فرار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فرار به معنی گریختن است.

فهرست مندرجات

۱ - توضیح لغت
۲ - کاربرد فقهی
       ۲.۱ - در جهاد
              ۲.۱.۱ - حکم تکلیفی
                     ۲.۱.۱.۱ - واجب
                     ۲.۱.۱.۲ - حرام
                     ۲.۱.۱.۳ - مستحب
                     ۲.۱.۱.۴ - مکروه
                     ۲.۱.۱.۵ - مباح
              ۲.۱.۲ - احکام دیگر
       ۲.۲ - در شهادات
              ۲.۲.۱ - آثار فرار
       ۲.۳ - در حدود
       ۲.۴ - در قصاص
       ۲.۵ - در دیات
       ۲.۶ - در جعاله
       ۲.۷ - در صید و ذباحه
۳ - پانویس
۴ - منبع

توضیح لغت

[ویرایش]

فرار عبارت است از دور شدن ناگهانی و با شتاب از کسی یا جایی که معمولا نتیجه احساس ناامنی، خطر یا ترس است.

کاربرد فقهی

[ویرایش]

از احکام آن در باب‌های صلات ، جهاد ، جعاله ، صید و ذباحه ، غصب ، شهادات ، حدود و تعزیرات سخن گفته‌اند.

← در جهاد



←← حکم تکلیفی


فرار به لحاظ تکلیفی به واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه و مباح تقسیم می‌شود.

←←← واجب


دفاع در برابر مهاجمی که قصد عِرض یا جان انسان را کرده، واجب است و در صورت ناتوانی از دفاع، فرار واجب است.
چنانچه در جنگ مسلمانان با کفار ، تعداد دشمن بیش از دو برابر نیروی خودی، و هلاکت، ظن غالب باشد، برخی، فرار را در صورت تأمین سلامت خود با آن، واجب دانسته‌اند.
به تصریح برخی، فرار از آنچه که در آن گمان به هلاکت رسیدن می‌رود، مانند دیوار در شرف ویرانی، طاعون و حیوان درنده جایز بلکه به تصریح برخی واجب است.
[۳] کشف الغطاء، ج۲، ص۲۴۷.


←←← حرام


فرار از میدان جنگ در صورتی که شمار دشمن دو برابر خودی یا کمتر از آن باشد، حرام و از گناهان کبیره ( گناه کبیره ) است، مگر با هدف جابه جایی به محل مناسبت‌تر برای جنگیدن (تحرُّف) یا پیوستن به دیگر همرزمان برای تقویت آنان و یا هدفی دیگر (تحیُّز)، که در هر دو صورت جایز است.
چنانچه کشته شدن به دست دشمن ظن غالب رزمنده باشد، آیا فرار در این صورت نیز حرام می‌باشد یا نه؟ اختلاف است. قول نخست به اکثر فقها نسبت داده شده است.
فرار از میدان جنگ با باغیان (باغی) نیز حرام و از گناهان کبیره است.

←←← مستحب


در صورت افزون بودن سپاه کفر از دو برابر سپاه اسلام مقاومت واجب نیست و با ظن نیروهای خودی به شکست از دشمن و کشته شدن، به قول برخی، عقب نشینی و فرار مستحب است.

←←← مکروه


فرار از مسجدی که اهل آن دچار طاعون شده‌اند کراهت دارد.

←←← مباح


فرار برای کسانی که جهاد بر آنان واجب نیست، مانند زنان ، جایز است؛ لیکن از برخی قدما، نسبت به حاضران در عرصه نبرد، قول به حرمت فرار نقل شده است؛ هر چند حضور بر ایشان واجب نباشد.
به قول برخی، در صورت حمله دو نفر از دشمن به یک رزمنده، فرار برای او جایز است.

←← احکام دیگر


به تصریح برخی، اگر رزمنده‌ای قبل از تقسیم غنایم از جبهه فرار کند، از غنیمت سهمی نمی‌برد.
اگر اسیر مسلمان پیش از اتمام جنگ از چنگ دشمن فرار کند و برای جنگیدن به سپاه اسلام بپیوندد، از غنیمت سهم می‌برد.
به گفته برخی، اگر رزمنده‌ای دشمن در حال فرار را بکشد، مستحق سلب او نخواهد بود.

← در شهادات



←← آثار فرار


در برخی موارد بر فرار آثاری مترتب می‌شود:
چنانچه گواهان پس از شهادت فرار کنند، حدِّ ثابت به شهادت آنان اجرا نمی‌شود.

