فتح‌الله اکبر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فتح‌الله اکبر معروف به القاب بیگلربیگی، امیرتومان، سالار افخم، سردار منصور و ‌سپهدار اعظم رشتی، از افراد مشهور خاندان اکبر و از سیاسیون دوران قاجار بود.


پیشینه

[ویرایش]

فتح‌الله خان در سال ۱۲۳۴ در رشت متولد شد. پدرش حاج میرزا محمدعلی خان گیلانی از ملاکین بزرگ و نامدار گیلان بود. وی تحصیلات مقدماتی را در دیار خویش فرا گرفت و پس از آن در اداره گمرات گیلان که در اجاره عموی او بود، به استخدام در آمد.
[۱] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۱۷۰، تهران، نشر گفتار با همکاری نشر علم، چاپ۱، ۱۳۸۰.
در مورد وی نقل است که در اوان نوجوانی با این‌که برادرزاده اکبرخان بیگلربیگی رشتی شخصیت متمول گیلان و اجاره‌دار گمرکات چندین ایالت بود، در فقر و تنگدستی زندگی می‌کرد.
[۲] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۴۲۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.


اجاره‌داری گمرک

[ویرایش]

پس از درگذشت عموی ثروتمندش، ‌در حالی که تنها دو دختر از او باقی مانده بود، فتح‌الله به جای ازدواج با نامزد و دختر عمویش تصمیم گرفت با بیوه عموی خود که زنی مسن و ثروتمند بود، ‌ازدواج نماید و به این ترتیب جانشین عموی خود در اجاره‌داری گمرک شد.
[۳] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و۱۳و۱۴، ج۳، ص۵۲، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول، ۱۳۵۷.
فتح‌الله خان پس از عمویش، بیگلربیگی رشت شد و گمرک رشت انزلی را که در دست بلژیکی‌ها بود، در اختیار گرفت.
فتح‌الله با دست و دل بازی و هزینه نمودن مبالغی هنگفت توانست مورد توجه ناصرالدین شاه قرار بگیرد و از همین رو از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ قمری با درجه امیرتومانی مدیر گمرکات خراسان، گیلان و مازندران بود که پس از چندی تمام آن‌ها را از دولت اجاره کرد و در‌ اندک مدتی دارای ثروت و نفوذ فوق‌العاده شد و به لقب‌های سالار افخم و سالار اعظم ملقب گردید.
[۴] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۴۲۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
و حتی موفق به دریافت نشان و تمثال همایون گردید.
سال ۱۲۷۸ش مظفرالدین شاه وزارت گمرکات را به او واگذار کرد و سه سال بعد به او لقب سالار افخم داد. در سال ۱۲۸۴ش ناصرالدین شاه به هنگام سفر سوم خود به اروپا در رشت با قبول پیشکش قابل ملاحظه‌ای او را ملقب به سردار منصور نمود.
[۵] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و۱۳و۱۴، ج۳، ص۵۲، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول، ۱۳۵۷.

در رجب سال ۱۳۱۵ قمری هنگامی که به پیشنهاد حسینقلی‌خان نظام‌السلطنه وزیر وقت عدلیه و تجارت، گمرک شمال و جنوب به دو قسمت تبدیل شد، گمرک شمال به طور کامل به فتح‌الله خان بیگلربیگی واگذار گردید.
[۶] صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۳۶۵، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.

در واقع دریافت لقب در آن روزگار به واسطه نشان دادن لیاقت و یا اداره درست امور کشوری نبود، بلکه چنان که گذشت بسیار اتفاق می‌افتاد، کسانی با پرداخت مبالغ هنگفتی برای خود از شاه لقب خریداری می‌نمودند.
سردار منصور که در شهر بندر پهلوی (بندرانزلی فعلی) با سازش با اداره «لیانازف» حق مردم و صیادان فقیر انزلی را ضایع می‌کرد، با اقدام و عکس‌العمل مردمی مواجه شد به گونه‌ای که مردم عمال وی را از شهر بیرون راندند.
[۷] صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۱۵۳، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.


