر ضد وی شوریدند و توانستند وی را به قتل برسانند. امرای زیردست وی وابسته به قبایلی بودند که همراه قتیبه در فتوحات شرکت می‌کردند. از مشهورترین امراء وکیع بن حسّان (رئیس قبیله تمیم) بود. وی که سابقه بدی در دزدی بیت المال بصره داشت، به دستور حجاج و به دست قتیبه عزل شد. وکیع از چشم قتیبه افتاده بود و قتیبه او را به امارت شهرها منصوب نمی‌کرد. عزل وکیع از ریاست بنی تمیم به دست قتیبة بن مسلم باعث کینه وی شد. ظاهراً عده‌ای از قبیله بنی تمیم هم به دست قتیبه مجازات و کشته شده بودند. اگر چه برخی منابع قتیبه را مرد زرنگی معرفی می‌کنند؛ او با همه درایتش با خیانت سرداران خود مواجه شد. قتیبه درباره وکیع با جدیت برخورد نکرد و فریفته تمارض وی شد. وی نه تنها به پند ناصحان که او را به فرار به ایالات شرقی ترغیب می‌کردند گوش نداد؛ بلکه فریب کسانی را خورد که وی را به شورش علیه سلیمان می‌خواندند. قتیبه هرگز سپاهیان زیردستش را به لحاظ امانت‌داری و وفاداری امتحان نکرد. به هنگام عزل سلیمان از خلافت توسط قتیبة بن مسلم، وکیع که از محتوای نامه‌ها خبردار شده بود، برضد قتیبة بن مسلم اقدام کرد و با حمله به خیمه و خرگاه قتیبه او را کشت. قتیبه که از مدت‌ها پیش، به رفتارهای او مشکوک شده بود، هرگز به فکر نابودی‌اش نیفتاد. وکیع در این فتنه اکثر برادرانش را جز دو نفر کشت و با این کار برای مدتی امارت خراسان را در دست گرفت؛ اما با آغاز حکومت یزید بن مهلب، از امارت خلع و به زندان افتاد. سرداران دیگر، حصین بن منذر، حیان نبطی، مولای مصقله بودند که ظاهراً نفر اول از ارکان مهم این توطئه بود. میثم بن منخل، جحم بن زهر جعفی، عبداللَّه بن علوان، سعد بن مجد، عبداللَّه بن اهتم از زیردستان و غلامان قتیبه بودند که به وی خیانت کردند و او را به قتل رساندند. اگر ورقاء بن نصر باهلی همان ورقاء، حاکم بیکند باشد، وی هم به دلیل رفتار قتیبه با خانواده‌اش، کینه‌توزانه در این قتل شرکت کرد. در هنگام درگیری قتیبه با وکیع بن حسان، تنها چند نفر غلام و شاهزادگان عجمی‌ و برادرانش به همراه وی با شور و اشتیاق می‌جنگیدند. او آن قدر جنگید که طناب چادرهای خیمه‌اش کنده شد و ستون خیمه بر بالای او فرود آمد و شورشیان بر او ریخته و او را به قتل رساندند. آن‌چه که مایه تعجب شد این است که قتیبه با داشتن هزار سپاهی بصری، هفت هزار کوفی و هفت هزار موالی خراسانی، از یاری این نیروهای به ظاهر وفادار در هنگام توطئه محروم ماند.
[۴۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۷۰۸_ ۷۰۷، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات علمی‌و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۷ش.
[۴۷] ابن عبدربه، ابی عمر احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۵۱_ ۹۸.
[۵۰] طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۹۹-۳۹۰۸.
[۵۱] ساداتی، احمد محمود، تاریخ المسلمین فی شبه قاره هند و پاکستانیه و هزاره هند، ص۵۲، قاهره، چاپخانه نهضة الشمس جامعة القاهره، الطبعة الثالثه.
وکیع بن حسان پس از قتل قتیبه و یارانش، سر قتیبه را نزد سلیمان بن عبدالملک فرستاد؛ این کار وکیع منجر شد تا سلیمان بن عبدالملک وکیع را به حکومت خراسان بگمارد؛ ولی امارت وی نیز طولی نکشید.
البته برخی قاتل قتیبه را نجد بن صامت دانسته‌اند؛ ولی مقتول شدن قتیبه به دست وکیع بن حسان قوی‌تر به نظر می‌رسد.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. تمیمی‌سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، ج۲، ص۷۱، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی‌الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، الطبعة الاولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.    
۲. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ج۵، ص۲۹۸، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.    
۳. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۲۸، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴. زرکلی، خیرالدین، الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج۵، ص۱۸۹، بیروت، دار العلم للملایین، الطبعة الثامنة، ۱۹۸۹.    
