قاضی‌ نورالله‌ شوشتری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قاضی نور الله شوشتری كه نسبش به واسطه سلسله نورانی سادات مرعشی به امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ می‌رسد «فرزند شریف الدین بن ضیاء الدین نور الله بن محمد شاه بن مبارز الدین بن الحسین جمال الدین بن نجم الدین ابی علی محمود ... است»
[۱] . احقاق الحق، ج ۱، مقدمه، ص فد.

اجداد قاضی نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی كه از آمل به شوشتر هجرت كرد باز می‌گردد.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

عالم جلیل القدر، سید قاضی نور الله شوشتری در خاندانی روحانی و صاحب نفوذ دینی به دنیا آمد. پدر او سید شریف از علمای بزرگ اسلام و از شاگردان شیخ ابراهیم قطیفی بود. جد او سید نور الله نیز از علمای شیعه و بزرگان سادات شوشتر و مورد احترام مردم بود. برادرانش میر اسماعیل، میر قطب الدین و میر محسن، هر سه از شاگردان پدر خود و متبحر در علوم عقلی و نقلی بودند.
عالمانی که مداومتشان بر ادعیه و مستحبات زبانزد همه بوده و در درک مطالب علمی، هر یک شهره زمان خویش بوده‌اند. علاوه بر این، عموی قاضی نور الله و فرزندان او نیز از جمله عالمان وارسته دین بوده‌اند.
قاضی نور الله دارای ۵ پسر بود که همگی از اهل علم و دنباله رو پدر در کسب معارف بودند. در کتب تراجم شرح حال آنان با ذکر تالیفات و کراماتشان مفصلا بیان شده است. فرزندان قاضی نیز مانند او طبع شعری قوی داشته و به ادبیات فارسی و عربی تسلط داشتند و این علاوه بر علوم عقلی و نقلی است که از اساتید بزرگوار خود کسب کرده بودند.

زندگی علمی

[ویرایش]

قاضی نورالله در مشهد مقدس در درس علامه محقق مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینه‌های فقه، اصول، کلام و حدیث و تفسیر از او كسب نمود او از محضر مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و قرآن کریم     را فرا گرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی اجازه روایت كسب كرد. از آن میان می‌توان به مولا عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف كتاب «مجالس الامامیه» در اعتقادات) و همچنین مولا عبدالوحید تستری اشاره كرد.
[۲] . مقدمه احقاق الحق، ج ۱، ص ۸۸.

قاضی در سال ۹۹۳ ق روانه هند گشت و به قصد شهر «آگره» از شهرها و روستاهای دیگر گذشت. زمانی كه او به دیار هند گام نهاد هندوستان آرام‌ترین روزگار خود را در تاریخ سپری می‌كرد و شاید این آرامش به روحیه اكبر شاه باز می‌گشت كه در آن زمان بر آن سرزمین حكمرانی می‌كرد. «اكبر شاه نوه بابر از نسل تیمور پسر همایون شاه در چهارده‌سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت بیكرانی ازخود نشان داد و ممالك گجرات، بنگاله و كشمیر و سند را به تصرف خود درآورد و سلطنتی بزرگ تشكیل داد و شهرها و آبادیهای بی‌شماری را بنیان نهاد
[۳] . لغتنامه دهخدا، ج ۵، (الف)، ص ۳۱۸۰.
اكبر شاه گذشته از اینكه علاقه زیادی به عمران و آبادی داشت و عنایت خاصی به مسائل فلسفی داشت اما عقیده چندان محكمی نسبت به دین خاصی نداشت.
[۴] . تاریخ تمدن، گوستاولوبون، ص ۲۳۵.
همین نگرش اكبر شاه به دین موجب گشته بود كه اكبر شاه به فكر ارائه دینی مشترك از كل ادیان افتاده و سپس هندوستان محل زندگی ملحدین گردد. قاضی نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، نزد ا بوالفتح مسیح الدین گیلانی طبیب حادق ایرانی و شاعر بزرگ رفت. مسیح الدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اكبرشاه درآمد.»
[۵] . تذكره علمای امامیه پاكستان، سید حسین عارف نقوی، ترجمه دكتر محمد هاشم، ص ۱۵.


دعوت به تشیع

[ویرایش]

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که قاضی نور الله اولین عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و دعوت به تشیع نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره تشکیل داد.

منصب قضاوت

[ویرایش]

شهرت وی آنچنان بالا گرفت که سلطان اکبر شاه از او دعوت نمود و وقتی فضل و علم او را دید به او پیشنهاد قضاوت کرد. قاضی برای قبول این منصب شرطی گذاشت و آن اینکه در امر قضاوت به فتوای هیچکس عمل نکند و به اجتهاد خودش عمل نماید.
اکبر شاه شرط قاضی را پذیرفت و بدین گونه لقب قاضی به ابتدای نام سید نور الله شوشتری اضافه شد.

اساتید

[ویرایش]

متاسفانه در کتب موجود ذکری از اساتید قاضی نور الله به میان نیامده و بجز مولی عبد الواحد شوشتری که قاضی نور الله در مشهد افتخار شاگردی او را داشته، نام دیگر اساتید او در دست نیست.

