عزالدوله بختیار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بختیار، عزالدوله، امیر سلسله شیعی مذهب آل بویه (دیلمیان) در عراق بود.


معرفی بختیار

[ویرایش]

بختیار، عزالدوله، امیر سلسله شیعی مذهب آل بویه (دیلمیان) در عراق (۳۳۱ یا ۳۳۲ـ۳۶۷).
ابومنصور بختیار، ملقب به عزالدوله، فرزند و جانشین معزالدوله ابی الحسین احمدبن بویة دیلمی.
[۱] ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، ج۱، ص۲۶۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.

در اهواز متولد شد، لیکن دیلمی الاصل بود.
در ۳۴۶ با دختر سبکتکین حاجب، یکی از فرماندهان سپاه معزالدوله، ازدواج کرد.
[۲] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۷۲، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.

در ۳۵۶، از خلیفهالمطیع لله لقب عزالدوله یافت.
[۳] عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۴۰۱، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش.

در همان سال به جای پدر به امارت عراق رسید و تا ۳۶۷، سال درگذشتش، بر متصرفات پدر مشتمل بر آذربایجان، جزیره، بین النهرین و خوزستان ـ جز عمان و کرمان که به تصرف عضدالدوله درآمده بود ـ حکومت کرد.

← سفارش معزالدوله هنگام مرگ در مورد بختیار


معزالدوله هنگام مرگ، وصیت کرد که لقب امیرالامرایی بغداد را به بختیار دهند
[۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۱۵۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و از عزالدوله خواست تا از عمویش رکن الدوله، که بزرگ خاندان بویه بود، و پسر عمویش، عضدالدوله، اطاعت و با ترکان سپاه، خصوصاً فرمانده آنان، سبکتکین حاجب، مدارا کند.
همچنین او را به نگه داشتن دو کاتب خویش، ابوالفضل عباس بن حسین شیرازی و ابوالفرج محمدبن عباس، سفارش کرد.
[۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۶] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۶، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


← مشکلات حکومت بختیار


پس از مرگ معزالدوله، سه روز باران بارید، به طوری که رفت و آمد دولتمردان و درباریان دشوار شد و همین امر به بختیار امکان داد که، بدون اختلاف و درگیری، بر سریر حکومت بنشیند.
[۷] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

بختیار در سالهای حکومت خود، با مشکلات بسیاری روبرو شد که اصلیترین آن‌ها تهی بودن خزانه بود؛ زیرا معزالدوله با اتلاف ثروتش در سالهای آخر عمر، تمام اندوخته خزانه را صرف بذل و بخشش به ترکان و احداث بنایی برای خود کرد.
[۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

مشکل دیگر، اختلافات قومی و مذهبی در سپاه بود، که از ترکان سنی مذهب و دیلمیان شیعی تشکیل شده بود، و سبب تشنج در شهر بغداد شد.
بعلاوه، ضعف شدید دستگاه خلافت، وجود همسایگان که طمع در تصرف بغداد داشتند ـ مانند حمدانیان در موصل و حلب، فاطمیان در دمشق و شام، روم شرقی در شمال و عضد الدوله در شرق ـ سبب افزایش مشکلات و در نهایت از میان رفتن حکومت بختیار شد.

← اوضاع امارت مکه دردوره بختیار


اخشیدیان مصر وعلویان عراق (آل بویه)، همواره بر سر امارت مکه رقابت و زدوخورد داشتند؛ چنانکه یک بار در ۳۴۳،
[۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۰۹، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
و باردیگر در ۳۵۶، در مراسم حج، بنی سلیم امیرالحاج بوییان، حاجیان مصری را تاراج کرد و امیرشان را کشت؛ و در آن تاریخ به نام بختیار در مکه خطبه خوانده شد و امارت حج بر عهده ابواحمد موسوی پدر شریف رضی و علم الهدی گذاشته شد و برخلافت المطیع لله نیز تأکید شد.
[۱۰] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۲۰، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


← حمله وشمگیر به خراسان


در ۳۵۶، هنگام حمله وشمگیر به خراسان، با درخواست کمک رکن الدوله از بختیار،
[۱۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۷ـ۵۷۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
او سبکتکین را مأمور کرد.
با نافرمانی سبکتکین، بختیار ناچار بختکین آزادرویه، یکی از غلامان معزالدوله، را به کمک عمویش فرستاد؛ اما با مرگ وشمگیر قضیه منتفی شد.
[۱۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۳ـ۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۱۳] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.