← در حدود


در حدّ رجم زناکار ، اگر وی هنگام اجرای حدّ فرار کند، در فرضی که منشأ ثبوت حدّ اقرار وی باشد، به قول مشهور برگردانده نمی‌شود.

← در قصاص


قاتلی که پس از کشتن کسی از روی عمد ، فرار کرده و کسی به او دست نیافته تا آنکه مرده است، به قول مشهور، در صورت داشتن مال، دیه از مال او پرداخت می‌شود. در غیر این صورت، از خویشان او به ترتیب اولویت در ارث بردن، گرفته می‌شود و با فقد خویشان، امام از بیت المال می‌پردازد.
[۲۲] تفصیل الشریعة (القصاص)، ص۳۴۹-۳۵۳.

ضربه زدن به مهاجم در حال فرار، مانند دزد ضمان آور است.
چنانچه کسی، دیگری را جلوی درنده‌ای بیندازد و او نتواند هر چند با فرار کردن، خود را نجات دهد و کشته شود، قصاص ثابت است.
بر کسی که دیگری را در آتش افکنده و او به سبب ناتوانی از فرار سوخته و مرده است، قصاص ثابت می‌شود.
آتش زدن خانه به قصد سوزاندن ساکنان آن، در صورت عدم امکان فرار برای آنان و کشته شدن، قتل عمد به شمار رفته و بر آتش افروز قصاص ثابت است.

← در دیات


در ثبوت دیه بر کسی که دیگری را ترسانده و او به سبب آن فرار کرده و هنگام فرار بر اثر برخورد با چیزی و یا افتادن از پرتگاهی مرده است، اختلاف است.
[۲۷] غایة المراد، ج۴، ص۴۴۹-۴۵۰.
برخی میان صورتی که عقل و اختیار فرد به سبب ترس زایل شود و صورتی که زایل نشود، تفصیل داده و در صورت نخست ضمان (دیه) را ثابت دانسته‌اند.
[۳۱] تفصیل الشریعة (الدیات)، ص۶۷.


← در جعاله


عامل پس از اتمام کار و تحویل مورد جعاله، مستحق اجرت می‌گردد؛ از این رو، در ازای یافتن گمشده‌ای که پیش از تحویل فرار کرده است، استحقاق اجرت ندارد.

← در صید و ذباحه


حیوان حلال گوشت وحشی در صورتی با آلات شکار حلال می‌شود که قدرت بر فرار داشته باشد. بنابراین، بچه آهویی که نمی‌تواند فرار کند با آلات شکار حلال نمی‌شود، بلکه تنها با ذبح حلال می‌گردد.
[۳۳] توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۵۶۹، م ۲۵۸۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۵۲-۶۵۳.    
۲. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۳.    
۳. کشف الغطاء، ج۲، ص۲۴۷.
۴. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۵۸-۶۱.    
۵. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۵۶-۵۹.    
۶. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۱.    
۷. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.    
۸. شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۳۶.    
۹. العروة الوثقی، ج۲، ص۲۲.    
۱۰. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۶۱.    
۱۱. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۲.    
۱۲. مختلف الشیعة، ج۴، ص۳۸۶.    
۱۳. تحریر الاحکام، ج۲، ص۱۴۱.    
۱۴. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۲۶۴-۲۶۵.    
۱۵. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۰۰.    
۱۶. المبسوط، ج۲، ص۶۶.    
۱۷. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۶۴.    
۱۸. الروضة البهیة، ج۹، ص۹۰-۹۳.    
۱۹. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۴۹.    
۲۰. جواهر الکلام ۴۲، ص۳۳۰-۳۳۲.    
۲۱. تحریر الوسیلة، ج۲، ص۵۳۹.    
۲۲. تفصیل الشریعة (القصاص)، ص۳۴۹-۳۵۳.
۲۳. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۸۲-۵۸۸.    
۲۴. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۴۲-۴۳.    
۲۵. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۲۵.    
۲۶. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۱۲۳-۱۲۶.    
۲۷. غایة المراد، ج۴، ص۴۴۹-۴۵۰.
۲۸. مسالک الافهام، ج۱۵، ص۳۳۲-۳۳۳.    
۲۹. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۵۷-۶۰.    
۳۰. تحریر الوسیلة، ج۲، ص۵۶۲.    
۳۱. تفصیل الشریعة (الدیات)، ص۶۷.
۳۲. جواهر الکلام، ج۳۵، ص۱۹۷-۱۹۸.    
۳۳. توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۵۶۹، م ۲۵۸۵.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۵، ص۶۵۶، برگرفته از مقاله «فرار».    



جعبه ابزار