آثار

[ویرایش]

۱. احقاق الحق، این كتاب سه مرتبه به چاپ رسیده است.
۲. أجوبه مسائل السید حسن الغزنوی.
۳. الزام النواصب فی الردّ عی میرزا مخدوم الشریفی «این كتاب توسط استاد میرزا محمد علی چهاردهی گیلانی ترجمه شده و نوه دانشمند او به نام مرتضی مدرسی آن را چاپ كرده است».
۴. «القام الحجر» در رد ابن حجر.
۵. بحر الغزیر فی تقدیر ماء الكثیر « قاضی در این كتاب در مورد وزن و حجم آب كر تحقیق كرده است».
۶. بحر الغدیر فی اثبات تواتر حدیث الغدیر سنداً و مؤلف و دلاله.
۷. «تفسیر القرآن» در چند جلد كه در نوع خود بی‌نظیر است.
۸. كتابی در تفسیر آیه رؤیا.
۹. تحفه العقول.
۱۰. حلّ العقول.
۱۱. حاشیه بر «شرح الكافیه» جامی در علم نحو.
۱۲. حاشیه بر «حاشیه چلپی» بر شرح التجرید اصفهانی.
۱۳. حاشیه بر «مطول» تفازانی.
۱۴. حاشیه بر «رجال کشی» كه مطالب مفیدی در زمینه علم رجال در بر دارد.
۱۵. حاشیه بر «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی (كه ناتمام مانده است).
۱۶. حاشیه بر «کنز العرفان» فاضل مقداد در آیات الاحکام.
۱۷. حاشیه بر حاشیه «تهذیب المنطق» دوانی.
۱۸. حاشیه بر مبحث «عذاب القبر» از شرح «قواعد العقاید».
۱۹. حاشیه بر «شرح مواقف» در علم کلام.
۲۰. حاشیه بر «رساله الاجوبه الفاخره».
۲۱. حاشیه بر «شرح تهذیب الاصول».
۲۲. حاشیه بر «مبحث الجواهر» از شرح تجرید علامه.
۲۳. حاشیه بر «تفسیر بیضاوی».
۲۴. حاشیه بر «الهیات» شرح تجرید.
۲۵. حاشیه بر «حاشیه القدیمیه».
۲۶. حاشیه بر «حاشیه الخطایی» در علم فصاحت و بلاغت.
۲۷. حاشیه دیگری بر «تفسیر بیضاوی».
۲۸. حاشیه بر «شرح الهدایه» در حکمت.
۲۹. حاشیه بر «شرح الشمسیه» از قطب الدین رازی در منطق.
۳۰. حاشیه بر «قواعد» علامه در فقه.
۳۱. حاشیه بر «تهذیب» از شیخ الطائفه شیخ طوسی.
۳۲.‌ حاشیه بر «خطبه الشرایع» محقق حلی.
۳۳. حاشیه بر «هدایه» در فقه حنفی.
۳۴. حاشیه بر «شرح الوقایه» در فقه حنفی.
۳۵. حاشیه بر شرح «رساله آداب المطالعه».
۳۶. حاشیه بر شرح «تلخیص المفتاح» معروف به مختصر تفتازانی.
۳۷. حاشیه بر «شرح چغمینی در هیئت».
۳۸. حاشیه بر «مختلف علامه» در فقه.
۳۹. حاشیه بر «اثبات الواجب الجدید» از علامه دوانی.
۴۰. حاشیه بر «تحریر اقلیدس» در هندسه.
و ... .

فرزندان

[ویرایش]

۱. علامه سید محمد یوسف.
۲. علامه شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق).
۳. علامه علاء الملك.
۴. سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق).
۵. سید علاء الدوله (۱۰۱۲ ـ؟).

شاگردان

[ویرایش]

ــ علامه شیخ محمد هروی خراسانی.
ــ علامه مولا محمد علی کشمیری.
ــ سید جمال الدین عبدالله مشهدی.

شهادت

[ویرایش]

عالم وارسته و عارف بزرگوار قاضی نور الله شوشتری پس از عمری تلاش در راه احیای مکتب اهل‌بیت علیهم‌السّلام در سال ۱۰۱۹ هجری به شهادت رسید.
پیکر شریف قاضی را در اکبر آباد به خاک سپردند و از آن پس مزار عاشقان و دوستداران اهل‌بیت علیهم‌السّلام گردید.
کیفیت شهادت وی این گونه بود:
پس از مرگ سلطان اکبر شاه، فرزند او جهانگیر شاه به حکومت رسید. او قاضی نور الله را بر مسند قضاوت ابقاء کرد. در این میان حسودان و علمای درباری دائما از سید نزد حاکم بدگویی می‌کردند.
پس از مدتی که کینه آنها بیشتر شد و کلمات آنان در شاه تاثیر گذاشت، جهانگیر شاه اجازه کشتن قاضی را به آنان داد و آنان با کمال قساوت آنقدر بر بدن نحیف این عالم شیعه و پیرمرد ۷۰ ساله شلاق زدند تا جان به جان آفرین تسلیم کرد و به اجداد طاهرینش پیوست.
قاضی نورالله شوشتری در شعری زبان حال خود را این گونه سروده است:
وه کاین شب هجران تو بر ما چه دراز است گویی که مگر صبح قیامت سحر اوست

عناوین مرتبط

[ویرایش]

الصوارم المهرقة فی نقد الصواعق المحرقة (کتاب)

پانویس

[ویرایش]
 
۱. . احقاق الحق، ج ۱، مقدمه، ص فد.
۲. . مقدمه احقاق الحق، ج ۱، ص ۸۸.
۳. . لغتنامه دهخدا، ج ۵، (الف)، ص ۳۱۸۰.
۴. . تاریخ تمدن، گوستاولوبون، ص ۲۳۵.
۵. . تذكره علمای امامیه پاكستان، سید حسین عارف نقوی، ترجمه دكتر محمد هاشم، ص ۱۵.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم    
نرم افزار جامع الاحادیث، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.






جعبه‌ابزار