فتح‌الله اکبر و مشروطه

[ویرایش]

فتح‌الله خان اکبر در اثر مسافرت‌های مکرر و متوالی به اروپا و آشنایی با زندگی آزاد مردم غربی، از طرفداران حکومت قانون و مشروطه در ایران بود با وجودی که از حمایت کامل شاه برخودار بود و همه ساله مبالغ زیادی از گمرکات ایران سود می‌برد، مع‌الوصف با آزادی‌خواهان همکاری می‌کرد و از مشروطه حمایت و جانبداری می‌کرد.
[۸] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۴۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
[۹] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
[۱۰] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
[۱۱] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۴، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
[۱۲] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۵، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
و پس از آن که محمدعلی شاه به سلطنت رسید و بنای مخالفت با مشروطه را آغاز نمود، فتح‌الله به طور رسمی به آزادی‌خواهان پیوست و پس از این‌که در باغشاه دستگیر شد.
[۱۳] عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۸، تهران، نشر گفتار، چاپ سوم، ۱۳۷۴.
به ناچار مجبور به ترک دیار خویش گشته، ابتدا به کلات
[۱۴] عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۹، تهران، نشر گفتار، چاپ سوم، ۱۳۷۴.
فیروز کوه و سپس به سوادکوه تبعید شد و در آن‌جا چندین ماه تحت مراقبت به سر می‌برد
[۱۵] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
و حتی به اروپا تبعید شد.
[۱۶] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.

میرزا یحیی دولت‌آبادی در اثر مشهور خویش در مورد دستگیر عده زیادی از امرا و مشروطه‌خواهان از جمله سردار منصور چنین می‌نویسد: «عصر روز یک شنبه هفتم شهر جمادی‌ الاولی ۱۳۲۶ قمری عضدالدوله امراء و رجال دولت را به حضور شاه می‌برد که مورد مرحمت گردند، شاه در ظاهر اظهار مرحمتی به آن‌ها کرده، اجازه مرخصی می‌دهد، هنگام مراجعت دم در باغ یک دسته قزاق آن‌ها را احاطه کرده، علاء‌الدوله و جلال‌الدوله و سردار منصور را می‌گیرند».
[۱۷] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۱، ‌ص۲۶۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.

وی در جریان فتح تهران یکی از فرماندهان و افراد موثر در اردوی سپهدار تنکابنی بود که ریاست مجاهدین گیلان را برعهده داشت و هم‌چنین یکی از اعضای مجلس عالی عزل محمدعلی‌شاه بود و باز جز کمیسیونی بود که برای مطالعه و و طرح تهیه خواست ملت ایران انتخاب شد.
[۱۸] ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۷، ص۱۲۳۷، تهران، انتشارات‌علمی، چاپ‌چهارم، ۱۳۷۳.
[۱۹] ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۶، ص۱۲۳۷، تهران، انتشارات‌علمی، چاپ‌چهارم، ۱۳۷۳.
پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان، به پاس خدماتی که انجام داده بود، ‌در اولین کابینه بدون نخست وزیر (۲۶ تیر ۱۲۸۸) وی به وزارت پست و تلگراف رسید
[۲۰] صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۲۷۱، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.
و در کابینه‌های اول و دوم سپهدار اعظم (۹ تیر ۱۲۸۸) نیز این سمت را حفظ کرد.
[۲۱] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۶۰-۶۱، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
در اردیبهشت ۱۲۸۹ش از طرف سپهدار اعظم به وزارت عدلیه منصوب
[۲۲] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۶۱، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
و در کابینه فرمانفرما (دی ماه ۱۲۹۴) مجددا وزارت پست و تلگراف در اختیار او قرار گرفت.
[۲۳] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۱۳، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.