در همین زمان، کارگزاران عضدالدوله برای خرید سالانه سپاه به بغداد آمده بودند؛ اما بختیار مانع کار آنان شد
[۱۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و زمینه اختلاف با پسر عمویش را فراهم آورد.

← خزانه تهی بختیار


خزانه تهی بختیار به او امکان رفع حوایج سپاه را نمی‌داد؛ و ترکان و دیلمیان سپاه به اتفاق بر او فشار می‌آوردند.
[۱۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابوالفضل عباس تقبل کرد که مخارج سپاه را تأمین کند و با دریافت خراج از اهل ذمه و مصادره اموال و املاک مردم، موقتاً مشکل را حل کرد و به پاداش این کار به وزارت رسید.
[۱۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

بختیار در ۳۵۸ او را عزل و اموال و املاکش را ضبط کرد، و ابوالفرج محمدبن عباس را به جای او برگماشت؛ لیکن پس از مدتی، باردیگر ابوالفضل عباس را به وزارت آورد.
[۱۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۰۱، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


← مشکل حکومت بختیار در نافرمانی برادرش حبشی


مشکلات حکومت بختیار در ۳۵۷، با نافرمانی برادرش حبشی، حاکم بصره که به تحریک جمعی از سپاهیان بر او شوریده بود، آشکارتر شد.
بختیار نیز ابوالفضل عباس را برای دستگیری برادر روانه کرد.
حبشی شکست خورد و مدتی در قلعه مهدی، و سپس اهواز و رامهرمز دربند بود؛ اما سرانجام با درخواست رکن الدوله، از زندان آزاد شد و نزد عمو و سپس پسر عمویش عضدالدوله رفت.
بختیار نیز پسر هشت ساله خود مرزبان را به جای برادر، امیر بصره کرد.
[۱۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۴۲ـ۲۴۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۱۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،، ص ۵۸۳ـ۵۸۴، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


← ادعای مهدویت محمد پسر مستکفی


در همین سال، محمد پسر مستکفی در بغداد ادعای مهدویت کرد.
او که قبلاً نزد کافور اخشیدی در مصر، کارش بالا گرفته بود، به بغداد رفت و از میان علویان و سنیان طرفدارانی جمع کرد.
سبکتکین حاجب نیز با او بیعت کرد، لیکن هنگامی که دریافت پسر مستکفی است، از او کناره گرفت؛ و همین امر سبب کاهش قدرت محمد شد.
سپس بختیار او را دستگیر کرده نزد خلیفه فرستاد، و خلیفه نیز او را کیفر داد.
[۲۰] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۴۷ـ۲۴۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۲۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


← ظهور فاطمیان درمصر


با ظهور فاطمیان درمصر برای بختیار مشکل جدیدی فراهم شد.
همین مسئله سبب گشت تا حسین (یا حسن) بن احمدبن ابوسعید جنابی قرمطی با کمک مالی بختیار و تحریک خلیفه در ۳۵۸ روی به دمشق نهد و بر آن شهر که در دست جعفربن فلاح، از فرماندهان خلیفه فاطمی، بود مسلط شود.
[۲۲] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۰۷، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۲۳] دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، ذیل «قرامطه»، تهران ۱۳۴۵ ش.


← یاغیگری عمران بن شاهین


یاغیگری عمران بن شاهین، که در زمان حکومت معزالدوله، بر اثر ارتکاب جنایتی، به بطائح ـ باتلاقهای اطراف واسط و بصره ـ پناه برده بود، در زمان بختیار نیز ادامه داشت.
بختیار در آغاز حکومت خود، با او صلح کرد، لیکن در ۳۶۰، ناگزیر شد که برای جنگ با وی به نعمانیه برود؛ اما در این جنگ شکست خورد و تقاضای صلح کرد.
[۲۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۹۵ـ۲۹۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← اقدام بختیار برای رفع اختلاف میان ترکان و دیلمیان


بختیار برای رفع اختلاف میان ترکان و دیلمیان، در ۳۶۰ دختر بختکین را به ازدواج پسر خود مرزبان و دختر بکتجور، غلام معزالدوله، را به عقد پسر دیگر خود سالار درآورد و همه سپاه برای حفظ دوستی سبکتکین و بختیار سوگند خوردند، لیکن این کار ثمری نداشت.
[۲۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← حمله سپاه روم به جزیره و بین النهرین


