غزوه حنین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



غزوه در اصطلاح به جنگی گفته می‌شود که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خود فرماندهی آن را به عهده داشت. غزوه «حنین» از غزوات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با مشرکان هوازن، در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد. اسامی آن‌را یَوم حنین، وقعه حنین، غزاة حنین، غزوه هوازِن و وقعه هوازن نیز نامیده اند.

فهرست مندرجات

۱ - شرح غزوه
۲ - واکنش پیامبر
۳ - حضور اهل مکه
۴ - بازگشت به جنگ
۵ - اسامی غزوه حنین
۶ - زمان واقعه حنین
۷ - موقعیت حنین
۸ - علت وقوع غزوه حنین
۹ - گروه‌های شرکت‌کننده در جنگ
۱۰ - قبایل هم‌پیمان ثقیف
۱۱ - اقدامات مالک بن عوف قبل از جنگ
۱۲ - اقدامات امنیتی پیامبر
۱۳ - عاریه گرفتن زره از صفوان بن امیه
۱۴ - تعداد سپاهیان اسلام
۱۵ - جانشین پیامبر در مکه
۱۶ - سخن ابوبکر هنگام حرکت
۱۷ - پیشاهنگ سپاه اسلام
۱۸ - جاسوسی از مسلمانان
۱۹ - پرچم‌داران سپاه اسلام
۲۰ - بازدید پیامبر از سپاه
۲۱ - حمله مشرکان به مسلمانان
۲۲ - شمار حامیان پیامبر
۲۳ - شمار فراریان از جنگ
۲۴ - راهکار پیامبر برای برگرداندن فراریان
۲۵ - قویترین مرد میدان
۲۶ - هلاکت دشمن به دست حضرت علی
۲۷ - سبب هزیمت دشمن
۲۸ - کشته شدگان از بنی مالک
۲۹ - اقدامات مشرکان پس از جنگ
۳۰ - رفتار پیامبر با خواهر رضاعی خود
۳۱ - مسئول غنائم مسلمانان
۳۲ - حرکت پیامبر به سمت جعرانه
۳۳ - نحوه تقسیم غنائم
۳۴ - پایان جنگ
۳۵ - هجرت به مدینه
۳۶ - فهرست منابع
۳۷ - پانویس
۳۸ - منبع

شرح غزوه

[ویرایش]

غزوه «حنین» از غزوات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با مشرکان هوازن، در سال هشتم هجرت
[۹] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۷۱.
اتفاق افتاد. «حنین» در منطقه‌ای بین مکه و طائف قرار داشت و از مکه سه شب فاصله داشت. و طایفه هوازن در نزدیکی آن زندگی می‌کرد. بعد از فتح مکه این طایفه به فرماندهی جوانی سی ساله به نام "مالک بن عوف نصری" به جمع‌آوری نیرو پرداخت تا در پرتو آن بتواند با مسلمانان مقابله کند. از این‌رو به جمع‌آوری ده هزار جنگجو اقدام کرد که به وسیله شتران و گوسفندان فراوان پشتیبانی می‌شد. مالک بن عوف نصری که بر خلاف نظر شیوخ قبیله دست به چنین کاری زده بود، دستور داد تا همه سپاهیان، زنان و کودکان و نیز شتران و گاوان و گوسفندان خود را به همراه بیاورند؛ چرا که این اقدام باعث خواهد شد، جنگجویان در دفاع از مال، جان و ناموس خود محکم‌تر باشند.

واکنش پیامبر

[ویرایش]

از سوی دیگر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از نصب "عتاب بن اسید" به عنوان حاکم مکه، به همراه دوازده هزار نفر
[۱۵] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۳.
عازم حنین شد
[۱۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، تحقیق ابو صهیب الکرمی، بیروت، دارالافکار الدولیة، ۲۰۰۴م.، الطبعه الاولی، ص۴۴۲.
که هزار نفر از آنان را به فرماندهی "خالد بن ولید" به عنوان مقدمه لشکر پیش فرستاد. ایشان همچنین دستور دادند، همان افرادی که به هنگام ورود به مکه پرچمدار بوده‌اند، پرچم را بر دوش گیرند و پرچم بزرگ را به دست "علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) " داد.
[۱۸] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۹۵.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صبح روز شنبه، ششم شوال
[۱۹] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۳.
از مکه خارج شد.
از سوی دیگر مالک بن عوف که لشگر خود را آماده کرده بود، سه نفر را برای کسب خبر به لشگرگاه مسلمانان فرستاد، همان کاری که "عبدالله بن ابی ‌حَدرد اسلمی" برای رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) انجام داد.