۵. دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۳۲۷، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، الطبعة ۱، ۱۳۶۸ش.    
۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۴۲۴.    
۷. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۵۵.
۸. ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۲۹۵، تحقیق فواز، بیروت، دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵.    
۹. ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۳۱۰.    
۱۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۴۴۸ ۴۴۹.    
۱۱. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۶، ص۳۷، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة.    
۱۲. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۶۱، بیروت، دار الفکر، الطبعة۱، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.    
۱۳. نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۶۱، ترجمه ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوی، تلخیص محمد بن زفر بن عمر، تحقیق محمد تقی مدرس رضوی، تهران، توس، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
۱۴. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۷۱.    
۱۵. نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۴۲.
۱۶. نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ بخارا، ص۷۱_ ۷۲.
۱۷. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۸۳.
۱۸. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة وخمس رسائل اخری لابن حزم، ج۱، ص۳۴۹، مصر، دارالمعارف، الطبعة الاولی، ۱۹۰۰م.
۱۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۵۰۰.    
۲۰. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۴۰.    
۲۱. نویری، شهاب‌الدین، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۱، ص۲۸۲ ۲۸۳، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیة، چاپ اول، ۱۴۲۳ ه. ق.    
۲۲. ابن فقیه، ابوعبدالله احمد بن محمد، البلدان، ص۴۱۷، تحقیق یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، الطبعة الاولی، ۱۴۱۶/۱۹۹۶.    
۲۳.مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص۲۵۷، قاهرة، مکتبة مدبولی، الطبعة الثالثة، ۱۴۱۱/۱۹۹۱.    
۲۴. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ج۹، ص۱۹۰.    
۲۵. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۰، ص۱۶.    
۲۶. نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۰، ص۳۲۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، الطبعة الاولی، ۱۴۲۴ه. ق، ۲۰۰۴م.    
۲۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۴۵۴ ۴۵۸.    
۲۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۶، ص۴۹۸ ۴۹۹.    
۲۹. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ج۸، ص۸۷.    
۳۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج‌۶، ص۵۰۶ ۵۰۷.    
۳۱. ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۳۱۳، تحقیق فواز، بیروت، دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵.    
۳۲. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۰۶ ۵۰۸، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.    
۳۳. نویری، شهاب‌الدین، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۱، ص۲۰۵، قاهره، دار الکتب و الوثائق القومیة، چاپ اول، ۱۴۲۳ه. ق.    
۳۴. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۴۹۸ ۴۹۹.    
۳۵. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ج۸، ص۸۷، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.    
۳۶. مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ص۹۲۵، ترجمه شفیعی کدکنی، تهران، نشر آگه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
۳۷. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹۵، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۳ش.    
۳۸. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۹۷.
۳۹. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ص۳۱۲_ ۳۱۳.
۴۰. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ص۳۰۷.
۴۱. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۶۶.
۴۲. ابن فقیه، ابوعبدالله احمد بن محمد، البلدان، ص۳۱۵، تحقیق یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب، الطبعة الاولی، ۱۴۱۶/۱۹۹۶.
۴۳. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۳_ ۲۵۴.
۴۴. مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ص۹۲۵.
۴۵. ابن عبدربه، ابی عمر احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۴۹، بیروت، دارالکتب العربی، الطبعة الاولی، ۱۳۶۸ق.    
۴۶. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۷۰۸_ ۷۰۷، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات علمی‌و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۷ش.
۴۷. ابن عبدربه، ابی عمر احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۱، ص۵۱_ ۹۸.
۴۸. ذهبی، شمس الدین، تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۶، ص۴۵۵، بیروت، دارالکتب العربی، الطبعة الثانیه، ۱۴۱۳، ۱۹۹۳م.    
۴۹. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۰۹-۳۱۵.    
۵۰. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۳۸۹۹-۳۹۰۸.
۵۱. ساداتی، احمد محمود، تاریخ المسلمین فی شبه قاره هند و پاکستانیه و هزاره هند، ص۵۲، قاهره، چاپخانه نهضة الشمس جامعة القاهره، الطبعة الثالثه.
۵۲. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۷۰، بیروت، دار الفکر، الطبعة الاولی، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.    
۵۳. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۳۸۹، بیروت، دارالجیل، الطبعه الاولی، ۱۴۱۲.    
۵۴. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۹۴.    


منابع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «قتیبة بن مسلم باهلی(از تولد تا پایان خلافت ولیدبن عبدالملک اموی)»، تاریخ بازیابی۱۳۹۵/۰۳/۲۸.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «قتیبة بن مسلم (از حکومت سلیمان بن عبدالملک تا وفات)»، تاریخ بازیابی۱۳۹۵/۰۳/۲۸    






جعبه ابزار