در ۳۶۱، دمستیکوس با سپاه روم روی به جزیره و بین النهرین نهاد
[۲۶] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۲۹۶، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
و مسلمانان را کشته و غارت کرد.
جمعی از مردم ربیعه و دیاربکر از خلیفه، و برخی از علما مانند ابوبکر رازی، ابوالحسن علی بن عیسی نحوی و ابن دقاق نیز از بختیار که در کوفه بود، یاری خواستند.
بختیار نیز وعده جنگ با رومیان را داد و فرمان جنگ صادر کرد.
عده بیشماری از غازیان در بغداد جمع شدند
[۲۷] ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
[۲۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۰۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۲۹] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
و، به گفته ابن تغری بردی،
[۳۰] ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
به روم حمله بردند و بسیاری از رومیان را اسیر کردند و جمع زیادی از بطریقان (پاتریسین‌ها) را کشتند و سرهایشان را برای مسلمانان آوردند.
به نوشته ابن اثیر
[۳۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
بختیار به بهانه جنگ با رومیان، چهارصدهزار درهم از خلیفه گرفت و مسئله غزوه و جهاد را فراموش کرد، و خلیفه برای تأمین این پول، اثاث البیت و جامه خود را فروخت.
[۳۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۷ـ۳۰۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← نا امنی در بغداد توسط غازیان


وجود غازیان در بغداد، که سنیان و شیعیان و جوانان و عیاران نیز در میان آنان بودند، سبب شد تا مردان مسلح بسیاری در بغداد پراکنده شوند و تشنج سال ۳۶۱ پدید آید.
در این سال، عیاران محلات مختلف را غارت و به خانه‌ها حمله می‌کردند.
محله کرخ که شیعی نشین و کانون بازرگانی بود، گرفتار هجوم شد
[۳۳] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۹ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
ترکان به هتک ناموس مردم پرداختند و خمار، صاحب شرطه بختیار در بغداد، را به بهانه ناچیزی کشتند.
بختیار برای جلوگیری از گسترش شورش، از خون صاحب شرطه خود گذشت و برای رفع فتنه ترکان از سبکتکین کمک خواست و یکی از حاجبان سبکتکین را صاحب شرطه بغداد کرد.
[۳۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۵ـ۳۰۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← کشتار مردم کرخ


در شعبان ۳۶۲، دوستاق بان (زندانبان) کرخ مردی عامی از اهل سنت را به قتل رساند.
عامه مردم و ترکان شوریدند و دوستاق بان را کشتند و جسدش را سوزانیدند، درهای زندان را نیز گشودند و زندانیان را آزاد ساختند.
ابوالفضل عباس (وزیر) که سنی متعصب بود، حاجب خود، صافی، را که او نیز سنی متعصب بود، برای کشتار عامه به کرخ فرستاد.
او کرخ را به آتش کشید، که در آن هفده هزار تن کشته شدند و سیصد دکان و ۳۳ مسجد و بسیاری از اموال مردم در آتش سوخت.
[۳۵] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

در ۳۶۲، ابوالفضل عباس، که در آتش سوزی کرخ مؤثر بود، از وزارت عزل شد و پس از او ابن بقیه، که آشپز بختیار و از خانواده پستی بود، به وزارت رسید و دستور داد تا ابوالفضل عباس را حبس
[۳۶] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
و اموالش را مصادره کنند.
ترکان سپاه که قدرت زیادی یافته بودند، از سویی و دیلمیان که از عشیره بختیار بودند و قدرت داشتند، از سوی دیگر، برای تأمین هزینه سپاه، بر بختیار فشار می‌آوردند؛ اما خزانه تهی و درآمد حکومت بختیار، هزینه روزافزون سپاه را تکافو نمی‌کرد.
ازینرو در ۳۶۳، سپاهیان شوریدند.
[۳۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

بختیار نیز برای تأمین هزینه سپاه، به موصل سرزمین اباتغلب حمدانی حمله کرد.
اباتغلب که پس از مرگ معزالدوله، به دلیل ضعف مالی و ناتوانی سیاسی بختیار، تصمیم داشت بغداد را تصرف کند
[۳۸] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۹ـ۵۸۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
[۳۹] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
در ۳۶۲ سعی کرد که سبکتکین را، به نیرنگ، به دستگیری خلیفه و بختیار وادارد،
[۴۰] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲ـ۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
لیکن با وساطت ابن بقیه میان او و سبکتکین مصالحه شد و بختیار شرایط صلح را پذیرفت.
[۴۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲ـ۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