اخذ لقب

[ویرایش]

در سال ۱۲۹۴ش سپهدار اعظم (محمدولی خان تنکابنی) به لقب تازه سپهسالار اعظم ملقب گردید و فتح‌الله خان اکبر لقب سابق وی را برای خویش اخذ کرد و عنوان سپهدار رشتی یافت.
[۲۴] موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۵۲، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.

در کابینه‌های بعدی که با رئیس‌الوزرائی سپهسالار اعظم و وثوق‌الدوله تشکیل شدند، وزارت داخله به عهده فتح‌الله خان سپهدار اعظم قرار گرفت.
[۲۵] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۱۸، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
[۲۶] موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۹۵، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
ولی در کابینه دوم وثوق‌الدوله به عنوان وزیر جنگ معرفی شد.
[۲۷] موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۲۰، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
یکی از نقاط تاریک زندگی سیاسی فتح‌الله اکبر را باید نبرد و رویارویی با جنبش جنگل دانست. وی در هنگام تصدی وزارت جنگ مسئول نبرد با حرکت جنگل گردید و به نفع بیگانگان بر علیه هم وطنان خویش و میرزا کوچک‌خان جنگلی و یارانش دست به اقداماتی زد.
[۲۸] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۴، ‌ص۱۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.

یحیی دولت‌آبادی در مورد شخصیت وی چنین می‌نویسد: «سپهدار اعظم فتح‌الله خان گیلانی شخص وطن پرستو نیکو فطرت است؛ اما اطلاعاتی را که لازمه زمامداری امروز یک مملکت می‌باشد با این همه محذورات داخلی و خارجی که موجود است، ندارد، به علاوه از خارجه‌ها محظور بسیار دارد. سپهدار به واسطه بذل و بخششی که داشته است، نامش در شمار رجال درجه اول مملکت برده می‌شود؛ اما از وقتی که املاک زیاد او در گیلان یغما رفته است، این خصیصه او هم از کار افتاده است و شاید همان نقصان دارائی به او جرات داده است که در این وقت بار چنین مسئولیت بزرگ را به دوش خود بگیرد».
[۲۹] دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۴، ‌ص۱۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.


نخست وزیری فتح‌الله خان

[ویرایش]

فتح‌الله خان در سال ۱۲۹۹ش پس از کناره‌گیری مشیرالدوله، با حمایت انگلیس، از طرف احمدشاه قاجار به رئیس‌الوزرائی انتخاب گردید.
[۳۰] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۸، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
وی در مجموع دو کابینه تشکیل داد که کابینه اول وی سه ماه و دوره دوم دولت وی فقط چند روز دوام داشت.
فقط پنج روز از عمر کابینه دوم رئیس‌الوزرائی سپهدار اعظم گذشته بود که مقدمات کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ش اتفاق افتاد
[۳۱] عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۲۷، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
و رضاخان میرپنج با عده‌ای قزاق تهران را به تصرف درآورد و هم‌چنین موسسات دولتی را اشغال نمودند و در قصر مستقر شدند. به این ترتیب دوران رئیس‌الوزرائی دوم فتح‌الله خان هم به پایان می‌رسد. البته وی با پناه بردن به سفارت انگلیس، توانست با گرفتن تامین از ظرف انگلیس‌ها از سفارت خارج و به اروپا برود.
[۳۲] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۹، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.


حضور در مجلس شورای ملی

[ویرایش]

فتح‌الله خان سپهدار اعظم هم‌چنین دوبار در طول حیات خویش به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شد، ‌ یکبار در دور سوم از گرگان رود (طوالش)
[۳۳] فرهنگ، عطاءالله، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره ۲۴ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنیه، ص۳۲، چاپخانه مجلس شواری ملی، بی جا، ۱۳۵۶.
و بار دیگر در دور پنجم از طرف مردم رشت به وکالت انتخاب گردید.
[۳۴] فرهنگ، عطاءالله، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره ۲۴ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنیه، ص۵۸، چاپخانه مجلس شواری ملی، بی جا، ۱۳۵۶.