حضور اهل مکه

[ویرایش]

در این غزوه، که اولین غزوه بعد از فتح مکه به شمار می‌رفت، مردم مکه و انبوهی از مشرکان سابق، از جمله سران آنها، مانند "صفوان بن امیه"، "ابوسفیان" و بسیاری دیگر هم حضور داشتند؛ اما آنان چندان مایل به پیروزی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نبودند، بلکه بیشتر برای دیدن نتیجه جنگ و بهره‌مندی از غنایم، همراه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شده بودند.
[۲۲] ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۷.
با توجه به این نکته، هنگامی که مقدمه سپاه به فرماندهی خالد بن ولید، وارد منطقه و دره حنین شد، با حمله مشرکین هوازن که از شب قبل در دره کمین کرده بودند، روبرو شدند. نیروهای خالد بن ولید نتوانستند در برابر آنان پایداری کنند و پس از شکست عقب‌نشینی کردند. به دنبال آنها اهل مکه و همه مسلمانان عقب نشستند و پشت سر خود را هم نگاه نکردند.
[۲۳] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۷۹.
اتفاقی که نو مسلمانان از آن بسیار خوشحال بودند.
[۲۴] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۷۶.


بازگشت به جنگ

[ویرایش]

در این هنگام پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهاجرین و انصار را با نام «اصحاب سَمُره»، بیعت‌کنندگان در بیعت رضوان صدا می‌زد که برخی از آنان بازگشتند. "عباس بن عبدالمطلب" نیز که صدای بلندتری داشت، همین عمل را انجام می‌داد. در آن کارزار سخت، "علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) "، "فضل بن عباس" و برادر او "ربیعة بن حارث"، "ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب"، "عباس بن عبدالمطلب"، "اسامة بن زید" و برخی دیگر، شجاعت و پایداری بسیاری از خود نشان دادند. این موضوع همبستگی مجددی را به سپاه اسلام بازگرداند و مسلمانان لبیک‌گویان بازگشتند. آنان انسجام و نظم از دست رفته را باز یافتند و همین امر منجر به شکست هوازن و هم‌پیمانان آنان شد.
[۲۸] ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۸.
با این وجود و شکست اولیه مسلمانان بیش از چهار تن از آنان کشته نشدند و بازماندگان هوازن به جاهای مختلف از جمله «طائف» فرار کردند.
[۳۰] ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۸.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دستور داد، هر که مشرکی را بکشد، لباس و سلاح مقتول مال او باشد. همچنین گروهی را به فرماندهی "ابو عامر اشعری" با همراهی "سعد بن اکوع" به تعقیب هوازنیان فراری فرستاد.
[۳۱] بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۴.
در این تعقیب و گریز ابو عامر کشته شد و سعد بن اکوع به جای او فرمانده گروه شد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از شنیدن خبر شهادت ابو عامر برای وی دعای بسیار کرد.

اسامی غزوه حنین

[ویرایش]

آن‌را یَوم حنین، وقعه حنین، غزاة حنین، غزوه هوازِن و وقعه هوازن نیز نامیده اند.

زمان واقعه حنین

[ویرایش]

درباره تاریخ این غزوه گفته‌اند وقتی رسول خدا در روز جمعه، ده روز مانده از رمضان سال هشتم مکه را فتح کرد، پانزده شب در مکه ماند و سپس شنبه ششم شوال روانه حنین شد.
[۴۵] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.


موقعیت حنین

[ویرایش]

حنین درهای است در شمال شرقی مکه، میان وادی الشرایع و وادی یدعان (جدعان امروزی).
[۴۶] فؤاد حمزه، قلب جزیرةالعرب، ریاض ۱۳۵۲/ ۱۹۳۳، ج۱، ص۲۷۶.

حنین که در منطقه طائف است، با مکه ده میل و اندی یا سه شب راه فاصله داشت.
حنین دارای آبی بود، که به دستور زُبَیْده همسر هارون‌الرشید و مادر امین از آن‌جا جوی‌هایی تا مکه کشیده شد. در این ناحیه عثمان باغهایی داشت.
[۴۹] مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، مروج الذهب، ج۳، ص۷۶.
[۵۰] بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ج۱، ص۲۱۲.
[۵۱] ازرقی، محمد بن عبداللّه، اخبار مکه و ماجاء فی‌ها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش، ج۲، ص۲۳۱.


