عبدالملک بن قطن فهری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عبدالملک بن قطن فهری یا همان عبدالملک بن قطن بن نهشل بن عمرو بن عبدالله بن وهب بن سعد بن عمرو که از فرماندهان شجاع و از خاندان قریش است که از جانب عبیده بن عبدالرحمن سلمی که فرمانده هشام در آفریقا بود به امارت اندلس منصوب شد.


نسب عبد‌الملک‌بن قطن

[ویرایش]

عبدالملک بن قطن فهری یا همان عبدالملک بن قطن بن نهشل بن عمرو بن عبدالله بن وهب بن سعد بن عمرو از شاهدان واقعه حره در مدینه در ایام یزید بن معاویه در سال ۶۳ (ه. ق) و یکی از فرماندهان شجاع است.
[۱] زرکلی، خیرالدین، الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج۴، ص۱۶۳، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۸م، طبعه الثامنه.
وی از خاندان قریش است.

امارت اندلس

[ویرایش]

عبدالملک بن قطن از جانب عبیده بن عبدالرحمن سلمی که فرمانده هشام در آفریقا بود به امارت اندلس منصوب شد. پیش از وی عبدالرحمن بن عبدالله غافقی امیر اندلس بود که در جنگی در سال ۱۱۳ (ه. ش) کشته شد.
[۲] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۷۴، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


← فتح بلاد بشکش


عبدالملک بن قطن والی اندلس در رمضان سال ۱۱۵ (ه. ق) بلاد بشکش را فتح کرد و در این نبرد از دشمن کشتار بسیار کرد و غنایم بی شمار بدست آورد و به سلامت بازگشت.
[۳] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۸۰، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


← برکناری از ولایت اندلس


در سال ۱۲۱ (ه. ق) هشام بن عبدالملک، عبیده را از ایالت مصر برکنار کرد و ابن حبحاب را به جای او منصوب کرد. ابن حبحاب نیز عبدالملک بن قطن را از ولایت اندلس برکنار کرد و به جای او عطیه بن حجاج را برگزید.
[۴] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۸۴، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


شورش بربرها ضد ابن حبحاب

[ویرایش]

چند سال بعد گروهی از بربرها با پیروی از عقاید خوارج بر ضد ابن حبحاب شوریدند. ابن حبحاب خالد بن حبیب را به جنگ ایشان فرستاد که کشته شد و به همراه او پهلوانان و دلیران عرب در جنگی به نام اشراف کشته شدند.

← والی اندلس برای بار دوم


در پی این واقعه مملکت آشفته شد و مردم شوریدند و اهل اندلس بر آن وقایع آگاه شدند و در ماه صفر سال ۱۲۳ (ه. ق) بر ضد والی خود که در آن زمان عقبه بن حجاج بود برخاستند و او را عزل کردند و به جای او عبدالملک بن قطن را برای بار دوم، به عنوان والی اندلس منصوب کردند.
[۵] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۹۱، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
در برخی منابع آمده است که عبدالملک بن قطن در همان سال ۱۲۱ (ه. ق) که به امارت رسید بر ضد عقبه بن حجاج سلولی والی قبلی شورش کرد و او را به قتل رساند
[۷] ابن خلدون، عبد الرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۱۷۰.
و مطابق برخی دیگر از منابع عقبه خود در همان سال درگذشت.
[۸] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۹۱، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


پناهنده شدن بلج بن بشر عبسی

[ویرایش]

بلج بن بشر عبسی، والی طنجه بود که خوارج بربر علیه او شورش کردند. قبایل بربر آفریقا بلج را محاصره کردند و سخت او و اتباعش را دچار تنگنا کردند. بلج بن بشر به عبدالملک بن قطنه پیام داد و به او متوسل شد. از او درخواست کرد که چند کشتی بفرستد تا او و اتباع او از دریا بگذرند و به اندلس پناه برند. عبدالملک بن قطن از آمدن ایشان به اندلس اکراه داشت، به آنان وعده یاری داد؛ ولی وفا نکرد.