وی پس از کودتا، به واسطه ثروت هنگفتی که داشت به زندگی شخصی و بی‌دردسری پرداخت و هر از چند گاهی مسافرت‌های خارجی را برای خویش ترتیب می‌داد، در این مدت طی دوبار مسافرت به اروپا مورد استقبال و احترام آقاخان (رهبر اسماعیلیه) ‌ قرار گرفت.
[۳۵] موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۲۶۸، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.


شخصیت وی

[ویرایش]

عاقلی در شرح حال شخصیت وی چنین می‌نویسد: «فتح‌الله اکبر مردی ساده دل و از عوام و کم سواد بود و غالبا اسرار کابینه‌های مشروطیت که در آن عضویت داشت، توسط او فاش می‌گردیدند. نسبت به سیاست انگلستان در ایران همیشه روی موافق نشان می‌داد. زبان فرانسه را در جریان مسافرت‌های مکرر خود به خارج تا حدی فرا گرفته بود».
[۳۶] عاقلی، باقر، شرح حال رجال، ج۱، ص۱۷۲.


وفات

[ویرایش]

سرانجام فتح‌الله خان سپهدار اعظم در نوروز سال ۱۳۱۷ش، در سن ۸۱ سالگی در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه به خاک سپرده شد.
[۳۷] مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۹، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۱، ص۱۷۰، تهران، نشر گفتار با همکاری نشر علم، چاپ۱، ۱۳۸۰.
۲. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۴۲۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
۳. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و۱۳و۱۴، ج۳، ص۵۲، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول، ۱۳۵۷.
۴. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۴۲۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
۵. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲و۱۳و۱۴، ج۳، ص۵۲، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول، ۱۳۵۷.
۶. صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۳۶۵، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.
۷. صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۱۵۳، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.
۸. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۴۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۹. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۰. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۱. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۴، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۲. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۵۵، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۳. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۸، تهران، نشر گفتار، چاپ سوم، ۱۳۷۴.
۱۴. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۹، تهران، نشر گفتار، چاپ سوم، ۱۳۷۴.
۱۵. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۷، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
۱۶. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۲، ص۲۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۷. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۱، ‌ص۲۶۱، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۱۸. ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۷، ص۱۲۳۷، تهران، انتشارات‌علمی، چاپ‌چهارم، ۱۳۷۳.
۱۹. ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۶، ص۱۲۳۷، تهران، انتشارات‌علمی، چاپ‌چهارم، ۱۳۷۳.
۲۰. صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، ص۲۷۱، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، ۱۳۶۳.
۲۱. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۶۰-۶۱، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
۲۲. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۶۱، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
۲۳. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۱۳، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
۲۴. موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۵۲، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
۲۵. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۱۸، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
۲۶. موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۹۵، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
۲۷. موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۱۲۰، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
۲۸. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۴، ‌ص۱۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۲۹. دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، ج۴، ‌ص۱۸۰، تهران، انتشارات عطار و فردوس، چاپ ششم، ۱۳۷۱.
۳۰. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۸، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
۳۱. عبدالله پور، احمد، نخست وزیران ایران، ص۱۲۷، تهران، انتشارات علمی، چاپ ۱، ۱۳۶۹.
۳۲. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۹، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.
۳۳. فرهنگ، عطاءالله، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره ۲۴ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنیه، ص۳۲، چاپخانه مجلس شواری ملی، بی جا، ۱۳۵۶.
۳۴. فرهنگ، عطاءالله، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره ۲۴ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنیه، ص۵۸، چاپخانه مجلس شواری ملی، بی جا، ۱۳۵۶.
۳۵. موتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، ج۱، ص۲۶۸، لندن، انتشارات پکا، ۱۳۷۴.
۳۶. عاقلی، باقر، شرح حال رجال، ج۱، ص۱۷۲.
۳۷. مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج۱، ص۲۴۹، تهران، انتشارات الهام، چاپ۱، ۱۳۷۳.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «خاندان اکبر»، تاریخ بازیابی۹۵/۵/۱۳.    






جعبه ابزار