علت وقوع غزوه حنین

[ویرایش]

سبب این غزوه آن بود که اشراف قبیله هوازن و قبیله ثقیف از بیم آن‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پس از فتح مکه به جنگ با آنان اقدام کند تصمیم گرفتند پیش از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به جنگ اقدام کنند.
[۵۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
به روایتی نیز چون رسول خدا برای فتح مکه، از مدینه حرکت کرد، هوازن و ثقیف به خیال این‌که پیامبر قصد آنان را دارد، تجمع کردند و پس از فتح مکه در حنین فرود آمدند و تصمیم به جنگ با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گرفتند.
[۵۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۰.


گروه‌های شرکت‌کننده در جنگ

[ویرایش]

بیش‌تر تیره‌های هوازن، از جمله نصر، جُشَم، سعد بن بَکر و گروهی از بنی هلال به سرکردگی مالک بن عَوف نَصری گرد آمدند، اما برخی از تیره‌های صاحب نام هوازن، مانند کَعب و کِلاب و بن ی نُمَیر حضور نیافتند.

قبایل هم‌پیمان ثقیف

[ویرایش]

تمام قبایل هم پیمان ثقیف نیز به رهبری قارب بن اَسوَد و ذوالخِمار سُبَیع بن حارث و برادرش احمر بن حارث (از بنی مالک) به آنان پیوستند
[۵۶] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۰.
[۵۷] مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۷۰.
.

اقدامات مالک بن عوف قبل از جنگ

[ویرایش]

چون مالک بن عوف تصمیم گرفت برای جنگ با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) حرکت کند، اموال و زنان و کودکان را نیز با خود همراه کرد تا مردان را در دفاع از آن‌ها دلیر کند.
وقتی به اَوطاس ــ که زمینی سخت و هموار و میدانی مناسب برای جولان اسب‌ها بود ــ رسید، دُرَید بن صِمَّه، پیرمرد نابینای جُشَمی که صاحب رأی و جنگ آزموده بود، گفت اگر این جنگ مایه سربلندی بود، مردان شجاع کعب و کلاب در آن شرکت می‌کردند. ازاینرو به مالک بن عوف توصیه کرد فقط با مردان به جنگ رود که اگر پیروز شود، دیگران نیز به وی بپیوندند و اگر شکست بخورد، زنان و کودکان آسیب نبینند؛ اما مالک بن عوف از سر تکبر به سخن وی توجه نکرد و او را تحقیر نمود.
[۵۸] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۰ـ۸۲.
در اوطاس کمکهایی از هر ناحیه به آنان می‌رسید.

اقدامات امنیتی پیامبر

[ویرایش]

پیامبر چون این خبر را شنید، عبداللّه بن ابی حَدْرَد اَسْلَمی را فرستاد تا به صورت ناشناس به میان آنان برود و کسب اطلاع کند.
وی نیز خبر آورد که مشرکان برای جنگ با مسلمانان همدست شده اند.
[۶۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۲ـ۸۳.


عاریه گرفتن زره از صفوان بن امیه

[ویرایش]

به روایت ابن اسحاق از امام باقر (علیه‌السلام)، چون رسول خدا تصمیم گرفت به جنگ هوازن برود، کسی نزد صَفوان بن اُمَیّه (از سران قریش که هنوز مشرک بود) فرستاد و از وی خواست زره ‌ها و سلاح‌هایی که دارد به پیامبر و مسلمانان، عاریه مضمونه (تضمینِ بازگرداندن عین امانت) دهد.
صفوان قبول کرد و یکصد زره داد.

تعداد سپاهیان اسلام

[ویرایش]

پیامبر همراه ده هزار تن از یارانش که در فتح مکه با وی بودند و دو هزار نفر از تازه مسلمانان مکه، برای جنگ با هوازن از مکه بیرون رفت.
[۶۴] یعقوبی، احمد بن ابى يعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.

برخی از این مکیان فقط می‌خواستند ببینند پیروزی از آنِ که خواهد بود تا غنیمتی برگیرند و حتی بدشان نمی‌آمد که پیامبر و مسلمانان در این جنگ شکست بخورند.
مسلمانان دویست اسب همراه داشتند
[۶۶] مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۶۹.
.

جانشین پیامبر در مکه

[ویرایش]

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عَتّاب بن اَسید بن ابی العیص را به عنوان امیر مکه تعیین کرد.
معاذ بن جبل را نیز در آن‌جا گمارد تا به مردم احکام اسلامی را بیاموزد.
[۶۸] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.


