عارضذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عارض، یکی از اصطلاحات به‌کار رفته در علم منطق بوده و به‌معنای محمول غیر ذاتیِ مفارقِ موضوع است.


توضیح اصطلاح

[ویرایش]

هر چیزی که موضوع قرار گرفته است و اموری دیگر (که از لحاظ مفهوم با آن متفاوت‌اند) محمولِ برای آن واقع می‌شوند، دارای اجزا، لوازم و عوارضی است. بر این اساس، هر محمولی که به حسب مفهوم، عین ذات موضوع نیست بر سه قسم است: مقوّم، لازم و عارض.
۱. «مقوّم»، شیء داخل در ماهیت، هویت و حقیقت موضوع است و محمول مقوّم شامل اجناس، انواع و فصول می‌شود.
۲. «لازم»، محمولی است که موضوع به نحو لزوم متصف به آن است، اما بعد از تحقق ذات و تابع ذات است، نه داخل در حقیقت ذات.
۳. «عارض»، محمولی است که موضوع گاهی به آن متصف می‌شود بدون اینکه لزومی در تلبس و اتصاف دائمی موضوع به آن باشد.

امتیاز و اشتراک

[ویرایش]

وجه اشتراک مقوّم و لازم، این است که از موضوع جدا نمی‌شوند، به خلاف عارض. البته در یک کاربرد دیگر، عارض، شامل دو قسم اخیر (لازم و عارض) می‌شود که اوّلی را «عارض لازم»، و دومی را «عارض مفارق» گویند.
تفاوت دو اصطلاح عارض لازم و عرض لازم و همچنین تفاوت عارض مفارق و عرض مفارق از سنخ تفاوت اسم و وصف است. «عارض لازم»، همان عَرَض لازمِ یک شیء است که محمول آن واقع شده است. «عارض مفارق» نیز همان عَرَض مفارق یک شیء است که محمول آن واقع شده است.
[۳] خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۴۹.


مستندات مقاله

[ویرایش]

در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:

• خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی.
ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین.    
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه.    

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین، ص۱۴.    
۲. خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۲۳.    
۳. خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۴۹.
۴. مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه، ص۱۵۹-۱۶۲.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «عارض»، تاریخ بازیابی۱۳۹۶/۲/۱۲.    



جعبه‌ابزار