عالم مثال (فلسفه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عالم در لغت به معنای خلق، همه مخلوقات و آنچه فلک آن را در برگرفته، می‌باشد و جمع آن عوالم است.


اقسام عوالم

[ویرایش]

مشهور فلاسفه عوالم را سه تا می‌دانند: عالم ماده ، عالم مثال و عالم عق ل.
[۲] الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۷، ص۱۳۸_ ۱۰۶، قم، مصطفوی.
[۳] الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۷، ص۲۵۴_ ۲۴۴، قم، مصطفوی.
[۴] الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۲، ص۸۲_ ۴۶.
[۵] حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۱۰۹.
[۶] حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۱۲۱.
[۷] حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۲۱۱_ ۱۹۸.
[۸] الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۹_ ۲، قم، نشر البلاغه.
[۹] الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۱۲۰.
[۱۰] الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۲۲۱_ ۲۱۷.
[۱۱] الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۲۵۳.
[۱۲] الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۴۱۲.

البته تذکر این نکته لازم است که منحصر کردن عوالم غیرمادی به عقل ، نفس و مثال حصر عقلی نیست و ممکن است یک سری عوالم دیگر وجود داشته باشد که فلاسفه به آن نرسیده‌اند، هرچند تقسیم موجود به مادی و غیرمادی حصر عقلی است.
[۱۳] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶، (درس ۴۵).

- عالم مثال به مرتبه‌ای از وجود گفته می‌شود که واسطه بین عالم عقلی و عالم جسمانی است. در واقع موجودات این عالم اگرچه مادی نیستند اما برخی از آثار ماده مانند کم و کیف و وضع و... را دارند.
[۱۴] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.


اسامی دیگر عالم مثال

[ویرایش]

برخی دیگر از اسامی این عالم عبارتند از: عالم اشباح مجرده، عالم صور معلقه، عالم مثل معلقه، عالم خیال منفصل، عالم اظله و عالم اشباح.
این عالم در لسان متاخرین عالم برزخ نیز نامیده می‌شود و این به آن سبب است که برزخ در لغت به معنای حائل بین دو چیز است و این عالم هم حائل و حاجز بین عالم ماده و عالم عقل است.
- تعبیر به اشباح و مانند آن درباره این عالم به این معنا نیست که موجودات این عالم، صورت‌هایی کمرنگ تر از موجودات جسمانی هستند و از نظر مرتبه وجودی ضعیف تر از آنها هستند بلکه این تعبیر نشان دهنده وجود صورت‌های ثابت و تغییرناپذیری در آن عالم است که نه تنها ضعیف تر از موجودات مادی نیستند، بلکه قوی تر از آنها به شمار می‌آیند. همچنین تذکر این نکته هم لازم است که اطلاق مثال بر این عالم به معنایی غیر از مثال‌های افلاطونی است. زیرا آنها مجرد تام و از قبیل جواهر عقلانی هستند در حالی که موجودات عالم مثال به این معنی حد فاصل بین مجرد تام و مادی هستند.
[۱۸] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۵.


موجودات عالم مثال

[ویرایش]

در عالم مثال، صورت‌های جوهریه عالم مادی به صورت ثابت و بی حضور ماده وجود دارند. مانند مفهومی که هر کدام از ما از موجوداتی که قبلا آنها را دیده‌ایم در ذهن خود تداعی می‌کنیم.
مثال متصل و منفصل :
برخی عالم مثال را دو قسم دانسته‌اند:
۱. مثال متصل: به آن عالمی گفته می‌شود که موجودات آن قائم به نفوس جزئی می‌باشند. مانند مفهوم خیالی متصور که توضیح آن گذشت.
۲. مثال منفصل: به عالمی گفته می‌شود که موجودات آن عالم وابسته به نفوس جزئی نیستند بلکه به صورت قائم به ذات و مستقل موجودند. مانند صورت‌هایی که در خواب دیده می‌شوند.
[۲۰] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۵.