سخن ابوبکر هنگام حرکت

[ویرایش]

به روایت واقدی، هنگام حرکت، ابوبکر که عده بسیار مسلمانان را دید، گفت امروز از کمیِ عدّه مغلوب نمی‌شویم. واقدی در جای دیگر، این سخن را به یکی از اصحاب و در روایتی دیگر به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نسبت داده است
[۷۰] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۸۹ـ۸۹۰.
(که روایت اخیر را نادرست دانسته است).

پیشاهنگ سپاه اسلام

[ویرایش]

پیامبر مردان قبیله بنی سُلَیم را به فرماندهی خالد بن ولید، به منزله پیشاهنگ فرستاد.
[۷۳] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۰.

رسول خدا و مسلمانان و مردان قریش، که هنوز شماری از آنان مشرک بودند، غروب شب سه‌شنبه دهم شوال سال هشتم به حنین رسیدند.
[۷۴] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۲.
[۷۵] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۸۹ـ۸۹۰.
[۷۶] ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ص۲۴۱.


جاسوسی از مسلمانان

[ویرایش]

مالک بن عوف سه نفر فرستاد تا از مسلمانان خبری آورند. آنان در حالی که از مشاهده سپاه مسلمانان سخت مرعوب شده بودند، بازگشتند. با وجود این، مالک بن عوف شبانه یارانش را در وادی حنین مستقر کرد تا یکباره بر مسلمانان هجوم برند.

پرچم‌داران سپاه اسلام

[ویرایش]

رسول خدا نیز سحرگاه صفوف یاران خود را آراست و پرچم‌ها را به پرچمداران سپرد؛ لوای مهاجران به دست علی (علیه‌السلام)، لوای خزرج به دست حُباب بن مُنذر (و به قولى به دست سعدبن عُباده) و اَوس به دست اُسَیْد بن حُضَیر بود.
تیره های قبایل اوس و خزرج و قبایل عرب نیز هریک پرچمی داشتند.

بازدید پیامبر از سپاه

[ویرایش]

رسول‌خدا در حالی که لباس رزم پوشیده بود، از صفوف لشکریان بازدید کرد و آنان را به جنگ و شکیبایی برانگیخت و مژده پیروزی داد. آنگاه در تاریکی صبح همراه مسلمانان از دره حنین به زیر آمد.

حمله مشرکان به مسلمانان

[ویرایش]

مشرکان هوازن و ثقیف که در شکافهای دره و اطراف آن کمین کرده بودند، یکباره به مسلمانان حمله کردند. نخست سواران بنی سُلَیم و سپس مکیان و سایر مردم پراکنده و منهزم شدند. به گونه‌ای که هیچ کسی پشت سر خود را نگاه نمی‌کرد.
[۸۰] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۳.

پیامبر به لشکریانش می‌گفت به سوی من آیید، من رسول خدا، محمد پسر عبداللّه هستم، اما مردم پراکنده شدند و فقط عده‌ای اندک با پیامبر ماندند.
[۸۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۵.


شمار حامیان پیامبر

[ویرایش]

منابع درباره شمار کسانی که در کنار پیامبر ثابت قدم ماندند، اختلاف دارند. پاره‌ای روایات از چهار نفر یاد کرده اند: علی (علیه‌السلام)، عباس بن عبدالمطلب و ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب که از بنی‌هاشم بودند، و ابن مسعود.
[۸۲] ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۸، ص۵۵۲ـ ۵۵۳.

به روایت دیگر فقط ده یا نه نفر از بنی‌هاشم، از جمله سه تن یاد شده و یک نفر از غیر بنی‌هاشم یعنی اَیْمَن بن ‌ام ایمن ــکه بعداً به شهادت رسیدــ با پیامبر ماندند. در پاره‌ای از روایات، نام عده‌ای دیگر از جمله برخی مهاجران و انصار را افزوده اند
[۸۶] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۵ـ۸۶.
[۸۸] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸ـ۴۳۹.
[۸۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۴.


شمار فراریان از جنگ

[ویرایش]

و گاه عده آنان را یکصد تا سیصد تن نوشته اند.
[۹۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
[۹۲] احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الادب، قاهره ۱۹۲۳ـ۱۹۹۰، ج۱۷، ص۳۲۸.
برخی از مردم مکه (طُلَقاء ) که گریخته بودند، همچون ابوسفیان بن حرب و کَلَدَة بن حَنْبَل کینه خود را از اسلام و مسلمانان آشکار ساختند و حتی شَیبة بن عثمان بن ابی طلحه که پدرش در جنگ احد کشته شده بود، قصد جان پیامبر را کرد که ناموفق ماند.
[۹۴] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۶ـ۸۷.