← اقدام بختیار بعد از بی نتیجه ماندن حمله خود به موصل


بختیار از لشکرکشی خود به موصل، در ۳۶۳، نتیجه نگرفت و برای به دست آوردن پول، به اهواز که مقر اقطاعات ترکان و خصوصاً سبکتکین بود، روی کرد و سبکتکین را در بغداد نهاد.
[۴۲] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

حاکم اهواز، بختکین آزادرویه، با بختیار بشایستگی رفتار نمود و دوبار مالیات سالانه را پیشکش کرد،
[۴۳] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
لیکن میان سپاهیان ترک و دیلم نزاع درگرفت.
سران دیلمی سپاه از بختیار خواستند که ترکان را دربند کشد و در اهواز خون ترکان مباح اعلام شد.
[۴۴] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

بختیار پیش از حرکت به سوی اهواز، از خانواده خود خواسته بود که خبر مرگ او را در بغداد شایع کنند و سبکتکین را، که برای تسلیت می‌آمد، دستگیر سازند.
شک سبکتکین نسبت به خبر مرگ بختیار، او را از این دام نجات داد و آشکار شدن حیله بختیار ترکان را به شورش واداشت. تا جایی که سرای بختیار را محاصره کردند و به آتش کشیدند.
ترکان در خانه دیلمیان فرود آمدند و اهل سنت، به طرفداری از سبکتکین، به محله کرخ حمله کردند و باردیگر آن‌جا را سوزاندند.
[۴۵] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
[۴۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

بزرگان ترک بختیار را شماتت کردند، به همین سبب او ترکان را آزاد ساخت و آزادرویه را به جای سبکتکین سپه سالار کرد.
چون اختیار بغداد از کف بختیار خارج شد، رکن الدوله و پسرش عضدالدوله و اباتغلب را به کمک طلبید؛ همچنین با فرستادن هدایایی برای عمران بن شاهین، از او نیز یاری خواست لیکن عمران هدایای او را پس فرستاد و درخواست کمک او را رد کرد.
[۴۷] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۹ـ۳۳۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← پیشنهاد، سبکتکین به بختیار


در ۳۶۴، سبکتکین طی نامه‌ای به بختیار پیشنهاد کرد که واسط و بغداد از آن ترکان و بصره و اهواز متعلق به دیلمیان باشد. پس از آگاهی دیلمیان از متن نامه، باردیگر میان آنان و ترکان جنگ درگرفت.
[۴۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

سبکتکین همراه ترکان به واسط رفت و خلیفه الطائع و پدر او المطیع را که در ۳۶۳ از خلافت عزل کرده بود، با خود به واسط برد.
[۴۹] احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۲۷، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۰] احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۴۳، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۱] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۷، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

این سفر پنجاه روزه، به منظور جنگ با بختیار بود، اما در گیرودار نبرد، المطیع و سبکتکین درگذشتند و البتکین بر ترکان امارت یافت.
بختیار از عضدالدوله کمک خواست، اما عضدالدوله که در انتظار نابودی او بود، کمک را به تأخیر می‌انداخت، تا سرانجام به او پیغام داد که از واسط خارج شود.
ترکان، واسط را محاصره کرده بودند لیکن هنوز حرمت بختیار را نگاه می‌داشتند و او را دستگیر نمی‌کردند.
[۵۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

با اصرار بختیار، عضدالدوله به سوی واسط حرکت کرد و ابوالفتح بن عمید، وزیر رکن الدوله، نیز که از ری عازم شده بود، به سوی واسط رفت.
[۵۳] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
البتکین و ترکان به بغداد بازگشتند و اباتغلب که در غیاب ترکان وارد بغداد شده بود، بغداد را تخلیه کرد.

← حمله عضدالدوله به بغداد


عضدالدوله از سمت مشرق به بغداد حمله کرد و در ۳۶۳، بین دیالی و مداین، ترکان را شکست داد.
[۵۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

او که آرزوی حکومت عراق را در سر می‌پرورد و از گذشته نیز با بختیار اختلاف داشت، در نهان از سران دیلمی سپاه خواست که بر بختیار بشورند و ارزاق عقب افتاده را طلب کنند، در حالی که خزانه تهی بود
[۵۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و از بختیار نیز خواست تا برای تهدید سران سپاه، بظاهر از کار کناره گیری کند.
بختیار خواسته او را پذیرفت و عضدالدوله با این ترفند بختیار و خانواده‌اش را دستگیر و زندانی کرد.
[۵۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۲ـ۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۵۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۵۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