ادله عالم مثال

[ویرایش]

برخی از فلاسفه کوشیده‌اند با استفاده از قاعده امکان اشرف ، این عالم را اثبات کنند همانطور که ملاصدرا قاعده دیگری به نام « قاعده امکان اخص » برای اثبات این عالم تاسیس کرده است.
[۲۱] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.
تبیین یکی از ادله‌ای که برای اثبات عالم مثال آورده شده است به روش منطقی از این قرار است:
۱. ما در درون نفسمان تصوراتی از کوه، صحرا و... داریم.
۲. این تصورات مادی نیستند. (زیرا کوه با آن وسعتش در نفس من نمی‌گنجد)
۳. پس این تصورات غیرمادی هستند.
۴. این تصورات، عقلانی نیز نیستند (زیرا برخی از آثار ماده مانند کیف، کم و...) را دارند در حالی که صور عقلانی از هرگونه آثار ماده نیز مبرا هستند.
۵. نتیجه آنکه: این صور، نه عقلانی هستند و نه مادی، بلکه صورت‌های مجردی هستند که برخی از آثار عالم مادی را دارا هستند. که این عالم را «عالم مثال» می‌نامیم.
ـ برخی از فلاسفه معاصر کوشید ه‌اند تا ادله اثبات عالم مثال متصل و مثال منفصل را جداگانه بیان کنند. لکن از آنجاکه بسیاری از این ادله قابل مناقشه است از آوردن آنها صرف نظر می‌کنیم.
نکته دیگر اینکه وجود اشباح مجرد از ماده به هیچ وجه قابل انکار نیستند و در روایات شریفه نیز تعبیراتی مانند اشباح و اظلال وارد شده که قابل انطباق بر آنهاست و کمتر کسی است که قدم در راه سیر و سلوک برداشته باشد و چیزی از این قبیل موجودات را مشاهده نکرده باشد. اما اثبات آنها از راه عقلی کار آسانی نیست.
[۲۶] آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.


اهمیت بررسی عالم مثال

[ویرایش]

بررسی عالم مثال (موجودات مثالی و ویژگی‌های آن) از چند نظر دارای اهمیت است:
۱. عالم برزخ خود یکی از مصادیق موجودات مثالی یا عالم مثال است و انسان در برزخ با بدن مثالی -که طبق روایات اهل بیت شبیه همان بدن دنیایی انسان می‌باشد (لکن به صورت مثالی) - حضور پیدا می‌کند. امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید:
«... فاذا قبضه الله عزوجل صیر تلک الروح فی قالب مثالی کقالبه فی الدنیا...»
۲. همچنین طبق برخی از مهم‌ترین دیدگاهها در میان متفکران مسلمان، در قیامت نیز انسان با بدن مثالی ثواب داده می‌شود یا مورد عقاب قرار می‌گیرد و به عبارتی معاد جسمانی با جسم مثالی صورت می‌گیرد.
[۲۸] اسرار الایات، الشیرازی، صدرالدین (ملاصدرا)، ص۹۶، نشر حکمت.
[۲۹] اسرار الایات، الشیرازی، صدرالدین (ملاصدرا)، ص۱۱۲.
[۳۰] الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، ملاصدرا، چ بیروت، ج۹، ص۱۰۹.
[۳۱] التلویحات اللوحیه و العرشیه، سهروردی، یحیی (شیخ اشراق)، ج۱، ص۹۰، مجموعه مصنفات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ سوم، ۱۳۸۰.

۳. نیز طبق برخی اقوال حقیقت وحی نیز با اتصال روح نبی به عالم مثال حاصل می‌شود، همان طور که الهام نیز با اتصال روح اولیاء و صلحاء به همان عالم صورت می‌پذیرد.
[۳۲] الاشارات و التیبیهات، ابن سینا، حسین بن عبدالله، ج۳، ص۴۱۱_ ۴۱۰، قم، نشرالبلاغه.