راهکار پیامبر برای برگرداندن فراریان

[ویرایش]

رسول خدا که چنان دید، به عباس بن عبدالمطلب که عنان استر پیامبر را گرفته بود و صدایی بلند و رسا داشت فرمود تا ندا کند: ای انصار، ای اصحاب سَمُرَه، ای اصحاب سورة البقره. پس از آن، فراریان لبیک‌گویان و شتابان از هر سوی نزد رسول خدا بازگشتند،
[۹۷] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۷.
به گونه‌ای که یکصد تن نزد پیامبر گرد آمدند، که پیامبر دلیرانه به یاری آنان با مشرکان جنگید.
[۱۰۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۵ـ۷۶.


قویترین مرد میدان

[ویرایش]

پس از آن حضرت علی (علیه‌السلام) در پیکار از همه قوی‌تر و دلیر‌تر بود. به تعبیر قرآن، خدای متعال آرامش خود را بر پیامبر و بر مؤمنان فرود آورد.
شعار انصار، نخست «یالَلْأَنصار» بود و سپس «یا لَلْخَزْرَج» می گفتند. چون پیامبر به معرکه نبرد و پایداری و شکیبایی مسلمانان نگریست، فرمود اکنون تنور جنگ گرم شد.
[۱۰۵] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۷.

علی (علیه‌السلام) به پرچمدار دشمن حمله کرد و او را کشت و پس از آن مشرکان هزیمت یافتند.
[۱۰۷] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۲، ص۲۶۳.
[۱۰۸] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۸.


هلاکت دشمن به دست حضرت علی

[ویرایش]

به روایتی، علی (علیه‌السلام) چهل تن از دشمنان را به هلاکت رساند.
در غزوه حنین برخی از زنان انصار همچون‌ام سُلَیم که باردار بود، ‌ام‌عُماره، ‌ام سَلیط و‌ ام‌حارث، مردانه جهاد کردند.
[۱۱۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۷ـ۷۸.


سبب هزیمت دشمن

[ویرایش]

رسول خدا مشتی خاک برداشت و به سوی دشمن افکند و فرمود «نصرت نیابند» و آن موجب هزیمتشان شد.
[۱۱۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۸.
[۱۱۵] واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۹.

برای به تصریح قرآن مجید و روایات اسلامی،
[۱۱۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۷.
در روز حنین فرشتگان خدا برای یاری مسلمانان فرود آمدند و همراه آنان به جنگ پرداختند.
چون پیامبر شنید که برخی مسلمانان به قتل کودکان دست زده و زنی از مشرکان را کشته‌اند، ناراحت شد و مؤکداً آنان را از کشتن زن و کودک و اجیر نهی فرمود.
[۱۲۲] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۰.


کشته شدگان از بنی مالک

[ویرایش]

چون هوازن هزیمت یافت، هفتاد تن از بنی مالک از تیره‌های ثقیف کشته شدند
[۱۲۳] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۲.
(نزدیک صد نفر).
در پاره‌ای روایات، شمار کشتگان هوازن به عدد کشتگان قریش در بدر، یعنی هفتاد تن نوشته شده
[۱۲۶] ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، المغازی، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷، ج۱، ص۵۸۲.
ولی مسعودی
[۱۲۷] مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۷۰.
آن را حدود ۱۵۰ تن نوشته است.
درید بن صمّه نیز در بین کشته شدگان بود.
در این غزوه، مسلمانان شش هزار زن و کودک از مشرکان را اسیر و ۰۰۰، ۲۴ شتر، بیش از چهل هزار گوسفند و چهار هزار اوقْیه نقره غنیمت گرفتند.

اقدامات مشرکان پس از جنگ

[ویرایش]

مشرکان همراه مالک بن عوف به طائف رفتند. بعضی از آن‌ها نیز در اوطاس اردو زدند و پارهای دیگر، یعنی بن وغِیَره از ثقیف به نخله رفتند.پیامبر گروهی را به تعقیب مشرکانی که به نخله رفتند
[۱۳۲] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۵.
[۱۳۳] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۱.
و ابوعامر اشعری را نیز به دنبال مشرکانی که به اوطاس رفتند، روانه کرد. ابوعامر در جنگ با آنان کشته شد و پسرعموی وی، ابوموسی اشعری، با مشرکان جنگید و آنان را شکست داد.
[۱۳۵] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۹ـ۴۴۰.


رفتار پیامبر با خواهر رضاعی خود

[ویرایش]

در این نبرد، شَیما دختر حارث بن عبدالعُزّی، خواهر رضاعی پیامبر، به دست مسلمانان افتاد. چون او را نزد پیامبر بردند، وی را احترام کرد و به درخواست خود وی، او را نزد قومش بازگرداند.
[۱۳۷] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.