← ورود بلج بشرط خروج بعد مدتی


با قدرت گرفتن بربریان اندلس، عبدالملک ناگزیر بلج و سپاهیان او را به اندلس راه داد. گفته شده که عبدالملک بن قطن با یاران خود پیرامون پناه دادن بلج و اتباع او در اندلس مشورت کرد و ایشان وی را از انجام این کار بر حذر داشتند. به همین جهت در ابتدا از ورود ایشان جلوگیری کرد؛ ولی بعد گفت: از هشام می‌ترسم که بگوید تو سپاه مرا دچار هلاکت کردی، ناچار به ایشان اجازه ورود داد به شرط اینکه مدتی بمانند و بعد به آفریقا برگردند.
[۱۰] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.

آنان شرط را پذیرفتند و هنگامی که عبدالملک پریشانی و تنگدستی و گرسنگی ایشان را دید که به سبب طول محاصره دچار شده بودند آن‌ها را رخت و طعام داد و برای جنگ با بربرها تجهیز و روانه کرد. آنان با بربرها جنگیدند و پیروز شدند و آنان را کشتند و مال و اسب و سلاح آنها را به غنیمت بردند.
[۱۱] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


← درخواست کشتی جهت خروج


به تدریج حال اتباع بلج بهبود یافت و صاحب اسب و مال و همه چیز شدند. عبدالملک از بلج و اتباع او خواست طبق قرار قبلی از اندلس خارج شوند. بلج بن بشر پذیرفت و برای خروج کشتی خواست. علت درخواست کشتی این بود که بلج نمی‌خواست از جزیره خضراء عبور کند؛ چرا که بربریان در آن سرزمین اقامت داشتند و امکان حمله ایشان وجود داشت. عبدالملک به ایشان کشتی نداد و گفت من فقط در جزیره می‌توانم به شما کشتی بدهم و جای دیگری کشتی ندارم.
[۱۲] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


← شورش بلج بر علیه عبدالملک


آن‌ها گفتند ما هرگز خود را دچار بربرها نمی‌کنیم و به محلی که آن‌ها در آن جا هستند نخواهیم رفت؛ چرا که می‌ترسیم آنان ما را در سرزمین خود بکشند و نابود کنند. عبدالملک هم چنان اصرار داشت که آنان مراجعت کنند. آنان هم بر ضد عبدالملک شوریدند و جنگ کردند و پیروز شدند و او را از کاخ بیرون کشیدند.
[۱۳] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۷، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


← کشته شدن عبدالملک


هنگامی که بلج بر عبدالملک پیروز شد یاران او گفتند: عبدالملک را بکش. او هم عبدالملک را از کاخ بیرون کشید و وی را که به سبب پیری مانند یک جوجه شده بود کشت و جسدش را به دار آویخت و خود امیر اندلس شد. این اتفاق در ذی القعده سال ۱۲۵ (ه. ق) رخ داد.
[۱۴] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۷۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.

آمده است دو فرزند عبدالملک به نام‌های قطن و امیه پیش از قتل پدرشان گریختند؛ یکی به شهر ماردین و دیگری به شهر سرقسطه رفتند.

← مرگ بلج بن بشر


پس از قتل عبدالملک بن قطن، فهریان و بلجیان روبروی هم قرار گرفتند و قطن و امیه پسران عبدالملک هم فرماندهی گروهی از فهریان را بدست گرفتند و سپاهی را از مارده تا اربونه تجهیز نمودند و با بلج به نبرد پرداختند. بلج هم با سپاهی از شام به مقابله با ایشان پرداخت و ایشان را شکست داد و به شهر قرطبه برگشت؛ ولی پس از چند روز زندگی را بدرود گفت.
[۱۷] ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۵، ص۱۲۵، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

اندلس

پانویس

[ویرایش]
 
۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج۴، ص۱۶۳، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۸م، طبعه الثامنه.
۲. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۷۴، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۳. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۸۰، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۴. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۸۴، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۵. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۹۱، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۶. ابن خلدون، عبد الرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۲۴۲.    
۷. ابن خلدون، عبد الرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۱۷۰.
۸. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۹۱، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۹. سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی، ج۹، ص۸۷.    
۱۰. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۱۱. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۱۲. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۱۳. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۱۵۷، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۱۴. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۴، ص۷۶، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.
۱۵. سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی، ج۹، ص۸۷-۸۸.    
۱۶. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، ج۸، ص۱۶۸، بیروت، دارالکتاب العربی، طبعه الثانیه، ۱۴۱۳ ه. ق.    
۱۷. ابن اثیر، عزالدین علی، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۵، ص۱۲۵، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ه. ش.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «عبدالملک بن قطن فهری»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۲/۰۶.    






جعبه ابزار