البته بحث عالم مثال از قدیمی‌ترین مباحث در میان ادیان و مکاتب فکری بوده است.
با نگاهی اجمالی به پیشینه بحث عالم مثال شاید بتوان افلاطون را اولین کسی نامید که بحث تقسیم عوالم به مثل، ریاضیات و محسوسات را مطرح کرده،
[۳۳] تاریخ فلسفه غرب، کاپلستن، فردریک، ج۱، ص۲۱۹_ ۲۱۴، ترجمه جلال الدین مجتبوی، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ ه. ش.
اگر چه این را فقط می‌توان اشاره‌ای به عالم مثال دانست؛ زیرا اگر چه عالم مثل او عالمی کاملا عقلی است، اما می‌توان عالم ریاضیات را بر عالم مثال (حد وسط بین عالم مثال و عالم عقلی) منطبق کرد؛ زیرا ریاضیات را او اگر چه اموری مجرد می‌داند اما متعلق ریاضیات عالم ماده است، اگرچه در آثار افلاطون شواهدی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند که ریاضیات افلاطون از فیثاغوریان برای او به ارث مانده باشد.

تقسیم ارسطویی عوالم

[ویرایش]

ارسطو با تقسیم عوالم به علت نخستین، عالم علوی و عالم سفلی، حد وسط را عالم علوی می‌داند.
[۳۴] متافیزیک، ارسطو، ص۴۵۷_ ۳۹۵، ترجمه شرف الدین خراسانی.


تقسیم مراتب وجود

[ویرایش]

فلوطین با تقسیم مراتب وجود به احد (واحد)، عقل، نفس و طبیعت ، به واسطه بودن نفس تصریح می‌کند.
[۳۵] التساعیه الرابعه لافلوطین، زکریا، فواد، الهیئه المصریه العامه للتالیف والنشر، ۱۳۸۹ه. ق.


اقسام عوالم از دیدگاه ابن سینا

[ویرایش]

ابن سینا با تقسیم عوالم به: واجب الوجود ، عقول قدسیه (نفس ناطقه فلکی و نفس ناطقه انسانی) و عالم طبیعت، نفس را حد وسط می‌داند.
[۳۶] الاشارات والتنبیهات، ابن سینا، حسین بن عبدالله، ج۳، ص۳۶۲_ ۳۵۹، دفتر نشر کتاب، ۱۴۰۳ ه. ق.


حضرات خمس از دیدگاه عرفاء

[ویرایش]

عرفاء به حضرات خمس قائلند: غیب مطلقه، عقول و نفوس کلیه (عالم جبروتیه و ملکوتیه)، عالم مثال یا عالم خیال، شهادت مطلقه (عالم حس) و انسان کامل محمدی.
[۳۷] شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، آشتیانی، سید جلال الدین، ص۴۴۸_ ۴۴۷، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چ سوم، ۱۳۷۲ه. ش.


مراتب وجود از نگاه شیخ اشراق

[ویرایش]

شیخ اشراق مراتب وجود را پنج تا می‌داند : نورالانوار (واجب الوجود)، انوار قاهره (عقول طولی و عرضی)، انوار اسفهبدیه (نفوس یا انوار مدبره)، عالم مثال (اشباح، صور معلقه، برزخیان)، عالم جسمانی (غواسق و هیئات ظلمانیه).
[۳۸] حکمت اشراق، سهروردی، یحیی (شیخ اشراق)، ج۲، ص۲۳۲، مجموعه مصنفات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ سوم، ۱۳۸۰ه. ش.

