فوتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فوت در دو معنای مردن ( مرگ ) و سپری شدن وقت عبادت دارای وقت، همچون نماز و روزه (قضاء شدن) به کار می‌رود؛ واژه فوت کردن یعنی دمیدن.


کاربرد فقهی

[ویرایش]

از آن به مناسبت در باب صلات و اطعمه و اشربه سخن گفته‌اند.

← در صلات


فوت کردن محل سجده در حال نماز مکروه است؛ [۱] [۲] به‌ویژه اگر موجب آزار سایر نمازگزاران گردد. [۳] برخی کراهت را به صورت اخیر اختصاص داده‌اند. [۴]
فوت کردن در حال نماز موجب بطلان آن نمی‌شود؛ لیکن حکایت آن به گونه‌ای که دو حرف تلفظ گردد، مثلا گفته شود «پف»، در صورت عمدی بودن، نماز را باطل می‌کند. [۵] [۶] [۷]

← در اطعمه و اشربه


فوت کردن در غذا و نوشیدنی مکروه است. [۸] [۹]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام، ج۱۱، ص۸۵.    
۲. العروة الوثقی، ج۳، ص۳۶.    
۳. الحدائق الناضرة، ج۸، ص۳۲۴-۳۲۵.    
۴. النهایة، ص۷۴.    
۵. جواهر الکلام، ج۱۱، ص۴۹.    
۶. العروة الوثقی، ج۳، ص۱۲.    
۷. مستمسک العروة، ج۶، ص۵۴۶-۵۴۷.    
۸. وسائل الشیعة، ج۲۴، ص۴۰۱.    
۹. مهذب الاحکام، ج۲۳، ص۲۰۰.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۵، ص۷۲۸، برگرفته از مقاله «فوت».    



جعبه‌ابزار