گفته شده که گفتگوی شیما با پیامبر و وساطت وی درباره اسیران هوازن، یکی از دلایل آزادی اسرا بوده است .
پس از پایان جنگ، پیامبر اجازه داد هر که کسی از دشمن را کشته است، لباس رزم و جنگ افزار (سَلَب) وی را برای خود بردارد.
[۱۴۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۱.


مسئول غنائم مسلمانان

[ویرایش]

آنگاه اسیران و غنایم را نزد رسول خدا گردآوردند. مسئول غنایم مسعود بن عمرو غفاری بود.
[۱۴۲] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.

در روایات دیگر، از بُدَیل بن وَرقاء خُزاعی به عنوان مسئول اسرا یاد شده است .
پیامبر فرمود تا اسیران و اموال را به جِعْرانه (جِعِرّانه) در شمال‌غربی دره حنین ببرند و در آن‌جا نگه دارند.
[۱۴۵] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.
[۱۴۶] ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات، پانویس ۳، (بیروت)، ج۱، ص۳۴۶.


حرکت پیامبر به سمت جعرانه

[ویرایش]

پس از غزوه طائف، رسول خدا شب پنجشنبه، ۵ ذیقعده سال هشتم، به جعرانه رفت.
[۱۴۷] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۰.

در آن‌جا هیئت هوازن نزد پیامبر رفت و با توسل به خویشاوندی رضاعی پیامبر با اسیران، خواهان آزادی آنان شد. چون رسول خدا سهم اسیران خود و بنی عبدالمطلب را به آنان بخشید، مهاجران و انصار نیز از سهم خود گذشتند و آن را به پیامبر واگذاردند. چند تن که نپذیرفته بودند، بعدآ اسیران خود را آزاد کردند.
[۱۴۹] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۰ـ۱۳۳.
[۱۵۰] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۳ـ ۱۵۴.


نحوه تقسیم غنائم

[ویرایش]

پیامبر هنگام تقسیم غنایم، نخست به اشراف قریش و قبایل عرب سهم داد تا دلهای آنان و قومشان را به اسلام متمایل سازد. سپس به برخی همچون ابوسفیان بن حرب، یکصد شتر و به دیگران پنجاه یا چهل شتر داد. آنگاه فرمود تا مردم و غنایم را شمارش کردند و به هریک سهمی داد.
چون پیامبر به اشراف قریش و عرب سهم‌های کلان داد، گروهی از انصار زبان به طعن و اعتراض گشودند. پیامبر در جمع انصار سخنانی ایراد کرد و ایشان را شرمنده و خشنود ساخت و در حق آنان دعا فرمود.
[۱۵۱] ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۴ـ۱۴۳.


پایان جنگ

[ویرایش]

بعد از پایان جنگ مسلمانان اموال فراوانی از اسراء و احشام جمع‌آوری کرده و همه را در منطقه‌ای به نام «جعرانه» مستقر کردند.
به دستور رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای اسراء سایه‌بانی فراهم شد تا آنان از آفتاب گرم و سوزان در امان باشند. در این جنگ شش هزار اسیر، ۲۴هزار شتر، بیش از ۴۰ هزار گوسفند و چهار هزار اوقیه نقره، به غنیمت مسلمانان درآمد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مدتی از تقسیم اسراء خودداری کردند تا شاید نمایندگان قبایل برای آزاد کردن افراد خود اقدام کنند، از این‌رو نخست اموال را تقسیم کرد.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این جنگ به عده‌ای از مشرکان مانند "ابوسفیان و دو پسرش"، "یزید" و "معاویه"، "حکیم بن حزام"، "نصر بن حارث بن کلده"، "اسد بن جاریه ثقفی"، "حارث بن هشام"، "صفوان بن امیه"، "قیس بن عدیگ" و عده‌ای دیگر اموالی را به عنوان «مؤلفة القلوب» پرداخت کرد.
[۱۵۴] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۶.


