قاعده لاضررذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قاعده لاضرر به معنی نفی مشروعیت هر گونه ضرر و اضرار در اسلام است. [۱] از این قاعده به قاعده ضرر، قاعده ضرر و ضرار، قاعده لاضرر و لاضرار و قاعده نفی ضرر نیز تعبیر می شود.


تعریف قاعده لاضرر[ویرایش]

قاعده لا ضرر از قواعد مشهور فقهی است که در بیش تر ابواب فقه کاربرد دارد و مضمون آن این است که ضرر در اسلام مشروعیت ندارد و هرگونه ضرر و اضرار در اسلام نفی شده است.

ادله قاعده لاضرر[ویرایش]

برای اثبات این قاعده به ادله قرآنی، روایی و عقلی، استدلال شده که به بعضی از آن ها اشاره می گردد:

← آیه نفی ضرر
آیه: " لا تضار والدة بولدها و لامولود له بولده " [۲]. این آیه، مادران و پدران را از ضرر رساندن به فرزندانشان نهی کرده است؛ بنا بر تفسیر دیگر آیه، هر یک از والدین را از ضرر زدن به دیگری، به واسطه فرزندشان، نهی نموده است. بنابر این، از آیه فهمیده می شود که ضرر زدن هر کسی به دیگری، ممنوع و ناروا است.

← روایت زراره
معروف ترین حدیثی که به آن استدلال شده، داستان " سمرة بن جندب " است که در ذیل آن عبارت " لا ضرر و لا ضرار " آمده است. " کلینی " در کتاب اصول کافی از " ابن مسکان " و او از " زراره " نقل می کند که، امام باقر ( ع ) فرموده است:
" در زمان رسول خدا ( ص )، شخصی به نام سمرة بن جندب در جوار خانه فردی از انصار، درخت خرمایی داشت که آمد و رفت وی از درون زمین آن مرد انصاری بود. سمرة بن جندب برای رسیدگی به آن درخت و کارهایش به دفعات و سرزده به زمین مرد انصاری می رفت و به این ترتیب ایجاد مزاحمت می کرد تا این که صاحب خانه به سمرة گفت: تو بی خبر و بدون اذن به خانه ام می آیی و ایجاد مزاحمت می کنی، پس از این، هنگام آمد و شد اجازه بگیر. سمره گفت: چنین نمی کنم. مرد انصاری به حضرت رسول ( ص ) شکایت برد. حضرت به سمره فرمود: از این پس، اذن بگیر. سمره نپذیرفت، حضرت فرمود: از این درخت صرف نظر کن و من در برابر آن، درختی با همان اوصاف در جای دیگر به تو می دهم. سمره نپذیرفت، حضرت فرمود: ده درخت در مقابل آن می دهم، باز هم قبول نکرد. فرمود: درختی در بهشت به تو می دهم. سمره باز هم نپذیرفت، تا این که حضرت فرمود:
" انک رجل مضار و لا ضرر و لا ضرار علی مؤمن " یعنی تو مرد سخت گیر و آسیب رسانی هستی و مؤمن نباید به کسی ضرر بزند، بعد از آن دستور داد آن درخت را از ریشه کندند و جلوی سمرة انداختند.

← دیگر روایات در این باب
روایات دیگری به همین مضمون با اندکی اختلاف در اصول کافی نقل شده است. به این گونه که: حضرت به آن مرد انصاری فرمود: " اذهب فاقلعها و ارم بها وجهه فانه لا ضرر و لا ضرار" یعنی برو آن را بکن و نزد او بیانداز، زیرا ضرر و ضرار نیست.
روایات قاعده لاضرر در حد تواتر است. [۳] در روایات امامیه، قاعده لا ضرر به سه عبارت، بیان شده است:
۱ ـ لا ضرر و لا ضرار؛
۲ ـ لا ضرر و لا ضرار علی مؤمن؛
۳ ـ لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام. [۴]

معانی سه کلمه لا و ضرار و ضرر[ویرایش]