سپس از ترکان استرداد خلیفه الطائع لله را خواست و او را به بغداد بازگرداند و به او اکرام فراوان نمود،
[۵۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
سپس با عمران بن شاهین و اباتغلب صلح کرد.
مرزبان بن بختیار، حاکم بصره، ماجرای دستگیری پدرش را با رکن الدوله در میان نهاد.
در همین زمان، عضدالدوله نیز ابوالفتح عمید را نزد پدر فرستاد تا با وعده سی میلیون (دینار) خراج سالانه، امارت او را بر عراق بپذیرد و قبول کند که بختیار و خانواده‌اش به ری نزد او بروند.
رکن الدوله از دستگیری بختیار سخت برآشفت و برفرزند خشم گرفت.
[۵۹] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ۳۴۸ـ۳۵۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابن بقیه در واسط از فرمان عضدالدوله روی برتافت و عمران بن شاهین نیز با او همدست شد. عضدالدوله برای سرکوب آنان لشکری فرستاد ولی موفق نشد.
مردم چون از شکست او آگاهی یافتند، شورش کردند؛ و در فارس، چون شنیده بودند که پدر بر او خشم گرفته، راه ارسال اموال وی را بستند.
مردم بغداد نیز بر عضدالدوله شوریدند، و او ناچار بختیار را از بند رهانید و به فارس بازگشت
[۶۰] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۵۳۸ ـ۵۳۹، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
و بختیار را، به نیابت خود در عراق برگماشت؛ لیکن قرار شد که خطبه به نام عضدالدوله خوانده شود.
[۶۱] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

با خروج عضدالدوله از عراق، ابن عمید وزیر رکن الدوله، که در عراق مانده بود، به سمت وزارت بختیار منصوب شد
[۶۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
و بختیار نیز با فخرالدوله، ابن بقیه، اباتغلب حمدانی، معین الدین، و عمران بن شاهین بر ضد عضدالدوله همدست شد و نام او را از خطبه برانداختند و در بغداد بدگویی از او را رواج دادند.
[۶۳] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

ابن عمید نیز به این نفاق دامن می‌زد. الطائع لله، دختر بختیار را به عقد خود درآورد و صاحب شرطه سبکتکین، که در آتش سوزی کرخ دست داشت، سیاست شد.
[۶۴] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.


← پایان کار بختیار


با مرگ رکن الدوله در ۳۶۶، بختیار از اطاعت عضدالدوله سرباز زد؛ ازینرو ابن بقیه را نزد خلیفه فرستاد تا جماعتی را از اهواز به واسط گسیل دارد.
عضدالدوله نیز به سمت عراق حرکت کرد و در ارجان فرود آمد و به خلیفه نامه صلح نوشت.
بختیار در کنار نهر سوراب مستقر شد وبرادرش در طائف ماند و خلیفه به سوی بغداد حرکت کرد.
[۶۵] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عضدالدوله به رامهرمز رسید و سپاه بختیار از هم گسیخت؛ ابن بقیه نیز از مصادره پول مردم و پرداخت آن به سپاه جلوگیری کرد.
[۶۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عمران بن شاهین به یاری بختیار آمد و شکست خورد. آشوب شهر بصره نیز، که بر اثر اختلاف دو قبیله مضر طرفدار عضدالدوله ـ و ربیعه ـ هوادار بختیار ـ به وجود آمده بود، با ورود عضدالدوله پایان یافت.
[۶۷] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۸ـ۳۷۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

درگیرودار نبرد، غلام مورد علاقه بختیار اسیر عضدالدوله شد؛ و بختیار برای آزادی او به سه شرط عضدالدوله که دستگیری و کور کردن ابن بقیه، همدست نشدن با حمدانیان، و فرمانبرداری و پذیرفتن خلعت از عضدالدوله بود، گردن نهاد.
[۶۸] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۱ـ۳۷۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۶۹] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.

عضدالدوله ابن بقیه را، پس از تسلیم زیر پای فیل افکند و کشت.
[۷۰] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۱] خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۰، بیروت ۱۹۸۶.