هجرت به مدینه

[ویرایش]

رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شب پنج‌شنبه، پنجم ذی‌قعده به جعرانه بازگشت و سیزده شب در آنجا توقف نمود. سپس تصمیم گرفت تا به مدینه باز گردد. از این‌رو در شب چهارشنبه، هجدهم ذی‌قعده شبانه احرام بست و به مکه مشرف شد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از طواف و سعی، همان شب به جعرانه بازگشت و صبح روز بعد، به همراه یاران خود به مدینه بازگشت.
[۱۵۵] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۷.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۲) محمدابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، چاپ ابوالقاسم گرجی، تهران ۱۳۵۹ش.
(۳) ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۴) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۵) ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰.
(۶) ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، (بیروت).
(۷) ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
(۸) محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فی‌ها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
(۹) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۱۰) بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۱۱) ابراهیم بن اسحاق حربی، کتاب المناسک و اماکن طرق الحج و معالم الجزیره، چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۲) محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، المغازی، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۳) محمد بن یوسف شمسشامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۱۴) فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
(۱۵) طبری، تاریخ طبری (بیروت).
(۱۶) فؤاد حمزه، قلب جزیرةالعرب، ریاض ۱۳۵۲/ ۱۹۳۳.
(۱۷) کلینی، یعقوب، اصول الکافی.
(۱۸)مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف.
(۱۹)مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، مروج الذهب، (بیروت).
(۲۰) احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الادب، قاهره ۱۹۲۳ـ۱۹۹۰.
(۲۱) واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره.
(۲۲) یعقوبی، تاریخ یعقوبی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۸۸۹.    
۲. توبه/سوره۹، آیه۲۵.    
۳. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ج۱، ص۲۴۱.    
۴. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.    
۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶۲۰۰۰، ج۱، ص۳۸۲.    
۶. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.    
۷. مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۳۴.    
۸. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ج۱، ص۲۴۱.    
۹. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۷۱.
۱۰. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه.ق.، الطبعه الاولی، ج۲، ص۱۱۴.    
۱۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۸۸۹.    
۱۲. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۹۵.    
۱۳. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۸۷.    
۱۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۹۳۶.    
۱۵. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۳.
۱۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، تحقیق ابو صهیب الکرمی، بیروت، دارالافکار الدولیة، ۲۰۰۴م.، الطبعه الاولی، ص۴۴۲.
۱۷. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۹۷.    
۱۸. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۹۵.
۱۹. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۳.
۲۰. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۸۹.    
۲۱. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه.ق.، الطبعه الاولی، ج۲، ص۱۱۴.    
۲۲. ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۷.
۲۳. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۸۷۹.
۲۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق جمال ثابت و دیگران، قاهره، دارالحدیث، ۱۹۹۸م.، الطبعه الاولی، ج۴، ص۷۶.
۲۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، تحقیق ابو صهیب الکرمی، بیروت، دارالافکار الدولیة، ۲۰۰۴م.، الطبعه الاولی، ج۲، ص۳۴۸.    
۲۶. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۵.    
۲۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۵.    
۲۸. ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۸.
۲۹. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۹۲۲.    
۳۰. ابن عقبه، محمد بن موسی، المغازی النبویة، تحقیق حسین مرادی نسب، قم، منشورات ذی القربی، ۱۴۱۴هـ.ق.، الطبعه الاولی، ص۳۶۸.
۳۱. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۴۶۴.
۳۲. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۶.    
۳۳. توبه/سوره۹، آیه۲۵.    
۳۴. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ج۱، ص۲۴۱.    
۳۵. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.    
۳۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶۲۰۰۰، ج۱، ص۳۸۲.    
۳۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.    
۳۸. مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۳۴.    
۳۹. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ج۱، ص۲۴۱.    
۴۰. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۸۹.    
۴۱. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۷.    
۴۲. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۰.    
۴۳. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۹.    
۴۴. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۴۳.    
۴۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
۴۶. فؤاد حمزه، قلب جزیرةالعرب، ریاض ۱۳۵۲/ ۱۹۳۳، ج۱، ص۲۷۶.
۴۷. بکری،عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ج۲، ص۴۷۱.    
۴۸. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۴۹.    
۴۹. مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، مروج الذهب، ج۳، ص۷۶.
۵۰. بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ج۱، ص۲۱۲.
۵۱. ازرقی، محمد بن عبداللّه، اخبار مکه و ماجاء فی‌ها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش، ج۲، ص۲۳۱.
۵۲. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۸۵.    
۵۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
۵۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۰.
۵۵. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۸۵.    
۵۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۰.
۵۷. مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۷۰.
۵۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۰ـ۸۲.
۵۹. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۸۶۸۸۷.    
۶۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۲ـ۸۳.
۶۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۲، ص۳۴۶.    
۶۲. شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج۵، ص۳۱۲.    
۶۳. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۰.    