چنانکه پیداست اگر چه در کلام بزرگان از عالم واسطه یاد شده، اما قبل از شیخ اشراق و عرفاء کسی به وجود این عالم تصریح نکرده یا لااقل از این عالم به طور جدی یاد نکرده است. بنابراین می‌توان شیخ اشراق را اولین فیلسوف (یا لااقل اولین فیلسوف اسلامی) دانست که بحث عالم مثال را مطرح نموده و در چند و چون این عالم بحث کرده است. اگر چه از نظر عرفاء این عالم سابقه طولانی تری دارد.
در منابع دینی هم علاوه بر برخی مفسرین قرآن ، در شرح و توضیح برخی از روایات (به ویژه در ذیل روایاتی از اصول کافی که تکامل را برای موجودات برزخی اثبات می‌کنند) از چند و چون این عالم بحث شده است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لسان العرب، ابن منظور، بیروت، اعلمی، ج۱۲، ص۴۲۰.    
۲. الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۷، ص۱۳۸_ ۱۰۶، قم، مصطفوی.
۳. الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۷، ص۲۵۴_ ۲۴۴، قم، مصطفوی.
۴. الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۲، ص۸۲_ ۴۶.
۵. حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۱۰۹.
۶. حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۱۲۱.
۷. حکمت اشراق (مجموعه مصنفات)، شیخ اشراق، ج۲، ص۲۱۱_ ۱۹۸.
۸. الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۹_ ۲، قم، نشر البلاغه.
۹. الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۱۲۰.
۱۰. الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۲۲۱_ ۲۱۷.
۱۱. الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۲۵۳.
۱۲. الاشارات و التنبیهات، ابن سینا، ج۳، ص۴۱۲.
۱۳. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶، (درس ۴۵).
۱۴. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.
۱۵. نهایة الحکمة، علامه طباطبایی، ج۴، ص۱۲۳۸، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.    
۱۶. نهایة الحکمة، علامه طباطبایی، ج۴، ص۱۲۳۸، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.    
۱۷. المعجم الوسیط، ج۱، ص۴۹، دفتر نشر معارف اسلامی.    
۱۸. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۵.
۱۹. نهایة الحکمة، علامه طباطبایی، ج۴، ص۱۲۳۹.    
۲۰. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۵.
۲۱. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.
۲۲. الحکمة المتعالیه فی اسفار العقلیةالاربعة، ملاصدرا، ج۶، ص۲۹۳ ۲۹۲.    
۲۳. تعلیقة بر نهایة الحکمه، استاد فیاضی، ج۴، ص۹۵۳ (تعلیقة ۲۸).    
۲۴. تعلیقة علی نهایة الحکمه، غلامرضا فیاضی، ج۴، ص۱۲۰۷.    
۲۵. تعلیقة علی نهایة الحکمه، غلامرضا فیاضی، ج۴، ص۱۲۴۰ ۱۲۳۹.    
۲۶. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج۲، ص۱۶۶.
۲۷. فروع کافی، الکلینی، محمد بن یعقوب، ج۳، ص۲۴۵.    
۲۸. اسرار الایات، الشیرازی، صدرالدین (ملاصدرا)، ص۹۶، نشر حکمت.
۲۹. اسرار الایات، الشیرازی، صدرالدین (ملاصدرا)، ص۱۱۲.
۳۰. الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، ملاصدرا، چ بیروت، ج۹، ص۱۰۹.
۳۱. التلویحات اللوحیه و العرشیه، سهروردی، یحیی (شیخ اشراق)، ج۱، ص۹۰، مجموعه مصنفات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ سوم، ۱۳۸۰.
۳۲. الاشارات و التیبیهات، ابن سینا، حسین بن عبدالله، ج۳، ص۴۱۱_ ۴۱۰، قم، نشرالبلاغه.
۳۳. تاریخ فلسفه غرب، کاپلستن، فردریک، ج۱، ص۲۱۹_ ۲۱۴، ترجمه جلال الدین مجتبوی، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ ه. ش.
۳۴. متافیزیک، ارسطو، ص۴۵۷_ ۳۹۵، ترجمه شرف الدین خراسانی.
۳۵. التساعیه الرابعه لافلوطین، زکریا، فواد، الهیئه المصریه العامه للتالیف والنشر، ۱۳۸۹ه. ق.
۳۶. الاشارات والتنبیهات، ابن سینا، حسین بن عبدالله، ج۳، ص۳۶۲_ ۳۵۹، دفتر نشر کتاب، ۱۴۰۳ ه. ق.
۳۷. شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، آشتیانی، سید جلال الدین، ص۴۴۸_ ۴۴۷، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چ سوم، ۱۳۷۲ه. ش.
۳۸. حکمت اشراق، سهروردی، یحیی (شیخ اشراق)، ج۲، ص۲۳۲، مجموعه مصنفات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ سوم، ۱۳۸۰ه. ش.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «عالم مثال».    



جعبه ابزار