بختیار در راه بازگشت به بغداد، به تحریک اباتغلب حمدانی، نافرمانی کرد، اما عضدالدوله به بغداد لشکر کشید و او را شکست داد.
بختیار نیز به واسط عقب نشست و فرار کرد، ولی ارسلان کورموش، غلام ترک، او را شناخت و دستگیر کرد.
بختیار نزد عضدالدوله برده شد و سرانجام به تشویق بزرگانسپاه، در ۳۶۷، به قتل رسید
[۷۲] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۳] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۳، ص۵۲۵، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
و به گفته یمینی، از قول صابی، ابن جراح او را کشت.
[۷۴] محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، ج۱، ص۳۰۵، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.


← خصوصیات بختیار


بختیار از نظر جسمانی قدرتی عجیب داشت
[۷۵] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
ولی سیاستمدار بی درایتی بود.
به شکار و بزم بسیار علاقه داشت، در عین حال، به علم وعلما و برگزاری مجالس علمی نیز علاقه مند بود، به طوری که در زمان وکالت ابن بقیه، سالانه ده هزار درهم به او می‌داد تا نویسندگان را یاری دهد و کتاب تهیه کند.
[۷۶] احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
[۷۷] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.

از بختیار چندین سکه مانده است که در ۳۶۳ و ۳۶۵ در بغداد به نام عزالدوله ضرب شده بود و بیش‌تر جنبه تشریفاتی داشت و عیار آن بسیار خوب بود.
روی یکی از این سکه‌ها تصویر پادشاهی است که مطربی در برابر او عود می‌نوازد.
روی سکه‌ای دیگر، شیری حمله ور به یک گوزن حکاکی شده است، و با نقشی مستدیر جمله شهادت را نوشته‌اند؛ و سکه‌ای دیگر عقابی را نشان می‌دهد که اردکی در چنگال دارد و در روی دیگر عقابی به گوزنی حمله کرده است.
نمادهای شیر و عقاب وام گرفته از ایران ساسانی، و جمله شهادت مؤید اعتقاد اسلامی بختیار است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
(۲) ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، مصر.
(۳) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۴) ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
(۵) دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران ۱۳۴۵ ش.
(۶) خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت ۱۹۸۶.
(۷) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش.
(۸) محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.
(۹) احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
(۱۰) محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، ج۱، ص۲۶۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
۲. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۷۲، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۳. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۴۰۱، چاپ محمدمحی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش.
۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۱۵۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۶، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۷. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۰۹، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۱۰. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۲۰، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۷ـ۵۷۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۱۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۳ـ۲۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۳. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۱۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۰۱، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۱۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۴۲ـ۲۴۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۱۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،، ص ۵۸۳ـ۵۸۴، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۲۰. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۴۷ـ۲۴۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۲۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۲۲. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۱۰۷، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۳. دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، ذیل «قرامطه»، تهران ۱۳۴۵ ش.
۲۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۹۵ـ۲۹۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۲۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۲۶. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۲۹۶، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۷. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
۲۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۳ـ۳۰۹، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۲۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۰. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره، ج۴، ص۶۵ـ۶۶، مصر.
۳۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۸ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۷ـ۳۰۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۳۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۹ـ۶۲۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۰۵ـ۳۰۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۳۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۷۹ـ۵۸۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۳۹. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۳۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۰. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲ـ۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۲ـ۶۳۳، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۴. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۴ـ ۶۳۵، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۴۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۸، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۷. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۲۹ـ۳۳۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۴۹. احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۲۷، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۰. احمدبن محمد مسکویه، ج۲، ص۳۴۳، کتاب تجارب الامم، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۳۷، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۵۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۳. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۳۴، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۲ـ۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۵۰، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.
۵۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۴۳، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۵۹. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ۳۴۸ـ۳۵۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۰. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۴، ص۵۳۸ ـ۵۳۹، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۱. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۳. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۴. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۵۵، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۵. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۷. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۶۸ـ۳۷۰، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۸. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۱ـ۳۷۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۶۹. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۷۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۰. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۲، ص ۳۶۷، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۱. خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۰، بیروت ۱۹۸۶.
۷۲. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۳. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدا والخبر، ج۳، ص۵۲۵، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۷۴. محمدبن عبدالجبار عتبی، ترجمة تاریخ یمینی، ج۱، ص۳۰۵، از ناصح بن ظفر جرفاذقانی، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۵۷ ش.
۷۵. محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۹۶، جزء۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۷۶. احمدبن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج۲، ص۲۸۶، چاپ آمد روز، مصر ۱۳۳۳/۱۹۱۵.
۷۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۲۸، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بختیار»، شماره۶۵۳.    



جعبه ابزار