۶۴. یعقوبی، احمد بن ابى يعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.
۶۵. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۴۸۹۵.    
۶۶. مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۶۹.
۶۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۷.    
۶۸. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
۶۹. بَکْرٍ واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۰.    
۷۰. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۸۹ـ۸۹۰.
۷۱. شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج۵، ص۳۱۷.    
۷۲. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۶۸۹۷.    
۷۳. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۰.
۷۴. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۲.
۷۵. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۸۹ـ۸۹۰.
۷۶. ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره ۱۹۵۰، ص۲۴۱.
۷۷. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۵۸۹۷.    
۷۸. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۰۱۵۱.    
۷۹. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۷.    
۸۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۳.
۸۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۵.
۸۲. ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۸، ص۵۵۲ـ ۵۵۳.
۸۳. شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج۵، ص۳۲۹.    
۸۴. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.    
۸۵. فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷، ج۱، ص۳۸۶.    
۸۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۵ـ۸۶.
۸۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۱.    
۸۸. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸ـ۴۳۹.
۸۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۴.
۹۰. فَحَزَرْتُهُمْ واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۰۹۰۱.    
۹۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۸.
۹۲. احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الادب، قاهره ۱۹۲۳ـ۱۹۹۰، ج۱۷، ص۳۲۸.
۹۳. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۹۹۱۰.    
۹۴. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۶ـ۸۷.
۹۵. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.    
۹۶. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۸۸۹۹.    
۹۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۷.
۹۸. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۱.    
۹۹. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲۶۳.    
۱۰۰. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۰۹۰۱.    
۱۰۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۵ـ۷۶.
۱۰۲. شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج۵، ص۳۲۴.    
۱۰۳. توبه/سوره۹، آیه۲۶.    
۱۰۴. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۹.    
۱۰۵. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۷.
۱۰۶. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۳.    
۱۰۷. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ج۲، ص۲۶۳.
۱۰۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۸۸.
۱۰۹. کلینی، یعقوب، اصول الکافی، ج۸، ص۳۷۶.    
۱۱۰. فضل بن حسن، طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷، ج۱، ص۳۸۷.    
۱۱۱. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۲۹۰۴.    
۱۱۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۷ـ۷۸.
۱۱۳. شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳، ج۵، ص۳۳۰۳۳۱.    
۱۱۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۸.
۱۱۵. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۸۹۹.
۱۱۶. توبه/سوره۹، آیه۲۶.    
۱۱۷. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۵۹۰۶.    
۱۱۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (بیروت)، ج۳، ص۷۷.
۱۱۹. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایةالارب فی فنون الادب، قاهره ۱۹۲۳۱۹۹۰، ج۱۷، ص۳۳۴.    
۱۲۰. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۵.    
۱۲۱. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۱۲.    
۱۲۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۰.
۱۲۳. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۲.
۱۲۴. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۷.    
۱۲۵. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۵.    
۱۲۶. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، المغازی، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷، ج۱، ص۵۸۲.
۱۲۷. مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۲۷۰.
۱۲۸. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۳.    
۱۲۹. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۵.    
۱۳۰. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۳.    
۱۳۱. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۱۴.    
۱۳۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۵.
۱۳۳. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۱.
۱۳۴. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۱۵ ۹۱۶.    
۱۳۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۱، ص۴۳۹ـ۴۴۰.
۱۳۶. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۱۳۹۱۴.    
۱۳۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.
۱۳۸. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۳.    
۱۳۹. مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، التنبیه والإشراف، ج۱، ص۱۹۷.    
۱۴۰. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره، ج۳، ص۹۰۸.    
۱۴۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۹۱.
۱۴۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.
۱۴۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ۱۹۹۶۲۰۰۰، ج۱، ص۳۶۵.    
۱۴۴. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۶۶.    
۱۴۵. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۰۱.
۱۴۶. ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات، پانویس ۳، (بیروت)، ج۱، ص۳۴۶.
۱۴۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۰.
۱۴۸. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۴.    
۱۴۹. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۰ـ۱۳۳.
۱۵۰. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۳ـ ۱۵۴.
۱۵۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۳۴ـ۱۴۳.
۱۵۲. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۲۱۵۶.    
۱۵۳. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۸۹م.، الطبعه الاولی، ج۳، ص۹۱۹.    
۱۵۴. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۶.
۱۵۵. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰هـ.ق.، الطبعه الاولی، ج۱، ص۱۱۷.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «غزوه حنین»، تاریخ بازیابی ۹۵/۷/۳.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «غزوه حنین»، شماره۶۶۱۴.    






جعبه‌ابزار