درباره معنای سه کلمه " لا " و " ضرار " و " ضرر " سخن بسیار گفته شده و معانی متفاوتی احتمال داده شده است. منشأ آن اختلاف ها، این است که ظاهر عبارت " لا ضرر و لا ضرار " دلالت بر نفی هر گونه ضرر در اسلام دارد، و این در حالی است که در عالم خارج بالوجدان ضرر وجود دارد. به همین دلیل در معنا کردن این جمله میان فقها اختلاف است، در ذیل به چهار نظر مشهور اشاره می شود:

← دیدگاه شیخ انصاری
" شیخ انصاری " منظور از نفی ضرر را نفی احکام ضرری می داند؛ یعنی " لا " در معنای نفی به کار رفته و کلمه " حکم " را باید در تقدیر گرفت؛ بنا بر این، مراد این است که " لا حکم ضرری فی الاسلام " یعنی در اسلام احکامی که موجب ضرر بر بندگان باشد وجود ندارد. [۵]

← دیدگاه آخوند خراسانی
" آخوند خراسانی " منظور از قاعده لا ضرر را نفی حکم به لسان نفی موضوع دانسته که مانند آن در اخبار، فراوان است، مثل " لا شک لکثیر الشک " یعنی کسی که بسیار شک کند، شک او شک نیست؛ به بیان دیگر، موضوعاتی که دارای حکم هستند، اگر با عنوان اولیه شان، سبب ضرر بشوند، حکم آن برداشته می شود؛ پس موضوعاتی مانند بیع و وضو که احکامی مانند وجوب و لزوم دارند، اگر موجب زیان گردند، احکام آن ها برداشته می شود؛ یعنی اگر وضو موجب ضرر گردد، حکم وجوب آن برداشته می شود. [۶]

← دیدگاه مرحوم نراقی
" مرحوم نراقی " می گوید: منظور، نفی ضرر غیر متدارک است، یعنی هر کس به دیگری ضرر بزند، موظف است آن را تدارک و تلافی کند و ضرری که جبران نداشته باشد در اسلام وجود ندارد. [۷]

← دیدگاه شریعت اصفهانی
نظر " شریعت اصفهانی " این است که " لا " در روایت، ناهیه است و در معنای مجازی استعمال شده، یعنی نباید کسی به دیگری ضرر بزند. "امام خمینی" این عقیده را قبول دارد و این نهی را نهی حکومتی می داند. [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶]

پانویس[ویرایش]
 
۱. مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، ص۲۰۳.    
۲. بقره/سوره۲،آیه۲۳۳    
۳. روحانی، محمد، منتقی الاصول، ج ۵، ص ۳۸۳.    
۴. خویی، ابو القاسم، مصباح الاصول، ج ۲، ص ۵۱۸.    
۵. انصاری، مرتضی بن محمدامین، فرائدالاصول، ج ۲، ص ۴۶۰.    
۶. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایه الاصول، ج۱، ص۳۸۱.    
۷. نراقی، محمد بن احمد، عوائد الایام، ص۱۷-۱۸.    
۸. سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج ۳، ص ۴۸۹.
۹. عراقی، ضیاء الدین، منهاج الاصول، ج ۴، ص ۳۳۶.
۱۰. جزایری، محمدجعفر، منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، ج ۶، ص ۴۹۱.
۱۱. جزایری، محمدجعفر، منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، ج ۴، ص ۵۸۸.
۱۲. موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، ص ۸۶.
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، انوارالاصول، ج ۳، ص ۲۴۳.
۱۴. خمینی، روح الله، الرسائل، جزء۱، ص ۷.
۱۵. ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص ۲۶۹.
۱۶. نائینی، محمد حسین، فوائدالاصول، ج ۳، ص ۲۶۱-۲۶۴.    


منبع[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، برگرفته از مقاله «قاعده لاضرر».


رده‌های این صفحه : اصول | فقه




جعبه‌ابزار